کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل
ذی‏نفع کلانگروه ذی‏نفعان

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت


 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

 

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کاملکلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

لطفا صفحه را ببندید

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل

کلیه مطالب این سایت فاقد اعتبار و از رده خارج است. تعطیل کامل



جستجو



آخرین مطالب

 



وظیفه اصلی مدیریت منابع انسانی رسیدگی به امور مربوط به کارکنان است و مسئولان و متخصصان امور پرسنلی وقت و نیروی زیادی صرف آن می‌کنند؛ اما پرداختن به این امور تنها وظیفه مدیریت منابع انسانی نیست و تصمیم‌گیری‌ها و عملکرد مسئولان امور پرسنلی اغلب به طور مستقیم در سودبخشی سازمان تأثیر می‌گذارد. سعادت (۱۳۸۶) اظهار می‌دارد که:
نمونه‌هایی از اقدامات مسئولان امور پرسنلی که می‌تواند با کاهش هزینه‌ها یا افزایش تولید و کارایی، به سودبخشی بیشتر سازمان کمک کند به این شرح است:
۱ ـ کاهش اضافه کاری‌های غیرضروری با افزایش راندمان کار در ساعات عادی.
۲ ـ اتخاذ تدابیری برای کاهش غیبت و مرخصی‌های به ظاهر موجه و کنترل آنها.
(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت nefo.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۳ ـ طراحی صحیح مشاغل برای جلوگیری از اتلاف وقت کارکنان.
۴ ـ جلوگیری از ترک سازمان با مدیریت صحیح و برقراری روابط انسانی و اجتماعی سالم.
۵ ـ طراحی یک سیستم بهداشت و ایمنی مؤثر و نظارت دقیق بر آن برای جلوگیری از بروز حوادث.
۶ ـ آموزش مهارت‌های لازم به منظور تربیت کارکنانی که حداکثر بازدهی را داشته باشند.
۷ ـ یافتن و استخدام شایسته ترین فرد ممکن برای هر شغلی و در هر سطحی.
۸ ـ طراحی سیستمی‌برای پرداخت حقوق و مزایا که بتواند در جذب و نگهداری نیروهای کارا با سایر سازمان‌ها رقابت نماید.
۹ ـ تشویق متصدیان مشاغل، به گونه ای که زمینه ی مساعدی برای ابراز نظرهایشان درباره کاهش هزینه‌ها فراهم آید (ص ۷).
بنابراین مدیران می‌توانند با توجه به موضوعات اساسی و مهمی‌که به طور مستقیم با جنبه‌های انسانی سازمان مربوط می‌شود تأثیر مستقیمی‌بر افزایش کارایی و سود شرکت داشته باشند.
۲ ـ۱۶-۲- وظایف مدیریت منابع انسانی
منظور از وظایف مدیریت منابع انسانی، کارها و فعالیت‌هایی است که باید هم در سازمان‌های کوچک و هم در سازمان‌های بزرگ برای جذب،بالندگی و حفظ منابع انسانی انجام شود.همانطور که در تعاریف مدیریت منابع انسانی آمده وظایف کلی آن عبارتند از: جذب، توسعه، ایجاد انگیزش و نگهداشت منابع انسانی. سعادت (۱۳۸۶) عقیده دارد که:
فهرست زیر از جمله مهمترین وظایف مدیریت منابع انسانی در سامزان است:
۱ ـ نظارت بر استخدام در سازمان به طوری که این امر در چهارچوب قانون و مطابق با قوانین و مقررات انجام گیرد و حق و حقوق قانونی متقاضیان مشاغل پایمال نگردد.
۲ ـ تجزیه و تحلیل مشاغل به طوری که ویژگی‌های هر یک مشخص و معین گردد.
۳ ـ برنامه ریزی برای تأمین نیروی انسانی مورد نیاز سازمان.
۴ ـ کارمندیابی، یعنی شناسایی کسانی که شرایط کافی را برای استخدام در سازمان دارا هستند.
۵ ـ انتخاب و استخدام بهترین و شایسته ترین نیروهای ممکن برای تصدی مشاغل در سازمان.
۶ ـ طراحی و تنظیم برنامه‌هایی که ورود کارکنان جدید به سازمان را تسهیل می‌کند.
۷ ـ آموزش کارکنان.
۸ ـ تربیت مدیر.
۹ ـ طراحی سیستم ارزیابی عملکرد کارکنان.
۱۰ ـ طراحی سیستم پاداش.
۱۱ ـ طراحی سیستم حقوق و دستمزد.
۱۲ ـ وساطت میان سازمان و سندیکاهای کارگری.
۱۳ ـ طراحی سیستم بهداشت و ایمنی محیط کار.
۱۴ ـ طراحی سیستم انضباط (صص ۳ ـ ۴).
به طور کلی منظور از وظایف مدیریت منابع انسانی، کارها و فعالیت‌هایی است که باید هم در سازمان‌های کوچک و هم در سازمان‌های بزرگ برای جذب، بالندگی و حفظ منابع انسانی انجام شود. از زمان پیدایش
اداره ای به نام اداره امور پرسنل یا مدیریت نیروی انسانی با وظایف تخصصی و با هویتی در سازمان، مدت نسبتاً کوتاهی می‌گذرد، ولی این بدان معنی نیست که وظایف مذکور قبلاً در سازمان انجام نمی‌گرفته است. دیوید[۱۳۹] و همکاران (۱۹۸۳) این وظایف و اثرگذاری متقابل آنها را در شکل زیر نشان داده اند.
شکل ۲ ـ ۱۲ : وظایف مدیریت نیروی انسانی
منبع : «دیوید» و همکاران، ۱۹۸۳، ص ۲۳.
نتیجه اینکه هدف اصلی مدیریت منابع انسانی در هر سازمان کمک به عملکرد بهتر در سازمان برای نیل به اهداف سازمانی است و برای رسیدن به این مقصود وظایف و فعالیت‌هایی را انجام می‌دهد. این وظایف (دعائی، ۱۳۸۴) شامل یکسری وظایف عمومی‌و خصوصی می‌باشد، وظایف عمومی‌نظیر: برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و رهبری، کنترل و ارزیابی می‌باشد و وظایف خصوصی شامل: برنامه ریزی نیروی انسانی، آموزش و بالندگی، پاداش، ایمنی و بهداشت، روابط کار و تحقیقات در زمینه منابع انسانی می‌باشد.
شکل ۲ ـ ۱۳ : وظایف مدیریت منابع انسانی
منبع: «دعائی»، ۱۳۸۴، ص ۲۳.
با پیچیدگی روزافزون سازمان‌ها، وظایف مدیریت منابع انسانی نیز پیچیده تر و خطیرتر گردیده است، البته مدل‌های متفاوت دیگری نیز برای دسته بندی وجود دارد. جزنی (۱۳۷۸) عمده ترین وظایف عمومی‌مدیریت منابع انسانی را به شرح زیر بیان کرده است:
وظایف عمده مدیریت منابع انسانی عبارتند از:
۱) سازماندهی، که شامل طراحی سازمان، طراحی شغل، تجزیه و تحلیل شغل و طبقه بندی مشاغل می‌باشد.
۲) جذب منابع انسانی، که شامل برنامه ریزی، کارمندیابی، انتخاب و استخدام می‌باشد.
۳) توسعه منابع انسانی، که شامل مدیریت عملکرد و آموزش کارکنان می‌باشد.
۴) مدیریت پاداش، که شامل حقوق و دستمزد و ارزشیابی مشاغل، پاداش و مزایا می‌باشد.
۵) روابط کارکنان، که شامل مشاکرت و ارتباطات کارکنان می‌باشد.
۶) بهداشت، ایمنی و رفاه کارکنان.
۷) امور اداری و پرسنلی کارکنان که شامل چارچوب قانونی مقررات دولتی، رویه‌ها و اقدامات استخدام و سیستم اطلاعات منابع انسانی می‌باشد (صص ۲۹ ـ ۳۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-04-14] [ 03:22:00 ق.ظ ]




در سال ۱۳۴۲ خورشیدی شرکت ملی نفت ایران اعلام کرد که در نظر دارد دو ناحیه از فلات قاره ایران که متصل به سرزمین ایران و دنباله طبیعی آن است را به مزایده گذارد، دولت عراق در اعلامیه‌ای به این امر اعتراض کرد و مدعی شد که بیشترین قسمت نواحی مذکور جز دریای سرزمینی عراق است. (جعفری ولدانی ، ۱۳۷۰ ، ۳۱۵ )
هر چند اختلاف پیش آمده زمینه‌ای برای مذاکره در رابطه با تحدید حدود فلات قاره را فراهم نمود و حتی اعلام شد که دو کشور به توافقات اصولی برای بهره‌برداری مشترک از نفت در منطقه مورد اختلاف دست یافته‌اند، اما اقدام عملی خاصی در این رابطه صورت نگرفت و همانطور که پیش‌تر اشاره شد پس از سال ۱۹۶۸ میلادی (۱۳۴۷ خورشیدی) تشنج در روابط دو کشور تشدید و مذاکرات تا زمان انعقاد قرارداد الجزایر عملاً متوقف شد، در قرارداد الجزایر نیز هیچگونه بحثی راجع به تحدید حدود فلات قاره صورت نگرفت. (جعفری ولدانی ، ۱۳۷۷ ،۸۶۲-۸۶۱ )

گفتار سوم – عوامل ژئوپلیتیک موثر بر مسائل مرزی و ارضی
اهمیت موقعیت نسبی یک کشور به مراتب بیشتر از اهمیت موقعیت ریاضی آن کشور است ، کشورهایی که نزدیک به اقیانوس و دریاهای آزاد قرار دارند یا به عکس به کل محاط در خشکی می‌باشند ، همچنین کشورهایی که در همسایگی ممالک قدرتمند قرار دارند و یا در مجاورت ممالک با ایدئولوژی خاص واقع‌اند با هم وضعی متفاوت داشته و همگی از نظر سیاسی ، اقتصادی و اجتماعی قابل توجه و مطالعه می‌باشند . ( پورعلیخانی، ۱۳۸۸، ۱۲۹ )
کشور ایران طولانی‌ترین سواحل را در خلیج فارس و دریای عمان دارا است و از این نظر دارای موقعیت بحری مناسبی است ، که البته خلاف اصل نزدیکی به اقیانوس یا دریای آزاد است ، چرا که خلیج فارس واجد این صفات نیست اما جزو حوزه‌های ژئوپلیتیک مهم محسوب می‌شود و از این بابت ایران نه تنها موقعیت بحری مناسب یافته است بلکه دارای موقعیت استراتژیک یا گذرگاهی خوبی نیز می‌باشد و این مسئله از بابت در اختیار داشتن تنگه هرمز محقق گشته است . ( اطاعت ، ۱۳۷۶ ، ۳۸ )
ایران بر تعدادی جزایر برخوردار از موقعیت ممتاز استراتژیک در تنگه هرمز و دهانه خلیج فارس حاکمیت دارد ، از آن میان شش جزیره که زنجیره قوسی دفاعی ایران را تشکیل می‌دهند اهمیت بیشتری دارند ، این جزایر عبارتند از هرمز ، لارک ، قشم ، هنگام ، تنب بزرگ و ابوموسی که در فاصله نسبتا کوتاه از یکدیگر قرار دارند ، یک خط منحنی فرضی که این جزایر را به یکدیگر وصل نماید به درک برتری استراتژیک ایران در کنترل امنیت تنگه هرمز کمک بیشتری می‌کند . (مجتهدزاده ، ۱۳۷۳ ، ۸۷ ) در واقع وجود تنگه هرمز از مجموع پارامترهای ژئوپلیتیکی است که سبب برتری ایران در منطقه خلیج فارس ، نه تنها بر عراق بلکه بر کلیه کشورهای این منطقه گشته است .
تنگه هرمز کنترل اقتصادی کشورهای خلیج فارس را در اختیار ایران قرار داده و در موازنه قدرت منطقه‌ای موقعیت را به نفع ایران تغییر می‌دهد (حافظ نیا ، ۱۳۷۱، ۴۷۲ ) و این زمانی اهمیت می‌یابد که بحث مسایل سیاسی حاکم بر روابط ایران با امارات متحده عربی از بابت حاکمیت و مالکیت این جزایر مطرح است یا از سوی دیگر ژئوپلیتیک دشوار عراق در نقطه مقابل وضعیت مناسب ایران قرار گیرد ، یا عاملی موثر در تشدید مشکلات مرزی و کار شکنی‌های این کشور در تعیین تکلیف مناطق دریایی فی ما بین دو کشور گردد .
در مقابل تمامی موارد پیش گفته عراق با موقعیت بری نسبی قرار دارد که فاقد موقعیت بحری همچون ایران است ، تنها بخش کوچکی از حاشیه مرزهای جنوبی این کشور با خلیج فارس در ارتباط است .
از طرفی اروندرود یا خور عبدالله نیز می‌توانند جزو راه‌های ارتباطی عراق با خلیج فارس محسوب گردند که در مورد اول یعنی اروندرود یک ساحل تقریبا ۴۵ کیلومتری در شمال غرب خلیج فارس وجود دارد و در مورد دوم خور عبداله میان عراق و کویت مشترک است ، بنابراین مجموع موارد پیش گفته قابل ملاحظه نمی‌باشد و بر اساس الزامات ژئوپلیتیکی عراق قادر نیست به یک قدرت بحری تبدیل گردد . ( دهقانی فیروز آبادی ، ۱۳۸۲ ، ۵۶ ) حتی به لحاظ بهره مندی از ساحل خلیج فارس در مصب اروندرود نیز این مسئله که حدود ۶۷ % از آب اروندرود به تنهایی از ایران تامین می‌شود موثر می‌باشد . ( پورعلیخانی ، ۱۳۸۸، ۱۴۳ )
از آنجا که شبکه آبهای ایران به جز رودخانه‌های کارون و اروندرود غیر قابل کشتیرانی هستند ، مسئله استفاده از این آبراهه علاوه بر عراق برای ایران نیز مهم می‌باشد و همواره محل مباحثات فراوان بین‌المللی بوده است . ( اطاعت ، ۱۳۷۶، ۴۷-۴۶ ) اروندرود، رود بزرگی است که از به هم پیوستن دجله و فرات تشکیل می‌شود و پس از عبور از بصره در محلی به نام نهر خین در جنوب شلمچه به مرز ایران می‌رسد ، از اینجا مرز مشترک بین ایران و عراق شروع می‌شود و تا مصب اروندرود در خلیج فارس ادامه می‌یابد . (بای، ۱۳۸۴ ، ۸۹ )
عراق برای صادرات نفت و واردات محصولات مورد نیاز خویش به شدت به خلیج فارس وابسته است و این وابستگی تا حدی است که در دهه ۸۰ و ۹۰ میلادی منجر به حمله این کشور به ایران و کویت و بروز دو جنگ منطقه‌ای گردید ، به نظر می‌رسد در هر دو تجاوز افزایش دسترسی این کشور به خلیج فارس از راه حاکمیت کامل بر اروندرود و استفاده آزادانه از بنادر خویش ، جزو انگیزه‌های قوی و مهم حاکمان عراق بوده است .
اشغال خوزستان ( با فرض اینکه ممکن و دائمی می‌بود ) نه تنها وضعیت عراق را از نظر صادرات نفت و تاسیس بنادر نفتی و تجاری بهبود می‌بخشید بلکه سواحل این کشور را در خلیج فارس گسترش می‌داد به نحوی که بتواند به صورت یک قدرت بزرگ منطقه‌ای درآید . ( دهقانی فیروز آبادی، ۱۳۸۲، ۶۱ )
به هر روی در حال حاضر عراق دارای سه بندر به نام های «بصره» ، «ام القصر» و «فاو» در خلیج فارس می‌باشد که معتقد است پاسخگوی نیازهای این کشور نمی‌باشند . دلایل عراق به این شرح هستند :
۱- بندر بصره در شمال اروندرود و در ۱۲۰ کیلومتری خلیج فارس واقع شده است بنابراین تنها راه دسترسی عراق به بندر مذکور اروندرود می‌باشد . عراق همیشه ادعا می‌کرد که با پذیرش خط تالوگ به عنوان مرز ایران و عراق در این رودخانه ( اشاره به قرارداد الجزایر ) از اهمیت این بندر کاسته شده و علاوه بر آن در صورت بروز اختلاف با ایران امکان بسته شدن این رودخانه وجود دارد به همین جهت عراق نمی‌تواند از بابت بهره مندی از این بندر به عنوان راهی برای رسیدن به خلیج فارس اطمینان کامل داشته باشد.
۲ – بندر ام القصر نیز در کنار خور ام القصر که خوری پر از جزر و مد است واقع شده است . از طرفی راه دسترسی به این بندر خور عبداله و خور شطنه است که آبهای آنها میان عراق و کویت مشترک است و بنادر کویتی وربه و بوبیان بر بندر ام القصر مشرف می‌باشند ، این امر از دلایل تمایل همیشگی عراقی‌ها به تصرف یا اداره دو بندر فوق الذکر می‌باشد . به هر حال این بنادر نیز کم عمق بوده و به لحاظ پذیرش کشتی‌های بزرگ پاسخگو نیستند .
۳- سومین بندر عراق یعنی فاو در دهانه اروندرود واقع شده است ، این بندر دارای سواحل باتلاقی و رسوبی است به همین جهت عراق ناگزیر بوده در فاصله نزدیکی از این بندر از اسکله‌های البکر و الامیه استفاده کند که در واقع اسکله‌های شناور به شکل جزایر مصنوعی هستند و در مجموع پاسخگوی نیاز عراق در دسترسی به خلیج فارس نمی‌باشند . ( جعفری ولدانی ۱۳۷۷، ۳۷-۳۰ )
مجموع تمامی موارد پیش گفته حاکی از برتری موقعیت ایران به لحاظ ژئوپلیتیک بر عراق می‌باشد ، این برتری بی‌شک بر هرگونه مذاکره‌ای در عرصه بین‌المللی که متضمن منافع هر کدام از این دو کشور باشد موثر است .
نهایتا همانگونه که در مورد مرز دریایی ایران با عراق و کویت در شمال خلیج فارس بررسی شد، نقطه ثلاثه فوقانی این مرز به دلیل تداخل مناطق فلات قاره ‌این کشورها نامشخص و متعاقباً وضعیت تحدید حدود فلات قاره در این منطقه نامشخص است این در حالی است که در این منطقه منابع قابل ملاحظه‌ای به لحاظ نفت و گاز یا سایر منابع وجود ندارد و به نظر نمی‌رسد که در آینده نیز کشف گردد ، لذا عامل وجود منابع طبیعی در مذاکرات میان سه کشور عراق ، ایران و کویت تاثیرگذار نخواهد بود ، از طرفی عراق کمترین طول ساحل را در خلیج فارس دارا است که سبب گشته بر خلاف موقعیت آلمان در دریای شمال ، که پیش‌تر اشاره شد ، فاقد امکان ادعای بکارگیری اصل تناسب گردد ، یعنی شکل بد سواحل عراق در این منطقه و تقعر آنها تنها عامل منفی در تحدید حدود فلات قاره عراق نمی‌باشد . علی‌رغم آگاهی عراق از وضعیت بد جغرافیایی خود اما همواره به علت این موقعیت خاص جغرافیایی مخالف اعمال قاعده تناصف در تحدید حدود فلات قاره بین خود و دول همسایه بوده و مکرراً اعلام داشته که در صورت توافق بین ایران و کویت در خصوص تحدید حدود فلات قاره از طریق اعمال اصل تناصف این توافق را به رسمیت نخواهد شناخت حال سئوال این است که آیا هیچ شیوه منصفانه جهت تراضی ایران و کویت با عراق وجود دارد یا خیر ؟
بخش دوم – ایران و کویت
در این بخش که در قالب سه گفتار تنظیم گردیده نخست ویژگی مرز دریایی ایران و کویت بررسی می گردد ، سپس کلیه معاهداتی که از دهه چهل جهت تحدید حدود فلات قاره میان ایران و کویت صورت گرفته ، بررسی می گردد و نهایتا اختلافات میان دو کشور از جمله موانع سیاسی مربوط به عراق همچنین موارد ترک مذاکره و بهره برداری از حوزه نفتی آرش بررسی می گردند .
گفتار اول – بررسی مرز دریایی ایران و کویت
بین کویت و عربستان سعودی منطقه‌ای بیطرف وجود داشته که دو کشور در سال ۲۰۰۰ میلادی (۱۳۷۹ خورشیدی) در مورد آن به توافق رسیدند و بنابراین مرزهای دریایی‌شان را نیز در این منطقه تعیین، تصویب و نهایی نمودند. هر چند این موافقت‌نامه دارای ابهاماتی است که مورد بررسی قرار خواهد گرفت، اما تمایل کویت به تحدید حدود فلات قاره‌اش با ایران را افزوده و منجر به شکل‌گیری مذاکراتی در این رابطه شده است از سوی دیگر این قرارداد بطور تقریبی نقطه شروع مرز دریایی ایران و کویت را مشخص نموده چرا که این نقطه در مجاورت مرز دریایی کویت و عربستان خواهد بود. اما نقطه فوقانی مرز ایران و کویت در حقیقت مشکل اصلی خواهد بود بدین علت که قاعدتاً این نقطه باید محل تلاقی سه خط مرزی ایران – عراق، عراق – کویت و ایران – کویت باشد و با توجه به اینکه تعیین این نقطه نیازمند مذاکرات سه جانبه می‌باشد و از آنجا که کشور عراق وارد چنین مذاکره‌ای نشده و مذاکرات دو جانبه‌اش نیز به سرانجام دقیقی نرسیده است، محل دقیق این نقطه ثلاثه نامعلوم است. از طرفی برخلاف بحث فلات قاره ایران و عراق که تاکنون منبع قابل توجه و جدی انرژی در آنجا کشف نشده است، مسئله مرز دریایی و تحدید حدود فلات قاره ایران و کویت به این لحاظ اهمیت دارد، در اردیبهشت ۱۳۷۹ ایران در حوزه نفتی آرش اقدام به انجام عملیات اکتشاف و حفر چاه نمود که با اعتراض کویت و عربستان مواجه گردید. علت اعتراض کویت نسبتاً مشخص است، مرزهای دریایی ایران با کویت مشخص نشده است و ظاهراً یکی از علل اساسی انجام عملیات حفاری در میدان آرش طبق اظهارات مقام‌های مسئول وزارت امور خارجه و وزارت نفت تحریک مقامات کویتی برای حل مسئله مرز دریایی با ایران بود. (باقر پور ، ۱۳۸۱ )
اما علت اعتراض عربستان مبهم می کند چرا که مرز دریایی ایران و عربستان جز نخستین مرزهایی است که در خلیج فارس احراز شده است، اما آنچه نامشخص است محل تلاقی مرز دریایی ایران، عربستان و کویت می‌باشد، چرا که به نظر می‌رسد موافقتنامه سال ۲۰۰۰ میلادی عربستان و کویت وارد منطقه دریایی ایران شده و نیاز به اصلاح دارد. [۴۸]
مورد پیش گفته که معرف نقطه ۴ مرزی در قرارداد کویت و عربستان است محدوده شرقی این مرز را دچار ابهام نموده و کویت و عربستان با این مسئله از طریق اعتراض به عملیات حفاری ایران در حوزه نفتی آرش برخورد کرده‌اند حال آنکه این مشکل، جدی می کند و نیازمند مذاکرات و اصلاحیات قطعی می‌باشد.
در حقیقت همین مسئله که به لحاظ منابع انرژی تعیین مرز دریایی ایران و کویت دارای حساسیت‌هایی است ، به دشواری‌های تحدید حدود افزوده است ، و البته تمایل ایران به تعیین تکلیف آن پس از سه دهه در پروسه فعلی مذاکرات موثر بوده که به شرح زیر بررسی می‌گردد .
گفتار دوم – سابقه مذاکرات ایران و کویت جهت تحدید حدود فلات قاره
اختلاف در مورد تحدید حدود فلات قاره خلیج فارس با اعطای امتیازات نفتی در این منطقه به شرکت‌های خارجی در سال‌های ۵۸-۱۹۵۷ میلادی آغاز شد . نخستین تلاش برای افراز فلات قاره سه کشور شمال خلیج فارس از آغاز دهه ۱۹۶۰ آغاز گردید . در سال ۱۹۶۴ و به دنبال دیدار وزیر امور خارجه ایران از کویت اعلام شد که دو کشور توافق کرده‌اند کمیته مشترکی در مورد آبهای سرزمینی تشکیل دهند . در مورد این موافقتنامه ، امیر کویت به سال ۱۹۶۵ در پارلمان این کشور اعلام کرد به موجب موافقتنامه پیش گفته کمیته فنی جهت بحث در مورد مرزهای فلات قاره ایران و کویت تشکیل خواهد شد . اما به دلایلی که بیان خواهد شد در مجموع تلاش‌ها و مذاکرات به نتیجه مطلوبی نرسید . اختلافات ایران و عراق در مورد اروندرود ، اختلاف ایران و کویت در مورد عرض دریای سرزمینی و همچنین وضعیت جزایر دو طرف در خلیج فارس به علاوه مشکلات سیاسی میان طرفین که بر روند مذاکرات موثر بود ، مجموعه‌ای از عوامل و دلایل عدم حصول نتیجه بوده‌اند.
نهایتا و به دنبال دیدار شاه ایران از کویت اعلام شد که رهبران دو کشور توافق کرده اند که: «در ادامه کار انعقاد چند موافقت‌نامه مربوط به فلات قاره خلیج فارس تسریع به عمل آورند .»[۴۹]
علاوه بر تمامی موارد پیش گفته خود عراق مشکل اصلی توافق ایران و کویت محسوب می‌شد و به هر حال توافق ایران و کویت ، به علت تردیدی که در مورد تداخل خط مرزی فلات قاره ایران و عراق با خط مرزی فلات قاره کویت و عراق و منطقه تقسیم شده بین کویت و عربستان سعودی وجود داشت ، نتوانست به شکل یک معاهده رسمی درآید و این مسئله تا سال ۱۹۹۵ تقریبا رها شده بود ، چرا که ایران و کویت در بازه‌های زمانی مختلف درگیر دفاع از تمامیت ارضی خود در برابر توسعه طلبی‌های عراق طی دو جنگ منطقه‌ای بودند ، اما در سال ۱۹۹۵ تحولی در مذاکرات عربستان سعودی و کویت رخ داد که سبب آغاز مجدد مذاکرات تحدید حدود فلات قاره میان ایران و کویت گردید . (جعفری ولدانی ، ۱۳۸۸، ۶۴)
به هر حال این مسئله که سه دهه از انفعال دیپلماسی کویت در بحث تحدید حدود فلات قاره‌اش با ایران می‌گذشت مقامات ایرانی را وادار به عکس‌العمل نمود ، همانطور که پیش‌تر اشاره شد در سال ۱۳۷۹ کارشناسان اکتشاف وزارت نفت ایران در حوزه آرش اقدام به حفر چاه نمودند و با اعتراض کویت مذاکرات از سر گرفته شد ، عربستان نیز به عمل ایران تا حدی که مربوط به منطقه مشترک تحت مالکیت عربستان و کویت بود اعتراض کرد و مدعی بود که در منطقه مذکور دارای مالکیت مشترک با کویت است . به هر حال عملیات حفر چاه از سوی ایران متوقف شد . ( نامی ، ۱۳۸۶ ، ۸۲ )
در آن زمان مقامات کویتی قائل به مشترک بودن حوزه نفتی آرش (الدوره) با ایران بودند.[۵۰] اما به دنبال حضور پر رنگ‌تر آمریکایی‌ها در منطقه اعلام کردند که با مشارکت عربستان سعودی اقدام به بهره‌برداری مشترک از این حوزه نفتی خواهند نمود .[۵۱]
به هر حال علاوه بر کلیه مشکلات پیش گفته از آغاز مذاکرات در دهه ۴۰ خورشیدی بحث این میدان نفتی نیز اثر قابل ملاحظه‌ای بر مذاکرات ایران و کویت گذاشته است .
از آنجایی که احتمال کشف منابع دیگر نیز وجود دارد و با پیشرفت فناوری این منابع کشف خواهند شد ، افراز مرز دریایی ایران و کویت باعث قانون‌مندی اکتشاف و استخراج منابع احتمالی خواهد گردید .
گفتار سوم – بررسی اختلافات ایران و کویت در جریان مذاکرات
دهه ۱۳۴۰ خورشیدی زمان شروع مذاکرات ایران و کویت و در واقع اوج این مذاکرات بوده است. همانگونه که پیش‌تر اشاره شد ایران نخستین قانون دریایی را در سال ۱۳۱۳ خورشیدی تصویب کرده بود، این قانون در دو مرحله، یکی پس از اعلامیه ترومن و دیگری پس از کنوانسیون ۱۹۵۸ ژنو حقوق دریاها اصلاح شد و تغییر کرد.
قانون اصلاح قانون آب‌های ساحلی و منطقه نظارت ایران که در سال ۱۳۳۸ خورشیدی به تصویب رسیده بود، در ماده سوم خود عرض دریای سرزمینی را از خط مبدأ ۱۲ مایل تعیین کرده بود، در حالیکه با توجه به پیمان ۱۸۹۹ میلادی (۱۲۷۸ خورشیدی) میان حاکمان وقت کویت و بریتانیا، این کشور تحت الحمایه بریتانیا بوده و کلیه امور مربوط به سیاست خارجی خود را به انگلستان واگذار کرده بود و مطابق با آن قوانین عمل می‌کرد. لذا مطابق قوانین بریتانیا عرض دریایی ساحلی کویت ۳ مایل تعیین شده بود. Razavi, 1997, 28))
نخستین مانع بر سر مذاکرات جدی دو کشور ایران و کویت همینجا ایجاد شد. علاوه بر عرض دریایی سرزمینی، خط مبدأ محاسبه این دریا نیز مورد اختلاف طرفین بود. جزیره ایرانی خارک و جزیره کویتی فیلکه جزایری بودند که طرفین بعنوان خط مبدأ خود پیشنهاد کرده بودند، ابتدا هیأت مذاکره کننده کویتی یک طرح مقدماتی ارائه کرده بود که لحاظ کردن تمام جزایر دو طرف را در تعیین خط مبدأ و البته با توجه به اصل انصاف پیشنهاد می‌داد. در این طرح همچنین مقامات کویتی اعلام کرده بودند چنانچه نظر طرف ایرانی بر عدم تأثیر جزایر باشد، یعنی حد پایین ترین جزر ، منظور نظر آنان باشد کویتی‌ها در صورت بررسی دقیق نقاط مبدأ طرفین این نظر را خواهد پذیرفت. ( نامی، ۱۳۸۶، ۶۳ )
این حد از انعطاف پذیری کویتی‌ها سبب گشت که نسبت به حل مسئله مرز دریایی و تحدید حدود فلات قاره که منجر به بهره‌برداری قانونی طرفین از مناطق تحت حاکمیت خود و رفع مشکل قراردادهای نفتی مثل کویت و سیریپ ایران می‌شد، خوش بینی‌های فراوان حاصل شود. با توجه به مذاکراتی که صورت گرفته بود و همچنین تشکیل کمیته‌های تخصصی، انتظار می‌‌رفت تا فلات قاره دو کشور به زودی تحدید گردد، اما کویت از مواضع قبلی و منعطف خود عقب نشینی کرد، به گونه‌ای که موافقتنامه‌ای که نظر هر دو کشور در آن منظور شده بود هرگز به امضاء طرفین نرسید این مسئله در گزارش تهیه شده از سوی معاونت امور بین‌الملل وزارت نفت مطرح شده است.
این گزارش در سال ۱۳۴۹ خورشیدی تهیه و در سال ۱۳۷۶ منتشر شده بود و اعلام می‌دارد در توافقنامه‌ای که پس از مذاکرات دهه ۴۰ خورشیدی بین ایران و کویت تهیه شده، «تصریح شده بود که در تحدید حدود فلات قاره ایران و کویت اثر صد در صد جزایر خارک و ارتفاعات جزیره منشت المواء در قسمت ایران و اثر صد در صد جزایر فیلکه و ارتفاعات جزیره رأس الیاحی در کشور کویت ملاک ترسیم خط مرزی فلات قاره قرار گیرد، مشروط بر اینکه اثر صد در صد جزیره خارک همه جا از جمله در تمام منطقه بیطرف نیز لحاظ شود.» ( همان، ۶۸ )
منطقه بیطرف که در جمله اخیر گزارش اشاره شده از دلایل عمده بی‌ثمری مذاکرات ایران و کویت و همچنین ورود عربستان به ماجرا می‌باشد. بدین ترتیب که پیش‌تر میان کویت و عربستان منطقه‌ای بیطرف وجود داشته است که مسایل و منافع آن بویژه در بحث انرژی به هر دو کشور مربوط می‌شده است، لذا هرگونه اقدامی در خصوص مسایل انرژی منطقه بیطرف به دقت از سوی عربستان دنبال می‌شد.
لذا این کشور به زعم در خطر قرار گرفتن منافع‌اش در نتیجه مذاکره و توافق ایران و کویت، مرتب به کشور کویت اعتراض کرده مدعی بود کویت بدون اطلاع عربستان اقدام به انجام عملیات اکتشاف در منطقه بیطرف کرده است.
از آنجائی که این ماجرا مذاکرات تحدید حدود فلات قاره ایران و کویت را تحت‌الشعاع قرار می‌داد، ایران اقدام به ارائه راه حل‌هایی به هیأت کویتی نمود از آن جمله تعیین همزمان فلات قاره کویت و منطقه بیطرف و حضور عربستان در مذاکرات بود. این راه حل‌ها از سوی هیأت کویتی نادیده گرفته شد، با این استدلال که کویت ضرورتى نمی‌بیند که دولت عربستان در مذاکرات مربوط به تحدید حدود فلات قاره ایران و کویت شرکت کند و اینکه کویت مسئول تعیین ادعاهای عربستان در خصوص فلات قاره خود نمی‌باشد. ( همان، ۶۴-۶۳ )
بدین ترتیب هیأت ایرانی مجدداً در مسیر حصول توافق با مقامات کویتی با مانع مواجه شده بود، این امر سبب گشت که این هیأت طرح جدیدی را ارائه کند که در آن عوامل حاکم بر ترسیم مرز فلات قاره بین ایران و کویت شرح داده شده بود.
ایران معتقد به اعمال اصل واقعیات بود، به این معنی که جزئیات جغرافیائی در سواحل دو طرف بعلاوه زمینه‌های تاریخی و حتی شرایط اقتصادی دو کشور شامل جمعیت و درآمد سرانه و میزان مصرف داخلی نفت به دقت بررسی گردد. ( همان، ۶۵ )
پیشنهادات هیأت ایرانی به دلیل تأثیر شدید قراردادهای نفتی در ادامه مذاکرات مورد توجه قرار نگرفت و حتی هیأت کویتی برخلاف موضع قبلی خود که با حضور عربستان بعنوان ثالث مذاکرات تحدید حدود فلات قاره خود با ایران، مخالفت می‌کرد، تمام تلاش خود را بکار می‌بردند تا باعث حضور این کشور در مذاکرات شوند و حتی در ادامه مذاکرات مسأله فلات قاره منطقه بیطرف را مطرح کردند که خلاف سابقه مذاکرات مقامات کویتی بود چرا که این کشور موکداً اعلام کرده بود از آنجائی که مورد مذاکره تحدید حدود فلات قاره ایران و کویت می‌باشد، نه منطقه بیطرف و نه حضور عربستان در مذاکرات موضوعیت ندارد و اکنون با پیش کشیدن مجدد این بحث مشکلی جدید در روند مذاکرات ایجاد کرده بودند.
بدین ترتیب کلیه تلاش‌های مقام های ایرانی و مجموعه مذاکرات دهه ۴۰ خورشیدی میان دو کشور بدون حصول توافق بین طرفین پایان یافت.
در این میان تأثیر عراق را در عدم حصول توافق میان ایران و کویت نباید نادیده انگاشت، عراق از نخستین سالهای آغاز مذاکرات بین ایران و کویت و با حصول نتایج اولیه مرتب و مکرراً اعتراض خود را به این امر اعلام نموده است، دهه ۵۰ و همچنین ۶۰ خورشیدی به دلیل بروز مشکلات سیاسی بین طرفین، بدون مذاکره سپری شد، چرا که پس از سال ۱۹۷۱ میلادی (۱۳۵۰ خورشیدی) کویت در مجموعه‌ای از کشورهای عربی قرار گرفت که پیشگام شعار ناسیونالیسم عرب بودند و با برتری نظامی و سیاسی ایران در منطقه به مخالفت برخاسته بودند. دولت کویت به دفعات از ادعای سرزمینی عراق نسبت به استان خوزستان حمایت کرده بود این ماجرا از جنبه تبلیغاتی فراتر رفته و به مجلس کویت نیز کشیده شده بود. (جعفری ولدانی ، ۱۳۷۱ ، ۴۱۶ )
عملکرد کویت در قبال اعاده حاکمیت ایران بر جزایر سه گانه نیز از عوامل تشنج در روابط سیاسی ایران و کویت در دهه ۵۰ بود، چراکه این کشور عضو ۱۵ کشور عربی بود که در ۱۷ ژوئیه ۱۹۷۲ میلادی (۱۳۵۱ خورشیدی) خواستار بررسی مجدد مسأله جزایر سه گانه از سوی شورای امنیت سازمان ملل متحد شدند . ( پارسا دوست، ۱۳۷۰، ۲۷۵-۲۶۹ )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




تشویق و حمایت از فروش فناوری و اعطای مجوز

معاونت صنعتی با همکاری موسسه و معاونت طرح و برنامه

تشویق و حمایت از صادرات

معاونت صنعتی با همکاری موسسه و معاونت طرح و برنامه

همان‌گونه که ملاحظه می­گردد مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی ظرفیت قانونی بسیار مناسبی برای فعال‌سازی فن‌بازار دفاعی دارد.

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

۶-۲-۷-۲٫ وضعیت فن‏بازار دفاعی در کشور از نگاه نهادی
فن‏بازاریک نهاد میانجی در درون سیستم نوآوری دفاعی کشور است. قدرت این سیستم نوآوری اولاً به نهادهای تشکیل‌دهنده آن و ثانیاً به روابط بین این نهادها بستگی دارد.
موسسه
(
میانجی)
صنعتیا دانشگاه
(
عرضه)
صنعت
(
تقاضا)
وزارت / ستاد کل/ دولت
شکل۴-۲٫ نظام نوآوری دفاعی
در این سیستم، صنایع دفاعی به‌عنوان نهادهای اصلی فاقد ویژگی‌های یک بنگاه اقتصادی هستند و رفتار دوگانه “ماموریتی-اقتصادی” دارند. مدیران این صنایع بیش از آنکه به بقای صنعت به‌عنوان یک بنگاه بی‏اندیشند به رضایت ذی‏نفعان خود فکر می‌کنند. در چنین فضایی، “کاهش هزینه مبادله” جای خود را به “انجام مأموریت از راحت‌ترین مسیر ممکن” می‌دهد و این نیز جای خود را به ” فراهم کردن رضایت ذینفعان به هر طریق مقدور” می‌سپارد.
دانشگاه نیز در این سیستم شرایط خاص خود را دارد و به‌جای توسعه علم به دنبال رضایت ذی‌نفعان از طریق پر رنگ نشان دادن سهم خود در توسعه محصولات دفاعی و کسب درآمد به هر روش ممکن است. نهادهای بالادست نیز مرتباً این نقش را که دانشگاه باید مشکل صنعت را حل کند و به عبارتی دنباله‌رو صنعت باشد تکرار می‌کنند.
موسسه به‌عنوان نهاد میانجی تلاش‌هایی را برای مرتبط کردن نهادهای فوق با یکدیگر صورت داده است اما به دلیل فقدان اطلاعات و دانش لازم برای یک نهاد میانجی و ناتوانی در کاهش هزینه‌های مبادله در نقش خود موفق نبوده است.
پس در مجموع طرفین عرضه و تقاضا و نیز نهاد میانجی فاقد شرایط لازم برای برقراری ارتباط و انجام مبادلات فناوری بوده‌اند. به‌طورکلی زمانی می‏توان به مبادله فناوری در سیستم نوآوری دفاعی امیدوار بود که اولاً صنایع نیاز شدیدی به تأمین فنّاوری حس کنند، ثانیاً هزینه تأمین فناوری برای آن‌ها مهم باشد، ثالثاً نهادهای میانجی بتوانند هزینه مبادله را به سطحی پایین‌تر از زمانی که صنعت رأساً اقدام می‌کند، برسانند.
وضعیت فعلی صنایع دفاعی و سیستم نوآوری دفاعی به‌گونه‌ای است که شرط اول برقرار است، یعنی بسیاری از صنایع دفاعی کشور برای پیشبرد اهداف خود به فناوری‌های خاصی نیاز دارند. شرط دوم تاکنون برقرار نبوده اما شاید بعد از این برقرار باشد. در مورد شرط سوم بعید است که نهادهای فعلی بتوانند چنین نقشی ایفا کنند.
درصورتی‌که در آینده سیاست‌های انقباض اقتصادی در بخش دفاع تداوم یابد، صنایع دفاعی، شکل‏گیری نهادی که بتواند با انباشت اطلاعات و مهارت‌های کارشناسی هزینه‌های مبادله را به حداقل برساند، مطالبه خواهند کرد.
۷-۲-۷-۲٫ پشتوانه‏های قانونی برای معاملات فناوری
یکی از مهمترین پشتوانه­های قانونی که زمینه معاملات فناوری را در فرایند نوآوری و فن­بازار در بخش دفاعی تسهیل نموده و در نوع خود بی­نظیر می­باشد آئین نامه مالی معاملاتی مؤسسه آموزشی و تحقیقاتی صنایع دفاعی می­­باشد که در تاریخ …به تصویب مجلس شورای اسلامی رسیده است. در این آئین­نامه که از طرف ستاد کل نیروهای مسلح سند پایه و قانونی برای بهره­ گیری از مدیریت معاملات در حوزه تحقیقات نیروهای مسلح به تمامی سارمانهای عمده نیروهای مسلح ابلاغ گردیده است بطور شفاف به مقوله مالکیت مادی معنوی پرداخته است. در ماده ۱۰ فصل سوم آن که اختصاص به حقوق مخترین، مکتشفین و نوآوران دارد آمده است: ” اختراع، اکتشاف و نوآوری که در سازمانهای دفاعی حاصل میشود حقوق ناشی از آن مشترکا به سازمان و مخترع یا مکتشف یا نوآور حسب مورد تعلق خواهد گرفت. تبصره: در صد حقوقی که در اینگونه موارد به اشخاص حقیقی تعلق می­گیرد توسط کمیسیون ماده ۱۳ تعیین میگردد. اما میزان آن کمتر از ۱۰% ارزش اقتصادی یا ارزش انحصاری ثبت اختراع، اکتشاف یا نوآوری نخواهد بود”.
چنین ظرفیتهای قانونی اگر در فرایند نوآوری و مبادلات فناوری جاگرفته و بهره ­برداری گردد بعنوان یک کاتالیزور دارای نیروی کشندگی اقدامات پیشینی و دارای نیروی پیشرانی برای اقدامات پسینی فن­بازار بحساب میآید
۸-۲-۷-۲٫ سابقۀ ‌‌‌فن‌بازار در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری
موضوع ‌‌‌فن‌بازار و تصمیم‌گیری و سیاست‌گذاری در مورد آن در وزارت علوم، تحقیقات و فناوری از ابتدا تاکنون با چالش‌‌‌های بسیار روبرو بوده و فرازونشیب‌‌‌های زیادی را پشت سر گذاشته است. از مهم‏ترین اقدامات این وزارتخانه از سال ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۵، برگزاری چهار دوره نمایشگاه ‌‌‌فن‌بازار در حاشیۀ هفتۀ پژوهش بود که با هدف زمینه‏سازی و تسهیل دادوستد فناوری با مشارکت مراکز مختلف فعال در عرصۀ فناوری از سراسر کشور برگزار گردید.
۹-۲-۷-۲ ‌‌‌فن‌بازار منطقه‌ای؛ تجربۀ فن‌بازار در پارک‌های علم و فناوری
موضوع راه‌اندازی فن‏بازار، از سال ۱۳۸۵ مورد استقبال پارک‌های علم و فناوری نیز قرار گرفت. در زمان نگارش این تحقیق، سه فن‌بازار به‌عنوان فن‏بازارهای منطقه‌‌ای در پارک‌های علم و فناوری خراسان، اصفهان و یزد، مشغول فعالیت بوده‌اند. از آنجایی که رسالت اصلی پارک‌های علم و فناوری، حمایت از تحقیق و توسعه است، این مراکز عمدتاً به شبکه گسترده‌ای از صاحبان فناوری، متقاضیان، سرمایه‌گذاران و فعالان حوزۀ علم و فناوری در منطقۀ خود دسترسی دارند. بنابراین شکل‌گیری فن‌بازار با هدف ایجاد بازار فناوری در دستور کار پارک‌های علم و فناوری قرار گرفته است و این مراکز سعی کرده‌اند تا با بهره‌گیری از فرصت‌های موجود در سطح منطقه، بازار مذکور را ایجاد و ساماندهی نمایند.
۱۰-۲-۷-۲ کریدور نانو
فرایند تبدیل ایده به محصول نیازمند زیرساخت‌های مختلف اطلاعاتی، مدیریتی، حقوقی و مالی است. موسسه خدمات فناوری تا بازار ستاد نانو (کریدور) به‌منظور استانداردسازی بازاریابی اینترنتی محصولات نانویی و همچنین ایجاد مرجعی برای خرید محصولات مطمئن نانویی در بازار داخل و بین‌الملل، سامانه بازار مجازی نانو را به آدرس www.enanomarket.com راه‌اندازی نموده است. این سامانه مرجع اصلی فروش محصولات نانویی دارای تأییدیه نانومقیاس (تأییدیه نانومقیاس اعطاشده توسط کریدور ستاد ویژه توسعه فناوری نانو) بوده و بر مبنای فروش مستقیم بدون واسطه از طریق ثبت سفارش به تولیدکننده عمل می کند. بازاریابی محصولات از طریق این سامانه تحت حمایت ستاد ویژه توسعه فناوری نانو بوده و هزینه‌ای برای شرکت‌های تولیدی و یا خریداران ندارد.
خدمات قابل ارائه در کریدور شامل موارد زیر است:
متدولوژی (سنجش مقیاس):
خدمات انتقال فناوری به صنعت
خدمات مستندسازی فناوری
مشاوره و امکان‌سنجی پروژه‌ها و طرح‌های صنعتی و خدماتی
خدمات حقوقی و مالکیت فکری
خدمات حمایتی برای اخذ مجوزها و استانداردهای لازم
خدمات سرمایه‌گذاری و تأمین مالی
توسعه و هدایت همکاری‌های شرکت‌های فناوری
خدمات بازاریابی و بازرگانی داخلی و خارجی
۱۱-۲-۷-۲٫ تجربۀ فن‌بازار در سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی
پروژه راه‌اندازی فن‌بازار از سال ۱۳۸۵ در دستور کار سازمان قرار گرفت و یک سال بعد در سال ۱۳۸۶، فن‌بازار مجازی سازمان پژوهش‌های علمی و صنعتی توسط دفتر ارتباط با صنعت معاونت توسعۀ فناوری این سازمان شکل گرفت.
۱۲-۲-۷-۲٫ فن‌بازار پارک فناوری پردیس
‌‌‌فن‌بازار پارک فناوری پردیس که از آن به‌عنوان ‌‌‌فن‌بازار ملی ایران نیز یاد می‌شود، در سال ۱۳۸۲ با هدف رفع نیازهای اطلاعاتی افرادی که با مقولۀ تجاری‌سازی دانش فنی و مبادلۀ آن سروکار دارند و نیز کمک به رفع مشکلات تجاری‌سازی نوآور‌ی‌ها تأسیس گردیده است. برخی از اقدامات اجرایی راه‌اندازی این فن‌بازار از ابتدا عبارتند از: ایجاد بانک‌های اطلاعات فناوری در محیط وب، راه‌اندازی سایت جهت دسترسی به بانک‌های اطلاعاتی، طراحی لوح فشردۀ محصولات دارای فناوری پیشرفته، برنامه‌ریزی برای اجرای نشست‌های تبادل فناوری و نیز طراحی مجتمع ‌‌‌فن‌بازار.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




بنابراین سلاح هایی که مورد استفاده قرار می گیرند براساس اصول محدودیت ها و ضرورت های نظامی کاربرد پیدا می کنند که قوانین بشردوستانه بین المللی آنها را تعیین کرده اند. محدودیت های خاصی برای انتخاب ابزارهای جنگی تعیین کرده است. در اعلامیه سن پترزبورگ (۱۸۶۸)[۸۲]از جمله ممنوعیت ها و مقررات دیگر در استفاده از ابزارهای نبرد هوایی بدین شرح است:

(( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. ))

-ابزارهایی که باعث آسیب شدید گسترده و صدمه غیرضروری شوند[۸۳] و از قبل آسیب آنها قابل پیش بینی است این ممنوعیت در بند دوم ماده ۳۵ پروتکل اول بیان شده است[۸۴] وارد کردن آسیب جسمی و روانی تنها تا جایی توجیه پذیر است که برای رسیدن به اهداف نظامی مورد نظر ضروری باشد. منظور از آسیب گسترده آسیبی است که غیرضروری باشد مفهوم سنتی آسیب غیرضروری به معنای یک صدمه جسمی یا روحی که نمی تواند با ضرورت نظامی توجیه شود.[۸۵]
این محدودیت ریشه در کاربرد اصول بشر دوستانه دارد و به این ترتیب باید تنها حداکثر رنج ممکن را به همراه داشته باشد در غیر این صورت عملی غیرانسانی و غیر موثر در نظر گرفته شده و تخطی از قانون است. سلاح هایی که باعث خسارت شدید، طولانی مدت و گسترده به محیط زیست طبیعی شوند ممنوع است این خسارات لطمه ای مهم به زندگی انسان و منابع طبیعی است که بند ۳ [۸۶] ماده ۳۵ و بند ۱ ماده ۵۵ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون ژنو آمده است.تعاریف گسترده، بلند مدت و وخیم توسط کمیته خلع سلاح سازمان ملل در مجموعه ای موسوم به تفاسیر مقرر شد.[۸۷]
-خسارت گسترده خسارتی است که آثار آن بر یک منطقه محدود چند صد مترمربع را در نوردد.
-خسارت طولانی مدت به این معناست که دوام خسارت چندین ماه یا تقریباً فصل را در برگیرد وخامت به عنوان نابودی مهم یا جدی یا مضر برای زندگی انسان، محیط زیست یا منابع طبیعی ا سایر دارایی ها را شامل می شود.
-کاربرد سلاح های آتش زا ممنوع است
سلاح های آتش زا[۸۸] سلاح ها یا مهماتی که ابتدائاً برای آتش زدن مواد یا اهداف یا سوزانیدن اشخاص با اقدام به داغ شدن یا ترکیبی از هر دو طراحی شدند. نمونه این نوع سلاح ها شامل پرتاب کننده های آتش زا، فیوگابا (سلاح های متضمن مایعات آتش زا) خمپاره ها، موشکها، نارنجکها، بمبها و دیگر مواد محتوی مواد آتش زا[۸۹]
یکی از مهمترین موضوعات کنفرانس ۱۹۸۰ سازمان ملل در مورد سلاح های متعارف، سلاح های آتش زا بود. که برای دولتهای شرکت کننده[۹۰] ممنوعیت کامل استفاده از سلاح های آتش زا را خواستار شدند.
اما قدرت های بزرگ به رهبری ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی (سابق) اعلام کردند که به دلیل اهمیت نظامی این سلاح ها آنها حداکثر می توانند به طور محدود، محدودیت استفاده از چنین سلاح هایی را بپذیرند. این قدرت ها تصور می کردند که این سلاح ها ضرورت قطعی نظامی برای حمله به اهداف خاص در عملیات ویژه ای مانند حملات هوایی در منطقه نبرد علیه موقعیت های دشمن متجاوز به صورت فوری ضروری است.[۹۱]
-استفاده از گازهای خفه کننده، سمی یا شیمیایی ممنوع است.[۹۲]
ممنوعیت استفاده از سلاح های شیمییایی قبل از این در م ۲۳ قسمت الف مقررات لاهه نیز گنجانیده شده است.[۹۳]ممنوعیت کلی استفاده از گازهای سمی که هم اکنون یک قاعده حقوقی عرفی است نه فقط برای استفاده آنها علیه رزمندگان دشمن اعمال می شود بلکه به ممنوعیت آلوده کردن تجهیزات ارائه کننده آب، مواد غذایی نیز گسترش این مسئله در بند ۲ ماده ۴ پروتکل اول و ماده ۱ پروتکل دوم در مورد حمایت از اهداف و تجهیزات ضروری برای بقای جمعیت غیرنظامی مقرر است.
با وجود پروتکل قدیمی گاز ژنو ۱۹۲۵ این نیاز احساس می شود که باید کنوانسیون ترتیب داده شود که نه تنها استفاده بلکه تولید و نگه داری این سلاح ها را ممنوع کند و از قدرت اجرایی زیادی برخوردار باشد و نهایتاً کنوانسیون سازمان ملل در مورد سلاح های شیمیایی ۱۳ ژانویه ۱۹۹۳ که ممنوعیت های جامعی را در ارتباط با توسعه، تولید، ذخیره، انتقال، و استفاده از سلاح های شیمیایی همین طور مقررات کنترل بین المللی اجرای این مقررات را در بر دارد.
-استفاده از سلاح های باکتریلوژیک ممنوع است.[۹۴]
کنوانسیون سلاح های بیولوژیک توسعه تولید، تحصیل، انباشت سلاح های باکتریولوژیک و استفاده از آنها در هر درگیری نظامی ممنوع می کند. کنوانسیون انهدام کامل همه این سلاح ها را مقرر می کند گر چه کنوانسیون به تعریف دقیق سلاح های بیولوژیک نمی پردازد با این حال به نظر می رسد که یک توافق کلی وجود دارد که براساس آن همه سازواره های زنده ذیل این معاهده قرار می گیرند که می توانند موجب بیماری یا گسترش آنها یا مرگ انسان، حیوانات، یا سیارات شوند این سازواره ها که برای استفاده در عملیات مسلحانه طراحی شده اند را می توان باکتری ها، میکروب، ویروس، قارچ یا سایر سازواره های خسارت زننده به دیگر موجودات زنده را در برگیرد.[۹۵]
-استفاده از تله های انفجاری ممنوع است ماده ۲ پروتکل دوم کنوانسیون ۱۹۸۰ در مورد ممنوعیت یا محدودیت استفاده از برخی سلاح های متعارف تله های انفجاری را تعریف کرده است.[۹۶] این تله ها ممکن است باعث صدمات شدید شود و حتی اثرات مخرب زیادی داشته باشد. نمونه های برجسته تله های انفجاری مواردی است که توسط ویتنامی ها مورد استفاده قرار گرفت.
گفتار دوم: هواپیماهای بدون سرنشین در نبردهای هوایی:
الف)معرفی هواپیماهای بدون سرنشین
در اوایل ایجاد صنعت هوایی کشورها در نبردهای خود برای حمله به دشمنان خود از بالن ها استفاده می کردند بعدها با توسعه صنعت هوایی هواپیماها و بالگردها مورد استفاده قرار می گرفتند اما امروزه شاهد رونمایی از نمونه جدیدی از سلاح های پرنده نظامی هستیم که هواپیماهای بدون سرنشین از مصداق های بارز آن به شمار می آیند. اتکا بر سیستم های پروازی هواپیماهای بدون سرنشین در عملیات جنگی یک پدیده جدید است در ابتدا عمدتاً برای انجام عملیات های اطلاعاتی، مهارتی، شناسایی مورد استفاده قرار گرفته اند و معمولاً کارکرد آنها مبتنی بر انتقال پیوسته تصاویر به مراکز فنی عملیات است که از آن تصاویر با اهداف اطلاعاتی و تسهیل حملات نیروهای زمینی یا هواپیماهای سرنشین دار استفاده می شد.[۹۷]
در تعریف هواپیماهای بدون سرنشین آمده است که هواپیماهای بدون سرنشین به هواپیمایی اطلاق می گردد که یا توسط خلبان از روی زمین هدایت می شود یاطبق مأموریت یا برنامه های محوله به آنها به طور خودکار پرواز می کنند.[۹۸]
در تعریفی که وزارت دفاع آمریکا از هواپیماهای بدون سرنشین ارائه کرده است علاوه بر ذکر اینکه این هواپیماها یا توسط خلبان هدایت می شوند یا طبق مأموریت به صورت خودکار به تابعیت توسعه پذیری بازیافت و امکان حمل سلاح های مخرب و یا غیرمخرب به میزان بسیار زیاد نیز اشاره کرده است.[۹۹]
نکته حائز اهمیت این است که این هواپیماها موارد استفاده متعددی دارند از جمله آنها می توان به کنترل مرزها، ارزیابی شرایط محیط زیست و مواجهه با مشکلات زیست محیطی، مبارزه با قاچاق موارد مخدر، بازرسی شرایط ساختمانها و از جمله کاربردهای دیگر این هواپیماها حمایت از عملیات جنگی تامین مواد غذایی و مایحتاج نیروها در مناطق جنگی حمل و نقل نیروها و خارج کردن وسایل آسیب دیده ی جنگی می باشد.[۱۰۰]
فصل اول از هواپیماهای بدون سرنشین که از راه دور یا با برنامه ی خلبان اتوماتیک هدایت می شوند می توانند به بزرگی نسل های پیشین هواپیماهای معمولی و یا بسیار کوچکتر از آنها طراحی گردند برای مثال:(Raven RQ-118)[101] از جمله این هواپیماها است که حتی در یک کوله پشتی نیز جای می گیرد (RQ-4Global Haw)[102] یک هواپیما بدون سرنشین بزرگ است که توسط سه خلبان در خارج از محیط جنگ هدایت می شود.
فصل دوم هواپیماهای بدون سرنشین خصایص مشترک زیادی باز نسل جدید دارند اما کشورهای کمتری تکنولوژی تولید آن را در اختیار دارند این نسل از هواپیماهای بدون سرنشین مسلح هستند و برای شلیک بمب و موشک مورد استفاده قرار می گیرند برجسته ترین هواپیماهای این نسل درنده (MQ-1) و دروگر نامیده شده اند که نوع دروگر قابلیت حمل سلاح بسیار سنگین نظیر یک بمب ۵۰ پوندی را دارد و نوع درنده قابلیت پرواز در ارتفاع بالا، رادار گریزی و اطمینان بالا در انجام ماموریت برخوردار است.[۱۰۳]
ب)تاریخچه هواپیماهای بدون سرنشین
اولین هواپیماهای بدون سرنشین که به تولید انبوه رسید در سال ۱۹۴۱ توسط رینالدینی[۱۰۴] ساخته شده است.[۱۰۵]و پس از آن نیروهای ناتو درجنگ بالکان، ارتش آمریکا در جنگ ۱۹۹۰ خلیج فارس نیروهای ناتو در مبارزات خود علیه صربهای بوسنیایی در ۱۹۹۵[۱۰۶]، اسرائیل در جنگ ۱۹۸۲ با لبنان[۱۰۷]
از این هواپیماها البته به منظور شناسایی استفاده نمودند. در سال ۲۰۰۰ ایالات متحده خود را برای کاربردی کاملاً جدید از این ابزارها به عنوان ابزار پرتاب موشک آماده می کرد. هواپیماهایی با چنین قابلیتی در اوایل اکتبر ۲۰۰۱ در افغانستان به کار برده شد و در ۳ نوامبر سال ۲۰۰۳ ماموران سازمان سیا به وسیله یک هواپیمای بدون سرنشین، موشکهای Helcfire مجهز به لیزر را به یک وسیله نقلیه در عبور یمن شلیک کرده و تمام سرنشینان آن از جمله یک شیعه آمریکایی را به قتل رساند.[۱۰۸] در طول تهاجم به عراق که در سال ۲۰۰۲ آغاز شد ایالات متحده مرتباً از هواپیماهای بدون سرنشین شناسایی و تهاجمی استفاده کرده است که این اقدامات هم راستای با عملیات های نظامی در سال ۲۰۰۹ پایان یافت. ایالات متحده در سال ۲۰۰۴ به استفاده از این هواپیماها در پاکستان روی آورد شمار این حملات در سال ۲۰۰۸ به طور چشمگیر افزایش یافت و در سال ۲۰۰۹ به اوج خود رسید.[۱۰۹]
پ)قواعد استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در نبردهای هوایی
در خصوص مشروعیت استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین لازم به ذکر است که بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر ایالات متحده آمریکا در راستای پیشبرد هدف مبارزه با تروریست به افغانستان حمله کرد و ارتش آمریکا و سیا بارها به بخش های شرقی پاکستان حمله و اقدام به کشتار هدف مند اعضای طالبان و القاعده با استفاده گسترده از هواپیماهای بدون سرنشین نمود. به عقیده بسیاری از صاحبنظران، این تاکتیک (کشتار هدفمند با بهره گرفتن از هواپیماهای بدون سرنشین) تا به امروز تاکتیکی مناسب و موفق در مبارزه با تروریست قلمداد شده است به طوری که تنها در سال ۲۰۰۴، ۳۲ عضو القاعده به همین روش کشته شدند. آمریکا تاکنون موفق به کشتن حدود ۱۰۶۰ تا ۱۷۰۰ عضو طالبان، القاعده و اعضای گروه های مرتبط با آنها شده است.[۱۱۰]
هارول کوه[۱۱۱] مشاور حقوقی وزارت کشور آمریکا در این رابطه معتقد است که کشتار هدفمند آمریکا با بهره گرفتن از هواپیماهای بدون سرنشین با تمامی حقوق قابل اجرا و حقوق جنگ تطابق دارد.[۱۱۲]
شاید بتوان استدلال نمود که استفاده از این هواپیماهای بدون سرنشین در مخاصمات مسلحانه به علت استفاده از دوربین های حساس و دقیق که منجر به کاهش تلفات غیرنظامیان در زمان جنگ می گردد با حقوق بین الملل ناظر بر مخاصمات مسلحانه مطابقت دارد.[۱۱۳]
اصولاً مبنای استفاده از این هواپیما در زمان صلح رضایت کشوری است که هواپیما برفراز آن پرواز می کند. فیلیپ استون گزارشگر ویژه سازمان ملل اشاره کرده است که استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در حالی که هیچ درگیری مسلحانه ای وجود ندارد هیچگاه قانونی به شمار نمی رود.[۱۱۴]
در خصوص قواعد کلی برای استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین باید به بررسی مجموعه مقررات حقوقی ناظر بر آنها در قالب حقوق بشر دوستانه بپردازیم.
در خصوص انتخاب ابزارهای نبرد در بند ۱ ماده ۳۵ پروتکل اول الحاقی منضم به عهده نامه های چهارگانه ژنو آمده است که طرف های مخاصمه در انتخاب شیوه های و وسایل جنگی در هیچ مخاصمه مسلحانه ای نامحدود نیست و در ماده ۵۲ پروتکل اول تکمیل شده طبق این ماده استفاده از ابزار جنگی و تسلیحاتی که منجر به ایراد حملات کور نیست به غیر نظامیان شود ممنوع است.
با این وجود اصول اساسی در حقوق بشردوستانه بین المللی وجود دارند که باید دراستفاده از هواپیماهای بدون سرنشین از آنها استفاده کرد که اهم آنها بدین شرح است:
-اصل قانونی بودن هدف که همان اصل تفکیک بین اهداف نظامی و غیرنظامی است:
این مساله میانی قانونی، که برای هر سلاح به طور یکسان به کار گرفته می شود می گوید که کاربرد سلاح باید براساس قواعد حقوق بشردوستانه باشد[۱۱۵] و اولین مانعی که در ارتباط با هواپیماهای بدون سرنشین باید بر آن غلبه کرد وضعیت یک هدف است ماده ۴۸ پروتکل اول الحاقی اصول تمایز را مشخص می کند.[۱۱۶]
یکی از آنها منعکس کننده قانون بین الملل یا بشر دوستانه موسوم به گونه ای است که دادگاه بین المللی آن را یکی از اصول اساسی این قانون می داند. این قانون می گوید باید همواره طرفین درگیر را از جمعیت غیرنظامی تفکیک نمود همچنین باید بین اهداف غیرنظامی و اهداف نظامی که در عملیات ها هدف قرار می گیرند تمایز قائل شد هیچ تفاوتی بین هواپیماهای بدون سرنشین و دیگر ابزارهای عملیاتی در ارتباط با تبعیت از این قانون وجود ندارد. و اهداف باید هنگامی به عنوان هدف نظامی شناسایی شدند مورد حمله قرار گیرند بند ۲ ماده ۵۲ پروتکل الحاقی می گوید: اهداف نظامی به آن اهدافی محدود می شوند که براساس ماهیت، موقعیت، هدف یا کاربرد نقش زیادی در عملیات نظامی دارند و تخریب ناقص یا کامل آنها بازداشت یا خنثی سازی در زمان مناسب یک مزیت قطعی نظامی در پی دارد. مهمترین نکته در استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در عملیات های معاصر هدف قرار دادن ساختمان ها، خودروها، پل ها و سیستم های ارتباطی است که در اصل دارای ماهیت غیرنظامی هستند که زمانی دشمن از آنهای استفاده کند به عنوان اهداف قانونی منظور شده و در مجموع هدف نظامی محسوب می شوند.[۱۱۷]
اصل قابل اعمال دیگر اتخاذ اقدامات احتیاطی می باشد. قوانین بین الملل بشردوستانه اتخاذ اقدامات احتیاطی قبل از حمله را برای به حداقل رساندن آسیب ها به غیر نظامیان اجباری می کند. الزامات دقیق در ماده ۵۷ پروتکل[۱۱۸] اول الحاقی مشخص شده اند که در بیشتر قسمت ها منعکس کننده قوانین بشر دوستانه بین المللی است که هم برای نبردهای مسلحانه بن المللی و هم غیر بین المللی کاربرد دارد. از مواردی که ارتباط زیادی به هواپیماهای بدون سرنشین دارند الزامات مربوط به انجام تمام اقدامات امکان پذیر برای تایید این موضوع است که اهدافی که به آن حمله می شوند اهداف نظامی هستند نه اهداف غیرنظامی که حفاظت خاصی برای آن قائل شده اند.
همچنین باید تمام اقدامات احتیاطی لازم در انتخاب ابزارها و روش های حمله با در نظر گرفتن به حداقل رساندن اسیب های دو طرفه انجام شود و همچنین باید در صورتی مشخص شود هدف نظامی نیست یا حفاظت خاصی برای آن وجود ندارد و یا اینکه حمله ممکن است از قوانین نسبت تخطی کند باید آن را به حالت تعلیق درآورد یا آن را لغو کرد[۱۱۹]
اقدامات احتیاطی امکان پذیر اقداماتی هستند که با توجه به تمام شرایط حاکم بر زمان از جمله ملاحظات نظامی عملی بوده یا از لحاظ عملی قابل اجرا باشد. در استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین این کار مستلزم بهره برداری کامل از حسگرهایی است که بر روی هواپیما سوار شده اند همچنین باید تا زمانی که شناسایی کامل هدف صورت گیرد هدف هواپیما به طور کامل بر روی هدف پرواز کند به این ترتیب احتمال اشتباه در حملات به شدت کاهش می یابد. عبارت دولتها و ابزارها در ماده ۵۷ به سلاح ها و تاکتیک ها اشاره دارد. ابزارها شامل سلاح هایی است که بر روی هواپیما نصب شده اند و روش ها شامل تکنیک قابل استفاده با هواپیما و همچنین تعیین هدف بر روی زمین، حملات شبانه و روزانه و … است. الزامات می گویند که باید روشها و ابزارها به گونه ای انتخاب شوند که آسیب های وارده به غیرنظامیان و اهداف غیرنظامی به حداقل ممکن برسد وموضوع دیگراینکه آیا یک هواپیما بدون سرنشین می تواند سیستم دیگری را برای حمله انتخاب کند البته این در جایی امکان دارد که گزینه دیگری برای انتخاب وجود داشته باشد. مثلاً از بین سلاح هایی که توسط یک دروگر حمل می شوند اگر یک صلاح تلفات غیرنظامی کمتری به اهداف غیرنظامی بدون کاهش اثر نظامی مطلوب داشته باشد باید همان سلاح را انتخاب کرد. چیزی که عملاً اهمیت بیشتری دارد. استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین در برابر دیگر ابزارهای انجام حملات مانند هواپیمای سرنشین دار، توپخانه یا عملیات ها زمینی است. از آنجا که حسگرهای هواپیماهای بدون سرنشین حساسیت بالایی دارند می توانند هدف را برای دوره ای طولانی زیر نظر بگیرند، از سلاح هایی دقیق استفاده کنند.
و چون کارکرد این هواپیما تحت تأثیر حرارت نبرد قرار نمی گیرد، اغلب ریسک کمتری در ارتباط با وارد شدن آسیب به غیرنظامیان در پی دارد. معمولاً مرکز نظارت بر عملیات یک هدف را در یک ناحیه پر جمعیت برای ساعات های طولانی زیر نظر می گیرد آنقدر منتظر می ماند که هدف از افراد و اشیاء غیرنظامی فاصله بگیرد تا آنجایی که انجام کار از نظر نظامی امکان پذیر باشد.[۱۲۰]
-اصل سوم: اصل تناسب است این اصل بدین معنی است که حمله ای که در شرایط یاد شده و با علم به این صورت می گیرد که در صورت وقوع حمله، جان غیرنظامیان در خطر می افتد و اموال و اشیاء غیرنظامی مورد آسیب و صدمه قرار گرفته و نتیجه حاصل از حمله با مزیت و منافع نظامی مستقیمی که از این انتظار می رفته در تناسب نباشد، از منظر حقوق بین الملل بشر دوستانه ممنوع و نامشروع است. در حقیقت هنگامی که اصل تناسب در حقوق بین الملل بشردوستانه مطرح می شود، نوع سلاح یا تسلیحاتی که در حمله به کار می رود اهمیت نداشته بلکه آنچه حائز اهمیت است، میزان خسارت و صدمه ای است که به جان و اموال غیرنظامیان وارد شده و نسبی فراتر از منافع جنگی است که از حمله انتظار می رفته است در این فرض حمله یاد شده نامشروع بوده و اصل تناسب در آن رعایت نشده است حملاتی که توسط هواپیماهای بدون سرنشین انجام می شود ممکن است با اصل تناسب در تناقض قرار گیرد بدین معنا که نتایج به دست آمده از حمله با میزان منافع نظامی که طرف مخاصمه می توانسته به دست آورد متناسب نبوده و از آن فراتر رود، به نحوی که به کشتار بی دلیل غیرنظامیان بیانجامد مثلاً حتی در صورتی که حملات آمریکا به افغانستان برای مبارزه با تروریست را یک درگیری مسلحانه و مشمول مقررات حقوق بشر دوستانه بدانیم، مواد نقض جدی حقوق غیرنظامیان در جریان حملات هواپیماهای بدون سرنشین به تنهایی حکایت از نقض مقررات حاکم بر مخاصمات مسلحانه و به عبارتی حقوق بشر دوستانه دارد.[۱۲۱]
نتیجه گیری
آنگونه که مسلم شد جنگ زمانی واقع میشود که یکی از طرفین متخاصم جهت تحمیل خواسته های خود از ابزار نظامی استفاده میکند و تنمامی اعمال خصمانه طرفهای درگیر در جنگ به وسیله قواعد عرفی در درجه اول و قواعد قراردادی منعقده میان دولتها قاعده مند میشود.در خصوص نمونه جدید از جنگ که همان جنگ های هوایی است باید اشاره کرد که بعد از اختراع اولین ماشین های پرنده در قرن ۱۸ و پیشرفت آنها و بعد از آنکه دولتها بر آن شدند از ابزارهای پرنده برای غلبه بر حریف در مخاصمات استفاده کنند نبردهای هوایی به معنای امروزی شکل گرفتند، نبرد هوایی به نبردی گفته می شود که از جنگ افزارهای هوایی در عرصه جنگ که همان فضای بالای سزمین های متخاصمین است استفاده کنند.زمانی که جنگ های هوایی به وقوع میپیوندندآنچه که باید هدف حملات هوایی قرار گیرد اشیا، افراد و مکان های نظامی هستند همانگونه که ماده ۲ پروتکل اول الحاقی به کنوانسیون ژنو بیان نموده است اموال غیرنظامی نباید هدف حمله قرار گیرند.و همانطور که مشاهده شد دولتها جهت پیشبرد اهداف نظامی خود مختار به استفاده از هر نوع جنگ افزاری در نبردهای هوایی نیستند و باید در خصوص این مساله مهم قواعد عرفی و قراردادی موجود را محترم شمرده و آنها را رعایت کنند.
دولتها در استفاده از جنگ افزارهای هوایی در طول نبرد موظف هستند در درجه اول برای حمله به هدف مورد نظر خود،به یقین برسند که هدفی را که دولت مهاجم در پی نابودی آن است،هدف نظامی تلقی شده و برای آنها مزیت نظامی به دنبال داشته باشد و از سوی دیگر برای حمله خود از سلاح هایی استفاده کنند که حداقل آسیب جانبی را بعد از حمله به بار آورد و محدود به اهداف نظامی شود.امروزه آنگونه که مسلم شد اختراع هواپیماهای بدون سرنشین نقطه عطفی در استفاده از سلاح های هوایی در جنگ ها هستند و با توجه به اینکه این سلاح ها بعضاً از حساسیت و دقت بالایی در گذینش اهداف خود برخوردارند که استفاده از آنها در چارچوب قواعد بشردوستانه بین المللی می تواند در حفاظت از افراد و اشیاء غیرنظامی کمک شایانی داشته باشد
فصل سوم
حقوق حاکم بر نبردهای هوایی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:22:00 ق.ظ ]




۱۴-۶-۲٫ چارچوب تحلیلی برای ارتقاء فن‏بازار

( اینجا فقط تکه ای از متن درج شده است. برای خرید متن کامل فایل پایان نامه با فرمت ورد می توانید به سایت feko.ir مراجعه نمایید و کلمه کلیدی مورد نظرتان را جستجو نمایید. )

تحلیل‌های مربوط به سیستم‌های نوآوری عمدتاً با رویکرد نهادی یا کارکردی انجام می‌شوند. در مورد فن‏بازار، با توجه به ادبیات موجود می‏توان از کارکردهایی که برای نهادهای میانجی پیشنهاد شده است، استفاده کرد. جدیدترین نمونه این نوع تحلیل که توسط کیللو و همکاران (Kilelu etal, 2011) مورد استفاده قرار گرفته، شش کارکرد مختلف را برای تحلیل نهادهای میانجی در سیستم کشاورزی کنیا مورد بررسی قرار داده است. اخیراً نیز هنون و همکاران (Hannon etal, 2014) نیز از این رویکرد برای تحلیل بخش انرژی انگلستان استفاده کرده‏اند. کارکردهای مورد استفاده این چارچوب تحلیلی عبارتند از :
تحریک و بیان تقاضای فناوری
شبکه‏سازی
دلالی دانش و فناوری
مدیریت فرایند نوآوری
ایجاد ظرفیت نوآوری
پشتیبانی نهادی
علاوه بر کارکردهای شش‌گانه فوق، هنون به سه موضوع دیگر به‌عنوان ویژگی‌های میانجی اشاره می‏کند:
اول اینکه اگر فرض بر این گذاشته شود که هدف نهادهای میانجی (و فن‏بازار) توسعه نوآوری است در آن صورت می‌توان گفت که نوآوری از چند مرحله پیاپی تشکیل‌شده و عبور از یک مرحله به مرحله دیگر دشوار و همراه با هزینه است. در میان عبور از توسعه به تجاری‌سازی که در ادبیات به آن عبور از “دره مرگ” میگویند بسیار دشوار است. نهادهای میانجی در واقع مانند پلی هستند که عبور را ممکن می‏سازند. به‌بیان‌دیگر، نهادهای میانجی تنها سازمان‌هایی هستند که به‌صورت هدفمند بین این دو مرحله قرار می‌گیرند و جامعه تحقیقات و توسعه فناوری را به کسب‌وکار متصل می‌کنند.
دوم اینکه نهادهای میانجی، سازمان‌هایی خنثی، مستقل و بی‌طرف هستند یعنی از شرکت، سازمان و یا استراتژی خاصی طرفداری نمی‌کنند و باید از اعتبار کافی برخوردار باشند . در رابطه با این موضوع بر اساس نظر کولدونی و همکاران (Kolodny etal, 2001) ، شش عامل در اعتبار و در نتیجه در ارتقاء نهادهای میانجی دخیل است:
آگاهی شرکت‌ها از وجود فن‏بازار و امکان دسترسی به آن
قابل اطمینان بودن فن‏بازار برای شرکت‌ها
دسترسی داشتن فن‏بازار به منابع دانش و اطلاعات و فناوری و نوآوری (منظور شرکت‌ها و سازمان‌های دارای دانش و فناوری است)
معتبر بودن فن‏بازار از دید منابع فوق
توانایی فن‏بازار در پاسخگویی سریع به نیاز شرکت‌ها
برخورداری فن‏بازار از توانمندی‌هایی که شرکت‌ها در آن‌ها ضعف دارند
سوم اینکه نهادهای میانجی طبق نظر وینچ و کورتنی (Winch & Courtney, 2007)، باید اختصاصاً نقش میانجی را ایفا کنند، نه اینکه میانجیگری یکی از نقش‏های جانبی و فرعی آن‌ها باشد.
با توجه به مطالب فوق چارچوب تحلیلی زیر را برای ارتقاء فن‏بازار می‏توان پیشنهاد نمود:
تبیین تقاضا
فن‏بازار باید بتواند تقاضای فناوری را برای دارندگان و توسعه‌دهندگان فناوری مشخص کند. برای این هدف باید اطلاعات لازم را از صنایع و سازمان‌ها جمع‏آوری نماید. با بهره گرفتن از روش‌های ارزیابی نیاز فناوری و ارزیابی شکاف دانش، نسبت به تعیین و تبیین نیازهای فناوری اقدام کند.
شبکه‏سازی
فن‏بازار باید همکاران بالقوه را شناسایی و انتخاب کند و مکانیزهایی را برای ارتباط آن‌ها و همچنین همکاری آن‌ها با یکدیگر فراهم کند
ظرفیت سازی
فن‏بازار باید قادر باشد به صنایع در ظرفیت‌سازی برای ایجاد شرکت‌های جدید، دریافت مجوزهای لازم، استانداردسازی، توسعه مهارت‌های فردی و توسعه مهارت‌های مدیریتی کمک کند
مدیریت فرایند نوآوری
فن‏بازار باید به طرفین عرضه و تقاضا در مدیریت تعارض، انجام مذاکرات، ایجاد اعتماد متقابل و اشتراک دارایی‌های مکمل کمک کند و فضای یادگیری را برای طرفین فراهم نماید
دلالی دانش و فناوری
فن‏بازار باید امکان مبادله دانش و فناوری را از طریق اطلاع ‏رسانی، ارائه مشاوره و زمینه‌سازی برای تماس مستقیم بین افراد فنی فراهم آورد و عرضه و تقاضا را با هم جفت‌وجور کند
پشتیبانی نهادی
فن‏بازار باید در زمینه سیاست‏گذاری و تدوین قوانین و مقررات مناسب برای مبادلات دانش و فناوری نیز فعالیت کند
اطلاع ‏رسانی
فن‏بازار باید با اطلاع ‏رسانی مناسب، شرکت‌ها و سازمان‌ها را از وجود امکانات خود مطلع سازد و اعتماد و اطمینان آن‌ها را نسبت به توانایی خود جلب نماید
پاسخ‏گویی
فن‏بازار باید بتواند آنچه شرکت‌ها در آن ضعف دارند را برای آن‌ها فراهم کند و بتواند در کمترین زمان به نیاز آن‌ها پاسخ گوید.
۱۵-۶-۲٫ ذی‏نفعان فن‏بازار
در فعالیت‏های اقتصادی، ذی‏نفعان به دو دسته اصلی و فرعی تقسیم‏بندی می‏شوند (رمضانی، ۱۳۹۱):
ذی‏نفعان اصلی: آن دسته از عوامل که مستقیماً در تبادل اقتصادی در بازار فعالیت می‏کنند یا بر آن اثر می‏گذارند؛ مانند عرضه‏کنندگان یا مشتریان.
ذی‏نفعان فرعی: آن دسته از عوامل که غیرمستقیم بر تبادل اقتصادی بازار اثر می‏گذارند یا اثر می‏پذیرند؛ مانند بخش‏های پشتیبان کسب‌وکار و رسانه‏ها.
فن‏بازار، یک ابر مدل برای بازارهای خاص فناوری است. موضوع ویژه فن‏بازار دارای دو ویژگی مهم زیر است:
فن‏بازار بستر کسب‌وکار است.
فن‏بازار، بر پایه یک شبکه شکل می‏گیرد.
با توجه به این دو ویژگی و از نظر فعالیت مستقیم و غیرمستقیم، ذی‏نفعان اصلی و فرعی فن‏بازار عبارتند از:
ذی‏نفعان اصلی: عرضه‏کنندگان، مشتریان، تأمین‌کنندگان مناسب مالی، سرمایه‏گذاران، مالکان یا سهام‏داران و حکومت
ذی‏نفعان فرعی: بخش‏های پشتیبان کسب‌وکار، جامعه، گروه‏های اجتماعی و رسانه‏ها.
رمضانی (۱۳۹۱) با بررسی دستاوردهای نظری مربوط به فن‏بازار، تجارب الگوهای نمونه و اسناد بالادستی کشور به استخراج ذی‏نفعان فن‏بازار با توجه به شرایط بومی ایران پرداخته است. در جدول زیر، ذی‏نفعان در سه سطح «ذی‏نفعان کلان»، «گروه ذی‏نفعان» و «ذی‏نفع» ارائه شده‏اند.
جدول ۵-۲٫ ذی‏نفعان فن‏بازار

 [ 03:22:00 ق.ظ ]
 
مداحی های محرم