گردشگری،تکنولوژی،آموزش،مد،دکوراسیون،سلامت،بیوگرافی،خودرو

kharid * gens

۳۸۴

۱۰۰٫۰%

۰

.۰%

۳۸۴

۱۰۰٫۰%

Directional Measures

Value

Nominal by Interval

Eta

kharid Dependent

.۰۷۱

gens Dependent

.۳۴۷

برای آزمون این فرضیه از آزمون اتا استفاده شد که مقدار آماره آزمون عدد ۰۷٫ می‌باشد، زیرا منافع حاصل از خرید متغیر وابسته می‌باشد. این مقدار نشان می‌دهد که بین این دو متغیر رابطه مثبتی وجود دارد. به عبارتی بین جنسیت مصرف کنندگان و منافع حاصل از خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

۴-۳-۲ آزمون فرضیه فرعی دوم

بین وضعیت تاهل مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

وضعیت تاهل یکی دیگر از متغیرهای جمعیت شناختی است که در انتخاب کالای مصرفی ممکن است تاثیر بگذارد. ‌بنابرین‏، در این تحقیق نیز سعی شده است تا تاثیر این متغیر، در خرید شامپوی مصرفی بررسی شود. که فرضیه مذکور در این راستا تدوین شده است که هدف از این فرضیه این است که ببینیم آیا بین وضعیت تاهل و خرید ارتباط وجود دارد یا خیر؟

برای نیل ‌به این هدف از آزمون اتا استفاده شده است. نتایج این آزمون در زیر آمده است.

مرحله اول :تعیین فرضیات آماری

Ho: بین وضعیت تاهل مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود ندارد.

H1: بین وضعیت تاهل مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

مرحله دوم: مقدار آماره آزمون

kharid * taahol

۳۸۴

۱۰۰٫۰%

۰

.۰%

۳۸۴

۱۰۰٫۰%

Directional Measures

Value

Nominal by Interval

Eta

kharid Dependent

.۰۷۵

taahol Dependent

.۳۷۳

برای آزمون این فرضیه از آزمون اتا استفاده شد که مقدار آماره آزمون عدد ۰۷٫ می‌باشد، زیرا منافع حاصل از خرید متغیر وابسته می‌باشد. این مقدار نشان می‌دهد که بین این دو متغیر رابطه مثبتی وجود دارد. به عبارتی بین وضعیت تاهل مصرف کنندگان و منافع حاصل از خرید ارتباط معناداری وجود دارد. ‌بنابرین‏ فرض یک مورد تأیید قرار می‌گیرد.

۴-۳-۳ آزمون فرضیه فرعی سوم

بین سن مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

سن افراد نیز مانند سایر متغیرهای جمعیت شناختی می‌تواند از طریق تاثیری که بر نیازها و خواسته های افراد دارد، بر روی رفتار خرید و انتخاب کالاهای مصرفی تاثیر بگذارد. با توجه به همین امر بعضی از شرکت ها روی سنین خاصی تمرکز می‌کنند تا نیازها و خواسته های بخش مورد نظر خود را به بهترین نحو تامین کنند. ‌بنابرین‏، در این تحقیق نیز سعی شده است تا تاثیر این متغیر، در خرید شامپوی مصرفی بررسی شود. که فرضیه مذکور در این راستا تدوین شده است که هدف از این فرضیه این است که ببینیم آیا بین سن مصرف کنندگان و خرید ارتباط معناداری وجود دارد؟

برای نیل ‌به این هدف از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج این بررسی ها در زیر نشان داده شده است.

تعیین فرضیات آماری

Ho: بین سن مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود ندارد.

H1: بین سن مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

با توجه به خروجی Spss، ضریب همبستگی پیرسون برای این دو متغیر ۰٫۰۱- می‌باشد مقدار عدد معنی‌داری (sig) مشاهده شده بزرگتر از ۰۵/ ( ۸۵/. = sig) می‌باشد که از سطح معنی‌داری استاندارد (۵% = ) بیشتر است. لذا فرضیه ۰H در سطح اطمینان ۹۵% تأیید می شود. یعنی بین این دو متغیر رابطه معنی‌داری وجود ندارد.

جدول۴-۸) آزمون همبستگی پیرسون میان سن مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید

نام متغیرها

ضریب همبستگی

عدد معنی‌داری (sig)

رابطه معنی‌دار

سن

خرید

-۰٫۰۱

.۸۵۰

وجود ندارد

۴-۳-۴ آزمون فرضیه فرعی چهارم

بین تعداد اعضای خانواده مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

تعداد اعضای خانواده متغیر دیگری است که می‌تواند روی انتخاب کالاها ( خدمات) تاثیر بگذارد. ‌بنابرین‏، در این تحقیق نیز سعی شده است تا تاثیر این متغیر، در خرید شامپوی مصرفی بررسی شود. که فرضیه مذکور در این راستا تدوین شده است که هدف از این فرضیه این است که ببینیم آیا بین تعداد اعضای خانواده مصرف کنندگان و خرید ارتباط معناداری وجود دارد؟

برای نیل ‌به این هدف از آزمون اسپیرمن استفاده شده است. نتایج این آزمون در زیر آورده شده است.

مرحله اول :تعیین فرضیات آماری

موضوعات: بدون موضوع لینک ثابت



جستجو



آخرین مطالب

 



الف: در صورتی که در آن مورد و یا در محل، کارشناس رسمی نباشد:

ماده ۲۹ قانون کارشناسان رسمی مصوب ۱۳۱۷[۲۷۹] این شبهه را ایجــاد کرده بود که در صورتی ‌می‌توان از خبره­ی محلی استفاده کرد که کارشناس رسمی در آن فن در تمام ایران وجود نداشته باشد. اما این امر در حال حاضر با لغو این قانون به تصریح ماده ۴۱ قانون کارشناسان رسمی مصوب ۱۳۱۸منتفی است.

«حتی ‌می‌توان گفت قانون­گذار تعمداً ماده ۲۹ را حذف ‌کرده‌است؛ زیرا در بسیاری از شهرها کارشناسان رسمی وجود ندارند یا محدود هستند و ارجاع به کارشناسان موجود در مراکز استان­ها نیز مشکلات زیادی را برای دادگاه­ها و اصحاب دعوی ایجاد می­ کند…».[۲۸۰]

با توجه به نظریه شماره­ ۸۴۵/۷ مورخ ۲۳/۲/۶۱ اداره­ی حقوقی دادگستری اگر در محلی کارشناس رسمی نباشد «…. ‌می‌توان از کارشناس سایر مناطق استفاده نمود یا موضوع کارشناسی را به خبره­ی محلی واگذار کرد».[۲۸۱]

البته برخی از حقوق ‌دانان استفاده از خبره­ی محلی در فرض عدم وجود کارشناس رسمی را مشروط به« کمتر نبودن تخصص خبره از کارشناس رسمی» می­دانند. [۲۸۲]

اما در این­که آیا در فرض وجود کارشناس رسمی ‌می‌توان موضوع کارشناسی را به خبره­ی محلی ‌و کارشناس غیررسمی ارجاع داد یا خیر، دو نظر وجود دارد:

۱ـ در صورت وجود کارشناس رسمی وعدم توافق طرفین درانتخاب خبره، نمی­ توان به کارشناس غیررسمی ارجاع داد.[۲۸۳] علل عدم ارجاع به کارشناسی غیررسمی در این فرض به شرح ذیل است:

الف- یکی از ادلّه­ی این نظریه استناد به قسمت اخیر ماده ۲۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی[۲۸۴] است. «با توجه به صراحت ماده مذکور، با بودن کارشناس رسمی و عدم توافق طرفین درانتخاب خبره، دادگاه نمی­تواند رأساً به جای کارشناس رسمی از اهل خبره برای انجام کارشناسی استفاده کند…».[۲۸۵]

استناد به ذیل ماده ۲۶۸ از جهت مفهوم وصف بدین صورت است که در صورت عدم تراضی طرفین(فقدان وصف رضایت)، الزاماًً کارشناس رسمی تعیین خواهد شد.

البته مورد بحث در جایی است که آیا با وجود کارشناس رسمی، دادگاه می ­تواند خبره­ی محلی و کارشناس رسمی انتخاب کند یا خیر؟ و مورد دلیل در جایی است که طرفین دعوی بر کارشناس غیررسمی تراضی کنند. پس این دو از جهت موضوع تفاوت دارند، ‌بنابرین‏ استناد به ذیل ماده ۲۶۸ صحیح به نظر نمی­رسد.

ب- با توجه ‌به این­که کانون کارشناسان رسمی در تأیید صلاحیت کارشناس غیررسمی نقشی ندارد، به­رغم این­که در صورت ‌متضرر شدن از عمل و اظهار­ نظر ناصحیح کارشناس غیررسمـی ‌می‌توان مطالبه­ خسارت و جبران ضرر کرد، اما یک نظارت انتظامی دقیق و ضمانت اجرایی برای کارشناس غیررسمی وجود ندارد. لذا در جایی که کارشناس رسمی وجود دارد، ترجیحاً و به اقتضای مصلحت می­بایست انجام کارشناسی را به او ارجاع داد.

ج- با توجه به صراحت ماده­ی۱۸ قانون کارشناسان رسمی دادگستری مصوب ۱۳۸۱[۲۸۶]دادگاه­ها باید به جز موارد مصرح قانونی که استثنائات را شمارش کرده ، از کارشناسان رسمی انتخاب نمایند.[۲۸۷]

۲- نظر دیگری که ‌می‌توان مطرح کرد آن است که حتی در فرض وجود کارشناس رسمی، دادگاه مختار است که امر کارشناسی را به کارشناسی غیر­رسمی و خبره­ی محلی ارجاع دهد:

  1. مستند این نظر اطلاق ماده ۲۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی است که مقرر داشته است: «دادگاه باید کارشناس مورد وثوق را از بین کسانی که دارای صلاحیت در رشته مربوط به موضوع است، انتخاب نماید»؛ پس ‌می‌توان گفت منعی برای انتخاب کارشناس غیررسمی وجود ندارد.

ممکن است اشکالی مطرح شود وآن این­که رویه­ قضایی، نظریه­ های اداره­ی حقوقی و … که تصریح به عدم انتخاب کارشناس غیررسمی در صورت وجود کارشناس رسمی کرده ­اند، مقید بوده و اطلاق ماده ۲۵۸ آیین دادرسی مدنی(که شامل انتخاب کارشناس رسمی وهم غیررسمی می­ شود) را تقیید ‌کرده‌است . ‌به این معنا که در فرض وجود کارشناس رسمی، کارشناس غیررسمی و خبره­ی محلی را نمی­ توان انتخاب کرد. پس استناد به اطلاق ماده ۲۵۸ صحیح نیست.

  1. از سوی دیگر شبهه­ای که قبلاً ماده ۲۹ قانون کارشناسان رسمی مصوب ۱۳۸۱ ایجاد کرده بود ( که از خبره­ی محلی در صورتی ‌می‌توان استفاده کرد که درتمام ایران کارشناس رسمی در آن فن وجود نداشته باشد)، به جهت لغو این قانون به موجب ماده ۴۱ قانون کارشناسان رسمی مصوب ۱۳۸۱ در حال حاضر منتفی است.[۲۸۸]

ب- یکی دیگر از مواردی که ‌می‌توان کارشناس غیررسمی انتخاب کرد در موردی است که انتخاب کارشناس با طرفین دعوی است. انتخاب کارشناس غیر­رسمی به تجویز ماده ۲۶۸ آیین دادرسی مدنی در صورت تراضی طرفین بلا­مانع است.

با توجه به مطالب پیش­گفته به طور خلاصه ‌می‌توان گفت:

۱٫ انتخاب کارشناس معمولاً با دادگاه است و غالباً به کارشناس رسمی رجوع می­ شود.

۲٫در صورتی که طرفین دعوی توافق کنند، کارشناسی مرضی طرفین امر کارشناسی را انجام خواهد داد.

۳٫کارشناسی که با تراضی انتخاب می­ شود به تصریح ماده ۲۶۸ قانون آیین دادرسی که مقرر داشته«…ممکن است غیر از کارشناس رسمی باشد»، می ­تواند کارشناس رسمی یا غیررسمی باشد.

۴٫ در صورتی که کارشناس رسمی وجود نداشته باشد، دادگاه می ­تواند از کارشناس رسمی سایر مناطق یا خبره­ی محلی استفاده کند.

۵٫ در صورت وجود کارشناس رسمی در این­که دادگاه می ­تواند از کارشناس غیررسمی و خبره­ی محلی استفاده کند یا خیر، باید گفت: حتی اگر بپذیریم ماده ۲۵۸ قانون آیین دادرسی مدنی مختص به کارشناس رسمی نبوده و شامل کارشناس غیررسمی هم می­ شود و به عبارت دیگر اطلاق دارد؛ اما با توجه ‌به این­که قانون­گذار پس از لغو قانون کارشناسان رسمی مصوب ۱۳۱۷ ‌در مورد کارشناسان غیررسمی سکوت اختیار کرده و با توجه به اهمیت و تأثیر نظر کارشناسی در صدور حکم، درصورت وجود کارشناسی رسمی نوبت به کارشناس غیررسمی و خبره­ی محلی نمی­رسد.

البته گاه ممکن است در خصوص یک موضوع، تخصص خبره­ی محلی نسبت به کارشناس رسمی بیشتر باشد، که در این صورت شاید بتوان از نظر خبره­ی محلی بهره جست.

۲-۲ انتخاب کارشناس با تراضی طرفین:

برخی از حقوق ‌دانان با توجه به ماده ۴۴۵ قانون آیین دادرسی مدنی سابق[۲۸۹] معتقدند: «اصولاً انتخاب کارشناس حق اصحاب دعوی است حتی در مواردی که دادگاه به نظر خود قرار رجوع به کارشناس بدهد».[۲۹۰]

ماده ۲۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ نیز در این­باره مقرر می­دارد: «طرفین دعوی در هرمورد که قرار رجوع به کارشناس صادر می­ شود، می ­توانند قبل از اقدام کارشناس یا کارشناسان منتخب، کارشناس یا کارشناسان دیگری را با تراضی انتخاب و به دادگاه معرفی نمایند. در این صورت کارشناس مرضی طرفین به جای کارشناس منتخب دادگاه برای اجرای قرار کارشناسی اقدام خواهد کرد. کارشناسی که به تراضی انتخاب می­ شود ممکن است غیر از کارشناس رسمی باشد».

البته در ماده ۲۶۸ قانون آیین دادرسی مدنی ابهامی وجود دارد و آن این­که در ماده مذکور گفته شده طرفین می ­توانند قبل از اقدام کارشناس منتخب دادگاه، کارشناس یا کارشناسانی را به دادگاه معرفی کنند. حال در این­که مقصود از اقدام کارشناس منتخب دادگاه، شروع به انجام کارشناسی است یا اتمام کارشناسی و تقدیم نظر کارشناس به دادگاه، روشن نیست.

دکتر کاتوزیان معتقد است: «ظاهر عبارت (ماده ۲۶۸) احتمال دوم (اتمام کارشناسی) را تأیید می­ کند، با وجود این، رویه­ قضایی باید در این­باره تصمیم نهایی را بگیرد».[۲۹۱]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-26] [ 01:06:00 ق.ظ ]




پژوهش های فراوانی عوامل مرتبط با انگیزش تحصیلی را مورد بررسی قرار داده‌اند؛ اما این پژوهش به دنبال ‌پاسخ‌گویی‌ ‌به این پرسش اساسی است که آیا بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد یا خیر؟

۱-۲-اهمیت و ضرورت انجام تحقیق

انگیزش به دلیل نقش حیاتی آن، در یادگیری دانش آموزان، یکی از موضوعات مورد علاقه روان شناسان است. به نظر آرموند (۲۰۰۳) انگیزش در آموزش، دارای تأثیراتی بر روی شیوه یادگیری موضوعات توسط دانش آموزان می‌باشد. این تأثیرات عبارتند از: ۱- هدایت رفتار به سمت اهداف خاص، ۲- افزایش تلاش و انرژی، ۳- افزایش فعالیت و پافشاری در انجام آن، ۴- تقویت فرایندهای شناختی، ۵- تعیین پیامدهای تقویت کننده، و۶- بهبود عملکرد.

امروزه عدم وجود علاقه و انگیزش دربین دانش آموزان دوره متوسطه یکی از معضلاتی است که دست اندرکاران مسائل آموزشی در تعلیم و تربیت با آن مواجه هستند. شاید بتوان گفت، افت سطح علمی یا تحصیلی موجود در مدارس و رخوت و سستی که در حال حاضر کیفیت و کمیت تعلیم و تربیت جامعه را تهدید می‌کند از پیامدهای این مسئله است (امیرافشاری،۱۳۸۰).

شناسایی عوامل مرتبط با انگیزش تحصیلی دانش آموزان می‌تواند چشم انداز مناسبی را پیش روی دبیران و مربیان آموزشی، مدیران مدارس و دیگر برنامه ریزان آموزشی قرار دهد و کیفیت سطح یادگیری در مراکز آموزشی را بالا برد.

۱-۳-اهداف تحقیق

۱-۳-۱-هدف کلی

تعیین رابطه بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد.

۱-۳-۲-اهداف جزئی

– تعیین رابطه بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد

– تعیین رابطه بین سبک­های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی­آباد

– تعیین رابطه بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد

۱-۴-سؤالات تحقیق

۱-۴-۱-سئوال اصلی

آیا بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟

۱-۴-۲-سئوالات فرعی

– آیا بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟

– آیا بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟

– آیا بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد؟

۱-۵-فرضیه ‏های تحقیق

۱-۵-۱-فرضیه اصلی

بین انگیزه پیشرفت، سبک های اسنادی و خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.

۱-۵-۲-فرضیه های فرعی

– بین انگیزه پیشرفت با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.

– بین سبک های اسنادی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.

– بین خودکارآمدی تحصیلی با انگیزش تحصیلی دانش آموزان دختر و پسر شهرستان حاجی آباد رابطه وجود دارد.

۱-۶-تعریف متغیرها

۱-۶-۱-انگیزش پیشرفت

تعریف مفهومی : انگیزش را فرایندی روانشناختی چند سویه ای می دانند که انرژی رفتارهای افراد را نسبت به یک غایت یا هدف مطلوب جهت می‌دهد و یا انگیزش یک فرایند پیچیده ای است که از نیازهای فرهنگی ، اجتماعی ، روانشناختی و فیزیکی ترکیب شده است که به طور فردی و مؤثر ‌بر یکدیگر ، به منظور سازمان دادن رفتار انسانی عمل می‌کند (سینگر۱۹۹۰).

تعریف عملیاتی : انگیزه پیشرفت در این تحقیق نمره است که از آزمون انگیزه پیشرفت هرمنس به دست می‌آید.

۱-۶-۲-سبک های اسنادی

تعریف مفهومی : یک متغیر تربیتی نسبتاً پایدار است که مبنای شناختی دارد و نشان می‌دهد چگونه افراد رویدادهای ناگوار زندگی خود را تبیین می‌کنند (شهنی ییلاق و همکاران، ۱۳۹۰).

تعریف عملیاتی : منظور از سبک های اسنادی در این پژوهش نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه سبک های اسنادی (ASQ) پترسون و همکارانش (۱۹۸۲) به دست خواهند آورد.

۱-۶-۳-خودکارآمدی تحصیلی

تعریف مفهومی : قضاوت شخص ‌در مورد توانایی هایش برای سازماندهی و اجرای فعالیت های خاص در جهت به دست آوردن انواع عملکردهای تحصیلی تعریف شده است (زیمرمن، ۱۹۹۵).

تعریف عملیاتی : نمره ای است که آزمودنی ها از پرسشنامه خودکارآمدی گرین و همکاران (۲۰۰۴) به دست خواهند آورد.

۱-۶-۴-انگیزش تحصیلی

تعریف مفهومی : یکی از مهمترین عناصر یادگیری است که شخص را برای رسیدن به هدف وادار به فعالیت می‌کند (شهنی ییلاق و همکاران، ۱۳۹۰).

تعریف عملیاتی : نمره ای است که آزمودنی ها از اجرای پرسشنامه انگیزش تحصیلی SIMS مک اینری و سینکالا (۱۹۹۲) به دست می آورند.

فصل دوم

ادبیات تحقیق

۲-۱-مبانی نظری تحقیق

۲-۱-۱-انگیزش پیشرفت تحصیلی

سازه ی انگیزش پیشرفت تحصیلی در مدرسه به رفتارهایی که به یادگیری پیشرفت مربوط است ، اطلاق می شود (هوسن ، ۱۹۹۴)

رویکردهای زیادی برای تعریف انگیزش پیشرفت تحصیلی وجود دارد ، بعضی از رویکردها به انگیزش های مربوط به موفقیت به طور عام می­پردازند . یکی از آن­ها ، رویکرد هدف­هاست. رویکرد هدف­ها ‌بر اساس انگیزش های سازگارانه و ناسازگارانه پدید آمده است (ایمز،۱۹۹۴).

تحقیقات در این زمینه این رویکرد نشان داده است ، کودکانی که توانایی‌های یکسانی دارند ، در برابر مشکلات آموزشی و یادگیری ، پاسخ­های متفاوتی می­ دهند ، بعضی از افراد با وجود توانایی‌های سطح بالا با این دشواری­ها به گونه­ مواجه می­شوند که به نظر می­رسد توانایی اندکی دارند و از این که تلاش­هایشان به موفقیت نمی­رسد ، ناامید می­شوند ، گاهی در قالب الگوی درماندگی آموخته شده آن را تفسیر ‌می‌کنند که ناسازگارانه است ، زیرا در مقابل رسیدن کودکان به اهداف ارزشمند و بالفعل کردن توانایی‌های درونی آن­ها مانع ایجاد می‌کند .در مقابل ، گروهی مشکلات را به گونه ی می بینند که می‌توانند بر چالش هایی که بر سر راه شان هست غلبه کنند ، از مشکلات ناراحت نمی شوند ، حتی در وجودشان احساس لذت از غلبه نمودن بر چالش پدید می ­آید . آن­ها توجه خود را به تغییر دادن راهبردها با حداکثر تلاش متمرکز می‌کنند و سطوح حل مسئله خود را غنی تر می‌کنند . این واکنش ها را پاسخ هایی با جهت گیری تسلط می‌نامند (ایمز، ۱۹۹۴).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




بدین ترتیب، شرط عدم مسئولیت به معنی ابراء از دین آینده نیست و شاید به همین دلیل است که در حقوق کشورهای بیگانه، شرط عدم مسئولیت به ابراء تحلیل نشده است؛ بلکه «توافقی است برای جلوگیری از ایجاد مسئولیتی که شرایط آن فراهم است».[۱۵۵]

حتی اگر بتوان دست کم، شرط تحدید مسئولیت را نوعی ابراء از دین آینده دانست، باطل دانستن آن، تنها به دلیل آنکه ناظر به دین آینده است، درست نیست: نخست آنکه، باید توجه کرد که سخن بر سر مسئولیت ‌های قراردادی است. می توان گفت که «قرارداد»، «سبب» ایجاد مسئولیت و «عدم اجرا»، «شرط» ایجاد آن است و لذا سبب دین آینده ایجاد شده است. آیا «قرارداد» با مسئولیت رابطه بیشتری دارد یا «عدم انجام امری برای دیگری» با مسئولیت؟ (قرارداد، زیرا قرارداد سبب و عدم انجام امر شرط ایجاد مسئولیت هستند). همان گونه که رابطه «غصب» با مسئولیت بیش از رابطه تلف مال با مسئولیت است (غصب سبب و تلف مال شرط ایجاد مسئولیت است)، به همان کیفیت در فرض ما نیز رابطه قرارداد و مسئولیت بیشتر است. در حقیقت میان عدم انجام امری برای دیگری یا تلف مال دیگری با مسئولیت شخص، به خودی خود هیچ رابطه متعارفی (به عنوان سببیت) وجود ندارد تا بتوان این دو را سبب دانست؛ هر دو تنها شرط ایجاد مسئولیت هستند و «قرارداد» و «غصب» (حسب مورد)، سبب مسئولیت[۱۵۶]و[۱۵۷]. دوم آنکه – همان‌ طور که در ذیل مشاهده خواهیم نمود – ابراء از دین ناموجود همیشه و در هر حال باطل نیست.

ب-۲) ابراء از دین ناموجود باطل نیست

بی تردید «سقوط» نمی تواند به «معدوم» تعلق گیرد. اما شاید بتوان گفت که در فرض ما، طرفین خواسته اند که دین پس از ایجاد، ساقط شود؛ لذا در اینجا سقوط به موجود تعلق می‌گیرد؛ اما موجود آینده و چرا اراده طرفین نتواند در این زمینه مؤثر افتد؟ محدودیتی که حقوق ایران برای عمل حقوقی تبعی قائل است، بدین معنی که برای اعتبار آن دست کم وجود سبب دین را لازم می‌داند، غیر قابل توجیه است. آیا نباید از خود پرسید که چرا فرانسویان هیچگاه نه ابراء از دین آینده و نه ضمان از آن را باطل نشمرده‌اند، در حالی که آنان نیز بر تبعی بودن این عمل حقوقی اصرار دارند؟[۱۵۸] چرا نباید تنها وجود زمینه ای برای ایجاد دین – اگرچه این زمینه در حد یک «سبب» یا «مقتضی» نباشد- برای اعتبار این دو عمل حقوقی کفایت کند؟ سرانجام، آیا نباید از این امر که قانون‌گذار درمورد عقد ضمان – از جمله شاید ‌به این دلیل که بیم «معلق» شدن آن را داشته است- وجود دست کم سبب دین را ضروری شمرده است، در حالی که ‌در مورد ابراء – و سایر اعمال حقوقی تبعی- چنین تصریحی ندارد، نتیجه گرفت که ابرای از دین آینده به صرف تنها وجود یک زمینه برای تحقق دین، معتبر است.

نباید پنداشت که با وضعی که قانون مدنی دارد، چاره ای جز وجود دست کم سبب دین برای نفوذ ابراء وجود ندارد؛ زیرا تعلیق در ابراء مانند اغلب اعمال حقوقی دیگر ممکن است. چرا معلق علیه نتواند «وجود دین» باشد؟ این امکان نه تنها ‌به این بهانه که امکان جدایی سبب (اراده) از اثر آن وجود ندارد، تضعیف نمی شود، برعکس از این جهت که در این فرض، تعلیق به یکی از شرایط صحت عمل حقوقی است، تقویت می‌گردد.[۱۵۹] امکان جدایی سبب از اثر آن در امور اعتباری ممکن است.

ج) ارتباط مسأله با نظم عمومی

با توجه به آنچه بیان گردید، این ایراد فقیهان که شرط عدم ضمان نوعی ابرای از دین ناموجود است و ابرای از دین ناموجود باطل است، در هر دو مقدمه خود قابل بحث است. با وجود این می توان گفت که در مواردی که ابرای مالم یجب یا به طور خاص، شرط عدم ضمان باطل شناخته شده است، دلیل محکمی مبنی بر دغدغه مخالفت با نظم عمومی وجود دارد. شاید بیم از همین مخالفت است که فقیهان را وادار نموده باشد تا این نظریه خود را با توجیه منطقی محدود نمایند. به همین دلیل به هنگامی که منافع شرط عدم ضمان بیش از مضار آن بوده است، درستی شرط را یادآور شده اند: در حالی که شرط عدم ضمان در عقود امانی در اکثر موارد ‌به این بهانه که مشمول ابرای مالم یجب است – و در برخی موارد بدین استدلال که نتیجه خاص است و سبب می‌خواهد یا عدم ضمان خلاف مقتضای عقد است[۱۶۰] – باطل شناخته شده است، به ناگاه در رابطه میان پزشک و بیمار چنین شرطی «بنا به ضرورت»[۱۶۱] درست دانسته می شود. در نظر فقیهان ناعادلانه و غیراخلاقی بوده است که از سویی پزشک مجبور به انجام طبابت شود و از سوی دیگر مسئولیتی به غایت سنگین در انتظار او باشد، بدون آنکه به هیچ تدبیری بتواند خود را از مسئولیت رها کند. مصلحت مخالفت شرط با نظم عمومی، ‌ارزش خود را در برابر مصلحت اخلاقی بزرگتری از دست داده است.[۱۶۲] آنچه تنها به دنبال اثبات آن هستیم، آن است که دلیل اصلی بطلان شرط عدم ضمان ـ و به طور کلی ابرای مالم یجب ـ نه عدم امکان اسقاط دین آینده، که بیم مخالفت شرط با نظم عمومی بوده است. ایرادی که به زودی به بررسی آن خواهیم پرداخت، اما پیش از آن باید به ایراد دیگری که چهره ویژه ای از ایراد مربوط به نظم عمومی را تشکیل می‌دهد و در عین حال با ایرادی که به بررسی آن پرداختیم کاملاً در ارتباط است، پاسخ گفت.

بند سوم) امری بودن نظام مسئولیت قراردادی

الف) بیان ایراد

نخستین نکته ای که باید بدان توجه داشت، این است که امری بودن یک «تعهد» به معنای امری بودن «مسئولیت» ناشی از آن نیست تا شرط عدم مسئولیت ‌در مورد چنین تعهداتی نامؤثر شناخته شود؛ همان گونه که در زمینه مسئولیت های قهری نیز امری بودن تکالیفی که نقض آن ها منجر به مسئولیت می شود، لزوماًً به معنای امری بودن نظام مسئولیت قهری نیست. برعکس، تکمیلی بودن تعهد قراردادی نیز به خودی خود بر تکمیلی بودن مسئولیت ناشی از آن دلالت نمی کند، همچنان که در بسیاری از موارد در حالی که شرط عدم مسئولیت به جهت امری بودن نظام مسئولیت، باطل شناخته شده است، شرط عدم تعهد ناظر به تعهدی که نقض آن ها این مسئولیت ها را به دنبال می آورد، معتبر دانسته شده است.[۱۶۳]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




در بسیاری از صنایع، یادگیری و تغییر سریع تر نسبت به رقبا، تنها مزیت رقابتی ممکن خواهد بود. به عقیده دفت،سازمان‌ها در دو بعد متحول شده‌اند. در بعد اول؛ مسئولیت تصمیم‌ گیری و انجام فعالیت‌های روزمره با رویکرد عدم تمرکز از مدیران عالی به کارکنان تفویض شده است و در بعد دوم؛ تحول سازمانی در جهت گیری استراتژیک اتفاق افتاده است. در سلسله مراتب سنتی، مدیریت عالی مسئولیت هدایت استراتژی سازمانی و نیز وظیفه فکرکردن و عمل برای طراحی شیوه های کاری مورد نیاز سازمان را به عهده داشت. کارکنان تنها عواملی برای تولید با کارایی بالا به شمار می‌رفتند. با پیشرفت به سمت سازمان افقی، توانمندی تفکر و عمل برای طراحی شیوه های کاری مورد نیاز سازمان در کارکنان ایجاد شد. هر چند در سازمان افقی، مدیران عالی هنوز جهت گیری استراتژیک را تعیین می‌کنند، اما کارکنان آزادی عمل بیشتری در اجرای این جهت گیری دارند. در مرحله بعدی پیشرفت، یعنی شکل گیری سازمان یادگیرنده، کارکنان در تعیین جهت ‌گیری استراتژیک تا حد زیادی مشارکت یافتند. کارکنان نیازها را به گونه‌ای تعریف می‌کنند که استراتژی از فعالیت‌های گردآوری شده ‌گروه‌های کاری که وظیفه خدمت به مشتریان را به عهده دارند، شکل می‌گیرد.

چالش بیشتر سازمان‌ها اغلب، انجام کارهای فراوان با منابع اندک و به عبارتی دیگر، چالاکی در واکنش به پیچیدگی‌های تحول است و در این حین، ظرفیت سازمان برای یادگیری باید فراتر از ضریب تحول تحمیل شده به آن باشد. سنگه فرض می‌کند که سازمان‌های یادگیرنده به طور مداوم توانایی خود را در ساخت آینده سازمانی توسعه می‌دهند. وی تفکر سیستمی را مهمترین عامل تأثیرگذار در سازمان یادگیرنده می‌داند و به عقیده وی، در این صورت است که تمامی اعضا به درک جامعی از کل سازمان می‌رسند. از نظر وی، یادگیری تیمی به دلیل آنکه نوعی روحیه همکاری را در میان افراد ایجاد می‌کند، می‌تواند در امر یادگیری حائز اهمیت باشد. همچنین با داشتن دیدگاهی مشترک و توجه به مهارت‌های فردی، آموزش سریع تر و مفیدتر صورت می‌گیرد و مشخص می‌شود که افراد و سازمان به چه شکل در راستای نیل به اهداف و مقاصد سازمان گام بردارند (دفت، ترجمه پارسائیان، ۱۳۸۲). پیتر دراکر[۷۳](۱۹۹۹) معتقد است که در اقتصاد امروز، دانایی (به عنوان نتیجه فرایند یادگیری) منبعی همانند و در عرض سایر منابع تولید( چون کار، سرمایه و زمین ) نیست. بلکه تنها منبع معنی‌دار عصر حاضر به شمار می‌رود. برخی نیز دانایی را جانشین نهایی تولید، ثروت و سرمایه پولی می‌دانند. همچنین آریه دوگاس رئیس سابق گروه برنامه‌ریزی شرکت نفتی داچ ـ شل و یکی از پیشروان ایده سازمان یادگیرنده معتقد است که تنها راه حفظ مزیت رقابتی، این است که از یادگیری سریع تر سازمان خود در مقایسه با رقبا، اطمینان حاصل کنید (گاردنر[۷۴]، ۱۹۹۶).

۲-۱۳- طبقه بندی ویژگی های سازمان یادگیرنده

الگوی طبقه ­بندی ویژگی‌های معرف سازمان یادگیرنده توسط مک­گیل و همکارانش تدوین شده است که بر عوامل استراتژیک و ساختاری (کارکردهای مدیریت منابع انسانی و رفتارهای مدیریت) استوار است. (مک­گیل[۷۵]، ۱۹۹۳، ص۶۹). سازمان یادگیرنده به دنبال دستیابی به استراتژی برتر (ارتباط استراتژی، فرهنگ و ساختار به یکدیگر) و سیستم­های اقداماتی (ابعاد عملیاتی مانند شناخت ناپیوستگی­های محیطی در سطوح مختلف و غلبه بر امور روزمره تدافعی) ‌می‌باشد. (لیمریک[۷۶] و همکاران، ۱۹۹۴، ص ۳۷). یادگیری تیمی از عناصر حیاتی و مهم در ساخت یادگیری سازمانی است. همانقدر که توانمندسازی فردی برای موفقیت اساسی است، کار تیمی و توانمندسازی تیمی نیز برای توسعه ظرفیت یادگیری سازمان، اساسی و ضروری است.

جدول ۲- ۶: طبقه ¬بندی ویژگی‌های سازمان یادگیرنده (مک¬گیل و همکاران ۱۹۹۳)

ویژگی‌های استراتژیک

سازمان انطباق­پذیر(سنّتی)

سازمان سازنده و نوگرا(یادگیرنده)

شایستگی کلیدی

شباهت بهتر

تفاوت معنی­دار

نقاط قوت

ثبات و پایداری

تغییر و تحول

خروجی و نتایج

سهم بازار

ایجاد بازار

دیدگاه سازمانی

واحدهای استراتژیک کسب­وکار

سیستمی

پویایی رشد و توسعه

تحول

تبدیل- دگرگونی

ویژگی‌های ساختاری

سازمان انطباق­پذیر(سنّتی)

سازمان سازنده و نوگرا(یادگیرنده)

ساختار

بروکراتیک

شبکه ­ای(ارگانیک و منعطف)

سیستم­های کنترل

قوانین رسمی

ارزش­ها، خودکنترلی

منابع قدرت

سلسله­ مراتبی

دانش

یکپارچگی مکانیسم

زنجیره­وار

تیمی

شبکه­ ها

گسسته

قدرتمند

جریان ارتباطات

زنجیره­ای

فرعی یا جانبی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




Y=

درآمد سالانه فروش سال جاری -سود عملیاتی سال جاری

هزینه ها (بهای تمام‌شده کالای فروش رفته و هزینه های عمومی و اداری) سال ماقبل سال جاری

    1. : دارایی شرکت: برابر با کل دارایی شرکت که به طور مستقیم از ترازنامه استخراج می‌شود.

    1. : بدهی شرکت: برابر با کل بدهی شرکت که به طور مستقیم از ترازنامه استخراج می‌شود.

    1. :جریان نقدی آزاد:

  1. برای محاسبه جریان وجوه نقد آزاد (FCF) از الگوی اندازه ­گیری لهن و پولسن[۳۸] که توسط گیول و تسو[۳۹] نیز به‌کاررفته، استفاده می­ شود. این مدل به شرح زیر است:

که در این مدل داریم:

: جریان وجوه نقد آزاد.

: سود عملیاتی قبل از هزینه استهلاک.

: مالیات بر درآمد کل پرداختی.

: هزینه­ های مالی (بهره) پرداختی.

: سود سهام ممتاز پرداختی.

: سود سهام عادی پرداختی.

: Ta کل دارایی‌ها

  1. : تولید ناخالص داخلی: روش‌های مختلفی برای محاسبه ی تولید ناخالص ملی وجود دارد. محاسبه ی مجموع ارزش‌افزوده، محاسبه با نگرش مصرف و محاسبه با نگرش درآمد، سه روش متداول انجام این کار هستند.م محاسبهبا نگرش مصرف ‌به این شکل است:

تولید ناخالص داخلی = مصرف خصوصی + سرمایه‌گذاری + مصارف دولتی + (صادرات – واردات)

لازم به ذکر است که در این پژوهش تولید ناخالص داخلی از سایت وزارت امور اقتصاد و دارایی به طور مستقیم برای هرسال استخراج می‌گردد.

    1. : جریان نقدی عملیاتی: از صورت گردش وجه نقد قابل استخراج می‌باشد.

  1. : اهرم مالی: ازتقسیم کل بدهی‌ها بر کل دارایی‌ها به دست می‌آید.

دسته‌بندی متغیرها

    1. = متغیر وابسته

    1. = متغیر مستقل

    1. = متغیر مستقل

    1. = متغیر مستقل

    1. = متغیر مستقل

    1. = سایر متغیرهای مستقل

  1. = سایر متغیرهای مستقل

رابطه بین متغیرها:

در این تحقیق جهت به دست آوردن رابطه بین متغیرها از رابطه خطی مرکب زیر استفاده شده است:

+ + SGA=α +

اندازه‌گیری رابطه

به‌طوری‌که گفته شد در این تحقیق به منظور برآورد رابطه بین متغیرها از روش‌های اقتصادسنجی، رگرسیون خطی مرکب استفاده شده است. بر مبنای داده های عملکردی ۵ ساله در بازه زمانی بین ۹۲-۱۳۸۸و به عبارتی ۵ نمونه تصادفی وابسته مقادیر متغیرهای مستقل , و متغیر وابسته Yتعیین‌شده با بهره گرفتن از روش تحلیل داده های تابلویی یا Data Panelپارامترهای α وβ۱ تا β۶ بهره گرفته‌شده است.

نرم‌افزارها

با عنایت به استفاده از سری های زمانی داده ها و به عبارتی ۵ نمونه وابسته در گردآوری داده ها و لزوم به کارگیری تحلیل های تابلویی جهت انجام محاسبات و تحلیل های آماری از نرم‌افزار Eviews استفاده شده است. پیش از آن از نرم‌افزار Excel جهت پردازش اولیه داده ها و آماده‌سازی آن‌ ها به عنوان متغیرهای تحقیق بهره گرفته‌شده است. بعلاوه از نرم‌افزار ره آورد نوین نیز برای استفاده از اطلاعات و داده های بورس مورداستفاده قرارگرفته است.

فصل چهارم:

یافته های تحقیق

مقدمه‏

در فصل سوم، روش کلی تحقیق، تعریف جامعه آماری، نحوه تعیین حجم نمونه و روش نمونه‌گیری، روش‌ها و ابزار گردآوری داده ها و نهایتاًً روش‌ها و ابزار تجزیه‌و تحلیل داده ها موردبحث قرار گرفت. در این فصل داده های موردنیازی که جهت آزمون فرضیه‌های تحقیق جمع‌ آوری‌شده، به عنوان منبعی برای تجزیه‌و تحلیل استفاده شده است. برای تجزیه‌و تحلیل اطلاعات گردآوری‌شده از روش­های توصیفی و استقرایی آزمون فرضیه استفاده شده است. ساختار کلی فصل حاضر بر مبنای توصیف نمونه آماری، توصیف یافته ها، تحلیل پیش‌فرض‌ها، تحلیل روابط بین متغیرها و نهایتاًً تعمیم‌یافته ها از نمونه تصادفی به جامعه آماری تنظیم شده است. پیش‌فرض‌های مورد ارزیابی به‌تبع تحقیقات مرتبط یا مشابه، بر مبنای استفاده از رگرسیون خطی مرکب به منظور تعیین رابطه بین متغیرها موردبررسی قرار گرفته‌اند.

در این تحقیق به منظور داده‌پردازی اولیه از نرم‌افزار اکسل و در راستای توصیف یا تحلیل یافته ها از نرم‌افزار آماری EVIEWS بهره گرفته شده است. در این فصل ابتدا جدول آمار توصیفی متغیرهای تحقیق ارائه گردیده و پس‌ازآن آزمون فرضیات تحقیق ارائه گردیده است.

توصیف جامعه آماری

جامعه آماری مربوط ‌به این تحقیق شامل شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار بوده است که شرایط زیر را دارا باشند:

۱) سهام شرکت از سال ۸۸ تا ۹۲ در بورس اوراق بهادار تهران معامله‌شده باشد.

۲) نماد معاملاتی شرکت به تابلوی غیررسمی منتقل نشده باشد.

۳) نماد معاملاتی شرکت فعال و برای حداقل ‌یک‌بار در سال معامله‌شده باشد.

۴) سال مالی شرکت به پایان اسفندماه ختم شود و در دوره مورد مطالعه تغییر سال مالی نداده باشد.

۵) اطلاعات مالی شرکت در دوره مورد مطالعه در دسترس باشد.

۶) شرکت باید در گروه شرکت‌های واسطه‌گری مالی نباشد.

بر مبنای اطلاعات به دست‌آمده جامعه آماری تعریف‌شده محدود به مرزهای تعریف‌شده در بند قبل ۱۵۰ شرکت با توزیع مندرج در جدول شماره ۴-۱ می‌باشد:

جدول (۴-۱): توزیع جامعه آماری

ردیف
صنعت
جمع کل جامعه
تعداد
حجم نسبی

۱

حمل‌ونقل انبارداری و ارتباطات

۲

۰٫۰۱۳

۲

خودرو و قطعات

۱۸

۰٫۱۲۰

۳

دستگاه‌های برقی

۶

۰٫۰۴

۴

‌ذغال‌سنگ

۱

۰٫۰۰۶

۵

رایانه

۲

۰٫۰۱۳

۶

سیمان آهک گچ

۱۱

۰٫۰۷۳

۷

شیمیایی

۱۲

۰٫۰۸

۸

غذایی به‌جز قند و شکر

۹

۰٫۰۶

۹

فرآورده‌های نفتی

۲

۰٫۰۱۳

۱۰

فلزات اساسی

۱۵

۰٫۱۰

۱۱

فنی و مهندسی

۱

۰٫۰۰۶

۱۲

قند و شکر

۴

۰٫۰۲۶

۱۳

کاشی و سرامیک

۷

۰٫۰۴۶

۱۴

کانه‌های فلزی و غیرفلزی

۱۶

۰٫۱۶۰

۱۵

لاستیک وپلاستیک

۸

۰٫۰۵۳

۱۶

ماشین آلات و تجهیزات

۱۱

۰٫۰۷۳

۱۷

منسوجات

۴

۰٫۰۲۶

۱۸

مواد دارویی

۲۱

۰٫۱۴

جمــــع
۱۵۰
۱۰۰

توصیف نمونه آماری

نمونه آماری به روش تصادفی و مبتنی بر محاسبات انجام‌شده در ارتباط حجم نمونه به شرح مذکر در فصل سوم ۱۱۰ شرکت از بین جامعه فوق‌الذکر انتخاب گردید. توزیع نمونه تصادفی به شرح جدول شماره ۴-۲ می‌باشد. متغیر های مالی این شرکت‌ها در یک بازه زمانی ۵ ساله ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲ مورد مطالعه قرارگرفته و حجم نمونه تصادفی مشتمل بر ۵۵۰ سال-شرکت تعیین شده است:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




تحقیقات اندکی که در این زمینه صورت گرفته است، این انتظارات را تأیید می‌کند. نتایج این تحقیقات نشان می‌دهد میزان سؤال پرسیدن یا انتقاد کردن یادگیرندگان به میزان احساس نزدیکی و راحتی آن ها با مدرسشان ارتباط دارد. یادگیرندگانی که احساس می‌کنند مدرسشان از آن ها فاصله می‌گیرد، فکر می‌کنند که مدرسشان نمی‌تواند نظر آن ها را درک کند و به نیازهای آن ها توجهی ندارد. چنین یادگیرندگانی به احتمال زیاد از مدرس خود فاصله می‌گیرند (بکستر مگلدا[۱۱۴]، ۱۹۹۲).

همچنین، شواهدی مبنی بر اینکه روابط عمودی- افقی یا تفاوت‌گذاری موقعیتی با سبک یادگیری ارتباط دارد، به دست آمده است. یادگیرندگانی که پختگی کمتری دارند، روابط سلسله‌مراتبی شدیدی را نسبت به افراد متخصص در یک زمینه معین نشان می‌دهند. آن ها در ارتباط با باورهای معرفت‌شناختی تصور می‌کنند که دانش توسط فردی صاحب‌نظر که در آن زمینه همه چیز را می‌داند، به آن ها ارائه می‌شود. به همین دلیل، به صورت دریافت‌کنندگان منفعل دانش عمل می‌کنند. این در حالی است که یادگیرندگانی که پختگی بیشتری دارند، خود را با افراد متخصص در آن زمینه معین در سطحی یکسان می‌بینند و به همین دلیل، قادرند با آن ها ارتباط لازم را برقرار کنند. آن ها بر این باورند که دانش از به دست آوردن دلیل و مدرک تجربی حاصل می‌شود و این فعالیتی است که خود آن ها قادر به انجام آن هستند (بلنکی و همکاران، ۱۹۸۶؛ کیچنر و کینگ، ۱۹۸۹).

‌در مورد رابطه بین ارزش‌های فرهنگی و گرایش‌های تفکر انتقادی نیز شواهدی وجود دارد. در این زمینه تحقیقی درون فرهنگی[۱۱۵] توسط گیانکارلو (۱۹۹۶) رابطه ارزش‌های فرهنگی «احترام به بزرگترها» و «جهت‌گیری جمع‌گرایی» را با گرایش به تفکر انتقادی دانش‌آموزان دبیرستانی دارای زمینه فرهنگی امریکای لاتین مورد مطالعه قرار داده است. نتایج این تحقیق نشان می‌دهد ارزش فرهنگی «احترام به بزرگترها» که در فرهنگ‌های دارای روابط عمودی از اهمیت زیادی برخوردار است، با گرایش دانش‌آموزان به تفکر انتقادی رابطه منفی دارد و ارزش فرهنگی «جهت‌گیری جمع‌گرایی» با گرایش به پختگی شناختی در قضاوت‌ها که یکی از هفت گرایش تفکر انتقادی است، رابطه مثبت دارد. ‌به این ترتیب که افراد دارای «جهت‌گیری جمع‌گرا»، به دلیل تجربیات بیشتر خود با دیگران و توجه بیشتر به افرادی که تحت‌تأثیر تصمیمات آن ها قرار دارند، در قضاوت‌های خود پختگی بیشتری نشان می‌دهند.

در تحقیقات کیفی صورت گرفته در فرهنگ‌های جمع‌گرا نیز موضوعی[۱۱۶] تحت عنوان «درنظر گرفتن دیگران به هنگام تصمیم‌گیـری» مطرح شده است. به طور مثـال، دانشجویـان دارای زمینـه فرهنگی جمع‌گرا در مصاحبه های خود با کاکای بیان کرده‌اند: «برای حفظ روابط درازمدت خود با دیگران باید نشان دهیم که به نظرات آن ها توجه داریم»، «باید در نظر گرفت که تصمیم‌های ما بر دیگران چه تأثیری دارد»، «اگر گفتن نظرات ما احساسات کسی را جریحه‌دار می‌کند، نباید آن ها را بگوییم» (کاکای، ۲۰۰۱، ص. ۱۰۳).

به دلیل تأکید شومر- ایکینز بر تأثیر دو متغیر فرهنگی روابط عمودی- افقی و جهت‌گیری فردگرا- جمع‌گرا بر فرایندهای شناختی فرد و نیز تأیید این تأثیرات توسط تحقیقات کیفی و کمّی پیشین (به طور مثال، بلنکی و همکاران، ۱۹۸۶؛ بوند و اسمیت، ۱۹۹۶؛ گیانکارلو، ۱۹۹۶؛ کاکای، ۲۰۰۱؛ کیچنر و کینگ، ۱۹۸۹) تصمیم گرفته شد تأثیر ترکیب تعاملی این دو متغیر فرهنگی که توسط تریاندیس (۱۹۹۷) و تریاندیس و گلفند[۱۱۷] (۱۹۹۸) در قالب چهار نوع متغیر فرهنگی جمع‌گرایی افقی، جمع‌گرایی عمودی، فردگرایی افقی و فردگرایی عمودی مفهوم‌سازی شده‌اند، بر گرایش‌های تفکر انتقادی مورد بررسی قرار گیرد و این متغیرها در بخش ارزش‌های فرهنگی یا سطح اول مدل پیشنهـادی تحقیــق حاضر وارد شوند. در سطح دوم مدل عوامل مربوط به ارتباطات خانـوادگی و دانشگاهی وجود دارند که در ادامه مورد بحث قرار می‌گیرند.

۱-۱-۲-۲- عوامل ارتباطاتی خانوادگی و دانشگاهی

در بخش کیفی تحقیق کاکای (۲۰۰۱) در ارتباط با مقوله «بینش‌های فرهنگی ‌در مورد گرایش به تفکر انتقادی» دو خرده‌مقوله تحت عنوان‌های «نگرش ‌در مورد رفتارهای ارتباطات کلامی[۱۱۸]» و «نگرش ‌در مورد مراجع قدرت[۱۱۹]» پدیدار شده‌اند. در این تحقیق مصاحبه‌شوندگان بر این باور بوده‌اند که زمینه فرهنگی افراد با رفتارهای ارتباطات کلامی آن ها همچون جرئت‌مندی[۱۲۰] و بحّاث[۱۲۱] بودن ارتباط دارد. به طور مثال، یک دانشجوی ژاپنی – آمریکایی در این ارتباط بیان ‌کرده‌است: «دوست ندارم با دیگران بحث کنم… دوست ندارم [با این کار] برای خود دشمن درست کنم…» (ص. ۹۹). علاوه بر این، در ارتباط با خرده‌مقوله «نگرش ‌در مورد مراجع قدرت» تمام مصاحبه‌شوندگان معتقد بودند که وقتی آن ها با نظرات مراجع قدرت (به طور مثال، استادان) موافق نیستند، نباید مخالفت با مراجع قدرت برای آن ها مشکل‌ساز باشد. با این حال، در پاسخ ‌به این سؤال که آیا آن ها در چنین مواقعی نگران عواقب مخالفت خود می‌شوند یا خیر، با اینکه همگی اعتقاد داشتند مخالفت کردن با مراجع قدرت کاری ناشایسته نیست، بعضی از آن ها به عنوان مثال، یک دانشجوی اروپایی و یک دانشجوی ژاپنی – آمریکایی بیان می‌کردند که در چنین مواقعی نگران چیزی نمی‌شوند. در حالی که بعضی دیگر بیان می‌کردند احساس خوبی ‌در مورد مخالفت با مراجع قدرت ندارند. به طور مثال، دانشجویی با زمینه فرهنگی میکرونزیایی در مصاحبه خود چنین گفت:

«در کشـور زادگاهـم مخالفت با کسی بزرگ‌تر از خودت یـا در مرتبه‌ای بالاتر از خودت،

بی‌ادبی و گستاخی به حساب می‌آید و کار بدی است… در آمریکا وضع فرق می‌کند… وقتی تو با نظرات مردم مخالفت می‌کنی این به معنای آن نیست که تو نسبت به آن ها بی‌ادبی، تو فقط داری نظر خودت را می‌گویی. به همین خاطر، من نظرم را آزادتر از کشور خودم می‌گویم» (کاکای، ۲۰۰۱، ص. ۱۰۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




تسای و گو ارتباط بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت در صنعت کازینو برای سال‌های ۱۹۹۹ تا ۲۰۰۳ را در ژاپن مورد پژوهش قرار دادند. البته در این مطالعه مالکیت نهادی برابر درصد سهام نگهداری شده توسط شرکت‌های دولتی از کل سهام سرمایه می‌باشد و این شرکت‌ها شامل شرکت‌های بیمه، مؤسسات مالی، بانک‌ها، شرکت‌های دولتی و دیگر اجزای دولت می‌باشند. نتایج کار آن ها نشان می‌دهد که سرمایه‌گذاران نهادی در صنعت کازینو می‌تواند سرمایه‌گذاران این صنعت را در کاهش مشکلات و مسایل نمایندگی یاری دهد.

بررسی‌های انجام شده در شرکت‌های پذیرفته شده در بورس شانگهای نشان می‌دهد که درصد مالکیت سهام‌داران نهادی تأثیر مثبتی بر عملکرد شرکت‌های یاد شده داشته است. البته طبق این بررسی یک رابطه منفی بین درصد مالکیت دولتی و عملکرد شرکت‌ها به چشم می‌خورد(کمپبل[۱۹]، ۲۰۰۲). در چین وجود رابطه مثبت بین مالکیت سهام‌داران نهادی داخل کشور و بازده و ارزش شرکت، وجود رابطه منفی بین مالکیت دولتی با عملکرد و ارزش شرکت و نیز تأثیر مثبت تمرکز مالکیت با عملکرد و ارزش شرکت از سوی مطالعات گوناگون مورد تأیید قرار گرفته است(یامسری[۲۰]، ۲۰۰۱).

مطالعات نشان می‌دهد که بر عکس کشورهایی مانند چین و ژاپن، در انگلستان بین تمرکز مالکیت از یک سو و بازده و ارزش شرکت از سوی دیگر رابطه منفی معنی‌دار وجود دارد(هان[۲۱]، ۲۰۰۶).

در مجموع در خصوص نوع رابطه و تأثیرگذاری مالکیت سهام‌داران نهادی و عمده با عملکرد و ارزش شرکت تاکنون نظرات مختلفی ارائه شده که برخی از آن ها به شرح زیر است:

فرضیه نظارت کارآ[۲۲]

‌بر اساس این فرضیه، سهام‌داران نهادی و سهام‌داران عمده‌ای که خارج از شرکت قرار دارند در مقایسه با سهام‌داران خرد، به دلیل برخورداری از امکانات، تخصص و تجربه بالا با هزینه کمتری می‌توانند بر عملکرد مدیران نظارت داشته باشند. ‌بنابرین‏ می‌توان رابطه مثبتی را بین مالکیت نهادی و عملکرد شرکت انتظار داشت.

فرضیه همسویی استراتژیک[۲۳]

‌بر اساس این فرضیه، گاهی ممکن است انتظارات سهام‌داران نهادی با منافع مدیران گره بخورد و به‌واسطه انطباق منافع این دو گروه، منافع سهام‌داران خرد نادیده گرفته شود. در صورت بروز چنین وضعیتی، آثار مفید مورد انتظار از اعمال نظارت مؤثر توسط سهام‌داران عمده بر مدیران، کاهش می‌یابد در این حالت در واقع نوعی تضاد منافع بین سهام‌داران عمده و سایر مالکان مشاهده می‌شود که به دلیل قدرت تأثیرگذاری سهام‌داران عمده، این تعارض در نهایت به ضرر سهام‌داران دیگر خواهد بود.

تأثیر سهام‌داران عمده مالی بر هزینه های نمایندگی

در خصوص تأثیرات احتمالی سرمایه‌گذاران نهادی مالی بر هزینه های نمایندگی بحث‌های مختلفی از سوی صاحب‌نظران صورت گرفته است. هنگامی که مالکان عمده شرکت خود از گروه شرکت‌های سرمایه‌گذاری باشند مدیران پرتفوی این شرکت‌ها نقش وکیل و ‌سهام‌دارانشان نقش موکل را دارند. همزمان با ارزیابی عملکرد شرکت‌های بورسی توسط مدیران پرتفوی شرکت سرمایه‌گذاری، عملکرد خود این مدیران نیز از سوی سهام‌داران شرکت مورد ارزیابی قرار می‌گیرد و بازده پرتفوی شرکت سرمایه‌گذاری نقش تعیین‌کننده‌ای در تثبیت یا تزلزل موقعیت شغلی مدیران شرکت خواهد داشت.

همچنین هنگامی که سهامدار نهادی از نوع نهادهای مالی باشد با توجه به تجربه، تخصص و توانایی ارزیابی و مدیریتی بالای خود می‌تواند با بهره گرفتن از حق رأی بالایی که دارد نظارت بهتر و مؤثرتری بر مدیریت شرکت سرمایه‌پذیر اعمال کند و انتظار می‌رود حاصل این نظارت ارائه توصیه های لازم، افزایش بازده و بهبود عملکرد شرکت سرمایه‌پذیر باشد(هان،۲۰۰۶).

ترکیب مالکیت و سهام‌داران خارجی

در اقتصادهای آزاد و بازارهای سرمایه بین‌المللی بخشی از مالکیت شرکت‌ها در اختیار سرمایه‌گذاران خارجی قرار دارد. این پدیده حتی در چارچوب اقتصاد از ابعاد مختلفی قابل بررسی است که در این گزارش صرفاً اثرات وجود سهام‌داران خارجی در ترکیب سهامداری بر بازده و ارزش شرکت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد. به موازات گسترش جهانی‌سازی در بازارهای مالی، نقش سرمایه‌گذاران خارجی در شرکت‌ها بیشتر و پررنگ‌تر می‌شود.

به زعم برخی صاحب‌نظران به دلایل مختلف حضور سهام‌داران خارجی در ترکیب مالکیت می‌تواند بهبود عملکرد و افزایش بازده و ارزش شرکت را به دنبال داشته باشد که عبارتند از:

اعمال نظارت بیشتر بر مدیران؛

افزایش تخصص و تجربه مدیریتی شرکت؛

ورود سرمایه های جدید و افزایش انعطاف و توان مالی شرکت؛

تسهیل و تسریع پیوستن شرکت به بازارهای سرمایه جهانی و کاهش نرخ هزینه سرمایه (کمپبل،۲۰۰۲).

آیدین، ساییم و یالاما بررسی می‌کنند که آیا شرکت‌های ترکیه‌ای که دارای مالکیت خارجی هستند به گونه معنی‌داری بهتر از شرکت‌هایی که دارای مالکیت داخلی هستند عمل می‌کنند؟ در این پژوهش از آزمون تی و متغیرهای حاشیه سود عملیاتی شرکت‌ها، بازده دارایی‌ها، بازده حقوق صاحبان سهام و اطلاعات تمام شرکت‌های حاضر در بازار بورس استانبول برای سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۴، استفاده شده است. نتایج آن ها نشان می‌دهد که شرکت‌های دارای مالکیت خارجی، از نظر بازده دارایی‌ها، بهتر از شرکت‌هایی که دارای مالکیت داخلی هستند عمل می‌کنند. شواهد این پژوهش، از این فرضیه که مشارکت مالکیت خارجی عملکرد شرکت را بهبود می‌بخشد، نیز حمایت می‌کند.

فرضیه اکتساب نجات بخش[۲۴]

این فرضیه که در چارچوب مبحث ادغام و اکتساب شرکت‌ها قابل طرح است در درجه اول به خرید و تملک سهام شرکت‌های ضعیف داخلی یک کشور توسط سرمایه‌گذاران خارجی می‌پردازد؛ پدیده‌ای که به دنبال بحران مالی۱۹۹۷ آسیا در بازارهای مالی کشورهای در حال توسعه بروز ‌کرده‌است(نا، ۲۰۰۲).

رابطه ساختار مالکیت با کارایی بازار سرمایه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




۳-۵ انواع روش­های پیش ­بینی

روش­های پیش ­بینی در قالب روش­های کمی و روش­های کیفی قرار دارند. روش­های پیش ­بینی کیفی در بردارنده تخمین ذهنی از طریق عقاید متخصصین­اند، در حالی­که در روش­های پیش ­بینی کمی، منطق پیش ­بینی به روشنی بیان می­ شود بدین معنی که در این روش­ها، داده ­های مربوط به گذشته با هدف پیش ­بینی ارزش آتی متغیر مورد نظر، با بهره گرفتن از روش­های آماری و ریاضی تحلیل می­شوند. در حالت کلی ‌می‌توان روش­های کمی را به دو گروه رگرسیونی و غیررگرسیونی تقسیم کرد. روش­های غیررگرسیونی شامل روش میانگین ساده، میانگین متحرک و انواع روش­های هموارسازی نمایی است. روش­های رگرسیونی نیز به دو گروه علی و تک متغیره تقسیم ­بندی می­شوند. از جمله روش­های علی ‌می‌توان به مدل آرچ(ARCH) و گارچ (GARCH) اشاره کرد. روش­های رگرسیونی تک متغیره نیز شامل هارمونیک و فرایند ARMA و ARIMA هستند، مدل­های پیش ­بینی تک­متغیره (سری­زمانی) به دلیل وجود اطلاعات تاریخی در بسیاری از زمینه­ ها قابل استفاده هستند (شکل۳-۱).

شکل (۳-۱) انواع روش­های پیش ­بینی

در پژوهش حاضر به دلیل توانایی بالای روش­های کمی در پیش ­بینی ارزش واردات محصول مورد بررسی، این روش­ها شامل روش­های رگرسیونی (ARMA و ARIMA) و غیر رگرسیونی (هالت وینترز) برای پیش ­بینی ارزش واردات برنج برای ۵ سال آینده به کار می­روند. و نهایتاً با بهره گرفتن از بهترین روش، پیش ­بینی صورت می­پذیرید. قبل از انجام آزمایش باید دید آیا متغیر مورد نظر پیش ­بینی پذیر است یا خیر. یک متغیر زمانی پیش ­بینی پذیر است که دارای توزیع غیرتصادفی باشد. یرای این منظور از آزمون تصادفی بودن دادها استفاده می­ شود. برای آزمون تصادفی بودن داده ­ها روش­های زیادی وجود دارد که اکثر آن­ها ناپارامتریک هستند. در این پژوهش از روش والد-ولفویتز که یک روش ناپارامتریک است استفاده شده است.

۳-۶ روش­های کمی پیش ­بینی

در این مطالعه،از بین روش­های غیررگرسیونی روش­ هموارسازی نمایی و نیز از بین روش­های رگرسیونی، فرایند ARMA و ARIMA مورد بررسی قرار ‌می‌گیرد. از این­رو در مطالعه حاضر با بهره­ گیری از دو روش ARMA یا ARIMA و هالت- وینترز، میزان واردات محصول مورد مطالعه طی ۵ سال آینده پیش ­بینی و برآورد می­ شود.

۳-۶-۱ روش های هموارسازی هالت وینترز

    1. هالت وینترز غیر­فصلی

    1. هالت وینترز جمعی

  1. هالت وینترز ضربی

در روش هموارسازی نمایی از ساختار خود داده ­ها و نمودارهای کنونی آن­ها برای پیش ­بینی مقادیر آینده استفاده می­ شود و بر اساس شکل کلی تغییرات سری­های زمانی یا شکل حدسی آن­ها تخمینی صورت ‌می‌گیرد، یا با تکرارمجموعه­ای از محاسبات مقادیر آینده پیش ­بینی می­شوند در این روش که برای پیش ­بینی­های کوتاه­مدت آینده به­کار می­روند مدلی تهیه نمی­ شود و پیش ­بینی­های آینده با اعداد نزدیک به­هم انجام می­ شود.

در این پژوهش از روش هموارسازی نمایی هالت وینترز غیرفصلی استفاده شده است در روش هالت از دو پارامتر در معادله استفاده شده است.

Ŷt+k = α + bk (1-3)

که a و b جزء مؤلفه‌ ­های دایمی هستند. این دو ضریب با معادله­های (۳-۲) و (۳-۳) تعریف می­شوند.

α(t) = α yt + (۱-α)(α(t-1) + b(t-1)) (2-3)

b(t) = β(α(t) – α(t-1)) +1 –βb(t-1) (3-3)

که در آن ۱>α، β و γ>0 و فا کتورهای تعدیل­کننده هستند.

میزان ضرایب هم به­ صورت تجربی و هم به­وسیله نرم­افزار به حالت اتوماتیک قابل محاسبه است.

پیش ­بینی­ها با رابطه (۳-۴) محاسبه می­شوند.

ŷt+k = α(t) + b(t)k (4-3)

این پیش ­بینی­ها در روند خطی با عرض از مبدأ (T)a و شیب (T)b استفاده می­شوند.

۳-۶-۲ مدل­های ARMA و ARIMA:

برخلاف روش هموارسازی نمایی، در روش ARIMA یا مدل باکس جنکینز یک مدل برای سری زمانی تهیه می­ شود که رفتار متغیر یا دسته­ای از متغیرها را بر اساس رفتار گذشته آن­ها مدنظر قرار می­دهد، این مدل­ها اساساً مدل­هایی هستند که بر پایه تعداد مشخص و نسبتاً کمی متغیر بنا شده و در پیش ­بینی روند داده ­ها تأکید بر مبانی تئوریک را به­عنوان تقدم موضوعی نمی­پذیرند. یک مدل ARIMA دارای سه جزءزیر است:

۱) تعداد جملات خودرگرسیون یا تعداد وقفه­های متغیر مورد بررسی(q).

۲) مرتبه هم­انباشتگی یا درجه تفاضل­گیری(d).

۳) تعداد جملات میانگین متحرک یا تعداد وقفه­های جمله اخلال(p).

مدل به­ صورت ARIMA(p,d,q) نوشته می­ شود. نکته مهمی که باید در خصوص مدل­سازی ARIMA گفته شود این است که یا باید سری­های زمانی ساکنی داشت و یا باید سری­های زمانی داشت که بعد از یک یا دوبار تفاضل­گیری ساکن شوند تا بتوان آن­ها را مورد استفاده قرار­داد. برای تعیین مرتبه هم انباشتگی ((d از آزمون ایستایی و آماره دیکی فولر یا دیکی فولر تعمیم یافته استفاده می­ شود، اگر مجموعه مورد مطالعه در سطح ایستا باشد، مقدار d برای متغیر تحت بررسی برابر با صفر در نظر گرفته می­ شود و ‌بنابرین‏ برای پیش ­بینی متغیر مورد نظر از رهیافت (p و(q ARMA استفاده می­ شود و اگرمتغیر مورد نظر در سطح ایستا نباشد و تفاضل مرتبه اول یا دوم متغیر ایستا باشد، از رهیافت ARIMA(p,d,q) استفاده می­ شود. در مطالعه حاضر برای تعیین مرتبه اتورگرسیون ((p و میانگین متحرک (q)، ابتدا مدل­هایی با مرتبه­های مختلفی از pوq تخمین و سپس با بهره گرفتن از آماره­ های آکائیک و شوارتز- بیزین به­دست آمده، بهترین مرتبه (p و(q برحسب کوچک­ترین این معیارها انتخاب می­ شود. انتخاب وقفه از چالش­زاترین مراحل پیش ­بینی الگوهای سری زمانی است، پسران و پسران (۱۹۹۷)، به­منظور تعیین وقفه، استفاده از معیار آکائیک (AIC) را پیشنهاد دادند. بر این اساس آن­ها استفاده از حداکثر ۳ وقفه را برای پیش ­بینی سالیانه مناسب دانستند. در این روش پس از تعیین مقدار d، تعداد جملات خودرگرسیو(q) و تعداد جملات میانگین متحرک(q) تعیین می­ شود. بدین صورت مرحله تخمین با مرحله شناسایی هم­زمان صورت گرفته و درجات مختلف p و q با هم مقایسه می­شوند. در نهایت مدلی که دارای کمترین مقدار این آماره­ها ( Eviews) باشد، به­منزله بهترین مدل برای پیش ­بینی انتخاب می­ شود (پسران و پسران, ۱۹۹۷).

لازم به ذکر است در نرم افزار Eviews6 ‌می‌توان تعداد وقفه را به­ صورت اتوماتیک محاسبه کرد.

پس از مرحله تشخیص یعنی تعیین p,d وq و مدل­سازی سری­زمانی موردنظر باید به تخمین پارامترهای مدل پرداخته شود، در این پژوهش برای برآورد مدل ARIMA از روش حداقل مربعات معمولی ( (OLSو نرم افزار Eviews استفاده می­ شود که این روش به همراه روش حداکثر راست نمایی(ML) برای برآورد انواع الگوهای ARIMA استفاده می­ شود و در نهایت پس از بررسی خوبی برازش مدل ‌و تأیید مدل انتخابی به پیش ­بینی کوتاه­مدت سری­های زمانی مورد بررسی پرداخته خواهد شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




در صورت انقضا مدت مأموریت مدیران شرکت و عدم اقدام مدیران قبلی برای تشکیل مجمع برای انتخاب مدیران جدید، طبق مقررات ماده ۱۳۶ ل.ا.ق.ت هر ذینفع می‌تواند دعوت مجمع عمومی عادی برای انتخاب مدیران جدید را از مرجع ثبت شرکت ها درخواست کند و دعوت مجمع عمومی از طریق مرجع ثبت شرکت ها نیازمند حصول نصاب خاصی از سهام‌داران نبوده و به درخواست یکی از شرکا نیز ممکن خواهد بود.

طبق ماده ۲۱۹ ل.ا.ق.ت دعوت مجمع عمومی در دوره تصفیه شرکت به عهده مدیران تصفیه است و با امتناع مدیران تصفیه از دعوت مجمع، این تکلیف بعهده عضو ناظر می‌باشد و چنانچه ناظر نیز در صدد این امر بر نیاید و یا اساساً ناظری پیش‌بینی یا تعیین نشده باشد، دادگاه به درخواست هر ذینفع به تشکیل مجمع عمومی حکم می‌دهد.»

۵ : تصمیم گیری در مجمع عمومی عادی سهام‌داران

رسمیت تشکیل جلسات مجامع بر اساس حضور صاحبان تعداد مشخصی از سهام صورت می پذیرد اما رسمیت تصمیمات مجمع بر اساس به دست آمدن نصاب مشخصی از رأی‌ حاصل از سهام سهام‌داران حاضر در مجمع است.

طبق ماده ۸۷ لایحه اصلاحی قانون تجارت برای رسمیت جلسه مجمع عمومی عادی در نوبت اول، حضور لااقل دارندگان بیش از نصف سهامی که دارای حق رأی‌ هستند ضروری است. در عین حال ماده ۸۸ این قانون، تصمیمات مجمع عمومی جز ‌در مورد انتخاب اعضاء هیات مدیره را با موافقت اکثریت نصف بعلاوه یک آرای سهام‌داران حاضر در جلسه رسمی مجمع که از آن به ‌عنوان اکثریت مطلق آرای یاد می شود، ضروری دانسته. در انتخاب مدیران و بازرسان شرکت نیز موافقت اکثریت نسبی آرای سهام‌داران حاضر در جلسه رسمی مجمع ضروری دانسته شده است. ‌بنابرین‏ ملاحظه می شود که اگر چه ملاک رسمیت جلسه مجمع عمومی حضور تعداد مشخصی از صاحبان سهام بدون در نظر گرفتن تعداد آرای آن ها خواهد بود اما ملاک رسمیت تصمیمات متخذه در این جلسات، میزان مشخص آرای سهام این سهام‌داران خواهد بود. به طور مثال؛ در شرکتی با یکصد سهم و با حق رأی‌ برابر، رسمیت جلسه نوبت اول مجمع عمومی عادی با حضور مالکین ۵۱ سهم از شرکت حاصل می شود تصمیم گیری ‌در مورد موضوعات تحت صلاحیت این مجمع نیز جز ‌در مورد انتخاب مدیران شرکت، با رأی‌ ۵۱ سهم رسمیت می‌یابد. اما چنانچه از این تعداد سهام، بیست سهم ممتازه و با حق رأی دو برابر باشد، رسمیت نوبت اول جلسه مجمع عمومی عادی همچون قبل با حضور مالکین ۵۱ سهم رسمیت خواهد یافت اما چنانچه در بین حاضرین در مجمع کلیه دارندگان سهام ممتازه نیز حضور داشته باشند، برای رسمیت تصمیمات متخذه موافقت دست کم ۶۱ رأی لازم خواهد بود. در انتخاب مدیران شرکت، بدون توجه به نصاب اکثریت مطلق آرای فوق، هر داوطلبی که با حصول رأی بیشتر، اکثریت نسبی را به دست آورد به ‌عنوان عضو هیات مدیره انتخاب خواهد شد.

در رابطه با انتخاب مدیران در قسمت اخیر ماده ۸۸ قانون مرقوم مقرر شده که تعداد آرای هر رأی دهنده در تعداد مدیرانی که باید انتخاب شوند، ضرب می شود و حق رأی هر سهامدار حاضر در مجمع، برابر با ضرب تعداد رأی‌ سهام وی بر عدد اعضاء هیات مدیره خواهد بود. به طور مثال اگر صاحب سهمی دارای یک رأی است و تعداد اعضاء هیات مدیره مورد انتخاب پنج نفر باشند، تعداد رأی‌ این سهامدار نیز ۵ رأی خواهد بود. این روش برای ایجاد فرصت برای سهام‌داران اقلیت در داشتن قدرت انتخاب به تعداد اعضاء هیات مدیره و جلوگیری از محرومیت آن ها از این حق قانونی است. در هر حال، سهامدار می‌تواند تمامی آرای خود را به یک نفر بدهد و یا آن را بین چند نفری که مایل باشد تقسیم کند.[۵۱]

بند دوم: رکن اداره کننده شرکت سهامی عام

به طوری که در مقدمه بیان شد؛ اشخاص حقوقی به تبع شخصیت قانونی خود، از تمامی حقوق قانونی که به اشخاص مربوط است جز آنچه که به ذات انسانی مربوط می شود، بهره مند خواهد بود.[۵۲] اما این اشخاص برای بهره گیری از حقوق قانونی خود به جهت هویت انتزاعی که از آن ‌برخوردارند، به اشخاص حقیقی نیاز دارند تا با قدرت اراده ای که مختص ذات انسان است، به استیفاء حقوق خود بپردازند. چرا که استیفاء حقوق صرفاً با قدرت اراده و از طریق اعلام اراده امکان پذیر است و اراده هم از اوصاف ذاتی انسان است که اشخاص حقوقی بواسطه شخصیت انتزاعی خود از آن بی بهره هستند. به طوری که پیشتر هم بیان شد؛ مدیران اشخاص حقوقی، در حقیقت ابزار ایجاد و اعلام اراده این اشخاص و وسیله ای برای استیفاء حقوق آن ها محسوب می‌شوند. ‌بنابرین‏ اگرچه در مدیریت اشخاص حقوقی منعی برای اشخاص حقوقی دیگر وجود ندارد اما به واسطه همین نقیصه، این نمایندگان انسانی این اشخاص هستند که در نهایت وظایف مدیریتی آن ها را به عهده می گیرند.

لازم بذکر است که مدیران شرکت سهامی همانند دیگر انواع شرکت های تجاری، نمایندگان شرکت محسوب شده و تحت این عنوان به اداره شرکت می پردازند.[۵۳] بر اساس ماده ۱۱۸ لایحه اصلاحی قانون تجارت، مدیران شرکت های سهامی در راستای مقررات اساسنامه و تصمیمات مجامع به اداره امور شرکت می پردازند.

بموجب ماده ۱۰۷ لایحه اصلاحی قانون تجارت، اعضاء هیات مدیره شرکت های سهامی را که در مجمع عمومی موسس و مجمع عمومی عادی از میان سهام‌داران و به انتخاب خود سهام‌داران انتخاب می‌شوند و اداره شرکت را برعهده می گیرند، مدیر شرکت سهامی محسوب می‌شوند؛ با این اوصاف که این هیات نیز می بایست شخص حقیقی را از بین خود یا سایر سهام‌داران و یا حتی از افراد خارج شرکت به ‌عنوان مدیرعامل انتخاب نمایند.[۵۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




۱۱قانع وشکوه فر۱۳۸۷سنجش عملکرد سازمان­ های تولیدی با رویکرد کارت امتیازی متوازنسیستم­های سنجش عملکرد ضروری­ترین سیستم­های مدیریت در اداره سازمان­ های مدرن هستند.۱۲الوندی و منصوری۱۳۸۶موردکاوی چگونگی تاثیر کارت امتیازی متوازن بر مدیریت فرآیندهای کسب­و­کار در دو سازمان ایرانیروش BSC در تعیین فرآیندهای مهم سازمان و هم­سویی آن ها با راهبردهای سازمان و بهبود آن نقش مهم دارد.۱۳علی بابایی۱۳۸۳طراحی و پیاده ­سازی یک سیستم اندازه ­گیری عملکرد با بهره گرفتن از روش­های کارت امتیازی متوازن و سنجه­هدف گرااستفاده از روش سنجه هدف­گرا برای تعیین معیار موفقیت شاخص­ های تعیین شده برای اهداف

۳

فصل سوم

روش­شناسی تحقیق

فصل سوم

روش شناسی تحقیق

۳-۱ مقدمه

در این فصل ابتدا خطوط کلی تحقیق را بیان کرده و سپس ‌بر اساس بیانیه مأموریت‌، استراتژی سازمان و شاخص­ های عملکرد بر اساس اطلاعات سال ۱۳۹۱ کارت امتیازی متوازن را تشکیل می­دهیم. سپس در خصوص نحوه جمع ­آوری داده ­ها و تجزیه و تحلیل آن ها و نیز نوع آزمون­های آماری مورد استفاده در تجزیه و تحلیل بحث می­کنیم.

۳-۲ اهداف تحقیق

هدف تحقیق حاضر بررسی و ارزیابی عملکرد گمرکات استان آذربایجان شرقی بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن با توجه به اطلاعات سال۱۳۹۱ وبررسی تحقق یا عدم تحقق شاخص­ های مرتبط با اهداف عملیاتی و نیز مقایسه و رتبه ­بندی گمرکات بر مبنای امتیازات حاصل از ارزیابی ‌می‌باشد.

۳-۳سوالات تحقیق

۱-۳-۳ وضعیت عملکرد گمرکات استان با توجه به اطلاعات سال ۱۳۹۱ و ‌بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن به چه صورت ‌می‌باشد؟

۲-۳-۳ آیا شاخص­ های هریک از مناظر کارت امتیازی متوازن بر اساس اطلاعات سال ۱۳۹۱ در گمرکات استان آذربایجان شرقی تحقق یافته است؟

۳-۳-۳ آیا بین امتیازات عملکرد گمرکات استان تفاوت وجود دارد؟

۳-۴ فرضیه ­های تحقیق

با توجه به اینکه هدف تحقیق حاضر بررسی و ارزیابی عملکرد گمرکات استان آذربایجان شرقی بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن و مقایسه و رتبه ­بندی آن ها ‌می‌باشد به جای فرضیات از سوالات تحقیق استفاده شده است.

۳-۵ روش­شناسی تحقیق

۳-۵-۱ روش تحقیق

تحقیق حاضر از لحاظ روش گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی و از نظر هدف یک بررسی کاربردی و از نظر زمانی یک بررسی مقطعی است

۳-۵-۲ جامعه آماری

جامعه آماری این پژوهش را مدیران،کارکنان وکارشناسان گمرکات استان آذربایجان شرقی که مجموعا ۳۴۲ نفر و همچنین خدمت­گیرندگان این گمرکات اعم از بازرگانان، حق­العمل­کاران و ترخیص­کاران گمرکی که از منظر آماری نامحدود هستند؛ تشکیل می­ دهند.

۳-۵-۴ نمونه آماری

روش نمونه گیری در پژوهش حاضر تصادفی ساده ‌می‌باشد که حجم نمونه آماری برای مدیران وکارکنان ‌بر اساس فرمول کوکران برای جامعه محدود( )۱۰۴ نفر محاسبه شده است. همچنین با توجه به حجم نامحدود جامعه آماری برای خدمت­گیرندگان، حجم نمونه با بهره گرفتن از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود ( ) ۱۵۰نفر محاسبه شده که در رابطه­ های فوق

N: تعداد اعضای جامعه آماری

n : تعداد اعضای نمونه آماری

۹۶/۱t=: مقدار متغیر نرمال با سطح اطمینان ۹۵%

۵/۰p=: درصد تجانس در پاسخ­گویی به سوالات

q=1-p

۰۸/۰d=: سطح مورد قبول خطا

‌می‌باشد. تعداد نمونه ­های هر گمرک و نحوه تخصیص نمونه آماری در جدول ۳-۱ ارائه شده است.

جدول۳-۱: نحوه تخصیص نمونه آماری

نام گمرک
تعداد کارکنان و مدیران
حجم نمونه کارمندان
حجم نمونه خدمت­گیرندگان

جلفا

۱۲۸

۳۸

۶۰

تبریز

۱۰۵

۳۲

۴۰

سهلان

۵۸

۲۰

۳۰

نوردوز

۴۶

۱۴

۲۰

مراغه

۵

قابل اغماض

جمع

۳۴۲

۱۰۴

۱۵۰

۳-۵-۴ ابزار جمع ­آوری داده ­ها

در این پژوهش با مطالعه مقالات و کتب مرتبط با موضوع تحقیق جهت به دست آوردن اطلاعات مورد نیاز در زمینه ارزیابی عملکرد بر اساس مدل کارت امتیازی متوازن و برای تبیین مباحث پیشینه نظری تحقیق، از مرسوم­ترین روش تحقیق یعنی روش کتابخانه ­ای استفاده شده است که جزئیات منابع استفاده شده به شرح زیر ‌می‌باشد.

_ بررسی و مطالعه مقالات معتبر فارسی چاپ شده در نشریه­های مختلف مدیریتی و موجود در پایگاه ­های اینترنتی

_ بررسی و مطالعه مقالات انگلیسی مرتبط با موضوع بحث از طریق دسترسی به پایگاه های مختلف اینترنتی

_ مطالعه و بررسی کتب تخصصی مدیریتی

همچنین اطلاعات مورد نیاز جهت تبیین اهداف عملیاتی، استراتژی­ها، شاخص ­ها و هدف­گذاری­های مربوطه از طریق مراجعه به اسناد و مدارک مربوط به برنامه ­های استراتژیک و عملیاتی سازمان ونیز مصاحبه با مدیران گمرکات استان و مطالعات کتابخانه ­ای و اینترنتی گردآوری شده است.

جهت سنجش استراتژی­ها و شاخص­ های استخراج شده، ابتدا لازم است که مقادیر هدف و مقادیر تحقق­یافته مشخص گردد. مقدار واقعی تعدادی از شاخص­­های عملکرد گمرکات استان با توجه به وجود آمار و ارقام کمی مورد استناد قابل استخراج است. برای استخراج مقادیر سایر شاخص ­ها نیز از پرسشنامه ­های محقق ساخته استفاده خواهد شد. مقادیر هدف تعریف شده برای گمرکات استان در قالب مناظر چهارگانه کارت امتیازی متوازن به شرح جدول ۳-۲ می‌باشد.

جدول۳-۲: دسته بندی اهداف عملیاتی بر اساس مناظر چهارگانه BSC و تعیین مقادیر هدف سال ۱۳۹۱

مناظر BSC
اهداف عملیاتی
شاخص­ های مرتبط با اهداف
هدف­گذاری

سال ۱۳۹۱

مالی

صیانت از حقوق دولت و جامعه و وصول درآمدهای قانونی

درآمدهای تحقق یافته از محل حقوق ورودی وعوارض­ها

۲۵۰۰میلیارد ریال

درآمدهای تحقق یافته از محل سایر خدمات گمرکی

۳۲میلیارد ریال

کاهش هزینه­ ها

نسبت هزینه­ های جاری به درآمدها

۰۳۲/۰

نسبت کل هزینه­ ها به درآمدها

۰۴۷/۰

مشتریان

افزایش رضایت خدمت گیرندگان

سرعت، دقت و صحت در ارائه خدمات

۵

‌پاسخ‌گویی‌

۵

ادب و اعتماد

۵

قابلیت اطمینان

۵

فرآیندهای داخلی

اصلاح و بهبود فرآیندها

زمان انجام تشریفات واردات

۱

زمان انجام تشریفات صادرات

۱

زمان انجام تشریفات ترانزیت خارجی

۱

زمان انجام تشریفات ترانزیت داخلی

۱

زمان انجام تشریفات سایر رویه­ ها

۱

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




۸- کاهش فساد اداری

مؤلفه هایی مانند فساد اداری، ناکارایی تخصصی، عدم نظارت درونی در بخش عمومی و جریان محدود اطلاعات، کیفیت کالای مدیریت عمومی را کاهش می‌دهند ( خضری، ۱۳۸۴: ۲۵).

انسجام اجتماعی با تعدیل و از مطلوبیت انداختن نارسایی های مذکور، به بهبود عملکرد دولت کمک می‌کند؛ اهداف فردی را در راستای اهداف سازمانی قرار داده و سازگاری بیشتری را بین منافع فردی و منافع جمعی ایجاد می‌کند. همچنان که افول این انسجام، از میان رفتن قاعده مندی در حوزه های مختلف اجتماعی و شیوع فساد اداری در عرصه های سیاسی، اداری، اقتصادی و قضایی را سبب خواهد شد.

بند سوم: تأثیر انسجام اجتماعی بر بزه کاران

در بررسی علل بزه کاری، مسائل و موارد گوناگونی به عنوان عوامل تأثیر گذار شناسایی شده که می توان با بهره گیری از انسجام اجتماعی نسبت به رفع آن ها اقدام و از این طریق زمینه را برای وقوع رفتار تبهکارانه از بین برد. بررسی ها نشان می‌دهد یکی از دلایل ارتکاب جرم، نیاز های جرم ساز مجرمان است. این نیازها، می‌تواند اقتصادی یا اجتماعی باشد. ‌بنابرین‏، برای موفقیت در پیشگیری باید نیازهای جرم ساز بزه کاران بر طرف شود. در صورتی که وقوع جرم ناشی از تفکر ضد اجتماعی مجرم باشد، باید تفکرات وی اصلاح شوند و چنانچه وقوع جرم در اثر نیازهای اقتصادی اوست، رفع مشکل اقتصادی اولویت خواهد داشت. می توان با بهره گیری از انسجام اجتماعی، اثر مشکلات اقتصادی و اجتماعی و خطرز بروز رفتار تبهکارانه را بر طرف ساخته و با نظارت غیر اقتدار گرایانه بر فرد و استفاده از مکانیسم های جامعه پذیری ـ از طریق احترام به سنت، عرف و ارزش ها ـ تمایلات غیر قانونی بزه کاران را کاهش داد. این امر با اقداماتی به شرح ذیل میسر خواهد شد :

۱- کنترل احساسات ضد اجتماعی بزه کاران

در بسیاری از موارد، نگرش های فردی و احساسات ضد اجتماعی مجرمان، عاملی برای ارتکاب جرم است. ‌بنابرین‏، تأکید بر جامعه پذیر ساختن فرد اهمیت می‌یابد. انسجام اجتماعی، نوعی سازه اجتماعی است که از طریق تأثیر گذاری بر رفتارهای فردی به پیامدهای اجتماعی منجر می شود ( تقی لو،۱۳۸۴، ۳۱). بی شک احترام به سنت و ارزش ها، عاملی مؤثر در این زمینه خواهد بود. جایگزین کردن راه و رسم و آداب مردم پسند و اجتماعی به جای مهارت های دروغ گویی، دزدی و پرخاشگری، از جمله اقدامات مناسب است که انسجام اجتماعی با مکانیسم های اخلاقی افراد را جامعه پذیر ساخته و این مهم را تحقق می بخشد (هرمز،۱۳۶۷: ۴۳).

۲- تعدیل تأثیر پذیری بزه کاران از افراد ضد اجتماعی

تحقیقات نشان می‌دهد درگیری و ارتباط با دوستان بزهکار به نحو مثبتی با بزهکاری افراد، در ارتباط است. بیشتر پژوهش گران، ارتباط بین ‌گروه‌های دوستانه بزهکاری و رفتار مجرمانه را مورد تأکید قرار می‌دهند(فرینگتون ،۱۹۸۶ ). ارتباطات و پیوندهای افراد با همسالان ضد اجتماعی بستر ساز اقدامات مجرمانه است. افزایش و برقراری پیوند های محبت آمیز ارتباطات عاطفی میان اعضای خانواده با نظارت دقیق اعضای خانوده بر رفتار و اعمال عضو مستعد بزهکاری، می‌تواند فرد را از محیط ضد اجتماعی همساان دور سازد و احساس تعلقی که تحت تأثیر انسجام اجتماعی درون گروهی در بین افراد خانواده ایجاد می شود، زمینه ساز پیوندهای عاطفی بین آن ها و تعدیل تأثیر پذیری از افراد ضد اجتماعی خواهد بود.

۳- افزایش آگاهی بزهکاران

در برخی اوقات نداشتن آگاهی افراد، عاملی برای بزهکاری آنان است و پلیس برای دادن آگاهی های لازم می‌تواند از انسجام اجتماعی بهره گیرد. الگوها و سرمشق های ضد جرم که معمولا توسط یگان های پلیس شناسایی می شود و در اختیار افراد جامعه قرار گیرد. این امر زمانی محقق می شود که پلیس، بر مبنای راهبرد خود در ایجاد انسجام اجتماعی، آن ها را به اشخاص جامعه منعکس ساخته و آگاهی های لازم را در جامعه ایجاد کند. اطمینان پلیس از این که افراد می‌توانند موقعیت های خطرناک را تشخیص داده و برای مقابله با آن ها طرح ریزی کنند، عاملی اثر گذار در پیشگیری است ( محمد نسل، ۱۳۸۷: ۱۹).

۴- کاهش مشکلات اقتصادی بزهکاران

یافته های تحقیقات انجام شده درباره توسعه بزهکاری، حاکی از آن است که موقعیت اجتماعی و اقتصادی پایین، با بزهکاری دارای رابطه مستقیم است و فقر، به عنوان یکی از عوامل مرتبط با جرم، همواره مورد توجه قرار گرفته است. برای کاهش اثر مشکلات اقتصادی، که زمینه ای برای بزهکاری است، انسجام اجتماعی نقش اساسی ایفا می‌کند. افراد بزهکار، وقتی مرتکب جرمی شده و دستگیر شوند، بعدا با مشکلات عدیده ای در خصوص پیدا کردن شغل و اشتغال در جامعه مواجه هستند. در حالی که ایجاد شرایط رشد اقتصادی و اشتغال پایدار، می‌تواند منجر به گسترش اعتماد اجتماعی و کاهش محرومیت های اقتصادی شود(وندی ، ۲۰۰۰ ). همبستگی اجتماعی حاصل از انسجام اجتماعی، احساس مسئولیت جمعی را برای این افراد فراهم ساخته و با کمک و مساعدت جامعه می توان با رویکرد حمایتی نسبت به تأمین شغل آن ها اقدام کرد .

۵- کنترل بزهکاران با مشارکت مردم

انسجام اجتماعی، که از مجرای رفتار متقابل افراد شکل گرفته و در بستر جامعه تکوین می‌یابد، نقش مؤثری در کنترل اجتماعی دارد و در مقایسه با نهادهای رسمیف نیروهای قضایی و پلیس ـ که به شیوه اقتدار آمیز و مبتنی بر اجبار عمل می‌کنند ـ به شیوه غیر رسمی و غیر اقتدار آمیزمنجر به تأمین امنیت می شود ( هرمز،پیشین: ۵۶). پس نظارت غیر اقتدارگرایانه پلیس برای کنترل بزهکاران، از طریق بهره گیری از انسجام اجتماعی، امکان پذیر خواهد بود. جلب همکاری در این خصوص، مأثر است. پلیس برای آن که مدموران خود را تنها در کنترل مستقیم بزهکاران مشغول نسازد، از نظارت غیر مستقیمی که از طریق افراد جامعه امکان پذیر است، استفاده کرده و محیط را از طریق نظارت همگانی برای ارتکاب جرم ناامن می‌سازد.

۶- برنامه ریزی برای اوقات فراغت افراد مستعد بزهکاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:05:00 ق.ظ ]




تجزیه و تحلیل آماری داده ها یکی از بخش‌های اساسی در تحقیقات مختلف می‌باشد که نتایج پژوهش را تعیین می‌کند (سالاریه، ۱۳۸۹ ). در این پژوهش عمل پردازش داده ها به کمک نرم افزار آماری SPSS انجام شده است. بر روی اطلاعات جمع‌ آوری شده توسط پرسشنامه‌ها تجزیه تحلیل آماری از انواع توصیفی و استنباطی انجام شده است. در این بخش به تبیین متغیرهای ارزیابی فرهنگی برنامه ملی مدارس استعداد درخشان پرداخته می شود. در این پژوهش از آزمون t و آزمون فریدمن استفاده می شود.

۴-۲ تحلیل آماری استنباطی

برای اثرسنجی فرهنگی برنامه ملی مدارس استعداد درخشان از پرسشنامه پیوست الف استفاده شده است که شامل ۸ بخش که شامل ۵۳ زیرمجموعه می‌باشد و در ادامه تمام بخش ها به تفکیک تحلیل می شود.تعداد پرسشنامه ­ها تعداد ۹۲ نفر سال اول و ۷۲ نفر سال سوم از تکمیل کرده‌اند.

۴-۳ تحلیل پرسشنامه های اثر سنجی فرهنگی

۴-۳-۱ اعتقادات

این بخش شامل ۸ سوال می‌باشد . دو فرض اماری در این قسمت مورد نظر است:

: میانگین جواب دانش آموزان اول و سوم در اعتقادات دینی برابر است.

: میانگین جواب دانش آموزان اول و سوم در اعتقادات دینی برابر نیست.

H0:

H1:

برای بررسی مؤلفه های اعتقادی ، از آزمون t استفاده شده است . نتایج بررسی مؤلفه‌ های اعتقادی در جدول زیر ارائه شده است:

شماره سوال

دانش آموزان

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

سطح معنی داری

۱

اول

۹۲

۴٫۴۵۶۵

۱٫۱۰۳۵۷

.۰۰۱

سوم

۷۵

۳٫۹۸۶۷

۱٫۴۳۷۸۴

۲

اول

۹۲

۳٫۸۶۹۶

۱٫۳۳۶۰۴

.۰۷۰

سوم

۷۵

۳٫۲۶۶۷

۱٫۵۱۸۶۵

۳

اول

۹۱

۴٫۰۱۱۰

۱٫۱۸۷۸۵

.۳۵۳

سوم

۷۴

۳٫۸۵۱۴

۱٫۲۲۳۹۹

۴

اول

۹۰

۳٫۶۸۸۹

۱٫۲۵۱۰۲

.۰۰۰

سوم

۷۵

۲٫۹۴۶۷

۱٫۶۲۶۵۸

۶

اول

۹۱

۳٫۴۹۴۵

۱٫۲۳۲۶۵

.۰۳۱

سوم

۷۵

۳٫۱۲۰۰

۱٫۴۶۰۸۴

۷

اول

۹۱

۳٫۵۰۵۵

۱٫۳۱۹۷۱

.۰۲۱

سوم

۷۴

۳٫۰۸۱۱

۱٫۶۰۲۷۱

۸

اول

۹۲

۳٫۹۶۷۴

۱٫۱۷۱۵۶

.۰۱۴

سوم

۷۵

۳٫۳۴۶۷

۱٫۳۹۹۷۴

مؤلفه‌ کلی

اول

۹۲

۳٫۵۹

۱٫۲

.۰۷۲

سوم

۷۵

۳٫۲۱

۱٫۴

شماره سوال

دانش آموزان

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

سطح معنی داری

۵

اول

۹۱

۱٫۷۳۶۳

۱٫۲۰۰۳۳

.۰۸۸

سوم

۷۵

۲٫۱۴۶۷

۱٫۳۸۲۲۶

میانگبن مؤلفه های اعتقادی در سال اول برابر با ۳٫۵۹ و در سال سوم برابر با ۳٫۲۱ شده است و با توجه به نتایج آمار استنباطی ، از آنجا که سطح معنی داری کلی کوچکتر از ۰٫۰۵ درصد شده است، میتوان نتیجه گرفت فرض رد شده و تأیید می شود و این بدان معنا است که پاسخ دهندگان تقریبا در بخش اعتقادی تغییر کرده‌اند و میانگین اعتقادی آن ها کمتر شده است.

سوال ۱ به بررسی اصول اعتقادی دانش آموزان می پردازد که دانش آموزان اولین قدم اعتقادی را شناخت خدا می دانند. سوال ۲ به بررسی میزان باور دانش آموزان می‌باشد به اهل بیت(ع) می پردازد که ایمان به اهل بیت(ع) را به معنی پیروی از آن ها می دانند. سوال ۳ توجه دانش آموزان به قران را مورد توجه قرار می‌دهد که دانش آموزان با فهم و تفسیر قران آشنایی دارند. سوال ۴ به اعتقاد دانش آموزان به حاکمیت خدا از طریق ولایت فقیه را بررسی می‌کند که دانش آموزان کلام ولی فقیه رانزدیکترین کلام به کلام امام زمان (عج) می دانند . سوال ۵ به آشنایی دانش آموزان با تکالیف آگاهانه آن ها می پردازد که دانش آموزان با مصداق ظلم به مسملمانان در هر نقطه دنیا، شناخت تکلیف خود را نشان می‌دهند. در سوال ۶ توجه به اهل بیت(ع) و زیارت آن ها مورد بررسی قرار می‌گیرد که دانش آموزان سفرزیارتی برای آن ها برابر با سفر تفریحی می دانند. سوال ۷ میزان توجه دانش آموزان به رساله عملیه و مرجع تقلید بررسی می شود که دانش آموزان با رجوع به رساله عملیه این مهم را معتقد هستند. سوال ۸ به بررسی میزان علاقه و باور دانش آموزان به جهاد بررسی می شود و دانش آموزان آرزوی مبارزه با دشمنان خدا را در دل دارند که نشانگر باور و اعتقاد آن ها ‌به این فریضه می‌باشد.

۴-۳-۲ اخلاقی

این بخش شامل ۱۲ سوال می‌باشد . دو فرض آماری در این قسمت مورد نظر است:

: میانگین جواب دانش آموزان اول و سوم در اخلاق برابر است.

: میانگین جواب دانش آموزان اول و سوم در اخلاق برابر نیست.

H0:

H1:

برای بررسی مؤلفه های اخلاقی ، از آزمون t استفاده شده است . نتایج بررسی مؤلفه‌ های اعتقادی در جدول زیر ارائه شده است:

شماره سوال

دانش آموزان

فراوانی

میانگین

انحراف معیار

سطح معنی داری

۹

اول

۹۲

۴/۲۹۳۵

/۹۸۹۳۷

/۰۰۲

سوم

۷۴

۳/۶۸۹۲

۱/۳۴۳۹۴

۱۰

اول

۹۱

۴/۲۹۶۷

۱/۰۲۷۳۴

/۲۵۴

سوم

۷۴

۳/۸۳۷۸

۱/۱۳۵۰۸

۱۱

اول

۹۱

۴/۱۶۴۸

/۹۰۹۹۹

/۰۰۴

سوم

۷۵

۳/۶۹۳۳

۱/۱۸۵۱۹

۱۲

اول

۹۲

۳/۸۵۸۷

/۹۸۹۸۶

/۰۱۴

سوم

۷۵

۳/۵۶۰۰

۱/۲۲۱۸۷

۱۳

اول

۹۲

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




متغیرهای مدل

تعداد نمونه

میانگین

میانه

مُد

انحراف معیار

ضریب چولگی

ضریب کشیدگی

دامنه تغییرات

حداقل دامنه

حداکثر دامنه

چارک

۰٫۲۵

۰٫۵

۰٫۷۵

LCETR

۷۰۰

۰٫۸۳۷

۰٫۸۶۷

۱٫۰۰۰

۰٫۱۴۸

-۲٫۶۰۰

۸٫۹۷۶

۰٫۹۵۰

۰٫۰۵۰

۱٫۰۰۰

۰٫۸۰۵

۰٫۸۶۷

۰٫۹۲۵

CETR

۷۰۰

۰٫۸۲۱

۰٫۸۵۸

۱٫۰۰۰

۰٫۱۹۰

-۲٫۰۰۲

۴٫۷۱۰

۰٫۹۹۰

۰٫۰۱۰

۱٫۰۰۰

۰٫۷۶۵

۰٫۸۵۸

۰٫۹۶۳

PBDT

۷۰۰

۰٫۰۱۸

۰٫۰۰۹

۰٫۰۰۰

۰٫۰۲۵

۲٫۳۸۸

۷٫۰۴۵

۰٫۱۶۰

۰٫۰۰۰

۰٫۱۶۰

۰٫۰۰۲

۰٫۰۰۹

۰٫۰۲۵

EER

۷۰۰

۰٫۰۰۸

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۱۵

۳٫۶۵۲

۱۹٫۹۶۸

۰٫۱۵۰

۰٫۰۰۰

۰٫۱۵۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۱۰

EP

۷۰۰

۰٫۳۵۳

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۴۷۸

۰٫۶۱۷

-۱٫۶۲۴

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۱٫۰۰۰

CSR

۷۰۰

۰٫۳۵۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۴۷۷

۰٫۶۳۰

-۱٫۶۰۷

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۱٫۰۰۰

POSCSR

۷۰۰

۰٫۲۹۳

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۴۵۵

۰٫۹۱۲

-۱٫۱۷۱

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۱٫۰۰۰

ABSDA

۷۰۰

۰٫۲۵۳

۰٫۱۹۰

۰٫۰۰۰

۰٫۲۰۴

۰٫۸۴۷

-۰٫۳۰۷

۰٫۷۸۰

۰٫۰۰۰

۰٫۷۸۰

۰٫۰۹۲

۰٫۱۹۰

۰٫۳۷۶

IO

۷۰۰

۰٫۱۰۱

۰٫۰۶۸

۰٫۰۰۰

۰٫۱۰۴

۲٫۳۵۵

۸٫۴۰۱

۰٫۷۷۰

۰٫۰۰۰

۰٫۷۷۰

۰٫۰۳۰

۰٫۰۶۸

۰٫۱۳۹

Cash

۷۰۰

۰٫۰۳۶

۰٫۰۲۶

۰٫۰۷۰

۰٫۰۳۵

۲٫۵۲۶

۱۰٫۸۳۱

۰٫۳۲۰

۰٫۰۰۰

۰٫۳۲۰

۰٫۰۱۳

۰٫۰۲۶

۰٫۰۴۸

ROA

۷۰۰

۰٫۱۲۶

۰٫۱۰۹

-۰٫۷۲۰

۰٫۱۴۶

۰٫۱۷۱

۳٫۲۸۸

۱٫۴۲۰

-۰٫۷۲۰

۰٫۷۰۰

۰٫۰۴۵

۰٫۱۰۹

۰٫۱۹۳

LEV

۷۰۰

۰٫۵۹۴

۰٫۶۳۴

۰٫۲۷۰

۰٫۲۱۲

-۰٫۸۵۲

۰٫۶۱۱

۰٫۹۸۰

۰٫۰۱۰

۰٫۹۸۰

۰٫۴۷۹

۰٫۶۳۴

۰٫۷۳۵

NOL

۷۰۰

۰٫۰۶۷

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۲۵۰

۳٫۴۶۷

۱۰٫۰۴۶

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۱٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

DeltaNOL

۷۰۰

۰٫۰۰۵

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۵۵

۱۰٫۶۳۴

۱۲۷٫۱۰۷

۰٫۸۷۰

-۰٫۰۹۰

۰٫۷۸۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

FI

۷۰۰

۰٫۰۰۷

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۳۲

۷٫۲۷۳

۶۴٫۳۸۷

۰٫۴۳۰

۰٫۰۰۰

۰٫۴۳۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۰۰

PPE

۷۰۰

۰٫۲۰۶

۰٫۱۶۵

۰٫۳۰۰

۰٫۱۴۵

۰٫۷۵۹

-۰٫۲۳۶

۰٫۶۳۰

۰٫۰۰۰

۰٫۶۳۰

۰٫۰۸۴

۰٫۱۶۵

۰٫۳۰۲

INTANG

۷۰۰

۰٫۰۲۱

۰٫۰۰۷

۰٫۰۰۰

۰٫۰۴۲

۴٫۲۳۵

۲۰٫۶۳۱

۰٫۳۱۰

۰٫۰۰۰

۰٫۳۱۰

۰٫۰۰۳

۰٫۰۰۷

۰٫۰۲۰

EQINC

۷۰۰

۰٫۰۲۱

۰٫۰۱۰

۰٫۰۰۰

۰٫۰۳۵

۵٫۸۳۰

۵۱٫۱۰۹

۰٫۴۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۴۰۰

۰٫۰۰۴

۰٫۰۱۰

۰٫۰۲۵

RD

۷۰۰

۰٫۰۲۵

۰٫۰۱۳

۰٫۰۰۰

۰٫۰۳۸

۴٫۲۷۴

۲۸٫۶۸۱

۰٫۴۰۰

۰٫۰۰۰

۰٫۴۰۰

۰٫۰۰۲

۰٫۰۱۳

۰٫۰۳۴

EMP

۷۰۰

۴٫۰۱۹

۴٫۰۹۴

۳٫۹۱۰

۰٫۳۰۶

-۰٫۵۴۹

۰٫۳۳۸

۱٫۷۰۰

۳٫۰۰۰

۴٫۷۰۰

۳٫۹۱۲

۴٫۰۹۴

۴٫۲۴۹

Sale

۷۰۰

۰٫۱۰۹

۰٫۱۱۸

-۰٫۹۵۰

۰٫۲۲۹

-۰٫۶۲۶

۱٫۸۶۶

۱٫۶۳۰

-۰٫۹۵۰

۰٫۶۸۰

۰٫۰۰۰

۰٫۱۱۸

۰٫۲۵۰

Size

۷۰۰

۲۶٫۴۹۲

۲۶٫۳۰۰

۲۳٫۱۱۰

۱٫۴۹۶

۰٫۵۱۵

۰٫۳۱۳

۸٫۲۰۰

۲۳٫۱۱۰

۳۱٫۳۱۰

۲۵٫۴۴۹

۲۶٫۳۰۰

۲۷٫۴۵۴

MB

۷۰۰

۳٫۸۷۰

۲٫۷۱۳

۱٫۰۲۰

۲٫۷۱۹

۰٫۸۳۰

-۰٫۷۰۴

۹٫۰۸۰

۱٫۰۲۰

۱۰٫۱۰۰

۱٫۶۷۶

۲٫۷۱۳

۶٫۰۴۵

۴– ۳– ضریب همبستگی بین متغیرهای تحقیق

در این قسمت به منظور تجزیه و تحلیل دو متغیری متغیرهای تحقیق، ماتریس ضریب همبستگی در جدول (۴-۲) ارائه شده است. ضمناً خروجی­های اصلی نرم افزار SPSS برای ماتریس همبستگی متغیرهای تحقیق در پیوست شماره (۲) ارائه شده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




در لایحه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان نیز ذکر گردیده است: در جرایم مشهود هرگاه مرتکب طفل یا نوجوان باشد ضابطان دادگستری مکلفند نسبت به حفظ آلات و ادوات و آثار و علائم و دلایل جرم اقدام نمایند، لکن اجازه تحقیقات مقدماتی از طفل را نداشته و در صورت دستگیری وی نیز موظفند متهم را بی درنگ حسب مورد به دادسرا یا دادگاه اطفال و نوجوانان تحویل دهند. انقضای وقت اداری و نیز ایام تعطیل مانع از رجوع به دادسرا یا دادگاه اطفال و نوجوانان نخواهد بود ‌بنابرین‏ با تصویب این لایحه به طور خاص این حق برای اطفال بزهکار شناسایی می شود.

گفتار ششم: حق محاکمه و حضور در دادگاه در زمان معقول یا آزادی از بازداشت

هر فردی که در بازداشت موقت به سر می‌برد حق دارد در مدت معقولی دادرسی یا آزاد شود میزان مدت معقول که ناظر به بازداشت موقت یا توقیف احتیاطی متهم در طول تحقیقات مقدماتی می‌باشد در مقررات میثاق به طور صریح ذکر نشده است. این حق ناشی از حق آزادی فرد و فرض بی گناهی افراد می‌باشد. چنانچه این حق مورد احترام قرار نگیرد، ممکن است تحقیقات مقدماتی مدت مدیدی به طول بیانجامد و فرد در بازداشت به سر برده، از حق آزادی خویش محروم گردد. با توجه به اطاله دادرسی غیر موجهی که در دادرسی ها موجود است رعایت این حق در برخورداری افراد از حق ‌آزادی‌شان کمک به سزایی می‌کند.

فردی که در بازداشت است نسبت به فردی که در بازداشت به سر نمی برد باید زودتر به دادگاه ارجاع داده شود و به پرونده اش سریع تر رسیدگی شود.

محاکمه متهم بدون تأخیر غیر موجه از طریق حق حضور در نزد قاضی در مدت معقول نه تنها موجب اجتناب از نگهداری شخص به مدت طولانی در وضع نا مشخص می‌باشد بلکه همچنین تحقق دادرسی منصفانه را تضمین می‌کند.

کمیته حقوق کودک نیز با تأکید بر این مسأله که طول مدت بازداشت موقت باید به وسیله قانون محدود شود و مورد بازبینی منظم قرار گیرد، به دولت های عضو توصیه می‌کند با بررسی های منظم سعی در آزادی کودک از بازداشت به محض امکان نماید و کمیته توصیه می‌کند که هر ۲ هفته یکبار قانونی بودن بازداشت موقت کودک مورد بازبینی و تجدید نظر قرار بگیرد و این مسأله از طریق مقررات قانونی سخت و لازم الاجرا تضمین شود. کمیته متذکر می شود، کودک باید حداکثر تا ۳ روز پس از بازداشت موقت در مقابل دادگاه یا مقام صالح و مستقل و بی طرف دیگری جهت محاکمه حاضر شود.[۱۶۰]

در مقررات پکن نیز مقرر شده است: هر پرونده ای باید فوراً بدون تأخیر موجه، مورد رسیدگی قرار گیرد.[۱۶۱]

تسریع رسیدگی در روند دادرسی ویژه نوجوانان بسیار حائز اهمیت است. در غیر اینصورت همه نتایج مثبت مربوطه به رسیدگی و تصمیم گیری در معرض خطر قرار خواهد گرفت. به تدریج که زمان سپری می‌گردد، نوجوان چه از لحاظ فکری و چه از لحاظ روانی در درک ارتباط میان روند دادرسی و حکم نهایی، دچار مشکل بیشتر می شود.[۱۶۲]

همچنین بر اساس قواعد سازمان ملل برای حمایت از نوجوانان محروم از آزادی، در صورت بازداشت موقت، دادگاه ها و دادسراها مکلف شده اند به منظور تقلیل بازداشت به کوتاه‌ترین زمان ممکنه، بیشترین اولویت را به رسیدگی سریع به پرونده های نوجوانان در بازداشت دهند.[۱۶۳]

بند ط ماده ۳ قانون تشکیل دادگاه های عمومی انقلاب مقرر می‌دارد: هرگاه در جرایم موضوع صلاحیت دادگاه کیفری استان تا چهار ماه و در سایر جرایم تا دو ماه به علت صدور قرار تأمین متهم در بازداشت به سر برد و پرونده اتهامی او منتهی به تصمیم نهایی در دادسرا نشده باشد مرجع صادر کننده قرار مکلف به فک یا تخفیف قرار تأمین متهم می‌باشد مگر آنکه جهات قانونی یا علل موجهی برای بقاء قرار تأمین صادر شده وجود داشته باشد که در این صورت با ذکر علل و جهات مذبور قرار ابقا می شود. ‌بنابرین‏ به استناد این ماده زمان معقول برای بازداشت موقت برای جرایم موضوع صلاحیت دادگاه کیفری استان چهار ماه و برای سایر جرایم دو ماه است که در برخی موارد قابل افزایش است.

در خصوص ارجاع متهمی که در بازداشت موقت به سر می‌برد به نزد قاضی برای محاکمه در دادگاه در مدت معقول، مقررات داخلی ساکت است و محدودیت زمانی در کل وجود ندارد. ‌بر اساس بند ک ماده ۳ قانون تشکیل دادگاه های عمومی انقلاب هرگاه تحقیقات پایان یافت، بازپرس پس از استماع آخرین دفاع و اظهار عقیده خود، پرونده را به نزد دادستان فرستاده و او ظرف ۵ روز از تاریخ وصول پرونده باید نظر خود را اعلام نماید. ‌بر اساس ماده ۱۲۷ ق.آ.د.ک مصوب ۱۳۷۸ قاضی مکلف است بلافاصله پس از حضور یا جلب متهم تحقیقات را شروع و درصورت عدم امکان حداکثر ظرف ۲۴ ساعت مبادرت به تحقیق نماید. در غیر اینصورت بازداشت غیر قانونی و مرتکب مجازات می شود.

متأسفانه در لایحه رسیدگی به جرایم اطفال و نوجوانان علی‌رغم پیش‌بینی امکان بازداشت موقت در موارد خاص هیچ اشاره ای به مدت معقول این بازداشت نشده است.

‌بنابرین‏ آنچه در تشکیل دادگاه های عمومی و انقلاب ذکر گردیده است با مدت معقول ۳ روز پیش‌بینی شده توسط کمیته حقوق کودک قابل مقایسه نیست و بدون شک نقض این حق می‌باشد.

البته در لایحه مذکور در صورتی که طفل یا نوجوان مرتکب جرمی شود که مجازات قانونی آن حبس کمتر از سه سال بوده، یا جرم از نوع منافی عفت باشد با توجه به اینکه دادگاه راساً کلیه اقدامات اعم از تعقیب، تحقیق و رسیدگی را انجام می‌دهد، مسأله حق حضور فوری و حق محاکمه در زمان معقول مطرح نمی‌شود و موضوعیت ندارد در قانون آئین دادرسی کیفری فعلی نیز با توجه به اینکه در جرایم اطفال رسیدگی مقدماتی اعم از تعقیب و تحقیق توسط دادرس انجام می شود، ‌بنابرین‏ حق محاکمه در زمان معقول در ارتباط با دختر زیر ۹ سال و پسر زیر ۱۵ سال مطرح نمی ‌شود اما چنانچه مرتکب جرم، دختر ۹ سال تا ۱۸ سال یا پسر بین ۱۵ تا ۱۸ سال باشد با توجه به دخالت دادسرا حق محاکمه در زمان معقول مطرح می شود که در وضعیت موجود بر اساس بند ط ماده ۳ قانون مذکور اقدام می شود که بدون شک نقض حق آن ها محرز است.

گفتار هفتم: حق اعتراض به اعتبار قرار بازداشت موقت

هرکس که بر اثر دستگیری یا بازداشت شدن از آزادی محروم شود، حق دارد به دادگاه تظلم نماید ‌به این منظور که دادگاه بدون تأخیر راجع به قانونی بودن بازداشت اظهار رأی کند و درصورت غیر قانونی بودن بازداشت حکم آزادی او را صادر نماید.[۱۶۴]

بدین ترتیب فرد با بهره گرفتن از این حق، در برابر بازداشت خودسرانه و سایر موارد نقض حقوق بشری حمایت می شود. این حق با توجه به سیاق ماده مطلق است و باید برای تمام افرادی که از ‌آزادی‌شان محروم شده اند تضمین شود.

در کشورهایی که مسئولین مردم را در بازداشتگاه های ناشناخته نگهداری می‌کنند این حق ابزاری است برای تعیین مکان و محل نگهداری یا وضعیت بهداشت افراد بازداشت شده و همچنین تعیین کسی که مسئول صدور دستور بازداشت و انجام بازداشت بوده است.

دادگاه هایی که قانونی بودن بازداشت را ارزیابی می‌کنند باید به سرعت یا بدون تأخیر تصمیم بگیرند و اگر تشخیص دهند بازداشت غیر قانونی بوده باید قرار آزادی فرد را صادر نمایند.[۱۶۵]

کودکان نیز از این حق مسلم برخوردارند و کمیته حقوق کودک پس از بیان این حق مقرر می‌کند که دادگاه ارزیابی کننده باید حداکثر تا دو هفته نظر خود را راجع به قانونی بودن بازداشت اعلام کند.[۱۶۶]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




در حقوق فرانسه واژه «Le paiement» در همین معنا استعمال می­ شود، و در کشورهای انگلیسی زبان، از آن تعبیر به «payment» ‌می‌کنند و در زبان عربی واژه « الدفع» را به کار می­برند[۶۹].

در قانون مدنی ایران، مفهوم «ایفاء» تعریف نشده است، ‌می‌توان گفت: ایفای تعهّد یا وفای به عهد عبارت است از: اجرای تعهّد، خواه منشأ تعهّد، قرارداد یا ایقاع یا وقایع حقوقی و یا قانون باشد[۷۰].

‌بنابرین‏ عملی که در راستای اجرای تعهّد صورت ‌می‌گیرد «ایفای تعهّد» یا «وفای به عهد» نامیده می­ شود، خواه موضوع آن، پرداخت وجه باشد، خواه انجام عمل مادی باشد یا عمل حقوقی، در خصوص بررسی تفصیلی ماهیّت حقوقی ایفای تعهد یا وفای به عهد، در ادامه به نظریات ارائه شده و تحلیل و نقد آن ها خواهیم پرداخت.

بند سوم: برخی مفاهیم مرتبط با پرداخت

در این بند، به برخی از مفاهیمی که با پرداخت ارتباط دارد، مانند حواله و ضمان که، حسب مورد، موجب انتقال تعهّد[۷۱] یا انتقال دین می­ شود، و پرداخت در قالب این عقود صورت ‌می‌گیرد، که نهایتأ، موجب برائت ذمه­ مدیون می­ شود، اشاره می­کنیم، همچنین عناوینِ قبض و اقباض یا تسلیم و تسلّم، که نوعی ایفای تعهّد و پرداخت و از مصادیق اجرای تعهّد می­باشند، با رعایت اختصار بررسی می­ شود.

الف: حواله و ضمان

حواله که در قانون مدنی در قالب یک عقد معیّن، موجب انتقال دین و در قانون تجارت در بخش اسناد تجاری مطرح گردیده است، به عنوان ابزاری مناسب، جهت پرداخت دیون و وصول مطالبات در تسهیل مبادلات تجاری و ایمنی در پرداخت­ها، نقش مؤثری را ایفاء می­ کند.

در عمده­ترین معاملات تجاری (بیع)، این­که، ثمنِ معامله به صورت نقد تسلیم و تسلّم نشود، و حواله به عنوان وسیله پرداخت، مورد استفاده قرار گیرد، امری معمول و رایج بوده، اگرچه، امروزه چک به حد قابل توجهی، نقش آن را برعهده گرفته، اما هنوز هم معاملات برواتی و صدور حوالجات، نقش مؤثری را در معاملات بانکی ایفاء می­ کند.

در حقوق اسلام، از تاریخ ابتدای فقه، موضوع انتقال دین و انتقال طلب، یک موضوع شناخته شده بود، و فقها در قالبِ عقد ضمان و حواله، آثار و احکام آن را بیان می­کردند، حواله و ضمان، از نظر انتقال دین، با هم شباهت کامل دارند،‌ ضمان سبب انتقال دین از ذمه­ مدیون (مضمون­عنه) به ذمه­ شخص ثالث می­ شود، همچنین، حواله نیز، باعث انتقال دین از ذمه­ مدیون[۷۲] (محیل) به ذمه­ ثالث (محال­علیه) است، به موجب عقد حواله، طلب از ذمه­ مدیون (محیل) به ذمه­ شخص ثالث (محال­علیه) منتقل می­گردد (م ۷۲۴ ق.م)[۷۳]، البته لازم به ذکر است که، این انتقال طلب[۷۴] و تغیّیر در شخصیتِ مدیون، باید با رضایت و موافقت طلبکار (محتال) باشد.

بیشتر فقهاء، عقد ضمان را چنین تعریف کرده ­اند: «الضمانُ عقدُ شرع للتعهد بمال أو نفسٍ»[۷۵] ، همچنین در فقه، عقد ضمان به معنای عام دارای معنای عام است که شامل عقد ضمان به معنی اخص، حواله و کفالت نیز می­ شود، ضمان به معنی اخص، معنای حقیقی ضمان است، اما حواله و کفالت معنای مجازی آن است، لذا هرگاه عقد ضمان به طور مطلق و بدون هیچ قرینه­ای به­کار رود، مقصود عقد ضمان به معنی اخص است، و اراده عقد حواله و کفالت باید به وسیله قرینه­ای روشن گردد[۷۶].

‌در مورد عقد ضمان، ماده‌ ۶۸۴ ق.م مقرر داشته: « عقد ضمان، عبارت است از اینکه، شخصی، مالی را که بر ذمه دیگری است، به عهده بگیرد، متعهّد را ضامن، طرف دیگر را مضمون­له و شخص ثالث را مضمون­عنه یا مدیون اصلی می­گویند»، همان­طوری که از ظاهر ماده، مشخص است، قانون­گذار، ضمان از دین را مورد اشاره قرار داده است، که این همان انتقال دین است، یعنی با تشکیل عقد ضمان، ذمه مدیون در برابر داین آزاد و به جای آن، ذمه ضامن مشغول می­ شود، البته مالِ موضوعِ ضمانت، باید مال کلی (در ذمه مدیون) و قابل ایفاء به وسیله دیگری باشد[۷۷].

در خصوص آثار عقد ضمان، هدف از انعقاد این عقد و چگونگی روابط افراد تشکیل دهنده آن، میان دکترین حقوق و قوانین کشورها، اختلاف نظر وجود دارد.

برخی از علمای حقوق و قانون­گذاران معتقدند: هدف از عقد ضمان، این است که مدیون، از پرداخت دین خود بری شود، و ذمه مدیون به ذمه ضامن منتقل گردد، در واقع، هدف، احسان و یاری برای مدیون باشد، به عبارت دیگر، عقد ضمان مبتنی بر ارفاق و دستگیری از بدهکار ناتوانی است که تمکّن پرداخت دین خود را ندارد و ضامن با موافقتِ طلبکار می­پذیرد که دین مدیون را بر عهده گیرد و آن را ایفاء نماید که در نتیجه آن مدیون بری شود و به سقوط تعهد منجر شود.

این عقیده بیشتر در قوانین و حقوقی دیده می­ شود که، حقوق آن ها با مذهب و اخلاق پیوند و همبستگی دارد، حقوقی که مذهب و اعتقاد، ریشه آن را تشکیل می­دهد، بیش از آن­که به حمایت از تعهّدهای حقوقی، سرمایه های دنیوی و وثیقه های دین توجه داشته باشد، در اندیشه احسان و اخلاق و یاری رساندن به بدهکار بی­بضاعت و تحصیل برائت ذمه اوست، که بتواند از فشارهای طلبکار و قانون رها شود، نه تضمین برای طلبکار.

فقه امامیه از این دیدگاه طرفداری می­ کند، و فقها معتقدند: در اثر عقد ضمان، ذمه مدیون به ذمه ضامن منتقل می­ شود و مدیون بری می­گردد، به جای آن ضامن، در برابر طلبکار، متعهّد به پرداخت دین می­ شود، برخی روایات وجود دارد که نشان می­دهد، در زمان پیامبر(ص) مقصود از ضمان دین، این بوده که مدیون در برابر طلبکار بری شود و ضامن عهده­دار پرداخت دین مدیون گردد[۷۸].

برخی از حقوق­دانان و سیستم­های حقوقی دیگر معتقدند: هدف طلبکار از انعقاد عقد ضمان این است که بتواند، راحت­تر به طلب خویش دست یابد و برای طلب خود وثیقه­ای به دست آورد، و در برابر مدیون اعسار بی­پناه نماند، این امر مستلزم این است که، ذمه مدیون به همراه ذمه ضامن مشغول باشد، به عبارت دیگر، طلبکار با این تصور که شخص ثالثی در کنار مدیون و با مدیون عهده­دار پرداخت طلب می­شوند، به انعقاد عقد ضمان راضی می­ شود، پس اگر نتیجه عقد ضمان را مبرا بودن ذمه مدیون بدانیم، طلبکار به هدف غایی خود نمی­رسد، در فقه عامه و حقوق فرانسه و سایر کشورهای اروپایی، عقد ضمان موجب انضمام ذمه ضامن به ذمه مضمون­عنه، در برابر ذمه طلبکار یا مضمون­له ‌می‌باشد و پس از انعقاد عقد ضمان، ضامن و مدیون اصلی نسبت به پرداخت دین مسئوولیت تضامنی دارند و طلبکار می ­تواند برای دریافت تمام طلب خود به هرکدام که مایل است به نحو مساوی یا متفاوت به آن ها رجوع نماید[۷۹] .

عقد ضمان میان ضامن و مضمون له منعقد می­ شود و نیازی به رضایت مدیون نیست[۸۰]، در حقوق ما، اگرچه اثر ابتدایی و طبیعی انتقال دین است، نه تبدیل تعهّد، زیرا که تضمینات دین، تا ایفای آن باقی خواهد ماند، اما ذات و جوهر عقد ضمان نیست، اما تراضی دو طرف، می ­تواند ضمان را به صورت وثیقه اعتباری تبدیل کند یا ضامن می ­تواند شرط کند که طلبکار ابتدا، باید به مدیون مراجعه نماید و در صورت عدم دریافت طلب خود، رجوع کند، زیرا که ماده ۶۹۸ ق.م ضمان مطلق را بیان می­ کند و یک قاعده تکمیلی است، طرفین می ­توانند خلاف آن تراضی نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




۳۴٫۹۳۴٫۹۴۶٫۱

بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان۱۱۲۲۹٫۲۲۹٫۲۷۵٫۳بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان۵۶۱۴٫۶۱۴٫۶۸۹٫۸بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار تومان۳۲۸٫۳۸٫۳۹۸٫۲بالاتر از ۷۰۰ هزار تومان۷۱٫۸۱٫۸۱۰۰٫۰کل۳۸۴۱۰۰٫۰۱۰۰٫۰

از میان ۳۸۴ نفر اعضای نمونه، ۱۳۴ نفر درآمد بین ۴۰۰-۳۰۰ و ۱۱۲ نفر درآمد بین ۵۰۰-۴۰۰ را داشته اند که بیشترین تعداد افراد در طبقه های درآمدی مختلف هستند.

۴-۳ محاسبه ضریب همبستگی پیرسون به منظور بررسی روابط بین متغیرها

۴-۳-۱ آزمون فرضیه فرعی اول

بین جنسیت مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

یکی از متغیرهای مهم جمعیت شناختی که تاثیر مستقیمی در انتخاب کالاها ( خدمات) دارد، جنسیت افراد می‌باشد. که در اکثر تحقیقات بازاریابی این امر کاملا مشخص شده است. ‌بنابرین‏، در این تحقیق نیز سعی شده است تا تاثیر این متغیر، در خرید شامپوی مصرفی بررسی شود. که فرضیه مذکور در این راستا تدوین شده است که هدف از این فرضیه این است که ببینیم آیا بین این دو متغیر رابطه وجود دارد یا خیر؟

برای نیل ‌به این هدف از آزمون اتا استفاده شده است. این آزمون برای بررسی رابطه بین متغیرهای اسمی و فاصله ای استفاده می شود. نتایج این بررسی ها در زیر نشان داده شده است. برای آزمون این فرضیه از نرم افزار SPSS17 استفاده شده است.

مرحله اول: تعیین فرضیات آماری

Ho: بین جنسیت مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود ندارد.

H1: بین جنسیت مصرف کنندگان شامپو سیر پرژک و خرید ارتباط معناداری وجود دارد.

مرحله دوم: مقدار آماره آزمون

Case Processing Summary Cases Valid Missing Total N Percent N Percent N Percent
Case Processing Summary Cases Valid Missing Total N Percent N Percent N Percent
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




اما مسئله اصلی که ما در این پژوهش با آن روبرو هستیم یافتن ارتباط توسعه پایگاه های الکترونیک هتل های موجود در شهر یزد با افزایش میزان گردشگران است. هتل ها می‌توانند با ایجاد و گسترش پایگاه های الکترونیکی اطلاعات مربوط به هتل را در اختیار مشتریان قرار دهند و امکان ذخیره اتاق پیش از ورود به هتل در مبدأ از طریق اینترنت را برای مشتریان فراهم سازد. اما اصولا آیا با گسترش و بهبود سازی پایگاه های الکترونیکی هتل ها میزان میهمانان و ذخیره اتاقها افزایش می‌یابد؟ آیا این کار باعث رونق و توسعه گردشگری در نگاه کلی خواهد شد؟ آیا می توان گفت برای مثال زیبایی محیط پایگاه الکترونیکی هتلها و وجود اطلاعات صحیح و دقیق در آن و با فرض گمنام بودن هتل باعث جذب بیشتر گردشگر به آن مکان خواهد شد؟

۱-۳ اهمیت و ضرورت انجام پژوهش

پیشرفت ها در دنیای فناوری اطلاعات و ارتباطات آنقدر قابل توجه بوده است که تاثیر آن بر روی زندگی افراد بسیار چشمگیر است. مسلماً حضور فناوری های جدید ارتباطی و اطلاعاتی از قبیل اینترنت که ابزار کاربردی و مناسب برای ایجاد ارتباط و گسترش اطلاعات است غیر قابل انکار بوده و برای کسب و کارها و صنایعی همچون گردشگری که نیاز به ایجاد ارتباط و اطلاع رسانی دارد بیش از یک نیاز است. از طرفی پیش‌بینی وضعیت صنعت گردشگری در سال ۲۰۲۰ حاکی از آن است که تعداد گردشگران به ۶/۱ میلیارد نفر افزایش خواهد یافت و این یعنی ۵/۲ برابر آنچه در پایان دهه ۹۰ میلادی شاهد آن بودیم. (رنجبران و زاهدی، ۱۳۹۰: ۲۱۹) ‌بنابرین‏ این آمار نشان می‌دهد که این صنعت نیازمند بروز شدن و انطباق با فن آوری های جدید است تا بتوان آن را به سهولت به کنترل درآورد.

اتفاقی که در دهه اخیر رخ داده است این بوده که شبکه های سنتی توزیع امکانات اقامتی برای گردشگران به سرعت جای خود را به پایگاه های الکترونیکی و واسطه های اینترنتی داده‌اند (Kasavana and Singh, 2001: 127). اینترنت به مشتریان بالقوه هتل ها اجازه می‌دهد که درمورد تسهیلات هتلها آشنایی پیدا کرده و قیمت‌ها را بدون ارتباط با مسئول فروش هتل مقایسه نمایند (Connolly et.al., 1998). همچنین اینترنت فرصتی را برای شرکت‌ها فراهم ‌کرده‌است که بتواند از طریق آن علاوه بر کسب بازار داخلی خود را به بازارهای جهانی نیز معرفی کنند (Yeh et.al., 2005). از طرفی دیگر شرکت‌های ارئه دهنده خدمات پذیرایی (مانند هتل ها) از پایگاه های الکترونیکی به منظور بهره بردن از استفاده های عملی و خلاقانه تجارت اینترنتی استفاده می‌کنند (Kim et.al., 2006: 890). صنعت هتلداری از فناوری اطلاعات خصوصاً نظام دخیره اتاق به صورت اینترنتی با دانستن نیازهای اطلاعاتی مشتریان درمورد خدمات و محصولات هتل، استفاده می‌کند که در نهایت بتواند انتظارات مشتری را برآورده سازد و ضمن بهبود بخشیدن به خدمات خود درآمد را افزایش و هزینه ها را کاهش دهد (Siguaw et.al., 2000).

‌به این ترتیب استفاده هتلداران از خدمات اینترنتی به شکل راه اندازی پایگاه های الکترونیکی و قرار دادن اطلاعات لازم برای مشتریان به صورت چند رسانه ای در آن و همچنین برقراری امکان ذخیره اتاق و پرداخت اینترنتی بسیار مورد نیاز به نظر می‌رسد. حال باید دید که ایجاد و توسعه این پایگاه های الکترونیکی قادر خواهد بود تا میزان گردشگران و مراجعین ‌به این پایگاه ها را افزایش دهد و در واقع ارتباطی بین این دو مورد وجود دارد یا خیر. در واقع دانستن این مطلب یک نیاز برای هتلداران محسوب می شود، چراکه اگر- با توجه به مزیتهایی که قبلا اشاره شد- ایجاد و توسعه یک پایگاه الکترونیکی علاوه بر رفع نیاز مشتریان بتواند مشتری هتل را نیز افزایش دهد با در نظر گرفتن میزان هزینه نسبتا اندکی که در بر می‌گیرد سودآوری بالایی را برای هتل ها خواهد داشت و در نگاه کلی می توان اعتماد به صنعت گردشگری را بیشتر کرده و آن را رونق بخشد. از طرف دیگر هتلداران می‌توانند با اطمینانی بیشتر نسبت به روز کردن اطلاعات خود در پایگاه های الکترونیکی و اضافه کردن امنیت، نظم و سرعت بیشتر به آن که از جمله عوامل مؤثر در جذب مشتری از بازدید یک پایگاه الکترونیکی است میزان گردشگران را افزایش دهند. از سوی دیگر پژوهش حاضر با توجه به رشد فناوری اینترنت سعی در پی بردن به روابط تاثیر روزافزون آن بر گردشگری دارد. در دنیای امروز نقش اطلاع رسانی از طریق فضای مجازی سبب ایجاد مزیت رقابتی شده است که متاسفانه در ایران با روند کندی رو بروست. با توجه به موضوع مورد نظر این پژوهش و عدم فعالیت های خاص در این حوزه انتظار می رود این تحقیق دریچه ی تازه ای رو به هتل داران و متولیان گردشگری باز نماید تا نسبت به تحولات سریع دنیای مجازی و مزیت‌های بالقوه ی آن هشیار گردند.

۱- ۴ اهداف پژوهش

هدف کلی از انجام این پژوهش پی بردن به وجود رابطه بین توسعه و ارتقا پایگاه های الکترونیکی هتلها و در نتیجه آن افزایش میزان گردشگر است. که این مطالعه روی برخی از هتلهای شهر یزد انجام می‌گیرد.

اما در پی این هدف کلی نیز اهداف زیر مد نظر است:

    1. شناسایی راهکارهای توسعه پایگاه های الکترونیکی و میزان کشش تقاضا توسط آن ها،

    1. بحث و بررسی ‌در مورد عملکرد پایگاه های الکترونیکی هتلهای شهر یزد و میزان جذب آن ها.

  1. بررسی نقش اینترنت و پایگاه های الکترونیکی در افزایش و جذب گردشگر.

۱-۵ پرسش های پژوهش

پژوهش حاضر سعی در یافتن پاسخ برای پرسش های مطرح شده ی زیر دارد:

    1. آیا ارتباطی بین توسعه پایگاه های الکترونیکی هتلهای شهر یزد و افزایش میزان گردشگران وجود دارد؟

    1. به چه میزان گردشگران برای سفر خود از امکانات اینترنتی به منظور ذخیره محل اقامت بهره می‌برند؟ (برای استفاده از هتل اقامتی خود)

    1. آیا گردشگران به ذخیره آنلاین اعتماد دارند؟

    1. آیا گردشگران ذخیره آنلاین را دارای امنیت می دانند؟

    1. آیا گردشگران ترجیح می‌دهند برای ذخیره اتاق از روش های سنتی استفاده کنند؟

    1. آیا گردشگران ترجیح می‌دهند برای ذخیره اتاق از روش های نوین استفاده کنند؟

  1. آیا طراحی زیبا و جذاب پایگاه الکترونیکی هتل روی انتخاب گردشگران تاثیر دارد؟

۱-۶ فرضیه‌ها ی پژوهش

    1. به نظر می‌رسد گردشگران به ذخیره آنلاین اعتماد دارند.

    1. به نظر می‌رسد گردشگران ذخیره آنلاین را دارای امنیت می دانند.

    1. نظر می‌رسد گردشگران ترجیح می‌دهند برای ذخیره اتاق از روش های سنتی استفاده کنند.

    1. به نظر می‌رسد گردشگران ترجیح می‌دهند برای ذخیره اتاق از روش های نوین استفاده کنند.

    1. به نظر می‌رسد گردشگران ترجیح می‌دهند ذخیره آنلاین حتما از طریق پایگاه الکترونیکی هتل صورت گیرد.

    1. به نظر می‌رسد طراحی زیبا و جذاب پایگاه الکترونیکی هتل روی انتخاب گردشگران تاثیر دارد.

  1. به نظر می‌رسد توسعه پایگاه های الکترونیکی هتل ها بر افزایش میزان گردشگری تاثیر دارد.

۱-۷ روش انجام پژوهش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




۳۴) منبری،سعیده،ترجمه و تحقیق قائده الوقف علی حسب ما یوفها اهلها،دانشگاه تهران،۱۳۸۰

۳۵) http: sheikholeslami al agha. Belogfa. Com

۳۶) .com http:mohammad reza ali shiri.belogfa

ب: منابع عربی

۳۷) محقق حلی ، شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام ، ج ۲ ، بی جا ، بی تا

۳۸)موسوی خمینی،روح اله،البیع،ج۳،تهران،مؤسسه‌ طبع و نشر،بی­تا

۳۹)موسوی خمینی،روح اله،تحریر الوسیله،ج۲،قم،انتشارات مؤسسه‌ مطبوعاتی،بی­تا

۴۰) موسوی خمینی ، روح اله ، تحریر الوسیله ، ج ۳ ، قم،انتشارات مؤسسه‌ مطبوعاتی،بی­تا

۴۱)علامه حلی،حسن بن یوسف،تذکره،ج۲،قم،منشورات الرضی،۱۳۰۹

۴۲)علامه حلی،حسن بن یوسف،جامع المقاصد فی شرح القواعد ،ج۱،قم ، مؤسسه‌ آل البیت الاحیاء التراث ، بی تا

۴۳)نجفی اصفهانی،شیخ محمدحسن،جواهر الکلام،ج۲۸،انتشارات داراحیا التراث العربی،بی­جا،بی­تا

۴۴)میرزای قمی،ابوالقاسم بن محمد حسن،جامع الشتات،ج۴،انتشارات کیهان،چاپخانه مؤسسه‌ کیهان،۱۳۷۱

۴۵)شهید اول،محمدبن‌مکی‌عاملی،الدروس‌الشرعیه فی فقه‌الامامیه،قم،تحقیق و نشر،مؤسسه‌ نشر اسلامی ،بی­تا

۴۶) شهید ثانی ، شرح لمعه، ج ۳ ، بی جا ، داوری ، ۱۴۱۰ هـ . ق

۴۷)طوسی،شیخ ابوجعفر،المبسوط،ج۳،المکتبه المرتضویه،بی­جا، بی­تا.

۴۸)طباطبایی یزدی،سید محمدکاظم،عروه الوثقی،ج۲،تهران،مؤسسه‌ تنظیم و نشر آثار امام خمینی،۱۳۸۰

ج: قوانین و آیین­ نامه­ ها

۴۹) قانون مدنی

۵۰) قانون تشکیلات و اختیارات سازمان حج و اوقاف و امور خیریه مصوب۶۳

۵۱)دستورالعمل مربوط به تعاریف و اصطلاحات مندرج در آیین­ نامه اجرایی قانون اوقاف و امور خیریه،مجموعه قوانین و مقررات اوقافی،انتشارات اسوه،۱۳۶۸

۵۲) آیین­ نامه اجرایی قانون تشکیلات و اختیارات اوقاف و امور خیریه

۵۳) آیین­ نامه کیفیت تحقیق در شعب تحقیق سازمان اوقاف و امور خیریه مصوب۶۵

۵۴)مجموعه نظرهای مشورتی اداره حقوقی در مسائل مدنی

۵۵) مجموعه نشست های قضایی ، ج ۷

۵۶ ) مذاکرات آرای هیات عمومی دیوانعالی کشور ، مطالعات تحقیق دیوانعالی کشور ، ۱۳۸۷

۵۷)معاونت آموزشی قوه قشائیه ، رویه قضایی ایران ، انتشارات جنگل‌، ۱۳۸۸

۵۸) بخشنامه شماره ۶۳۲۱/۱۴ مورخ ۹/۱۰/۱۳۷۰ سازمان ثبت اسناد و املاک

Abstract

History records many considerable changes about endowments. Many endowments have been abused in which benefactor not be aware of them. The IMAM jurists along with statute book propose some solutions for protection and conservation of endowments. The most important solutions are trustee appointment, supervisor and adding a trustee.

On one hand, benefactor´s will and action lead to create endowment and its validity; and on the other hand, Endowment and Benevolent Affairs Organization bound to intervene in endowment affairs which have two types including 1) Endowments without designated trustee and unknown trusteeship 2) Endowments with designated trustee.

The first type in which points of view are accounted to have equal validity is based on different principles and due to its necessity it is not negligible. But the second type has an exceptional quality in which its legitimacy should has a good reason that supreme jurisprudence can´t be based on that, because, it is not within its scope of authority. This subject is only provable when designated trustee has no competence and he is charged with breach of trust.

With regard to predict these conditions about the quality of practice, benefactor can make a decision about endowments and establish them. Even if Endowment Organization has been allowed to intervene in endowment trustee ,it has no rights for changing use of endowment and manipulating deed of endowment.

Keywords:

endowment, trusteeship, trustee, supervision, Endowment and Benevolent Affairs Organization

Islamic Azad univer sity

Naragh Branch

A thesis Submitted in partial Fulfillment of the requirements for degree of master of Arts(M.A)

Tendency

Civil law

Title

Endowment Organization authority over endowment trusteeship

Thesis advistor

D.R.S.M. Galali

Consulting Advisor

DR.A. Hashemi

BY

Mehrzad Moein Afshar

Autumn

۲۰۱۴

    1. – کاتوزیان،ناصر،حقوق مدنی،عقود معین ،ج ۳،عطایا ،تهران،کتابخانه گنج دانش،۱۳۸۴،ص۱۱۶ ↑

    1. – معین،محمد،فرهنگ معین،ج۴،تهران، انتشارات امیرکبیر،۱۳۸۶،صص۵۰۴۸ و۵۰۴۷ ↑

    1. – منبری،سعیده،پایان نامه تحصیلی ،ترجمه و تحقیق قاعده الوقف علی حسب ما یوفها اهلها،دانشگاه تهران ، ۱۳۸۰ ،ص۳۵ ↑

    1. – امامی،حسن،حقوق مدنی،ج۱،انتشارات کتابفروشی اسلامیه،۱۳۷۵،صص۶۹-۶۸ ↑

    1. – موسوی خمینی،روح الله،البیع،ج۳،تهران،مؤسسه‌ طبع و نشر،۱۴۰۷ه.ق،ص۸۲ ↑

    1. – محقق الحلی، جعفر بن حسن،شرایع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام،ترجمه فارسی،ج۱ ،انتشارات استقلال،تهران،۱۴۰۳ه.ق،ص۱۲۳ ↑

    1. – شهید اول،محمدبن مکی‌عاملی،الدروس الشرعیه فی فقه الامامیه،قم،تحقیق و نشر،مؤسسه‌ نشر اسلامی،شوال المکرم۱۴۱۲ ه.ق،کتاب الوقف، ص۲۲۸ ↑

    1. – طوسی،شیخ ابوجعفر،المبسوط،ج۳،المکتبه المرتضویه،بی جا،بی­تا،ص۲۸۶ و بشیری،عباس،حقوق کاربردی وقف و اراضی موقوفه،انتشارات جنگل،جاودانه،۱۳۹۰،ص۲۸ ↑

    1. – کاتوزیان ،ناصر،همان،صص ۱۱۶ ↑

    1. – جعفری لنگرودی،محمد جعفر،ترمینولوژی حقوق،تهران،کتابخانه گنج دانش، ۱۳۶۷،ص۷۵۲ ↑

    1. – در آیه ۴۶ سوره کهف به اعمال صالحی که اجرش نعمت ابدی و تا قیامت باقی است و صدقه جاریه می‌باشد اشاره شده است. ↑

    1. – برادران،دلاور، مجله وقف میراث جاویدان،مجلد سال دوم،ش۶، تابستان ۷۳،ص۶۴ ↑

    1. – جبلی،مرتضی،پایان نامه تحصیلی ،وقف خاص ،دانشگاه تربیت مدرس،سال ۷۱،ص۹۱ ↑

    1. – کاتوزیان،ناصر،همان،ص۱۳۸ و بشیری ،عباس،همان،ص۱۲۱ ↑

    1. – دستور العمل مربوط به تعاریف و اصطلاحات مندرج در آیین نامه اجرایی قانون اوقاف و امور خیریه ،مجموعه قوانین اوقافی ،انتشارات اسوه ،سال ۶۸ ص۸۷ و کاتوزیان ،ناصر،همان،صص۱۳۸و۱۸۸ و بشیری ،عباس،همان،ص۱۲۲ ↑

    1. -کاتوزیان،ناصر،همان،ص۱۳۸ ↑

    1. – خوانساری،سید جلیل محمد،فرهنگ لغت و اصطلاحات وقف،تالیف همسفر،بی­جا،۱۳۸۸،ص۳۵ ↑

    1. – جعفری لنگرودی،محمد جعفر،همان، ش ۶۰۵۹،ص۷۵۲ ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




فصل سوم:

روش تحقیق

۳-۱ مقدمه

این تحقیق سعی بر آن دارد تا تأثیر سودآوری و پراکندگی مالکیت بر میزان افشای اختیاری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را مورد بررسی قرار دهد. در این فصل بر مبنای استدلال های قیاسی حاصل ‌از تئوری‏ها و فرضیه های عنوان شده در فصل قبل، فرضیه‌ها و متغیرهای تحقیق و روش های آزمون فرضیه ها تشریح می‏ شود. همچنین در این فصل ‌در مورد روش تحقیق، انتخاب دوره زمانی تحقیق و ‌قلمرو ‌آن، جامعه و نمونه آماری تحقیق و معیارهای انتخاب شرکت‌های نمونه، روش‌های گرد آوری اطلاعات و سایر موضوعات مرتبط با روش شناسی تحقیق بحث خواهد شد.

۳-۲ روش تحقیق

در هر تحقیق ابتدا باید ماهیت، اهداف و دامنه آن مشخص شود تا بتوان با بهره گرفتن از قواعد و ابزار و از راه­های معتبر به واقعیت­ها دست یافت. فرایند تحقیق، فرآیندی است که طی آن محقق می­ کوشد با پردازش علمی و منظم داده ­ها، فرضیه ­های خود را به بوته آزمایش بگذارد. روش تحقیق حاضرتوصیفی و از نوع همبستگی است. توصیفی بودن تحقیق ‌به این دلیل است که هدف آن توصیف کردن شرایط یا پدیده ­های مورد بررسی وبرای شناخت بیشتر شرایط موجود ‌می‌باشد ، همبستگی بودن تحقیق ‌به این دلیل است­که در این تحقیق رابطه بین متغیرها مدنظر است. تحقیق حاضر به بررسی روابط بین متغیرها پرداخته و در پی تأیید یا عدم تأیید این رابطه در شرایط کنونی بر اساس داده ­های تاریخی ‌می‌باشد. در این تحقیق از روش آرشیوی برای جمع‌ آوری اطلاعات استفاده شد. روش مورد نظر برای بررسی همبستگی بین متغیرها، رگرسیون ‌می‌باشد. در روش تحلیل رگرسیون رابطه میان متغیرها ‌بر اساس هدف تحقیق تحلیل می­گردد. این تحقیق دارای یک متغیر وابسته و چند متغیر مستقل می‌باشد که میزان اثر متغیرهای مستقل بر متغیر وابسته از طریق آزمون­های رگرسیون برازش می‏ شود

۳-۳ فرضیه های تحقیق و مبانی نظری آن

بر اساس تئوری اثباتی و تئوری نمایندگی عواملی مانند ساختار مالکیتی (تمرکز مالکیت، مالکیت مدیریتی و مالکیت خارجی)، اهرم مالی، سودآوری و اندازه شرکت می‌توانند تفاوت در میزان افشای اختیاری شرکت ها را تشریح نمایند. طبق اظهارت فاما و جنسن (۱۹۸۳)، جدایی مالکیت و کنترل از یکدیگر و ایجاد تضاد منافع میان مالکیت و مدیریت هزینه هایی را در پی دارد که تحت عنوان هزینه های نمایندگی نامیده می‌شوند. در این میان افشا می‌تواند به عنوان علامتی از سوی مدیران مبنی بر حرکت آن ها در راستای منافع مالکان باشد. با توجه به اینکه سطح تضاد منافع میان مالکیت و مدیریت و همچنین رفتارهای فرصت طلبانه مدیریت در شرکت هایی که تعداد سهام‌داران آن ها زیاد است، بالا می‌باشد، از این رو انتظار می رود این شرکت ها نسبت به شرکت هایی که از مالکیت متمرکزتر برخوردار هستند افشای بیشتری داشته باشند. ‌بنابرین‏ ما انتظار داریم میزان پراکندگی مالکیت اثر قابل ملاحظه ای بر میزان محتوای اطلاعاتی افشای اختیاری شرکت‌ها داشته باشد. از این رو، اولین فرضیه این تحقیق را می توان به صورت زیر تدوین کرد:

فرضیه اول: میان میزان پراکندگی مالکیت و میزان محتوای اطلاعاتی افشای اختیاری شرکت‌ها رابطه وجود دارد.

تئوری نمایندگی و تئوری علامت دهی رابطه معنی داری را میان رویه های افشا و سودآوری متصور می باشد (واتسون و همکاران[۶۹]، ۲۰۰۲؛ ایسمیل و کندلر[۷۰]، ۲۰۰۵). در شرکت هایی که از سودآوری بالایی برخوردار می‏ باشند مدیران در راستای تثبیت موقعیت شغلی خود و افزایش میزان پرداخت ها به ویژه تلاش می‌کنند تا اطلاعات را با جزئیات بیشتری ارائه نمایند. همچنین از آنجایی که شرکت‌های سودآور بیشتر در معرض فشار سیاسی و رسیدگی عمومی قرار دارند لذا از مکانیسم هایی همچون افشای اختیاری بیشتر بهره می گیرند. بر اساس مطالعات هولند (۲۰۰۵) شرکت ها در موقعیت های خوب افشای اختیاری بیشتری را نسبت به موقعیت های بد ارائه می نمایند. ‌بنابرین‏ ما انتظار داریم رابطه معنی داری میان سودآوری و میزان محتوای اطلاعاتی افشای اختیاری شرکت ها وجود داشته باشد. لذا دومین فرضیه این مطالعه به صورت زیر قابل بیان خواهد بود:

با توجه به مطالب فوق ما در این تحقیق جهت روشن شدن میزان تأثیر هر یک از این عوامل یاد شده بر میزان افشای اختیاری، رابطه میان میزان افشای اختیاری با تمرکز مالکیت و سودآوری را با مد نظر قرار دادن اثرات متغیرهای اندازه شرکت و نسبت بدهی بررسی خواهیم کرد. ‌بنابرین‏ اصلی ترین سوالات پژوهش به شرح زیر قابل بیان می‌باشد:

فرضیه دوم: میان سود آوری و میزان محتوای اطلاعاتی افشای اختیاری شرکت ها رابطه وجود دارد.

۳-۴ جامعه آماری تحقیق

جامعه آماری عبارت است از کلیه عناصر و افرادی که در یک مقیاس جغرافیایی(جهانی یا منطقه ای) دارای یک یا چند صفت مشترک باشند (حافظ نیا و سرمد،۱۳۸۱). جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه شرکت‌های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می‌باشد، دلایل انتخاب این جامعه آماری این است که سازمان بورس اوراق بهادار تهران اطلاعات نسبتاً جامعی در خصوص وضعیت شرکت­ها و روند عملکردهای مالی و اقتصادی آن­ها دارد و ‌می‌توان گفت تنها منبع اطلاعاتی است که با بهره گرفتن از آن ‌می‌توان به منابع اطلاعاتی مالی شرکت­ها دسترسی یافته و مدل­های تحقیق را مورد آزمون قرار داد. در این تحقیق برای همگن سازی جامعه آماری از روش حذف سیستماتیک استفاده شده است. برای این منظور ۵ معیار در نظر گرفته شده و در صورتی که یک شرکت کلیه معیارها را احراز کرده باشد به عنوان یکی از شرکت‏های جامعه انتخاب خواهد شد. معیارهای مذکور به شرح زیر می‌باشد:

    1. شرکت باید قبل از سال ۱۳۸۵ در بورس اوراق بهادار تهران پذیرفته شده و تا پایان سال ۱۳۸۹ در بورس فعال باشد.

    1. شرکت طی سال های ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۹ تغییر سال مالی نداده باشد و سال مالی آن به پایان اسفند ماه منتهی شود.

    1. شرکت در گروه شرکت های سرمایه گذاری یا واسطه گری های مالی نباشد.

  1. اطلاعات مورد نیاز شرکت در دسترس باشد.

بعد از مدنظر قرار دادن کلیه معیارهای بالا، تعداد ۲۰۳ شرکت به عنوان جامعه غربالگری شده باقیمانده است. روند انتخاب جامعه در نگاره ۳-۱ ارائه شده است

نگاره ۳-۱) روند غربالگری جامعه آماری

تعداد کل شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در پایان سال ۱۳۸۹

۴۵۸

معیارها:

تعداد شرکت هایی که در قلمرو زمانی ۸۹-۸۵ در بورس فعال نبوده اند

(۱۱۶)

تعداد شرکت هایی که بعد از سال ۸۵ وارد بورس شده اند.

(۲۵)

تعداد شرکت هایی که در قلمرو زمانی ۸۹-۸۵ تغییر سال مالی داده و یا سال مالی آن منتهی به پایان اسفند نمی باشد

(۸۲)

تعداد شرکت هایی که در گروه شرکت های هلدینگ، سرمایه گذاری یا واسطه گری های مالی بوده اند

(۳۲)

تعداد شرکت هایی که در قلمرو زمانی ۸۹-۸۵ اطلاعات مورد آن ها در دسترس نمی باشد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




در مقررات کیفری کشور ما، مجازات های سالب حیات معمولاً به ۲ شیوه اجرا می‌گردد.

    1. به دار آویختن

  1. سنگسار کردن

در به دار آویختن معمولاًٌ تابع تشریفاتی است که در آئین دادرس کیفری مقرر شده است.

و در حالت حالت دوم سنگسار و غرض از این جمله، مرگ آرام و بی تشویش محکوم علیه نیست، بلکه به نمایش گذاشتن خشونت مجازات و ایجاد رعب و هراس است که با مرگ تدریجی محکوم علیه ممکن است و نیز قائل به توضیح است که در این شیوه قطع رشته حیات محکوم علیه با درد و عذابی جانکاه توام است. »[۸۰]

۲– «مجازات قطع عضو : قصاص عضو و بریدن دست و پا سارق، ماده ۲۰۱ و محارب و مفسد فی الارض، ماده ۱۹۰ ق. م. ا) « در شمار کیفر های ترهیبی و ترذیلی است و اجرای این قبیل کیفرها، هیچ تناسبی با برنامه اصلاحی بزهکاران ندارد زیرا، اصلاح به معنی احیاء و اعاده توانایی‌های جسمانی و روانی بزهکاران است.

حال آنکه کیفرهای قطع عضو تدابیری توانگیر و تحقیر کننده است و همچنین تجربه سال های عمر بشر نشان داده است که هرگز، کیفرهای موهش مردمانی را که مصمم به تجاوز به حقوق دیگران بوده اند از قصد خود، منصرف نکرده است.

با این همه، اقدامات حمایتی پس از اجرای حکم محکومیت به قطع عضو تا حدودی ممکن است مشکلاتی که محکوم علیه در فعالیت های اجتماعی با آن مواجه شد جبران کند.» [۸۱]

۳-«مجازات تازیانه : شلاق نیز در شمار کیفرهای بدنی است، ولی مجازات شلاق در کشور ما برعکس مجازات قطع عضو دارای سابقه قانونگذاری است با آنکه قانون لغو مجازات شلاق (مصوب تیر ۱۳۴۴) موارد خاص و نادر مجازات مذکور را از قوانین کیفری آن زمان حذف کرد، ولی اصلاحات قانون مجازات عمومی، (مصوب خرداد ۱۳۵۲) برآن بود که یک بار برای ابد قلم بطلان بر این مجازات کشید.

پس از انقلاب ، به موجب قوانین مصوب، مجازات شلاق در آغاز با عنوان تنبیه بدنی (مواد ۶ و ۷ و ۸)، لایحه قانونی تشدید مجازات مرتکبین جرائم مواد مخدر و اقدامات تامین و درمانی به منظور مداوا، اشتغال به کار معتادین، مصوب ۱۹ خرداد ۱۳۵۹ شورای انقلاب اسلامی با اصطلاحات بعدی)، پس جلد و تازیانه (قانون حدود و قصاص و مقررات آن، مصوب ۳ شهریور ۱۳۶۱ کمسیون امور قضایی مجلس شورای اسلامی) بار دیگر در شمار ضمانت های اجرایی کیفری درآمد.

از آن پس در قانون تعزیرات (مصوب مرداد ۱۳۶۲) مجازات شلاق که میزان آن از ۷۴ ضربه تجاوز نمی کرد پس از مجازات حبس ضمانت اجرایی متداول گردید و به دیگر قوانین پراکنده کیفری راه یافت.

لیکن در قانون مجازات اسلامی بخش تعزیرات (مصوب خرداد ۱۳۷۵) قانون‌گذار ضمن کاستن از موارد اعمال مجازات شلاق و جایگزین کردن مجازات حبس به جای آن کوشیده است تا حدودی تناسب میان فعل مجرمانه و این مجازات برقرار سازد و در انتخاب مجازات شلاق و مجازات های دیگر امتیاز بیشتری به قاضی اعطاء می‌کند.

در نتیجه تازیانه کمترین خوارکننده ایست به خصوص اگر در ملاء عام اجرا بشود. علاوه بر آن، آثاری در بدن مضروب باقی می‌گذارد که گاهی التیام ناپذیر و کشنده است.

‌بنابرین‏ به اقتضای اصل قانونی بودن نحوه اجرای مجازات ها در آیین نامه مجازات تازیانه، نوع، شیوه و مکان اجرای حکم دقیقاً باید مشخص و معین گردد، تنها داشتن اینکه در حد حکم نباید در هوای بسیار سرد و یا بسیار گرم جاری نمود» ماده (۹۶ ق.م.ا) و یا «تازیانه را نبایدبه سر و صورت و عورت محکوم زد»

تبصره ماده ۱۷۶ کافی نیست. صراحت و وضوح مقررات ، حافظ حقوق و انسان ها است.» [۸۲]

و در آخردر خصوص بزه آدم ربایی که به موجب قانون مجازات عمومی سابق و قانون تشدید مجازات ربایندگان اشخاص در مواردی مثل فوت ربوده شده در ردیف کدام دسته از مجازات های بدنی قرار می گیرند.؟

می توان به جرات بیان کرد که برای آدم ربا مجازات اعدام در نظر گرفته شده است و در ردیف مجازات سالب حیات قرار گرفته است. [۸۳]

بند ۲ : مجازات های سالب و محدود کننده آزادی :

«آزادی رفت و آمد به تبع آن اقامت محکوم علیه به ۲ صورت ممکن است از او سلب شود، با اجرای مجازات سالب آزادی و یا مجازات های محدود کننده آزادی.

الف) مجازات سالب آزادی : محرومیت از آزادی عبارت است از محرومیت از پرداختن به حرفه، ممنوعیت از سکونت در محل اقامت خود، دوری از خانواده و ممنوعیت های دیگر که مهمترین آن رفت و آمد است.

حقوق و آزادی های مذکور با نگهداری محکوم علیه به طور دائم و یا موقت در مکان هایی به نام زندان خود به خود از او سلب می شود این مکان ها در گذشته های نه چندان دور در سیاه چال ها و سردابه های تاریک و نموری بود که محکومان را در آن جا به غل و زنجیر می کشیدند و آنان را به دست فراموشی می سپردند.

در کشور ما، سر و سامان دادن به وضع زندان ها با ورود مستشاران خارجی در اواخر دوره قاجار مصادف بود.

نخستین مقررات اداره زندان ها نیز در همین دوره تدوین و اجرا گردید که پس از آن با اصلاحات مکرر آیین نامه های زندان محکومان به حبس به حقوق بیشتری دست یافتند.

امروزه مجازات حبس با هدف بازسازگاری بزهکاران رایج ترین مجازات ها به شمار می‌آید. البته، این مقصود هنگامی حاصل خواهد شد که گذراندن عمر زندانی در دوران محکومیت با برنامه ای متناسب با وضع حال او و در جهت اعاده و احیاء توانایی‌های او سازمان یابد.

پوشیده نماند که مجازات حبس به ویژه حبس های دراز مدت آثار و عوارض زیانباری دارد که با هدف تربیتی این نهاد مغایر است. از این رو، با داشتن برنامه ای جامع و هدایت محکومان ‌بر اساس اصول مندرج در آن ضمن پرهیز از عواقب ناخواسته این مجازات، وصول به هدف های مطلوب زودتر ممکن می‌گردد.

آیین نامه قانونی و مقررات اجرایی سازمان زندان ها و اقدامات تامینی و تربیتی کشور (مصوب ۱۵ فروردین ۱۳۷۲) آخرین مصوبه ای است که تامین این حقوق و تضمین هدف های اصلاحی محکومیت به حبس را متکفل شده است.

و در آخر لازم به ذکر است که زندان در کشور ما به ۳ شکل مطرح است :

    1. زندان بسته

    1. زندان نیمه باز

  1. زندان باز

محکومان برحسب نوع جرم، مدت محکومیت و گذراندن قسمتی از محکومیت خود به تشخیص مقامات قضایی یا شورای طبقه بندی به یک از زندان های ۳ گانه راه می‌یابند. (مواد ۴ و ۵ و ۶ و ۷و ۸ آئین نامه)»[۸۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




رشد بازار

یکپارچگی عمودی رو به بالا

یکپارچگی عمودی رو به پایین

یکپارچگی افقی

رسوخ در بازار

توسعه محصول

مشارکت

رسوخ در بازار

توسعه بازار

توسعه محصول

Stars
Question (Problem Child)

توسعه محصول

کم کردن هزینه ها

حذف بخش‌های زیان ده

کاهش حجم فعالیت‌ها

Cach Cow
Dog

سهم نسبی بازار

شکل ۲-۲ : ماتریس بوستون

ماخذ: مایکل گولد , اندرو کمپل ،مارکوس الکساندر ۱۳۸۹، کتاب استراتژی بنگاه مادر

      1. کاربرد مدل بی سی جی

کاربرد عمده ماتریس بوستون در متوازن کردن نقدینگی است .گاهی پیش می‌آید هولدینگی پیوسته وجوه نقد اضافی داشته باشد و جایی برای استفاده آن نداشته باشد از نظر تئوری باید این وجوه را به سهام‌داران بازگرداند لیکن رفتار مدیریتی و قوانین مالیاتی ، معمولاً جستجو برای سرمایه گذاری های جدید را ترغیب می‌کند عدم توازن جریان نقدی هولدینگ در بلند مدت قابل تحمل نیست و بیشترین کاربرد ماتریس بی سی جی در هولدینگ هایی که منابع نقدی محدود دارند می‌باشد.(گلدو کمپل، ۱۳۸۹). وفور ستاره ها در پورتفولیو ممکن است بسیار جذاب به نظر برسد لیکن این وضع نیازمند جریان ثابتی از سرمایه گذاری در چند سال آینده خواهد بود. بیشتر شرکت ها ی هولدینگ نمی توانند یک پورتفولیو نا متوازن پر از ستاره را تحمل کنند. افزون بر این ، اگر بتوان نیازهای مالی را هم تامین کرد باید دائماً منابع دیگری مثل نیروی کار ماهر ، تجهیزات، کارخانه و به ویژه وقت و مهارت های مدیریتی بیشتر صرف ستاره ها شود. نتیجه نهایی اینکه این گونه شرکت ها ی هولدینگ این است که منابع خود را به پایان می‌برند و توسط شرکت هایی که در پورتفولیوی خود به وفور گاو شیرده و منابع مالی و مدیریتی لازم جهت نگهداری از ستاره ها را دارا هستند بلعیده می‌شوند.شرکت هایی که در بازار / محصول نوآوری می‌کنند و در این امر سرعت زیادی دارند با همین مشکل مواجه می‌شوند .(گلدو کمپل، ۱۳۸۹).زمانی که پرتفولیویی متمایل به «گاو شیرده» باشد آینده ی سازمان نا معلوم است. با وجود آنکه وجوه نقد بسیاری در دسترس است چنین پورتفوئی حکایت از فروپاشی قریب الوقوع دارد..نخستین هدف حفظ موقعیت گاو های شیرده و به طور همزمان ، مقاومت در مقابل سرمایه گذاری اضافی در این واحد های کسب وکار است . اولویت نخست به کارگیری نقدینگی حاصل از گاو های شیرده ، پشتیبانی از ستاره هایی است که قادر به تامین خود نیستند. اولویت دوم کوشش در جهت ایجاد ستاره های آتی (مثلاً محصول تحقیق و توسعه ) است و اولویت سوم برای این نقدینگی ، تامین وجه لازم برای تعدادی لاز علامت سوال های خوش آینده است. تا بتوان آن ها را به موقعیت ستاره ی مسلط در صنایع شان راند .(گلدو کمپل، ۱۳۸۹).

علامت سوال هایی که نباید یا نتوان وجوه نقدی آن ها را تامین کرد نامزد واگذاری اند ممکن است که یافتن خریداران علاقمند به یک علامت سوال دشوار باشد در این صورت قیمت آن پایین خواهد بود و ممکن است مدارا کردن با آن مخصو صاً اگر نیاز اندکی به منابع مدیریتی شرکت داشته باشد بهتر باشد.(گلدو کمپل، ۱۳۸۹). سگ ها را گاهی می توان با تخصیص کردن واحد کسب و کار و در جایگاه محفوظی که بتوان بر آن تسلط کرد ماندنی کرد در غیر این صورت افزایش قابل توجه سهم بازار ممکن است پیشنهاد بسیار پر هزینه ای باشد . هدف راه کارهای دیگر یعنی «قطع کامل سرمایه گذاری» یا «واگذاری» – «اداره کسب و کار و تامین نقدینگی» است.

در رویکرد بی سی جی ، تعیین اهداف سهم بازار در اوائل چرخه ی عمر محصول ، به دست آوردن و حفظ سهم بازار از طریق مراحل رشد و قربانی کردن اهداف سهم بازار به منظور تامین نقدینگی را صرفاً در دوران اشباع توصیه می‌کند . استراتژی ضمنی بهینه یک واحد کسب و کار دارا بودن سهم عمده ی بازار در زمان اشباع بازار است ، متوازن کردن پورتفولیو به معنای کوشش مستمر برای حفظ ستاره ها در میدان عمل و تبدیل بعضی از علامت سوال ها به ستاره هائی است که در پیشرفت مستمر در مسسیر چرخه ی عمر ، سرانجام به گاو شیرده تبدیل خواهند شد این امر ، خانه تکانی سگ ها هنگامی که ثابت شود واقعاً به درد نخور هستند انجام می شود.پس برای نتیجه گیری می توان گفت : ستاره ها یعنی اینکه سهم بازار را حفظ کنید حتی گاهی افزایش دهید. علامت سوال ها یعنی اینکه سهم بازار را افزایش دهید یا آن را واگذار کنید . گاو شیرده یعنی اینکه سهم بازار را حفظ کنید یا آن را افزایش دهید. سگ ها یعنی اینکه بفروشید. واگذار کنید. منحل کنید که توجه به اهمیت جایگاه تکنولوژی و بودجه و مدیریت شرکت ها در هولدینگ است .(گلدو کمپل، ۱۳۸۹). این موضوع تأکید دارد که مدیران هم باید با استراتژی های انتخابی هر کسب و کار تناسب داشته باشند ، ستاره ها با مدیری از نوع تحلیلی – گاو شیرده با مهندس ،علامت سوال با مدیری از نوع فروشنده، و سگ با مدیر نوع «حسابدار صنعتی» تناسب دارد .(گلدو کمپل، ۱۳۸۹) .

پیش فرضهای اساسی مدل پی سی جی عبارتنداز نرخ بالای رشد، متضمن ‌فرصت‌هاست، سهم بالای بازار متضمن قدرت است ( توجه به مقوله فرصت‌ها وتمدیدها درمحیط و قوتها وضعفها در درون برای طراحی اهداف وراهبردها در برنامه ریزی استراتژیک).

پشت ماتریس رشد، سهم بازار، نظریه منحنی تجربه قرارداد .مفهوم منحنی تجربه ناظر بر این است که کل هزینه های مربوط به یک خط محصول در طول زمان، ‌بر اساس منحنی یادگیری کاهش می‌یابد . این استدلال وجود دارد که سود آوری بلند مدت وایجاد نقدینگی به علت کاهش هزینه تابعی از سهم بازارند و به طور متوسط سودکسب وکارهایی که سهم مطلق بازارشان متجاوز از ۵۰% باشد بیش از سه برابر کسب وکارهایی است که سهم مطلق بازار آن ها کمتر از ۱۰% است مفهوم منحنی تجربه به یک فرضیه تجربی ( قاعده سه وچهار) منجر شد که دریک بازار رقابتی با ثبات هیچگاه بیش از سه رقیب مهم وجود ندارد که سهم بازار بزرگترین آن ها بیشتر از چهار برابر کوچک‌ترین آن ها‌ است ، پیش فرض اساسی دیگر این است که هولدینگ یک سیستم بسته است که جریانات نقدی خود را بایداز داخل تامین کند.(گلدو کمپل، ۱۳۸۹) .

      1. محدودیتهای مدل بی سی جی
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:04:00 ق.ظ ]




    • تربیت مدیران کارآفرین

  • حذف موانع غیر تعرفه­ای و تعدیل تعرفه­ها

۴-۳ مزایای پیوستن ایران به سازمان جهانی تجارت

    • دسترسی آسانتر به بازارهای خارجی

    • جذب بیشتر سرمایه ­گذاران خارجی

      • امکان استفاده از مشاوره و سیستم­های حمایتی سازمان تجارت جهانی برای حل اختلافات تجاری

    • توسعه صادرات ایران و بخصوص محصولاتی که در تولید آن ها مزیت داریم

    • ارتقای کیفی محصولات تولیدی با رعایت استانداردهای بین ­المللی

    • اصلاح سیستم­های حمایتی در اقتصاد

    • اجبار دولت به گسترش حیطه عملکرد بخش خصوصی

  • کاهش فساد مالی و اداری

۴-۴ معایب پیوستن ایران به تجارت جهانی

    • گسترش بیکاری

    • افزایش نرخ تورم

    • عدم بهبود وضعیت فقر و توزیع درآمد

    • امکان کسری زیاد در تراز بازرگانی به دلیل افزایش واردات

    • زوال بسیاری از شرکت های داخلی به دلیل عدم توانایی در رقابت

  • تهدید امنیت ملی کشور

توافقنامه تعیین ارزش گامی مثبت در آزادسازی تجارت بین ­المللی تلقی می­ شود. از جمله اهداف آن تقویت همکاری و اعتماد متقابل میان جامعه تجاری و گمرکات است. به همین دلیل، این توافقنامه حقوق و وظایف متقابلی را برای گمرکات و بازرگانان تنظیم ‌کرده‌است. همانند همه موارد کنترل­های گمرکی، باید به موازات اجرای این توافقنامه، تسهیل­سازی و انطباق (با مقررات) انجام گیرد.

بدون نظام­های پایدار، منافع تجاری به خوبی تأمین نخواهد شد. چرا که مشارکت و برقراری روابط کارا با طرف­های ذینفع در تجارت، برای بهینه کردن کارائی و اثربخشی ابزارهای تعیین ارزش سازمان جهانی تجارت، امری ضروری است.

در سطح بین ­المللی، سازمان جهانی گمرک، همکاری نزدیک بلند مدتی را در زمینه تعیین ارزش گمرکی با «اتاق بازرگانی بین ­المللی» حفظ ‌کرده‌است. اتاق بازرگانی بین ­المللی به عنوان ناظر از سال ۱۹۷۹ در کلیه جلسات «کمیته فنی» شرکت نموده و امکان تشریح جنبه­ های خاص شیوه ­های تجاری را داشته و به ارائه نظرات و راهنمایی­های خود پیرامون مسائل خاص فنی پرداخته است. این امر منجر به درک بیشتر اعضای جامعه تجاری و تبادل رو در رو و شفاف نظرات هر دو طرف شده است.(ICC)

در ماه می سال ۲۰۰۰،‌ سازمان جهانی گمرک و اتاق بازرگانی بین ­المللی بیانیه مشترکی را جهت گسترش به کارگیری جهانی توافقنامه تعیین ارزش گمرکی سازمان جهانی تجارت،‌ منتشر کردند.

۴-۵ استمرار برنامه کاری هماهنگ­سازی توسط سازمان تجارت جهانی

    1. انتظار می­رود کمیته قواعد مبدأ‌،‌ وضعیت برنامه کاری هماهنگ­سازی را بازنگری و ضرب الاجلی برای تکمیل آن تعیین نماید. طی سلسله بحث­هایی، همه اعضای کمیته قواعد مبدأ‌ بر اهمیت استقرار سریع قواعد هماهنگ مبدأ در جهت تسهیل تجارت بین ­المللی تأکید دارند. همچنین اعضا موافقت کردند که تلاش­ های اساسی خود را جهت نهائی سازی مسائل عقب افتاده، ‌هر چه سریعتر ادامه دهند.

    1. مسئولیت­های مستمر سازمان تجارت جهانی و کمیته قواعد مبدأ تحت توافقنامه

    1. در فوریه سال ۲۰۰۰، طی ‌هجدهمین اجلاس، تصمیم گرفته شد که مسئولیت­های دائمی ذیل بر عهده کمیته قواعد مبدأ‌ سازمان تجارت جهانی گذاشته شود:

        • ارائه عملیات کمک­های فنی و سمینارهای آموزشی در زمینه قواعد هماهنگ مبدأ به اعضا

        • تهیه کتاب راهنمای کاربردی درباره قواعد هماهنگ مبدأ

        • تهیه و تدوین «گزارش­های دوره­ای» و «بررسی سالانه»

        • قبول مسئولیت مطالعه جامع مدارک و فرایند بازبینی به منظور تسهیل نمودن اجرای قواعد هماهنگ مبدأ‌ در آینده

      • تجدید نظر در قواعد مبدأ‌ به مناسبت اصلاحات انجام شده در سیستم هماهنگ،‌ پیشرفت­های فنی ایجاد شده و هر نوع ناهماهنگی که در اجرای قواعد هماهنگ مبدأ به وجود می ­آید.

    1. کمک به تسهیل سازی تجارت

  1. مقصود از هماهنگ سازی، ‌تعیین مبدأ‌ واحدی برای هر کالای خاص در جهت اهداف سیاست­گذاری غیرترجیحی بازرگانی است. بدین ترتیب هر دو بخش عمومی و خصوصی می ­توانند انتظار داشته باشند که با به کارگیری مجموعه واحدی از قواعد مبدأ، نتایج روشن و قابل پیش ­بینی حاصل شود. گرچه مأموران گمرکی و بازرگانان در مراحل اولیه اجرای قواعد هماهنگ مبدأ‌ ممکن است با حجم زیادی از کار مواجه شوند،‌ اما در بلند مدت، مزایای هماهنگ­سازی قواعد مبدأ‌ به اندازه سیستم هماهنگ شده نمانکلاتور مورد تحسین قرار خواهد گرفت.

۴-۶ پروژه مدل اطلاعات گمرکی سازمان جهانی گمرک

اصول پروژه مدل اطلاعات گمرکی سازمان جهانی گمرک ۱ بر مبنای اصول اساسی و بهترین شیوه ­های کاری به شرح ذیل خواهد بود.

۴-۶-۱ مدل­سازی فرایند تجارت

روند کار مدل اطلاعات گمرکی شامل تجزیه و تحلیل و مدل­سازی رویه­ ها و فرآیندهایی است که در کنوانسیون کیوتو آمده است. بر پایه این تحلیل، سناریوهای توصیف تدوین خواهند شد.

۴-۶-۲ استفاده از فن­آوری تجارت الکترونیکی و مبادله الکترونیکی اطلاعات

مدل اطلاعات برای رویه­ ها و فرآیندهای مختلف گمرکات منطبق بر ویژگی­ها و الزامات محیط خودکار و ماشینی که از فن­آوری تجارت الکترونیکی استفاده ‌می‌کنند،‌ خواهد بود. ‌بنابرین‏، مدل اطلاعات مبنا و پایه­ای را برای توسعه پیام­های متداول الکترونیکی (اظهارنامه­های کالاها و محموله­ های وارداتی و صادراتی)‌ بر پایه استانداردهای بین ­المللی نظیر UN/EDIFACT[22] یا XML به وجود ‌می‌آورد. این امر مستلزم توسعه ساختارهای پیام­های متداول برای اظهارنامه­های کالاهای وارداتی و صادراتی یا محموله ­ها، ‌متناسب با جریان­های اطلاعات تجاری مربوطه است.

۴-۶-۳ منبع اطلاعات مشترک

الزامات و مقتضیات یکسان و یک شکل اطلاعات، کلید پروژه مدل اطلاعات گمرکی بوده و در ایجاد تسهیلات تجاری از اهمیت بسیاری برخوردار است. به همین دلیل هماهنگ­سازی الزامات اطلاعات برای صادرات و واردات، ایجاد تعاریف عمومی و استانداردسازی محتوای اطلاعات و اشکال آن، سنگ بنای اساسی برای مدل اطلاعات گمرکی است.

۴-۶-۴ تفکیک الزامات اطلاعات

مدل اطلاعات گمرکات رویه ­های ساده شده­ای را در برمی­گیرد که در کنوانسیون بازنگری شده کیوتو نیز آمده است. این امر به ویژه شامل رویه دو مرحله­ ای واردات می­ شود که در آن گمرکات کالاها را ‌بر اساس حداقل اطلاعات لازم برای اعمال کنترل ترخیص ‌می‌کنند و سایر وظایف اداری همچون دریافت حقوق و عوارض گمرکی و جمع ­آوری آمار تجاری را ‌بر اساس اطلاعات تکمیلی که پس از ترخیص کالاها تسلیم گمرک می­ شود،‌ انجام می­ دهند.

۴-۶-۵ تعامل یکپارچه

پروژه مدل اطلاعات گمرکی از مفهوم جریان اطلاعات یکپارچه نیز پیروی خواهد کرد،‌ به نحوی که الزامات واردات و صادرات همگن بوده و اظهارنامه­های الکترونیکی مربوطه دارای ساختار مشابهی باشند. این امر به بازرگانان امکان می­دهد که به طور اقتصادی به تبادل اطلاعات بپردازند و واردکننده را قادر می­سازد از اطلاعات صادراتی به عنوان پایه تشریفات وارداتی استفاده نمایند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




در کشورهای درحال توسعه نیز نارسائی آمار و اطلاعات تا آنجا شدت می‌گیرد که برنامه ریزی با ساده ترین مدل ها با دشواری روبرو می شود. اطلاعات آماری در کشورهای کم درآمد، یا غیر قابل اعتماد است و یا اصلاً وجود ندارد(موسوی شاهرودی،۱۳۸۵)(۶).

متاسفانه در اغلب کشورها نظام های اطلاعات سلامت در ارائه اطلاعات مورد نیاز مدیریت بی کفایت هستند.اغلب ارائه کنندگان خدمات سلامت در کشورهای در حال توسعه نظام های اطلاعاتی را با فرم های ثبت نامی که شامل نام و آدرس بیماران و تکمیل اطلاعات مربوط به بیماری ها (همانند سن و جنس بیماران ) است و هر هفته یا هر ماه باید تکمیل شده و ارسال گردد بدون آنکه پس خوراند کافی به آن داده شدود یکسان می دانند.علاوه بر این ،داده های دریافت شده اغلب برای کمک به تصمیم گیری در مدیریت مفید نیست.زیرا این داده ها ناقص،نادرست،نابهنگام،بی فایده و بی ارتباط با اولویت های شرح وظایف و عملکردهای پرسبنل بهداشتی محلی است.به عبارت دیگر نظام های اطلاعاتی در این کشورها بجای آنکه مبتنی بر عملکرد باشند،مبتنی بر داده ها هستند. قسمت اعظم داده های جمع‌ آوری شده بدون آنکه آنالیز شوند یا از آن استفاده ای شود به سطح ملی ارسال می‌گردد.‌بنابرین‏ نظام های اطلاعات سلامت جاری بیشتر از آنکه به عنوان ابزار به کار روند به عنوان یک مانع در مدیریت دیده می‌شوند. (لیپولد و همکاران،۱۳۸۴) (۲) (۸)

۱-۲ اهیمت پژوهش

نگرش جدیدی که در پیش روی است،بیانگر این است که خواسته های اقتصاد پویا مستلزم ایجاد سبک های جدید تصمیم گیری و رهیافت های نوین در سازمانهاست و این ها همگی ناشی از سیل عظیم تولد و گسترش اطلاعات در عصر حاضر است،که سازمان ها را مجبور به نگرش مجدد در عملکرد و فعالیت های خود می‌کند.دوران جدید که به عصر اطلاعات یا انفورماتیک معروف شده،نوید دهنده جهانی نو با شیوه های نوین به کارگیری اطلاعات می‌باشد.

فن آوری اطلاعات که تا چندین سال قبل به عنوان یک برتری رقابتی و یک سلاح استراتژیک مورد توجه سازمان‌ها بود،امروز به عنوان یک نیاز رقابتی مطرح می‌باشد.استفاده از فن آوری اطلاعات و ارتباطات و دستگاه های تحقیقاتی که دارای اطلاعات به روز است (در مقایسه با سازمانی که اطلاعات قدیمی دارد)می‌تواند چنین حالتی با آگاهی بیشتری تصمیمات استراتژیک اتخاذ می‌کند(کیانفر،۱۳۸۷)(۹)

مدیریت خوب پیش شرط لازم برای افزایش کارایی خدمات تندرستی است.اینکه با کمترین منابع به بیشترین دست یابیم،حائز اهمیت است،زیرا بخش سلامت با نیازهای روز افزون روبرو است و این در حالی است که حجم منابع ثابت و یا رو به کاهش است.

مدیریت خوب همچنین پیش شرط لازم برای افزایش اثربخشی خدمات تندرستی است.مدارک فراوانی وجود دارد که اگر خدمات تندرستی به شکل نامناسبی ارائه گردد،مداخلات،قسمت زیادی از اثربخشی خود را،که از نظر تئوریک برای آن مداخله متصور است و آن را کارآمدی نیز می‌گویند از دست خواهد داد.

سازمان جهانی بهداشت نظام های اطلاعات سلامت را به منظور دستیابی به هدف بهداشت برای همه تا سال ۲۰۰۰ حیاتی دانسته است . یک گزارش از اجلاس سازمان جهانی بهداشت در سال ۱۹۷۸ بوضوح بهبود مدیریت را وابسته به بهبود نظام های اطلاعات سلامت می‌داند.دو جاردین و آنگر (۱۹۹۲) اخیراً بر نیاز به طراحی مناسب نظام های اطلاعاتی جاری به منظور اطمینان از ارائه خدمات مطابق با استاندارها،تأکید دارند.

اطلاعات در تمامی سطوح مدیریت نظام سلامت،از محیط تا مرکز بسیار حیاتی است.اطلاعات برای مدیریت بیماران یا گیرندگان خدمت،برای مدیریت واحدهای سلامت و به همان میزان برای برنامه ریزی و مدیریت نظام سلامت حیاتی است.این بدان معنا است که نه تنها ‌سیاست‌گزاران‌ و مدیران نیازمند استفاده از اطلاعات در تصمیم گیریها هستند بلکه ارائه کنندگان خدمات همانند پزشکان،کارشناسان و کارکنان سلامت نیز به آن نیازمند خواهند بود.در غیر این صورت،فرصت قابل توجه و مقرون به صرفه ای که به منظور راه اندازی و حفظ اطلاعات سلامت وجود دارد،دچار مشکل می شود.

هلفن بین و همکاران (۱۹۸۷) مستقیما اشاره نمودند که تغییر در روش جمع‌ آوری،پردازش و استفاده از اطلاعات به معنی تغییر در عملکرد یک سازمان است و همچنین توماسون و نیوبراند در مقاله شان ‌در مورد نظام اطلاعات سلامت در کابونیای گینه اشده نمدند که تقویت و بهبود نظام اطلاعات سلامت به عنوان نقطه آغاز در بهبود توانایی‌های مدیریتی نظام سلامت مورد استفاده قرار گرفته است. (لیپولد و همکاران،۱۳۸۴) (۸)

۱-۳ اهداف پژوهش

۱-۳-۱ اهداف آرمانی

– طراحی سیستم جامع و یکپارچه مدیریت بیماری ها در کشور

۱-۳-۲ اهدف کلی

– تعیین نیازهای اطلاعاتی و تجزیه و تحلیل سیستم اطلاعات مدیریتی نظام مراقبت بیماری ها در سازمان علوم پزشکی هرمزگان

– طراحی معماری سیستم اطلاعات مدیریتی نظام مراقبت بیماری ها

۱-۳-۳ اهداف ویژه و کاربردی

۱٫ شناخت و بررسی وضعیت موجود نظام مراقبت بیماری ها در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

۲٫ تعیین نیازهای‌اطلاعاتی و تجزیه و تحلیل سیستم اطلاعات مدیریت نظام مراقبت بیماری‌ها در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

این هدف خود شامل اهداف فرعی ذیل می‌باشد:

– شناخت و بررسی فرآیندهای موجود کاری و اطلاعاتی در نظام مراقبت بیماری‌ها در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان و بررسی مشکلات و معایب فرآیندها

– تعیین منابع اطلاعاتی سیستم اطلاعات مدیریت نظام مراقبت بیماری ها دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

– تعیین موجودیت‌ها و رده‌های اطلاعاتی و ارتباط بین آن ها در سیستم اطلاعات مدیریت نظام مراقبت بیماری‌ها دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

۳٫ تعیین وضعیت مطلوب معماری سازمانی نظام مراقبت بیماری‌ها در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

۴٫ ارائه معماری سیستم اطلاعات مدیریت نظام مراقبت بیماری ها در دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




    1. . همان. ↑

    1. . همان. ↑

    1. . پیشین، ص ۴۳٫ ↑

    1. . علی آبادی، عبدالحسین، حقوق جنایی، ج اول، انتشارات فردوسی، چ چهارم، تهران،۸۵، ص ۶۰٫ ↑

    1. . اردبیلی، محمد علی، حقوق جزای عمومی، ج اول، چ هجدهم، نشر میزان، تهران، ۱۳۸۶، ص ۲۳۷٫ ↑

    1. . عالیه، سمیر، قانون العقوبات، القسم العام، الموسسه الجامعی للدراسات و النشر و التوزبع، چ اول، ۱۴۱۲ه- ۱۹۹۲م. بیروت، ص ۲۴۱٫ ↑

    1. . عیاد الحلبی، محمد علی السالم، شرح قانون العقوبات، القسم العام، مکتبه دارالثقافه للنشر و التوزیع، ۱۹۹۷, ص ۲۳۰ ↑

    1. . نجیب حسنی، محمود، شرح قانون العقوبات اللبنانی، القسم العام، دار النهضته العربیه، ۱۴۰۴ه – ۱۹۸۴م. بیروت، ص ۴۱۱٫ ↑

    1. . نرمان ل.مان. اصول روانشناسی، ترجمه‌‌ی محمود صناعی، شرکت سهامی نشر اندیشه، ۱۳۴۹، ص ۱۰۹ ↑

    1. . واین آر لفیو،عنصر معنوی قتل در ایالات متحده آمریکا،ترجمه‌ی فاطمه‌ موسوی خوشدل، ص ۵۵به نقل از:cook,act,intention and motive in the criminal law,26 yale l.j.645(1917). ↑

    1. . همان،ص ۵۶،به نقل از:Hitchler, motive as an essential element of crime,35 Dick.l.Rev.105N.1(1931) ↑

    1. . همان، به نقل از G.williams,p48 ↑

    1. . همان ↑

    1. . علی آبادی، عبدالحسین،پیشین،ص۶۰ ↑

    1. . عبدالمنعم، سلیمان،پیشین، ص۵۳۸ ↑

    1. ۱. محمود مصطفی،محمود،شرح قانون العقوبات، القسم العام،شماره‌ی۲۹۲ ص۴۲۱، بهنام، رمسیس،پیشین، ص ۵۲، به نقل از عیدالغریب، محمد، پیشین. همچنین ر.ک به: نجیب حسنی، شرح قانون العقوبات اللبنانی،پیشین، ص۴۱۱و۴۱۲ ↑

    1. . بهنام ، رمسیس، پیشین، ص ۵۶ به نقل از عید الغریب، محمد، همان ↑

    1. . نجیب حسنی، محمود، پیشین، ص ۴۲۸، عیدالغریب، محمد، پیشین، ص۶۶۴ ↑

    1. . عبدالمنعم، سلیمان، پیشین، ص۵۴۱ ↑

    1. . عالیه، سمیر، ص ۲۴۶ به نقل از جلال ثروت، نظریه الجریمه المتعدیه القصد، ص ۱۶۴و ۱۶۵ ↑

    1. . ثروت، جلال، پیشین، ص۳۹۳، به نقل از نجیب حسنی، محمود، پیشین، پاورقی شماره ۱ ص۴۲۳ ↑

    1. . نجیب حسنی، محمود، پیشین، ص ۴۲۲و۴۲۳ ↑

    1. . حومد، عبد الوهاب، المفصل، ص۲۶۲و۲۶۳ منقول از سمیر عالیه، پیشین، ص۲۴۶ ↑

    1. . آر لفیو، واین، پیشین، ص۴۸ ↑

    1. . همان، ص۴۶، همچنین ر.ک به: عالیه، سمیر، پیشین، ص۲۴۴ ↑

    1. .Intention include not only desire of the consequence (purpose) but also forsight if the certainty of the consequence as a matter of legal definition. Qoated in; Criminal law, William Wilson , longman publication, London and new York , first published, 1998,P. 110 ↑

    1. .Bentham,Jeremy, an introduction to principle of moral and legislation, Betoche books, Kitchener, 2000,p70 ↑

    1. . Glanville Williams, oblique intention, Cambridge law journal, Great Britain, 46(3), 1987, p.421 ↑

    1. . نجیب حسنی، محمود، پیشین، ص ۵۰٫ ↑

      1. . اگر چه نامگداری قصد غیر مستقیم به نامهای دیگری چون« قصد احتمالی» شاید بدون مسمی باشد و حتی برخی حقوق ‌دانان کامن لاو آن را معادل « بی‌پرواییِ شدید» subjective recklessnesو آن را خارج از قصد دانسته‌اند، اما به نظر می‌رسد با عنایت به دلایل زیر می‌ توان قصد احتمالی را ـ بر مبنای نظریه احتمال و نه نظریه قبول ـ معادل قصد غیر مستقیم بدانیم؛ اول اینکه اساساً نظریه احتمال در پی حمله‌ سه تن از حقوق ‌دانان آلمانی با نامهای (leyser), (bohmer) و (nettelblat) به قصد غیر مستقیم و در پایان قرن هجدهم مطرح شد، که تحت تأثیر« تئوری اراده » فوئر باخ مبنی بر اینکه تنها اراده صریح می‌تواند موضوع مجازات قرار بگیرد، صورت گرفت. بنا‌براین این نوع قصد به عنوان جایگزین قصد غیر مستقیم ارائه شده است. (Edvin R.A sligman,intent,criminal.,Encyclopedia of.( .social sciences,the macmillan company, New york, 1932.p 126) حال اینکه تا چه اندازه توانسته است موفق شود بحث دیگری است. دوم، توضیحاتی که در پی این عنوان آمده است حاکی از وجود نوعی قصد است و منطبق با همان توضیحاتی است که اتفاقا توسط برخی دیگر از حقوق ‌دانان کامن لاو مطرح شده است. سوم اینکه در خیلی از استدلالهایی که در جهت توجیه آنچه که در حقوق کامن‌لا قصد غیر مستقیم (oblique intention) نامیده می‌شود از کلمه احتمال و ترکیبات آن(likely, Highly probable) استفاده شده است. به عنوان مثال ر.ک به استدلال لرد دیپلاک در پرونده هیام. چهارم اینکه در ۵ حوزه از حوزه های قضایی استرالیا:Tasmania, victoria،commonwealth,aust cap territory, new sth wales,sth austalia و نیز در حقوق اسکاتلند بدین سوال که آیا recklessness« بی‌تفاوتی» می‌تواند از جمله عناصر معنوی تشکیل دهنده قتل عمد باشد پاسخ مثبت داده‌اند.) ن.ک به Ian Leader-Elliott,Fault Element In Murder- A Sammary Of Australian Law, ,Adelaide University Law Schoole,9th November,2005. Victor Todros, The Scots Law Of Murder, University Of Edinburg,2005,P.3 چهارمین و آخرین دلیل ما ادعای برخی مبنی بر تفاوت صریح بی‌تفاوتی هم در مفهوم انگلیسی و هم در مفهوم آمریکایی آن با قصد احتمالی‌ ـ‌ غیر مستقیم( مبنی بر نظریه قبول ) است. ن.ک به:Friedrish Toeple, Supra note,p182-184 البته لازم به یادآوری است که این تفاوت قائل شدن در جهت غیر مستقیم دانستن قصد احتمالی هم نیست، بلکه ظاهراًً حاکی از برشمردن آن به عنوان نوع مستقلی از قصد است. ↑

    1. . نجیب حسنی، محمود، پیشین، ص ۲۳۲ ↑

    1. .Johannes Voh kries, uber deh Begriff der objektiten moglichkeit and einige the wendwgeh desselben, vierteljahschrift wissenschaftliche pilosophie, Bd.xII, (1000),s.179.( منقول در پیشین،ص۲۳۳ ) ↑

    1. . همان، ص۲۳۴ ↑

    1. – آنچنان که در بازی رولت روسی Russian Ruoletteمرسوم است. ↑

    1. .همان، صص ۲۳۴، ۲۲۵، ↑

    1. . در همین جهت ن. ک. به بند های ج مواد ۲۰۶ و ۲۷۱ ق.م.ا. و بند پ ماده ۲۹۰ ق.م.ا.ج ↑

    1. . همان، صص ۲۳۶، ۲۳۷٫ ↑

    1. . همان ، ص ۲۳۷ ↑

    1. . همان، ص ۲۳۹ ↑

    1. . همان، ص ۲۴۰ به نقل از: ۵Shroder, aufbau und grenzen des vorsatzbegriffs,s.244,24 Horst ↑

    1. .Schroder,s.235 ، به نقل از نجیب حسنی، همان ↑

    1. . البته باید متذکر شد که همان‌ طور که در فصل قبل گفته شد نظریه آگاهی اراده را به طور کلی نفی نمی‌کند، بلکه آنچه که از طرف این نظریه نفی می‌شود همانا تسلط اراده‌ بر وقوع نتیجه است، ‌بنابرین‏ اراده فعل یا سلطنت اراده بر فعل در این نظریه همچنان باقی است. ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




جرایم عمومی ضابطان دادگستری که ماهیتاً نظامی محسوب نمی شوند و در حین انجام وظیفه ی ضابطیت به وقوع می پیوندد با توجه به قانون آیین دادرسی کیفری و قانون مجازات موارد زیر را شامل می شود :

۱ – مسئولیت ناشی از تخلف اجرای دستورات مقام قضایی به موجب مواد ۱۶ ، ۴۲ و ۲۸۴ قانن آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری که مقرر می‌دارد :

ماده ۱۶ : ضابطین دادگستری مکلفند دستورات مقام قضایی را اجرا کنند در صورت تخلف به سه ماه تا یک سال انفضال از خدمت دولت و یا از یک تا شش ماه حبس محکوم خواهند شد.

ماده ۴۲ : مقامات رسمی و ضابطین دادگستری موظفند دستورات دادرسان و قضات تحقیق را فوری به موقع اجرا گذاردند ، متخلف از این ماده به مجازات مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم خواهد شد .

ماده ۲۸۴ : کلیه ضابطین دادگستری و نیروهای انتظامی و رؤسای سازمان های دولتی و وابسته به دولت و یا مؤسسات عمومی در حدود وظایف خود مکلفند دستورات مراجع قضایی را در مقام اجرای احکام رعایت کنند . تخلف از مقررات این ماده علاوه بر تعقیب اداری و انتظامی مستوجب تعقیب کیفری برابر قانون مربوط می‌باشد .

از نظر کلی اجرای دستورات مقام صالح قضایی که به منظور احقاق حق ، فصل خصومت و کشف واقع صادر می شود یک اصل است و در مقابل عدم اجرای دستور نیازمند توجیه قانونی می‌باشد و مستنکف اجرای دستور باید علت و دلیل عدم اجرای آن را ارائه نماید و ارائه دلیل نیز موجب رفع مسئولیت کیفری نخواهد بود . نظم عمومی نیز ایجاب می کند که قواعد و مقررات آمره فوراً توسط مأمور اجرا شود چرا که بنا به مفاد ماده ی ۱۵ قانون آیین دادرسی کیفری ضابطین مأمورینی هستند که تحت نظارت و تعلیمات مقام قضایی در کشف جرم و جمع‌ آوری آثار و دلایل و ….. به موجب قانون اقدام می نمایند و این الزام قانونی تحت امر بودن نشان دهنده ی الزام آور بودن قوانین و مقررات مربوط به نظم عمومی و سلسه مراتب اداری است .

۱ – مسئولیت ناشی از عدم گزارش یا گزارش خلاف واقع به مقامات ذیصلاح در قانون آیین دادرسی کیفری دادگاه عمومی و انقلاب در امور کیفری مقررات صریحی در خصوص گزارش خلاف واقع توسط ضابطان دادگستری وجود ندارد فقط تبصره ۲ ماده ۱۲۹ این قانون بیان داشته: تخلف مأمورین ابلاغ در انجام وظایف خود و یا گزارش خلاف واقع آنان در امور مربوط به وظایفشان مشمول مجازات مقرر قانونی خواهد بود .

در قانون مجازات اسلامی ماده ۷۱۱ مقرر می‌دارد : هر گاه یکی از ضابطین دادگستری و سایر مأمورین صلاحیت دار از وجود اماکن مذکور در مواد ۷۰۴ و ۷۰۵ و ۷۰۸ یا اشخاص مذکور در ماده ۷۱۰ مطلع بوده و مراتب را به مقامات ذیصلاح اطلاع ندهند یا برخلاف واقع گزارش نمایند در صورتی که به موجب قانونی دیگر مجازات شدیدتری نداشته باشد به سه تا شش ماه حبس یا تا ۷۴ ضربه شلاق محکوم می‌شوند .

اماکن ذکر شده در این ماده قمارخانه ها و امکنه ی معد برای صرف مشروبات الکلی می‌باشد .

۳ – مسئولیت ناشی از تأخیر در انجام دستورات مقام قضایی ماده ۲۰ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مقرر داشته است : ضابطین دادگستری مکلفند . در اسرع وقت و در مدتی که مقام قضایی تعیین می‌کند نسبت به انجام دستورات و تکمیل پرونده اقدام کنند چنانچه به هر علت اجرای دستور یا تکمیل میسر نگردد موظفند در پایان هر ماه گزارش آن را با ذکر علت به مقام قضایی ذیربط ارسال نمایند . متخلف از این امر به مجازات مقرر در ماده ( ۱۶ ) این قانون محکوم خواهد شد .

۴ – مسئولیت ناشی از عدم استماع شکایات محبوسین غیر قانونی ماده ۵۷۲ قانون مجازات اسلامی مقرر داشته است : هر گاه شخصی برخلاف قانون حبس شده باشد و در خصوص حبس غیر قانونی خود شکایت به ضابطان دادگستری یا مأمورین انتظامی نموده و آنان شکایت او را استماع نکرده باشند و ثابت ننمایند که تظلم او را به مقامات ذیصلاح اعلام و اقدامات لازم را معمول داشته اند به انفصال دائم از همان سمت و محرومیت از مشاغل دولتی به مدت سه تا پنج سال محکوم خواهند شد .

ماده ۷۱ قانون آین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری مقرر می‌دارد :

قضات ذیربط و ضابطین دادگستری موظفند شکایت کتبی یا شفاهی را همه وقت قبول نمایند…….. .

بنا به مفاد این مواد اخذ شکایت و محبوسین غیر قانونی و استماع اظهارات آنان از وظایف ضابطان دادگستری است . از طرفی انعکاس گزارش به مقامات ذیصلاح قانونی نیز مد نظر می‌باشد . صرف استماع شکایت و عدم انعکاس آن به مقامات صالح قضایی رافع مسئولیت جزایی نمی باشد .

۱ – مسئولیت ناشی از پذیرش زندانی بودن اخذ برگ بازداشت ماده ۵۷۳ قانون مجازات اسلامی : اگر مسئولین و مأمورین بازداشتگاه ها و ندامتگاه ها بدون اخذ برگ بازداشت صادره از طرف مقامات و مراجع صلاحیت دار شخصی را به نام زندانی بپذیرند به دو ماه تا دو سال حبس محکوم خواهند شد .

۲ – مسئولیت ناشی از عدم تسلیم زندانی یا عدم ارائه دفاتر تا تظلمات محبوسین به مقامات صالح قضایی .

ماده ۵۷۴ قانون مجازات اسلامی :

اگر مسئولین و مأمورین بازداشتگاه ها و ندامتگاه ها از ارائه دادن یا تسلیم کردن زندانی به مقامات صالح قضایی یا از ارائه دادن دفاتر خود به اشخاص مذبور امتناع کنند یا از رسانیدن تظلمات محبوسین به مقامات صالح ممانعت یا خود داری نمایند مشمول ماده قبل خواهند بود مگر این که ثابت نمایند به موجب امر کتبی رسمی از طرف رئیس مستقیم خود مأمور به آن بوده اند که در این صورت مجازات مذبور درباره ی آمر مقرر خواهد شد .

تظلم خواهی در این ماده اعم از تظلم خواهی به سبب بازداشت غیر قانونی و سایر تظلمات می‌باشد .(پاد،۱۳۷۴،۲۴۲) اما بنا بر بند ۲ ماده ۱۵ قانون آیین دادرسی دادگاه های عمومی و انقلاب در امور کیفری رؤسا و معاونین زندان نسبت به امور زندانیان جزء ضابطین دادگستری محسوب می‌شوند . لذا هر گاه مرتکب عنوان ضابط دادگستری داشته باشد و یا از جمله مأمورین انتظامی باشد عمل ارتکابی وی مشمول ماده ۵۷۲ قانون مجازات اسلامی که ذکر آن گذشت می‌گردد . از طرفی مقام قضایی آمری است که مأمور ممتنع مکلف به اطاعت از وی بوده است نه رئیس بلافصل او ، و این مقامات صالح نیز باید قانوناً صلاحیت مطالبه متهم یا محکوم یا دفاتر زندان را داشته باشند که از لحاظ اصولی . چنین حقی را دارا هستند.

۳ – مسئولیت ناشی از مداخله در اموری که در صلاحیت مراجع قضایی است .

ماده ۵۷۷ قانون مجازات اسلامی :

چنانچه مستخدمین و مأمورین دولتی اعم از استانداران و فرماندارن و بخشداران یا معاونان آن ها و مأموران انتظامی در غیر موارد حکمیت در اموری که در صلاحیت مراجع قضایی است دخالت نمایند و با وجود اعتراض متداعیین یا یکی از آن ها یا اعتراض مقامات صلاحیت دار قضایی رفع مداخله ننمایند به حبس از دو ماه تا سه سال محکوم خواهند شد .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




برای ‌پاسخ‌گویی‌ به پرسشهایی ‌در مورد توانمندسازی منابع انسانی، بایستی چهار بعداساسی سازمان را که ‌به این قرارند مورد توجه قرارداد .

۱)فرهنگ سازمانی

۲) ساختار سازمان

۳) کارکنان

۴) سیستم‌های منابع انسانی: این سیستم ها ، کارکنان و سازوکارهای انتخاب کارکنان ، ارتباطات، آموزش پاداش، توسعه مسیر شغلی را مورد توجه قرار می‌دهند و یا به عبارتی تمامی نظامهای چهارگانه مدیریت منابع انسانی را از تامین تا حفظ و نگهداری، شامل می‌شوند.
گام ۵) بررسی مجدد تجزیه و تحلیل ضعف‌ها، قوتها ، فرصت‌ها و تهدیدات و عناصر سازمانی
در این مرحله تمامی مراحل ۳ و ۴ با توجه به عواملی مانند تأکید و تمرکز بر منابع موجود مؤسسه، تعیین و شناسایی افراد کلیدی که تاثیر مهمی بر استراتژی کسب و کار مؤسسه دارند و نیز اولویت بندی افراد برحسب کلیدی بودن آن ها، در فعالیت های مؤسسه دوباره بررسی می‌شوند.

فرایند توانمندسازی منابع انسانی

گام ۶ ) برنامه های عملی توانمندسازی منابع انسانی

آنچه در این مرحله مهم است ، افزایش دانش و آگاهی کارکنان و ایجاد چالش‌های جدید و بررسی پیامدهای آن است. فعالیت‌ها و اعمال مدیریتی در مؤسسه می‌توانند در این امر، مهم به نظر رسند ، چرا که اعمال مدیریت ، مهارت و دانش کارکنان را افزایش می‌دهند . برنامه هایی مثل: جامعه پذیری، آموزش نیروی انسانی، بهسازی و بالندگی مدیریت، ارزیابی عملکرد، ارائه بازخورد به کارکنان ، مشارکت کارکنان، تناسب شغلی، چرخش شغلی و … ارائه شود که در نهایت منجر به توانمندسازی کارکنان می شود .

گام ۷ ) اجرا و ارائه بازخورد

برنامه باید پیش از اجرا به تصویب مدیریت ارشد برسد . به کارگیری ابزار اندازه گیری باید با همکاری مدیریت و با توجه به وظایف منابع انسانی اجرا شود . هدف نهایی استراتژی توسعه منابع انسانی این است که مجموعه هدفها به گونه ای متقابل از راه سیستم های پاداش و پرداخت منسجم ، آموزش و برنامه توسعه مسیر پیشرفت شغلی، حمایت شوند . ازآنجا که نگرش مدیران به آموزش کارکنان و توسعه مدیریت یک نگرش کمی است، ‌بنابرین‏ پاره ای از برنامه های توسعه با شکست روبه رو می‌شوند.

استراتژی های توانمند سازی

وظیفه رهبران سازمان فراهم ساختن تسهیلاتی جهت پیاده سازی استراتژی توانمند سازی است . این استراتژی ها به طور مستقیم یا غیرمستقیم موجب تغییر نگرش و رفتار کارکنان می‌شوند و زمینه را برای تـربیت نیروی متخصص و توانمند مهیا می‌سازند . با توجه به هدف و فلسفه وجودی سازمان‌ها، ویژگی‌های سازمان و کارکنان و نقشهای آنان می‌توان به پیاده‌سازی انواع استراتژی ها پرداخت‌ چادیها و همکاران به سه استراتژی مهم در توانمندسازی کارکنان اشاره می‌کند.

۱)افزایش آگاهی جمعی از طریق داستانگویی

هرگاه کارکنان مسئولیت حل مشکلات خود را بر عهده گیرند، مستعد تلاش در جهت بهبود زندگی فردی و سازمانی خود هستند. رویکرد داستانگویی به عنوان عامل ضروری توانمند سازی موجب تقویت تلاش‌های مبتنی بر همکاری می شود .راپاپورت بحث می‌کند که “وقتی افراد قصه همکاری خود را کشف و یا خلق می‌کنند و یا انعـکاس می‌دهند در حقیقت داستان زنـــدگی خودشان را در سازمان به شیوه های مثبت بیان می‌کنند‌”. پذیرش شرح کارکنان از مشکلات و شناسایی تواناییهایشان از عناصر مهم رویکرد توانمند‌سازی در عمــل است . کارکنان از طـــریق مشارکت در ‌گروه‌های کوچک به شرح داستان فردی خود در رابطه با وظایفشان و یا تجربیاتشان که در هر ماه برای آن ها اتفاق افتاده است می‌پـــردازند و از این طریق درباره مسائل و مشـــکلات خودشان به تفکر و گفتگو می پردازند .

۲- آموزش مهارت‌های حل مسئله

کارکنان لازم است که ظرفیت مهارت‌های حل مسئله را در خود افزایش دهند . مهارت‌های حل مسئله می‌تواند به توانمند سازی کارکنان در سطح فردی ، بین فردی و گروهی به عنوان یک گام ضروری در ایجاد تغییر موقعیت نامطلوب منجر شود.در این استراتژی باید به کارکنان اجازه داد که مشکلات خود را بر اساس محتوای داستانهایی که در یک محیط همکارانه شکل می‌گیرد، شناسایی و حل کنند . در این صورت گروه ابتدا اهداف حل مسئله را خلاصه بندی می‌کند . این اهداف شامل : شناسایی مشکل ، انتخاب یکی از مشکلات مهم ، انتخاب هدف برای حل مسئله و یا مشکل بزرگتر ، تفکر خلاق در جهت حل مسئله و تحقق اهداف و شناسایی منابع به منظور کمک به تحقق هدف است.

۳-آموزش‌های مهارت‌های پشتیبانی و تجهیز منابع

از طریق حمایت‌های صورت گرفته و تجهیز منابع ، کارکنان، از ایجاد ساختار اجتماعی بزرگ در قالب ‌گروه‌های توانمند شده مطمئن هستند. آمیدی (‌۱۹۹۲‌) انواع حمایتها را در سه مورد خلاصه ‌کرده‌است:

-حمایت فرد از خود

-حمایت مدیر از فرد

-حمایت قانون از فرد

سازمان می‌تواند از طریق نوشتن‌، صحبت کردن و یا سخنرانی یک قانون‌گذار و یا فرد سیاسی حمایت جمعی را در سازمان اشاعه دهد . در صورتی که کارکنان بدانند که منابع برای پیشرفت فردی آن ها در سازمان مهیاست و حمایت‌های لازم در این مسیر نیز وجود دارد ، توانمند سازی با سرعت و شتاب بالایی انجام می پذیرد .

مراحل توانمند سازی

۱٫ تعریف و ابلاغ مفهوم توانمند سازی به اعضای سازمان .

۲٫ هدفگذاری و تدوین راهبردها که برای کارکنان در هر سطح سازمانی در انجام تلاشهایشان به منظور توسعه و تقویت توانمند سازی به یک چهار چوب سازمانی تبدیل شود .

۳٫ آموزش کارکنان برای ایفای نقش های جدید و انجام دادن وظایفشان به شیوه هایی که با اهداف سازمان برای گسترش و تقویت توانمند سازی سازگارند

۴٫ تطبیق ساختار سازمان به گونه ای که مدیریت وهدایت امور توسط کارکنان تسهیل و همچنین ایجاد استقلال بیشتر و آزادی عمل کند.

۵٫ تطبیق نظام های سازمان برای حمایت از توانمند سازی کارکنان .

۶٫ ا رزیابی و اصلاح فرایند توانمند سازی از طریق سنجش بهبود و شناخت اعضای سازمان .

این ۶ عنصر در الگوی مدیریت توانمند سازی با هم متصل و برای تأکید بر روابط آن ها در یک مستطیل قرار داده می‌شوند .در اطراف این مستطیل بزرگ , مجموعه هایی از دایره هایی قرار دارند که منابع اطلاعات اساسی را معین می‌کنند و به عنوان ورودی های درون فرایند مراحل محسوب می‌شوند .

عوامل مؤثر بر تواناسازی کارکنان

توانمند سازی نیروی انسانی تابع سه دسته عوامل مهم می‌باشد:

۱- راهبردها و رفتارهای مدیریتی: فراهم نمودن اطلاعات، تفویض اختیار، دادن استقلال و مدیریت مشارکتی.
۲- خودکارآمدی ادراک شده کارکنان: الگوسازی، حمایت‌های کلامی و اجتماعی، برانگیختگی هیجانی
۳- شرایط و عوامل سازمانی: نظام پاداش دهی، داشتن اهداف روشن، دسترسی کارکنان به منابع و ساختار سازمانی.

برای توانمند کردن کارکنان، مدیران علاوه بر ایجاد محیط کاری جذاب و بانشاط و روشن بودن اهداف می‌توانند با برگزاری گردهمایی های دوره ای، احساس توانمندی را در میان کارکنان افزایش دهند. مدیران می‌توانند با سخنرانی‌های پرجاذبه و شاد نگهداشتن جو سازمانی و سرمایه گذاری روی بعضی از اصول از قبیل اهداف و مقاصد روشن، خودمدیریتی، دادن امتیاز و بازخورد، که باعث هیجان می‌شوند، به توانمند شدن کارکنان کمک کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




۲-۲-۲-۱-۶)تئوری توازی ایستا (مصالحه )

نظریه ای که اخیراً در ارتباط با ساختار سرمایه مطرح گردیده ،تئوری توازی ایستا است که بر اساس آن نسبت بدهی بهینه یک شرکت بر اساس توازی هزینه ها ومنافع استقراض تامین می شود.به بیان دیگر ،در چارچوب این نظریه ،شرکت سعی می‌کند بین ارزش صرفه جویی های مالیاتی بهره و هزینه های مختلف ورشکستگی تعادل برقزازسازد(فرانک [۲۹]و همکاران،۲۰۰۳).

البته در زمینه اینکه صرفه جویی های مالیاتی چقدرارزش دارند واینکه کدامیک از هزینه ها ی مربوط به مسائل مالی اهمیت دارند،هنوز بحث وجود دارد.طبق این نظریه شرکت بایدآننقدر بدهی را باسهام وسهام را با بدهی تعویض وجایگزین سازدونسبت بدهی را طوری تنظیم نماید تا اینکه ارزش شرکت حداکثر شود ،اساسأ درمورد تئوری ایستا دو تفسیر (برداشت )وجود داردکه هردو آن ها پیش‌بینی می‌کنند که شرکت ها دارای یک «ساختارسرمایه بهینه »می‌باشد.اولین برداشت ‌بر مبنای‌ اصول بدیهی این است که ساختارسرمایه شرکت ازطریق توازی ایستا بین منافع مالیاتی بدهی وهزینه های مورد انتظار آشفتگی مالی،اندازه گیری می شود.بر اساس این برداشت ،یک شرکت زمانی به ترکیب بهینه ای از بدهی وسرمایه (حقوق صاحبان سهام) دست خواهد یافت که ارزش فعلی صرفه جویی نهایی مالیاتی ،با ارزش فعلی هزینه های آشفتگی مالی ،برابر باشد.

۲-۲-۳)اهرم:

اغلب شرکت ها ، از بدهی در ساختار سرمایه خود استفاده می‌کنند.ساختار بدهی یکی از شاخص های مهم تعیین کننده ی موفقیت شرکت است وباعث رشد پایدار شرکت می شود.از این رو تصمیمات معطوف به ساختار بدهی برای بقای تجاری شرکت، حیاتی هستند.با این حال انتخاب ساختار بدهی ساده نیست وتصمیمگیری اشتباه منجر به هدایت شرکت به بحران و ورشکستگی می‌گردد(احمد شیخ و ونگ ،۲۰۱۱).

لیلانه وتافت[۳۰](۲۰۰۲)تبیین کردند که شرکت های دارای اهرم بالاتر، تمایل به انتخاب سررسید طولانی تر بدهی دارندوبالعکس. اهرم بهینه بستگی به سررسید بدهی دارد و وقتی شرکت با بدهی های کوتاه مدت تأمین مالی شود،ارزش شرکت به شدت کاهش می‌یابد.

موریس[۳۱](۲۰۰۴)نیز بحث می‌کند که شرکت ها با نسبت بدهی بالاتر تمایل به انتشار بدهی بلند مدت دارند،‌به این منظور که با تأخیر بیشتری در معرض ریسک ورشکستگی قرار گیرند.از سوی دیگر تئوری های مالکیت ‌و نمایندگی اثر منفی بر ساختار سررسید بدهی پیش‌بینی می‌کنند،‌بنابرین‏ اثر اهرم برسررسید بدهی هنوز ناشناخته است.

دیاموند[۳۲] (۱۹۹۹) معتقد است شرکت ها ی بااهرم بالا ،بدهی بلند مدت را برای اجتناب از نقدینگی با بهینگی اندک ترجیح می‌دهند؛زیرا به شرکت ها زمان بیشتری برای باز پرداخت بدهی خود می‌دهد.

کورنر[۳۳](۲۰۰۷)اهرم به ‌عنوان یک تئوری مستقل می‌تواند برای عوامل تعیین کننده ساختار سررسید بدهی، مورد بحث قرار گیرد.

فلانری[۳۴](۲۰۰۱)معتقد است که شرکت های با بدهی بیشتر می‌توانند ریسک تأمین مالی مجدد خودرابا استقراض بدهی بلند مدت حداقل سازند.

دنیس و همکاران [۳۵](۲۰۰۰)بحث می‌کنند که اهرم اثر منفی بر سررسید بدهی دارد،چون هزینه های نمایندگی مشکل سرمایه گذاری کمتر ازواقع رابا دو راهبرد می‌تواند کاهش دهد.کاهش اهرم ویا کوتاه کردن سررسید بدهی. این دو استراتژی تأمین مالی می‌تواند جانشین یکدیگر باشد.از این تئوری اهرم تاحدزیادی وابسته به تئوری هزینه های نمایندگی است.

۲-۲-۴)بازده حقوق صاحبان سهام:

میزان کارایی یک شرکت ،درخلق سود خالص برای سهام‌داران رابررسی می‌کند. در واقع این نسبت بیان می کند که بنگاه اقتصادی به ازاء هریک واحد سرمایه گذاری سهام‌داران ،به چه میزان سودخالص برای آن ها کسب می‌کند. براین اساس رابطه محاسباتی متغیر فوق، به صورت نسبت سودخالص پس از کسر مالیات به حقوق صاحبان سهام می‌باشد(پینوو[۳۶]،۲۰۱۱).

لازم به توضیح است که در این رابطه بازده ی محاسبه شده مربوط به تمام منابع متعلق به سهام‌داران است.‌بنابرین‏ بازده حقوق صاحبان سهام علاوه بر سرمایه شرکت ،منابع حاصل از سودهای تقسیم نشده (سود انباشته )وسایر اندوخته هانیز می‌باشد.

دربین معیارهای عملکرد حسابداری،بازده حقوق صاحبان سهام از پرطرفدارترین وپرکاربردترین معیارهای عملکرد حسابداری است.برخی محققان امکان تفکیک بازده حقوق صاحبان سهام به نسبت های سود آوری،گردش دارایی ها واهرم مالی به واسطه تحلیل دوپونت را دلایل شهرت این معیار دربین تحلیلگران،مدیران مالی وسهامداران برشمردند.سودحسابداری با توجه به روش های گوناگون حسابداری وهمچنین برآوردهای حسابداری تحت تاثیر قرار می‌گیرد.به عبارتی مدیریت می‌تواند با توجه به اهداف شرکت،سود حسابداری و در نتیجه نرخ بازده حقوق صاحبان سهام (ROE ) راتغییردهد.

۲-۲-۴-۱)معایب بازده حقوق صاحبان سهام:

با وجود حمایت گسترده از معیار بازده حقوق صاحبان سهام، به کارگیری این معیار با کاستیهایی بدین شرح همراه است:

۱- با توجه به توانایی مدیـریت در به‌کارگیری روش های مختلف حسابداری، مدیریت مـی‌تواند به شکل قانونـی و در چارچوب اصول پذیرفته‌شده حسابداری سود شـرکت را دستخـوش تغییـر و هم‌راستـا با تمایلات شخصـی خود سازد. نظـر به اینـکه سـود یکـی از عـوامـل اصلـی در محاسبه بازده حقوق صاحبـان سهـام اسـت، ایـراد وارده بـه نسبـت یـادشـده نیـز تسری مـی‌یـابـد.

۲- در محاسبه این نسبت، هزینه حقــوق مالکانه نادیده گرفته می‌شود، حال آنکه این منبع گرانترین منبــع تامین مالـی است (دی ویت،دوتویت[۳۷]۲۰۰۷).

۳- مدیران قادرند بدون هیچ گونه بهبود در عملکرد شرکت و تنها از راه تجدید ساختار سرمایه شرکت و از طریق جایگزین کردن حقوق صاحبان سهام با بدهی، این نسبت را فزونی بخشند.

۴- استفاده از بازده حقوق صاحبان سهام به عنوان معیار عملکرد تمایل مدیران را به پذیرش پروژه های نامناسبی که از محل بدهی تامین مالی شده و نیز رد پروژه های مناسبی که از محل حقوق صاحبان سهام تامین مالی می‌شوند، افزایش می‌دهد (کنگ و همکاران[۳۸]،۲۰۰۲).

۵- حتـی در صورت بهبــود نیافتن کارایی داراییـها، تحت شرایط تورمی بازده حقوق صاحبان سهام افـزایش می‌یابد (دی ویت ،دوتویت, ۲۰۰۷).

۶- این نسبت معیاری با نگرش کوتاه‌مدت است، لذا تمرکز زیاد بر دوره جاری ممکن است آن را از توجه به فرصت‌های رشد درازمدت باز دارد.

۲-۳)پیشینه پژوهش

۲-۳-۱)پژوهش های داخلی

ازجمله پژوهش‌هایی که در این زمینه در داخل کشور صورت گرفته است می توان به مقاله ای که تحت عنوان بررسی رابطه بین مهارت‌های مدیریتی مدیران شعب بانک کشاورزی استان اصفهان بامیزان کارایی شعب که توسط ( خردمند و همکاران،۱۳۹۱)، صورت گرفته است اشاره کرد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




مثلاً استفاده از آب و برق در عصر حاضر از ضروریات زندگی محسوب می شود (شهیدی،۱۳۷۷، ۹۴). استدلال دیگری که برای این نظریه مطرح شده است این است که تمام شرایط عقد به آگاهی طرف قبول نمی رسد و او به امری ملتزم می شود که از آن اطلاع ندارد, مثلاً در قراردادی که بین کارگر ‌و کارفرما منعقد می شود, گاه قید می‌گردد کارگر باید مطیع مقررات داخلی مؤسسه باشد, در حالی که او زمانی از این مقررات آگاه می شود که عقد را پذیرفته و عملاً وارد کارگاه شده است. از این رو چنین رضایتی نمی تواند منشأ ایجاد عقد محسوب شود, زیرا انشایی در بین نیست بلکه او فقط رضایت خود را نسبت به عمل حقوقیِ انجام شده اعلام می‌دارد. پس ماهیت این عمل حقوقی با ماهیت عقد و قرارداد متفاوت است. «سالی» و گروهی از هم فکران او معتقدند این عمل حقوقی مرکّب از دو ایقاع است که آثار آن را پیشنهادکننده انشاء می‌کند و طرف دیگر آن آثار را درباره خود می پذیرد, و نیروی الزام آور آن را باید در اراده پیشنهاد کننده جستجو کرد. ‌بنابرین‏ عمل حقوقی را اراده پیشنهاد کننده به وجود می آورد, اما این ایجاد, مشروط به پیوستن و رضایت دیگران به آن است. پس قبول طرف دیگر در واقع از ارکان اصلی عقد محسوب نمی شود بلکه صرفاً شرط اجرای عمل حقوقی است،(کاتوزیان،۱۳۷۷، ۲۲۱) برای تشخیص این که قرارداد الحاقی جزء عقود است یا از دایره عقود و قراردادها خارج است, باید ابتدا دید چه عناصری در تشکیل عقد مؤثر است, تا بعد از آن بررسی شود آیا قرارداد الحاقی دارای این عناصر و شرایط هست یا خیر. آن چه مسلّم است این است که رکن اصلی عقد, توافق دو اراده و انشاء و تراضی نسبت به یک امر معیّن است که موجب ایجاد تعهّد یا تملیک می‌گردد. پس در هر عقدی طرفین باید اراده خود را آزادانه بیان کنند و آن چه مورد نظر آن ها است, انشاء نمایند و این دو انشاء با هم بر روی یک امر مشترک, توافق داشته باشند؛ ضمن این که, همان طور که بعداً خواهیم گفت, برای صدق عنوان عقد, قطعاً رضایت معاملی کافی است؛ یعنی حتی اگر قایل به بطلان معامله مضطر شویم, در عین حال در صدق عنوان عقد و قرارداد بر آن, جای تردید وجود ندارد. در قراردادهای الحاقی هم اگر چه یک طرف مجبور به پذیرش تمام شرایط و پیشنهادات طرف مقابل است, ولی این حداقل رضایت معاملی وجود دارد. البته شکل تدوین ایجاب و عدم امکان گفتگو درباره شرایط آن, ویژگی خاصی ‌به این گونه عقود می بخشد که در مقام تفسیر و اجرای آن اثراتی خواهد داشت. امّا این ویژگی باعث نمی شود خاصیت قراردادی بودن این اعمال حقوقی از بین برود. قانون هم برای انعقاد قرارداد, توافق میان دو اراده آزاد و مستقل را لازم دانسته است, امّا در هیچ یک از متون قانونی اشاره ای به لزوم

تساوی قدرت و برابری اقتصادی این دو اراده نشده است. پس نباید تساوی اقتصادی طرفین و نیز آزادی منطق و طیب نفس واقعی را از شرایط صحت قرارداد یا از شرایط صدق عنوان عقد تلقی نمود, چون در این صورت اکثر معاملات که در جامعه واقع می شود باید از تعریف قرارداد و یا از تحت عنوان قرارداد صحیح خارج شوند؛ زیرا عدم تساوی اقتصادی طرفین و اضطراری که در قرارداد الحاقی برای یک طرف وجود دارد در اکثر معاملات دیگر هم محقق است و از این جهت با سایر قراردادها فرقی ندارد.(کاتوزیان،۱۳۷۷، ۲۲۲)معمولاً افراد در جامعه اسلامی با معاملاتی رو به رو هستند که دلخواه واقعی آن ها نیست, ولی برای رفع نیازها و ضرورت های زندگی مجبور به انجام آن هستند و از این رو نمی توان این قراردادها را از ماهیت عقود خارج دانست, بلکه راه چاره این است که برای حفظ نظام معاملاتی و اقتصادی جامعه و استواری پیمان های خصوصی به حکم ضرورت، معاملات ناشی از اضطرار را نافذ دانست, هم چنان که در فقه اسلامی و قانون مدنی ایران هم همین نظر پذیرفته شده و در ماده ۲۰۶ قانون مدنی به آن تصریح شده است.البته باید تدابیری برای حمایت از طرف ضعیف و جلوگیری از ظلم و اجحاف نسبت به او اندیشیده شود ولی باید دانست که حمایت از طرف ضعیف ایجاب می‌کند تعهد ناشی از این گونه اعمال، محصول توافق طرفین محسوب شود و عنوان قراردادی آن انکار نگردد؛ چون در این صورت قضات هنگام تفسیر مفاد قرارداد می‌توانند به اراده مشترک طرفین و مصلحت هر دو آن ها نظر داشته باشند و خواسته های پذیرنده را نیز ملحوظ دارند. امّا اگر قایل شویم عمل حقوقی انجام شده, صرفاً یک ایقاع یا نهاد حقوقی مبتنی بر مصلحت پیشنهاد کننده است, دادگاه هم مجبور است تفسیر مفاد و شرایط مهم قرارداد را به گونه ای انجام دهد که با نظرات و منافع طرف پیشنهاد کننده سازگارتر باشد.علاوه بر تأکید قوانین بر رعایت انصاف و رفتار منصفانه در قراردادها، حقوق ‌دانان نیز به اصل انصاف و لزوم رعایت رفتار منصفانه توجه ویژه‌ای ‌داشته‌اند. نمونۀ بارز این امر دکترین «تفسیر علیه تنظیم کنندۀ سند» می‌باشد. طبق آن در قراردادهای الحاقی مانند بیمه از آنجا که مفاد سند با تأمل و دقت از سوی مؤسسه‌های صاحب این مشاغل تهیه می‌شوند و مشتریان دخالتی در تنظیم آن ندارند، در صورت تردید در قرارداد باید آن ها را به سود مشتری تفسیر کرد. در واقع انصاف است که حکم می‌کند اگر یکی از دو طرف امتیاز تنظیم قرارداد و تحمیل شروط آن را به خود اختصاص دهد، زیان‌های ناشی از ابهام قرارداد را نیز باید تحمل کند (کاتوزیان،۱۳۸۸ ،۴۲).

مبحث سوم: رویه قضایی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




تصمیم داشتم دیگر نزد او باز نگردم. سپس اندیشیدم که دیدار مجدد وی ضرری ندارد. فردای آنروز‌، نزد او رفتم. در خانه باز بود و جز من کسی آنجا نبود خواستم باز گردم. در این هنگام صدایی از داخل خانه مرا خواند، گمان بردم منظورش کسی جز من است، که مرا با نامم خواند که؛‌ ای کنکر وارد شو و فقط مادرم مرا ‌به این نام می‌خواند و کسی از این موضوع آگاه نبود- پس وارد شدم و حضرت را در اتاقی گلین دیدم که بر حصیری نشسته بود و لباسی از کرباس به تن داشت و یحیی نیز نزد او بود. به من فرمود: ‌ای ابوخالد، من تازه ازدواج کرده‌ام و آن چیزهایی که دیروز دیدی‌، نظر همسرم بود و من نمی‌خواهم با نظر همسرم مخالفت ورزم.[۲۵]

به نظر پژوهنده با توجه به کلام و رفتار امام(ع) آنچه تذکرش لازم است این نکته است که از موارد مذکور بر می‌آید‌، موضوع سلیقه و علاقه همسر مربوط به رنگ و شکل پوشش بوده و محور چنین حساسیتی تحکیم بنیان خانواده و تقویت روابط همسری است و اگر این موضوع و حوزه علایق و سلایق به مسائل خلاف عقل و شرع کشیده شود بدون تردید هیچ گونه نرمش و همراهی رخ نخواهد داد. هم چنان که امام باقر (ع)‌در مورد استفاده از شمه سرخ رنگ فرمودند در نماز به دلیل الوان بودنش از آن استفاده نمی‌کنند و در ادامه همین روایت آمده است که همان خانمی را که به خاطر او چنین لباسی را می‌پوشند به دلیل اعوجاج اعتقادی و مشکل ایمانی‌اش‌، طلاق می‌دهند[۲۶].

۲-۵- توجه به اقتضائات جنسیتی

مسئله تفاوت‌های جنسیتی یکی از پایه های اساسی در مدیریت صحیح ابراز علاقه در بین زوجین است .از جمله مهارت‌هایی که در این زمینه می‌تواند تأثیر به سزایی را در ابراز علاقه زوجین نسبت به یکدیگر به همراه داشته باشد عبارت است از:

۲-۵-۱- نقش متناسب با جنسیت در عین یگانگی وظیفه

زن و مرد دو انسان‏اند و در انسانیت متساوى هستند. با این وجود در متن خلقت و فطرت، مدار زن و مدار مرد تفاوتهایى دارند تا این دو مکمّل یکدیگر باشند. اگر زنها در خلقت جسمى و روحى عیناً مانند مردها بودند، نقص بود و اگر مردها عیناً مانند زنها بودند نیز نقص بود.

زوجیت و دو جنسی[۲۷] در طبیعت بشر، برای هدف بزرگ سکون و آرامش است، تا در کنار جنس مخالف در درون خانواده آرامش پیدا شود.

برای مرد آمدن به داخل خانه‌، یافتن محیط امن خانه، زن مهربان و دوستدار و امین در کنار او، وسیله آرامش است. و برای زن هم، داشتن مرد و تکیه گاهی که به او عشق بورزد و برای او مانند حصن مستحکمی باشد، مایه‌ی آرامش و سعادت است. (خامنه ای،۱۳۸۱)

به هر حال، تفاوتهاى زن و مرد «تناسب» است نه نقص و کمال. تا تناسب بیشترى میان آنان، که قطعاً براى زندگى مشترک ساخته شده‏اند، به وجود آورد.

آگاهی از این تفاوت‌ها مسئله مهمی است که زمینه مهارت چگونگی ابراز علاقه در ارتباطات زناشوئی را فراهم می‌کند‌. در این راستا‌، در داخل خانواده، کار و روحیات مرد را نباید از زن توقع کرد، روحیات زن را هم نباید کسی از مرد توقع کند. مصلحت بشر و نظام اجتماعی زن و مرد در این است که روحیات و خصوصیات مرد و زن در تعاملشان در داخل خانواده دقیقاً رعایت بشود؛ تا هر دو خوشبخت باشند .

کسی حق ظلم کردن‌، زور گفتن و استخدام کردن را ندارد. بعضی از مردان خیال می‌کنند که زن وظیفه دارد همه کارهای مربوط به آن ها را انجام دهد. البته در محیط خانواده‌، زن و مردی که به هم علاقه دارند، با کمال میل‌، خدمات یکدیگر را انجام می‌دهند؛ اما انجام دادن از روی میل، غیر از این است‌، که کسی احساس کند، یا این طور عمل کند که گویا وظیفه زن است که باید خدمت مرد را به آن شکل انجام بدهد. چنین چیزی در اسلام وجود ندارد. .(خامنه ای،۱۳۸۱). اساسی‌ترین کار زن، کاری است که با خلقت زنانه‌ی او[۲۸]، با احساسات به ودیعت نهاده‌ی الهی در وجود او، هماهنگ باشد. ‌و رسیدن و پاسخ گفتن به آن محبتی که خدای متعال در همه‌ وجود زن نهاده است، مهم است. چنانچه انس بن مالک می‌گوید: پیامبر (ص)به ساربانانی که با شتاب همسران پیامبر را حرکت می‌دادند فرمود:”در حرکت دادن این شیشه‌های شکننده احتیاط را مراعات کن” که این سخن حکایت از توجه پیامبر به لطافت و ظرافت روحی و جسمی زنان دارد. (طیبی،۱۳۸۵٫ از سویی زن باید عمیقاً توجه کند که جلوه‌های طبیعی زنانه، در محیط خانواده و نه در خیابان و …‌، به او در اعماق دل و جان شوهر عظمت و وقار می‌بخشد و تحت اجازه شوهر بودن‌، نه تنها چیزی از شخصیت او نمی‌کاهد، بلکه به شخصیت او اعتلا و بزرگی می‌دهد. (بهشتی،۱۳۷۷).

در نتیجه زنی که شیوه های زن بودن را هوشیارانه و به طور طبیعی و نه تصنعی به کار می‌گیرد در زندگی موفق است و نه تنها خودش کامیاب است‌، بلکه شوهر را نیز کامیاب می‌کند و نشاط را در کانون خانواده مستقر می‌سازد.دراینجاست که مرد نیز موجودیت واقعی خود را تحقق یافته می‌بیند و خود را مغبون نمی‌بیند،که در صدد جبران برآید و خلأیی در زندگی خود احساس نمی‌کند، که بخواهد از راه تبدیل به احسن! یا تکمیل! آن خلأ را پر کند. (بهشتی،۱۳۷۷) .

با توجه به اینکه مرد الهام گیر از زن است و اگر زنها نقش موافق و احساسات موافق داشته باشند نیروى مردها را هم چند برابر مى‏کنند و بیش از مقدارى که مرد در ساختن زن مى‏تواند تأثیر داشته باشد زن در ساختن مرد تأثیر دارد، می‌توان بدین نتیجه رسید که در واقع‌، خانواده را زن به وجود می‌آورد و اداره می‌کند؛ و عنصر اصلی تشکیل خانواده، زن است، نه مرد. و اگر زن خانواده عاقل و با تدبیر باشد، خانواده را حفظ می‌کند (خامنه ای،۱۳۸۱).

۲-۵-۲- بستر گرم زناشویی

توجه و تامین نیازهای جنسی زن و شوهر یکی از مهارت‌های مهم در ابراز علاقه و افزایش محبت در روابط زناشویی است. در این خصوص‌، در محیط خانواده‌، زن هنگامی موجودیت واقعی خود را با تمام وجود آشکار می‌کند‌، که در برابر شوهر‌، رام (دارای روحیه همدلی) باشد و همه امکانات و شرایط را برای جلب و جذب شوهر و کشانیدن او به سوی خود فراهم سازد و کمبودی در امور جنسی و خلأیی در امور عاطفی برای او باقی نگذارد (بهشتی،۱۳۷۷) این مسئله ضمن اهمیت به سزایی که دارا است‌، یکی از حقوقی است که در نگاه دین، زن در قبال شوهر عهده‌دار است[۲۹] (شیخ صدوق‌، ۱۴۱۳) .

پیامبر اکرم زنان را در سفارشی‌، از رفتاری که به منع و محرومیت جنسی منجر می‌شود پرهیز داده‌اند.(دلشاد تهرانی، ۱۳۸۶) و می‌فرمایند: نماز خود را طولانی نکنید که شوهرانتان را از بهره‌مندی جنسی از خود منع نمایید[۳۰] (کلینی، ۱۳۶۵) وعدم تمکین می‌تواند ضمن کاهش محبت بین همسران‌، پیمان زناشویی را بگسلاند [۳۱].

از آنجا که زن و شوهر هرچه بیشتر به هم محبت کنند، زیادی نیست. و این محبت اعتماد را به همراه می‌آورد. (خامنه ای،۱۳۸۳)‌، امام صادق (ع) بهترین زنان را با محبت‌ترین آن ها نسبت به شوهرانشان می‌دانند که این زنان کسانی هستند که در امور جنسی شوهرانشان را از خود منع نمی‌کنند و در برابر مردان دیگر عفیف‌اند[۳۲] (شیخ طوسی،۱۳۶۵) و هنگامی که با همسر خود خلوت می‌کنند‌، لباس حیا از تن به در می‌نمایند[۳۳] (نوری، ۱۴۰۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




۳-۹ – آزمون‌های ثبات

آزمون‌هایی در زمینه ثبات مدل‌های رگرسیون مطرح شده است. یکی از آن‌ ها آزمون چاو است (آزمون ). در این آزمون باید یک نقطه شکست از پیش انتخاب شود. اما در بیشتر مطالعات کاربردی چنین اطلاعات قبلی در دسترس نیست. در این وضعیت توصیه می‌شود که آزمون‌های تشخیص بر مبنای روش رگرسیون بازگشتی انجام شود. رگرسیون بازگشتی شامل یک سری از تخمین‌های حداقل مربعات معمولی است.

در رگرسیون بازگشتی کمترین تعداد مشاهدات ( ) مبنا قرار می‌گیرد و با آن‌ ها مدل تخمین زده می‌شود، معمولاً این حداقل بستگی به تعداد پارامترهای مدل دارد که باید برآورد شوند. پس از آن مدل بر اساس ، تا مشاهده تخمین زده می‌شود. این روش یک سری زمانی از تخمین‌های حداقل مربعات معمولی را به دست خواهد داد.

اگر مدل از نظر ساختاری باثبات باشد، باید میزان انحرافات در تخمین پارامترها کوچک باشد. اگر تخمین پارامترها به طور معنی‌دار و سیستماتیکی تمایل به تغییر داشته باشد، می‌توان بی‌ثباتی در ضرایب یا خطای تصریح مدل را انتظار داشت. از طریق مدل‌های بازگشتی می‌توان پسماندهای بازگشتی را استخراج کرد.

۳-۹-۱- آزمون مدل رگرسیونی فرضی زیر را در نظر بگیرید:

اگر را از روش حداقل مربعات معمولی و با کلیه مشاهدات برآورد کنیم، می‌توانیم پسماندهای معمولی را به صورت زیر استخراج کنیم:

که در آن تخمین حداقل مربعات است. حداقل مشاهدات برای تخمین برابر با تعداد پارامترهای مدل است. در مدل بالا با یک مشاهده مدل را تخمین می‌زنیم و پسماندهای آن را حساب می‌کنیم. در مرحله بعد با دو مشاهده، مدل را تخمین زده و پسماندها را حساب می‌کنیم. این عمل را برای کل مشاهدات انجام می‌دهیم. به طور کلی پسماندهای بازگشتی را از رابطه زیر به دست می‌آوریم:

(۳-۲۲)

می‌توان نشان داد که شکل نرمال شده پسماندهای بازگشتی ( ) توزیع زیر را دارند:

آماره آزمون مجموع تراکمی پسماندهای بازگشتی به صورت زیر تعریف می‌شود:

(۳-۲۳)

که در آن تخمین انحراف معیار رگرسیون برای کل مدل است:

(۳-۲۴)

اگر پسماندها تصادفی و از نظر مقدار کوچک باشند، انتظار می‌رود آماره نزدیک به صفر باشد و هر انحراف نظامند از صفر به صورت بی‌ثباتی یا تصریح، اشتباه تفسیر می‌شود.

در این آزمون، فرضیه صفر ثبات ضرایب است. فاصله اطمینان در این آزمون دو خط مستقیم است. دو نقطه و خط مستقیم با شیب مثبت و دو نقطه و خط مستقیم با شیب منفی را تشکیل می‌دهند. اگر آماره آزمون در بین دو خط مستقیم قرار بگیرد، فرضیه صفر را نمی‌توان رد کرد.

۳-۹-۲- آزمون آماره آزمون مربع مجموع تراکمی پسماندهای بازگشتی به صورت زیر تعریف می‌شود:

(۳-۲۵)

که در آن مجموع مربعات پسماندهای بازگشتی برای مشاهده اول و مجموع مربعات پسماندهای حداقل مربعات برای کل مشاهدات است.

آماره بین صفر و یک قرار می‌گیرد. پراکندگی تصادفی آماره در حوالی صفر نشانه ثبات پارامترهای مدل است. در این آزمون فرضیه صفر ثبات ضرایب است. فاصله اطمینان در این آزمون دو خط مستقیم با شیب مثبت است که از فرمول زیر به دست می‌آیند:

(۳-۲۶)

بستگی به و سطح معنی‌داری مورد نظر دارد. اگر آماره آزمون در بین دو خط مستقیم قرار بگیرد، فرضیه صفر را نمی‌توان رد کرد. هر دو آماره و برای تشخیص ثبات پارامترهای مدل استفاده می‌شوند، اما باید توجه داشت که این آزمون‌ها در نمونه های کوچک قدرت بالایی ندارند.

پسران و پسران (۱۹۹۷) به کارگیری آزمون‌های و را برای تعیین ثبات پارامترهای کوتاه‌مدت(ضرایب تخمین زده از متغیرهای تفاضل اول) و همچنین بلندمدت (ضریب ) را در مدل تصحیح خطا پیشنهاد کردند. البته این آزمون‌ها اولین بار توسط براون، دوربین و اوانس (۱۹۷۵) مطرح شدند.

مزیت روش‌های CUSUM و CUSUMQ نسبت به سایر روش‌های متداول در آزمون ثبات تابع، آن است که نیاز به پیش‌داوری و قضاوت ‌در مورد زمان وقوع تکانه نیست و ماهیت روش‌های مذکور به گونه‌ای است که به دنبال کنترل زمان وقوع تکانه در طول دوره بررسی است.

فصل چهارم:

تجزیه و تحلیل

داده ها

۴-۱- مقدمه

در این فصل پس از معرفی متغیرهای مدل، به بررسی مانایی متغیرهای تحقیق پرداخته خواهد شد و سپس به تخمین آریمای نرخ ارز و مدل گارچ برای آن می‌پردازیم. در ادامه با بهره گرفتن از روش ARDL اقدام به تخمین مدل خواهیم نمود. در نهایت با بهره گرفتن از آزمون‌های کیوسام و کیوسام کیو ثبات ضرایب مدل را ازکوتاه‌مدت به بلندمدت بررسی خواهیم نمود.

۴-۲- متغیرها و فرضیه‌های تحقیق

متغیرهای وابسته تحقیق، ارزش صادرات و واردات ایران به (از) ونزوئلا است. متغیرهای مستقل تحقیق نرخ ارز مابین واحد پولی ایران و ونزوئلا، نااطمینانی نرخ ارز مابین واحد پولی این دو کشور که از جزء اخلال‌های مدل گارچ حاصل شده و تولید ناخالص داخلی ایران و ونزوئلا می‌باشد. لازم به توضیح است که داده های مربوط به متغیرهای مربوطه به صورت سالانه استخراج شده است. در جدول شماره‌ (۴-۱) علائم اختصاری این متغیرها ارائه شده است.

جدول ۴-۱: علائم اختصاری متغیرهای مورد استفاده در تحقیق

ردیف

علامت

متغیرهای مستقل تحقیق

۱

GDPV

تولید ناخالص داخلی ونزوئلا

۲

GDPI

تولید ناخالص داخلی ایران

۳

EX

صادرات ایران به ونزوئلا

۴

IM

واردات ایران از ونزوئلا

۵

ER

نرخ ارز بولیوار-ریال

۶

VER

نااطمینانی نرخ ارز

فرضیه های تحقیق حاضر عبارتند از:

۱٫ نوسانات نرخ ارز در بلندمدت اثرمنفی و معنادار بر واردات ایران از ونزوئلا دارد.

۲٫ نوسانات نرخ ارز درکوتاه‌مدت اثرمنفی و معنادار بر واردات ایران از ونزوئلا دارد.

۳٫ نوسانات نرخ ارز ‌در بلند‌مدت اثرمنفی و معنادار ‌بر صادرات ایران به ونزوئلا دارد.

۴٫ نوسانات نرخ ارز درکوتاه‌مدت اثرمنفی و معنادار ‌بر صادرات ایران به ونزوئلا دارد.

۴-۳- بررسی پایایی متغیرها

برای اجتناب از رگرسیون‌های کاذب با بهره گرفتن از آزمون ریشه واحد دیکی فولر، پایایی هر یک از متغیرهای تحقیق مورد بررسی قرار گرفته است. در بررسی پایایی متغیرهای تحقیق، اگر قدر مطلق آماره‌ی t محاسباتی ( ) بزرگتر از مقادیر بحرانی t (قدر مطلق DF یا DF مک‌کینان) باشد، آنگاه فرضیه مبتنی بر ساکن بودن سری زمانی رد نمی‌شود. از سوی دیگر، اگر قدر مطلق مقدار t محاسباتی از مقدار بحرانی کمتر باشد، سری زمانی پایا نخواهد بود (گجراتی، ۱۳۸۷). خلاصه نتایج آزمون ریشه واحد دیکی فولر در جدول (۴-۲) نشان داده شده است. نتایج حاکی از این است که متغیر واردات و نااطمینانی نرخ ارز در سطح پایا و مابقی متغیرها در سطح ناپایا بودند و با یکبار تفاضل گیری پایا شده اند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




الف- نظریه های غایت انگارانه

ب-نظریه های وظیفه‌گرایانه

ج-نظریه فضلیت‌گرا (ویلیامز، ۱۳۸۳).

۲-۱-۲-۲-۲-۱- نظریه های غایت انگارانه (نتیجه محور)

این گروه از نظریه ها، باید و نبایدها، درست و نادرست‌ها، خوب و بدها را با توجه به نتیجه کار تعیین می‌کنند و اینکه میزان خیر و شر مترتب بر آن چه اندازه است. غایت‌گرایان برای تشخیص صواب از خطا و درست از نادرست، نتیجه حاصل از کار اختیاری را مورد لحاظ قرار می‌دهند. همچنین غایت‌گرایان درباره اینکه باید به دنبال فراهم آوردن خیر چه کسی بود، اختلاف نظر دارند و در این رابطه به دو دسته کلی تقسیم شده اند:

۱-نظام‌های خودگرا: یک غایت انگار خودگرا همواره در پی به دست آوردن بیشترین خیر، سود و مصلحت است و در اعمال خود، پیوسته به نتایج نظر دارد (غایت انگار). افزون بر آن، آنچه برای او مهم است خیر و صلاح خودش است، نه دیگران. چنین نظامی را خودگروی اخلاقی می‌نامند.

۲-نظام‌های سودگرا: در نظر اینان، ملاک خوب و بد، خیر و شر همگانی است، نه خیر و شر شخصی

(خاقانی زاده به نقل از لاریجانی،۱۳۹۰)

۲-۱-۲-۲-۲-۲- نظریه های وظیفه‌گرایانه (فرایند محور)

در این گروه از نظریه‌ ها اعتقاد بر آن است که ویژگی‌های خود عمل، قطع نظر از میزان خیری که در پی می آورد، می‌تواند آن عمل را صواب و لازم گرداند. برخلاف غایت انگار که تنها ویژگی مؤثر در صواب و ناصواب بودن عمل را میزان خیری که بدان می‌ انجامد، می‌داند. این نظریه هیچ معیاری برای درستی و یا نادرستی افعال ارائه نمی دهد و می‌گوید در هر موقعیتی، خود شخص باید درست را از نادرست بازشناسد و این کار را با دقت در اوضاع و احوال پیرامونی خود و شناخت واقعیت‌هایی که در آن به سر می‌برد، می‌تواند انجام دهد. ‌بنابرین‏ نظریه، از آنجا که موقعیت‌ها و شرایط همواره متغیرند، نمی‌توان برای خوبی و بدی کارها، قانونی عام و فراگیر ارائه داد(فرانکینا، ۱۳۷۶).

۲-۱-۲-۲-۲-۳- نظریه یا مکتب مبتنی بر فضیلت

این فرضیه قدیمی‌ترین فرضیه ی مطرح در فلسفه غرب است که ریشه آن به تمدن یونان باستان می‌رسد. بر مبنای این فرضیه، اخلاق شامل قوانین کاملاً مشخص و تعریف شده ای برای رفتار است؛ مثلاً: محکومیت دزدی و قتل انسان‌ها. این فرضیه بر اهمیت ایجاد رفتار صحیح نهادینه (و نه صرفاً یادگیری اخلاق) تأکید دارد. در دو نظریه اصالت نتیجه و اصالت وظیفه سوال این است که «چه باید بکنیم؟» و حال آنکه در نظریه فضیلت مهم‌ترین سوال این است که «چگونه فردی باید بشوم؟» (پینکافس، ۱۳۸۲).

۱-۲-۲-۳- فرا اخلاق

فرا اخلاق گاهی به اخلاق نظری، اخلاق فلسفی یا منطق اخلاق و گاهی نیز به فلسفه اخلاق (به معنای خاص) اطلاق می‌شود. در این علم، از معنی و مفاد گزاره‌های اخلاقی و اجزای آن بحث می‌شود و به تحلیل گزاره‌های اخلاقی پرداخته می‌شود. فرا اخلاق به سوالات منطقی، معرفت شناختی و یا معنا شناختی پاسخ می‌دهد. شاید مهم‌ترین مسئله فرا اخلاق مسئله بیان و توجیه داوری‌های اخلاقی باشد یعنی پاسخ به پرسشهایی از قبیل اینکه «چرا من باید عادل باشم؟»، «مبنای این الزام چیست؟»، «چه توجیه برای پذیرش آن می‌توان ارائه کرد»(فرانکینا، ۱۳۷۶). فیلسوفان تحلیل زبانی در بحث‌های فرا اخلاقی خود بیش از هر چیز به مباحث معناشناختی داوری‌های اخلاقی می پردازند، زیرا گمان می‌کنند مسائل فلسفی به طور عام و مسائل فلسفه اخلاق به طور خاص، تنها از طریق تحلیل زبان و آشکار کردن واژه ها و جملات پاسخ می‌یابند(جوادی، ۱۳۷۵).

۲-۱-۲-۳- فلسفه اخلاق

منظور از فلسفه اخلاق، علمی است که به تبیین اصول و مبانی و مبادی علم اخلاق می‌پردازد و بعضاً مطالبی از قبیل: تاریخچه، بنیان‌گذار، هدف، روش تحقیق و سیر تحول آن را نیز متذکر می‌شود(مصباح یزدی،۱۳۷۶).

برخی از فیلسوفان اخلاق، معتقدند که فلسفه اخلاق، به نحوی، شامل هر سه نوع پژوهش اخلاقی می‌شود. آثار همه عالمان اخلاق پیش از قرن بیستم نیز ترکیبی از اخلاق توصیفی، هنجاری و پاره‌ای از مسائل فرااخلاق است.اما اگر فلسفه اخلاق را به درستی جزیی از فلسفه و تحقیق و پژوهش فلسفی و عقلی درباره مسائل و احکام اخلاقی بدانیم، در آن صورت نمی‌توان آن را شامل اخلاق توصیفی نیز دانست؛ چرا که در اخلاق توصیفی جای بحث فلسفی و عقلی نیست، بلکه حداکثر در بردارنده مباحث اخلاق هنجاری و فرااخلاق خواهد بود. برخی از مهم‌ترین مسائل مطرح ‌در فلسفه اخلاق عبارتنداز:

۱- مفاهیم اخلاقی چگونه پیدا می‌شوند؟ ماهیت، معنا یا کارکرد احکامی که دربردارنده اصطلاحات اخلاقی‌اند، چیست؟

۲- منشاء پیدایش احکام و دستورات اخلاقی کجا است؟ آیا احکام اخلاقی ریشه در طبیعت دارند؟ یا از عقل سرچشمه می‌گیرند؟ و یا اینکه وابسته به امر و نهی جامعه هستند؟

۳- شاید بتوان گفت مهم‌ترین موضوع مورد بحث فلسفه اخلاق، مسأله‌ اِخباری یا انشایی بودن گزاره‌های اخلاقی است. اصل در جملات اخلاقی، انشا است یا اخبار؟

۴- جایگاه نیت در افعال اخلاقی به چه صورت است؟ آیا قوام حکم اخلاقی تنها به «حسن و قبح فعلی» است یا آنکه «حسن و قبح فاعلی» را نیز باید در نظر داشت؟

۵- آیا الزامی بودن در احکام اخلاقی، شرط است یا نه؟

۶- رابطه فعل اخلاقی و پاداش چگونه است؟

۷- یکی دیگر از مهم‌ترین مسائل فلسفه اخلاق این است که مبنای احکام اخلاقی چیست؟ جملات اخلاقی بر چه پایه و مبنایی استوار شد؟

۸- آیا احکام اخلاقی استدلال‌پذیرند یا غیرقابل استدلالند؟

۹- آیا هر جامعه‌ای می‌بایست نظام اخلاقی خاص خود را داشته باشد؟آیا اخلاق، مطلق است یا نسبی؟

۱۰- بررسی ارتباط اخلاق با سایر علوم و معارف بشری مانند دین، علم، حقوق و قراردادهای اجتماعی،یکی دیگر از مباحث مهمی است که ‌در فلسفه اخلاق مطرح می‌شود(مصباح یزدی،۱۳۸۸).

۲-۱-۳- تئوری‌ها و مکاتب اخلاق

مطالعه تئوری‌های اخلاقی، قالبی منطقی جهت فهم ابعاد رفتار انسان فراهم می‌کند و به شناخت مسائل دشوار اخلاقی کمک می‌کند و ابزاری جهت حل مسائل ایجاد می کند. بررسی مکاتب مختلف اخلاقی نشان می‌دهد که مجموعه ارزش‌ها و بافت و ترکیب آن ها بیش از هر چیز، نتیجه مبانی جهان شناسی و انسان شناسی آن ها‌ است و آگاهی انسان از مبانی و اعتبار قواعد و معیارهای اخلاقی که جهت و روش زندگی او را تعیین می‌کنند، مهم‌ترین نیاز درون ذاتی هر فرد بوده و حائز اهمیت بسیاری است (السد، ۱۳۷۹). اینک دو گروه ازمکاتب اخلاقی به اجمال مورد اشاره قرار می‌گیرد:

۲-۱-۳-۱- مکاتب واقع‌گرا

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:03:00 ق.ظ ]




آگاهی از آلوده شدن به ویروس نقص سیستم ایمنی انسان فشارهای روان‌شناختی و مشکلات اجتماعی زیادی از جمله افسردگی، اضطراب و انزوای اجتماعی را در پی دارد (ایوانز[۴]، ۲۰۰۳). ‌به این ترتیب افراد مبتلا به HIV مثبت با عوامل روان‌شناختی بسیار زیادی روبرو هستند که شامل عدم سازگاری با بیماری HIV مثبت، کاهش سلامت روانی، خود مدیریتی ضعیف، آشفتگی هیجانی، افسردگی، اضطراب، اختلالات شخصیتی، باورهای پایین خود کارآمدی، حمایت اجتماعی ضعیف و روبرو شدن با مفاهیم وجودی مانند اضطراب مرگ، بی‌معنایی و بی­هدفی در زندگی و بی­مسئولیتی است.

بر اساس آمار جمع‌ آوری شده از دانشگاه ­های علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی تا تاریخ ۱/۷/۱۳۹۲ مجموعاً ۲۷۰۴۱ نفر افراد مبتلا به HIV/AIDS در کشور شناسایی ‌شده‌اند که ۸۹٫۳ درصد آنان را مردان و ۱۰٫۷ درصد را زنان تشکیل می­ دهند.۱/۴۶ درصد از مبتلایان به HIV در زمان ابتلا در گروه سنی ۳۴-۲۵ سال قرار داشتند که بالاترین نسبت در بین گروه ­های سنی را به خود اختصاص می­ دهند. علل ابتلا به HIV در بین کل مواردی که از سال ۱۳۹۲ گزارش شده است، اعتیاد تزریقی ۱/۵۲ درصد، برقراری روابط جنسی ۶/۳۳ درصد و انتقال از مادر به کودک ۲/۳ را تشکیل داده است. در ۱/۱۱ درصد از موارد شناسایی‌شده در این سال راه انتقال نامشخص بوده و هیچ مورد جدید ابتلا از راه خون و فرآورده ­های خونی گزارش نشده است (مرکز مدیریت بیماری­ها وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی، ۱۳۹۲).

۱-۲ بیان مسئله

افراد مبتلا به ایدز به واسطه گرفتار شدن به یک بیماری مزمن، ناتوان­کننده، بالقوه کشنده و با پیش آگهی وخیم، در گستره­ای از فعالیت­های اجتماعی، اقتصادی و خانوادگی محدود می­شوند که به عنوان عاملی تنش­زا در این بیماران مطرح است. به واسطه ویژگی‌های این بیماری و روش­های انتقال آن در معرض انگ اجتماعی و به تبع آن فشارهای روحی_ روانی ویژه­ای قرار می­ گیرند. این افراد همچنین باید با ترس مرتبط با بیماری؛ مانند ناتوانی، افزایش وابستگی، کاهش مهار بدنی و درد مبارزه کنند. دور از انتظار نیست که گستره­ای از آشفتگی­های روانی از حالت نسبتاً سبک مانند بی ­تفاوتی بیمارگونه، احساس گناه، درماندگی و نا­امیدی تا حالت­های شدید مانند اختلال‌های اضطرابی، افسردگی و گاهی افکار خودکشی در این افراد دیده می­ شود (شاکری و همکاران، ۱۳۸۷). ابتلا به HIV سیر زندگی فرد را تغییر می­دهد و باعث کاهش اعتمادبه‌نفس، افزایش احساس آسیب‌پذیری، علائم جسمانی و افکار آشفته در مبتلایان می­ شود و عملکرد روزانه فعالیت­های اجتماعی و آرامش فکری را دچار نابسامانی می­ کند (اولیو[۵]، روآ[۶] و دلیون[۷]، ۲۰۰۳). ادبیات پژوهشی نشان داده که افراد به دنبال تشخیص­های بیماری تهدیدکننده زندگی، یک بحران وجودی را تجربه ‌می‌کنند (کات[۸]،۲۰۰۲، کوچینو[۹] و کان[۱۰]، ۲۰۰۵). بحرانی که شامل به هم ریختن فرضیات اولیه­مان ‌در مورد احساس کنترل و توانایی­مان در پیش ­بینی آینده است (لیانگ و همکاران، ۲۰۱۰؛ نقل از نقیائی، بهمنی، خراسانی و قنبری مطلق، ۱۳۹۲).

‌به این ترتیب تجربه دردناکی که تشخیص و درمان عفونت­HIV به همراه دارد می ­تواند موقعیت بنیادین و اساسی وجود بشر را لمس کند و در ارتباط با متناهی بودن، بی­مسئولیتی در برابر زندگی، تنهایی و بی‌معنایی موضوعات و مسائلی را بیافریند.

یکی از عوامل روان‌شناختی که باعث شده فرد مبتلا به HIV مثبت با مرگ، مسئولیت، بی­هدفی و احساس تنهایی دست و پنجه نرم کند، اضطراب وجودی است. اضطراب، ابزار ارزشمندی برای کمک به ما در جهت آگاه شدن بیشتر از واقعیت است. اگر بخواهیم زندگی را به طور کامل تجربه کنیم باید بتوانیم اضطرابمان را پذیرفته و آن را بشناسیم (یالوم و می، ۲۰۰۱؛ نقل از بهمنی، اعتمادی، شفیع آبادی، دلاور و قنبری مطلق، ۱۳۸۹). از دید وجودنگرها نخستین احساس مورد توجه برای درک هیجان­های انسان، اضطراب است. اضطراب به دو نوع اضطراب روان نژند و اضطراب وجودی یا سالم بازمی‌گردد (رولو می، ۱۹۷۰؛ نقل از بهمنی و همکاران، ۱۳۸۹). در حالی که اضطراب وجودی بخش طبیعی و سالم موقعیت انسانی را تشکیل می­دهد، اضطراب روان نژند حاصل پاسخ نامناسب به منبع تهدید یا محصول بازپس­زنی و یا یک تعارض درونی است. وجود­نگرها منشأ بسیاری از حالات هیجانی ناخوشایند را اضطراب و روشی که فرد برای مواجه‌شدن با آن در پیش ‌می‌گیرد، می­دانند. اضطراب از تلاش­ های فرد برای زنده ماندن و حفظ کردن و دفاع کردن از وجود خویش ناشی می­ شود و احساس­هایی را که اضطراب به وجود ‌می‌آورد، جنبه اجتناب‌ناپذیر شرایط انسان است. اضطراب وجودی به صورت نتیجه اجتناب‌ناپذیر روبرو شدن با مرگ، انزوای وجودی و بی­معنائی توصیف شده است (یالوم، ۱۹۸۰؛ نقل از کوری، ۲۰۰۵)؛ ‌بنابرین‏ وجودنگرها این اضطراب را تحت عنوان اضطراب وجودی معرفی کرده و آن­ را تجربه­ای اصیل می­دانند که هر انسانی باید بتواند با آن مواجه شده و پاسخ اصیل نیز به آن بدهد.

موراتا[۱۱] (۲۰۰۳) در توصیف خود از مشکلات وجودی به واژه­ درد معنوی[۱۲] برای اشاره به تجربه­ ذهنی بیمارانی که با احتمال مرگ خود مواجه ‌شده‌اند، استفاده می­ کند و مقصود او رنجی است که افراد در پی وقوف به احتمال انقراض وجود فردی و معنای خود [۱۳]تجربه ‌می‌کنند. از منظر موراتا درد معنوی به معنای احساس بی‌معنایی، بی‌ارزشی، فقدان قصد و هدف و هویتی است که در اثر از دست دادن‌های متعدد در حوزه­ روابط بین فردی، اقتدار و امید به آینده ایجاد می­ شود (نقل از بهمنی و همکاران ، ۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




مطالعات بر روی EEG و QEEG نشان داده که این دو روش با تمام استانداردهای روش علمی دابرت (۱۹۹۳) (که استانداردهای تأیید شده ای برای روایی گواه روش‌های علمی در آمریکا است) مطابقت دارد. به علاوه ابعاد علمی و تکنیکی QEEG در سنجش اختلالات روان پزشکی و عصب شناختی نیز با استانداردهای تکنیکی روش‌های علمی هماهنگی دارد (ساچر، کارل و نورس،۲۰۰۳). با مشاهده‌ این مطالعات به نظر می‌رسد، استفاده از این ابزار در شرایط تشخیصی و بالینی می‌تواند از جایگاه ویژه ای برخوردار شود، چرا که این ابزار هم از توان تشخیصی قابل قبولی برخوردار است، و هم حساسیت بالای آن می‌تواند به متخصصین در دقت تشخیص و نیز تمیز اختلالات از یکدیگر کمک کند. از سوی دیگر این ابزار به نظر تنها ابزاری است که همزمان توان تشخیص مشکلات عصب شناختی و روانشناختی را دارا بوده و ارتباط آن‌ ها را با یکدیگر مشخص می‌کند.

به علت همایندی بالای اختلال وابستگی به مواد با سایر اختلالات روانشناختی، همچنین تاثیرات منفی این اختلال بر ابعاد مختلف فیزیکی، روانی، عصب شناختی فرد امکان کاربرد روشی دقیق برای تشخیص ابعاد و مختلف این اختلال یک نیاز اساسی در موقعیت‌های بالینی مرتبط با اختلال وابستگی به مواد بوده است. لذا بد نیست استفاده از QEEG به عنوان ابزاری جهت بررسی نابهنجاری‌های عصب روانشناختی حاصل از وابستگی به مواد، جایگاهی در اقدامات بالینی در حوزه وابستگی به مواد داشته باشد.

تاثیرات مواد روی EEG به عنوان انواع تغییراتی که به شکل انحراف از حالت پایه به دست آمده از گروه نرمال، طبقه بندی می‌شود. این تغییرات در چند شکل رخ می‌دهند. از جمله ظهور یک شکل موج جدید با فرکانس غالب متفاوت از گروه کنترل؛ ظهور وقایع الکتروفیزیولوژیکی جدیدی از قبیل خیزک‌ها، فعالیت شبه حمله صرعی، یا دوک (انفجار فعالیت امواج آرام با شدت بالا). نمونه‌ این تغییرات انفجارهای امواج آرام در سوء مصرف مورفین (خازان و همکاران،۱۹۶۷؛ به نقل از کوری و لوکاس،۲۰۰۱). نوع دبگر اثر حاد مواد روی EEG گسستگی بین فعالیت EEG و رفتار (لونگو،۱۹۶۶؛ پسکیدت و همکاران،۱۹۶۳؛ به نقل از کوری و لوکاس،۲۰۰۱) و تضعیف نوسانات نرمال بین حالات مختلف بیداری (وستولا وروزن،۱۹۶۰؛ ریکونین،۱۹۶۳؛ به نقل از کوری و لوکاس،۲۰۰۱) می‌باشد.

تاثیرات داروها نیز بر EEG قابل توجه است. از جمله باربیتورات‌ها باعث افزایش میزان و فراوانی فعالیت بتا و غلبه امواج پراکنده در نواحی پیشانی می‌شود. بنزودیازپین‌ها فعالیت غالب بتا و انتشار فعالیت تتا و تضعیف ریتم غالب پس سری (PDR)، ضدافسردگی‌های سه حلقه ای افزایش بتا و تتا و کاهش PDR، داروهای ضدصرع افزایش شدت امواج آرام پراکنده تتا و فعالیت نامنظم تتا، لیتیوم غلبه اماج دلتا در نواحی پیشانی و پس سری و کوکائین افزایش فرکانس‌های بالا را به همراه دارند (دموس،۲۰۰۵؛ روان و تولوسکی،۲۰۰۳).

اولین بار مطالعه ولکو در دهه ۱۹۸۰ با بهره گرفتن از تکنیک PET[133] به بررسی روند اثرگذاری کوکائین در مغز انسان پرداخت. این مطالعه نقطه حساس تحول شناخت تعاملات مغز- دارو- رفتار در انسان‌ها بود. بعد از آن تحقیقات بیشتر روی تاثیرات دارو بر ساختار و کارکرد مغز انسان پی گیری شد و منجر به شناخت بهتر سیستم‌های مغزی شد. تصویرنگاری مغزی از جمله تکنیک‌هایی است که امکان ارزیابی آناتومی ‌ساختاری و عملکردی، زیست شناختی و شیمی مغز در سوء مصرف کنندگان مواد را فراهم آورد. با بهره گرفتن از این تکنیک‌ها امکان بررسی ارتباط تغییرات فرایندهای مغزی وابسته به مصرف مواد با حالات روانی رفتاری پیچیده نیز فراهم آمده است. به علت ماهیت تکنیکی و هزینه بالای اغلب این روش‌ها، دستیابی و کاربرد عملی آن ها در مطالعه سو مصرف مواد محدود بوده است (کافمن، ۲۰۰۱).

روش تصویر نگاری مغزی با موفقیت در ارزیابی اثرات مواد بر مغز و رفتار مورد استفاده قرار گرفته است (مارتین وکای، ۱۹۷۷؛ پورجز و بگلیتر، ۱۹۸۵؛ لوکاس و همکاران، ۱۹۹۳؛ به نقل از کوری و لوکاس، ۲۰۰۱). امروزه این روش در اشکال مختلف کاربرد پیدا ‌کرده‌است. QEEG از اشکال متنوع تصویرنگاری مغزی است.

از جمله خصیصه‌های مهمی که در حوزه مصرف مواد همواره بر آن تأکید شده است، مزمن و پایدار بودن مشکلات ناشی از دلبستگی به مواد است. این مسئله در بعد عصب شناسی هم مورد بررسی قرار گرفته است. آلپرو همکاران (۱۹۹۸) وجود نابهنجاری‌های QEEO و تداوم و عدم تغییر این نابهنجاری‌ها را در بیماران سوء مصرف کننده کراک، کوکائین تحت ترک طی شش ماه نشان دادند. این مطالعه تداوم نابهنجاری QEEG در این بیماران را حاکی از تغییرات عصب شیمیایی عمقی ناشی از مواجهه مزمن با مواد مخدر می‌داند. مطالعه نیوتن و همکاران (۲۰۰۳) نیز همین نتایج را در بیماران وابسته به متا آمفتامین نشان داد. در این مطالعه به ویژه وجود نابهنجاری‌هایی به شکل افزایشی فرکانس‌های دلتا و تتا و اختلال در نسبت امواج آلفا- تتا مشاهده شد. به علاوه نتایج جانبی این مطالعه ارتباط قوی تغییرات قوی منفی امواج مغزی این بیماران را با گسترده ای از نابهنجاری‌های روان پزشکی و شناختی نشان داده است. این مطالعه می‌تواند به متخصصان در تبیین عوامل مزمن شدن اختلال وابستگی به مواد و عدم موفقیت درمان‌های کوتاه مدت و محدود در درمان این اختلال کمک کند. براین اساس می‌توان علت بیماری از عودهای مکرر بیماران این گروه را همین ثبات نابهنجاری‌ها به ویژه در ابعاد عصب شناسی بیان نمود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




۳-۲-فرایند تحقیق ۱۱۶

۳-۳ جامعه آماری ۱۱۷

۳-۴ حجم نمونه و روش نمونه گیری ۱۱۷

۳-۴-۱ حجم نمونه ۱۱۷

۳ -۴-۲ روش نمونه گیری ۱۱۷

۳-۵ ابزار جمع‌ آوری داده ها ۱۱۸

۳-۶ روایی و پایایی ابزار سنجش ۱۱۹

۳-۷ روش گردآوری داده ها ۱۲۰

۳-۸ روش تجزیه و تحلیل داده ها ۱۲۰

خلاصه ۱۲۱

فصل چهارم (تجزیه و تحلیل داده ها)

مقدمه ۱۲۳

۴-۱ توصیف ویژگی‌های فردی آزمودنی‌ها(بررسی ویژگی های عمومی) ۱۲۳

۴-۱-۱ وضعیت جنسیت آزمودنی ها ۱۲۳

۴ -۱-۲ وضعیت تاهل آزمودنی ها ۱۲۴

۴-۱-۳ وضعیت میزان تحصیلات آزمودنی ها ۱۲۵

۴ -۱-۴ وضعیت سابقه خدمت آزمودنی ها ۱۲۶

۴-۱-۵ توزیع فراوانی وضعیت سن آزمودنی ها ۱۲۷

۴-۲ وضعیت متغیرهای تحقیق ۱۲۸

۴-۲-۱ وضعیت متغیر سبک رهبری دانشی ۱۲۸

۴-۲-۲ وضعیت مؤلفه های متغیر سبک رهبری دانشی ۱۲۹

۴-۲-۲-۱ وضعیت مؤلفه گرایش یادگیری ۱۲۹

۴-۲-۲-۲وضعیت مؤلفه جو حمایتی یادگیری ۱۳۰

۴-۲-۲-۳ وضعیت مؤلفه حمایت از فرایند یادگیری فردی و گروهی ۱۳۱

۴-۲-۳ نمره متغیر سبک رهبری دانشی و مؤلفه های آن ۱۳۲

۴-۲-۴ بررسی توزیع متغیر سبک رهبری دانشی و مؤلفه‌ های آن ۱۳۴

۴-۲-۵ وضعیت متغیر به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی ۱۳۵

۴-۲-۶ وضعیت مؤلفه های متغیر به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی ۱۳۶

۴-۲-۶-۱ وضعیت مؤلفه‌ تحلیل سازمانی ۱۳۶

۴-۲-۶-۲ وضعیت مؤلفه‌ بانک داده ۱۳۷

۴-۲-۶-۳ وضعیت مؤلفه‌ مدیریت اطلاعات ۱۳۸

۴-۲-۶-۴ وضعیت مؤلفه‌ دیدگاه سیستمی ۱۳۹

-۲-۷ نمره به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی و مؤلفه‌ های آن ۱۴۰

۴-۲-۸ بررسی توزیع متغیر به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی و مؤلفه‌ های آن ۱۴۳

۴-۳ بررسی فرضیه های تحقیق ۱۴۴

۴-۴ فرضیه های اصلی تحقیق ۱۴۵

۴-۴-۱ بین­ سبک رهبری دانشی با میزان به کارگیری سیستم­ اطلاعات منابع انسانی در دستگاه­های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد. ۱۴۵

۴-۴-۲ فرضیه های فرعی تحقیق ۱۴۶

۴ -۴-۲-۱ بین گرایش یادگیری با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۴۶

۴ -۴-۲-۲ بین جو حمایتی یادگیری با میزان به کارگیری سیستم های اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۴۸

۴-۴-۲-۳ بین حمایت از فرایند یادگیری فردی و گروهی با میزان به کارگیری سیستم های اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۴۹

۴-۵ بررسی رابطه بین سبک رهبری دانشی با میزان به کارگیری سیستم های اطلاعات منابع انسانی و مشخصات فردی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان ۱۵۱

۴-۵-۱ بین سبک رهبری دانشی با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی با حضور متغیر های تعدیل کننده ( سن،جنس،وضعیت،تاهل،میزان تحصیلات و سابقه کار) همبستگی وجود دارد ۱۵۱

-۶ آیا مؤلفه­ های سبک رهبری دانشی (گرایش یادگیری و حمایت از فرآیندهای یادگیری فردی و گروهی) می ­توانند میزان به کارگیری سیستم­ اطلاعات منابع انسانی در دستگاه­های اجرائی شهر کرمان را پیش ­بینی کنند. ۱۵۲

فصل پنجم (نتیجه گیری و بحث و پیشنهاد ها )

مقدمه ۱۵۵

۵-۱ توصیف متغیرهای دموگرافیک (سن ،جنس و …..) ۱۵۵

۵-۱-۱ نتایج حاصل از تحلیل های آمار توصیفی ۱۵۵

۵-۱-۲ توصیف متغیر سبک رهبری دانشی ۱۵۶

۵-۱-۲-۱ توصیف مؤلفه‌ گرایش یادگیری ۱۵۶

۵-۱-۲-۲ توصیف مؤلفه‌ جو حمایتی یادگیری ۱۵۶

۵-۱-۲-۳ توصیف مؤلفه‌ حمایت از فرایند یادگیری فردی و گروهی ۱۵۶

۵-۱-۳ توصیف متغیر سیستم اطلاعات منابع انسانی ۱۵۶

۵-۱-۳-۱ توصیف مؤلفه‌ تحلیل سازمانی ۱۵۷

۵-۱-۳-۲ توصیف مؤلفه‌ بانک داده ۱۵۷

۵-۱-۳-۳ توصیف مؤلفه‌ مدیریت اطلاعات ۱۵۷

۵-۱-۳-۴ توصیف مؤلفه‌ دیدگاه سیستمی ۱۵۷

۵-۲ آمار استنباطی ۱۵۷

۵ -۲-۱ فرضیه‌های تحقیق ۱۵۸

۵-۲-۱-۱ بین سبک رهبری دانشی با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۵۸

۵-۲-۱-۲ بین گرایش یادگیری با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۵۸

۵-۲-۱-۳ بین جو حمایتی یادگیری با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۵۸

۵-۲-۱-۴ بین حمایت از فرایند های یادگیری فردی و گروهی با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۵۹

۵-۳ بحث و نتیجه گیری ۱۵۹

۵-۳-۱ بین سبک رهبری دانشی با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۶۰

۵-۳-۲ بین گرایش یادگیری با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۶۰

۵-۳-۳ بین حمایت از فرایند های فردی و گروهی با میزان به کارگیری سیستم اطلاعات منابع انسانی در دستگاه های اجرائی شهر کرمان رابطه وجود دارد ۱۶۰

۵-۴ محدودیت های تحقیق ۱۶۱

۵-۵ پیشنهادات ۱۶۱

۵-۵-۱ پیشنهادات به تحقیقات آتی ۱۶۲

خلاصه فصل ۱۶۳

پیوست ها

پیوست الف: فهرست دستگاه های اجرائی شهرستان کرمان ۱۶۶

پیوست ب: پرسشنامه سنجش سبک رهبری دانشی و سیستم اطلاعات منابع انسانی ۱۶۹

پیوست ج : محاسبه روایی پرسشنامه سبک رهبری دانشی ۱۷۳

پیوست د: سنجش پایایی متغیرهای پژوهش ۱۷۹

منابع و ماخذ

منابع فارسی ۱۸۵

منابع انگلیسی ۱۹۳

چکیده لاتین ۱۹۷

فهرست جدول ها

جدول ۲-۱ تفاوت رهبری و مدیریت ۲۲

جدول ۲- ۲ تفاوت رهبر با مدیر ۲۲

جدول ۲- ۳ نمونه ای از جدول لیکرت درباره ویژگی های سازمان و عملکرد سیستم های مختلف مدیریت ۳۷

جدول۲-۴ رابطه شیوه رهبری و ترکیبات ساخت تکلیف و ظرفیت پیرو ۵۱

جدول ۲- ۵ مدل هنجاری رهبری ۵۲

جدول ۲- ۶ جانشین های رهبری ۵۶

جدول ۲- ۷ ویژگی عوده رهبران کاریزماتیک ۶۱

جدول ۳-۱ امتیازبندی سوالات سبک رهبری دانشی و مؤلفه‌ های آن ۱۱۸

جدول ۳-۲ امتیازبندی سوالات میزان به کارگیری سیستم های اطلاعات منابع انسانی و مؤلفه‌ های آن ۱۱۹

جدول ۴-۱ توزیع فراوانی وضعیت جنسیتآزمودنی ها ۱۲۳

جدول ۴-۲ توزیع فراوانی وضعیت تاهل آزمودنی ها ۱۲۴

جدول ۴-۳ توزیع فراوانی وضعیت میزان تحصیلات آزمودنی ها ۱۲۵

جدول ۴-۴ توزیع فراوانی وضعیت سابقه خدمت آزمودنی ها ۱۲۶

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




بااین ترتیب عنوان مفسد فی الارض یک عنوان کلی است که می‌تواند علت مجازات‌های مختلف باشد پس درمورد محارب اگر علت باشد که مستدل گفته بود معنای آن این است که محارب چون مفسد فی الارض است یکی از احکام چهارگانه درباره او اجرا می‌گردد زیرا فساد وافساد او در این مرتبه ودرجه است که چنین حکمی را اقتضإ می‌کند اما نباید چنین خیال کرد فساد محتکر نیز دردرجه فساد محارب است زیرا هردو مفسد فی الارض هستند زیرا درست است که هردو مفسد هستند اما این افساد کجا وآن افساد وهمه اشتباهات ازاین جا ناشی شده اند که خیال کرده‌اند فساد وافساد فی الارض درتمام موارد دریک درجه قراردارد ونتوانسته اند بفهمند فساد وافساد امری مقول بالتشکیک می‌باشد ‌و مراتب آن را عناوین خاص مجرمانه باید معین نمایند (مرعشی ، ۵:۱۳۴۴)

۲-۲- ارکان جرم محاربه

جرم محاربه مانند سایر جرایم دارای ارکان بوده که به ترتیب مورد بررسی قرار می‌دهیم :

۲-۲-۱- رکن مادی جرم

محاربه به معنای واقعی در ماده ۱۸۳ قدیم و ماده ۲۷۹ جدید ق. م. ا. بیان شده است و همچنین جرایم دیگری که نام محاربه بر آن ها اطلاق شده است در حقیقت محاربه نیستند بلکه در حکم محاربه می‌باشند عنصر مادی جرم محاربه همان طور که در ماده ۱۸۳ق.م. ا. قدیم بیان شده «دست بردن به اسلحه» می‌باشد و ‌به این معنا نیست که با اسلحه به طرف کسی نشانه گرفته شود همین که آن اسلحه را حمل کند و همچنین وجود آن نزد محارب، دست بردن به اسلحه محسوب می‌گردد و دست بردن به اسلحه عنصر مادی محاربه می‌باشد و جرم محاربه تنها از طریق فعل مادی مثبت قابل تحقق است و آن هم فعل مادی که در قالب عمل باشد. ‌بنابرین‏ فعل مادی مثبت قابل تحقق است و آن هم فعل مادی که در قالب عمل باشد ‌بنابرین‏ فعل منفی و گفتار را نمی توان عنصر مادی این جرم دانست جرم محاربه به جرمی مقید است یعنی مقید به آن است که در خارج موجب رعب و وحشت گردد و یک دیدگاه دیگر این است که جرم محاربه از نظر عنصر مادی جرمی مطلق است لازم نیست عمل محارب عملاً موجب ارعاب دیگران شود صاحب جواهر می‌گوید: ملاک در محاربه قصد ایجاد ارعاب و قصد اخافه و بر هم زدن امنیت عمومی است اعم از اینکه از طرف یک نفر باشد یا بیشتر و اعم از اینکه علیه یک نفر باشد یا بیشتر و به هیچ وجه تحقق رعب و وحشت لازم نیست لذا محاربه از جرایم مطلق است که تحقق آن منوط به تحقق نتیجه مجرمانه نمی باشد رکن مادی جرم پنج بخش است: رفتار مرتکب، وسیله، موضوع جرم، نتیجه مجرمانه، رابطه علیت بین فعل محارب و نتیجه مجرمانه.

۲-۲-۱-۱- رفتار مرتکب

رفتار انسان اصولاً شامل فعل و معتقدات او است و فعل یا مثبت یا منفی. فعل مثبت به نوبه خود یا فعل مثبت مادی است یا فعل مثبت معنوی است همان‌ طور که قبلاً بیان کردم رفتار محارب باید به صورت فعل مثبت مادی صورت بپذیرد و ترک فعل و فعل مثبت معنوی و نیز معتقدات در تحقق محاربه مؤثر نمی باشند به خاطر اینکه همه مصادیقی که در روایات آمده و همچنین تعریفاتی که فقها از محاربه کرده‌اند همگی حاکی از آن است که فعل مثبت مادی مورد توجه است چه در محاربه به کار بردن اسلحه را شرط بدانیم یا اینکه آن را شرط ندانیم به هر حال برای تحقق محاربه سلاح لازم است و یا آماده نمودن سلاح و یا حمل هم کافی است در هر حال همه آن ها فعل مثبت مادی هستند.

۲-۲-۱-۲- وسیله

در تعریف محاربه گفته شد برای تحقق محاربه استفاده از وسیله شرط می‌باشد ولی آنچه در روایات آمده استفاده از سلاح را به شرط کرده‌اند، منحصر به اسلحه گرم یا شمشیر نیست، بلکه هر نوع وسیله ای که در جنگ و دفاع مورد استفاده قرار می‌گیرد را شامل می شود. جندی عبدالملک در این مورد می‌گوید: « یراد بالاسحله الادوات التی تسخدم فی التقوی او فی الدفاع». (جنیدی، ۱۳۵۳ : ۳۹۲ ) یعنی مراد از اسلحه هر چیزی است که در جنگ و دفاع مورد استفاده قرار می‌گیرد و همچنین با توسعه و پیشرفتی که عصر حاضر ‌در مورد استفاده و وسایل در جنگها صورت می‌گیرد، همه مصادیق سلاح از عصر حجر تا عصر حاضر را شامل می شود.

۲-۲-۱-۳- موضوع جرم

موضوع جرم همان ایجاد خوف برای مردم یا سلب امنیت عمومی، درجه ارعاب و هراس و سلب امنیت و وسعت عملی سلب آزادی و امنیت تأثیری در ماهیت قضیه ندارد مقصود آن است که به هر نحوی موجب اغتشاش و سلب امنیت عمومی شود حتی اگر از طریق ترساندن یک نفر باشد.

۲-۲-۱-۴- نتیجه مجرمانه

محاربه همان طور که ابتدا بیان کردیم از جرایم مطلق محسوب می شود و برای تحقق آن حصول نتیجه مجرمانه یعنی ایجاد رعب و وحشت و خوف در مردم لازم نیست موضوع جرم محاربه عملی که قابلیت سلب آسایش و ایجاد رعب و وحشت برای مردم را داشته باشد همان طور که صاحب جواهر می‌گوید: « المحارب هو کل من جرد السلاح او حمله لاخافه الناس ولو واحد لو احد علی وجه یتحقق به صدق اراده الفساد فی الارض»‌‌ (‌‌‌نجفی،۱۴۰۴ : ۵۶۴ )

ملاک در محاربه قصد ایجاد ارعاب و قصد اخافه و برهم زدن امنیت عمومی است. محاربه از جرایم مطلق است که تحقق آن منوط به تحقق نتیجه مجرمانه نمی باشد.

۲-۲-۱-۵- رابطه علیت بین فعل محارب و نتیجه مجرمانه

در جرایم مطلق حصول نتیجه مجرمانه شرط تحقق آن ها امنیت پس بحث رابطه علیت هم منفی است در جرایم محاربه چه به نتیجه برسد و چه به نتیجه نرسد جرم کامل است و فرصتی برای احراز رابطه علیت باقی نمی ماند. محارب از نظر مسئولیت مدنی لازم است عمل او منجر به خسارت شده باشد و الا مسئول مدنی نخواهد بود ولی مسئولیت کیفری او محقق و قابل مجازات است.

۲-۲-۲- رکن معنوی جرم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




(گاسکی،۱۹۹۸) علاوه بر این در پژوهش های قبلی خودکارآمدی ادراکی معلمان با افزایش انگیزش دانش آموزان و گرایش مثبت به مدرسه همبسته بوده است (مسیکل و مک دونالد،۱۹۸۶؛اشتون و وب، ۱۹۸۶). خود کار آمدی افراد همچنین می‌تواند عاملی باشد برای افزایش کارآمدی افراد تاثیر پذیر و یا زیر دستان ، افزایش در گیری آن ها در فعالیت های اجتماعی و کوشش آن ها در رویا رویی با مشکلات (رأس،۱۹۸۶). ‌در مورد رابطه خودکارآمدی معلمان و رضایت شغلی آنان نیز تحقیقات زیادی انجام شده است. نتایج پژوهش های پنتریچ و دی گروت (۱۹۹۰) نشان داد که شرکت کنندگانی که آموزش خودکارآمدی را دیدند نسبت به گروه کنترل از عملکرد بهتری برخوردار بودند. یافته های کارول (۲۰۰۹) حاکی از رابطه ی مثبت و معنادار خودکارآمدی به طور مثبت با پیشرفت افراد رابطه دارد (مولتن، بروان و لنت ، ۱۹۹۱ شانک، ۱۹۹۱، پاجارس و شانک ،۲۰۰۱). بر اساس شواهد تجربی نیز میان خودکارآمدی و عملکرد افراد در تمام زمینه ها رابطه وجود دارد. دانش آموزان دارای خودکارآمدی بالا در انجام تکالیف مدرسه و آزمون های مربوط به نوشتن ، نمرات بالایی داشته اند (تاکمن و سکتن، ۱۹۹۰). ساتاوپاسیچر (۱۹۹۴) نیز دریافته اند که دانش آموزانی که خود انتظار بهتر و قضاوت مثبت دارند از عملکرد بهتری برخوردارند و بر عکس افرادی که انتظار عملکرد پایین و قضاوت منفی دارند . عملکرد آن ها ضعیف است (شهرآرایی، ۱۳۸۳). بنتریچ و دی گروت (۱۹۹۰) دریافته اند که میان خودکارآمدی با پیامدهای تحصیلی ، مانند نمره امتحانی همبستگی وجود دارد. همچنین، سایر بررسی‌های انجام شده گویای وجود رابطه بین باورهای خودکارآمدی فرد و ناتوانی های یادگیری است. نتایج بررسی لطیفی، امیری ، ملک پور و مولوی (۱۳۸۸) حاکی از تاثیر آموزش حل مسئله ی شناختی – اجتماعی بر بهبود و افزایش ادراک خودکار آمدی دانش آموزان مبتلا به ناتوانی یادگیری است.

از سوی دیگر، خودکارآمدی یکی از عوامل مؤثر در گرایش افراد به مطالعه و یادگیری ؛ انگیزش پیشرفت می‌باشد . در واقع ، این عامل ، نقش اساسی و مهمی در یادگیری دارد و موتور حرکت فرد برای رفتارهای است که به یادگیری بهتر و مؤثر منجر می شود. به همین دلیل ، یکی از متغیر های مورد مطالعه در پژوهش حاضر تاثیر خودکارآمدی بر انگیزه ی پیشرفت است. واضعان اصلی نظریه ی پیشرفت مک کلند، اتکینسون ، کلارک و لوول (۱۹۵۳) هستند. تاثیر خودکارآمدی بر انگیزه پیشرفت ، یعنی میل و اشتیاق برای کسب موفقعیت و شرکت در فعالیت هایی که موفقیت در آن ها به کوشش و توانایی شخصی وابسته است. (اسلاوین ،۲۰۰۶). نیاز به پیشرفت با میل رسیدن به معیار بالایی از برتری و انجام اهداف بی نظیر مشخص می شود. تحقیقات راجع به تاثیر خودکارآمدی بر انگیزه پیشرفت نشان داده است که:

انگیزه ی پیشرفت سائقی است که با تلقین موقعیتی از خودکارآمدی یا جهت گیری پیشرفت می‌تواند بر انگیخته شود . این موقعیت همان نوع تاثیری را بر فرافکنی آزمودنی می‌گذارد که مورد دخل و تصرف در گرسنگی و انواع محرومیت ها صادق است.

    1. انگیزه ی پیشرفت درباره ی افراد و ‌گروه‌های گوناگون متفاوت و تحت تاثیر خودکارآمدی بر فرهنگ اجتماعی افراد است . انگیزش پیشرفت را می توان از طریق محیط اجتماعی، فرهنگی و برنامه های آموزشی کسب کرد.

    1. تاثیر خود کارآمدی بر پیشرفت از همان جریانی به دست می‌آید که مورد پاداش و تنبه صادق است(باهارگاوا،۱۹۹۴) عوامل به وجود آورنده خودکارآمدی

  1. بررسی های انجام شده گویای وجود رابطه بین انگیزش پیشرفت و خودکارآمدی است یافته های پژوهش بوساتو (۱۹۹۹) نشان می‌دهد که انگیزه پیشرفت با خودکارآمدی رابطه مثبتی داشته و پیشرفت عاملی مؤثر در به وجود آمدن خودکارآمدی است. در پژوهش محمد زاده ، شهنی و مهرابی (۱۳۸۸) نیز انگیزه پیشرفت به عنوان عاملی در زمینه خودکارآمدی تحصیلی بیان شده است . به طوری که سطح بالای انگیزه ی پیشرفت منجر به عملکرد بهتر یادگیری و خودکارآمدی و استفاده از سبک یادگیری همگرا شده است . کارکرد انگیزش در دانش ­آموزان با ناتوانی یادگیری و دانش آموزان عادی یکسان است. دنیر و دوک (۱۹۷۸) تفاوت­هایی را بین ‌گروه‌های متفاوتی از کودکان ‌در مورد چگونگی نگرش آن ها به فرایند یادگیری یافتند. آن ها پی بردند دانش آموزان ناتوان ، زمانی کمی را برای جست و جوی راهبردهای غالب بر شکست اختصاصی می‌دهند. بر این اساس چنین به نظر می‌رسد که انگیزه ی پیشرفت و در نتیجه خودکارآمدی آن ها در تحصیل بین این دانش آموزان متفاوت است. احساس ، فکر، رفتار و انگیزه افراد باورهای خودکارآمدی ، خودکارآمدی را تحت تاثیر قرار می­دهد (نیدورا ،۱۹۹۳). طبق پژوهش های مک کان (۱۹۹۹) دانش­آموزانی که از سطح خودکارآمدی بالایی برخوردارند، نسبت به نتایج کارخود نیز دیدگاه مثبتی دارند. ‌بنابرین‏ چنین به نظر می‌رسد که افزایش انگیزه­ پیشرفت و برانگیختگی درونی ، باعث سطح خودکارآمدی بالا در فرد می شود. افرادی که از درون برانگیخته می‌شوند ، عمدتاًً هدفشان فهمیدن مطالب است. یافته های پژوهشی عباسیان فرد، بهرامی و احقر (۱۳۸۹) نشان داد که چهار بعد خود رهبری، خود تنظیمی، خود تهییجی و خود باوری باعث به وجود آمدن خودکارآمدی در افراد می‌گردند. بین خود کارآمدی و ابعاد چهار گانه فوق رابطه تداخلی و تعاملی وجود دارد.معمولاً دانش آموزانی با خودکارآمدی بالا شاهد موفقیت های چشمگیری در موقعیت های تحصیلی خود هستند (نیدورا، ۱۹۸۶).

همسویی انگیزه ی پیشرفت و خودکارآمدی در سطح بالا موجب می شود که فرد از حداکثر توان بالقوه ی یادگیری خود استفاده کند . عکس این موضوع منجر ‌به این می شود که فرد نتواند به توان بالقوه ی خود دست یابد راندمان و پیشرفتش در تمام جنبه ها روز به روز تنزل می‌یابد(سیف، ۱۳۸۷).

۲-۱-۲۰-وراثت

در تعریفی جدید از ناتوانی و عدم خودکارآمدی آمده است: ناتوانی و عدم خودکارآمدی به اختلالات گوناگونی اشاره می‌کند که فراگیری ، حفظ ، درک ، سازمان دهی یا استفاده از اطلاعات کلامی و یا غیر کلامی تاثیر می‌گذارد . این اختلالات از نارسایی در یک یا چند فرایند روانی مرتبط با خودکارآمدی به همراه دیگر توانایی‌های متوسط ضروری برای تفکر و استدلال آوری نشأت می گیرند(هیل، ۲۰۰۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




تعاریف کیفیت زندگی:

کلمه کیفیت زندگی از لغت لاتین(QUAL) به معنی چیزی (QUALITY)به مفهوم چگونگی استخراج شده است و از نظر لغوی به معنی چگونگی زندگی استو در بر گیرنده تفاوت‌های ان است که برای هر فرد منحصر به فربوده و با دیگران متفوت است. تعاریف گوناگون از کیفیت زندگی تحت تاثیر موضوع و نوع مطالعه انجام شده ‌و می‌توان این تعاریف را به طور کلی به دو گروه کلی و اختصاصی تقسیم کرد.

تعاریف کلی:

وینتهد معتقد است یک مفهوم بسیار ذهنی و شخصی است که معمولا بر پایه خوشحالی و رضایت فرد باعواملی که بر روی رفاه اجتماعی و جسمی و عملکرد وی تاثیر می‌گذارد . کالمن کیفیت زندگی را گسترده می‌داند که امیدها و ارزوها به تجربه در ‌می‌آورند. فرانس کیفیت زندگی را ادراک فرد از رفاه می‌داند که به نظر می‌رسد از رضایت یا عدم رضایت در حیطه های عمده ی زندگی ناشی می شود. گرانت در سال ۱۹۹۰، کیفیت زندگی را با ارزیابی مثبت و منفی از مشخصه‌ های زندگی خود در ارتباط می‌داند.(باروفسکی،۲۰۱۱٫).) کینگ و همکاران در سال۲۰۰۳) ویژگی زندگی را اینگونه بیان کرد:

*مقایسه وضعیت زندگی گذشته با حوادث اخیر

*ارزیابی یا سنجش شناختی و ذهنی از جنبه‌های ذهنی بودن، چند بعدی بودن، تغییر مداوم، ومثبت و زندگی

* پویا بودن و استمرار داشتن

تعاریف اختصاصی:

کیفیت زندگی مرتبط با سلامت به ارزیابی ذهنی فرد از وضعیت سلامت کنونی اش، مراقبت‌های بهداشتی فعالیت‌های ارتقادهنده سلامتی که موجب سطحی از فعالیت کلی شود و به فرد اجازه ‌می دهد که اهداف ارزشمند زندگی اش را دنبال کند بر می‌گردد. گوتی و همکاران در سال ۱۹۹۵ کیفیت زندگی را یک حالت رفاه ویژه تعریف کردند که ترکیب با ۲ بعد است. اولین بعد توانایی انجام فعالیت های روزانه که خود به رفاه جسمی ، روانی و اجتماعی بر می‌گردد. دومین بعد رضایت بیمار در ابعاد عملکردی و کنترل بیماری و درمان نشانه های وابسته به بیماری است. گروه کیفیت زندگی سازمان جهانی در سال ۱۹۹۶ این تعریف را از کیفیت زندگی ارائه داد: پندارهایفرد ازوضعیت زندگی اش توجه به فرهنگ و نظام ارزشی که در آن زندگی می‌کند و ارتباط این دریافت ها با اهداف، انتظارات و استانداردها(هاشمی فرد،.۱۳۸۰).

تعاریف موجود از کیفیت زندگی :

فرانز و پاور: کیفیت زندگی ، زندگی را رضایت یا عدم رضایت از ابعادی از زندگی فرد دانسته که برای او مهم می‌باشد. سل و تالسکس: کیفیت زندگی را ارزیابی و رضایت فرد از سطح عملکرد موجودش درمقایسه با انچه ایده ال یا ممکن می پندارد تلقی کردند.

سازمان جهانی بهداشت: کیفیت زندگی درک افراد از موقعیت خود در زندگی از نظر فرهنگ ،سیستم ارزشی که در ان زندگی می‌کند،اهداف،انتظارات، استانداردها و اولویت هایشان می‌باشد. پس کاملا فردی بوده و توسط دیگران قابل مشاهده نیست و بر درک افراد از جنبه‌های مختلف زندگیشان استوار است.تعاریف جدیدتر کیفیت زندگی را به صورت اختلاف بین سطح انتظارات انسان‌ها و سطح واقعیت ها عنوان می‌کنند که هر چه این اختلاف کمتر ، کیفیت زندگی بالاتر. بهرغم انکه توافق کلی در تعریف کیفیت زندگی وجود ندارد ، پژوهشگران بر سه ویژگی مهم ان شامل چند بعدی بودن،ذهنی بودن و پویا بودن اتفاق نظردارند. کیفیت زندگی موضوعی چند بعدی است و دارای ابعاد جسمی، روانی، اجتماعی و روحی است که این ویژ گی با تعریفی که از سلامتی داریم منطبق استعامل اصلی تعیین کننده کیفیت زندگی عبارت است از توافق درک شده بین انچه هست و انچه از دیدگاه فرد باید باشد و این همان ذهنی بودن کیفیت زندگی است.پویایی کیفیت زندگی ‌به این معنا است که با گذشت زمان تغییر می‌کند و به تغییرات فرد و محیط او بستگی دارد(محمودیان.،۱۳۸۸).

اصول اساسی در ارتباط با کیفیت زندگی:

کیفیت زندگی :یک ارزش یابی ذهنی است و بیماران خود بهترین قضاوت کنندگان راجع به کیفیت زندگی خود هستند. اما گاهی شرایطی وجود دارد که این قضاوت را برای بیمار مشکل می‌سازد که در این موارد خاص افراد مراقبت کننده از جمله پزشک و پرستار قادر خواهد بود این ارزیابی را انجام دهد. کیفیت زندگی یک ماهیت پویا و دینامیک است نه یک ماهیت ایستا ‌به این معنی که یک فرایند وابسته به زمان بوده و تغییرات درونی و بیرونی در ان دخیل هستند . کیفیت زندگی یک مفهوم چندی می‌باشد و باید از زوایا و ابعاد مختلفی سنجیده شود که این ابعاد اجزای مرکزی چارچوب پنداشتی تحقیقات کیفیت زندگی را تشکیل می‌دهند. برخورداری از کیفیت زندگی ضعیف می‌تواند بر روی ارتباطات خانوادگی نیز اثر گذارد کیفیت زندگی ضعیف می‌تواند موجب به کارگیری مکانیزم های مقابله و سازگاری ناموثر در افرادشده ومتعاقبا موجب افزایش تنش در انان گردد و افزایش تنش در ارتباط مستقیم با عوامل فیزیکی و جسمی بوده و می‌تواند شدت بیماری در افراد را افزایش دهد. بسیاری از محققان رابطه ی بین

    1. :parsonaliti ↑

    1. :frankl ↑

    1. : Hausen.shor ↑

    1. :meaning therapeutic ↑

    1. : Loggotrap ↑

    1. :Adler ↑

    1. :Nilson.J ↑

    1. : Existentialism ↑

    1. :meaning existetial ↑

    1. :meaning mi ↑

    1. :vongeir.B ↑

    1. :fronkl ↑

    1. : Freevolitio ↑

    1. :ego-ideal ↑

    1. : Neogenic Neuroses ↑

    1. : Existential Vacuu ↑

    1. :ego ↑

    1. :Ego.analiysis ↑

    1. yalom ↑

    1. : Will to meaning ↑

    1. : Nilson.J ↑

    1. : God of the Inner human being ↑

    1. :Sharf.R ↑

    1. : Hyper intention ↑

    1. : Hyper reflection ↑

    1. : Institutional religion ↑

    1. : Atheist ↑

    1. : Agnostic ↑

    1. : Existential frustration ↑

    1. : Apathy ↑

    1. : Boredom ↑

    1. :wong.p.L ↑

    1. :sholtz ↑

    1. : Patterson.G.H ↑

    1. : Mass Neurotic Triad ↑

    1. : Impulse ↑

    1. : Schizophreni: ↑

    1. :Jonz.nilson ↑

    1. : Procheska.J.O. ↑

    1. : Paradoxical intention ↑

    1. : Dereflection ↑

    1. : Paradoxic ↑

    1. : Dereflectio ↑

    1. : Medical ministry ↑

    1. :dadn comment ↑

    1. :show ↑

    1. : Logodram ↑

    1. : Dream Analysis ↑

    1. :antonoym ↑

    1. : Dereflection ↑

    1. : Fear ↑

    1. : Thought of de- ↑

    1. : Medical ministry ↑

    1. : Clerical Medical ↑

    1. : Endogenous depression. ↑

    1. : Attitudes ↑

    1. : Khrdzad ↑

    1. : Elderly ↑

    1. : Depression ↑

    1. : Solitude ↑
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




نظریه‌پردازان معاصر نیز در تبیین پیمان‌های امنیتی آن‌ ها را در قالب پیمان‌های دفاعی (مدت‌دار یا دوره‌ای[۹۰]) و همچنین پیمان‌های دفاعی (نامحدود و غیره دوره‌ای[۹۱]) تقسیم‌بندی کرده‌اند[۹۲]. اکثر پیمان‌های امنیتی که در دوران جنگ سرد به میان آمد، دارای مدت مشخص و معین بود، مانند پیمان دون کرک[۹۳] که برای پنجاه سال میان بریتانیای کبیر و فرانسه در سال ۱۹۴۷ میلادی به امضا رسید[۹۴]. همچنین پیمان امنیتی ژاپن و امریکا که ابتدا برای ده سال انعقاد یافت، ازجمله پیمان‌های مدت‌دار به شمار می­رود[۹۵]. همین‌طور ائتلاف شکل‌گرفته در سال ۲۰۰۳ علیه عراق را ‌می‌توان ازجمله پیمان‌های مرحله‌ای شمار نمود[۹۶]. موازنه تهدید انعکاس شرایط آنارشی[۹۷] و دگرگون شونده بین‌المللی است. هر نوع پیمان امنیتی برای مقابله با شکل متنوعی از تهدیدات حاصل می‌شود. اگر کشوری درصدد تغییر وضع موجود نیز باشد، در آن شرایط ترجیح می­ دهند که فرایند درونی سازی تفکر و رویکرد خود را بر اساس متوازن‌سازی تهدید پیگیری نماید؛ ‌بنابرین‏ ویژگی هر پیمان‌های امنیتی متناسب با شرایط و اهداف آن شکل می‌گیرد.

پیمان‌های امنیتی دوجانبه نیز ‌در یکی از این دو قالب‌ها قابل‌بررسی است مانند پیمان همکاری ژاپن و آمریکا که بر اساس این پیمان امریکا مسئولیت دفاع از ژاپن در مقابل تهدیدات خارجی را به عهده گرفته است. گرچه بعد از جنگ جهانی دوم تا سال ۱۹۵۱ که جنگ کره آغاز شد، ژاپن صرفاً حمایت مالی و از نیروهای آمریکایی مستقر در خاک این کشور را به عهده داشت. از این سال به بعد و به‌ویژه با شروع جنگ ویتنام تشکیل مجدد نیروهای نظامی این کشور روی دست گرفته شد. در سال ۱۹۹۱ میلادی که آمریکا علیه عراق حمله نمود، نیروهای ژاپن نقش حمایتی و لجستیکی را ایفا کردند. از سال ۲۰۰۰ به بعد این همکاری شکل متقارن‌تر و متوازن‌تری به خود گرفت. ژاپن در حمایت از آمریکا در بازسازی افغانستان و عراق نقش عمده ایفا نمود، هرچند که از نیروی نظامی استفاده نکرد[۹۸].

پیمان همکاری‌های استراتژیک امریکا و اسرائیل را می‌توان نوعی پیمان تهاجمی دانست، زیرا بر اساس آن امریکا علاوه بر کمک‌های نظامی به اسرائیل، متعهد به حمایت از منافع این کشور در خاورمیانه است[۹۹].

ویژگی دیگر این نوع از پیمان‌ها در واقع پیام و نتیجه و برآیندی است که به صورت خودکار به سایر بازیگران اعلان می‌شود. پیمان‌های امنیتی می‌توانند پیام آشکار و صریح داشته باشند. چنین ماهیتی را ‌می‌توان پیام پیمان‌های امنیتی دانست. زیرابه سایر بازیگران هشدار می‌دهد که هر گونه رفتار سیاسی و امنیتی می‌تواند با عکس‌العمل جمعی بسیاری از کشورهای عضو پیمان روبرو شود[۱۰۰]. می‌توان چنین نتیجه گرفت که پیمان‌های امنیتی دارای ویژگی­ها و انواع خاصی همچون حقوقی بودن تعهدات، ماهیت تدافعی یا تعرضی داشتن، دوره‌ای بودن یا غیر دوره‌ای بودن هستند.

گفتار دوم: پیمان‌های چندجانبه امنیتی

سیاست و تحولات داخلی و بین‌المللی، متقابلاً برهم تأثیر می­گذارند و دولت‌ها با اقدامات در داخل و خارج برای تأثیر گذاشتن بر عرصه مقابل دست می­زنند. پایه­ های اصلی قدرت هر کشور در داخل است و سیاست خارجی به پشتوانه قدرت ملی به اجرا درمی­آید. دولت‌ها جزایر دورافتاده در دل اقیانوس­ها نیستند. قدرت کشور­ها در قیاس باهم سنجیده می­شوند. سیاست و روابط خارجی حساب‌شده، یکی از منابع مهم قدرت ملی است. بازیگران بین‌المللی می ­توانند منشأ تهدید و عامل قدرت برای کشور­ها باشند. روابط خوب موجب کاهش تهدید­ها و افزایش قدرت ملی شده و بستر برای تحرک بیش­تر سایر عناصر قدرت، برای بازتولید قدرت و ثروت بیش­تر فراهم می­ نماید. در همین حال، شکل‌گیری پیمان‌ها و ائتلاف­های منطقه‌ای و بین‌المللی، یکی از منابع قدیمی قدرت به شمار می ­آید. دولت‌ها با تشکیل آن‌ ها، ضمن جلوگیری از قدرت گیری دولت­های رقیب، قدرت ملی خود را افزایش داده و منافع ملی خود را از موضع قدرت تأمین ‌می‌کنند. غفلت دولت‌ها از تغییرات، تحولات و مناسبات قدرت سایر بازیگران بین‌المللی، ضمن اینکه کشور را از منابع قدرت بین‌المللی بی‌بهره می­سازد، ممکن است موجب بروز تهدیدات گسترده علیه امنیت ملی آن‌ ها شوند[۱۰۱]. هر واحد سیاسی برای تأمین منافع، امنیت و بقای خود دست به سیاست‌گذاری می­زنند. ازجمله این اقدامات ‌می‌توان به ائتلاف‌سازی، کنش گری دفاعی – امنیتی و یا بازدارندگی از طریق تولید قدرت اشاره کرد[۱۰۲].

دستیابی به قدرت، دلیل اصلی رقابت­ها، کشمکش­ها، نزاع­ها و نیز شکل‌گیری دسته‌بندی‌ها و پیمان‌های دو یا چندجانبه منطقه‌ای و بین‌المللی است که بر همین اساس نظم اجتماعی و روابط کشور­ها و انسان­ها نیز شکل ‌می‌گیرد. قدرت، توانایی یک بازیگر «دولت» را در استفاده از منابع و امکانات، در جهت تأثیرگذاری بر رویداد­های بین‌المللی به نفع خود نشان می‌دهد[۱۰۳].

امروزه کشورهای کوچک به‌تنهایی نمی ­توانند در مقابل همسایگان قدرتمند خود به تعادل و تساوی قدرت دست یابند، ‌بنابرین‏ تنها راه ممکن برای حفظ امنیت آن‌ ها ایجاد یک پیمان و همبستگی با کشورهای دیگر است[۱۰۴].

کشورها در برابر تهدید هژمونیک در نظام بین‌المللی سه انتخاب راهبردی پیش رو خواهند داشت: راهبرد موازنه قدرت[۱۰۵]، راهبرد دنباله‌روی[۱۰۶] و راهبرد کنار کشیدن[۱۰۷]. کشوری که به‌تنهایی و یا با همراهی کشورهای دیگر، راهبرد موازنه قدرت را انتخاب می­نمایند، در واقع با تهدید هژمونیک، از طریق جنگ، ائتلاف سیاسی، پیمان‌ها و اتحاد­های نظامی مقابله می­نمایند. قدرت‌های کوچک به‌تنهایی نمی ­توانند از موقعیت تهدیدآمیز خارج شوند و اغلب محتاج کمک خارجی هستند[۱۰۸].

اقدام به انعقاد یا الحاق در پیمان‌های امنیتی و دفاعی را می‌توان یکی از این تلاش­ها برای رسیدن به قدرت و خروج از تهدید دانست. این پیمان‌ها ممکن است بیشتر از دو عضو داشته و به صورت چندجانبه و دارای سازمان پیچیده یا ساده منعقد گردند. نظام­هایی که بر پایه توازن قدرت تشکیل‌شده‌اند، برای اینکه بتوانند موازنه قوا را حفظ و از تغییر آن جلوگیری کنند چنین قراردادهای را امضا یا بدان ملحق می­شوند[۱۰۹].

پیمان‌های چندجانبه اشاره به پاسخ‌های جمعی به مشکلات بین‌المللی است. بجای اقدام به‌تنهایی که در آن بیش از دو کشور در مواجهه با یک وضعیت خاصی از سیاست خارجی، باهم مشورت می‌کنند. در مقابل یک‌جانبه‌گرایی، اشاره به وضعیتی دارد که در آن‌یک دولت به‌اجبار یا به اختیار، تنهایی برای مقابله با مشکلات سیاست خارجی عمل می‌کند[۱۱۰].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




  1. رفتار شهروندی سازمانی

یکی از بیشترین همبستگی‌های مطالعه شده عدالت سازمانی، رفتارشهروندی سازمانی و اجزایش (روحیه مردانگی، فضیلت شهروندی، از خود گذشتگی، وظیفه شناسی و ادب) است. [۶۸]رفتار شهروندی سازمانی،رفتار اختیاری است که جزء الزامات شغلی رسمی کارمند نیست، اما با این حال عملکرد مؤثر سازمان را افزایش می‌دهد. [۶۹]فرض شده است که عدالت رویه ای ‌و تعاملی درک شده، پیش‌بینی کننده های اصلی رفتار شهروندی سازمانی هستند.

  1. رفتار خلاف انتظار و ترک شغل

رفتارهای خلاف انتظار و ترک شغل بایستی با هر سه شکل عدالت توزیعی، رویه ای و تعاملی مرتبط باشند. از دیدگاه عدالت توزیعی این رفتارها می‌تواند به عنوان واکنشهایی در مقابل بی عدالتی درک شده، نگریسته شوند.(زمانی که کارمند ورودیهایش را برای برقراری عدالت تغییر می‌دهد) . ‌بنابرین‏ زمانی که کارکنان بی عدالتی توزیعی را درک می‌کنند، ممکن است به سازمان صدمه بزنند تا بدین ترتیب نسبت خروجی به ورودی را در دیدگاهشان مثبت تر جلوه دهند. همچنین مشخص شده است که عدالت توزیعی با تمایل به ترک شغل مرتبط است که این موضوع از طریق تاثیر نهادن برنگرشهایی همچون رضایت درونی وبیرونی صورت می‌گیرد. از دیدگاه عدالت رویه ای، بی‌عدالتی درک شده از سوی کارکنان منجر به ادراک منفی از سازمان و رفتارهای خلاف انتظار درسطح جزئی، همچون تعارض با سرپرست می‌شود.

  1. واکنش‌های نگرشی ‌و احساسی نسبت به پیامد های خاص، سازمان ‌و سرپرست

واکنش‌های نگرشی ‌و احساسی نسبت به سازمان عمدتاً توسط الگوهای عدالت رویه ای پیش‌بینی شده اند. برای مثال لیند و تیلر اثر مثبت قوی عدالت رویه ای بر تعهد سازمانی و بر کاهش تعارض درون سازمانهارا پیش‌بینی کرده‌اند. تحقیقات همچنین روابط قوی‌تری را بین عدالت رویه ای و نگرش‌ها در مقایسه با عدالت توزیعی و نگرش‌ها نشان داده‌اند. عدالت رویه ای واکنش‌های شناختی را نسبت به سازمان پیش‌بینی ‌کرده‌است که بر واکنش‌های نگرشی نسبت به مدیران و تصمیماتشان مؤثر است. برای مثال فرض شده است اعتماد به سرپرست بیشتر با عدالت تعاملی تا عدالت رویه ای مرتبط است.

عدالت به عنوان یک نیاز اساسی برای زندگی جمعی انسان‌ها همیشه در طول تاریخ مطرح بوده است. امروزه با توجه به نقش فراگیر و همه جانبه سازمان‌ها در زندگی اجتماعی انسان‌ها نقش عدالت در ســازمانها بیش از پیش آشکارتر شده است. سازمان‌های امروزی در واقع مینیاتوری از جامعه بوده و تحقق عدالت در آن ها به منزله تحقق عدالت در سطح جامعه است. به همین دلیل امروزه عدالت سازمانی به مانند سایر متغیرهای مهم در رفتار سازمانی منجمله تعهد سازمانی و رضایت شغلی جایگاه خاصی را در متون مدیریت پیدا ‌کرده‌است. تحقیقات و مطالعات در این حوزه آهنگ رو به رشدی را نشان می‌دهد و حاصل این تحقیقات دستاوردهای جدید در این حوزه بوده است. مع الوصف مدیران در سازمان‌های امروزی نمی توانند نسبت ‌به این موضع بی‌تفاوت باشند چرا که عدالت به مانند سایر نیازهای انسانی به عنوان یک نیاز مطرح بوده و هست. چنانچه مدیران سازمان‌ها به دنبال پیشرفت و بهبود در سازمان هستند بایستی قادر باشند درک وجود عدالت در سازمانشان را در کارکنان به وجود آورند.

اهمیت عدالت سازمانی:

دراینجا برای پی بردن به اهمیت عدالت سازمانی مطالعاتی را که در این حوزه انجام شده را مورد بررسی قرار داده و با توجه به نتایج حاصل از این مطالعات اهمیت عدالت سازمانی را بررسی می‌کنیم.

پژوهش نعامی و شکرکن (۱۳۸۳) روابط ساده عدالت سازمانی کلی و حیطه های مختلف آن با خشنودی شغلی و حیطه های مختلف آن را نشان می‌دهند.نتایج این مطالعه با مطالعات انجام یافته به وسیله بلگن ومالر (۱۹۸۷)، بلگن (۱۹۹۳)، ویت و نیی (۱۹۹۲) و در تحقیقات انجام یافته در این زمینه هماهنگ می‌باشند.(نعامی، شکرکن؛۶۹:۱۳۸۳)خشنودی شغلی نگرشی است که چگونگی احساس مردم را نسبت به مشاغلشان به طور کلی و یا نسبت به حیطه های مختلف آن نشان می‌دهد . خشنودی شغلی پنج حیطه دارد که عبارتند از: خشنودی از کار ، خشنودی از سرپرستی ، خشنودی از همکاران ، خشنودی از حقوق و خشنودی از ترفیعات ؛ علاوه بر ان از جمع این حیطه ها خشنودی شغلی کلی حاصل می شود.(نعامی ، شکرکن ؛۵۹:۱۳۸۳)

امیرخانی و پورعزت (۱۳۸۷) نشان دادند که میان دو متغیر ادراک افراد از میزان رعایت عدالت سازمانی و مرتبه ی سرمایه اجتماعی آنان رابطه ی مثبت و معناداری وجود دارد.هم چنین بیان می‌کنند که موضوع سرمایه اجتماعی محور اصلی بخش مهمی از مباحث مدیریتی سازمان ها محسوب شده ، مدیرانی مؤفق قلمداد می‌گردند که بتوانند در ارتباط با جامعه به تولید و توسعه سرمایه اجتماعی بیشتر نائل گردند نتایج حاصل از این تحقیق حاکی از آن است که گام برداشتن در راستای افزایش رعایت عدالت در سازمان ها یکی از مهم ترین طرقی است که سازمان ها را یاری می‌دهد تا علاوه بر بهره مندی از مزایای عدالت سازمانی محیطی آکنده از سرمایه اجتماعی را فراهم آورده و به دستاوردهای مهمی در این خصوص دست یابند.(امیرخانی ، پورعزت؛۲۹:۱۳۸۷)

پژوهش بلاکلی و همکاران (۲۰۰۵) نشان داد عدالت سازمانی با رفتارشهروندی به طور مثبت در ارتباط است. [۷۰]که این یافته ها از پژوهش های گذشته حمایت می‌کنند و اظهار می‌کند که محیط کار منصفانه برای ارتقاء عملکرد و رفتار شهروندی سازمانی دارای اهمیت است.[۷۱]

تحقیقات تلاش می‌کنند نشان دهند که ادراک انصاف بر روی تصمیمات کارکنان برای رفتار کردن به عنوان شهروند سازمانی تأثیر می‌گذارد نتایج نشان می‌دهد که ادراک انصاف مخصوصاً آنهایی که از عدالت تعاملی ناشی می‌شوند ؛ ابزاری در پیش‌بینی رویدادهای شهروندی هستند . ‌بنابرین‏ مدیران از منافع رفتار کردن با زیردستان به روشی که منصفانه درک می شود ؛ باید مطلع باشند . مدیران باید نگران چگونگی رفتار با کارکنانشان باشند زیرا ادراک کارکنان از رفتار می‌تواند بر به وجود آمدن رفتارهای شهروندی تأثیر بگذارد. [۷۲]

نباتچی و همکاران (۲۰۰۷) بیان کردند که به مدل های پیچیده عدالت سازمانی نیاز است تا برای وساطت در محیط کاری به کار گرفته شود. [۷۳]

پژوهشی که توسط مردانی و حیدری انجام شد، که نتایج آن نشان می‌دهد که عدالت سازمانی با رفتارمدنی سازمانی ارتباط معنی داری دارد که نتایج حاصل با مطالعات بیان شده در پیشینه تحقیق همسو می‌باشند.که نتایج این مطالعه ، اهمیت و نقش عدالت سازمانی را به عنوان یک ابزار انگیزش مهم در رفتارهای کارکنان بیان می‌کند. (مردانی حموله ، حیدری؛۵۱:۱۳۸۸) با نظر به اینکه توجه به ابعاد مختلف رفتار مدنی سازمانی کارکنان و شناسایی دقیق آن ابعاد ، پیامدهای مفیدی برای برنامه ریزی ، سازماندهی ، افزایش کارایی و عملکرد بالای آنان دارد.پس توجه به عدالت سازمانی دارای اهمیت است. (مردانی حموله ، حیدری ؛۵۲:۱۳۸۸)

به طور کلی عدالت سازمانی دارای اهمیت است به خاطر اینکه با فرایندهای بحرانی سازمان از قبیل تعهدات ، شهروندی ،رضایت شغلی و عملکرد مرتبط شده است.و پیشینه ها یک ارتباط معنی داری بین سبک رهبری ، تصمیم گیری ، و عدالت سازمانی را ارائه می‌کند. [۷۴]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




۱- آیا بین سبک های اسنادی درونی – بیرونی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۲- آیا بین سبک های اسنادی پایدار – ناپایدار و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۳- آیا بین سبک های اسنادی کلی – اختصاصی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۴- آیا بین عزت نفس اجتماعی با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۵- آیا بین عزت نفس آموزشگاهی با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۶- آیا بین عزت نفس خانوادگی با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۷- آیا بین عزت نفس کلی با پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۸- آیا بین عزت نفس فردی پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

فرضیه‌های پژوهش

۱- بین سبک اسنادی درونی – بیرونی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۲- بین سبک اسنادی پایدار – ناپایدار و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۳- بین سبک اسنادی کلی – اختصاصی و پیشرفت تحصیلی رابطه وجود دارد؟

۴- بین سبک اسنادی درونی – بیرونی و عزت نفس رابطه وجود دارد؟

۵- بین سبک اسنادی پایدار – ناپایدار و عزت نفس رابطه وجود دارد؟

۶- بین سبک اسنادی کلی – اختصاصی و عزت نفس رابطه وجود دارد؟

۷- سبک های اسنادی پیش‌بینی کننده پیشرفت تحصیلی هستند.

۸- سبک های اسنادی پیش‌بینی کننده عزت نفس هستند.

تعریف مفهومی و عملیاتی واژه‏ ها

سبک های اسنادی

مفهوم سبک اسنادی یا سبک تبیینی، برای مشخص کردن انواع تبیین هایی استفاده می شود که افراد معمولاً در مواجه با یک رویداد به کار می گیرند (بریجز،[۱]۲۰۰۱).

نظریه اسناد، فرایندهای تبیین رویدادها و پیامدهای عاطفی و رفتاری ناشی از این تبیین ها را بیان می‌کند (راتمن[۲] سالوورگ[۳]، توروی[۴]، و فیشکین[۵]، ۱۹۹۳).

پیشرفت تحصیلی

پیشرفت تحصیلی فرایندی چند بعدی است که شامل توانایی ها و عملکردهای دانش آموزان می شود. این متغیر با رشد انسانی، شناختی، عاطفی، اجتماعی و جمعی مرتبط است. به عبارت دیگر مفهومی چند وجهی است و شامل یک ملاک خاص نمی شود ( چویی و هان[۶]، ۲۰۰۶).

عزت نفس

عزت نفس عقیده‌ای که فرد درباره‌ مجموعه توانایی ها، شایستگی ها و ویژگی های خود دارد. عزت نفس ارزیابی مداوم و قضاوت فرد نسبت به ارزشمندی وجودی خود می‌باشد. گنجی در تعریف عزت نفس، آن را عبارت از ارزیابی عزت شخص از ویژگی‌های خاص خود توصیف می‌کند. به نظر وی، خیلی ساده می‌توان گفت که عزت نفس یعنی احساسی که فرد نسبت به خود دارد (گنجی، ۱۳۸۱). عزت نفس می‌تواند به عنوان احساس فرد درباره شایستگی و ارزشمندی خود تعریف شود شایستگی ‌بر اساس تعریف‌هایی که به وسیله ویلیام سوان ارائه شده عبارت است از: احساس عمومی فرد درباره لیاقت و توانایی خود. به بیان ساده، شایستگی عبارت است از داشتن عزت نفس که فرد عموماً قادر است با تکیه بر آن نتایج مورد انتظار را به دست آورد (فیبل و هال[۷]، ۱۹۷۸، به نقل از فتحی، ۱۳۸۱)

تعریف عملیاتی

سبک های اسنادی

سبک های اسنادی نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه سبک های اسنادی[۸] پیترسون، سلیگمن[۹] و آبرامسون[۱۰] کسب می‌کنند.

موقعیت اسنادی

موقعیت اسنادی به دو موقعیت اسناد خوب یا موفقیت و اسناد بد یا شکست تقسیم می شود که در موقعیت اسنادی خوب (مثبت) فرد با موقعیت هایی که در آن تجربه خوب و موفقی داشته است روبرو می شود. در پژوهش حاضر شش موقعیت خوب فرضی وجود دارد که گروه نمونه عملکرد خود را مورد ارزیابی قرار می‌دهند؛ و در موقعیت اسنادی بد(منفی) فرد با موقعیت هایی که در آن تجربه خوبی نداشته است مواجه می شود و عملکرد خود را ارزیابی می‌کند.

پیشرفت تحصیلی

پیشرفت تحصیلی با معدل نمرات نیمسال اول سنجیده می شود.

عزت نفس

عزت نفس نمره ای است که آزمودنی ها در پرسشنامه عزت نفس[۱۱] کوپر- اسمیت[۱۲] به دست می آورند.

فصل دوم

پیشینه پژوهش

مقدمه

انسان در طول زندگی خود تلاش پیگیر و مستمری را برای شناخت خود و رسیدن به یک ارزشیابی مطلوب از خود، به عمل آورده است. در آغاز زندگی، کودک امنیت و آرامش را از طریق خانواده، والدین و مراقبین خود دریافت می‌کند. و از این طریق اضطرابش کاهش می‌یابد، ولی در گذر زندگی، تعاملات مختلف با خانواده، مدرسه، همسالان و محیط اجتماعی که در آن زندگی می‌کند، شناخت از خود و نگرشی که نسبت به خود دارد را شکل می‌دهد و این اطلاعات، سازنده فردای اوست. (اوزولینز[۱۳]، ۲۰۰۳)

تحقیقات زیادی مؤید این نکته است که ارتباط متقابلی بین عزت نفس، عزت نفس و تصور فرد از توانایی خود وجود دارد و اگر احساس ارزشمندی یک فرد کاهش یابد، احساس ضعف و ناتوانی در فرد ایجاد می شود. و بر عکس اگر آن را افزایش دهیم، احساس توانمندی و ارزش را در فرد مهیا می‌کند و تغییرات مثبتی همچون افزایش پیشرفت تحصیلی، افزایش تلاش برای موفقیت، داشتن عزت نفس، بلند همت بودن، تمایل به سلامت بیشتر، لذت بردن از روابط با دیگران و پیش‌بینی مثبت نسبت به موقعیت های بعدی در او پدیدار می شود (اوزولینز، ۲۰۰۳).

نظریه اسناد

نظریه اسناد از جمله دیدگاه های پویای روان‌شناختی است که به تبیین و تشریح ادراک افراد از علل وقایع می پردازد. به عبارت دیگر اسناد به ادراک یک فرد از علل رفتار خود و یا رفتار دیگران اشاره دارد. در واقع انسان به منظور فهم دنیای اطراف خود به استنباط روابط علی میان وقایع، رفتارها و پیامد ها می پردازد (ریو[۱۴]،۲۰۰۱؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۱). راتر[۱۵] برای اولین بار اصطلاح هسته کنترل را وارد فرهنگ روان شناسی کرد. از نظر وی هسته کنترل جزئی از متغیرهای شخصیتی محسوب می‌گردد و به وابستگی ادراکی پیامدهای رفتاری اشاره دارد (راتر، ۱۹۷۵ و ۱۹۷۲).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




    1. اختلال وسواس فکری – عملی

    1. اختلال بد ریخت انگاری بدن[۱]

    1. اختلال احتکار[۲]

    1. وسواسی موکنی[۳]

  1. وسواسی کندن پوست[۴]

به علاوه چند اختلال دیگر نظیر اختلال وسواسی ناشی از مواد یا دارو ، اختلال وسواسی ناشی از شرایط پزشکی دیگر (طبی عمومی) و اختلال وسواسی نا مشخص نیز در این مقوله قرار دارند.

تاکنون شواهد پژوهشی زیادی تشابه میان اختلالات وسواسی و اختلالات مرتبط با آن را از لحاظ علائم و همچنین درجه بالایی از همایندی میان این اختلالات را تأیید ‌کرده‌است.

‌بنابرین‏ ویژگی های اصلی اختلالات وسواسی فکری-عملی و اختلالات مرتبط با آن عبارتند از:

افکار تکراری،هیجان های پریشان کننده و رفتارهای اجباری می‌باشد.اگر چه تشابه علائم و هم پوشی نیز وجود دارد ولی هر اختلال دارای ویژگی های منحصر به فردی نیز می‌باشد.این تفاوت ها بر تصمیم گیری ‌در مورد درمان نیز تاثیر می‌گذارد که شامل موارد زیر است:

۱)انتخاب نوع درمان

۲) ترتیب ارئه مؤلفه‌ های درمانی

۳)تعیین اهداف و انتظارات برای متخصین بالینی،بیماران و اعضای خانواده ‌در مورد پیشرفت درمانی.

نظریه های شناختی رفتاری ‌در مورد OCD ( برای مثال راکمن[۵]۱۹۹۸، سالکوسکیس[۶]۱۹۹۶) نیز پیشنهاد می‌کنند که افکار وسواسی بالینی از تفسیر ناسازگارانه افکار مزاحم و منفی نرمال به وجود می‌آید.تحقیقات حاکی از این است که تقریبا ۹۰% جمعیت مانند بیماران وسواسی افکار مزاحم یا شناخت های مزاحم را تجربه می‌کنند(راکمن و دی سیلوا[۷]۱۹۷۸).در حالی که افراد فاقد اختلال وسواسی متوجه هستند که این افکار ناخواسته مزاحم غیر منطقی و بی معنی هستند،افراد دارای اختلال وسواسی این افکار مزاحم را به عنوان افکار مهم،تهدید کننده و افکاری که نیاز به کنترل دارند ارزیابی می‌کنند.‌بر اساس نظریه شناختی بک ‌در مورد هیجان ها تصور بر این است که این ارزیابی ها بر مبنای باورهای کژکار استوار است.این باورهای کژکار شامل تخمین بیش از حد تهدید، مسئولیت شخصی و اهمیت و نیاز برای کنترل و نیاز برای کمال گرایی یا اطمینان و قطعیت می‌باشد که این باورها به عنوان باورهای وسواسی[۸] نامیده شده اند ( کار گروه شناسایی باورهای شناختی در وسواس فکری – عملی[۹] ۲۰۰۵).سوء تعبیر افکار مزاحم به اضطراب وسواسی و همچنین به تلاشهایی برای کاهش چنین پریشانی از طریق اجتناب،خنثی سازی و تشریفات رفتار وسواسی منجر می شود.در نهایت این پاسخ ها به ضرر خود فرد می‌باشند،چون آن ها افکار مزاحم اضافی را به وجود می آورند و فرضیه هایی ‌در مورد اهمیت و خطرناک بودن افکار مزاحم را تقویت می‌کنند و در نتیجه به یک چرخه معیوب تداوم می بخشند.

سه نوع شواهد تجربی از مدل شناختی-رفتاری OCD حمایت می‌کنند:

اولا مطالعات عرضی با بهره گرفتن از نمونه های بالینی و غیر بالینی اشاره می‌کنند که نشانه های وسواسی با باورهای وسواسی و تفسیر افکار مزاحم به عنوان افکار مهم،تهدید کننده و برحسب مسئولیت برای آسیب ارتباط دارند.دوما آزمایش ها که در آن سوء تعبیر افکار مزاحم در شرایط آزمایشگاهی ایجاد شده بود نشان می‌دهد که وجود باورهای وسواسی پریشانی و رفتارهای خنثی سازی شبیه آنچه در بیماران دارای اختلال وسواسی مشاهده می شود را تحریک می‌کنند.سوما مطالعات آینده نگر حاکی از این است باورهای وسواسی به عنوان عوامل خطرساز برای پیدایش نشانه های وسواسی بعد از یک رویداد استرس زا عمل می‌کند.

هدف اصلی این پژوهش تعیین درصد افرادی است که نشانه های وسواسی- جبری، بدریخت انگاری بدن و احتکار را گزارش می‌کنند و همچنین تعیین ابعاد شناختی همچون باورهای وسواسی و عدم تحمل بلاتکلیفی و باورهای فراشناختی در این سه اختلال و تعیین مؤلفه‌ های پیش‌بینی کننده بدریخت انگاری بدن و احتکار می‌باشد.

۱-۲- بیان مسئله

وارد کردن فصلی درباره اختلال وسواس فکری-عملی و اختلالات مربوط به آن در DSM-5، شواهد روز افزون را ‌در مورد ارتباط اختلالات وسواس فکری- عملی، بدریخت انگاری بدن، اختلال احتکار، اختلال وسواس کندن مو و اختلال وسواس کندن پوست را با یکدیگر از لحاظ دامنه تاییدکننده های تشخیصی، به علاوه فایده بالینی دسته بندی این اختلالات در فصلی واحد را منعکس می‌کند. متخصصان بالینی ترغیب شده اند که این اختلالات را در افرادی که یکی از آن ها را نشان می‌دهند بررسی کنند و از همپوشی بین آن ها آگاه باشند. در عین حال، تفاوت های مهمی در تاییدکننده های تشخیصی و روش های درمان در این اختلالات وجود دارند. از این گذشته بین اختلالات اضطرابی و برخی از وسواس های فکری- عملی و اختلالات مربوط روابط نزدیکی وجود دارد که در توالی فصل های DSM-5 انعکاس یافته است، به طوری که وسواس فکری- عملی و اختلالات مربوط بعد از اختلالات اضطرابی منظور شده است.

مدل های شناختی ‌در مورد OCD،باورهای ناسازگارانه را در سبب شناسی و حفظ این اختلال شناسایی کرده‌اند.یک باور دیگری که تصور می شود در اختلال وسواسی- فکری عملی اساسی باشد عدم تحمل بلا تکلیفی[۱۰] است.عدم تحمل بلاتکلیفی یک ویژگی است که به وسیله باورهای منفی ‌در مورد عدم اطمینان و پی آمدهای آن و باورها ‌در مورد توانایی برای مقابله کردن با عدم اطمینان تعریف می شود.کارگروه تخصصی شناخت های اختلال وسواسی فکری- عملی عدم تحمل بلا تکلیفی را به عنوان باورها ‌در مورد ضرورت مطمئن شدن ‌در مورد توانایی برای مقابله با تغییر غیر قابل پیش‌بینی و ‌در مورد عملکرد مناسب در موقعیت هایی که ذاتاً مبهم هستند تعریف ‌کرده‌است.افرادی که عدم تحمل بلاتکلیفی را تجربه می‌کنند.ممکن است به شرایط عدم اطمینان با اجتناب از آن یا با مشکل در عملکرد پاسخ دهند.کرون[۱۱](۱۹۸۹)مدلی برای توجیه عدم تحمل بلاتکلیفی در بیماران وسواسی را پیشنهاد ‌کرده‌است.در این مدل بیان شده است که عدم تحمل بلاتکلیفی به گوش به زنگی برای اطمینان و قطعیت منجر می شود که به نوبه خود به برانگیختگی هیجانی منفی منجر می شود.‌بنابرین‏ افراد سعی می‌کنند از شرایط مبهم و بلاتکلیفی اجتناب بکنند تا اینکه برانگیختگی هیجانی انزجاری و احساسات منفی که عدم اطمینان و بلاتکلیفی به وجود می آورد را تجربه نکنند و در نتیجه ممکن است از عملکرد مناسبی برخوردار نباشند.به طور خلاصه مدل کرون فرض می‌کند که گوش به زنگی به بلاتکلیفی و پردازش بلاتکلیفی علاوه بر واکنش هیجانی به بلاتکلیفی اضطراب را تولید می‌کند زمانی که باورهای منفی ‌در مورد پیامدهای بلاتکلیفی وجود دارند.هر دو گوش به زنگی برای محرک های تحریک آمیز و اجتناب به عنوان عوامل نگهدارنده اضطراب و اختلالات وسواسی فکری-عملی اثبات شده اند(موگ و براگلی[۱۲]۱۹۹۸).

عدم تحمل بلا تکلیفی از جمله عواملی هست که در اختلالات دیگر نیز نظیر اختلالات اضطرابی و افسردگی نیز مشاهده شده است .(کرون ،۱۹۹۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:02:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏، فلسفه نظارت بر قانون‏گذاری و ضرورت آن، پیشگیری از تخلفات احتمالی قوه مقننه و دیگر نهادهای صالح برای وضع مقررات، نسبت‏ به اصول قانون اساسی و موازین اسلامی‏ است.

ب) نظارت شرعی و قانونی بر مصوبات گذشته:

یکی دیگر از وظایف مهم شورای نگهبان نظارت و کنترل بر مصوبات گذشته مجلس شورای ملی است که هم‌اکنون نسخ و ابطال نگشته‌اند هر چند که در اصل ۴ ‌به این مهم به طور صریح تصریح شده است ولی ‌بر اساس تفسیرشورای نگهبان مبنی بر محدود نبودن نظارت شرعی و قانونی بر تصویب قوانین و مقرراتی که در اصل ۹۱ و ۹۹ قانون اسای به آن ها اشاره شده است شورای نگهبان می‌تواند قوانین قبلی را که مخالف شرع و قانون اساسی باشد مورد بررسی قرار داده، ابطال نماید یا برای اصلاح به مجلس شورای اسلامی اعاده نماید.

ج) نظارت شرعی و قانونی به مصوبات قوه مجریه:

هیئت دولت یا کمیسیون‌های آن و هم چنین هر یک از وزراء در اجرای قوانین مصوب حق وضع آئین نامه اجرایی و یا صدور بخشنامه و تصویب نامه دارند اما بر اساس اصل ۱۳۸ ق. ا. ج. ا مفاد این مصوبات با متن و روح قوانین مصوب مجلس شورای اسلامی مغایر و ناسازگار باشد این موارد پس از تصویب که برای اجرا ابلاغ می‌گردد هم زمان باید به اطلاع رئیس مجلس شورای اسلامی رسانده شود تا در صورت مغایرت با قوانین مصوب مجلس برای تجدید نظر به هیئت وزیران فرستاده شود. افزون بر این چنین مصوباتی نباید با اصول و مبانی شرعی و مذهبی مغایرت داشته باشد که تشخیص این مهم در حیطه وظایف شورای نگهبان می‌باشد.

نتیجه‌ای که از اصول فوق به دست می‌آید آن است که شورای نگهبان بر تمام مقررات، مصوبات و … به انحاء مختلف جهت تطابق نظارت شرعی و قانونی، استیلاء کامل دارد خواه این مصوبات، مصوبات مجلس باشد یا مصوبات قوه مجریه.

۲- تفسیر قانون اساسی:

از ویژگی‌های مهم قانون اساسی صراحت آن است تا مجریان بتوانند در کمال آرامش مقصود موسس رابه اجرا در آورند اما با گذشت زمان و در حین اجرا با توجّه به ویژگی‌های زمانی – مکانی و غیره مسایل و مشکلاتی پیش می‌آید که از برداشت‌های مختلف از برخی اصول قانون اساسی را به دنبال دارد.

لذا در یک چنین مواقعی اصل ۹۸ ق. ا اقدام به حل مرجع تفسیر نموده و تفسیر شورای نگهبان را قاطع دعوی دانسته است.

۳- نظارت بر انتخابات و همه پرسی‌ها:

نظارت بر انتخابات (به استثناء انتخابات شورای شهر که زیر نظر مجلس شورای اسلامی است و همه پرسی‌هائی که در جمهوری اسلامی انجام می‌شود بر عهده شورای نگهبان و جزء وظایف و اختیارات ثلاثه این نهاد می‌باشد.

اما آنچه که در همین جا قابل ذکر است به نظر نگارنده این است که با توجّه به اهمیت نقش و جایگاه و وظایف شورای نگهبان، موسس قانون اساسی باید فصل جداگانه‌ای را برای نهاد دادرسی اساسی پیش‌بینی می‌نمود تا مشکلات کنونی که درباب نوع نظارت و کنترل و سایر موارد کارکرد و عملکرد آن وجود دارد به وجود نمی‌آمد.

در اصل ۹۹ قانون اساسی ج. ا. ا نظارت و کنترل بر تمامی مراحل انتخابات از جمله مراحل اجرایی، تأیید و رد صلاحیت کاندیداها را از آن تصمیم گیری (نظارت استصوابی) خود می‌داند و چون بر انتخابات مجلس شورای اسلامی، ریاست جمهوری، مجلس خبرگان رهبری و همه پرسی‌ها نظارت دارد خود این نهاد گستره نظارت خود را برتمامی مراحل انتخاباتی گسترش داده و تفسیر نموده که در آینده به شرح و بسط آن خواهیم پرداخت.

درست است که وظایف و اختیارات شورای نگهبان را در سه وظیفه و اختیار خلاصه نمودم. اما قبل از بحث اساسی پیرامون شکل و نوع نظارت شورای نگهبان باید بگویم که بعبارتی دیگر وظیفه و اختیارات شورای نگهبان را در وظایف مشترک فقها و حقوق ‌دانان و وظایف اختصاصی حقوق ‌دانان می‌توان خلاصه نمود که نظارت بر عدم مغایرت مصوبات مجلس با قانون اساسی، نظارت بر انتخابات و همه پرسی‌ها، تفسیر قانون اساسی، مراسم تحلیف رئیس جمهور، حضور در مجلس در خصوص طرح‌ها و لوایح فوری، حضور در شورای بازنگری قانون اساسی، تأیید صلاحیت داوطلبان ریاست جمهوری از جمله وظایف و اختیارات مشترک فقها و حقوق ‌دانان شورای نگهبان می‌باشد و نظارت شرعی بر قوانین و مقررات حضور در شورای موقت رهبری، تهیه و تصویب قانون خبرگان از جمله وظایف و اختیارات خاص فقهای شورای نگهبان می‌باشد.

حال با توجّه به شرحی که در باب اختیارات و وظایف شورای نگهبان در جمهوری اسلامی گفته شد و مطالب معترضه‌ای که بر نوع نظارت و کنترل شورای نگبهان گذشت به بیان وظایف و اختیارات دادگاه قانون اساسی جمهوری ترکیه و در نهایت تطبیق و مقایسه حوزه اختیارات و وظایف این دو نهاد می‌پردازیم.

بخش ششم:حدود اختیارات و وظایف دادگاه قانون اساسی ترکیه

لوگوی دادگاه قانون اساسی ترکیه

اصلی ترین وظیفه دادگاه قانون اساسی، مطابقت مصوبات مجلس و قرارنامه‌های در حکم قانون مجلس و دولت می‌باشد، لذا در یک خلاصه نویسی مطلوب میتوان بر اساس ماده ۱۴۸ قانون اساسی جمهوری ترکیه این وظایف و اختیارات را چنین بیان نمود:

الف) نظارت و کنترل بر قانون و قرار نامه‌های مصوب دولت.[۲۸]

ب) نظارت شکلی بر تغییر قانون اساسی که مطابق با مواد مربوط به تغییر قانون اساسی صورت پذیرد.[۲۹]

ج) رسیدگی به دعاوی و ادعاهای احزاب رسمی فعال در کشور که علیه ‌یک‌دیگر مطرح می‌نمایند.[۳۰]

د) رسیدگی به دعاوی تعطیلی احزاب.[۳۱]

ذ) رفع مصونیت سیاسی از مقامات عالی اداری و کشوری که در مظّان انجام تخلف تشکیلاتی قرار دارند چه آنکه مقامات با توجّه به اصل تحزب در این کشور دارای مصونیت تشکیلاتی – سیاسی می‌باشند، به اعتبار نقشی که در حزب خود ایفاء می‌نمایند. [۳۲]

ر) نظارت و کنترل بر مصارف، درآمدهای مالی احزاب و نهادهای تاثیر گذار بر حکومت و حاکمیت . [۳۳]

ز) رسیدگی به خروج از حدود اختیارات رئیس جمهور، اعضاء کابینه، دادستان کل کشور، دادستان کل نظامی و رئیس دیوان عالی اداری. [۳۴]

س) رسیدگی به ورود یا عدم ورود در دعاوی کلیه مقامات عالی رسمی کشور،‌رئیس جمهور، اعضای هیئت دولت، دادستان کل کشور، رئیس دیوان عالی نظامی، نمایندگان مجلس، رئیس دیوان عالی اداری.[۳۵]

ساختمان دادگاه قانون اساسی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




۲ –۲۳ – شناسایی مسئله

مشکلات در مرحله اول با اعلام خودشان که آن ها یک مسئله هستند، خود را به ما نمی شناسانند. از طرف دیگر، ممکن است یک موضوع برای یک مدیر یک مسئله باشد، در حالی که همان موضع برای مدیر دیگر در حالت فعلی آن، قابل قبول باشد. مسائلی که عینی تر هستند، به صورت طبیعی بیشتر توجه را جلب می نمایند، در حالی که ممکن است که مسائل و مشکلات مهمتری نیز وجود داشته باشد. نکته دیگر منافع خود تصمیم گیر است. اگر تصمیم گیر روبرو شود با تضادی مابین انتخاب یک مسئله که برای سازمان اهمیت دارد با مسئله ای که برای خود او اهمیت دارد. در این حالت، منافع خود او پیروز خواهد شد. این مسئله طبیعی است، زیرا مشکلی که به منافع او باز می‌گردد، برای تصمیم گیر عینی تر است. همان‌ طور که در گذشته گفته شد، فاز اطلاعات در جریان تصمیم گیری به صورت مفهومی می‌تواند این چنین تعریف شود که به دنبال یافتن تفاوت مابین وضعیت حاضر و وضعیت ایده آل می باشیم.

مدلهایی وجود دارد که وضعیت ایده آل انتخاب شده توسط تصمیم گیر را نشان می‌دهد. انتظارات با واقعیت مقایسه شده، تفاوت ها مشخص گشته و سپس ارزیابی می‌گردند و این تفاوت ها هستند که مسئله را می‌سازند. پوندز چهار مدل را مطرح می کند که انتظارات را در برابر واقعیات می نشاند :

۱-مدل‌های تاریخی که انتظار مورد نظر را با استنتاج از حوادث گذشته بنا می نمایند.

۲-مدل‌های برنامه ریزی که برنامه همان وضعیت مورد انتظار است.

۳-مدل‌های مبتنی بر بقیه افراد در سازمان نظیر روسا، زیردست ها، ادارات دیگر و…

۴-مدل‌های فراسازمانی که انتظارات از رقابت، مشتریان و سازمان‌های تخصصی ناشی می شود.

۲ –۲۴ – تاثیرات چارچوب

وقتی که مسئله ای شناسایی شد، در همان حال او چارچوب دار می شود. تاثیرات چارچوب، ناظر به چگونگی تعریف نمودن مسئله ایست که مایل به تصمیم گیری راجع به آن هستیم. زیرا در زمان انتخاب راه حل، نیاز به مطلوب تعریف نمودن مسئله روشن می شود. علت آنکه افراد ‌انتخاب های متفاوتی در دو مجموعه دارند، آن است که شما مسئله را در هر کدام از مجموعه ها جدا ومتفاوت با مجموعه دیگر تعریف نموده و یا در چارچوب نشانده اید.

همچنین مطالعه نشان می‌دهد که عموما تصمیم گیران در برابر مسائلی که از جنبه مثبت (دیدن نیمه پر لیوان) تعریف می‌شوند، ریسک گریز هستند و همچنین آنان ریسک پذیر هستند در مسائلی که به صورت منفی برای آنان تعریف می شود . به صورت خلاصه، اگر مسائل را در چارچوب به دست آوردن یک امتیاز اضافی مطرح کنید، تصمیم گیر را تشویق می نمائید تا به تصمیم محافظه کارانه رو آورد و اگر مسئله به نوعی طرح شود که تأکید بر از دست دادن چیزی در آن نهفته باشد، تصمیم گیر تشویق به تصمیم گیری ریسک پذیر می‌گردد. (Hoy& Miskel, 2008, 21)

۲ –۲۵ – باز تعریف مسئله

یکی از موانع عمده در جریان تصمیم گیری آن است که گاه مسئله به صورت تاریخی و منطقی آنچنان تعریف می شود که هیچگونه راه کاری برای رسیدن به حل مشکل متصور نیست. در یک شکل ساده تصمیم‌ گیری در مذاکرات دوجانبه مابین دو کشور، گاه وضعیتی پیش می‌آید که دو طرف حتی در تعریف مسئله یا مشکل فیما بین دارای اشتراک نظر نیستند و به همین دلیل تعیین دستور جلسه برای شروع و یا ادامه مذاکرات گاه ناممکن و گاه کاملا دشوار خواهد بود. یکی از راه های برون رفت از چنین بن بستی، “باز تعریف مسئله” است. در این حالت، مشکل و یا مسئله مجددا تبیین و تعریف می‌گردد که هر دوطرف حداقل در وجود مسئله و تعریف مشکل دارای اشتراک نظر می‌گردند و سپس برای رسیدن به یک مصالحه تلاش می نمایند. در این صورت راه حلهایی که در وضعیت قبل از باز تعریف مسئله ‌در مورد آن ها تصمیم گیری کرده بودیم مجددا مورد تردید قرار می گیرند. ( امیدیان ، ۱۳۸۰ ، ۶ -۱۸).

۲ –۲۶ – ایجاد انتخاب ها

در تصمیم گیری شهودی تعدادی از آفات وجود دارد که باید از آن ها دوری نمود. یکی از آن ها وجود اطلاعات بیش از اندازه است. به طور خلاصه می توان گفت که تصمیم گیری کلاً یک پروسه ای است که نیاز مفرط به اطلاعات دارد. اما باید اضافه نمود که هر اطلاعاتی برای شخص تصمیم گیر در چنین پروسه ای مناسب نیست. بسته به طبیعت و اهمیت اهداف تصمیم گیری، تصمیم گیرنده ممکن است به صورت منظم به دنبال تحقیق برای یک دسته از اطلاعات باشد، در حالی که همزمان برخی دیگر از اطلاعات را سعی می کند که نادیده انگارد. نکته دیگر، اتکای ما در تصمیم گیری شهودی به میانبرهای هنجاری و یا قضاوتی است. در این ارتباط دو آفت تصمیم گیری شهودی، قضاوت در دسترس و قضاوت نمایندگی است. یکی دیگر از منافع روش های شهودی در مواقعی است که در سازمان با تنازع اهداف روبروئیم. به ‌عنوان مثال، یک مدیر در عین حال که می‌خواهد سود خود را بالا ببرد، در همان زمان مایل نیست که بخاطر گران فروختن، مشتریان خود را از دست بدهد و یا یک مدیر با بودجه مشخص در عین حال که مایل است در بخش تحقیق و توسعه سرمایه گذاری نماید، در همان زمان مایل است که مواد اولیه برای ماه آینده خریداری نماید. برنامه ریزی هدف با چنین مشکلاتی مواجه می شود. در برنامه ریزی هدف بخش اعظم به وسیله روش های شهودی و نزدیک به آن انجام می شود. (امیدیان ، ۱۳۸۰ ، ۶- ۱۸).

۲ –۲۷ – قضاوت در دسترس

قضاوت در دسترس به موضوع ساده ای اشاره دارد. اکثر مردم از ترس سوار شدن بر هواپیما بیشتر از ترس سوار شدن خودرو رنج می‌برند. دلیل آن این است که خیلی از افراد فکر می‌کنند که پرواز با هواپیما خطرناکتر از رانندگی با خودرو است.

اگر خطر پرواز با هواپیما به اندازه خطرات ناشی از رانندگی بود، در ارتباط با محاسبه ریسک یکسان آن ها می باید . ‌بنابرین‏ نوع حوادثی که بر روی احساسات بیشتر تاثیر دارند، آنهایی که مشخصا در یک موضوع خاص احساسات را جریحه دار می نمایند، آن ها که ما بدانها آشنایی بیشتر داریم، و یا حتی آنهایی که از لحاظ زمانی نزدیکتر به لحظه تصمیم اتفاق افتاده اند، همگی در حافظه ما مهمترین مکان ها را اشغال می نمایند. قضاوت در دسترس همچنین می‌تواند این موضوع را توجیه نماید که چرا مدیران در زمانی که می خواهند ارزیابی عملکرد کارکنان را انجام دهند، به فعالیت کارمند در روزهای قبل بیشتر توجه می نمایند تا فعالیت های او در ۹ ماه قبل.

۲ –۲۸ – تئوری تعهد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




  1. جستجوی سرگرمی( BAS-FS، چهار آیتم).

آیتم ها روی یک مقیاس چهار درجه ای توسط آزمودنی رتبه بندی می شود که امتیاز مربوط به هر گزینه در جدول ۳-۱ ارائه گردیده است، همچنین مقیاس­ها و شماره سؤالات مربوط به هر زیر مقیاس در جدول شماره ۳-۲ توصیف شده اند.

جدول ۳-۱ امتیاز آیتم های مقیاس سیستم بازداری- فعال سازی رفتاری

گزینه
کاملاَ موافقم
تاحدی

موافقم

تاحدی

مخالفم

کاملاَ مخالفم
امتیاز

۴

۳

۲

۱

جدول ۳-۲ مقیاس­ها و شماره سوالات مربوط به هر زیر مقیاس سیستم بازداری- فعال سازی رفتاری

زیر مقیاس
شماره سوالات
زیر مقیاس BIS

۲-۸-۱۳-۱۶-۱۹-۲۲-۲۴

زیر مقیاس BAS
سائق (BAS-DR)

۳-۹-۱۲-۲۱

پاسخدهی به پاداش[۷۳](BAS-RR)

۴-۷-۱۴-۱۸-۲۳

جستجوی سرگرمی (BAS-FS)

۵-۱۰-۱۵-۲۰

برای به دست آوردن امتیاز هر بعد، مجموع امتیازات سوالات مربوط به آن بعد را با هم جمع نمائید. البته باید دقت نمود که گزینه های ۱،۶،۱۱،۱۷ در نمره گذاری هیچ تاثیری ندارند و صرفا جهت هماهنگی با سایر آیتم ها به پرسشنامه اضافه شده اند.

      1. مقیاس خودکنترلی [۷۴]

۱) معرفی مقیاس خودکنترلی و روایی و پایایی آن

این آزمون در سال ۲۰۰۴ توسط تانجنی و همکاران، تهیه شده است و دارای ۳۶ ماده است. این آزمون با الهام از ابزارهای قبلی و برای برطرف کردن نواقص پرسشنامه‌هایی که برای خودکنترلی ساخته شده بود، تهیه شده است. برای بررسی اعتبار و روایی پرسشنامه در دو مطالعه، بر روی دو گروه دانشجوی دوره‌ کارشناسی اجرا شده است. نتایج به دست آمده در جدول ۳-۳ ارائه گردیده است (تانجنی و همکاران، ۲۰۰۴).

جدول ۳-۳ میانگین و انحراف معیار نتایج به دست آمده از ۲ مطالعه برای اعتباریابی مقیاس خودکنترلی

نوبت مطالعه
میانگین
انحراف معیار
آلفا
مطالعه اول

۴۷/۱۱۴

۸۱/۱۸

۸۹/۰

مطالعه دوم

۶۶/۱۰۲

۱۹/۱۸

۸۹/۰

۲) روش نمره‌گذاری مقیاس خودکنترلی

پاسخ‌های ۳۶ عبارت مقیاس در یک طیف لیکرت ۵ درجه‌ای از “اصلاً شباهت ندارد = ۱”، “کمی شباهت دارد = ۲”، “بی‌نظر = ۳”، “شباهت زیاد = ۴”، “شباهت خیلی زیاد = ۵” در نظر گرفته شده است. نمره کل افراد در آزمون، در کمترین حالت ۳۶ و بیشترین ۱۸۰ خواهد بود. عبارات ۱، ۲، ۳، ۵، ۷، ۸، ۹، ۱۰، ۱۱، ۱۳، ۱۵، ۱۶، ۱۸، ۱۹، ۲۰، ۲۲، ۲۴، ۲۷، ۲۸، ۳۰، ۳۱، ۳۲، ۳۳ و ۳۴ به طور معکوس نمره‌گذاری می‌شود.

۳-۵ تجزیه و تحلیل آماری داده ­ها

تجزیه و تحلیل داده ­ها با بهره گرفتن از نرم افزار ۱۹ SPSS صورت پذیرفت.

به منظور بررسی سؤال اول پژوهش مبنی بر اینکه آیا خودکنترکی افراد نابینا و عادی متفاوت است؟ از آزمون آماری t مستقل استفاده گردید.

به منظور بررسی سؤال دوم پژوهش مبنی بر اینکه آیا سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟ از آزمون آماری t مستقل استفاده گردید.

به منظور بررسی سؤال سوم پژوهش مبنی بر اینکه آیا متغیرهای دموگرافیک(جنسیت،تحصیلات و ترتیب تولد) بر خودکنترلی و سیستم بازداری- فعالسازی رفتاری از افراد نابینا و عادی مؤثر است؟ از آزمون آماری تحلیل واریانس دو عاملی استفاده گردید.

فصل چهارم:

یافته ­های پژوهش

۴-۱ تجزیه و تحلیل داده ها

هدف کلی این پژوهش تبیین خودکنترلی و سیستم بازداری- فعال ساز رفتاری در افراد نابینا و عادی بود. تجزیه و تحلیل داده ­ها در دو قسمت آماره­ های توصیفی و استنباطی تنظیم شده است. در بخش توصیفی از توزیع فراوانی، درصد فراوانی میانگین استفاده گردید. در بخش استنباطی از آزمون مقایسه t مستقل و آزمون تحلیل واریانس دو عاملی استفاده گردید.

۴-۲ آماره های توصیفی

در این بخش اطلاعات جمعیت شناختی و آماره های توصیفی ارائه شده اند. جدول ۴-۱ توزیع فراوانی آزمودنی‌ها بر حسب جنسیت را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۱ توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب جنسیت

فراوانی
درصد
شاخص

جنسیت

۳۴

۵/۴۲

زن

۴۶

۵/۵۷

مرد

۸۰

۱۰۰

جمع

نتایج جدول ۴-۱ در خصوص جنسیت حاکی از آن است که ۵/۵۷ درصد از شرکت کننده گان در مطالعه را مردان و ۵/۴۲ درصد از شرکت کننده گان را زنان تشکیل داده‌اند. جدول ۴-۲ توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب تحصیلات را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۲ توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب تحصیلات

فراوانی
درصد
شاخص

سطح تحصیلات

۱۰

۵/۱۲

زیر دیپلم

۲۸

۳۵

دیپلم

۲۲

۵/۲۷

فوق دیپلم

۱۶

۲۰

لیسانس

۴

۵

فوق لیسانس و بالاتر

۸۰

۱۰۰

جمع

همان طور که یافته های جدول ۴-۲ نشان می‌دهد اکثریت شرکت کنندگان، ۳۵ درصد از نمونه مورد مطالعه دارای تحصیلات دیپلم بوده اند. همچنین کمترین رتبه تحصیلات در بین شرکت کننده گان به لیسانس با ۵ درصد اختصاص یافته است. جدول ۴-۳ توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب ترتیب تولد را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۳ توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب ترتیب تولد

فراوانی
درصد
شاخص

رتبه تولد

۱۶

۲۰

اول

۲۸

۳۵

دوم

۲۴

۳۰

سوم

۶

۵/۷

چهارم

۶

۵/۷

پنجم و بالاتر

۸۰

۱۰۰

جمع

نتایج جدول ۴-۳ در خصوص ترتیب تولد حاکی از آن است که اکثر آزمودنی ها با ۳۵ درصد فرزند دوم و ۳۰ درصد آنان فرزند سوم خانواده بوده اند. جدول ۴-۴ توزیع فراوانی آزمودنی ها بر حسب سن را نشان می‌دهد.

جدول ۴-۴ توزیع فراوانی افراد نمونه بر حسب سن

فراوانی
درصد
میانگین سنی
شاخص

سن

۴۲

۵/۵۲

۷۰/۲۶

۲۰ تا ۲۵ سال

۲۲

۵/۲۷

۲۶ تا ۳۰ سال

۱۲

۱۵

۳۱ تا ۳۵ سال

۴

۵

۳۶ تا ۴۰ سال

۸۰

۱۰۰

جمع

همان طور که در جدول شماره ۴-۴ نشان داده شد، اکثریت شرکت کننده گان ۵/۵۲ درصد نمونه مورد مطالعه در دامنه سنی ۲۰ تا ۲۵ سال قرار دارند. همچنین میانگین سنی نمونه مورد مطالعه ۷۰/۲۶ گزارش شد.

۴-۳ آماره­ های استنباطی

سوال اول پژوهش: آیا خودکنترلی در افراد نابینا و عادی متفاوت است؟

با توجه به اینکه متغیر خودکنترلی در سطح فاصله ای و از توزیع بهنجاری برخوردار است از آزمون تی مستقل برای آزمون پرسش اول پژوهش استفاده گردید. جدول ۴- ۵ نتایج آزمون t مستقل برای مقایسه تفاوت میانگین و انحراف معیار خودکنترلی در افراد نابینا و عادی را نشان می‌دهد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




سرمایه مشتری – که به ‌عنوان پل و کاتالیزوری در فعالیت‌های سرمایه فکری محسوب می‌شود از ملزومات اصلی و تعیین کننده تبدیل سرمایه فکری به ارزش بازار و در نتیجه عملکرد تجاری شرکت است سرمایه مشتری یک جزء اصلی و اساسی سرمایه فکری به شمار می‌رود که ارزش را در کانال‌های بازاریابی و ارتباطاتی که شرکت با رهبران آن صنعت و تجارت دارد جای داده است

محققان مختلف این مفهوم را به اشکال مختلف تعریف کرده‌اند برخی از تعاریف به شرح زیر است:

پابلوس[۱۸] (۲۰۰۴) سرمایه فکری را شامل تمام منابع دانش محوری می‌داند که برای سازمان ارزش تولید می‌کنند ولی در صورت‌های مالی وارد نمی‌شوند.

ماوریدس[۱۹] (۲۰۰۵) سرمایه فکری را یک دارایی ناملموس با پتانسیل خلق ارزش برای سازمان و کل جامعه می‌داند.

مارتینز[۲۰] (۲۰۰۵) سرمایه فکری را دانش اطلاعات دارایی فکری و تجربه‌ای که می‌تواند در خلق ثروت مورد استفاده قرار گیردادوینسون و مالون (۱۹۹۷) داشتن دانش به کارگیری تجربه تکنولو ژی سازمانی ارتباط با مشتری و عرضه کننده و نیز توانایی‌های حرفه‌ای که یک مزیت رقابتی در بازار را از آنِ شرکت می‌کند.

۲-۷-۱- مدل­های سرمایه فکری

بونتیس در سال ۱۹۹۸ ابتدا به سه نوع سرمایه انسانی، ساختاری و مشتری اشاره نمود و در سال ۲۰۰۰ طبقه ­بندی خود را به صورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه ارتباطی و دارایی یا مالکیت معنوی تغییر داد. منظور از سرمایه انسانی سطح دانش فردی است که کارکنان یک سازمان دارای آن می‌باشند که این دانش معمولاً به صورت ضمنی می‌باشد. منظور از سرمایه ساختاری تمام دارایی‌های غیرانسانی یا قابلیت‌های سازمانی است که برای برآورده کردن نیازهای بازار مورد استفاده قرار می‌گیرد و منظور از سرمایه ارتباطی تمام دانش قرار گرفته شده در روابط یک سازمان با محیط خود شامل مشتریان، عرضه کنندگان، مجامع علمی و غیره است که به عقیده ایشان مهم‌ترین جزء یک سرمایه ارتباطی، سرمایه مشتری است. ‌به این دلیل، موفقیت یک سازمان در گرو سرمایه مشتری آن است و منظور از مالکیت معنوی آن بخش از دارایی‌های نامشهود است که بر اساس قانون مورد حمایت و شناسایی قرار گرفته است مانند کپی رایت، حق اختراع و حق امتیاز.

به عقیده بونتیس بین این سرمایه های فکری، سرمایه انسانی مهم است ‌به این دلیل که منبع نوآوری و بازسازی (نوسازی) استراتژیک است که از یک جلسه طوفانی فکری یا یک رویاپردازی در اداره یا کنار گذاشتن فایل­های قدیمی توسط کارکنان یا از طریق بهبود مهارت­ های شخصی و غیره حاصل می­ شود.

بونتیس به وجود روابط متقابل میان اجزای سرمایه های فکری معتقد است، ‌به این صورت که حتی اگر یک سازمان دارای سرمایه انسانی مناسبی باشد و یک سرمایه ساختاری مناسبی نداشته باشد، نمی­تواند از دانش قرار گر فته شده در افراد خود استفاده کند و به تبع نیز نمی­تواند به سرمایه مشتری خود پاسخ مناسبی دهد.

استوارت در سال ۱۹۹۷ طبقه ­بندی خود را به صورت سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری، سرمایه مشتری ارائه نمود. در این طبقه بندی سرمایه انسانی کارکنان یک سازمان است که مهم ترین دارایی یک سازمان است و منظور از سرمایه ساختاری دانش قرار گرفته شده در فناوری اطلاعات و تمام حق امتیازها و طرح و مارک‌های تجاری است و منظور از سرمایه مشتری اطلاعات مربوط به بازار است که برای جذب و حفظ مشتریان به کار گرفته می‌شود. این طبقه بندی تا حدودی به طبقه بندی اولیه بوتیس مشابه است.

روس و همکاران در سال ۱۹۹۷ نیز سرمایه فکری را به سه سرمایه انسانی شامل شایستگی، دیدگاه و چابکی یا زیرکی فکری و سرمایه ساختاری شامل تمام ساختارها و فرایندها و مالکیت معنوی سازمانی و دارایی‌ها فرهنگی و سرمایه ارتباطی شامل روابط با ذینفعان داخلی و خارجی یک شرکت تقسیم می‌کند، اما بعدها روش یک جزء سرمایه دیگری را بنام سرمایه بهبود و بازسازی را به طبقه بندی خود افزودند که این سرمایه آخر شامل حق اختراع‌های جدید و تلاش‌های آموزشی است.

بروکینگ در طبقه بندی خود به دارایی‌های انسان محور و دارایی‌های زیرساختاری و مالکیت معنوی و دارایی‌های بازار اشاره نموده است. منظور از دارایی‌های انسان محور، مهارت‌ها، توانایی‌ها و تخصص و توانایی‌های حل مشکل و سبک‌های رهبری است و منظور از دارایی‌های زیرساختاری تمام تکنولوژی‌ها و فرایندها و متدولوژی‌هایی است که یک سازمان را قادر به فعالیت می‌سازد و منظور از مالکیت معنوی حق امتیاز و علایم یا مارک‌های تجاری و دانش فنی است و منظور از دارایی‌های بازار، برندها، مشتریان، وفاداری مشتریان و کانال‌های توزیع است (احمدیان و قربانی ۱۳۹۲).

جدول۲-۴- مقایسه مفهوم­سازی­های سرمایه­ فکری

بروکینگ

روس و همکاران

استوارت

بونتیس

دارایی‌های انسانی

مهارت ها، توانایی ها و تخصص توانایی‌های حل مسئله و سبک‌های رهبری

سرمایه انسانی

شایستگی طرز تلقی و چالاکی فکری

سرمایه انسانی

کارکنان به مثابه مهم ترین دارایی سازمان

سرمایه انسانی

دانش کارکنان

دارایی‌های زیر ساختاری

فن آوری فرایندها و روش‌های کاری

سرمایه سازمانی

دارایی فکری نوآوری، فرایندها و دارایی فرهنگی

سرمایه انسانی

کارکنان به مثانه مهم ترین دارایی سازمان

سرمایه انسانی

دانش کارکنان

دارایی فکری

دانش فنی ؛ مارک‌های تجاری حق ثبت محصولات

سرمایه نوسازی و توسعه:

حق ثبت محصولات و تلاش‌های آموزشی

سرمایه ساختاری :

حق ثبت محصولات طرح ها و مارک‌های تجاری

دارایی فکری :برخلاف سرمایه فکری , دارایی فکری یک دارایی به ثبت رسیده با تعریف قانونی است

دارایی‌های بازار :

نام‌های تجاری مشتریان وفاداری مشتریان وکانال‌های توزیع

سرمایه رابطه :

روابط با ذی نفعان درون و بیرون سازمان

سرمایه مشتری :

اطلاعات بازار برای استفاده در جذب و حفظ مشتریان

سرمایه رابطه

سرمایه مشتری تنها یک بخش دانش موجود در روابط سازمانی است

۲-۷-۲- مدیریت موفق سرمایه فکری

برای تأثیرگذاری مثبت بر ارزش آینده بنگاه لازم است درک بهتری از سرمایه فکری و آخرین ابزار موجود برای شناسایی اندازه گیری و مدیریت این عامل مهم ایجاد ارزش را آخرین ابزار موجود برای شناسایی اندازه گیری و مدیریت این عامل مهم ایجاد ارزش را داشته باشیم رهنمود حسابداری مدیریت منتشر شده به وسیله انجمن حسابداران رسمی آمریکا (AICPA) پنج گام اساسی را برای مدیریت موفق سرمایه فکری تعیین می‌کند.

۱٫شناسایی سرمایه فکری بنگاه

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




۱٫ شرایط مربوط به نوع محکومیت؛ که می‌بایست شامل جرایم خاصی از قبیل جرایم علیه امنیت، مواد مخدر، تعزیر بدل از قصاص نفس و غیره نشود[۲۰۷] و جرم ارتکابی وی در دسته جرایم تعزیری درجه سه تا هشت بشود.

۲٫ شرایط مربوط به محکوم علیه (بزهکار)؛ که با توجه به اوضاع و احوال که موجب ارتکاب جرم گردیده، وضعیت فردی، خانوادگی و اجتماعی و سوابق متهم فقدان سابقه محکومیت کیفری مؤثر و غیره متغیر است.

۳٫ شرایط دادرسی؛ از قبیل صدور قرار از سوی دادگاه در حین دادرسی یا پس از آن، عدم تاثیر بر حق مدخی خصوصی عدم ارتکاب جرایم مقرر تا پس از انقضای مهلت تعلیق می‌باشد.

۳-۱٫ کسب رضایت بزهدیده

یکی از شروط دیگری که در صدور قرار تعلیق تعقیب قرار داده شده است گذشت شاکی یا جبران خسارت است. این قرار اختصاص به جرایم غیرقابل گذشت دارد این جرایم در صورت گذشت ناپذیر بودن و وجود سایر شرایط مشمول قرار تعلیق تعقیب دعوای کیفری قرار می‌گیرند و در غیر این صورت، اگر شاکی گذشت نمایند، بر طبق ماده ۱۳ ق. آ. د. ک. برای همیشه ساقط شده و مشمول قرار موقوفی تعقیب می‌شود.

این شرط یکی از شروط ترمیمی مهم قرار تعلیق تعقیب است و پیش‌بینی آن سبب توجه به بزهدیده و تامین نیازهای مادی و معنوی او می‌شود مقنن با در نظر گرفتن شرط گذشت شاکی، جبران خسارت یا توافق بر سر پرداخت آن را نیز پیش‌بیینی نموده است که خسارت منظور بر طبق ماده ۱۴ شامل ضرر و زیان‌های مادی، ضرر و زیان‌های معنوی و منافع ممکن الحصول می‌شود. لیکن آنچه مسلم است، اینکه جبران خسارت تنها در این محدوده نمی‌گنجد و می‌تواند شامل موارد بسیاری از قبیل: عذرخواهی شفاهی، عذرخواهی کتبی، ارائه خدمات (همانند کمک به مصدومینی که بر اثر جرم دچار نقص عضو شده‌اند) و غیره شود.

۴-۱٫ فقدان سابقه محکومیت مؤثر کیفری

شرط چهارم در اعطای تعلیق تعقیب به متهم نداشتن سابقه محکومیت مؤثر کیفری است. این شرط بیانگر دیدگاه مقنن به متهمانی است که، در اصطلاح جرم شناسی حالت خطرناک آن ها کم بوده و یا اصلاً حالت خطرناک نداشته باشد. سابقه محکومیت مؤثر کیفری نیز محکومیتی است که طبق تبصره ماده ۴۰ ق. م. ا. در آن محکوم به تبع اجرای حکم بر اساس ماده ۱۲۵ این قانون از حقوق اجتماعی خود محروم می‌شود.

۵-۱٫ اختیاری بودن

یکی از شروط مهم رویکردهای ترمیمی بحث اختیاری بودن رسیدگی کیفری است. این شرط در ماده ۸۲ به صورت “ موافقت بزهکار” ذکر شده است و بر طبق آن دادستان می‌تواند پس از اخذ موافقت متهم و در صورت ضرورت با اخذ تامین مناسب تعقیب وی را از شش ماه تا دو سال معلق نماید. موافقت متهم می‌تواند به پیشبرد اهداف تعلیق که عبارت از اصلاح و درمان بزهکار، کمک به احیاء و ترمیم بزهدیده و غیره می باشدکمک نماید و در صورت عدم وجود این شرط، الزام بزهکار به اقدامات تامینی مذکور در ماده کم فایده و حتی بی فایده می‌بود.

۲. شرایط استمرار تعلیق تعقیب

در ماده ۸۱ ق.آ.د.ک. بیان شده است دادستان پس از صدور قرار تعلیق تعقیب تحت شرایط خاصی، حسب مورد متهم را مکلف خواهد نمود تا برخی دستورات مندرج در ماده را اجرا نماید این دستورات از دو حیث قابل بررسی و مداقه است.

نخست از حیث جرم‌شناسی و تبعیت آن ها از نظریات جرم شناسانه و دوم از حیث حقوقی و توجه به نقش سهام‌داران جرم که در ادامه به آن خواهیم پرداخت.

نکته دیگری که مهم است این است که مقنن دادستان را ملزم به صدور دستور اجرای تمام اقدامات تامینی مذکور ننموده است و در عبارت “حسب مورد” اجرای این موارد را بسته به اوضاع و احوال بزهکار دانسته است. در فرض مثال اگر بزهکاری به مواد مخدر و الکل اعتیاد داشته باشد، ترک اعتیاد وی مسلماًً یکی از دستورات خواهد بود.

ذکر این نکته نیز خالی از فایده نخواهد بود که شرایط مذکور در ماده ۸۱ ق. آ. د. ک. تقریباً با شرایط ذکر شده در خصوص صدور قرار تعویق صدور حکم و قرار تعلیق اجرای مجازات[۲۰۸] در قانون مجازات اسلامی تطابق دارد که این خود نشان دیگری از تغییر سیاست‌های جنایی ایران در خصوص اهتمام به اصلاح و درمان بزهکار است.

۱-۲٫ جلوه های جرم شناختی دستورات تامینی

۱-۱-۲٫ نظریه معاشرت‌های ترجیحی یا افتراقی

این نظریه محصول اندیشه جرم شناس آمریکایی ادوین ساترلند بود که معتقد به وجود ارتباط و همبستگی میان بزهکاری و از هم گسیختگی اجتماعی بود وی در تبیین نظر خود اعلام نمود که جرم پدیده‌ای فراگرفتنی و آموختنی است و به عنوان یک خصیصه اکتسابی از طریق آموزش وارد شخصیت فرد می‌شود[۲۰۹] ایشان در چاپ سوم کتاب “ اصول جرم شناسی” خود (۱۹۳۹) بیان نمود که “ محتوای الگوهای ارائه شده در معاشرت «از فردی به فرد دیگر منتقل می‌شود». در اندیشه وی محتوای ارتباطات از سوی دیگران به عنوان نقطه تأکید و تمرکز بود[۲۱۰].نظریه معاشرت‌های ترجیحی ساترلند ۹ اصل کلی دارد که عبارت است از:

۱٫ رفتار مجرمانه فراگرفتنی است.

۲٫ این رفتار از خلال تعامل با دیگران آموخته می‌شود.

۳٫ بخش اصلی یادگیری در درون ‌گروه‌های افراد صمیمی اتفاق می‌افتد.

۴٫ یادگیری شامل فنون ارتکاب جرم و انگیزه ها و رویکردهای آن است.

۵٫ انگیزه ها و سائقه‌ها، قوانین را به صورت مطلوب یا نامطلوب جلوه می‌سازد.

۶٫ بزهکاری فرد به دلیل سبقت تعاریف سازگار بر جرم بر تعاریف ناسازگار بر جرم است.

۷٫ تکرار، طول مدت، شدت، ترجیح و شدت معاشرت‌های ترجیحی با یکدیگر متفاوت است.

۸٫ فرایند یادگیری رفتار مجرمانه همراه با سازکارهای یادگیری‌های دیگر است.

۹٫ رفتار مجرمانه تعریفی از نیازها و ارزش‌های عمومی است و رفتار مجرمانه توسط این نیازها تشریح نمی‌شود[۲۱۱].

همان گونه که در تبیین این نظریه مشهود است آنچه که ارتکاب جرم را تسهیل و سرعت می‌بخشد محیط و افرادی هستند که فرد تحت تاثیر آنان مرتکب جرم می‌شود، این امر از دیدگاه مقنن دور نمانده و موارد اقدامات تامینی مذکور در ماده ۸۱ در قالب چند بند بدین شکل بیان شده است.

نخست آنکه مقنن دربند “ ت” بیان می‌کند که « خودداری [متهم] از رفت و آمد به محل یا مکان معین، حداکثر به مدت یک سال» که در واقع هدف قانون‌گذار جلوگیری از معاشرت فرد با افراد و محل‌های مستعد و مهیا برای ارتکاب جرم است. و همچنین در بند” د” « عدم ارتباط و ملاقات با شرکای جرم» در بند ” چ” نیز «شرکت در کلاسها یا جلسات آموزشی، فرهنگی و حرفه‌ای در ایام و ساعات معین حداکثر به مدت یکسال» را پیش‌بینی نموده است.

۲-۱-۲٫ نظریه سبک زندگی و فعالیت روزانه

نظریه سبک زندگی که توسط گات فردوسن و هیندلنگ توسعه یافته است در پی بیان عوامل مؤثر بر وقوع جرم تحت تاثیر سه عامل” نقش‌های اجتماعی” ”موقعیت در ساختار اجتماعی” و” جزء عقلانی” است. و بیشتر از آنکه به دنبال بیان شرایط ارتکاب جرم توسط بزهکار باشد، به دنبال تبیین دلائل بزه دیدگی است لیکن ارکان این نظریه با تأکید بر عنصر”خطر” در زندگی و تغییرات روزمره هر دو عامل بزهکاری و بزه دیدگی را بیان می‌کند[۲۱۲].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




محققین دلایل زیادی را برای استفاده از این روش ذکر نموده ­اند مهم­ترین دلیل، برتری این روش برای نمونه ­های کوچک ذکر شده است. دلیل بعدی، داده ­های غیر­نرمال است که محقق در برخی پژوهش­ها با آن روبرو می­ شود. در نهایت دلیل آخر استفاده از این روش، سروکار داشتن با مدل­های اندازه ­گیری از نوع سازنده است. جدول زیر، دلایل استفاده از این روش در پژوهش‌های چاپ شده در مجله MISQ و همچنین مجله های JM , JMR و JAMS همراه با درصد مقاله­هایی که این دلایل را بیان نموده ­اند نشان می­دهد.

جدول۳-۴- دلایل استفاده از پی ال اس

دلایل
درصد ارجاع در مجله MISQ
درصد ارجاع در مجله های JM,JMR,JAMS
حجم کم نمونه
۲۴
۱۵
داده ­های غیرنرمال
۲۲
۱۹
مدل­های اندازه ­گیری از نوع سازنده
۲۰
۱۹
قدرت پیش‌بینی مناسب
۱۰
۱۴
پیچیدگی مدل (تعداد زیاد سازه ­ها و یا شاخص ­ها)
۹
۶
تحقیق اکتشافی
۷
۱
توسعه تئوری و نظریه
۶
۰
استفاده از متغیر­های طبقه بندی شده
۴
۶
بررسی همگرایی
۲
۲
آزمون تئوری و فرضیه
۱
۵
آزمودن فرضیات شامل متغیر­های تعدیل گر
۱
۵

با توجه به جدول، دو دلیل مهم استفاده از پی ال اس حجم نمونه اندک و داده غیر نرمال ‌می‌باشد که روش­های نسل اول مدل سازی معادلات ساختاری که با نرم افزار­هایی مثل لیزرر و ای کیو اس و آموس اجرا می­شدند به آن حساس هستند، ‌می‌باشد (داوری، ۱۳۹۲). در این پژوهش از آن جایی که داده ­های مربوط به هر چهار متغیر غیر­نرمال ‌می‌باشد، برای تحلیل مدل از نرم افزار پی ال اس استفاده شده است.

برای تحلیل مدل‌ها در روش مدل سازی معادلات ساختاری با رویکرد حداقل مربعات جزئی ( PLS-SEM) مراحلی وجود دارد که دو مرحله اصلی بررسی برازش مدل و سپس آزمودن فرضیه ­های پژوهش ‌می‌باشد.

    1. . Jiang, et al. ↑

    1. . Anwar Mir ↑

    1. . Chang, et al. ↑

    1. . Advertising ↑

    1. . Strauss & Frost ↑

    1. . Internet World Stats ↑

    1. . Online ↑

    1. . Internet advertising ↑

    1. . Schlosser, et al. ↑

    1. . Internet Advertising Revenue Report (IAB) ↑

    1. . Attitude toward advertising ↑

    1. . Bruner & Kumar ↑

    1. . Biehal, et al. ↑

    1. . Mackenzie, et al. ↑

    1. . Advertising effectiveness ↑

    1. . Behavioral responses ↑

    1. . Mehta ↑

    1. . Tang ↑

    1. . Adclicking ↑

    1. . Online shopping ↑

    1. . Wang, et al. ↑

    1. . Calfee, et al. ↑

    1. . Petur Samundsson ↑

    1. . Bamberger ↑

    1. . Azeem & Haq ↑

    1. . Affective construct ↑

    1. . Subjective evaluations ↑

    1. . Hopkins, et al. ↑

    1. . Soh, et al. ↑

    1. . Kim, et al. ↑

    1. . Wolfinberger ↑

    1. .Hofacker, et al. ↑

    1. . Scutaru ↑

    1. . Mathew, et al. ↑

    1. . The American Marketing Association ↑

    1. . Non-personal presentation ↑

    1. . Identified sponsor ↑

    1. . Diwan ↑

    1. . Amaldos, et al. ↑

    1. . Blech ↑

    1. . Jones ↑

    1. . Price ↑

    1. . Promotion ↑

    1. . Distribution ↑

    1. . Tellis Gerared ↑

    1. . Cognitive ↑

    1. . Emotional ↑

    1. . Behavioral ↑

    1. . Clark ↑

    1. . Keller, et al. ↑

    1. . Brown, et al. ↑

    1. . Rowley ↑

    1. . Merisavo ↑

    1. . Joines, et al. ↑

    1. . Mcmillan, et al. ↑

    1. . Yoon & Kim ↑

    1. . Sheth & Sharma ↑

    1. . Web 2.0 ↑

    1. . Blogs ↑

    1. . Video blogs ↑

    1. . Harker ↑

    1. . Imber, et al . ↑

    1. . Interactive nature ↑

    1. . Banner ↑

    1. . Sponsorships ↑

    1. . Pop up ↑

    1. . Interstitials ↑

    1. . Push technologies or links ↑

    1. . Baran ↑

    1. . Pop out ↑

    1. . Targeted keyword ↑

    1. . Text ad ↑

    1. . Advergames ↑

    1. . Gordon, et al. ↑

    1. . Combard, et al. ↑

    1. . Rodgers & Thorson ↑

    1. . Ducoffee ↑

    1. . Evanse ↑

    1. . Kutty ↑

    1. . Brogstrom ↑

    1. . Clutter ↑

    1. . Pop-up & pop-under ↑

    1. . Ads spawning ↑

    1. . E-mail advertising ↑

    1. . Search engine ↑

    1. . Video advertising ↑

    1. . Button ↑

    1. . Skyscrapers ↑

    1. . Chat rooms ↑

    1. . Interstitial ↑

    1. . Transition ↑

    1. . Earlug ↑

    1. . Sponsorship ↑

    1. . Classified ↑

    1. . Hyperlinks ↑

    1. . Hypertext ↑

    1. . Web site ↑

    1. . Advergame ↑

    1. . Product Placement ↑

    1. . Attitude ↑

    1. . Modern attitude measurement ↑

    1. . L.L.Thurstone ↑

    1. . Mowen and Minor ↑

    1. . Gawronski ↑

    1. . Reasoned action ↑

    1. . Ajzen ↑

    1. . Responed action ↑

    1. . Pickett ↑

    1. . Brehm & Kassin ↑

    1. . Cognitive ↑

    1. . Feeling ↑

    1. . Action tendency ↑

    1. . Forming attitude ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




از طرف دیگر اگر چه مفهوم تاب آوری در روانشناسی رشد و محیط کار تطابق دارند اما تفاوت هایی با هم دارند. برای مثال ماتسن و رید تاب آوری را به عنوان یک گروهی از پدیده ها که توسط طرح ها و الگوهای انطباقی مثبت در متن و بافت پریشانی ها یا ریسک های مهم مشخص می‌شوند تعریف می‌کند اما در رفتار سازمانی مثبت تاب آوری یک حالتی است که بیان می‌کند، فرد پس از رویدادهای مثبت و حوادث فشار آور مثل افزایش مسئولیت و ‌پاسخ‌گویی‌ خود را باز یابد.

۱۰-۳-۲٫ سرمایه روانشناختی

سرمایه روانشناختی مثبت چارچوبی را ارائه می‌دهد که دانش پژوهان و محققان را قادر به توسعه تحقیقات متداول در زمینه رفتار سازمانی مثبت می‌کند. آن در یکپارچه سازی و توسعه رویکرد مثبت به رفتار سازمانی در روش های مختلف گام بر می‌دارد. رفتار سازمانی با ظرفیت های روانشناختی مانند خودکارآمدی، امید، خوش بینی و تاب آوری در حال حاضر محققان مدیریت را بر آن داشت که داشتن آن ها را برای افراد سازمانی به عنوان یک مزیت رقابتی محسوب نماید و روی آن بیشتر سرمایه گذاری و پژوهش کنند. با وجود اینکه یافته های تجربی و مقدماتی از نمونه های مختلف این چهار ظرفیت روانشناختی مثبت حمایت می‌کنند. اما ترکیب این ظرفیت ها درون یک سازه و تعامل آن ها با هم، نظر محققان را به خود جلب نمود و سبب شد این سازه ی مرکب از خودکارآمدی، امید، خوش بینی و تاب آوری، توسط لوتانز به عنوان یک معیار مقایسه پذیر و تحسین برانگیزی برای اندازه گیری سرمایه انسانی (یا ذهنی)، اجتماعی، اقتصادی معرفی گردید. لوتانز و همکارانش سرمایه روانشناختی را به طور جامع تعریف می‌کنند. آن ها بیان می‌کنند سرمایه روانشناختی یک حالت روانشناختی مثبت فردی است، که با توجه به ویژگی های زیر مشخص می‌شوند:

۱) اعتماد به نفس داشتن در انجام تلاش های لازم برای موفقیت در به چالش کشیدن وظایف (خودکارآمدی).

۲) ایجاد یک اسناد مناسب درباره موفقیت در حال و آینده (خوش بینی).

۳) ثابت قدم بودن در مسیر اهداف و در صورت لزوم تغییر مسیرها برای نیل به اهداف و دستیابی به موفقیت (امید).

۴) داشتن تلاش بیشتر در دستیابی به موفقیت به هنگام احاطه شدن توسط مشکلات و سختی ها و یا حتی رویدادهای مثبت، پیشرفت ها و مسئولیت بیشتر (تاب آوری) (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷؛ ۱۱).

منابع متعددی از هم افزایی تعاملی بین ابعاد سرمایه روانشناختی حمایت کرده‌اند. هنگامی که سرمایه روانشناختی به عنوان یک سازه مرکزی پنهان[۸۴] و چند بعدی توصیف می شود. آنگاه می‌توانیم بگوییم که از درون منابع روانشناختی دیگر بیرون کشیده شده است. به عنوان یک عامل مرکزی مرتبه بالا[۸۵]، یک رگه[۸۶] اساسی یا حرکت مشترکی از طریق سرمایه روانشناختی وجود دارد که ارزیابی های مثبت شخصی از موقعیت های خاص، منابع شخصی و فیزیکی موجود و احتمال موفق شدن مبتنی بر تلاش های شخصی و کوشش های مترقیانه و ثبات قدم را ارائه می‌دهد. برای مفهوم سازی سرمایه روانشناختی به عنوان یک سازه ی مرتبه بالا می توان از تئوری های منابع روانشناختی کمک گرفت. برای مثال تئوری های منابع چند جزئی از ایجاد و تأثیرات مسری درون ابعاد درونی سازه‌ها از قبیل خودکارآمدی، امید، خوش بینی و تاب آوری حمایت می‌کنند در حالی که تئوری های منابع اصلی از اثرات تعاملی در میان چنین سازه هایی حمایت می‌کنند (لوتانز و همکاران، ۲۰۰۷؛ ۱۱).

سرمایه روانشناختی به عنوان یک سازه مرکزی، به گونه ای مفهومی با ایجاد مفاهیمی خارج از نظریه های سرمایه مالی- اقتصادی سنتی و سرمایه های انسانی و اجتماعی حمایت می شود. با این دید سرمایه روانشناختی به عنوان سرمایه جدید سازمانی، ارزش افزوده ای را به چیزهایی که سازمان در حال حاضر دارد (سرمایه اقتصادی)، چیزهایی که منابع انسانی از آن آگاهی و مهارت دارند (منابع انسانی)، روابط افراد با دیگران (سرمایه اجتماعی) اضافه می‌کند. تا به امروز ۲۴ آیتم برای سنجش سرمایه روانشناسی بیان شده است که اعتبار آن از لحاظ ویژگی های روانسنجی[۸۷] و شبکه های قانونی[۸۸] سنجیده شده است (لوتانز و یوسف و دیگران، ۲۰۰۷). تحقیقات اولیه نشان دادند که توسعه و گسترش مداخلات سرمایه روانشناختی تأثیر مهمی بر شرکا و ادراکات سرمایه روانشناختی رهبران دارد که به پیامدهای مطلوب دیگر مثل افزایش اعتماد و ارزیابی بالاتر اثربخشی رهبری منجر می شود (نورمن، آولیو و لوتانز، ۲۰۰۶؛۳۸۹).خودکارآمدی، خوش بینی، امید و تاب آوری ظرفیت های روانشناختی مثبت جداگانه ای برای سرمایه روانشناختی هستند که از تئوری ها و تحقیقات زیاد انجام شده توسعه پذیری و قابلیت اندازه گیری آن ها به ثبت رسیده است. بعلاوه بیشتر طرفیت های مثبت اجتماعی مثل سپاسگذاری، عفو و گذشت، هوش عاطفی و نیز ظرفیت های مرتبه بالاتری مثل معنویت و شجاعت هستند که هنوز معیارهای مشمول در نظر گرفته نشده اند. همان طوری که قبلاً بحث شد این طبقه بندی از رفتار سازمانی مثبت دیگری را هم در بر می‌گیرد به جای اینکه یک طبقه بندی بسته ای باشد (لوتانز و یوسف و دیگران ، ۲۰۰۷ ؛۱۱) .

در نهایت تحقیقات اولیه ‌در مورد سرمایه روانشناختی نشان از ارتباط مثبت آن با عملکرد و رضایت در دو نمونه از کارخانه های با فناوری نوین و کارکنان خدماتی دارد (لوتانز و یوسف و دیگران، ۲۰۰۷؛۱۱). بیشتر تحقیقات میان فرهنگی سرمایه روانشناختی در چین انجام شده است. علاوه بر این بیشتر تحقیقات ‌در مورد اجزای خودکارآمدی در آسیای جنوبی و مرکزی و ‌در مورد اجزای امید در افریقا و کشورهای جنوب غربی آسیا و شمال شرق افریقا انجام گرفته است. همچنین مفاهیم ضمنی سرمایه روانشناختی با جمعیت های با ملیت های متفاوت مانند مدیران مهاجر سازمان های تجاری تجزیه و تحلیل شده است (یوسف و لوتانز، ۲۰۰۴؛ ۱۴۴). لوتانز و ژوزف ابعاد سرمایه روانشناختی را در شکل زیر خلاصه کردند و اظهار داشتند که هر کدام از این حالات در هر سازمانی به طور منحصر به فردی سنجش می شود، توسعه می‌یابد و روی عملکرد سازمانی تأثیر می‌گذارد. این گفته آن ها اشاره به غیرقابل تقلیدی بودن، بالقوه بودن و مزیت رقابتی پایدار داشتن این حالات را دارد. همچنین بیان کردند که بعدهای دیگری در آینده به سرمایه روانشناختی اضافه خواهد شد که این خود ارزش این نظریه را به عنوان ابزاری برای تحقیق و سنجش ارزش سازمانی بیانگر است (لوتانز و یوسف، ۲۰۰۴؛ ۱۴۴).

خودکارآمدی/ اطمینان

باور و اطمینان قلبی فرد د تجهیز منابع شناختی در به دست آوردن نتایج خاص

تاب آوری

داشتن توانایی سازگاری خود با شرایط بعد از شکست ها، عدم موفقیت ها و حتی رویدادهای مثبت

خوش بینی

داشتن یک سبک اسنادی که وقایع مثبت را به دلایل درونی، پایدار و فراگیر استناد می‌کند.

سرمایه روانشناختی

-منحصر به فرد بودن

– قابل سنجش بودن

– قابل توسعه بودن

– مؤثر بر عملکرد

امید

داشتن عزم راسخ و مسیر رسیدن به اهداف شخصی

شکل ۱-۲ ابعاد سرمایه روانشناختی (Luthans & Youssef, 2004)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




در بین شیوه های درمانی ای که برای این اختلال به کار گرفته شده، چند مورد مهم تر و مفیدتر از سایر شیوه ها بوده اند که عبارتند از: الف) دارو درمانی

ب) رفتار درمانی

ج) ادرمان شناختی رفتاری

در بسیاری موارد می‌توانیم از این شیوه ها به صورت ترکیبی استفاده کنیم(علیزاده، ۱۳۸۳).

دارو درمانی

استفاده از داروهای محرک فراوان ترین نوع دارو درمانی است که برای کودکان با اختلال نارسایی توجه /فزون جنبشی به کار گرفته می شود (‌بار کلی‌،۱۹۸۹). برای اولین بار چارلز برادلی[۵۱] در سال ۱۹۳۷ از سولفات آمفتامین برای درمان مشکل های رفتاری و ناشکیبایی نوجوان در بیمارستان در اماپدلتون در پروویدنس استفاده کرد که نتیجه ی موفقیت آمیزی هم به دنبال داشترایج ترین داروهای محرک (CNS)مورد استفاده شامل متیل فنیدیت، ریتالین،کونسرتا، متادیت، دکسدرین،دکستر و آمفتامین، آمفتامین ترکیبی و آدرال می‌باشند. متیل فندیت رایج ترین داروی مورد استفاده است که در بیشتر از ۸۰ % از کودکان تحت درمان با داروهای محرک ، مورد استفاده است (سافر و زیتو[۵۲]،۲۰۰۰).

اثرات رفتاری داروهای محرک

تقریباً ۷۵% از کودکان سنین مدرسه ابتدایی مبتلا به ADHD به یک یا چند دوز از داروهای محرک پاسخ مثبت می‌دهند.. بقیه کودکان با بهره گرفتن از این داروها یا تغییری نشان نمی دهند یا نشانگان ADHD در آن ها بدتر می‌شوند، ‌بنابرین‏ موقعیت نیاز به داروها یا رویکردهای درمانی جانشین را پیچیده تر می‌کند. پس، نه تضمینی برای این که کودک مبتلا به ADHD به داروی محرک ویژه ای پاسخ خواهد داد وجود دارد و نه بهتر است پاسخ درمانی به عنوان تأییدی برای تشخیص به کار رود ( یعنی اسخ مثبت به داروها نه بیانگر صحت تشخیص ADHD و نه پاسخ منفی نشان دهندهء عدم تشخیص ADHD است). علاوه بر آن، عدم پاسخ دهی یا اثرات نامطلوب ناشی از یکی از محرک ها، احتمال پاسخ دهی مثبت به یکی از داروهای باقیمانده در این طبقه را رد نمی کند (الیا و راپورت[۵۳]،۱۹۹۱).

اثرات بر کنترل رفتاری و توجه

این داروها به گونه معنی داری فعالیت حرکتی مخربف به ویژه حرکات نامطلوب به تکلیف را در شرایط کاری کاهش می‌دهند. با بهره گرفتن از این داروها بهبودی مشکلات پرخاشگری، رفتار مخرب کلاسی (‌بار کلی‌ ،۱۹۷۹)، عدم تداوم در تکالیف ناکام کننده، عدم اطاعت از دستورات مراجع قدرت نشان داده شده است، به طور کلی ، کنترل رفتاری و حفظ توجه با بهره گرفتن از میزان بالای دارو بیشترین بهبودی را نشان داد، این بهبودی در محیط خانه ، کلینیک، و شرایط مشابه کلاسی آشکار بود(محمدخانی،اسمائیمجد،۱۳۸۷).

اثرات بر عملکرد شناختی و تحصیلی

به طور سنتی اثرات داروی محرک بر عملکرد شناختی کودکان مبتلا به ADHD با بهره گرفتن از الگوهای آزمایشگاهی مانند ازمون یادگیری تداعی های زوجی و آزمون های یادآوری کوتاه مدت مطالعه شده است. نشان داده شده که MPH دارای اثرات مثبت و مؤثری بر کارکرد شناختی کودکان در آزمون های بازیابی کلامی ، یادگیری تداعی های زوجی، یادگیری هم ارزی محرک ها و یادآوری کوتاه مدت محرک های دیداری است(محمدخانی،اسمائیمجد،۱۳۸۷).

اثرات بر روابط اجتماعی

نشان داده شده که MPH به گونه معنی داری کیفیت تعاملات اجتماعی کودکان مبتلا به ADHD را با والدین، معلمان و همسالان خود بهبود می بخشد(محمدخانی،اسمائیمجد،۱۳۸۷).زیان های دارو درمانی

با وجود فواید بی شماری که برای دارودرمانی برشمردیم، به دنبال دارودرمانی،ضررهایی نیز برای کودک به وجود می‌آیند که نباید نادیده گرفته شوند. امروزه می‌دانیم که دارو درمانی نمی تواند تمام مشکل های کودکان دارای نارسایی توجه/ فزون جنبشی، مانند برخی مشکل های یادگیری آن ها را، بهبود بخشد که این البته می‌تواند به مقدار مصرف دارو بستگی داشته باشد. دارودرمانی، تنها در ناتوانی در بهبود بخشیدن به برخی مشکل ها نقص ندارد، بلکه این شیوه، ضررهایی نیز برای کودک در بردارد. این ضررها ممکن است در حوزه های اجتماعی باشند، مانند افزایش تقلب ، که می‌توانند خود، از افزایش میزان تمرکز کودک بر تکلیف ها ناشی شده باشند(هینشو[۵۴] و همکاران، ۱۹۹۲).

متداول‌ترین اثرهای جانبی دارودرمانی که در کودکان مشاهده شده است عبارتند از کاهش اشتها، کاهش وزن ، اختلال خواب، توهم زایی، افسردگی، و حرکت های غیرارادی، افزایش فشارخون انبساطیف افزایش ضربان قلب، سردرد،معده درد،گوشه گیری و خلق گرفته و ناخشنود. در مواردی که مقدار مصرف دارو بسیار زیاد باشد، حتی می‌تواند به آسیب دیدگی بافت های عصبی مغز منجر شود،این ضررها نشان می‌دهد که درمانگر باید در تجویز دارو بسیار دقیق باشد. (فارمر[۵۵]، ۱۹۷۸).

رفتار درمانی

کارایی کوتاه مدت داروهای محرک برای درمان ADHD در کودکان و نوجوانان به خوبی اثبات شده است. مشاهده شده افرادی که ‌به این داروها پاسخ مثبت می‌دهند، ممکن است به اندازه کافی بهبود نیابند و رفتارهای آنان در حد رفتارهای بهنجار قرار نگیرد. از طرفی داروهای محرک به طور کامل تمام نشانه شناسی اختلال را تحت تأثیر قرار نمی دهند(سوانسون[۵۶] و همکاران، ۱۹۹۳).

گاتلیب[۵۷] (۱۹۸۷ ) اظهار می‌کند که رفتار درمانی، در کنار مشاوره ی خانواده و روان درمانی فردی، مهم ترین روش های مداخله ی روان درمان بخش هستند که می توان برای کمک به کودک از آن ها استفاده کرد. به گفته ی او، در عین حال که دارودرمانی می تواندمشکل های کودک را کاهش دهد، برای افزایش توانمندی های کودک می توان از رفتاردرمانی نیز استفاده کرد.

بر اساس روش های تغییر رفتار، به خصوص شرطی سازی کنشگر، به کودک کمک کنند. مهم ترین شیوه هایی که می‌توانند در این زمینه مورد استفاده قرار بگیرند عبارتند از:

۱) تقویت کننده های مثبت و منفی، ۲) شکل دهی، ۳) الگوسازی، ۴) مجاورت، و ۵) محروم سازی

(علیزاده ،۱۳۸۳)

درمان شناختی- رفتاری

تغییر شناختی- رفتاری می‌تواند برای برخی از کودکان با اختلال نارسایی توجه/ فزون جنبشی تا اندازه ای مفید باشد. این روش درمانی به کودک کمک می‌کند تا مهارت های حل مسأله و کنترل خود را افزایش بدهد (ابیکوف[۵۸]،۱۹۸۵). اساس آموزش های شناختی، به کارهای دو دانشمند معروف روسی به نام های لوریا و ویگوتسکی[۵۹] برمی ‌گردد که معتقد بودند زبان درونی می‌تواند به کنترل خود کمک کند. در شیوه های شناختی- رفتاری، درمانگر سعی می‌کند تا از راه آموزش، الگوسازی مرور ذهنی یا رفتار آشکار ، فرصت دادن برای یادگیری اکتشافی، شکل دهی، محوسازی، و برنامه ریزی آموزشی به کودک کمک کند. آموزش خودآموزی و روش های مورد اشاره در بالا، می‌توانند به کودک کمک کنند تا میزان رفتارهای نظام دار خود را افزایش دهد (شوگنسی[۶۰] و همکاران،۱۹۸۸).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




_ طراحی جدید بر مبنای آینده‌نگری؛

_ طراحی بر مبنای سلامت و ایمنی؛

_ طراحی بر مبنای جداسازی آسان؛

_ طراحی بر مبنای سهولت بازیافت و پایین بودن آلودگی و استفاده از حداقل انرژی؛

_ طراحی بر مبنای استفاده هر چه کمتر از مواد و اجزاء تشکیل دهنده کالا؛

_ طراحی بر مبنای کاربرد ساده.

۲ -موضع سازی سبز: موضع سازی سبز مسئله ای است که در بدو ایجاد سازمان بایستی به آن توجه شود. در واقع بازاریابان سبز با اثبات اینکه همه فعالیت‌ها و رفتارهای‌شان به طور کامل مسائل و مباحث محیطی را در فرایند تصمیم‌گیری لحاظ کرده‌اند، سبز بودن استراتژیک را ثابت کرده‌اند. پلونسکی و رزنبرگر چنین اظهار می‌دارند که معیارهای محیطی بایستی همانند معیارهای مالی در فرایند موضع سازی مورد توجه قرار گیرند (پلونسکی و رزنبرگر، ۲۰۰۱).

۳ -قیمت‌گذاری سبز: در بازاریابی سبز قیمت‌ها بایستی نشان دهنده و یا حداقل تقریبی از هزینه واقعی‌اش باشد. یعنی نه تنها هزینه های مستقیم تولید بلکه همچنین هزینه های محیطی نیز باید در نظر گرفته شوند (پراید و فیدل، ۱۹۹۵). اغلب پول پرداختی بابت کالاهای سبز بیشتر است ولی هزینه آن ها در دراز مدت کمتر است. ‌بنابرین‏ مصرف کنندگان بایستی این بینش را داشته باشند که در انتخاب محصولات مصرفی‌شان کلیه هزینه های جانبی از جمله هزینه آلودگی محیط زیست را در نظر بگیرند.

۴ -تدارکات سبز: یکی از اهداف اساسی تدارکات هزینه های محیطی است. پیشرفت‌های پیچیده‌ای در توزیع در بخش تدارکات صورت گرفته است. این نوآوری برای اولین بار در سال ۱۹۹۰ توسط آلمانی ها پدیدار شد. تدارکات برگشتی منسجم نیازمند تعهد شرکتی گسترده ‌بر اساس تمرکز استراتژیک همانند منابع انسانی و مالی است (پلونسکی و رزنبرگر،۲۰۰۱). گیونتینی و آندل در سال ۱۹۹۵ بحثی را تحت عنوان شش آر (۶R) برای شرکت‌ها مطرح کردند که طبق آن شرکت‌ها می‌توانند هنگام ایجاد استراتژی های تدارکات برگشتی و فرایندها از آن استفاده کنند. ۶R تسهیل کننده تدارکات برگشتی و تعاریف آن ها در جدول شماره یک آورده شده‌اند.

‌بنابرین‏، می‌توان نتیجه گرفت که تدارکات سبز یک فعالیت استراتژیک منسجم و پیچیده است که فرصت‌های منحصر به فردی را پیش روی شرکت‌ها قرار می‌دهد. در صورتی که شرکت‌ها توانایی و یا انگیزه تدارکات سبز را نداشته باشند ممکن است به بازاریابی ضایعات تن دهند.

-۵ بازاریابی ضایعات: اگر چه بازاریابی ضایعات ارتباط تنگاتنگی با تدارکات برگشتی دارد ولی با آن تفاوت دارد. شرکت‌ها ممکن است محصولاتی تولید کنند که نتوانند مجدداً به پردازش آن ها بپردازند. پلونسکی و رزنبرگر بر این عقیده‌اند که این دید باید تغییر یابد، زیرا ضایعات، محصول فعالیت‌های شرکت است و مانند دیگر محصولات ساخته شده می‌تواند ارزش افزوده ایجاد کند. بازاریابی ضایعات به خاطر اینکه چنین فرض می‌کند زباله‌ها وجود دارند و باید به طور کاراتری با آن ها برخورد شود، برای سبز بودن استراتژیک ضروری نیست. پس می‌توان گفت که بازاریابی ضایعات یک راه حل پایانی نیست.

۶ -ترفیع سبز: اطلاع‌رسانی اطلاعات محیطی حساس رویکرد مناسبی است که بایستی در فعالیت‌های ترفیعی بر آن متمرکز شده اما نیازمند این است که تغییرات واقعی در فعالیت‌ها انجام گیرد. پلونسکی بیان می‌کند که شرکت قبل از شروع تبلیغات محیطی بایستی بداند که از دید مشتریان کدام دسته از اطلاعات محیطی مهم‌اند و بایستی به اطلاع‌شان رسانیده شود (پلونسکی و رزنبرگر، ۲۰۰۱). آژانس حفاظت از محیط زیست (EPA) پیشنهاد ‌کرده‌است که چنین اطلاعاتی لازم است به مصرف کنندگان آموزش داده شود و این توانایی را در آن ها ایجاد کند که تصمیمات مؤثرتری نسبت به استفاده صرف از شستن سبز (استفاده کمتر از مواد شوینده) اتخاذ کنند.

۷ -ائتلافهای سبز: یکی دیگر از عواملی که به توسعه مفهوم بازاریابی سبز کمک می‌کند، ‌گروه‌های سبز هستند. نتیجه تحقیقات نشان می‌دهد که ‌گروه‌های محیطی می‌توانند منبع با ارزشی در کمک به درک شرکت از مباحث راه‌حلهای مناسب، به کارگیری تاکتیک ها و استراتژی های مناسب به حساب آیند. در کوتاه مدت اتحادیه سبز می‌تواند به شرکت در اجرای فعالیت‌هایش کمک کند. با وجود این، اتحادیه سبز نمی‌تواند از عهده مشکلات بالقوه از جمله اهداف مختلف درآید.

۲-۱۳-چالش های بازاریابی سبز

بازاریابی سبز مواجه شدن با چالش های مخصوص تعیین شده به وسیله متغیرهای تقاضا ، درک نیازهای مشتریان مخالف و هزینه های بالا است .

فاصله بین طرز تلقی محیطی و رفتار خرید سبز یک چالش مهم در بازارهای محصولات سبز است .(گوپتا و اودن ،۲۰۰۹)[۳۶]

پیت و کران[۳۷] (۲۰۰۵)پنج عامل فعالیت بازاریابی را که منجر به شکست بازاریابی سبز در یک دوره زمانی می شود را شناسایی کردند که شامل :

– چرخه سبز : داشتن یک نگرش واکنشی به وسیله استفاده روابط عمومی برای تکذیب یا بی اعتباری یا انتقاد عمومی از فعالیت های سبز شرکت

– فروش سبز : داشتن یک نگرش فرصت طلبانه با اضافه کردن برخی ادعاهای سبز برای محصولات موجود با تمایل به فروش بالاتر

– محصول سبز : علاقه مندی مناسب به اینکه سبز سازی منجر به ذخیره هزینه می شود . (سود کوتاه مدت یک هدف کلیدی برای اکثر شرکت ها و مدیران بازاریابی است)

– بازاریابی کارگشا : توسعه نوآوری محصولات سبز برای بازار بدون درک واقعی درباره تقاضای واقعی مشتریان

– بازاریابی مقبول : استفاده از نمونه مقبول با کاربرد یا انتظار تدوین قانون محیطی نسبت به یک فرصت برای ترفیع گواهینامه های سبز شرکت بدون نوآوری(لی ،۲۰۰۵)[۳۸]

۲-۱۴-مزیت های بازاریابی سبز

فرصت کلیدی که از به کارگیری بازاریابی سبز به وجود می‌آید یک میدان بازی جدید با رقبای اندک است . در سبز شدن ، یک شرکت می‌تواند چندین امتیاز از جمله بهبود منابع کارا ، پایین آوردن هزینه های ساختاری شرکت و بهبود موقعیت رقابتی را داشته باشد . پلونسکی و روسنبرگ ،۲۰۰۱)[۳۹]

رفتن به سمت سبز شدن مزیت های زیر را در بر دارد :

– باعث بهبود کارایی منابع می شود ، ‌بنابرین‏ باعث کاهش هزینه در ساختار شرکت می شود و موضع رقابتی شرکت را نسبت به رقبا بهبود می بخشد .

– سبز بودن شرکت را قادر می‌سازد که از طریق ارائه محصولات جدید در بازارهای جدید یا ارائه مزیت های اضافی برای محصولات جاری ، خود را از رقبا برجسته تر جلوه دهد . این امر باعث خواهد شد که ارزش شرکت برای مشتریان افزایش یابد و وفاداری مشتری را افزایش داده و در نهایت سودآوری افزایش خواهد یافت .

۲-۱۵-مؤلفه‌های مؤثر در بازاریابی سبز خدمات شرکت ها

استراتژی‌های بازاریابی شامل مؤلفه‌هایی است که به عنوان نمونه می‌توان از موارد زیر نام برد (وانس، ۲۰۰۲):

خدمات

امروزه شرکت ها در دوره‌ای قرار دارند که درآمد خود را از طریق خدماتی که در گرو فروش خدمات است کسب می‌کنند و اعتبار آن‌ ها وابسته به خدماتی است که می‌توانند به توده مردم ارائه دهند.

قیمت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:01:00 ق.ظ ]




هوش هیجانی نوعی از هوش غیر شناختی است که شامل مجموع های از توانایی ها و مهارت های هیجانی واجتماعی می شود و این مهارت ها، توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش می‌دهد(بار-ان،۱۹۹۹).

۲-۲-۲-۶٫ ابعاد هوش هیجانی

جان مایر و پیترسالووی ابعاد چهارگانه هوش هیجانی را به شرح زیر بیان کرده‌اند(بار-ان،۲۰۰۰).

۲-۲-۲-۶-۱٫ خودآگاهی:

ضروری ترین توانایی مرتبط با هوش هیجانی این است که فرد از هیجانات و احساسات خود آگاه باشد. توانایی خودآگاهی به افراد اجازه می‌دهد تا نقاط قوت و محدودیت های خود را بشناسند و به ارزش خود اعتماد پیدا کنند. مدیران و رهبران خودآگاه برای آزمون دقیق روحیات خود از خودآگاهی استفاده کرده و به طور شهودی، از راه درک مستقیم می دانند که چگونه دیگران را تحت تأثیر قرار دهند.

۲-۲-۲-۶-۲٫ آگاهی اجتماعی:

شامل توانایی مهم همدلی و بینش سازمانی است. مدیرانی که دارای آگاهی اجتماعی هستند؛ هیجانات، عواطف و احساسات دیگران را بیشتر عملی می‌سازند تا این که آن ها را حس کنند. آنان نشان می‌دهند که مراقب اوضاع بوده و همچنین در زمینه شناخت روند سیاست های اداری تخصص دارند. ‌بنابرین‏ ،رهبران برخوردار از آگاهی اجتماعی دقیقاً می دانند که گفتار و کردارشان بر دیگران تأثیر می‌گذارد و آن قدر حساسیت دارند که اگر کلام و رفتارشان تأثیر منفی داشته باشد، آن را تغییر دهند.

۲-۲-۲-۶-۳٫ مدیریت روابط:

توانایی مرتبط با هوش هیجانی شامل توانایی برقراری ارتباطات و مراودات آشکار و قانع کننده، فرونشاندن اختلافات و ایجاد پیوندهای قوی بین افراد است. رهبرانی که از توانایی مدیریت روابط برخوردارند، از این مهارت در جهت گسترش شور و اشتیاق خود و حل اختلافات از طریق مزاح و شوخی و ابراز مهربانی استفاده می‌کنند. رهبری توأم با برخورداری از توانایی مدیریت روابط اگر چه کارآمد است، کاربرد محدودی دارد.

۲-۲-۲-۶-۴٫ خودکنترلی:

عبارت است از توانایی کنترل هیجانات، عواطف، رفتار صادقانه و درست به شیوه های معتبر و تطبیق پذیر. رهبران خودکنترل اجازه نمی دهند بدخلقی هایی به صورت گاه و بی گاه در طول روز از آنان سر بزند. آنان از توانایی خودکنترلی ‌به این منظور استفاده می‌کنند که بدخلقی و روحیه بد را به محیط کاری و اداره نکشانند و یا منشأ و علت بروز آن را به شیوه ای منطقی برای مردم توضیح دهند. ‌بنابرین‏ ،آنان می دانند که منشأ این بدخلقی ها کجاست و چه مدت ممکن است به طول انجامد.

جردن[۷۴] و هارتل[۷۵](۲۰۰۲)، ابعاد هوش هیجانی در محیط کار را به صورت الگو یا مدل نشان می‌دهند. در این الگو بر اساس ابعاد مایر و سالووی، شاخص های فرعی تر تبیین شده و ارتباط آن ها با هوش هیجانی مرتبط با خود ودیگران که تشکیل دهنده هوش هیجانی در محیط کار می‌باشد، بیان شده است.

۲-۲-۲-۷٫ دیدگاه های هوش هیجانی

در حال حاضر دو دیدگاه عمده در زمینه ی هوش هیجانی مطرح است که تعاریف و مدل های هوش هیجانی در حوزه ی این دو دیدگاه ضابطه بندی شده اند. این دیدگاه ها عبارتند از:

    1. دیدگاه اولیه از هوش هیجانی که آن را به عنوان نوعی از هوش تعریف می‌کند، مبتنی بر مهارت هایی است که در برگیرنده عاطفه و هیجان می‌باشد.

  1. دیدگاه دوم که به دیدگاه مختلط مشهور است، هوش هیجانی را با دیگر توانمندی ها و ویژگی های شخصیتی مانند انگیزش و حالت های هشیاری و … ترکیب می‌کند (مایر، ۲۰۰۱).

۲-۲-۲-۷-۱٫ دیدگاه توانمندی (پردازش اطلاعات)

اصطلاح هوش هیجانی برای اولین بار از سوی سالوی و مایر در سال ۱۹۹۰ به عنوان شکلی از هوش اجتماعی

مطرح شد. الگوی اولیه آن ها از هوش هیجانی شامل سه حیطه یا گستره از توانایی ها می شد که عبارت بودند از:

  1. ارزیابی و ابراز هیجان:

ارزیابی و بیان هیجان در خود توسط دو بعد کلامی و غیرکلامی تعیین گردیده و همچنین ارزیابی هیجان در دیگران توسط ابعاد فرعی ادراک غیرکلامی و همدلی مشخص می شود.

  1. تنظیم هیجان در خود و دیگران:

تنظیم هیجان در خود ‌به این معنا است که فرد تجربه فراخلقی، کنترل، ارزیابی و عمل به خلق خویش را دارد و تنظیم هیجان در دیگران ‌به این معنا است که فرد تعامل مؤثر با سایرین دارد (برای مثال آرام کردن هیجاناتی که دیگران را دچار مشکل می‌کند).

  1. استفاده از هیجان:

منظور استفاده از اطلاعات هیجانی در تفکر، عمل و حل مسئله است.

۲-۲-۲-۷-۲٫ دیدگاه مختلط:

هوش هیجانی از سوی بعضی از پژوهشگران برای توصیف توانایی هایی به کار رفته که برخی از جنبه‌های شخصیت را نشان می‌دهند. مایر و سالوی و کاروسو (۱۹۹۷)، مدل توانمندی را از مدل مختلط هوش هیجانی متمایزکردند. مدل مختلط شامل طیف وسیعی از متغیرهای شخصیتی است که در تضاد با مدل توانمندی مایر و سالوی بوده و کاملاً شناختی می‌باشد. یک وجه کاملاً متفاوت این دو مدل، تفاوت میا

ن مفهوم”صفت” و “پردازش اطلاعات” هوش هیجانی است. این وجه تمایز در دیدگاه های مختلف سنجش و تعاریف عملیاتی که از سوی نظریه پردازان مدل مختلط و توانمندی بیان شده نیز نمایان است. مفهوم “صفت” هوش هیجانی با شاخص های بین موقعیتی رفتار نظیر همدلی، جرئت و خوش بینی ارتباط دارد؛ در حالی که مفهوم”پردازش اطلاعات” مربوط به توانایی هایی نظیر توانایی تشخیص و ابراز هیجان می‌باشد. مفهوم”صفت” ریشه در چارچوب شخصیتی دارد که از طریق پرسشنامه های خودسنجی که رفتار خاصی را می سنجند، اندازه گیری می شود (بار آن، ۱۹۹۷ ؛ سالوی، مایر،۱۹۹۰).

این دیدگاه در بررسی هوش هیجانی تحت الشعاع متغیرهای شخصیتی نظیر همدلی و تکانشی بودن و نیز ساختارهایی که همبستگی بالقوه با آن ها دارند مانند انگیزش، خودآگاهی و امیدواری قرار می‌گیرد؛ در حالی که دیدگاه” پردازش اطلاعات” بیشتر بر بخش های سازنده هوش هیجانی و رابطه آن با هوش سنتی متمرکز می‌باشد (بار آن و پارکر، ۲۰۰۰).

۲-۲-۲-۸٫ مدل های هوش هیجانی

۲-۲-۲-۸-۱٫ مدل توانایی هوش هیجانی سالووی و مایر

پیتر سالووی و جان مایر اولین کسانی بودند که واژه هوش هیجانی را در سال ۱۹۹۰ ابداع کردند . از آن زمان بر روی اهمیت این سازه تحقیق هایی انجام شد. نظریه هوش هیجانی، ایده های کلیدی مربوط به هوش و هیجان را با هم ترکیب ‌کرده‌است. از نظریه هوش این ایده برداشت می شود که هوش شامل توانایی انجام استدلال انتزاعی است (مایر و سالووی و کاروسو، ۲۰۰۲).

تصور مایر و سالووی از هوش هیجانی پایه ای برای مدل های هوش می‌باشد. از این روست که برای تعریف هوش هیجانی در محدوده معیارهای استاندارد برای یک هوش جدید، رقابت هایی وجود دارد (مایر و همکاران،۲۰۰۳).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




  1. احساس تنفر از خویشتن[۳۷]

به نظر سیمن این جنبه از بیگانگی هم‌چنان که در کار مارکس نیز وجود دارد، به عنوان فقدان معنای ذاتی یا پاداش در کار است. در این‌جا، شخص فاقد خشنودی‌های به طور ذاتی با معنا در کارش می‌باشد (خواجه­نوری، ۱۳۷۶: ۷۰). به عبارتی منظور سیمن از این مفهوم، برخی از شرایطِ آرمانِ اجتماعی انسان است که فرد از آن­ها بیگانه می­ شود. کودک یاد ‌می‌گیرد که هرچه در شخصیت اوست، یا هرچه دارد، استعداد، اسم و رسمی که به ارث برده است، هر کاری که انجام می­دهد جز برای جلب توجه دیگران هیچ ارزش دیگری ندارد. سیمن در اینجا به آن جنبۀ ازخودبیگانگی توجه دارد که عموماً به صورت از دست دادن معنای درونی یا غرور در کار مشخص می­ شود. وی یکی از شیوه ­های سنجش این نوع از خودبیگانگی را میزان وابستگی رفتاری معین به پاداش­های قابل پیش ­بینی در آینده می­داند. یعنی پاداش­هایی که در بیرون از خودِ فعالیت وجود دارد. به عنوان مثال سیمن کارگری را که فقط برای حقوق کار می­ کند و یا خانمی که فقط برای از سر خود باز کردن آشپزی می­ کند نمونه ­هایی از تنفر از خویشتن می­داند. در مجموع، سیمن، فردی را که تنفر از خویشتن دارد را فردی می­داند که ناتوان از فعالیتِ خودپاداشی است (سیمن، ۱۹۵۹: ۷۹۰).

فروم[۳۸] با تأسی از ملوین سیمن، بیش از هر روان‌شناس اجتماعی دیگر در تفسیر و تحلیل مفهوم بیگانگی کوشیده است. فروم معتقد است که سرمایه هایی که در اقتصادهای وسیع تمرکز ‌یافته‌اند با تقسیم کار به صورت کنونی نوعی سازمان کار ایجاد می‌کنند که در آن آدمی فردیت خود را از دست می‌دهد و به یک مهره قابل تعویض تبدیل می‌شود. نتیجتاً انسانِ امروز، با خودش، با همنوعانش و یا با طبیعت بیگانه شده است. او به کالا مبدل گشته است؛ نیروی زندگی خود را نوعی سرمایه‌گذاری می‌داند که باید تحت شرایط بازار، حداکثر سود را برایش تحصیل کند. روابط انسان‌ها اساساً همانند روابط آدمک‌های مصنوعی از‌خودبیگانه است و هر کس ایمنی خود را بر نزدیکی به جمع و همرنگ شدن با آن، در عقیده و عمل و احساس مبتنی می‌سازد (کرایب، ۱۳۸۱: ۱۴۵-۱۴۶).

فروم منشاء و ریشه خرابکاری را در ناهمسازی انسان و نیازهایش با ساختارها و نهادهای مسلّط جامعه سرمایه‌داری می‌داند و معتقد است، که نظام اجتماعی با ارزش‌های فرهنگی و قواعد رفتار هنجارهای پذیرفته شده، پایه و مایه رفتارهای ضد اجتماعی هستند و از این رو، مسأله اساسی در نظامات طبقاتی و سرمایه‌داری در سلطه هنجارهایی است، که با نیازهای آدمی در ستیزند، هنجارهایی که از فرهنگ طبقه توانمند و زورآور سرچشمه می‌گیرند و هر گونه انحرافی از آن‌ ها را به شدت مجازات می‌کنند (محسنی تبریزی، ۱۳۸۳: ۱۴۷). به طور کلی، فروم در کتاب “جامعۀ سالم” بیگانگی را این‌گونه تعریف می‌کند: بیگانگی، حالتی است که در آن شخص خود را غریبه‌ای حس می‌کند؛ یا بهتر بگوییم از‌خود‌بیگانه می‌شود. دیگر خود را مرکز عالم به حساب نمی‌آورد و خالق اعمال خود نیست بلکه اعمال و نتایج آن حاکم بر وی هستند و از آن اطاعت می‌کند و یا حتی آن‌را ستایش می­ کند. شخصِ مبتلا به پدیده بیگانگی نه با خود و نه با سایرین تماس ندارد. مردمی را که دارای حس مشترک و عقل سلیم باشند دوست دارد؛ بدون آن‌که با خود یا جهانِ خارج از تولید، همبستگی داشته باشد (فروم، ۱۳۶۸: ۱۴۷).

۲-۱-۳٫ نظریۀ ساترلند (فراوانی معاشرت یا یادگیری افتراقی)

تداوم و گسترش اندیشۀ [بی­سازمانی اجتماعی] با تأثیر‌پذیری از مکتب کنش متقابل نمادین، توسط ساترلند[۳۹] و دانشجویانش بویژه کرسی[۴۰] در دهه های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ انجام می‌گیرد. ‌بنابرین‏ ساترلند در نظریۀ فراوانی معاشرت[۴۱] کوشش می‌کند، تا نشان دهد که بزهکاری از طریق انتقال فرهنگی در گروه‌های اجتماعی واقع می‌گردد.

ساترلند در زمینۀ رفتار مجرمانه ۹ قضیه دارد که به شرح زیر است:

    1. رفتار مجرمانه آموخته می‌شود و این بدان معنی است، که رفتار مجرمانه، ارثی نیست. همچنین شخصی که قبلاً در زمینۀ جرم آموزشی ندیده، مبدع رفتار مجرمانه نمی‌شود.

    1. رفتار مجرمانه در جریان کنش متقابل با دیگران در یک فرایند ارتباط آموخته می‌شود.

    1. بخش اصلی یادگیری رفتار مجرمانه در درون گروه ­های شخصی صمیمی اتفاق می‌افتد.

    1. زمانی که رفتار مجرمانه آموخته می‌شود این آموزش شامل: الف) تکنیک‌های ارتکاب جرمی که در برخی اوقات خیلی پیچیده و در برخی اوقات بسیار ساده است و ب) گرایش‌های ویژه، انگیزه، تمایل­ها، عقلانی شدن و گرایش‌ها، است.

    1. جهت ویژۀ انگیزه ها و تمایلات به وسیله تعاریف موافق یا مخالف قواعد جهانی آموخته می‌شود.

    1. یک نفر بزه‌کار می‌شود، زیرا تعاریف موافق قانون‌شکنی بر تعاریف مخالف قانون‌شکنی، بیشتر است. این اصل، فراوانی معاشرت است.

    1. فراوانی معاشرت ممکن است در فراوانی، استمرار، مدت و شدت متنوع باشد.

    1. فرایند یادگیری رفتار مجرمانه به وسیلۀ معاشرت با نمونه های مجرمانه یا غیرمجرمانه شامل همۀ مکانیسم‌هایی است که آن­ها شامل هر گونه یادگیری‌اند.

  1. در حالی­ که رفتار مجرمانه بیان احتیاجات عمومی و ارزش‌ها است، نمی‌تواند به وسیلۀ این احتیاجات عمومی و ارزش‌ها تبیین شوند. زیرا رفتار غیر‌مجرمانه هم بیان برخی نیازها و ارزش‌ها است (ساترلند و کرسی، ۱۹۷۰: ۷۵ – ۷۶).

به طور کلی، نظریۀ معاشرت افتراقی ساترلند، انحراف را به عنوان رفتاری توجیه می‌کند، که مانند همنوایی آموخته می‌شود؛ و از طریق ارتباط متقابل با سایر مردم فرا گرفته می‌شود (شکرریزی، ۱۳۷۷: ۴۱). ‌بنابرین‏، فرض اساسی ساترلند این است که رفتار انحرافی در اثر همنشینی و پیوستگی با دیگران آموخته می‌شود، و از طریق روابط شخصی در داخل یک گروهِ محدود نظیر خانواده، مدرسه، کوچه و محله صورت می‌گیرد (کی­نیا،۱۳۷۰: ۶۳).

۲-۱-۴٫ نظریۀ هیرشی (کنترل اجتماعی)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




ولی این پندار ، که آربیتراژ همیشه بر پایه وام گیری شخصی پدید می‌آید ، چندان درست نیست . آربیتراژ به شیوه تبادل سهام یا اوراق قرضه نیز رخ می‌دهد . گذشته از این ، فرایند آربیتراژ به فرد یا فردها محدود نمی شود . اگر در این فرایند ، فرصت سودجویی باشد ، که هست، واسطه های مالی گام در میدان می‌گذارند و برای به دست آوردن سود بیشتر ، با خرید سهام و اوراق قرضه ی شرک ها مبادرت به آربیتراژ می‌کنند .

آمدن آزادانه و بدون هزینه ی واسطه های مالی در این میدان ، کارکرد کارآمد فرایند آربیتراژ را تضمین می‌کند ، و این روند ، به جای خود اثباتی در جهت نظریه بی ارتباطی اهرم شرکت های سهامی است .

۲۳-۲-۲تفاوت هزینه های وام گیری

با بودن نواقص بازار سرمایه ممکن است هزینه ی مؤثر وام گیری برای شخص بیش از شرکت باشد . شرکت گسترده تر است و می‌تواند وام را با نرخ پائین تر از نرخ وام شخصی دریافت کند . پس سرمایه گذاران بهتر آن می دانند که شرکت وام بگیرد نه خود آنان . اگر چنین باشد شرکت دارای اهرم می‌تواند تنها ‌به این دلیل ارزش بازار بیشتری از شرکت بدون اهرم داشته باشد . باز باید یادآور شد که سرمایه گذاران می‌توانند با گوناگون کردن سهام و اوراق قرضه ی خود ، به آربیتراژ دست بزنند . افزون بر این برخی از مؤسسات سرمایه گذار می‌توانند با نرخ شرکتی وام بگیرند ، پس تفاوت هزینه های وام گیری آن گونه که در آغاز نشان می‌داد ، اهمیت دارد .

۲۴-۲-۲هزینه های نمایندگی

بستانکاران و اعتبار دهندگان همواره مایلند شیوه هایی برای کنترل سهام‌داران و مدیران شرکت برای جلوگیری از ضایع نشدن حقوق خود در شرکت به کار ببندندآنان این کار را با گذاشتن بندی در قراردادهای وام خود با شرکت می‌توانند عملی کنند . سهام‌داران نیز مایلند مدیران منتخب خود را کنترل کنند آنان کنترل مدیران را با حسابرسی صورت های مالی ، محدود کردن تصمیم های مدیریت و راهکارهای دیگر انجام می‌دهند . کنترل های یاد شده هزینه در بر دارد .

« جنسن و مکلینگ» نظریه پیچیده ای در زمینه هزینه های نمایندگی در مقاله معروف خود گزارش کرده‌اند . آن ها در میان عامل های دیگر نشان می‌دهند که بدون توجه به اینکه چه کسی هزینه های نمایندگی را انجام می‌دهد ، این هزینه ها بر دوش سهام‌داران سنگینی می‌کند . دارندگان بدهی که هزینه های کنترل را پیش‌بینی می‌کنند ، خواهان بهره بیشتری هستند . هرچه هزینه های کنترل بیشتر باشد ، نرخ بهره بیشتر می شود و اگر عامل های دیگر پایدار بماند ؛ ارزش شرکت کاهش می‌یابد .

حمایت کامل از منافع بستانکاران ، که با شیوه های مختلف و کامل تر امکان پذیر است ، هزینه های بسیار زیادی در بر دارد . همه نوع هزینه های نمایندگی موجب کاهش ارزش شرکت می شود.

شکل (۳) پیوند میان مالیات ها ، هزینه های ورشکستگی و ارزش شرکت را نشان می‌دهد . هزینه های کنترل عامل دیگری است که ارزش شرکت را نسبت به افزایش اهرم ، کاهش می‌دهد . چگونگی رخداد در شکل (۳) نشان داده شده است . ساختار سرمایه بهینه در نقطه x پدید می‌آید . در حالی که وقتی تنها اثر مالیات و هزینه های ورشکستگی ، بر ساختار سرمایه در نظر گرفته می شود ، ساختار سرمایه بهینه در نقطه y پدید می‌آید . کوتاه سخن ، دلیل هایی برای باور داشتن اینکه یک ساختار سرمایه ای بهینه وجود دارد ، در دسترس است . یکی از این دلیل ها بودن هزینه های کنترلی در قراردادهای بدهی است . بسته به دیدگاه یک سرمایه گذار درباره توانمندی بازارهای سرمایه ی گوناگون و نواقص این بازارها ، ساختار سرمایه ی بهینه پیش‌بینی شده ، ممکن است زودتر یا دیرتر در امتداد خط اهرم مالی شرکت محور افقی شکل (۳) پدید آید(همان منبع) .

شکل ۳) ارزش شرکت با وجود مالیات، هزینه های ورشکستگی و هزینه های کنترل

اهرم

ارزش شرکت

تاثیر مالیات به تنهایی

تاثیر مالیات و هزینه های ورشکستگی

تاثیر هر سه عامل

X

Y

منبع: دستگیر،۱۳۸۴،ص۲۳۹

۲۵-۲-۲ سیگنال های مالی

مفهوم سیگنال مالی با هزینه های کنترلی و روابط نمایندگی بستگی نزدیک دارد . چون پیاده کردن پیمان نامه های سخت مدیریتی بسیار دشوار است ، مدیریت ممکن است برای ارائه اطلاعاتی ‌در مورد سودآوری و ریسک شرکت از دگرگون سازی ساختاری سرمایه بهره گیری کند .

چگونگی کار اینگونه است که کارکنان درون شرکت ، چیزهایی از شرکت می دانند که دیگران(افراد بیرون از شرکت) نمی دانند . پرداخت حقوق و سود شما به عنوان یک مدیر به ارزش بازار شرکت بستگی دارد ، و این ، به شما این انگیزه را می‌دهد تا هنگامی که ارزش بازار شرکتی پائین آمد ، سرمایه گذاران را از این رخداد آگاه سازید .

شما می توانید یک آگهی بنویسید که « ارزش شرکت ما کاهش یافته است » ولی شما هوشیارتر از آن هستید که چنین آگهی را بنویسید . از این رو ساختار سرمایه شرکت را با صدور بدهی بیشتر ، دگرگون می کنید . اهرم افزوده شده یعنی احتمال بیشتر ورشکستگی ؛و چون شما به هنگام ورشکستگی بر اساس پیمان نامه ؛ باید تاوان بدهید سرمایه گذاران چنین استنباط می‌کنند ، که شما حتماً دلیل خوبی برای این کار دارید . بنابرین آنچه را که تغییر قیمت سهام نشان می‌دهد ، را نادیده می گیرند و افزایش درجه اهرم مالی شرکت را نشانه ی مثبت می دانند .

نمی توان گفت که دگرگونی در ساختار سرمایه ، به دگرگونی در ارزشیابی می‌ انجامد . بلکه نشانه ای بر تغییر ساختار سرمایه ارائه شده است که با اهمیت است . این نشانه به سودآوری و ریسک پنهانی شرکت وابسته است و همان چیزی است که به هنگام ارزشیابی سهام نیز مهم است . نشانه های مالی در نظریه های مدیریت مالی ، موضوع بسیار ارزشمندی است ، ولی نمونه های گوناگون نشانه های مالی را به دشواری می توان ارزیابی کرد ، اگر پیمان نامه مدیریتی چندان روشن و گویا نباشد ، مدیر ، نشانه های نادرستی را به دست می‌دهد . گذشته از این ، برای واگذاری داده ها ، راه های مؤثرتر و کم هزینه تری از دگرگون کردن ساختار سرمایه ی شرکت هست . در بخشی که سیاست سود سهم را بررسی می‌کنیم ، در این‌ باره بیشتر گفتگو خواهیم کرد(دستگیر، ۱۳۸۴،ص۲۴۰).

۲۶-۲-۲تئوری اطلاعات نامتقارن یا تئوری هشدار دهنده

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




تحقیقات بسیاری در رابطه با کارایی عناصر دیداری، به ویژه گرافیک[۱] در فرایند آموزشی انجام شده است که اکثریت قریب به اتفاق آن ها به نتایج مثبت دست یافته اند. لی و همکاران[۲] (۲۰۰۲) به بررسی پژوهش‌های انجـام شده در این زمینه پرداختـه‌اند و با استناد به تحقـیـقات گـلنبرگ و لانگستون[۳] (۱۹۹۲)، گلنبرگ و کرولی[۴] (۱۹۹۲) و … خاطر نشان می‌سازند که استفاده از تصاویر در آموزش تأثیرات مثبتی بر یادگیری فراگیران داشته است. از طرف دیگر نیز بسیاری از صاحب نظرانی که در زمینه مشکلات یادگیری، تحقیقاتی را انجام داده‌اند، پیشنهاد کرده‌اند که برای قابل فهم‌‌تر نمودن محتوا بهتر است از عناصر گرافیکی استفاده کرد (کازین[۵]، ۱۹۸۹). هرام[۶] (۱۹۸۲ به نقل از کازین، ۱۹۸۹) دریافت که استفاده از گرافیک برای عینیت بخشیدن به اطلاعات متنی، یادگیری فراگیران را افزایش داده است. در جایی دیگر نیز استوکز[۷] (۲۰۰۱) به مرور تاریخی تاثیر عناصر دیـداری بـر فـراینـد تدریس و تـعلیـم می‌پردازد. وی در این مـرور تاریخـی به نقـل از ارسطـو بیـان می‌کنـد: ” تفکر بدون تصاویر غیر ممکن است”.

پژوهش‌های قبل از دهه ۱۹۹۰ عمدتاًً مزایای طراحی گرافیک را مستند نموده‌اند، ولی در فراهم کرده چارچوبی نظری برای تشریح این که چگونه گرافیک برای یادگیرندگان مفید است شکست خورده‌اند (ویکیری[۸]، ۲۰۰۲).

پژوهش‌های پس از دهه ۱۹۹۰، بر اهمیت استفاده از نشانه ها و تصاویر در جایگزینی و پرمحتوا کردن علایم محدود الفبایی در کتاب‌های درسی تأکید کرده‌اند. پژوهشگران با تأکید بر نظریه های مختلف روان‌شناسی نظیر نظریه پردازش اطلاعات[۹] (اتیکینسون و شیفرین[۱۰]، ۱۹۶۸)، رمزگردانی دوگانه[۱۱] (پاویو[۱۲]، ۱۹۹۰)، ادراک دیداری[۱۳] (باری و رانیان[۱۴]، ۱۹۹۵) و چندرسانه‌ای‌ها[۱۵] (مایر[۱۶]، ۲۰۰۳) به اهمیت طراحی گرافیک کتاب‌های درسی گواهی داده‌اند.

دولی و همکاران[۱۷] (۲۰۰۵) ضمن تأکید بر نقش تصویر و اهمیت طراحی گرافیک، معتقدند طراحی گرافیک باید تنها یک هدف را دنبال کند و آن عرضه اطلاعات پیچیده به شیوه‌ای قابل فهم و یادگیری است. طراح گرافیک برای القای مطالب با بهره گرفتن از توانایی‌ها و مهارت‌هایش و به کمک ارتباط تصویری، با مخاطبان خود، از هر گروه سن، رابطه برقرار می‌کند و با آنان سخن می‌گوید و علاوه بر زیبایی‌های دیداری، حرکت آموزشی و انتقال فرهنگ و مطالب را انجام می‌دهد. او می‌تواند د ر ارائه مطالب سنگین و پیچیده درسی نقش مهمی داشته باشد و با فراهم سازی طرح‌های واقعی، ساده و گویا، جزئیات را به تصویر بکشد و فهم و درک مطلب را آسان کند؛ به گونه‌ای نکته های مبهم و سؤال برانگیز را کاهش دهد و به امر آموزش کمک نماید‌‌ (ملک‌افضلی، ۱۳۷۸).

کپس[۱۸] (۱۳۶۸) اعتقاد دارد یک طراح گرافیک خلاق دارای سه وظیفه اصلی است:

۱٫ یادگیری و به کارگیری قوانین سازمان دهی تجسمی.

۲٫به حساب آوردن تجربه های فضایی معاصر برای آموزش و به کارگیری بازنمایی‌های دیداری وقایع زمانی‌‌ فضایی معاصر.

۳٫ آزادسازی ذخیره های خلاق و سازمان‌دهی آن ها در زبان‌های پویا، یعنی رشد دادن به پیکرنگاری پویای معاصر.

وظیفه طراح گرافیک خلاق این است که افراد را مجبور نماید تا نگاه کنند و بعد آنان را مجبور کند تا بخوانند و بفهمند. او برای این منظور از کلمه ها، تصاویر، رنگ‌ها و شکلها استفاده می‌کند.

با توجه ‌به این گفته ها می‌توان بیان کرد تصاویر و به عبارت دیگر مصورسازی[۱۹] یا همان تصویرگری[۲۰] نقش مهم و بسزایی در یادگیری مطالب که در قالب متن آمده اند، دارند. استفاده از تصاویر داری معیار و اصولی است که در صورت رعایت نکردن این اصول حتی با وجود تصاویر متعدد مطالب به خوبی برای یادگیرنده قابل فهم نیست. در این پژوهش محقق به دنبال بررسی روش‌های به کارگیری این اصول در مصورسازی گرافیکی به منظور طراحی وب سایت‌های آموزشی و به طور اخص وب سایت‌های مدارس هوشمند می‌باشد.

۱-۳: اهمیت و ضرورت پژوهش:

مصورسازی یکی از راهبردهای مهمی است که می‌توان با تکیه بر آن به کیفیت شناخت اطلاعات افزود. هدف از توسعه روش‌ها و کاربردهای مصورسازی، تامین شرایط مناسب برای بازیابی اطلاعات و ارائه بازنمون بهتر برای درک مطلوب فقره‌های اطلاعاتی است. با مطالعه شرایط، ویژگی‌ها، و امکاناتی که در به کارگیری مصورسازی داده و اطلاعات وجود دارد، می‌توان به میزان زیادی از فواید آن در بهینه سازی راهبردهای جست‌و‌جو بهره گرفت. در واقع هر دو راهبرد مصورسازی داده و اطلاعات زمینه مناسبی برای استفاده بهتر از ابزارهایی فراهم می‌کند که به بازیابی مناسب فقره‌های اطلاعاتی مورد نیاز منجر می‌شود. از زمره هدف‌هایی که در مطالعه کاربردهای مصورسازی داده و اطلاعات وجود دارد آن است که ‌با شناخت ساختار هر یک می‌توان از ظرفیت متناسب آن‌ ها در طراحی رابط کاربر بهره گرفت و برای هدایت نگاره‌های تصویری در رابط کاربر گرافیکی از آن استفاده کرد. همچنین مصورسازی کاربرد مؤثری درزمان دستیابی به اطلاعات بازیابی شده در کاوش اطلاعات دارد. بر این اساس می‌توان باتکیه بر نمایش گرهای مصور در رابط کابر، میزان ربط میان اطلاعات بازیابی شده و پرس و جوی ارائه شده را بررسی کرده و ارتباط موضوعی آن‌ ها را شناسایی کرد و از این طریق کیفیت بازیابی اطلاعات و بر طرف ساختن نیاز اطلاعاتی کاربر را پشتیبانی کرد (درودی وسلیمانی نژاد، ۱۳۸۸؛ ص ۷)‌‌

داندیس بر این مبنا نتیجه می‌گیرد که کل اطلاعات به صورت تصویر دریافت می‌شوند. او اطلاعات دیداری را به سه دسته کاملاً متمایز تقسیم می‌کند:

اول، اطلاعات دیداری که به صورت سیستم نمادها یا صور رمز گوناگون هستند (زبان نوشتاری).

دوم، اطلاعات دیداری که حالت بازنمایی یا شبیه سازی از محیط خارج دارند که در تصویرها ظاهر می‌شوند.

سوم، آنهایی که انتزاعی‌اند و در واقع هر نوع تصویری از این جنبه انتزاعی برخوردار است.

طراحی دیداری متن در صفحه اهمیت زیادی در ساخت یک کتاب درسی مناسب دارد. زبان نوشتاری بر ارائه اطلاعات دیداری به صورت سیستم نمادها یا صور رمز گوناگون می‌پردازد. مک لوهان[۲۱] (۱۹۶۲) ادعا می‌کند که پس از ابداع چاپ جنبه دیداری یا نوشتاری ساخت جمله ها از جنبه سمعی یا شنیداری آن‌ ها مهم‌تر گردید. ‌بنابرین‏ یکی از مسائل مهم در طراحی گرافیکی پرداختن به تایپوگرافی[۲۲] است که در آن به مواردی نظیر شکل حروف، فاصله‌گذاری، طول سطر و آرایش صفحه اشاره می‌شود.

۱-۴: اهداف پژوهش:

۱-۴-۱: هدف کلی:

  1. بررسی روش‌های مصورسازی گرافیکی در وب سایت مدارس هوشمند.

۱-۴-۲: اهداف فرعی:

۱ – بررسی وضعیت اصول مصورسازی گرافیکی در وب سایت مدارس هوشمند.

  1. مقایسه وضعیت اصول مصورسازی گرافیکی وب سایت مدارس هوشمند با استاندارد مشخص شده.

۱-۵: سؤال‌های پژوهش:

۱ – وضعیت کلی اصول مصورسازی گرافیکی در وب سایت مدارس هوشمند چگونه است؟

۲ – اصول مصورسازی گرافیکی مدارس هوشمند تا چه اندازه از استاندارد به دست آمده فاصله دارد؟

۱-۶: تعاریف مفهومی و عملیاتی

۱-۶-۱: تعاریف مفهومی:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




بر طبق نظر خیلتاش و همکاران، کیفیت زندگی برداشت هر شخص از وضعیت سلامتی خویش و میزان رضایت او از این وضع می‌باشد (خیلتاش، آزیتا؛ منتظری، علی؛ نبوی، بهروز، ۱۳۸۵).

۱-۵-۱-۴ تعاریف مفهومی پنج عامل اصلی شخصیت

شخصیت در امتداد پنج بعد یا عامل اصلی شامل روان رنجورخویی، برون گرایی، تجربه پذیری، باوجدان بودن و توافق جویی توصیف می شود (کاستا و مک کرا[۵۲]،۲۰۰۱،ص ۳۲۵).

روان رنجوری[۵۳]به تمایل برای تجربه ی اضطراب، تنش، خودخوری، تکانشوری، تفکرغیرمنطقی، افسردگی و عزت نفس پاین اطلاق می شود.

برون گرایی[۵۴]به تمایل برای مثبت بودن، قاطعیت، تحرک، مهربانی و اجتماعی بودن گفته می شود.

تجربه پذیری[۵۵]عبارت است از تمایل به کنجکاوی، هنرنمایی، خردورزی،انعطاف پذیری، ‌روشن‌فکری و نوآوری.

توافق جویی[۵۶](مطلوبیت) عبارت است از تمایل برای گذشت، مهربانی، سخاوتمندی، اعتمادورزی، همدلی، فرمانبرداری، فداکاری و وفاداری اطلاق می شود.

باوجدان بودن[۵۷](وظیفه شناسی) عبارت است از تمایل به سازماندهی، کارآمدی، قابلیت اعتماد، خویشتن داری، پیشرفت گرایی، منطق گرایی و تعمق (کاستا و مک کرا، ۱۹۹۸، ص ۳۲۷و ۳۲۸ ).

۱-۵-۲ تعاریف عملیاتی

۱-۵-۲-۱ تعاریف عملیاتی ورزش ایروبیک

ایروبیک یعنی فعالیتی که عضلات بزرگ را به کار می‌گیرد حداقل ۱۲ دقیقه با حالت ریتمیک و موزون. در شرایطی که سرعت و شدت تمرین قابل تحمل است و نیاز بدن به استفاده از اکسیژن برای مدتی افزایش می‌یابد، این فعالیت انجام می‌گردد.

۱-۵-۲-۲ تعاریف عملیاتی شادکامی

در این پژوهش نمره ای است که افراد در پرسشنامه ۲۹ ماده ای شادی آکسفورد به دست آورده اند.

۱-۵-۲-۳ تعاریف عملیاتی کیفیت زندگی

در این پژوهش نمره ای است که افراد در پرسشنامه ۲۶ ماده ای کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت به دست آورده اند.

از نظر پزشکی، این ورزش سیستم قلب، عروق، تنفس را تعلیم می‌دهد و با سرعت و بازدهی بالا اکسیژن را می‌گیرد و به قسمتهای مختلف بدن می‌دهد، تنفس یکنواخت از دهان و بینی توأم انجام می‌شود و باعث تبادل اکسیژن و دی اکسید کربن، کنترل قند خون، کنترل فشار خون و کم کردن وزن اضافی بدن خواهد شد. www.iranianasp.com

۱-۵-۲-۴ تعاریف عملیاتی پنج عامل اصلی شخصیت

ابعاد ‌پنج‌گانه شخصیت در این پژوهش به کمک نمره هایی که فرد در پاسخ به سوالات هر یک از بخش های روان رنجورخویی، برون گرایی، تجربه پذیری، باوجدان بودن و توافق جویی در فرم کوتاه پرسشنامه شخصیتی نئو که شامل ۶۰ سوال است، به دست آورده اند سنجیده شده است.

فصل دوم

ادبیات پژوهش

۲-۱ مقدمه

در این فصل ابتدا مبانی نظری متغیر های اصلی پژوهش (ایروبیک، شادکامی، کیفیت زندگی، شخصیت) بیان شده، سپس بازنگری پژوهش های مشابه انجام شده در داخل و خارج کشور مطرح می شود و در پایان، خلاصه و جمع بندی فصل ارائه می شود.

۲-۲ مبانی نظری

۲-۲-۱ ایروبیک

۲-۲-۱-۱ تاریخچه ایروبیک

بیش از چهل سال است که نوعی تمرین هوازی به نام ایروبیک یا حرکات موزون به شکل فزاینده در اکثر جوامع به ویزه در میان بانوان رواج پیدا ‌کرده‌است. در سال ۱۹۶۹ شخصی به نام جکی سورنسن[۵۸] در آمریکا این فعالیت بدنی را ابداع کرد. او هنرمندی مشهور بود که عقیده داشت این روش تمرین هوازی بهترین روش برای دستیابی به آمادگی جسمانی مطلوب است. او این روش را جازر سایز[۵۹] یا دنسرسایز[۶۰] نامید، که اکنون به عنوان ایروبیک شناخته شده و شکل دیگری از حرکات موزون است.

ریشه این نوع ورزش به اجرای موزون محلی و سنتی جوامع اروپایی مربوط می­ شود. ‌به این ترتیب با وجود اینکه الگوی این ورزش از جوامع اروپایی گرفته شده است اما این ورزش به طور گسترده تری در ایالات متحده رواج پیدا کرد. اجرای حرکات بدنی در این رشته ورزشی با آهنگ­های شاد و ریتم دار انجام می­ شود. در واقع ضربه آهنگ در این نوع ورزش به عنوان راهنما برای شمارش تعداد و یا شدت حرکات بدنی است. با ضربه آهنگ، اجراکننده با روانی بیشتری حرکات را انجام می­دهد. به سبب آنکه اجراهای ایروبیکی به نوعی موجب توسعه و افزایش ظرفیت قلبی- عروقی و عضلانی و سوخت چربی­های اضافی بدن می­ شود، ورزشی پرجاذبه و پرطرفدار معرفی شده است. ایروبیک ورزش مردم پسندی است که تلفیقی از حرکات متنوع و موزون همراه با موزیک ‌می‌باشد. طبق آمار هر سال چهل میلیون نفر در کلاس­های گروهی ایروبیک شرکت می‌کنند و این ورزش جزء ششمین فعالیت ورزشی مورد پسند جهان است. هم اکنون این رشته ورزشی حدود سیزده سال است که در میان بانوان ایرانی رواج پیدا ‌کرده‌است و مسابقات آن در سطوح کشوری و برون مرزی برگزار شده است. اما در رده آقایان این رشته، رشته نوپایی است که هنوز قدمت آن به ده سال نرسیده است، اما روز به روز در حال گسترش است. با توجه به اینکه این رشته یکی از رشته­ های اصلی ورزش­های همگانی است، در نتیجه محدودیت سنی نداشته و تمام اقشار جامعه از قبیل کودکان، نوجوانان و بزرگسالان می ­توانند در این رشته ورزشی فعالیت کنند (کورش ویسی، ۱۳۸۸: ایروبیک، آموزش و فواید آن: بامداد کتاب، ص ۵).

۲-۲-۱-۲ معرفی و تعریف ایروبیک

۲-۲-۱-۲-۱ تعریف علمی ایروبیک

از نظر علمی ایروبیک یک نوع تمرین هوازی است. به فعالیت­های بالای دو دقیقه با مدت زمان زیاد و شدت نسبتا کم ایروبیک می‌گویند مانند دویدن، راه رفتن، شناکردن و … . ورزش ایروبیک مجموعه حرکات پیچیده و هماهنگی است که با موسیقی سنتی همراه است. از آنجا که مردم حرکات و فعالیت­های گروهی را می­پسندند، به کلاس­های ایروبیک مراجعه ‌می‌کنند و خود را با کارهای گروهی تطبیق داده و بیشتر از تمرین بدنی لذت می­برند (همان منبع، ص ۱۲).

۲-۲-۱-۲-۲ ایروبیک به چند گروه تقسیم می­ شود

های ایمپکت ایروبیک[۶۱]: شامل حرکات قدیمی ایروبیک باجهش و پرش است، زیرا پاها کاملا از زمین فاصله دارند.این حرکات توسط یک رقصنده کانادایی ابداع شد. با اینکه روی تکنیک انجام می­شد اما متوجه شدند که باعث بروز صدماتی از قبیل زانو درد درد در ناحیه ساق پا و کشیدگی تاندون آشیل و کمردرد می­ شود.

لوایمپکت ایروبیک[۶۲]: شامل حرکت­های غیر پرشی یا پرشی با کنترل است و ‌به این معنی نیست که فشار کار کم است، بلکه سبب کاهش درد و کشیدگی در ساق پا، زانو و باسن می­ شود. این روش بسیار متداول است و همیشه یک پا روی زمین تکیه دارد و دست­ها بیشتر در سطح پایین حرکت می‌کنند. ضربان قلب در این حالت بین ۶۰ تا ۷۵ درصد ضربان قلب بیشینه فرد است. یعنی ضربان نرمال برای انجام تمرینات استقامتی یا هوازی است و برای اشخاص مختلف قابل اجراست. چربی سوزی به بهترین شکل ممکن از این حالت طریق صورت ‌می‌گیرد، زیرا منبع اصلی انرژی بدن در این نوع ایروبیک چربی است.و برای افرادی که قصد کاهش وزن دارند خوب است. باید توجه شود که این تمرینات باید حد اقل سه جلسه در هفته و حداقل ۳۰ دقیقه انجام شوند تا فرد از خواص فیزیولوژیک آن بهره مند شود. اگر این تمرینات نیز با تکنیک و اصول انجام نشود، سبب آسیب دیدگی می­شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




با توجه به تفاوت هایی که بازار سرمایه ایران از لحاظ شرایط محیطی، کارایی بازار، مقتضیات زمانی، مؤسسات مشاوره سرمایه گذاری، امکانات نرم افزاری و سخت افزاری و نظایر آن ها نسبت به بازارهای جهانی وجود دارد، ضروری است در بازار سرمایه ایران نیز تأثیر پیش‌بینی های مدیریت از سود بر ریسک و ارزش شرکت ها مورد بررسی قرار گرفته تا از این طریق زمینه برای کارایی بازار سرمایه و تخصیص بهتر منابع در بازار سرمایه فراهم گردد.

۳-۱)اهمیت و ضرورت تحقیق:

برخی از جنبه‌های اهمیت یا ضرورت انجام تحقیق حاضر عبارت اند از:

    1. پیش بینیبهسرمایهگذارانکمکمیکندتافرایندتصمیمگیریخودرابهبودبخشندو خطرتصمیمهایخودراکاهشدهند. آنهاعلاقهدارندمنافعآیندهسرمایهگذاریخود رابرآوردنمایندتابتواننددربارهدریافتسودنقدیآیندهونیزارزشسهامخودداوری کنند.

  1. ارزش بازار شرکت‌ها تابعی از عرضه و تقاضای سهام آن ها در بازارهای بورس می‌باشد و نوسانات ارزش بازار ناشی از تصمیم گیری هایی است که سرمایه گذاران ‌بر اساس اطلاعات موجود در خصوص خرید و فروش سهام انجام می‌دهند. پس اطلاعاتی که بنوعی آینده بنگاه اقتصادی را ترسیم نماید؛ می‌تواند ارزش بازاری شرکت را تحت تاثیر قرار دهد.

۴-۱)بیان مسئله تحقیق

سودیکیازاقلاممهمواصلیصورتهایمالیاستکهتوجهاستفادهکنندگانصورتهایمالیرابهخودجلبمیکند. سرمایهگذاران،اعتباردهندگان،مدیران،کارکنانشرکت،تحلیلگران،دولتودیگراستفادهکنندگانصورتهایمالیازسودبهعنوانمبناییجهتاتخاذتصمیماتسرمایهگذاری،اعطایوام،سیاستپرداختسود،ارزیابیشرکتها،محاسبهمالیاتوسایرتصمیماتمربوطبهشرکتاستفادهمیکنند.اطلاعاتارائهشدهتوسطشرکتودرنتیجهسود،مبتنیبررویدادهایگذشتهشرکتاستاماسرمایهگذاران،نیازمنداطلاعاتیراجعبهآیندهشرکتمیباشند.

یکیازدیدگاههایموجوددراینمورد،ارائهاطلاعاتصرفاًتاریخیوجاریتوسطواحدتجاریاستالبتهبهنحویکهسرمایهگذارانبتوانندخودپیشبینیهایمربوطبهآیندهراانجامدهند. دیدگاهدیگرایناستکهمدیریتبادردستداشتنمنابعوامکاناتبهانجامپیشبینیهایقابلاعتمادبپردازدوباانتشارعمومیاینپیشبینیها،کاراییبازارهایمالیراافزایشدهد.تصمیمگیریدربارهانتخاببیندودیدگاهبالامشکلبهنظرمیرسدزیرادرکقابلقبولیازنحوهپردازشاطلاعاتتوسطسرمایهگذارانموجودنیستوتئوریبازارکارابرمیزانوسرعتتاثیراطلاعاتمالیبرقیمتسهامتاکیددار د. تحقیقاتمختلف،بهنتایجمتضادیدراینموردرسیدهاند. امابهطورکلی،نظراغلبدستاندرکارانمالیبرایناستکهانتشارپیشبینیهایمالیبهاتخاذتصمیماتسرمایهگذاریکمکمیکند.

وجود یا عدم وجود اطلاعات در خصوص شرکت‌ها و سهام آن ها، می‌تواند بر ریسک کلی شرکت تاثیر داشته باشد. چنانچه مدیریت به ‌عنوان یک فرد مطلع، آینده شرکت را از طریق پیش‌بینی سود هر سهم برای سهام‌داران ترسیم نماید؛ ریسک اطلاعاتی کاهش یافته و سرمایه گذاران در ارزیابی جریانات نقدی آتی، مطمئن تر عمل می نمایند.

دراینتحقیقرابطهبینپیشبینیسودهرسهمتوسطمدیریتباریسکوارزششرکتبررسیخواهدشد. انتظارمیرودکهانتشاراینپیشبینیهاریسککلیشرکتراکاهشوارزشبازاریآنراافزایشدهد.

رابطه بینپیشبینیسودمدیریتباریسکوارزشاز جنبه‌های ابهام تحقیق بوده که با انجام تحقیق فوق به دنبال پاسخی برای سوال زیر خواهیم بود :

“چهارتباطیبینتاثیرپیشبینیسودمدیریتباریسکوارزششرکتهایپذیرفتهشدهدربورساوراقبهادارتهرانوجوددارد؟”

۵-۱)اهداف تحقیق:

بر مبنای موضوع، تحقیق حاضر در راستای نیل به یک هدف اصلی و با تجزیه آن ۴ هدف فرعی به شرح ذیل به انجام رسیده است:

هدف اصلی:

تعیین رابطهبینپیشبینیسودمدیریتباریسکوارزششرکتهایمنتخب بورس تهران

اهداف فرعی:

تعیین رابطه بین فراوانی پیش‌بینی سود هر سهم با ریسک سیستماتیک در قلمرو تحقیق.

تعیین رابطه بین دقت پیش‌بینی سود هر سهم با ریسک سیستماتیک در قلمرو تحقیق..

تعیین رابطه بین فراوانی پیش‌بینی سود هر سهم با ارزش شرکتدر قلمرو تحقیق.

تعیین رابطه بین دقت پیش‌بینی سود هر سهم با ارزش شرکتدر قلمرو تحقیق.

۶-۱)سوالات تحقیق:

انجام تحقیق حاضر در راستای نیل به اهداف تعیین شده و پاسخ به یک پرسش اصلی و پرسش های فرعی برگرفته از آن به شرح ذیل به انجام رسیده است:

سوال اصلی

بینپیشبینیسودهرسهمتوسطمدیریتباریسکوارزش شرکت در قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟

سؤالات فرعی:

    1. بین فراوانی پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با ریسک سیستماتیک در قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟

    1. بین دقت پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با ریسک سیستماتیک در قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟

    1. بین فراوانی پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با ارزش شرکتدر قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟

  1. بین دقت پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با ارزش شرکتدر قلمرو تحقیق چه رابطه ای وجود دارد؟

۷-۱)فرضیه های تحقیق:

با عنایت به استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در مطالعه جامعه آماری یا شرکت های منتخب بورسی، به منظور استنتاج از روش استقرای آماری مبتنی بر آزمون فرض استفاده شده و لذا استنتاج مبتنی بر طرح یک فرضیه اصلی یا اهم و با تجزیه آن ۴ فرضیه فرعی به شرح ذیل به انجام رسیئه است:

فرضیه اصلی:

بینپیشبینیسودهرسهمتوسطمدیریتباریسکوارزششرکتهایدر قلمرو تحقیق رابطه متفاوتی وجود دارد.

فرضیات فرعی:

بین دقت پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با بازده شرکتدر قلمرو تحقیق رابطه مستقیم وجود دارد.

بین دفعات پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با بازده شرکتدر قلمرو تحقیق رابطه معکوس وجود دارد.

بین دقت پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با ریسک سیستماتیک شرکتدر قلمرو تحقیق رابطه معکوس وجود دارد.

بین دفعات پیش‌بینی سود هر سهم توسط مدیریت با ریسک سیستماتیک شرکتدر قلمرو تحقیق رابطه مستقیم وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




۲-۲-۱۰-۲- مرحله دوم: اصلاح موقعیت

دومین مرحله از فرایند تنظیم هیجان گراس، اصلاح موقعیت است. در این زمنیه گراس و تامپسون (۲۰۰۷) می نویسند: موقعیت هایی که به طور بالقوه بر انگیزاننده هیجان هستند ضرورتا منتهی به پاسخ های هیجانی نمی شوند و فرد می‌تواند موقعیت را تغییر دهد. تلاش های مربوط به اصلاح موقعیت یکی از قوی ترین اشکال تنظیم هیجان به شمار می‌روند مثلا در هنگام یک گفتگوی سیاسی، اصلاح موقعیت می‌تواند مخفی کردن برخی حقایق یا می‌تواند ترتیب دادن یکی مهمانی چای باشد.

موقعیت های برانگیزاننده هیجانی می‌توانند بیرونی و یا درونی باشند. اصلاح موقعیت به انجام اصلاحات در موقعیتهای خارجی مربوط می شود. نکته دیگر، ابراز هیجانی و نقش آن در تعبیر موقعیت است. ابراز هیجانی پیامدهای اجتماعی مهمی در بر دارد و می‌تواند به طور چشمگیری تعاملات بعدی را تغییر دهد (کلنتر[۱۳۸]، و کرینگ، ۱۹۹۸، به نقل از گراس و تامپسون، ۲۰۰۷). اگر در یک بحث خشم آلود یکی از افراد به طور ناگهانی غمگین شود این اتفاق می‌تواند خط سیر یک چرخه خشم بین این دو را تغییر دهد طوری که طرف مقابل عقب نشینی کرده وشروع به حمات از همسرش می‌کند (گراس و تامپسون، ۲۰۰۷). به علاوه حمایت و مداخله و حضور فرد دیگر در اصلاح موقعیت می‌تواند مفید واقع شود این فرد می‌تواند یکی از والدین، همسر، دوست ویا درمانگر باشد (گراس و تامپسون، ۲۰۰۷). یکی از گزینه های مربوط به اثر ابراز هیجان در نظر بخشیدن، تاثیر پاسخ های هیجانی والدین به هیجان های کودکانشان است. پژوهش های زیادی بر این دلالت دارند که وقتی والدین به شکل حمایت کننده به بیانات هیجانی فرزندانشان پاسخ می‌دهند این کودکان در مواقع ضروری به طور سازگارانه تری با هیجان های خود برخورد می‌کنند و در دراز مدت توانایی‌های نظم بخشی هیجانی مثبت تری کسب می‌کنند و این نکته ای است که نشان می‌دهد جو هیجانی خانواده چگونه روی رشد توانایی‌های تنظیم هیجان در کودکان تاثیر می‌گذارد. موضوع دیگر، یادآوری این نکته است که ابراز هیجانی می‌تواند پاسخ های اجتماعی را فراخواند و موقعیت را به گونه ای اصلاح کند که منجر به تنظیم هیجان شود (گراس وتامپسون، ۲۰۰۷).

۲-۲-۱۰-۳- مرحله سوم: گسترش توجه

بعد از دو مرحله انتخاب واصلاح موقعیت، سومین مرحله ی تنظیم هیجان گراس گسترش توجه نام دارد.

انتخاب واصلاح موقعیت، موقعیت برانگیزاننده هیجان راتغییر می‌دهد. به علاوه این امکان وجود دارد که بدون تغییر دادن واقعی محیط، هیجان های فرد تنظیم شوند. موقعیت ها ابعاد بسیاری دارند و گسترش توجه ‌به این اشاره داد که فرد به منظور تاثیر گذاشتن روی هیجان هایش چطور توجه خود را درون موقعیت مورد نظر تغییر می‌دهد (گراس و تامپسون، ۲۰۰۷).

گسترش توجه یکی از اولین فرایندهای تنظیم هیجان است که در فرایند رشد فرد، خودش را نشان می‌دهد (روتبارت، ضیائی، و اوبویل[۱۳۹]، ۱۹۹۲) و از سنین طفولیت تا بزرگسالی مورد استفاده قرا می‌گیرد. به ویژه زمانی که امکان تغیر یا اصلاح موقعیت وجود ندارد. گسترش توجه را می توان به عنوان نوع درونی انتخاب موقعیت به حساب آورد. دو راهبرد توجهی اصلی در گسترش توجه حواس پرتی[۱۴۰] و تمرکز[۱۴۱] هستند (گراس وتامپسون، ۲۰۰۷).

حواس پرتی یعنی کاستن از توجه به محرک هیجانی درونی و بیرونی از طریق تمرکز بر فعالیت ها و افکاری که کمتر عاطفی هستند. مثلا بیمار مضطربی که نگران از دست دادن عشق فرد محبوب خود است و هرگاه محبوبش بیرون می رود دچار اضطراب می شود، در این مواقع تلویزیون تماشا می‌کند وبه این وسیله حواس خود را از موضوع مربوط به محبوب پرت می‌کند (کمیبل وبارلو، ۲۰۰۷). حواس پرتی، توجه فرد را روی جنبه‌های دیگر موقعیت متمرکز می‌سازد یا توجه را از کل موقعیت دور می‌کند (روتبارت و شیز[۱۴۲]، ۲۰۰۷). ممکن است حواس پرتی تغییر در تمرکز دونی را هم شامل گردد، مانند زمانی که فرد، افکار یا خطرات مغایر با وضعیت هیجانی نامطلوب را فرا می‌خواند (واتز و دودس[۱۴۳]، ۲۰۰۷). یا وقتی که یک هنرپیشه برای ایجاد یک تجربه هیجانی، حادثه هیجانی خاصی رابه یاد می آورد.

بازداری می‌تواند یکی از این راهبردهای مربوط ‌به این مرحله به حساب آید. چرا که مستلزم تغییر دادن جهت توجه از فکر ناراحت کننده به سمت دیگر اهداف می‌باشد. بازداری عمدتاً به مخفی کردن احساسات ومنع برخی ‌از تجارب هیجانی تعبیر شده و به معنای تلاش جهت کنترل تولیدات شناختی مانند خودگویی وتصاویرذهنی است (کمپبل و بارلو[۱۴۴]، ۲۰۰۷).

یکی از راهبردهای مربوط ‌به این مرحله تمرکز است که توجه را به سمت ویژگی های هیجانی موقعیت سوق می‌دهد (واگنر و بارق، ۱۹۹۸). نگرانی و نشخوار فکری نیز دو راهبرد مربوط به تمرکز هستند (گراس و تامپسون، ۲۰۰۷). در هر دوی این فرایندها توجه فرد به ابعاد هیجانی موقعیت متمرکز می شود. نگرانی شکلی از شناخت است که کلامی و متمرکز بر آینده بوده و دارای رنگ و بوی هیجانی منفی است (کمپبل و بارلو، ۲۰۰۷). زمانی که توجه مکررا به سمت احساسات فرد و پیامدهای آن ها معطوف شود به آن نشخوار فکری گفته می شود. نشخوار فکری بسیار شبیه به نگرانی است با این تفاوت که بیش از اینکه به آینده معطوف باشد متمرکز بر گذشته و پیامدهای منفی کنونی آن است (کمپبل و بارلو، ۲۰۰۷). علاوه بر آن، همان طورکه بور کووک، رامبر و کینویون (۱۹۹۵) بیان کرده‌اند، زمانی که توجه روی تهدیدهای احتمالی آینده متمرکز شود ممکن است به افزایش پاسخ های هیجانی منفی منجر شود (به نقل از گراس و تامپسو،۲۰۰۷). پس گسترش توجه می‌تواند اشکال زیادی داشته باشد شامل کناره گیری جسمانی از موقعیت (مانندپوشاندن چشم ها وگوش ها)، تغییر جهت توجه یا حواس پرتی و… (گراس وتامپسون، ۲۰۰۷).

گراس و تامپسون (۲۰۰۷) معتقدند که می توان از سنین کودکی راهبردهای مؤثر گسترش توجه را به افراد آموزش داد، اطفال و کودکان کم سن وسال نه تنها به طور خودکار توجهشان را از موقعیت و حادثه آزار دهنده دور می‌کنند وبه موارد خوشایندتر معطوف می‌سازند، بلکه فرایندهای توجهی آن ها می‌تواند به منظور مدیریت هیجان هایشان توسط دیگران هدایت شود.

هرقدر که کودکان از نقش تعیین کننده درونی تجربه هیجانی خود، آگاه تر شوند اعتماد آن ها به نقش گسترش توجه در اداره هیجان هایشان افزایش می‌یابد (میشل و آیداک[۱۴۵] ، ۲۰۰۴). کودکان در دبستان متوجه می‌شوند که چطور هر چقدر کمتر به موقعیت های برانگیزاننده هیجان می اندیشند، شدت هیجان هایشان به مرور زمان کاهش می‌یابد (گراس و تامپسون، ۲۰۰۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




۱-۲- بیان مسئله

مدیریت در سازمان‌های امروز دیگر به قدرت فیزیکی و نیروی تحکم آمیز وابسته نیست، بلکه تا حدود زیادی به نیروی تفکر، اندیشه، شناخت و اولویت‌های اخلاق حرفه‌ای وابسته است. رهبری و مدیریت تنها با آگاهی‌های عمومی‌ و تخصصی و نیز مهارت‌ها و تجربه ها در اجرای آموخته‌ها به سامان نمی‌ رسد. عنصر دیگری که در این میدان نقش آفرینی می‌ کند، همانا اخلاق است (واثقی، ۱۳۷۵). به اعتقاد جوزفسون[۴]، اخلاق‌گرای آمریکایی قرن بیستم و بیست و یکم، دلیل توجه به اخلاق دو نشانه بارز است: اول نقش مهم و پرمعنای رفتار اخلاقی در حفظ و بقای یک جامعه مدنی و دوم، وجود تعدادی پرشمار از نمونه های ضداخلاقی (اسفندیاری، ۱۳۸۶). موضوعاتی همچون انصاف، تصمیم گیری درخصوص اینکه چه چیزی درست یا غلط است، مشخص نمودن عملیات و مقرراتی که رفتارمسئولانه بین افرادوگروهها راتائیدمی‌کند درحوزه اخلاقیات قراردارند(ارم واشتون[۵]،۲۰۰۳). به نظر دفت[۶] اخلاقیات ارتباط نزدیک وتنگاتنگی با ارزش‌ها دارندوبه عنوان ابزاری نگریسته می‌‌شوندکه ارزش‌ها را به عمل تبدیل می‌‌کنند. اخلاق، یعنی رعایت اصول معنوی وارزش‌هایی که بررفتارشخص یاگروه حاکم است، مبنی براینکه درست چیست ونادرست کدام است؟ (رحمان سرشت،۱۳۸۴).

امروزه مدیران ‌به این نتیجه دست یافته‌اند که فقط با قوانین و مقررات نمی‌توان کارکنان و سازمان‌ها را اداره کرد. اجرای صرف قانون نیازمند کنترل بیرونی است که نتیجه کمی‌در دستیابی به اهداف سازمانی دارد. در کنار آن ها علاوه بر کنترل و نظارت‌های قانونی و مقرراتی(کنترل بیرونی)، کنترل‌ها و نظارت‌های درونی برای اداره بهتر کارکنان ضرورت دارد (انصاری،۱۳۸۶). در این میان اخلاق حرفه‌ای نقش راهبردی در موفقیت معطوف به آینده سازمان و تأثیرات مهمی‌ در سازمان دارد که از جمله می‌‌توان به پیش ­بینی­پذیر کردن سازمان اشاره نمود. از دیگر نتایج رسیدن به خود کنترلی است. برای اینکه بتوانیم از کنترل­های بیرونی به سمت کنترل­­های درونی حرکت کنیم یکی از مهمترین ابزارهای کار اخلاق است(قراملکی،۱۳۸۶).

عصر و دوران امروز دنیای پیچیده‌ای از دانش و فناوری و فنون و ابزارهای مختلفی است که دانش مدیریت نیز از آن مجزا نمی‌‌باشد. در این میان هر روزه در عرصه دانش مدیریت شاهد مطالعات، نظریه ها و فنون نوینی هستیم که هر یک در تلاش هستند تا راهکارهای تازه‌ای را در جهت بهبود عملکرد مدیریت و اثربخشی بیشتر سازمان‌ها فراهم سازند. اکثر این عرصه‌ها و حوزه ها، ریشه در اصول اقتصادی و سیاسی داشته و بیشتر جنبه سودآوری و منافع سازمانی دارند. اما حقیقت آن است که در دهه های اخیر جنبه دیگری از وظایف سازمانی نقش پراهمیتی یافته است و آن، مسئولیت اجتماعی و اخلاقی سازمان است. اخلاق، می‌‌تواند نقش پراهمیتی در بهبود روند فعالیت‌های سازمان ایفا کند (امیرکبیری و داروئیان، ۱۳۹۰).

اخلاق حرفه‌ای برای همه افراد اهمیت دارد، اما برای مدیران به چند دلیل اهمیت ویژه‌ای دارد. یک دلیل آشکار این است که رفتار مدیر معیار یا ارزشی برای کارکنان و سازمان محسوب می‌‌شود. دلیل دیگر این است که رفتار مدیران به شدت زیر نگاه‌های موشکافانه کارکنان قرار دارد و چون امروزه مردم به اطلاعات دسترسی بیشتری دارند، ‌بنابرین‏ رفتار نامناسب به سرعت شناخته و منتشر خواهد شد. در نتیجه، شهرتی که یک سازمان یا یک فرد ممکن است طی سال‌ها کار و ممارست به دست آورده باشد، امکان دارد در ظرف چند دقیقه به کلی از بین برود (مولانا، ۱۳۸۷).

اعظمیان بیدگلی(۱۳۸۸) که مؤلفه‌های اخلاقی مدیریت در نظام اسلامی‌ را با هدف بررسی لوازم و نیازمندی‌های اخلاقی مدیران در این نظام، مورد بررسی قرار داده است، نتیجه می‌‌گیرد اخلاق در کنار دانش و مهارت از مهم‌ترین ابزارهای کار مدیریت است چرا که اگر مدیر بترسد، متزلزل باشد،‌ فاقد استقامت و پشتکار باشد، شتابزده و عجول باشد، نفوذپذیر باشد، مستبد و متکبر باشد و از رأفت و رحمت نسبت به زیردستان و همکاران بی‌بهره باشد، از سازمان‌بخشی مطلوب و ایجاد هماهنگی بین اجزای مختلف تحت مدیریت خویش عاجز خواهند ماند.

ازگلی (۱۳۸۴)، در پژوهشی با بررسی هدف رهبری یعنی اثر بخشی به جستجوی معیارهای موفقیت رهبران می‌ پردازد و نشان می‌ دهد که موفقیت رهبران در صورتی که با اخلاق و صداقت همراه نباشد، پایداری و اعتبار خود را به مرور از دست می‌‌دهد. به اعتقاد وی اگر بپذیریم که حداقل یکی از رویکردهای رهبری، رویکرداخلاقی است که ‌در مقابل‌ رویکرد غیراخلاقی قرار می‌‌گیرد، باید بتوانیم تفاوت‌های این دو رویکرد را در ابعاد هدف، ابزار وآثارهریک به روشنی نشان دهیم. بدیهی است برای ترسیم وشفاف‌سازی هریک از این ابعاد،باید معیار‌های مشخصی در جهت تعیین میزان کمی‌ و کیفی اثر بخشی اقدامات رهبران ارائه کرد . تجلی حدود این اثر بخشی در ابعاد و میزان نفوذ رهبران در پیروان و پایداری این نفوذ بازتاب می‌ یابد. هنگامی‌ که اثربخشی[۷]، هدف رهبری می‌‌شود ‌به این معنی است که رهبران تنها به دنبال انجام دادن کار به گونه‌ای صحیح نیستند بلکه آن ها می‌‌خواهند کارهای صحیح را به نحو صحیح انجام دهند و این مستلزم اخلاق‌گرایی در رهبران و مدیران است و نشانه های فراوانی از بهبود بهره‌وری و موفقیت سازمانی در پرتو رعایت اخلاق و ارزش‌ها را در سازمان‌ها و حتی در سطح ملی شاهد هستیم (یوکل[۸]، ۲۰۰۲).

همل[۹](۲۰۰۷)، معتقداست مدیریت کهنه شده است، فرسودگی مدیریت برای همه هزینه دارد و تنها راه ایجاد سازمانی برازنده آینده، ساختن سازمانی برازنده انسان است. شهید مطهری درنظریه رشد بیان می‌‌داردیکی ازسرمایه‌ها و بلکه مهم‌ترین آن ها، سرمایه انسانی است و اداره این سرمایه و نگهداری آن وهدرندادن آن واستفاده وبهره‌برداری صحیح ازآنهارشداست. بهره‌برداری از سرمایه های انسانی، به کارگرفتن آن ها،پرورش دادن آنهاوآزادکردن،حرارت بخشیدن وازسردی وخمودی خارج کردن آنهایعنی پاره کردن زنجیرهای معنوی وروحی آن ها، یعنی«یضع عنهم اصرهم والاغلال التی کانت علیهم»[۱۰] این چنین رشد همان است که امروز به نام «مدیریت» و یا رهبری نامیده می‌شود. باید دانست اهمیت وجود انسان، به ذخایر و نیروهایى است که در او نهفته است. اهمیت ذخایر انسانى، آن چیزى است که در اسلام درباره مقام انسانى آمده است که خلیفه اللَّه و مسجود ملائک و داراى روح الهى است و پیامبران آمده ‏اند که دفاین عقول را ظاهر کنند و این‏که اى انسان!

«خلقت الاشیاء لأجلک و خلقتک لأجلى» و«سخر لکم ما فى السموات و الارض جمیعا»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




      • هینمن و کونولی[۱۷](۲۰۱۱)، در تحقیقی تحت عنوان «حسابداری تعهدی در بخش عمومی، مسیری که همیشه رفته نمی­ شود» به بررسی جابجایی از حسابداری نقدی به حسابداری تعهدی پرداخته­اند موضوعی که توسط بسیاری از دولت­ها به عنوان جنبه­ای در دستور کار مدیریت بخش عمومی برای دستیابی به یک بخش متمرکز کسب و کار و بر مشاهده عملکرد در حال انجام طراحی شده است. نویسنده چنین استدلال می­ کند که حسابداری اقلام تعهدی اطلاعات مناسبی برای تصمیم گیرندگان فراهم می­ کند و در نهایت منجر به یک بخش دولتی کارآمدتر و مؤثرتر می­ شود.

    • اوبرت[۱۸](۲۰۰۹)، در تحقیقی به بررسی دلایل متفاوت بودن علایق مدیران واحد تجاری در تأخیر زمانی گزارشگری مالی سالانه در شرکت­های فرانسوی پرداخته است. وی ‌به این نتیجه رسید که تأخیر زمانی گزارشگری مالی سالانه با اهرم مالی رابطه مستقیم و با تأخیر زمانی در دوره قبل رابطه ای منفی دارد. افزون بر این، نتایج پژوهش اوبرت نشان داد که میانگین تأخیر زمانی ۲۵۰ شرکت مورد مطالعه۵/۱۱۶ روز بود.

    • بیدل و همکاران[۱۹](۲۰۰۹)، در تحقیقی پیرامون ارتباط کیفیت گزارشگری مالی با کارایی سرمایه ­گذاری، به تبیین این موضوع پرداختند که کیفیت بالاتر گزارشگری مالی، کارایی سرمایه ­گذاری در اقلام سرمایه ای را بر اثر کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و در نتیجه، عواملی چون گزینش نادرست یا خطر اخلاقی، افزایش داده، به کاهش سرمایه ­گذاری بیشتر و کمتر از حد منجر می­گردد. یافته ­های آن ها مؤید این مطلب بود که همبستگی مثبت یا منفی میان کیفیت گزارشگری مالی و سرمایه ­گذاری در شرکت­هایی که محیط عملیاتی آن ها مستعد سرمایه ­گذاری کمتر از حد یا سرمایه ­گذاری بیشتر از حد است، بیشتر است. نتیجه یافته ­های آن ها نشان داد که کیفیت گزارشگری مالی با سرمایه ­گذاری کمتر و بیشتر از حد در ارتباط است؛ یعنی رابطه ای علّی میان کیفیت گزارشگری مالی و کارایی سرمایه ­گذاری وجود دارد و بین کیفیت گزارشگری و سرمایه ­گذاری کمتر و بیش از حد، رابطه معناداری برقرار است.

    • صالح(۲۰۰۷)، در تحقیقی تحت عنوان «حسابداری دولتی مالزی: زمینه ملی و جهت گیری کاربر»، ‌به این نتیجه دست یافته است که یکی از عوامل مؤثر بر حرکت به سوی حسابداری تعهدی در بخش دولتی، داشتن حسابداری حرفه­ای و حسابداران حرفه­ای است که دارای دانش کافی در حسابداری باشند. وی اشاره می‌کند، تنها کشورهایی می‌توانند حسابداری تعهدی را در بخش دولتی اجراء کنند که ارزیابی­ها بیانگر فزونی منافع بر مخارج برای این تغییر باشد.

    • بارتون[۲۰](۲۰۰۷)، در تحقیقی تحت عنوان «حسابداری تعهدی و مسائل مربوط به سیستم های بودجه بندی در دولت­های استرالیا»، ‌به این نتیجه دست یافته است که حسابداری تعهدی باعث مدیریت کارای منابع می­ شود. وی تأکید می‌کند که دولت­ها برای اعمال سیاست­های مالی کوتاه مدت و مدیریت وجوه نقد به اطلاعات جریان‌های نقدی (مبنای نقدی) و برای مدیریت بهینه منابع به اطلاعات حسابداری تعهدی نیازمند هستند.

    • دوگان و همکاران[۲۱]( ۲۰۰۷ )، در تحقیقی به بررسی رابطه سودآوری، اندازه شرکت و ریسک مالی با بموقع بودن زمان گزارشگری برای شرکت­های فعال در بورس بین‌المللی پرداختند. نتایج پژوهش نشان داد که شرکت­های سودآور در مقابل شرکت­های زیانده علاقه بیشتری به ارائه سریعتر گزارش­های مالی داشته اند. افزون بر این، اندازه شرکت، ریسک مالی و سابقه گزارشگری بموقع از دیگر عوامل مؤثر بر گزارشگری بموقع بودند.

    • بیدل و هیلاری[۲۲] (۲۰۰۷)، در تحقیقی با بهره گرفتن از نماگر کیفیت اقلام تعهدی بر اساس مدل فرانسیس و همکاران نشان دادند که چگونه کیفیت اطلاعات حسابداری به سرمایه ­گذاری در سطح شرکت­ها مربوط است. نتایج این تحقیق، بیانگر آن بود که کیفیت حسابداری بالا، کارایی سرمایه ­گذاری را از طریق کاهش عدم تقارن اطلاعاتی بین مدیران و وام دهندگان و تأمین کنندگان خارج از سازمان، افزایش داده، همچنین موجب کاهش حساسیت سرمایه ­گذاری در سطح شرکت در برابر تغییرات جریان­های نقدی می­گردد .

    • آنسا و لونتیس[۲۳]( ۲۰۰۶ )، در تحقیقی با بررسی ۹۵ شرکت فعال در بازار سرمایه آتن ‌به این نتیجه رسیدند که شرکت­های بزرگتر، شرکت­های خدماتی و شرکت­هایی که توسط پنج مؤسسه بزرگ حسابرسی رسیدگی شده اند، گزارشگری سریعتری به نسبت بقیه شرکت­ها داشته اند. همچنین، نتایج پژوهش آنان نشان داد که میانگین تأخیر زمانی این شرکت­ها ۱۶۱ روز بوده است و شرکت­های فعال در صنعت ساخت و ساز و شرکت­های با گزارش مقبول حسابرسی، تلاش بیشتری برای گزارشگری بموقع­تر دارند.

    • وردی[۲۴](۲۰۰۶)، در تحقیقی به بررسی رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی ‌و کارایی سرمایه ­گذاری، در نمونه ­ای متشکل از ۳۸۰۶۲ مشاهده (شرکت- سال) در طی سال های ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۳ پرداخت. وی کیفیت گزارشگری مالی را با بهره گرفتن از مدل جونز و از طریق نماگر کیفیت اقلام تعهدی بررسی نمود و نشان داد که شاخص­ های کیفیت گزارشگری مالی هم با سرمایه ­گذاری کمتر از حد و هم با سرمایه ­گذاری بیش از حد رابطه­ای منفی دارد. گذشته از این نتایج، وی دریافت که ارتباط میان کیفیت گزارشگری مالی با سرمایه ­گذاری بیش از حد برای شرکت­هایی که دارای مانده وجه نقد بیشتری هستند و سرمایه ­گذاران پراکنده ای دارند، بسیار قوی است که این امر خود ‌به این نکته اشاره دارد که کیفیت گزارشگری مالی عدم تقارن اطلاعاتی ناشی از مشکلات نمایندگی و در نتیجه هزینه­ های سهام‌داران برای نظارت و پایش مدیریت را کاهش داده، به گزینش صحیح پروژه­ ها منجر می­گردد. وی همچنین نشان داد رابطه کیفیت گزارشگری مالی با سرمایه ­گذاری کمتر از حد برای شرکت­هایی که با محدودیت در امر تأمین مالی مواجه بوده اند، قویتر است. در نهایت، محقق در این پژوهش اثبات می‌کند که رابطه بین کیفیت گزارشگری مالی(کیفیت اقلام تعهدی) و کارایی سرمایه ­گذاری برای شرکت­های دارای محیط­های اطلاعاتی با کیفیت پایین، قویتر است.

    • یان مک فی[۲۵](۲۰۰۶)، در تحقیقی تحت عنوان «چگونه حسابداری تعهدی ‌پاسخ‌گویی‌ و حاکمیت را افزایش می­دهد»، نتایج تحقیق نشان داد که گزینش حسابداری تعهدی در بخش عمومی به افزایش ‌پاسخ‌گویی‌ دولت به موکلان آن، مدیریت مالی بهتر مدیران خدمات عمومی و مقایسه پذیری عملکرد مدیریت در حوزه ­های مختلف منجر می­ شود.

    • باروآ [۲۶](۲۰۰۶)، در تحقیقی تحت عنوان «خصوصیات کیفی چارچوب نظری هیئت استانداردهای حسابداری مالی برای ارزیابی کیفیت سود»، نشان داد که سرمایه ­گذاران به طور کلی ویژگی مربوط بودن را به قابل اتکاء بودن ترجیح می­ دهند اگر چه نتایج او خیلی قوی نیست اما ممکن است هر یک بین ویژگی مربوط بودن و قابلیت اتکاء یک ارجحیت نسبی قائل شوند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:00:00 ق.ظ ]




انستیتو پاستور ایران به موجب قراردادی میان ایران و فرانسه در تاریخ ۲۰ ژانویه ۱۹۲۰ در ایران افتتاح گردید. عبدالحسین فرمانفرمائیان قسمتی از باغ های ملکی و مسکونی خود را در آن روزگار در کنار شهر تهران و متصل به خندق شهر را وقف کرد و نیمی از هزینه ساخت ساختمان آزمایشگاه های انستیتو را نیز پرداخت نمود (تاریخچه خدمات ۵۰ سال ….۱۶) از همان ابتدا این انستیتو مبادرت به ساخت واکسن هایی نمود که کشور به آن ها نیاز داشت بعد از جنگ جهانی دوم مجدداً این بنا تجدید ساخت گردید و بیمارستان نیز جهت درمان هار گزیدگان کشور در آن تأسيس گردید واکسن هایی که از ابتدا در این انستیتو ساخته و تحویل ایران شدند عبارتند از واکسن های آبله، ب ث ژ، واکسن های ضد هاری، واکسن حصبه و واکسن وبا هب تدریج با پیشرفت زمان، این انستیتو نیز به توسعه بهداشت در ایران همت گماشت. دانش آموختگان بزرگی را در رشته‌های مختلف علوم پزشکی به ایران تحویل داده ایست. ضمن آنکه مؤسسه‌ در کلیه موارد مهم کشوری نظیر شیوع بیماری های حصبه، آبله و نیز تاعون نقشی انکار ناپذیر در ریشه کنی این بیماری ها در کشور داشته است. (قدسی, ۱۳۵۰) در حال حاضر این انستیتو با داشتن بیش از ۱۰۰۰ کارمند و ۲۱۹ عضو هیات علمی و توسعه سازمانی در زمینه تحقیقات بیولوژی و بیوتکنولوژی از معتبرترین مراکز علمی ایران و خاور میانه بوده و علاوه بر پیشبرد امور علمی و ارتقای سطح دانش کشور و نیز فعالیت راهبردی در زمینه جلوگیری از اپیدمی بیماری‌ها،تولید کننده بیش از ۲۰ فراورده مختلف بیولوژی اعم از کیتهای تشخیصی نظیر کیتهای تشخیص تب مالت و ایدزمحصولات دارویی منحصر به فرد تزریقی نظیر لیدوکائین، کلروپتاسیم و …. بوده،تولید کننده منحصر به فرد واکسن ب ث ژ در کشورهای منطقه بوده و همچنین تنها تولید کننده فراورده های نو ترکیب نظیر استرپتوکیناز و اریتروپویتین است. این انستیتو در حال حاضر تک کارخانه تولید کننده واکسن هپاتیت ب را در بین کشورهای خاور میانه را دارا است که هنوز تمهیدی نسبت به صادرات آن به سایر کشورها نیاندیشیده و صرفاً تولیدات آن دارای مصرف داخلی است.

مروری بر پژوهش‌ها :

حیدر علی هومن و علی عسگری در تحقیقی ‌در مورد تحلیل عاملی، تحت عنوان تحلیل عاملی: دشواری‌ها و تنگناها(۱۳۸۴) به بررسی این شیوه پیشرفته آماری پرداخته و ایرادات این روش و همچنین مشکلاتی که استفاده کنندگان از این روش با آن روبرو هستند را برشمرده اند. در عین حال نویسندگان این مقاله بر این نکته اشاره داشته اند که وقتی تحلیل عاملی برای داده های چند ارزشی مانند داده های طبقه ای مرتب شده به کار می رود نتایج تورش داری به دست می‌دهد. همچنین ایشان چرخش متمایل را بر چرخش متعامد ترجیح داده و قویا آن را توصیه می نمایند. در زمینه انجام کاربردی تحلیل عاملی، رضا دریساوی بهمنشیر، عبدالحسین بافنده و فضل الله عزیزی در مقاله ای با عنوان بررسی موانع صادرات غیر نفتی در استان خوزستان با استفده از تحلیل عاملی، عوامل مؤثر در امر صادرات غیر نفتی را در دو حوزه درون استانی و برون استانی را مورد تحلیل عاملی قرار داده و پیشنهاداتی برای رفع این موانع و مشکلات مطرح می نمایند.

محمد حسن فطرس و ابوالفضل نجارزاده در مقاله ای به بررسی رابطه بین توسعه مالی و رشد اقتصادی در ایران با بهره گرفتن از تحلیل عاملی(۱۳۸۹) در طی سال‌های ۱۳۴۰-۱۳۸۵ پرداخته‌اند. آن ها برای این موضوع ۸ متغیر را برای توسعه مالی مورد بررسی قرار داده و نتیجه گرفته اند که برای رسیدن به توسعه بازارها و واسطه های مالی به رشد و توسعه بخش حقیقی اقتصاد نیاز است.

حجت اله نیکخواه و نامدار صیادی در مقاله ای با عنوان بررسی مسائل بازاریابی و بازاررسانی انجیر در استان لرستان (۱۳۸۴) به بررسی بازار انجیر در استان لرستان پرداخته و با بهره گرفتن از تکنیک markup که بیان می‌کند تقاضای مصرف کننده عامل تعیین کننده در ارتباط بین قیمتهای خرده فروشی و مزرعه است، به تحلیل وضعیت این بازار پرداخته و ‌به این نتیجه رسیده که اصلی بودن درآمد باغ، امکان انبارداری، انجام بسته بندی، درجه بندی محصول و میزان عملکرد در واحد سطح دارای اثر مثبت و فاصله تا نزدیکترین مرکز فروش اثر منفی بر روی قیمت دریافتی دارند. همچنین میرعبداله حسینی و زورار پرمه در مقاله ای با عنوان ساختار بازار جهانی فرش دستباف و بازارهای هدف صادراتی ایران (۱۳۸۳) با بهره گرفتن از نسبت‌های تمرکز (CRI) و شاخص هرفیندال به بررسی این بازار پرداخته است. و ‌به این نتیجه رسیده است که شرکای وارداتی فرش ایران از ثبات برخوردار نبوده اند و طی سال‌های گذشته به طور پیوسته از قدرت چانه زنی ایران با شرکای وارداتی فرش دستبافش کاسته شده است. این محقق پیشنهاد کرده صادرکنندگان فرش را به جای صادرات به کشورهای واسطه ای به خود کشورهای هدف (حدود ۲۰ کشور) صادر نمایند.

دکتر جعفر عبادی و محمدنبی شهیکی تاش در تحقیقی با عنوان بررسی ساختار بازار کالاهای منتخب صادراتی با بهره گرفتن از تکنیک آنتروپی(۱۳۸۳) به ارزیابی ساختار بازارهای صنعتی و سنجش تمرکز تجاری تولیدات صنعتی منتخب (پروپان- سنگ مرمر- سنگ تراورتن و رخام- سنگ گچ – سیمان پرتلند- محصولات نیمه تمام از آهن و فولاد و روغن های حاصل از مواد قیری) می پردازد. نتایج تحقیقات آن ها بیانگر آن بود که سهم ایران در اکثر بازارهای مورد بررسی، رضایت بخش نیست.

ابراهیم عبدلی و مسعود تبادلی نیز در تحقیقی با عنوان اولویت بندی بازارهای هدف صادراتی استان اردبیل با بهره گرفتن از روش تصمیم گیری چند معیاره فازی(۱۳۸۸) به بررسی کشورهای پیرامون این استان پرداخته و با بهره گرفتن از تکنیک TOPSIS کشور آذربایجان را جهت صادرات محصول سیب زمینی تعیین نموده اند.

در خصوص تبیین استراتژی دکتر سیدمحمد سیدحسینی و دکتر سیدجواد ایرانیان مقاله ای بنام استراتژی توسعه محصول جدید رویکردها و یافته ها (۱۳۸۳) به رشته تحریر درآورده اند. ایشان ادبیات توسعه محصول را به ۴ بخش بازنگری محتوای تحقیقات اصلی توسعه محصول جدید، عوامل متمایز کننده در تحقیقات توسعه محصول جدید، شناسایی مقروضات مهم در تحقیقات توسعه محصول و مطالعات خاص گرایان در توسعه محصول جدید تقسیم نموده اند. از نظر ایشان در توسعه محصول جدید موضوعات راهبردی نظیر ارتباط بین توسعه محصول جدید و راهبرد شرکت، گرایش راهبردی، بازاریابی و فناوری و نیز موضوعات پروژه ای شامل فرایند توسعه محصول جدید اندیشه کاهش دادن عدم اطمینان به عنوان هدف اصلی پروژه فعالیت‌های توسعه، کارکنان و اطلاعات سازمانی دارای اهمیت و نیز ارتباط درونی نزدیکی با یکدیگر هستند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




بند اول :جدول زمانی عام رسیدگی به دعاوی سازمان تجارت جهانی[۱۳۰]

۶۰ روز

مشاوره ،رایزنی و میانجیگری

۴۵روز

تعیین و نصب اعضا و کارشناسان متخصص و تشکیل هیئت نظارت پنل

۶ ماه

گزارش نهایی هیات نظارت به طرفین مناقشه

۳ هفته

گزارش نهایی هیات نظارت به اعضای سازمان تجارت جهانی

۶۰ روز

تصویب گزارش هیئت حل اختلاف (در صورت عدم درخواست تجدیدنظر).

۱۲ ماه

مجوع زمان کل منازعه بدون درخواست استیناف

۹۰ـ۶۰ روز

گزارش تجدیدنظرخواهی

۳۰ روز

تصویب گزارش تجدیدنظر توسط نهاد حل اختلاف

۱۵ ماه

مجموع زمان منازعه همراه با درخواست تجدیدنظر

حل منازعه و موارد مشابه آن، بسیار طولانی است. در حالی که زمان میانگین برای حل آن ها ۲۳ ماه در نظر گرفته شده است. اگر خوشبینانه به مسأله نگاه کنیم ۱۵ ماه به طول خواهد انجامید.

بند دوم :مطالعه‌ موردی جدول زمانی دعوی آمریکا علیه چین[۱۳۱]

در ۱۰ ژانویه ۲۰۰۷

آمریکا خواستار مشاوره با چین گردید.[۱۳۲]

در ۲۰ آوریل ۲۰۰۷

ژاپن درخواست نمود تا به گروه بحث و بررسی این مشاجره بپیوندد.

در ۲۵ آوریل ۲۰۰۷

کانادا و اتحادیه اروپا نیزدرخواست نمودند که به گروه بحث و بررسی این مشاجره بپیوندد.

در ۲۶ آوریل ۲۰۰۷

مکزیک نیز درخواست نمود تا به گروه بحث و بررسی این مشاجره بپیوندد و متعاقب آن چین به نهاد حل اختلاف سازمان تجارت جهانی (DSB)اطلاع داد که آمادگی پیوستن کشورهای مذکور را به بررسی و حل و فصل این مشاجرات را دارا می‌باشد.

در ۱۳ آگوست ۲۰۰۷

آمریکا طی درخواست کتبی از سازمان تجارت جهانی خواستار تشکیل پنل در زمینه ی مشاجره‌ی مذکورگردید.

در ۳۱ آگوست ۲۰۰۷

متعاقب دیداری که به انجام رسید، نهادحل اختلاف ، تشکیل پنل را به تعویق انداخت.

در ۲۵ سپتامبر ۲۰۰۷

متعاقب دیداری که به انجام رسید، نهادحل اختلاف پنل را تشکیل داده و آرژانتین، اتحادیه اروپا، ژاپن، مکزیک، و چین تایپه، بیانات مرتبط به اشخاص ثالث را ارائه نمودند و جایگاه های خود را مشخص کردند.

در ۳ دسامبر ۲۰۰۷

آمریکا خواستار هدایت پنل توسط دبیر کل سازمان تجارت جهانی گردید.

در ۱۳ دسامبر ۲۰۰۷

دبیر کل در رأس امور پنل قرار گرفت.

در ۱۶ جولای ۲۰۰۷

رئیس پنل به اطلاع نهاد حل اختلاف رساند که به علت پیچیدگی منازعه و مباحث مطرح شدهدر آن بین دو کشور مذکور ، پنل قادر نیست که فعالیت کاری خود را در مدت ۶ ماه انجام دهد و خواستار این شد که گزارشات خود را در نوامبر ۲۰۰۸ به اعضاء سازمان تجارت جهانی اعلام نماید..

رئیس پنل به اطلاع نهاد حل اختلاف رساند که به علت پیچیدگی منازعه و مباحث مطرح شدهدر آن بین دو کشور مذکور ، پنل قادر نیست که فعالیت کاری خود را در مدت ۶ ماه انجام دهد و خواستار این شد که گزارشات خود را در نوامبر ۲۰۰۸ به اعضاء سازمان تجارت جهانی اعلام نماید..

پنل گزارش خود را به اعضاء سازمان تجارت جهانی اعلام نمود.

در دیداری که انجام شد. نهاد حل اختلاف به بررسی گزارش پنل پرداخت.

چین به اطلاع نهاد حل اختلاف رساند که به تصمیمات اتخاذ گردیده توسط این نهاد احترام گذاشته و آن ها را پذیرفته است،اما در راستای اجرای احکام صادر شده، چین به یک دوره زمانی منطقی جهت اجرای قوانین مذکور نیازمند می‌باشد .

چین و آمریکا، به اطلاع نهاد حل اختلافرساندند، که در زمینه پذیرش دوره زمانی منطقی، با یکدیگر توافق نموده و مدت زمانی را که چین به اعمال این قوانین درکشورش بپردازد،توسط آمریکا به چین اعطا گردید. آن ها اشاره نمودند که این مدت زمان ۱۲ ماه بعد از ارائه گزارش خواهد بود. طبق این تصمیم، مدت زمان منطقی درخواست شده توسط چین، در ۲۰ مارس ۲۰۱۰ منقضی می‌گردد.

چین گزارش نمود، که در ۲۶ فوریه ۲۰۱۰، کمیته های اختصاص داده شده در یازدهمین کنگره مردمی ملّی این کشور، قوانین مذکور در سازمان تجارت جهانی، را در قوانین مرتبط به کپی رایت داخلی چین اعمال نموده اند. در ۱۷ مارس ۲۰۱۰، کنسولگری ایالتی چین ، تصمیم گرفت تا قوانین مربوط به حفظ حقوق مالکیت فکری، را مورد بازنگری قرار دهد. ‌بنابرین‏ می توان گفت که تمام مراحل تکمیلی قانونمندی داخلی، و فرایند آن در جهت اجرای قوانین و پیشنهادات نهاد حل اختلاف به انجام رسیده و به مورد اجرا درآمدند. آمریکا با این حال بیان نمود که هنوز وقت آن نرسیده است که بگوئیم چین به تمام تعهداتش عمل نموده و مقررات تحمیل شده از سوی این نهاد را در قوانین داخلی کشورش به انجام رسانده است.

در آوریل ۲۰۱۰

چین و آمریکا به اطلاع نهاد حل اختلاف رساندند که طبق بندهای قانونی ۲۱ و ۲۲ [۱۳۳]از موافت نامه حل اختلاف به توافق رسیده اند و به مشاجرات خود پایان داده‌اند.

فصل دوم:

معیارهای مقیاس تجاری در نقض حقوق مالکیت فکری

مبحث اول : قاعده کلی و روش های تفسیردر سازمان تجارت جهانی

گفتار اول : تفسیر تحت الفظی

رویه ی سازمان تجارت جهانی در تفسیر معاهدات بدین صورت می‌باشد :

اولین اقدام در تفسیر قواعد و مقررات یک موافقتنامه، قبل از هر چیز مراجعه به متن خود معاهده و بعبارت دیگر بررسی معنا و مفهوم عبارات و اصطلاحات مندرج در معاهده می‌باشد. در این راستا مناسب است که از فرهنگ لغات آنگلوساکسون به منظور استخراج معانی عبارات استفاده نمود.مرحله بعدی در این زمینه مراجعه به سیاق عبارات است که عموما به ‌عنوان یک ضابطه مهم در تفسیر معاهدات مورد استفاده قرار می‌گیرد. سیاق عبارات می‌تواند شامل موارد ذیل باشد: عبارت و اصطلاح خاصی که تحت بررسی و تفسیر می‌باشد، مابقی ماده ای که موضع تفسیر قرار گرفته است، کلیه مواد موافقت نامه مورد نظر یاحتی هر موافقت نامه مرتبط دیگر. علاوه بر موارد فوق الذکر مقدمه موافقت نامه گات ۱۹۴۷، موافقت نامه مؤسس سازمان تجارت جهانی یا همچنین مقدمه هر موافقت نامه ای مانند: موافقت نامه اقدامات حفاظتی می‌توانند در جستجوی یک معنا و مفهوم عبارت خاصی جزئی از سیاق محسوب شوند. لکن باید باید اذعان داشت که بررسی سیاق محدود عبارات نسبت به بررسی سیاق موسع آن اولویت دارد.[۱۳۴]

گفتار دوم :تفسیر بر اساس قصد و نیت طرفین

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




۱٫ موضوع علم اخلاق، انسان، در حالی سیر و سلوک به سوی کمال مطلق است و انسان از این جهت اشرف مخلوقات است، قهراً علمی که برای اصلاح چنین موجودی بوده و به چنین موضوعی تعلق گیرد، اشرف علوم خواهد بود.

۲٫ مفاسدی که در جوامع بشری دامن­گیر انسان می­ شود، منشاء و علت اصلی آنان در جهل و نادانی، تبعیت از هوی و هوس و غفلت است. علم اخلاق در پی ریشه کن کردن این سه بیماری است.

۳٫ نتایج حاصل از علم اخلاق بهترین ارمغان برای انسان، و پر ارج­ترین ثمره وجودی برای او خواهد بود، زیرا به وسیله این علم است که راه تهذیب نفس که از برجسته ترین صفات انسانی است مشخص می­ شود (طاهری،۱۳۸۱،ص۲۷-۲۵).

تفارقات قانون و اخلاق

اخلاق در هر حرفه، مربوط به اعمالی است که متخصصان حرفه نسبت به یکدیگر، نسبت به طالبان دریافت خدمات و نیز نسبت به جامعه انجام می­ دهند. با این وجود بین اخلاق و قانون تفاوت­هایی وجود دارد (فرهادی،۱۳۸۶،ص۳۰)

قانون مستقیماً مقوله­ای اخلاقی نیست، هر چند میان اخلاق و قانون تعامل و داد و سندهایی وجود دارد. زیرا آداب، عرف و اخلاق جمعی می ­توانند برخی از جنبه­ های قانونی را اصلاح کرده و به تکامل آن نیز کمک کنند. اخلاقیات در پس زمینه­ قانون قرار دارد و قانون در متون مربوطه بر تعدادی قواعد، که ویژگی اصلی آن ها التزام بیرونی است، تکیه می­ کند. ‌بنابرین‏ اخلاقیات، زوال قانون و عرف را جبران می­ کند (بالوت،۱۳۸۹: ص۳۹). جدول شماره (۲-۲) برخی از تفاوت­های قانون و اخلاق را بر اساس معیارهای همچون کارکرد، ضمانت اجرا، میزان نفوذ، محتوا و سلسله مراتب نشان می­دهد.

جدول شماره (۲-۲) تفارقات قانون و اخلاق (فرهادی،۱۳۸۶،ص۳۱-۳۰)

قانون

اخلاق

سلبی است

کارکرد

ایجابی است

ضمانت اجرا دارد

ضمانت اجرا

ضمانت اجرا ندارد

عدم نفوذ و دخالت

در زندگی خصوص

میزان نفوذ

نفوذ و دخالت در

زندگی خصوصی

قانون از اخلاق محتوا ‌می‌گیرد

محتوا

اخلاق خود محتوا دهنده است

قانون یک مرتبه بیشتر ندارد

سلسله مراتب

اخلاق مراتب و نسبت دارد

مفهوم حرفه

حرفه اصطلاحی رایج است که در بر گیرنده ارتباط اشخاص با یکئیگر با در نظر گرفتن یک مجموعه اصول و قوانین ‌می‌باشد. به صورت تخصصی، حرفه زمینه­ ساز ارتباط کارمندان با یکدیگر در اجتماع ‌می‌باشد (Koehn, 2001, P1). حرفه به عنوان مهارتی، شامل تمام یا بخشی از دانش و توانایی در به کارگیری دانش برای عملی سودمند و ارتباط با دیگران تعریف می­ شود (Ozar, 2000, P6).

واژه حرفه کاربردهای فراوان دارد و مفهوم آن نیز از تطور تاریخی فراوانی برخوردار است. عام ترین کاربرد حرفه به معنای پیشه، شغل، کار و کسب است. مفهوم اصطلاحی حرفه از دیر باز متفاوت با کار و حتی شغل به کار می­رود.

اشتغال یکی از مؤلفه‌ ­های حرفه است. مؤلفه‌ دیگر روزی به دست آوردن از طریق اشتغال است. مؤلفه‌ سوم، اختیار در کار و اشتغال است. حرفه یک کار اختیاری است. مؤلفه‌ مهم خدمت محوری، مثمر ثمر بودن، مفید بودن یا مطلوبیت اجتماعی حرفه است. مؤلفه‌ پنجم، برخورداری از دانش، مهارت و توانایی است. قدما از این مؤلفه‌ سه وجهی (دانش، مهارت و توانایی) به صناعت تعبیر ‌می‌کنند و لذا دهخدا در تعریف حرفه می­گوید: «صناعت که روزی بدان آید». تمایز صناعت از صرف کار در سه عنصر دانش، مهارت و توانایی است (قراملکی، ۱۳۸۷، ص۱۶۷).

مفهوم­شناسی اخلاق حرفه­ای

اخلاق نمایان کننده شخصیت فرد است و این اخلاق حرفه­ای است که شخص را به شکل مطلوب چه در چامعه و چه در بین همکارانش مطرح می­ کند. در چارچوب این اخلاق حرفه­ای است که نقش­پذیری افراد در جامعه شکل ‌می‌گیرد و انسان­ها را به هم معطوف­تر می­ کند، ارتباط اجتماعی بین اشخاص را گسترش می­دهد. یک مجموعه از هنجارها و رفتارهای درونی اخلاقی را بین کارمندان و مدیران را به وجود ‌می‌آورد و همچنین در انجام فعالیت­ها و امور اداری و غیر اداری که مربوط به ارباب رجوع می­ شود، نقش مهمی را ایفاء می­ کند. اخلاق حرفه­ای در واقع به نوبه خود باعث تحریک بسیاری از محرک­ها و رفع بسیاری از نا هنجاری­ها می­ شود (Koehn, 2001, P1).

اخلاق حرفه­ای در مفهوم­سازی­های اولیه به معنای اخلاق کار و مشاغل به کار می­رفت و امروزه نیز برخی نویسندگان اخلاق حرفه­ای را به معنای نخستین آن تعریف ‌می‌کنند. نمونه ­هایی از این قسم تعاریف قابل تأمل­اند؛

    • شیوه ­های رفتاری متدوال در میان اهل یک حرفه است.

    • مدیریت رفتار و کردار آدمی هنگام انجام کارهای حرفه­ای است.

  • رشته­ای از دانش اخلاق است که روابط شغلی را مورد مطالعه قرار می­دهد.

به طور کلی اخلاق حرفه­ای شاخه­ای از اخلاق کاربردی است که به مباحث اخلاقی در حرفه می ­پردازد. صاحبان حرفه، از دانش اخلاق دو توقع دارند؛

    1. بیان نظام­مند مسئولیت­های اخلاقی در حرفه

  1. تشخیص دقیق و حل اثربخش مسائل اخلاق حرفه.

در اخلاق حرفه­ای دو رهیافت سنتی و جدید وجود دارد. رهیافت سنتی، روی آورد مدیریت منابع انسانی به اخلاق حرفه­ای است که بر مسئولیت­های اخلاقی افراد در مشاغل و حرف حصر توجه می­ کند و رهیافت جدید که در دهه­های اخیر رواج یافته است، رویکرد مدیریت استراتژیک به اخلاق حرفه­ای است که در این رهیافت به مسئولیت­ پذیری سازمان با نگرش سیستمی عطف توجه می­ شود (قراملکی، ۱۳۸۷، ص۱۷۴).

* اخلاق حرفه­ای در کار، اشاره به متعهد شدن انرژی ذهنی و روانی و فیزیکی فرد یا گروه به ایده جمعی است در جهت اخذ قوا و استعداد درونی گروه و فرد برای توسعه به هر نحو (Cadozier, 2002, P137)؛

* اخلاق حرفه‌ای یکی از شعبه‌های جدید اخلاق است که می‌کوشد به مسائل اخلاقی حرفه های گوناگون پاسخ داده و برای آن اصولی خاص متصور است (Hartog, 2007, P6).

* اخلاق حرفه‌ای به مسائل و پرسش‌های اخلاقی و اصول و ارزش‌های اخلاقی یک نظام حرفه‌ای می‌پردازد و ناظر بر اخلاق در محیط حرفه‌ای است (دانشنامه دیکی پدیا).

* مقصود از اخلاق حرفه‌ای مجموعه قواعدی است که باید افراد داوطلبانه و ‌بر اساس ندای وجدان و فطرت خویش در انجام کار حرفه‌ای رعایت کنند؛ بدون آن‌ که الزام خارجی داشته باشند یا در صورت تخلف، به مجازات‌های قانونی دچار شوند.

* اخلاق فردی‌‌، مسئولیت‌پذیری فرد است در برابر رفتار فردی خود‌‌، صرفاً به منزله یک فرد انسانی‌، و اخلاق شغلی‌، مسئولیت‌پذیری یک فرد است در برابر رفتار حرفه‌ای و شغلی خود‌‌، به مثابه صاحب یک حرفه یا پست سازمانی‌ (Moberg, 2000, P845).

اهمیت و ضرورت اخلاق حرفه­ای

یکی از شاخه­ های اخلاقی که به عنوان یکی حوزه مطالعه شناخته می­ شود، اخلاق حرفه­ای است (Dracopoulou,1998:XI). در گذشته و حتی امروزه به برخی از نویسندگان اخلاق حرفه‌ای[۷۱] مترادف با اخلاق کار که مسئولیت اخلاقی فرد از حیث شغل است، می‌دانند از جمله تعریف‌های دیگر اخلاق حرفه‌ای؛

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




بندورا( ۲۰۰۶) خودکارآمدی را چنین تعریف می‌کند باور فرد ‌در مورد توانایی مقابله او در به موقعیت خاص است و الگوهای فکری، رفتاری و هیجانی را در سطوح مختلف تجربه انسانی تحت تاثیر قرار می‌دهد و تعیین کننده این است که آیا رفتاری شروع خواهد شد یا خیر و اگر شروع شد فرد چقدر تلاش برای انجام آن خواهد داشت و در رویارویی با مشکل استقامت از خود نشان خواهد دارد.

به علاوه خودکارآمدی عبارت است از ارزشیابی هر فرد از توانایی ها و صلاحیت هایش برای رسیدن به اهداف و یا غلبه بر موانع، به عبارت دیگر انتظارات خودکارآمدی به باورهای مربوط به توانایی‌های ما برای انجام موفقیت آمیز یک رفتار اطلاق می شود( بود[۱۲] و ‌همکاران، ۲۰۰۶).

بندورا بیان می‌کند که سطح انگیزش، وضعیت های احساسی و اقدامات افراد بیشتر بر آنچه اعتقاد دارند مبتنی است تا آنچه که واقعا درست است. افراد تمایل دارند وظایف و فعالیت هاییی را انتخاب کنند که احساس می‌کنند در انجام آن ها شایسته هستند و اعتماد به نفس دارند و از بقیه آن ها اجتناب می‌کنند. ‌بنابرین‏، هر چه خودکارآمدی بیشتر باشد، تلاش، پایداری و برگشت پذیری بیشتر خواهد بود( خجسته مهر و همکاران، ۱۳۹۱).

خودکارآمدی مجموعه متفاوتی از باورهای مربوط به حیطه های مختلف عملکرد است که شامل خودنظم دهی فرایند شناختی، انگیزشی، حالت های هیجانی و فیزیولوژیک است. خودکارآمدی مربوط به دستیابی به هدف، بهتر از کارآمدی مربوط به یک عملکرد خاص، عملکرد را پیش‌بینی می‌کند. کارآمدی مربوط به خودنظم دهی نیز یک عامل مهم در باور خودکارآمدی مربوط به دستیابی به هدف است. باور خودکارآمدی مربوط به یک مهارت ممکن است بالا باشد، اما هنگام استفاده در موقعیت های تنیدگی زا ضعیف می شود.خودکارآمدی هم چنین با هماهنگ ساختن مهارت های مختلف ارتباط دارد. از آنجا کل چیزی بیش از مجموع اجزای آن است، باورهای خودکارآمدی به جای این که مجموعه ی بی ربطی از خوباورهای خاص بالا باشند، حاصل تجارب و افکار بارآور هستند( بندورا، ۱۹۹۷).

۲-۲-۲- تاریخچه خودکارآمدی

درباره تاریخچه خودکارآمدی می توان گفت یکی از جنبه‌های نظریه شناخت اجتماعی آلفرد بندورا است، نظریه شناختی- اجتماعی از دیدگاه کارگزارانه سرچشمه گرفته است که در آن رفتار فرد به صورت هدفمند و پیش‌بینی پذیر تلقی می شود، و این دیگاه در ابتدا به نظریه یاگیری اجتماعی معرف بود و این نظریه بر خواستگاه اجتماعی رفتار و اهمیت فرایندهای شناختی در تمام ابعاد زندگی انسان، انگیزش، هیجان و عمل تأکید می‌کند و این نظریه از قویت فاصله گرفته بر اهمیت فرایندهای شناختی تأکید می‌کند، در این دیگاه افراد نه به وسیله نیروهای درونی برانگیخته می‌شوند نه به وسیله نیروهای بیرونی به طور خودکار کنترل می‌شوند و عملکرد انسان در چهارچوب یک مدل تقابلی سه جانبه تبیین می شود که در آن رفتار شخص و محیط یکی از این برای رسیدن به انواع عملکرد تعیین شده است( پروین و جان، ۱۳۸۶).

‌بر اساس این دیدگاه افراد دارای باورهای خودکارآمدی هستند که به عنوان یک الگوی کاری[۱۳] به وسیله آن ها می‌توانند، روی احساس ها و اعمال خودمهارداشته باشند و چگونگی رفتار افراد به وسیله این باورها قابل پیش‌بینی است. باورهای خودکارآمدی، بنیان کارگزاری آدمی را تشکیل می‌دهند و یک منبع کلیدی در تحول، سازش یافتگی و تغییر شخصی است؛ و منظور از آن داوری و قضاوت های فاعلی[۱۴] شخص، درباره قابلیت ها[۱۵] و توانایی هایش برای سازماندهی و اجرای دورهای عمل موردنیاز برای مدیریت موقعیت های ‌پیش‌آیندی مؤثر بر زندگی شان می‌باشد و بر این افراد چگونه فکر می‌کنند خودازنده سازی[۱۶] یا خود تحقیر گری[۱۷] در رویارویی با مشکلات چگونه برانگیخته شده، و پشتکار نشان می‌دهند( بندورا، ۲۰۰۶).

مفهوم خودکارآمدی بندورا در زمینه‌های بسیاری از جمله در مسائل آموزشی و تحصیلی به کار گرفته شده و پژوهش های زیادی ‌در مورد آن صورت گرفته است. باورهای خودکارآمدی بر رفتار، افکار و انگیزه فراگیران در حین انجام تکالیف تاثیر دارد. دانش آموزانی که اطمینان ندارند که در کامل کردن یک تکلیف شایستگی دارند و آنهایی که معتقدند تمرین و تلاش به موفقیت منتهی نمی شود اغلب مضطرب شده و احساس عدم شایستگی می‌کنند و بر عکس دانش آموزانی که به شایستگی خود ایمان دارند می‌توانند بر روی راهبردهای حل مسئله تمرکز داشته باشند( اسلاوین[۱۸]، ۲۰۰۳؛ ترجمه سید محمدی، ۱۳۸۹). مفهوم خودکارآمدی بیان می‌کند که فرایندهای شناختی و تحلیلی متفاوت و مطالعات بین فرهنگی نشان داده‌اند که خودکارآمدی بالا به صورت مثبتی مرتبط با عزت نفس بالاتر، اهداف بالاتر، افزایش انگیزه و بهبود عملکرد می شود. در حالی که خودکارآمدی پایین با اضطراب، افسردگی و عملکرد پایین مرتبط است( شفیعی و معتمدی، ۱۳۹۰).

۲-۲-۳- خودکارآمدی تحصیلی

باورهای خودکارآمدی تحصیلی بیانگر اطمینان فرد به توانایی خود در انجام موفقیت آمیز تکالیف تحصیلی، در یک تراز مشخص، می‌باشد( بانگ[۱۹]، ۲۰۰۴). در برخی از ابزارهای اندازه گیری این مفهوم، خودکارآمدی تحصیلی را در یک درس خاص یا محتوای درسی ویژه را اندازه گیری می‌کنند. براین اساس، طبق دیدگاه برخی از محققان، خودکارآمدی تحصیلی بیانگر اطمینان فرد به توانایی خود را اندازه گیری می‌کنند( زیمرمن ، ۲۰۰۸) و مقیاس های خودکارآمدی هندسه وجبر پیشرفته( لوپز، لنت، براون و گاری، ۱۹۹۷) جزو آن دسته از مقیاس هایی هستند که دانش وابسته به محتوای یک درس خاص را اندازه گیری می‌کند.

گروه دیگر مقیاس ها، ‌بر اساس رابطه با یک درس با قلمرو محتوایی خاص تعریف می‌شوند. در پاسخ ‌به این مقیاس ها از مشارکت کنندگان تقاضا می شود که اطمینان به توانایی خود را در دستیابی به یک نمره ی خاص در یک کلاس درسی، مشخص کنند. برای مثال مان، بیکر و جفریس(۱۹۹۵) و لنت، براون و لارکین(۱۹۸۷)، به منظور مطالعه ی نقش باورهای خودکارآمدی در قلمروهای موضوعی علوم و مهندسی، دو مقیاس خودکارآمدی تحصیلی متفاوت را گسترش دادند. در این رابطه، لنت و همکاران(۱۹۸۷) با بهره گرفتن از یک مقیاس خودکارآمدی مطالبات تحصیلی، اطمینان یادگیرندگان به توانایی خود را در انجام موفقیت آمیز مطالبات تحصیلی و وطایف شغلی بررسی کردند.

در سطح دیگری از تخصیص، محققان به منظور مطالعه باورهای خودکارآمدی تحصیلی، ابزارهایی را گسترش دادند که باورهای خودکارآمدی تحصیلی یادگیرندگان را بر اساس رفتارهای تحصیلی عمومی تر اندازه گیری می‌کنند. برای مثال، پنتریچ و دی کرات(۱۹۹۰) در گسترش پرسشنامه ی یادگیری و راهبردهای انگیزشی، بخشی را به باورهای خودکارآمدی تحصیلی اختصاص دادند.در این مقیاس یادگیرندگان به توانایی خود در انجام موفقیت آمیز تکالیف درسی و دستیابی به نمرات بالا، اندازه گیری می‌شوند(زینلی پور، زارعی و زندی نیا، ۱۳۸۸).

۲-۲-۳- ابعاد خودکارآمدی

باورهای خودکارآمدی از لحاظ سطح، عمومیت داشتن و شدت با هم تفاوت دارند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




اصول و روش درمانی فرانکل را لوگوتراپی[۱۶] تشکیل می‌دهد، لوگوتراپی روشی است که در آن بیمار در جهتی راهنمایی می شود که معنی زندگی خود را بیابد، ‌بنابرین‏ اصول لوگوتراپی تلاش برای یافتن معنی در زندگی است که اساسی ترین نیروی محرکه هر فرد در دوران زندگی اوست. به طور کلی انسان در این دیدگاه، انسان واحدی است که دارای سه جنبه یا بعد بدنی(فیزیکی)، ذهنی(روانی) و معنوی می‌باشد، دو جنبه اول در ارتباط تنگاتنگ قرار دارند و مجموعا روان-تن را تشکیل می‌دهند و عواملی ارثی و فطری مثل سائق های ذاتی را شامل می‌شوند. روانکاوی فروید، آدلر و یونگ[۱۷] در درک این ابعاد کمک شایان توجهی کرده‌اند، بخصوص در بعد روانی آن لکن جنبه معنوی را که یک بعد مشخص انسان است نادیده گرفته- اند.

لوگوتراپی در واقع بر بعد سوم انسان یعنی جنبه معنوی تأکید می‌کند. بعد معنوی اولین خصوصیت از سه خصوصیت انسان است که او را از سایر حیوانات متمایز می‌کند واز وجود آن، وجدان، عشق و زیباشناسی مایه می گیرند، دومین خصوصیت وجود انسان آزادی است، اگر چه او از شرایطی که درآن زندگی می‌کند، آزاد نمی باشد، اما در این که در مقابل آن ها چه موضعی بگیرد آزاد است.آزادی انسان نه تنها به مفهوم رها شدن از چیزی است بلکه در تعلق داشتن به چیزی دیگر می‌باشد و این حالت به گفته فرانکل مسئولیت انسان را تشکیل می‌دهد، انسان از نظر این مکتب، ‌در مقابل‌ خودش، وجدانش و خدایش مسئول است(دژکام،۱۳۶۶).

معناجویی در این مکتب بسیار مورد تأکید است. این معناجویی نیرویی متضاد با لذت جویی که روانکاوی فروید بر آن استوار است و همچنین قدرت طلبی مورد تأکید آدلر می‌باشد. فرانکل معتقد است که انسان قادر است و می‌تواند به خاطر ایده ها و ارزش هایش زندگی کند و یا در این راه جان ببازد. معنی خواهی انسان ممکن است با ناکامی مواجه گردد که لوگوتراپی آن را ناکامی وجودی می نامد. واژه وجود به سه صورت به کار برده می شود که عبارتند از:

۱- خود وجود(بویژه حالات وجودی انسان)

۲- معنای وجود

۳- معنی خواهی( کوشش برای یافتن معنای واقعی در زندگی شخصی).

پیشنهادهایی برای جستجوی معنا

چگونه انسان می‌تواند معنای زندگی را پیدا کند؟ فرانکل معتقد است که انسان سالم و بالغ، انسان از خود فرارونده است.انسان کامل بودن، یعنی به چیزی فرا سوی خود پیوستن.انسان در نهایت زمانی می‌تواند خود را متحول کند که یک معنا رادر زندگی خود تحقق بخشد. فرانکل برای معنا بخشیدن به زندگی سه راه را پیشنهاد می‌کند:

۱- اگر انسان چیزی خلق کند، زندگی اش می‌تواند با معنا باشد، در اینجا انسان از خود سئوال می‌کند: من برای چه زنده هستم؟

۲-انسان معنا را ‌در شیوه تجربه کردن زندگی، یاکسی رادوست داشتن، می بیند.در اینجا انسان از خود می پرسد:من برای چه کسی زنده هستم؟

۳- انسان معنا رادر هنگامه ی غوطه وری در مشکلات سنگین در می‌یابد. طرز برخوردی که ما نسبت به رنج برمی گزینیم.در جایی که ما با یک سرنوشت غیر قابل تغییر روبرو می‌شویم.(یک بیماری غیر قابل علاج، مرگ یک عزیز، یک موقعیت ناامید کننده و …) در این جاست که زندگی می‌تواند معنادار شود.در این جا انسان از خود می پرسد: چرا نگرش مثبت در برابر سرنوشت غیر قابل تغییر و اجتناب ناپذیر نداشته باشم؟(‌بر امر[۱۸]،۱۹۸۴).

ناکامی وجودی می‌تواند سبب ظهور نوروزها گردد. برای نوروزها در لوگوتراپی واژه نئوژنیک[۱۹] یا اندیشه زاد به کار برده می شود که با نوع دیگر یعنی نوروزهای روانزاد یا سایکوژنیک[۲۰] متفاوت است. علت وجود و ظهور نوروزهای نئوژنیک، کشمکش و تعارض بین سائق ها و غرایز نیست بلکه حاصل برخورد ارزشهاست، به تعبیر دیگر تعارضات اخلاقی و یا مشکلات روحانی علت اصلی این دسته از نورزهاست.

لوگوتراپی به جای اینکه به تعقیب عوامل و ریشه‌های ناخودآگاه مسائل فردی در ارتباط با غرایز و سائق ها بپردازد، با مسائل روحانی فرد به طور صادقانه و خستگی ناپذیر برخورد می‌کند. وظیفه لوگوتراپی این است که بیمار را در یافتن معنا در زندگی، اندیشه‌های پنهانی وجود و معنای نهفته در آن یاری دهد.در لوگوتراپی انسان به عنوان موجودی ناشناخته می‌باشد که توجه ویژه ای به یافتن معنی در زندگی و شکوفایی ارزش ها دارد(دژکام،۱۳۶۶).

باید در نظر داشت که تلاش انسان در راه جستن معنا و ارزش وجودی او در زندگی همیشه موجب تعادل نیست و ممکن است تنش زا باشد، اما همین تنش لازم و جزء لاینفک بهداشت روان است. فرانکل می‌گوید: من به جرئت می گویم که در دنیا چیزی وجود ندارد که به انسان بیشتر از یافتن معنای وجودی خود درزندگی یاری رساند. در اردوگاه کار اجباری نازی ها این نکته بخوبی به اثبات رسید که همه کسانی که تصور می‌کردند که کار یا وظیفه ای در انتظارشان است شانس بیشتری برای زنده ماندن داشتند. فرانکل می‌گوید: وقتی مرا به اردوگاه بردند دست نویس کتابی را که برای چاپ آماده می کردم و به همراه داشتم را از من گرفتند، میل بی حد من برای بازنویسی دوباره مطالب آن معنایی شد که سختی های اسارت را راحت تر تحمل کنم واز آن محیط خشونت بار اردوگاه جان سالم به در بردم، پس بهداشت روانی مستلزم اندازه ای از تنش است، تنش بین آنچه که بدان دست یافته و آنچه که باید بدان تحقق بخشید.

این تنش لازمه زندگی انسان است،آنچه انسان لازم دارد تعادل و بی تنشی نیست، بلکه کوششی است که در راه رسیدن به هدفی شایسته درگیر می شود. پذیرفتن مسئولیت امری است که لوگوتراپی قاطعانه بر آن تأکید دارد و در این جهت گام بر می‌دارد و سعی دارد بیمار را با این نگرش «چنان زندگی کن گویی بار دومی است که بدنیا آمده ای و اینک در حال انجام خطاهایی هستی که درزندگی نخست مرتکب شده بودی» آگاه سازد(فرانکل، ۱۹۶۷ ترجمه صالحیان و میلانی، ۱۳۸۷).

اضطراب

اضطراب از مبارزه و نبرد شخصی یک فرد برای زنده و باقی ماندن ناشی می شود، که باید به عنوان یک بخش اجتناب ناپذیر وضعیت انسان تلقی شود(کوری،۱۹۹۰). برای می(۱۹۷۷) و دیگر وجودگرایان، اضطراب مفهوم گسترده ای دارد. می[۲۱] دو نوع اضطراب را مطرح می‌کند: اضطراب بهنجار و اضطراب روان رنجورانه.

یکی از زیر مجموعه های مهم اضطراب بهنجار که بسیار مورد توجه روان درمانگران وجودی است،اضطراب وجودی[۲۲] می‌باشد. با این که این اضطراب دارای تظاهرات جسمی است ولی از وجود ریشه می‌گیرد. انسان ها باید با دنیای اطراف خویش مواجه شوند، نیروهای پیش‌بینی نشده را تحمل بکنند و به طور کلی جای خود را در دنیا بیابند(شارف، ۲۰۰۰ ترجمه فیروزبخت،۱۳۸۱).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




۳٫ نظریه ی نقش: در این نظریه به دو جنبه اجتماعی و روانی توجه می‌شود. در جنبه اجتماعی، تأثیر عواملی نظیر نظام سازمانی و کارگاهی و شرایط محیط اشتغال در رضایت شغلی مورد توجه قرار می‌گیرد. این عوامل، شامل شرایط بیرونی رضایت شغلی می‌شود. جنبه روانی رضایت شغلی، بیشتر به انتظارات و توقعات فرد مربوط می‌شود.

به بیانی دیگر، احساس فرد از موقعیت شغلی و فعالیت هایش در انجام مسئولیت‌های محوله و ایفای نقشی خاص به عنوان عضوی از اعضای جامعه، میزان رضایت شغلی فرد را مشخص می‌کند. رضایت کلی، نتیجه‌ای است که از ترکیب دو جنبه اجتماعی و روانی حاصل می‌شود.

۲-۳-۷- شاخص‌های رضایت شغلی

برای رضایت شغلی، مدل‌های گوناگونی ارائه شده که در هریک از آن ها، به فراخور دیدگاه و وضعیت موردنظر، شاخص‌هایی برای رضایت شغلی ارائه شده است. از جمله آن ها می‌توان به ماهیت کار، ترفیعات، روابط با همکاران و مدیریت، امنیت شغلی، مشارکت در سازمان و … اشاره کرد. تأکید و تمرکز ما، بر شاخص روابط با همکاران و مدیریت است.

روابط و مناسبت‌های همکاران، مهم‌ترین عامل در تعیین رضایتمندی شغلی است. طی مطالعه‌ای انجام‌شده، هنگامی که مستخدمان اجازه یافتند همکاران خود را انتخاب کنند، رضایتمندی شغلی آنان افزایش و هزینه کار کاهش یافت. از دیگر سو، به طور سنتی مدیریت به عنوان بعد مهم شغلی مطرح شده است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که مدیریت “کارمندمدار” بیش از مدیریت “کارمدار” موجب رضایت شغلی می‌شود.

به طور کلی، باید متذکر شویم که رضایت ناشی از نظام ارتباطی سازمان، به تفاوت‌های موجود بین اینکه فرد چه چیزی را از طریق ارتباطات در سازمان می‌خواهد به دست آورد و چه چیزی را در این فرایند کسب می‌کند، وابسته است.

۲-۳-۸- رضایت شغلی کارکنان؛ کلید طلایی رضایت مشتریان

قسمتی از انقلاب مشتری گرایی، مستلزم بررسی مجدد ساختارهای سنتی و روش تفکر و کارکردن است به طور سنّتی، نگاه به سازمان‌هابه صورت شکل زیر بوده است.

این الگوی مبتنی بر سلسله مراتب، یک سویه، رسمی و معمولاً کسل کننده است و پویایی و نواوری را تشویق نمی‌کند در این سازمان دارای فرایند تصمیم گیری از بالا به پایین، کارکنان به انجام دادن کاری می‌پردازند که مدیران شان از آنان می‌خواهند در حالی که در فرایند ایجاد تحول در سازمان، پیام باید این باشد که مشتریان مهم‌تر از مدیرانند اگر قرار که مشتری رئیس باشد، پس هرم سازمان، باید از بالا به پایین، مطابق شکل زیر وارونه شود.

ایفا کنندگان نقش اصلی در این ساختار، کسانی هستند که با مشتریان تماس دارند، یعنی کارکنان خط مقدم که به طرز تلقی مشتریان درباره مؤسسه شکل می‌دهند برای مشتری، این افراد (خدمتگذاران، فروشندگان بلیت، مامور تحویل کالا، و کارکنان پشت پیشخوان) در واقع، “سازمان” هستند در انی نوع مؤسسات، دغدغه کارکنان خواست مشتریان است نه آنچه مدیران می‌خواهند.

وظیفه مدیریت این است که در تماس خود با کارکنان، الگوها و استانداردهای خدمت را ارائه دهد و کیفیت رفتار و توجه به مشتری را به وجود آورد اگر وظیفه کارمند خط مقدم این است که قهرمان خدمت باشد، نقش مدیر هم این است که ارائه خدمت را رهبری کند. واقعیت مهم دیگری نیز وجود دارد کیفیت خدمتی که کارمند خط مقدم، ارائه می‌دهد، نه تنها به نحوده اداره افراد خط مقدم، بلکه به کیفیت خدمتی که آنان از ادارات داخلی دریافت می‌دارند وابسته است.

برای روشن‌تر شدن بحث بهتر است به یک بازنگری در تعریف مشتری دست بزنیم مشتری کسی است که محصول یا خدمتی برای تحویل به او فراهم می‌شود هر فردی در یک سازمان مشتری است و خود او فراهم می‌شود هر فردی در یک سازمان مشتری است و خود اوهم مشتریانی دارد شما اگر با مشتریان بیرونی برخورد نداشته باشید، مطمئناً تعداد زیادی مشتری داخلی دارید دیگر افراد داخل سازمان که به خدمات شما متکی هستند تا کارهای خود را انجام دهند، مشتریان شما محسوب می‌شوند.

زنجیره خدمت به مشتری، زنجیره ای است که از طریق محصولات و خدمات فراهم شده به وسیله مؤسسه، شما را به مشتری متصل کند شما و گروهتان، شغلتان و هرچه که باشد، در این زنجیره، حلقه‌های اتصال هستید.

مدیران باید ‌به این بینش برسند که آنچه برای مشتری خوب است، برای کارکنان هم خوب است کارکنانی که به خوبی به آنان توجه نمی‌شود، به ارائه خدمت خوب به دیگران پایبند نیستند، اما اگر هر حلقه‌ای در این زنجیره قوی باشد و هر فردی خدمت عالی به حلقه بعدی ارائه دهد، مشتریان خارج از سازمان، از مزایای خدمت عالی بهره‌مند خواهند شد.

خدمت پیش از اینکه صادر شود، باید در درون سازمان وجود داشته باشد و اساس این امر، فضای مثبت، تشویق آمیز، حمایتی و اطمینان بخش است. مدیران باید توجه داشته باشند که “‌مهم‌ترین عنصر در ایجاد فضای کاری مثبت، رفتار شخصی آنان (در جایگاه مدیر سازمان) بوده و محیط کاری نیز شکل دهنده طرز تلقی کارکنان از کار (رضایت شغلی) است. ‌بنابرین‏ سرمایه گذاری در آن، سرمایه گذاری در عملکرد خدمت به حساب می‌آید “.

۲-۴- مدیریت

مدیریت عبارت است از عملی که به صورت آگاهانه و مستمر انجام می شود و به سازمان شکل می‌دهد (گیلبرت، ۱۹۹۸).

مدیریت و رهبری از ارکان هر سازمان و جامعه ای است. نیاز به مدیریت و رهبری در همه ی زمینه‌های فعالیت اجتماعی، محسوس و حیاتی است. این نیاز، به ویژه در نظامهای آموزش و پرورش اهمیت بسیار دارد، زیرا آموزش و پرورش نقش اساسی در گردش امور جامعه و تداوم و بقای آن برعهده دارد و رهبری و مدیریت اثربخش، لازمه ی تهیه و اجرای برنامه های آموزشی و پرورشی نتیجه و کیفی است.

مدیریت در آموزش و پرورش با تأکید توأم بر فرایند «آموزش» و «پرورش» در دو سطح ستادی و اجرایی فعالیت می‌کند. مدیریت آموزشی، در بین سایر انواع مدیریت ها از جایگاه ویژه ای برخوردار است. اگر آموزش و پرورش هر جامعه در رأس همه مسائل جامعه باشد، مدیریت آموزشی نیز با همان منطق جایگاه مهمی در بهسازی و توسعه جامعه دارد. اگر مدیران آموزشی یک جامعه دارای دانش و مهارت های کافی باشند، بدون تردید، نظام آموزشی نیز از اثربخشی، کارآئی و اعتبار بالائی برخوردار خواهد بود.

مدیریت آموزشی، فرایندیست که کلیه فعالیت های افراد همکار در سازمان های آموزش و پرورش را در جهت رسیدن به هدف های تعلیم و تربیت، همسو و هماهنگ می‌کند. مهمترین ویژگی عمومی یک مدیر ایمان او به کارش است که به شیوه ی کار مدیر زینت خاصی می بخشد.

مدیریت در مفهوم کلی و عام آن به شکلها و با دیدگاه های متفاوت تعریف شده است. می توان گفت به تعداد نویسندگان کتاب‌های مدیریت از مدیریت تعریف ارائه شده است که به برخی از آن ها اشاره می شود.

استونر (Stoner) می‌گوید، مدیریت فرایند برنامه ریزی، سازماندهی، هدایت و کنترل کوشش های اعضای مدرسه و استفاده از تمام منابع مدرسه برای دستیابی به اهداف معین مدرسه است.

مدیریت بنابر تعریف کیمبل وایلز، عبارت است از یاری و مدد به بهبود کار آموزشی و هر عملی که بتواند امر آموزش و یادگیری را یک قدم پیش تر ببرد.

مدیریت : هنر انجام دادن کار به وسیله دیگران (فالت، ۱۹۲۴)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




۲- معاوضی بودن:

عقد مرابحه عقدی معوض می‌باشد. درتعریف بیع، حسب ماده ۳۳۸ قانون مدنی معاوضی بودن بیع را افاده می شود ‌به این معنا که عین مالی که فروخته می شود با مال دیگر (اصطلاحاً: عوض) که امـروزه به طور معمول پول است، مبادله می شود. این وصف، بیع و شقوق آن را از انواع عقود رایگان متمایز می‌سازد زیرا در اینگونه قراردادها یا مالی بدون هیچگونه عوض به دیگری واگذار می شود یا اگر تعهدی نیز بر انتقال گیرنده شرط شود، بین این تعهد و موضوع اصلی همبستگی به وجود نمی آید. درخصوص عوض (ثمن) قانون مدنی هیچ قیدی ندارد ‌بنابرین‏ هرچه مال باشد، اعم از عین، منفعت و حق می‌تواند عوض مبیع قرار گیرد ولی اصولاً ازدید عرف، در صورتی مبادله دو مال بیع نامیده می شود که ثمن پول باشد نه کالا؛ البته مبادله کالا با انجام دادن خدمت یا عمل انسان نیز صحیح می‌باشد. [۹۴]

معاوضی بودن بیع، آثار مهمی دارد که این آثار در عقد مرابحه نیز وجود دارد؛ از جمله: در صورتی که تملیک یکی از عوضین به علتی باطل باشد، تعهد به دادن عوض دیگر خودبخود از بین می رود. از طرفی در مواردی که ارزش ثمن و مبیع چندان نامتناسب باشد که در عرف داد و ستد قابل تحمل نباشد، طرفی که از این عدم تناسب زیان می بیند، مغبون نامیده می شود و می‌تواند معامله را فسخ نماید. این حق را در حقوق ما خیار غبن گویند. در حقوق ایران خیار غبن از قواعد عمومی معاملات است و به همین جهت آثار و شرایط اعمال آن را باید در قواعد عمومی معاملات مطالعه نمود.[۹۵] از طرف دیگر خریـدار یا فروشنده می توانـد اجـرای تعهد خـود را در صورت وجـود شـرایط لازم حسب ماده ۳۷۷ قانون مدنی (حق حبس) به اجرای تعهد دیگری موکول سازد. همچنین اگر مبیع پیش از تسلیم به خریدار تلف شود، حسب ماده ۳۸۷ قانون مدنی بیع منفسخ می شود و خریدار تعهدی به پرداخت ثمن ندارد.

۳- عین بودن مبیع:

حسب ماده ۳۳۸ قانون مدنی می توان بخوبی دریافت که مبیع لازم است از اموال عینی باشد و این امر در خصوص عقد مرابحه نیز صادق است. عین، عبارت از مالی است که وجود مادی و محسوس دارد و به طور مستقل مورد داد و ستد قرار می‌گیرد،[۹۶] ‌بنابرین‏ هیچگاه منفعت یا عمل یا حق نظیر حق ارتفاق را نمی توان مبیع قرارداد.[۹۷]

البته امروزه گونه های اموال جدیدی در روابط مالی انسان ها وارد گردیده است که در گذشته وجود نداشتند مانند: نرم افزارهای رایانه ای که با اموال عینی معمولی از جهات مختلف متفاوت می‌باشند؛ به طور مثال: وزن ندارند، لمس نمی شوند و یا خود به طور مستقل دیده نمی شوند، هرچند که اثر آن ها به صورت ذرات الکترونیکی در صفحه مانیتور رایانه به نمایش در می‌آید و از نظر اقتصادی دارای ارزش است؛ همچنین مانند: یک فیلم سینمایی که محتوای آن در پرده سینما یا تلویزیون مورداستفاده قرار می‌گیرد. در مالیت اینگونه کالاهای نوظهور عصر ما نمی توان تردید داشت زیرا در هر حال، دارای ارزش اقتصادی در جامعه می‌باشند و این امر مطابق تعریف روشن و شناخته شده از کلمه مال می‌باشد که گفته می شود: مال عبارت از چیزی است که دارای ارزش اقتصادی باشد.[۹۸] «در پاسخ ‌به این سوال که آیا این اموال را از مصادیق اموال عینی نظیر خانه و خودرو می توان دانست و احکام قانونی مربوط به اعیان را نسبت به آن ها جاری نمود یاخیر؟ به نظر می‌رسد که اینگونه اموال را باید در ردیف اموال عینی به شمارآورد و احکام قانونی مربوط به اعیان را نسبت به آن ها ثابت دانست زیرا هرچند از جهات خصوصیات مادی و فیزیکی با اموال عینی معمولی متفاوت می‌باشند، لیکن در مقام تحلیل مقایسه ای با دیگر گونه های اموال، ذهن در می‌یابد که اینگونه اموال هرگز نمی توانند در ردیف منفعت یا حق یا عمل جای گیرند. زیرا منفعت مالی است که از مال دیگر تولد می‌یابد و خود استقلال ندارد. در خصوص حق نیز به لحاظ وابسته بودن به مال عینی دیگر یا وابسته بودن به ذمه شخص که به طور غیر مستقیم با اموال او مرتبط می شود، فاقد استقلال است؛ همچنین روشن است که اینگونه اموال را نمی توان عمل به حساب آورد؛ در حالی که یک نرم افزار دارای وجود استقلالی است و نه از مال دیگر تولید می شود و نه از وابسته بودن به مال معین تحقق می‌یابد. ‌بنابرین‏ به نظر می‌رسد که اینگونه اموال نیز همانند سایر اعیان می‌توانند مبیع قرار گیرند. در خصوص منافع برخی از اموال که خود به صورت عین در می‌آیند، مانند: میوه درخت که از اموال عینی است، لیکن باید دانست که این منافع پس از تجسم خارجی، داخل در اعیان است و دیگر منفعت صرف محسوب نمی شوند.» [۹۹]

۴- لازم بودن:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




جهت بارز تر و روشن تر شدن تعریف فوق به تشریح ابعاد مختلف این تعریف می پردازیم؛

واژه ی رفع اختلاف در این تعریف اساسا با ماهیت داوری در تضاد است چرا که در واقع وقتی طرفین اختلاف خود را به داوری ارجاع می‌دهند در کنار این توافق ضمنا پذیرفته اند که رأی‌ داور دارای اثر جزمی و قاطع دعوا باشد به عبارت دیگر طرفین توافق کرده‌اند که داور پس از بررسی ماهیت اختلاف و صدور رأی‌ نظرش دارای اعتبار امر مختومه باشد چرا که اگر خلاف این باشد با فلسفه ی داوری در تضاد است و داوری را امری عبث و بیهوده انگاشته ایم . عنصر قاطع بودن و لازم الاجرا بودن در واقع وجه تمیز داوری از مفاهیم مشابه نظیر میانجی گری و کارشناسی و…. است که در جای خود مورد بحث قرار می‌گیرد .

به عبارت دیگر ما قائل به معنای فصل خصومت در رابطه با داوری هستیم ، فصل خصومت به معنای صدور حکم در دعاوی آمده است (جعفری لنگرودی ، ۱۳۸۹ ،۵۳۸)

در واقع از انجا که فصل خصومت قاطع دعواست دیگر قابل طرح مجدد نخواهد بود. جهت توجیه صدر ماده فوق، برای اختلاف معنای عام وکلی را در نظر گرفته و معنای فصل خصومت را قایل می‌شویم.اساسا یکی از رسالت های این پایان نامه این بوده که برای داوری معنای فصل خصومت را اثبات کند چراکه در صورتی که ما معنایی خارج از قاطع بودن را مد نظر داشته باشیم دیگر طواری رسیدگی در جریان داوری معنا نخواهد داشت به عبارت دیگر ایراد وسیله ای است که خوانده معمولا در جهت ایجاد مانع موقت یا دائم در جریان رسیدگی به دعوای مطروحه و یا بر شکل گیری مبارزه در اصل و ماهیت دعوا به منظور باز داشتن خواهان از پیروزی به کار می‌گیرد.وقتی رسالت داوری غیر از فصل خصومت باشد و برای داوری نقش قاطعیت و لازم الاجرا بودن در نظر گرفته نشود دیگر بحث کردن از ایرادات و طواری نظیر ورود ثالث و جلب ثالث بی معنا خواهد بود.

با درج شروط داوری در ذیل قراردادها در واقع دادگاه ها از صلاحیت خارج می‌شوند و در مقابل اگر در کنار داوری صلاحیت دادگاه ها هم انگاشته شود دیگر داوری به معنای فصل خصومت نیست و به معنای صلح و میانجیگری خواهد بود.لذا در اینجا ابتدا باید شرایط و اثار داوری مورد نظر واقع شود و بعد از ان معنای فصل خصومت برداشت شود .

واژه بعد که جای تأمل بیشتری دارد و عنصر اساسی داوری محسوب می شود خارج از دستگاه قضایی است، مرجع عمومی جهت رسیدگی به اختلافات دادگستری است و مرجع استثنا داوری است جایی که تردید داشته باشیم اصل صلاحیت محاکم است ، اما سیاست دستگاه قضایی و قانون گذار این است که این دو نهاد از یکیدیگر مستقل بمانند این استقلال به معنای عدم همکاری و عدم استفاده نهاد داوری از بازوهای اجرایی دستگاه قضایی نیست بلکه ‌به این معنا است که ازهم دور بمانند و از دخالت یکدیگر جلوگیری شود از جمله مثال هایی جهت استقلال این دو نهاد از هم می توان به عدم امکان داور شدن قضات اشاره کرد این ممنوعیت در ماده ی ۴۷۰ قانون آیین دادرسی نمایان است که بیان می‌دارد (کلیه ی قضات و کارمندان اداری نمی توانند داوری نمایند هر چند به تراضی طرفین ) قسمت انتهایی این ماده بیان می‌دارد هر چند تراضی و اراده طرفین در انتخاب داوران اساسی ترین رکن است اما نمی توان قضات را ‌به این امر گماشت . همچنین در ماده ۴۰ قانون وکالت ۱۳۱۵ آمده که(وکلا نمی توانند نسبت به موضوعی که قبلا به واسطه ی سمت قضایی یا حکمیت در آن اظهار عقیده کتبی نموده اند قبول وکالت نمایند).

پس به طور خلاصه استقلال نهاد داوری از دستگاه قضایی ،استقلال نسبی است استقلالی که در عین حال که از خلط ‌و مداخله ی دستگاه قضایی در نهاد داوری جلوگیری می‌کند و به عبارت دیگر از اعمال قدرت و نفوذ دستگاه قضایی در داوری جلوگیری می‌کند در بسیاری از موارد همچون در اجرای آرای داوری ،داوران از قدرت اجرایی دستگاه قضایی یاری می طلبند . ماده۲۷ قانون نمونه انسیترال موردی را پیش‌بینی کرده که در مقررات داوری ایران لحاظ نشده است در این قانون امکان مساعدت دادگاه در دستیابی به ادله فراهم شده است در واقع این هم یکی از مواردی است که همکاری دستگاه قضایی با نهاد داوری را می رساند ، جا دارد قانون گذار جهت کارآمد کردن نهاد داوری با قانون گذاری ضعف نبود این مقرره را در مقررات داخلی و بین‌المللی جبران کند ، نکته دیگر در این مبحث اینکه وقتی صحبت از خروج از دستگاه قضایی می شود می توان پرونده را با توجه به نوع موضوع به داوری فرد یا افراد متخصص واگذار کند که این علاوه بر دقت موجبات تسریع در فرایند رسیدگی را فراهم می آورد .

واژه بعد اینکه داوران مرضی الطرفین و یا انتصابی اند همان‌ طور که قبلا هم اشاره شد اصل اولیه ارادی بودن انتخاب داوران است و به عبارت دیگر داوران منتخب طرفین داوری اند اما گاهی داوران به صورت انتصابی خواهند بود که موارد آن در مواد۴۵۹ و ۴۶۰ نمایان است .

۱-۱-۴- بند چهارم: مقایسه داوری از نهاد های مشابه

تمییز داوری از قضاوت :

وجه شبه هر دو این است شخصی اقدام به صدور رأی‌ و اظهار نظر قضایی می کند منظور از اظهار نظر قضایی نظری است که دارای مشخصات زیر باشد ۱- دارای اعتبار امر مختوم است ۲-به صورت جزیی و خاص است ۳- مفاد انشایی است ۴- مستند به بخشنامه نیست ۵-تعلیق به شرط در اظهار نظر قضایی ممنوع است ۶-سپردن ونیابت اظهار نظر قضایی به دیگری ممنوع است ( کریمی ،۱۳۹۲ ، ۲۶)

برای روشن تر شدن موضوع به بررسی موارد فوق می پردازیم :

مقصود از دارای اعتبار مختومه بودن این است که رأی‌ داور پس از صدور جهت حل و فصل اختلاف صادر گردیده است وبه همین جهت دارای اعتبار امر مختومه است در قانون آیین دادرسی فرانسه هم رأی‌ داور دارای اعتبار امر مختومه است .

‌در مورد اعتبار امر مختومه بودن بین دکترین حقوقی نظریات مختلفی وجود دارد ؛ دکتر شمس در مسئله ۴۷۷ با یک سوال به بررسی موضوع پرداخته که آیا رأی‌ داور از اعتبار امر قضاوت شده برخوردار است ؟

مقنن در هیچ یک از مواد قانون رأی‌ داور را دارای اعتبار امر قضاوت شده ندانسته است حتی اگر به نص بند ماده ۸۴ که شرایط اعتبار امر قضاوت شده را پیش‌بینی نموده است تمسک شود تنها حکم دادگاه دارای این اعتبار است ورای داور فاقد این اعتبار است ،در عین حال پذیرش این امر که رأی‌ داور اعتبار مذبور را ندارد این نتیجه را خواهد داشت که پس از صدور رأی‌ داور محکوم علیه بتواند دعوا را در دادگاه اقامه ودادگاه علی‌رغم ایراد امر قضاوت شده ی خوانده، مکلف به ورود به ماهیت دعوا شده و بتواند حتی حکم به نفع محکوم علیه صادر کند پذیرش چنین ترتیبی موجب بی فایده و لغو شدن رجوع به داور و مقررات داوری می شود ، افزون بر آن با توجه به مواد ۴۹۰ و۴۹۱ حتی در مواردی که ارجاع داوری از سوی دادگاه بوده در صورت اعتراض به رأی‌ داور رسیدگی به اصل دعوا تا قطعی شدن حکم به بطلان رأی‌ داور ، متوقف می ماند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




۴-۲ آمار توصیفی پاسخ دهندگان

همان گونه که توضیح داده شد در این تحقیق برای تعیین نمونه آماری از میان عمده‏فروش­ها و خرده‏فروش‏های محصولات لبنی ‌ما نیز آن از نمونه‏گیری طبقه­ای استفاده گردید، بدین صورت که پس از انتخاب منطقه، به نسبت تعداد مراجعه‏کنندگان احتمالی به هر منطقه پرسشنامه­هایی اختصاص داده شد و در مجموع تعداد ۱۸۰ پرسشنامه بین عمده‏فروش­ها و خرده‏فروش­های مناطق چهارگانه کرمانشاه توزیع گردید.

ویژگی­های پاسخ دهندگان این پرسشنامه به شرح ذیل است:

الف – جنسیت

ب – سن

ج – تحصیلات

۴-۲-۱ جنسیت پاسخ­گویان

جدول (۴-۱) توزیع فراوانی عمده فروش­ها و خرده فروش­ها برحسب جنسیت

فراوانی

درصد فراوانی

درصد فراوانی تجمعی

پاسخ

زن

۹

۵%

۵%

مرد

۱۷۱

۹۵%

۱۰۰%

جمع

۱۸۰

۱۰۰%

با توجه به جدول فوق ۵% درصد از پاسخ‏گویان زن و حدود ۹۵% درصد پاسخ‏گویان مرد بوده ­اند؛ به گونه ­ای که تعداد پاسخ‏گویان مرد از زنان بیشتر بوده ­اند.

نمودار (۴-۱) توزیع فراوانی عمده فروش­ها و خرده فروش­ها برحسب جنسیت

۴-۲-۲ سن پاسخ­گویان

جدول (۴ – ۲) توزیع فراوانی عمده فروش­ها و خرده فروش­ها برحسب سن

درصد فراوانی تجمعی
درصد
فراوانی

۱۷٫۲%

۱۷٫۲%

۳۱

کمتر از ۲۰ سال
پاسخ

۵۷٫۲%

۴۰%

۷۲

۲۱ تا ۴۰ سال

۹۳٫۹%

۳۶٫۷%

۶۶

۴۱ تا ۶۰ سال

۱۰۰%

۶٫۱%

۱۱

بالاتر از ۶۰ سال

۱۸۰

جمع

با توجه به جدول فوق ۱۷٫۲% درصد از پاسخگویان کمتر از ۲۰ سال، حدود ۴۰% درصد پاسخگویان بین ۲۱ تا ۴۰ سال، ۳۶٫۷% درصد بین ۴۱ تا ۶۰ سال و ۶٫۱% درصد نیز بالاتر از ۶۰ سال سن داشته اند، به گونه ­ای که بیشترین تعداد پاسخگویان بین سن ۲۱ تا ۴۰ سال بودند.

نمودار (۴ – ۲) توزیع فراوانی عمده فروش­ها و خرده فروش­ها بر حسب سن

۴-۲-۳ تحصیلات پاسخ­گویان

جدول (۴ – ۳) توزیع فراوانی عمده فروش­ها و خرده فروش­ها برحسب تحصیلات

درصد فراوانی تجمعی
درصد
فراوانی

۲۱٫۱%

۲۱٫۱%

۳۸

کمتر از دیپلم
پاسخ

۷۱٫۱%

۵۰%

۹۰

دیپلم

۹۲٫۲%

۲۱٫۱%

۳۸

فوق دیپلم

۹۸٫۹%

۶٫۷%

۱۲

لیسانس

۱۰۰%

۱٫۱%

۲

فوق لیسانس و بالاتر

۱۰۰%

۱۸۰

جمع

با توجه به جدول فوق تحصیلات ۲۱٫۱% درصد از پاسخ‏گویان کمتر از دیپلم، ۵۰% درصد پاسخ‏گویان دیپلم، ۲۱٫۱% درصد پاسخ‏گویان فوق دیپلم، ۶٫۷% درصد پاسخ‏گویان لیسانس و ۱٫۱% درصد پاسخ‏گویان دارای تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر بوده ­اند.

نمودار (۴ – ۳) توزیع فراوانی عمده فروش­ها و خرده فروش­ها بر حسب سن

۴-۳ بررسی نتایج آزمون کلموگرف- اسمیرنف

با توجه ‌به این که مقیاس و ابزار اندازه ­گیری این تحقیق کیفی است، به ­منظور بررسی قابلیت استفاده از روش­های آماری پارامتریک از آزمون کلموگرف- اسمیرنف با هدف بررسی نرمال بودن متغیرهای تحقیق استفاده شده است.

۴-۳-۱ قاعده تصمیم‏ گیری

در سطح اطمینان ۹۵ درصد در صورتی ­که سطح معناداری بزرگ‏تر از میزان خطا (۰,۰۵) باشد Ho پذیرفته می‏ شود. ولی در صورتی­ که سطح معناداری کوچک‏تر از میزان خطا (۰,۰۵) باشد Ho رد و H1 پذیرفته می‏ شود.

جدول (۴-۴) بررسی نتایج آزمون کلموگرف- اسمیرنف

ردیف

فرضیه Ho

آماره کلموگرف- اسمیرنف

سطح معناداری

میزان خطا

توزیع نرمال

۱

متغیر ارائه کوپن به مشتریان دارای توزیع نرمال است (بین تابع توزیع تجمعی مشاهده شده و توزیع نرمال تفاوت معنادار وجود ندارد).

۸۶۶/۲

۰۰۰/۰

۰۵/۰

ندارد

۲

متغیر ارائه پاداش به مشریان دارای توزیع نرمال است (بین تابع توزیع تجمعی مشاهده شده و توزیع نرمال تفاوت معنادار وجود ندارد).

۸۰۵/۲

۰۰۰/۰

۰۵/۰

ندارد

۳

متغیر ارائه بن کارت به مشتریان دارای توزیع نرمال است (بین تابع توزیع تجمعی مشاهده شده و توزیع نرمال تفاوت معنادار وجود ندارد).

۶۱۵/۲

۰۱۰/۰

۰۵/۰

ندارد

۴

متغیر ارائه نمونه رایگان به مشتریان دارای توزیع نرمال است (بین تابع توزیع تجمعی مشاهده شده و توزیع نرمال تفاوت معنادار وجود ندارد)

۴۹۲/۲

۰۲۱/۰

۰۵/۰

ندارد

۵

متغیر ترفیع قیمت به مشتریان دارای توزیع نرمال است (بین تابع توزیع تجمعی مشاهده شده و توزیع نرمال تفاوت معنادار وجود ندارد)

۱۱۳/۲

۰۲۶/۰

۰۵/۰

ندارد

با توجه به جدول (۴-۱)، در سطح اطمینان ۹۵% می‏توان گفت:

۱) متغیر ارائه کوپن به مشتریان، دارای توزیع نرمال نیست.

۲) متغیر ارائه پاداش به مشتریان، دارای توزیع نرمال نیست.

۳) متغیر ارائه بن کارت به مشتریان، دارای توزیع نرمال نیست.

۴) متغیر ارائه نمونه رایگان به مشتریان، دارای توزیع نرمال نیست.

۵) متغیر ترفیع قیمت به مشتریان، دارای توزیع نرمال نیست.

۴-۳-۲نتیجه‏گیری

با توجه ‌به این که تمام متغیرها دارای توزیع نرمال نیستند، روش­های آماری مورد استفاده برای همه متغیرها، روش­های ناپارامتریک به کار رفته است.

۴-۴ نتایج آماری فرضیه ­های تحقیق

۴-۴-۱ فرضیه اول

فرضیه اول بدین صورت مطرح گردید که: ارائه کوپن به مشتریان تأثیر مثبت و معناداری بر میزان خرید دارد.

شاخص های آماری برای فرضیه فوق در جدول زیر آورده شده است.

فرضیات آماری آزمون فوق عبارت است از:

ارائه کوپن به مشتریان تأثیر مثبت و معناداری بر میزان خرید ندارد. H0s > 3

ارائه کوپن به مشتریان تأثیر مثبت و معناداری بر میزان خرید دارد. H1: μs ≤ ۳

نتایج حاصل از تحلیل داده ­های پرسشنامه در جدول (۴-۵) نشان داده شده است.

جدول (۴-۵) نتایج آزمون t استیودنت ‌در مورد فرضیه اول

T محاسبه شده

درجه آزادی

سطح معنی‏داری

سطح خطا

نتیجه آزمون

۴۵/۶

۱۷۹

۰۱/۰

۰۵/۰

رد H0

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:59:00 ق.ظ ]




معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۳
۳
۱۰
۱۶
۱۸
۰
۲
۱۱
۱۷
۲۰

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

۲۴-ترس از شکست مانع من از ابتکار در تدریس می شود.

معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۵
۵
۱۵
۱۳
۱۲
۱۰
۱۲
۱۳
۸
۷

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

سئوالات مربوط به فرضیه پنجم:

۲۵-از عدم روابط انسانی صحیح در سطح جامعه آزرده ام.

معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۵
۷
۱۰
۱۸
۱۰
۱۰
۸
۱۲
۱۰
۱۰

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

۲۶-عدم توجه به ارزش‌های انسانی در محیط کار آزارم می‌دهد.

معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۴
۵
۲۰
۱۲
۹
۸
۹
۲۲
۶۰
۵

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

۲۷-شاهد برخورد نامناسب اولیاء دانش آموزان با خود در محیط کار هستم.

معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۰
۵
۱۰
۱۷
۱۸
۰
۷
۱۲
۱۵
۱۶

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

۲۸-مشکلات محیط کار در روابط خانوادگی ام اختلال ایجاد ‌کرده‌است.

معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۰
۰
۰
۳۰
۲۰
۰
۰
۵
۲۵
۲۰

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

۲۹-در محیط کار آرامش لازم برای انجام کار مفید وجود ندارد.

معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۰
۰
۱۵
۱۸
۱۷
۵
۱۵
۱۴
۱۶

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

۳۰-احساس می کنم در محیط کار کمتر از چیزی که واقعیت دارد برایم ارزش قائلند.

معلمان مرد

معلمان زن

۵
۴
۳
۲
۱
ضرایب
همیشه
اغلب
گاهی
بندرت
هرگز
طیفها
۰
۵
۱۵
۱۲
۱۸
۴
۶
۱۸
۱۲
۱۰

میانگین نظرات معلمان مرد

میانگین نظرات معلمان زن

جدول ضریب همبستگی پیرسون فرضیۀ اوّل:

جدول ضریب همبستگی پیرسون فرضیۀ دوم

جدول ضریب همبستگی پیرسون فرضیۀ سوم

جدول ضریب همبستگی فرضیۀ چهارم

جدول ضریب همبستگی پیرسون فرضیۀ پنجم

جدول میانگین فرضیۀ اول

y
x
ردیف
۵/۲
۶/۲
۱
۷/۳
۹/۱
۲
۹/۱
۱/ ۲
۳
۷/۱
۴/۱
۴
۳/۳
۱/۳
۵
۶/۳
۲/۳
۶

جدول میانگین فرضیۀ دوم

y
x
ردیف
۵/۱
۱/۱
۱
۲/۲
۵/۲
۲
۹/۲
۷/۲
۳
۷/۲
۵/۲
۴
۲/۳
۶/۳
۵
۶/۲
۷/۲
۶

جدول میانگین فرضیۀ سوم

y
x
ردیف
۳/۳
۲/۳
۱
۳/۳
۳
۲
۲/۳
۹/۲
۳
۴/۴
۴/۴
۴
۲/۴
۲/۴
۵
۶/۳
۸/۳
۶

جدول میانگین فرضیۀ چهارم

y
x
ردیف
۶/۲
۸/۲
۱
۴/۳
۵/۳
۲
۷/۳
۸/۳
۳
۳/۳
۸/۲
۴
۹/۱
۱/۲
۵
۱/۳
۵/۲
۶

جدول میانگین فرضیۀ پنجم

y
x
ردیف
۹/۲
۵/۲
۱
۱/۳
۷/۲
۲
۲/۲
۲
۳
۷/۱
۶/۱
۴
½
۹/۱
۵
۶/۲
۱/۲
۶

نمودار فرضیۀ اول

۱

۸/۲

۴/۲

معلمان مرد

معلمان زن

۶

۵

۴

۳

۲

نمودار فرضیۀ دوم

۵/۲

معلمان زن

معلمان مرد

۶

۵

۴

۳

۲

۱

۵/۲

نمودار فرضیه سوم

معلمان زن

معلمان مرد

۶

۵

۴

۳

۲

۱

۶/۳

۶/۳

نمودار فرضیۀ چهارم

۳

۹/۲

معلمان زن

معلمان مرد

۶

۵

۴

۳

۲

۱

نمودار فرضیۀ پنجم

۶

۵

۴

۳

۲

۱

معلمان زن

معلمان مرد

فصل پنجم

    1. نتیجه گیری بر اساس اعداد به دست آمده در جداول میانگین و اثبات و ردّ فرضیه‌ها بر اساس این جداول.
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




معامله ای که با دختران خردسال می کرده‌اند حیثیت و موقعیت زن را به خوبی معلوم می‌کند. زیرا اگر مادران تسلط و نفوذی را که زنان اقوام متمدن بایستی در محیط خانه داشته باشند واجد می بودند عاطفه و مهر مادری آن ها به هیچ روی به پدران اجازه نمی داد دختران معصوم خود را زنده مدفون کنند. در بعضی از قبائل عرب دختران تازه متولد شده را سر می بریدند. بعضی ها کودک را از بالای قله کوه به پایین پرتاب می‌کردند. بعضی دیگر دختر را در آب غرق می نمودند(صدر،حسن ،۱۳۴۸).

۲-۳-۲- جوامع متمدن

۲-۳-۲-۱-زن در یونان: در یونان زن شخصیت حقوقی و اجتماعی نداشته و شوهر می توانسته زن خود را به هر که بخواهد قرض دهد یا به دوستان هبه کند. پدر «دموستن» خطیب مادر دموستن را به یکی از دوستان خود هبه کرد. «لیکورگ» قرض دادن زن را تجویز کرده، لیکن فقط به اشخاص صالح و لایق که بتواند اولاد صالح به عمل آورند. شوهر مسن می بایست برای زن جوان خود مرد جوانی پیدا کند ولی به شرطی که متقی باشد نتیجه ای که از مطالعه وضع و موقع زن در تمدن های قدیم یونان و رم گرفته می شود به طور اجمال این است که در ابتدا زن شیئی قابل تملک و بعداً عنصر توالد و ارضاء شهوت بوده و به هیچ وجه او را شریک زندگی مرد و واجد قوای کامل بشری نمی دانسته اند. اغلب متفکرین معتقد بوده اند که زن دارای روح خالد انسانی نیست و به همین مناسبت حق ندارد بعد از وفات شوهر زندگی کند (صدر،حسن ،۱۳۴۸).

۲-۳-۲-۲- زن در ایران باستان: در ایران باستان، زن در حقوق ساسانی دارای شخصیت حقوقی نبوده و به جای آن که از اشخاص محسوب شود در شمار اشیاء محسوب می شد. وی از هر لحاظ تحت قیومت رئیس خانوار که کدخدا نامیده می شد قرار داشت. زنان به هیچ وجه حق مالکیتی نداشتند حتی اگر هدایایی نصیب آن ها می شد آن هدایا هم متعلق به رئیس خانوار بود. همچنین هر مردی می‌توانست هر تعداد که بخواهد زن بگیرد (صدر،حسن ،۱۳۴۸).

در جامعه ایرانی به دلیل نژاد پرستی ازدواج با بیگانه ممنوع بوده است. و اصرار در این مسئله کار را به جایی کشانده بود که برای رهایی از این بن بست ازدواج با محارم مشروع تلقی می شد. از سوی دیگر طلاق بدون هیچ مصلحت شرعی، عقلی و رعایت طرفین امکان پذیر بوده است.

مرد می‌تواند زن خود را بفروشد، قرض دهد، هدیه کند یا بکشد. زن حق ندارد با شوهر خود یک جا ساکن شده و غذا بخورد. مشکل ترین مشاغل زندگی و سنگین ترین تکالیف به عهده اوست (صدر،حسن ،۱۳۴۸).

۲-۳-۲-۳- زن در آیین یهود: قوم یهود زن را هیچ و پوچ می شمرد. یهودیان همیشه در دعاهای روزمره خود می‌گویند: تبارک الله خالق و سلطان که مرا زن نیافریدی، و از جمله مثل های رایجشان نسبت به زن این بود که: اگر دیدی الاغ از نردبان بالا رفت زن هم عقل پیدا می‌کند.

در یهود مثل اعراب جاهلیت تولد دختر برای ابوین امری ننگین و شرم آور بود. مادری که دختر زائیده پانزده روز نجس بود و تا هفتاد روز بعد هم بایستی تطهیر می کرد (کاظم زاده، علی،۱۳۸۱).

۲-۳-۲-۴- زن در آئین مسیح: تعلیمات تحریف شده مسیح نیز مشکلی را حل نکرده، وضع زن را بهبود نبخشید. مجمع دینی فرانسه در سال ۵۸۶ میلادی پس از بحث زیادی درباره ی ماهیت زن، چنین نظر داد، زن انسان است اما برای خدمت مردان آفریده شده است. از لنگدون دویس مرجع بزرگ مسیحیت، نظراتی درباره زنان خواسته شده که چنین می‌گوید زنان را که بالفطره سبک مغز و شهوت ران و شیفته لباس و زینت ظاهرند، جز اینکه مرد در خانه محفوظ و متضل نگاه دارد راهی دیگر ندارد(کاظم زاده، علی،۱۳۸۱).

با مطالب ذکر شده، جایگاه زن در جوامع تاریخی مشخص گردید. به راستی پیغمبر اسلام (ص) منت عظیمی بر بشر خاصه بر زن و مخصوصاً بر زنان عربستان گذاشت، نه فقط زن را از این مرگ رقت آور و فجیع نجات بخشید، بلکه به او حق حیات اجتماعی و اخلاقی داد تا در اغلب حقوق با مرد مساوی شود. دختری را که چون چهارپایان معامله و با حیوانات مبادله می شد حق تملک و خرید و فروش بخشید (صدر، حسن، ۱۳۴۸)

فصل سوم:

مبانی و مصادیق فقهی قیمومیت مرد بر همسر

پس از بیان مقدمات بحث در این فصل از تحقیق نگارنده به مبانی فقهی ریاست مرد بر همسر می پردازد.

بخش اول

۳-۱-آیات

در قرآن کریم به موضوع قیمومیت و ریاست مرد بر همسر اشاره شده است ؛آیاتی که مدیریت خانواده را بر عهده مردان گذاشته و سرپرستی و مراقبت از همسر را، با مردان می‌داند، دارای آهنگ‌ها و بیان های گوناگونی است.

در این بخش، نخست آیاتی که تفصیل کمتری دارند، مورد بررسی قرار می گیرند، سپس سراغ آیاتی می رویم که نیاز به بحث و بررسی بیشتری دارند.

۳-۱-۱-آیه ۶ سوره تحریم

این آیه مراقبت از امور معنوی خانواده را بر عهده مرد گذاشته است.

در سوره تحریم آیه ۶ آمده است: یا أیُّها الَّذِینَ آمَنُوا قُوا أَنفَُسَکُم وَ أهلِیکُم ناراًوَ قُودُها النَّاسُ وَ الحِجارَهُ. ای کسانی که ایمان آورده اید! خود و خانواده خویش را از آتشی که هیزم آن انسان ها و سنگ هاست، نگه دارید.

همان گونه که ایمان، شخص مومن را به خودسازی موظف می‌کند، تربیت زن و فرزند را نیز بر عهده او می‌گذارد. ‌بنابرین‏، هرکسی در برابر خویش و خانواده خود مسئولیت معنوی و سازندگی دارد. به تعبیر دیگر: زن و فرزند هرکس ـ همانند خود او ـ حق سازندگی به گردن او دارند.

آیه اشاره دارد که: فرمان الهی بر پاسداری مرد از اهل (زن و فرزندان) در برابر خطرات، ‌به این معنا است که خداوند متعال، مرد را در این زمینه، مسئول می‌داند. ‌بنابرین‏، مسئولیت مرد نسبت به خانواده تنها به تأمین نفقه مادی خلاصه نمی شود؛ بلکه هدایت معنوی زن و فرزندان و پاسداری از آنان در برابر آلودگی های گوناگون معنوی نیز، بر عهده مرد و از وظایف او به شمار می‌آید.

محول کردن مسئولیت سرنوشت معنوی خانواده بر مرد، ملازم با اعطای مدیریت و ریاست خانواده با اوست.

تعبیر قُوا که فعل امر و خطاب به مردان است، این نکته را نشان می‌دهد. به یقین، امر و نهی خانواده و زن و فرزندان، ملازم با مدیریت بر آنان است.

در روایاتی که در ذیل آیه نقل شده است چنین آمده: مرد، باید زن و فرزندان خود را نسبت به عمل به وظایف الهی، امر، و از ارتکاب گناه نهی کند[۴۷].

این نوع روایات نیز جایگاه ریاست و مدیریت مرد را در خانواده نشان می‌دهد.

از جمله در روایتی آمده است: وقتی که آیه ی فوق نازل شد، کسی از یاران پیامبر (ص) سؤال کرد: چگونه خانواده خود را از آتش دوزخ حفظ کنیم؟ پیامبر فرمودند: تامرهم بما امر الله و تنهاهم عما نهاهم الله، ان اطاعون کنت قد وقیتهم، وان عصوک کنت قد قضیت ما علیک؛ آن ها را امر به معروف و نهی از منکر می کنی، اگر از تو پذیرفتند، آن ها را از آتش دوزخ حفظ کرده ای، و اگر نپذیرفتند وظیفه ی خود را انجام داده ای[۴۸].

۳-۱-۲- آیه ی ۱۳۲ سوره طه:

شبیه ‌به این آیه، آیه ی ۱۳۲ سوره ی طه است که خطاب به پیامبر است و می فرماید: وَأمُر أَهلَکَ بِالصَّلاهِ وَاصطَبِر عَلَیها…؛ خانواده خود را به نماز فرمان ده، و بر انجام آن شکیبا باش.

همچنین آیات ۱۵ سوره ی زمر، ۴۵ شوری، ۲۶ طور نیز، محتوای آیات فوق را تأیید می‌کنند.

۳-۱-۳- آیه ۳۴ سوره ی نساء

برخی از آیات، سرپرستی همسر را به عهده ی مرد قرار داده است و ریاست و مدیریت زنان (همسران) را به آن ها سپرده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




همچنین، خواستار، غفاری و پور عزت (۱۳۹۰) در پژوهشی با عنوان «پژوهشی درباره‌ پایان نامه‌های کارشناسی ارشد مدیریت دولتی از حیث موضوع و روش: مورد مطالعه دانشگاه تهران» به بررسی پایان‌نامه‌های کارشناسی ارشد مدیریت دولتی دانشگاه تهران از حیث موضوع و روش پرداختند. سؤال اصلی این پژوهش عبارت بود از اینکه پایان‌نامه‌هایی که توسط دانشجویان رشته‌ مدیریت دولتی ارائه شده‌اند از حیث روش، شیوه تحلیل و ابزار گردآوری اطلاعات چه روندهایی را دنبال کرده‌اند. روش‌ها و موضوع‌های ۱۸۴ پایان‌نامه‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ مدیریت دولتی دانشگاه تهران در سال‌های ۱۳۷۷ تا ۱۳۸۶ مورد بررسی قرار گرفته‌اند. در مرحله اول پایان‌نامه‌ها پس از شناسایی و انتخاب بر اساس شماره رده‌بندی کتابخانه، کدگذاری و بر مبنای موضوع‌ها و روش‌های مورد استفاده دسته‌بندی نموده‌اند. در مرحله دوم، پژوهشگران با تهیه کار برگی، برای گردآوری اطلاعات، اقدام به تحلیل محتوای پایان‌نامه‌های مذکور نمودند. بر اساس نتایج این پژوهش دسته های موضوعی منابع انسانی، رفتار سازمانی و نظریه و طراحی سازمان در دوره های گوناگون از بیشترین اقبال برخوردار بوده‌اند. استفاده از فنون کمی پیشرفته‌تر یا فنون تجزیه و تحلیل کیفی بسیار اندک مورد استقبال بوده است. استفاده از ابزار پرسشنامه همچنان متداول است. آن‌ ها اذعان کردند روال زدگی و پیروی از موضوع‌ها و روش‌های پیشین، به نوعی روحیه محافظه کاری در پژوهش دلالت دارد. چنین روحیه‌ای، مشوق تکرار پژوهش‌های قبلی با داده های جدید و باز پردازی طرح‌های پژوهشی اجرا شده است. بدین ترتیب در پایان‌نامه‌های دانشجویان، موضوع‌های مرتبط با مدیریت دولتی و حل مسائل عمومی مغفول بوده است. ایشان مهم‌ترین معیار برای تناسب موضوع پایان‌نامه با رشته‌ مدیریت دولتی، اهتمام آن به شناسایی و حل یک مسئله عمومی می‌دانند.

حسینقلی زاده (۱۳۸۹) نیز در بخشی از طرح پژوهشی خود با عنوان «شناسایی زمینه‌های کار بست یافته های پژوهشی در آموزش و پرورش خراسان رضوی» به موانع مسئله یابی پرداخته است. این پژوهش با روش پژوهش کیفی با رویکرد اکتشافی به شناسایی زمینه‌های کار بست یافته های پژوهشی در آموزش و پرورش خراسان رضوی انجام شده است. با ۳۳ نفر از مدیران و کارشناسان حوزه های اجرایی آموزش و پرورش، کارشناسان پژوهشی واحد کارشناسی تحقیقات استان و پژوهشگران به شیوه نمونه‌گیری هدفمند مصاحبه نمود. مصاحبه ها در دو مرحله اکتشافی و تأییدی صورت انجام صورت گرفته بود. جهت گردآوری داده های مورد نیاز از مصاحبه و تحلیل محتوا استفاده نموده است. نتایج این پژوهش نشان داد که اغلب تحقیقات انجام‌شده را نامرتبط با نیازها و مسایل اصلی حوزه کاری می‌باشند. همچنین مسئله محور نبودن پژوهش‌های انجام‌شده و مرتبط نبودن آن‌ ها با نیازها و مسایل اصلی؛ ناباوری نسبت به ضرورت انجام پژوهش و استفاده از آن در تصمیم‌گیری‌ها را از مهم‌ترین موانع کار بست یافته های پژوهشی نام‌برده‌اند.

همچنین، فرانکس[۲۰] (۲۰۰۹) در رساله دکترا خود با عنوان «مسئله یابی مهندسی در دانش آموزان دبیرستانی» به تأثیر دوره های تکنولوژی آموزشی و مهندسی بر توانایی مسئله یابی دانش‌آموزان این رشته‌ها توجه نموده است. دانش‌آموزان در این پژوهش پیشینه متفاوتی در زمینه دوره های پیش مهندسی، تکنولوژی آموزشی سنتی و دوره آموزشی علوم پیشرفته داشتند. چهار سؤال اساسی این پژوهش عبارت‌اند از چگونه مسائل شناسایی‌شده توسط دانش‌آموزان سه مدرسه در مینه‌سوتا با معیارهای معروف خلاقیت مقایسه می‌شوند؟ آیا جنسیت، دوره های آموزشی و برنامه درسی تفاوتی در انواع یا خلاقیت مسائل مطرح‌شده توسط آن‌ ها ایجاد می‌کند؟ مسائل مطرح‌شده توسط این دانش‌آموزان چه چیزی را در خصوص فهم ایشان از ماهیت مهندسی آشکار می‌کند؟ برای گردآوری اطلاعات دانش‌آموزان در دو وضعیت متفاوت قرار گرفتند. در وضعیت اول دانش‌آموزان به وسیله تحلیل‌های آماری از مقیاس‌های خلاقیت توسط هیئت داوران رتبه‌بندی شدند، در وضعیت دوم با یک رویکرد کیفی مقوله‌های مختلف مسئله و ایده های ارائه شده توسط دانش‌آموزان در پنج گروه مختلف کشف گردید. روش تحلیل اطلاعات با بهره گرفتن از نرم‌افزار SPSS تحلیل واریانس چندگانه (MANOVA) است. نتایج این پژوهش نشان داد انواع مسائل شناسایی‌شده توسط دانش‌آموزان مدرسه ۱ (با دوره های آموزشی مهندسی) و دانش‌آموزان مدرسه ۳ (با دوره های آموزشی علوم پیشرفته) بسیار بیشتر از انواع از مسائل مشخص‌شده توسط دانش‌آموزان از مدرسه ۲ (با دوره های تکنولوژی آموزشی سنتی) مشابه بودند. مدارس ۱ و ۳ رویکردهای وسیعی‌تری در مسئله یابی نسبت به مدرسه ۲ اتخاذ نمودند. نتایج نشان می‌دهد تفاوتی بین پاسخ‌های دانش‌آموزان با توجه به مدرسه، جنسیت و دوره های آموزشی وجود دارد. تفاوت از لحاظ مدرسه: اگر چه از لحاظ آماری آزمون واریانس چند متغیری تفاوت معناداری را نشان نمی‌دهد اما از لحاظ تحلیل کیفی اطلاعات جمع‌ آوری شده تفاوت‌هایی را در پاسخ برخی از دانش‌آموزان آشکار می‌سازد. اکثر دانش‌آموزان مدرسه ۲ پاسخ‌های کوتاه‌تر و متفاوتی ارائه نمودند که هوشمندانه نبودند. از لحاظ جنسیت، تفاوت‌های جنسیتی آن‌قدر که انتظار می‌رفت بارز نبودند. در مجموع تفاوت‌های اندکی وجود دارد که بیشتر در نوع مسئله یابی دیده شده است. از لحاظ دوره آموزشی در هر دو گروه دانش‌آموزانی که در دوره های علوم پیشرفته شرکت داشتند رتبه‌های بالاتری در مقیاس‌های خلاقیت در مسئله یابی کسب کردند.

گرجی، رحمان پور، محقق و حسینی (۱۳۸۷) نیز در پژوهشی با عنوان «گرایش موضوعی پایان نامه‌های دانشکده مدیریت و اطلاعات رسانی پزشکی» به تحلیل پایان‌نامه‌های سال‌های تحصیلی ۱۳۸۶-۱۳۸۰ از لحاظ موضوعی پرداختند. واحد ثبت موضوع پایان‌نامه و مبنای تعیین موضوع، مقوله‌های استخراج‌شده از سر عنوان‌های موضوعی پزشکی است کتابخانه ملی پزشکی آمریکا است. جامعه پژوهش به طور کلی شامل ۲۱۰ عنوان پایان‌نامه کارشناسی ارشد در رشته‌های مدیریت خدمات بهداشتی، اقتصاد بهداشت، مدارک پزشکی و کتابداری و اطلاع‌رسانی پزشکی است. یافته های این پژوهش نشان می‌دهد که در گروه علم اطلاعات گرایش به سمت کتابداری اطلاع‌رسانی است. به مدیریت اطلاعات و تکنولوژی اطلاعات توجه چندانی نشده است در حالی که این دو مقوله مهم به شمار می‌آیند. در گروه مدیریت بهداشت و درمان به مدیریت کارکنان و مدیریت بیمارستان توجه بیشتری شده است. در اقتصاد بهداشت و درمان به هزینه و هزینه سنجی توجه شده است. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش برای هدفمند کردن موضوع‌های پایان‌نامه‌ها و جهت دادن به آن‌ ها پیشنهادات ذیل ارائه گردید: اولویت‌سنجی پژوهشی، ترغیب دانشجویان به انتخاب موضوعات بدیع برای پایان‌نامه، سرفصل‌های برنامه درسی بر مبنای موضوعات جدید و به‌روز تنظیم گردد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




۲-۷-۵ پیش‌بینی کننده های بار خانواده

عوامل ویژۀ مرتبط با بیمار می‌تواند بار خانواده را بیفزاید، عواملی مثل علایم بیمار، طول مدت زمانی که در بیمارستان بستری است، تعداد دفعات بستری شدن در بیمارستان، مدت زمانی که از شروع بیماری فرد می‌گذرد، سطح عملکرد اجتماعی و نوع علایم مثبت یا منفی بیمار.در برخی پژوهش‌ها شدت آسیب شناسی‌های روانی یا آشفتگی‌های رفتاری بیمار (خصوصاً رفتارهایی که کنترل و اداره آن ها مشکل بود) و نه تشخیص بیماری، فراوان ترین پیش‌بینی کننده های بار خانواده بودند.حمایت اجتماعی، سن و سطح تحصیلات مراقبین نیز با سطح بار مرتبط است. نوع نسبت خانوادگی مراقب نیز در میزان بار وارده بر وی مؤثر است. چنانچه والدین بار بیشتری را نسبت به همسران تحمل می‌کنند و هزینه بیشتری نیز متقبل می‌شوند. (ونداه [۹۰]،۲۰۰۳،به نقل از ترابی)

طول مدت درمان نیز پیش‌بینی کننده خوبی برای بار محسوب می‌شود.طول درمان زیر یک سال با بار بیشتری همراه است. با گذشت ۲ سال از شروع بیماری روانی کاهش چشمگیری در میزان بار مشاهده می‌شود.تحقیقات نشان داده که، بیشترین بار بر روی خویشاوندان بیماری وارد می‌شود که، مرد بوده و بی کارند. بیماران جوانتر از این نظر بار بیشتری را در مراقبین ایجاد می‌کنند. بر اساس تحقیقات، زمانی که اعضای خانواده نگرش مثبت تری به بیماری دارند، سطح بار کم می‌شود. همچنین هنگامی که حمایت اجتماعی افزوده می‌شود، تعداد دفعات بستری بیمار کاهش می‌یابد. تهدیدها، مزاحمت‌ها، زمان سپری شدن با فرد بیمار، و بار مربوط به زندگی اجتماعی محدود شده و کاهش فعالیت‌های تفریحی از دیگر پیش‌بینی کننده های بار خانواده هستند (جوان و لمبرت[۹۱] ۲۰۰۷،به نقل از شیخنا، ۱۳۸۶).

۲-۷-۶ منابع بار

رز [۹۲] (۲۰۰۶) منابع بار را به شرح زیر بر می‌شمارد:

    1. نگرانی ‌در مورد آینده

    1. رنجش از مطالبات و تقاضاهای بی شمار بیمار

    1. منقلب شدن از تغییرات وضعیت بیمار

    1. اصطکاک و درگیری خانوادگی

    1. به هم ریختن روال معمول و جاری زندگی خانوادگی

    1. احساس گناه به خاطر اینکه نمی توانند به بیمار کمک کنند

    1. تغییر برنامه ریزی‌های شخصی برای زندگی خود

    1. احساس به دام افتادن و اسیر شدن

    1. بی توجهی نسبت به نیازهای خانواده

    1. نگرانی ‌در مورد بدتر شدن بیماری

    1. نگرانی راجع به ننگ بیماری

    1. قطع و کاهش زمان تفریحات

    1. کاهش زمان سپری شده با دوستان

    1. احساس گناه درمورد سببیت بیماری

    1. نگرانی برای مسائل مالی

    1. اصطکاک و درگیری با دوستان

  1. بیکاری و از دست دادن شغل (شیخنا، ۱۳۸۶).

۲-۷-۷ هیجان ابراز شده

هیجان ابراز شده به سازه ای اطلاق می‌شود که چند بعد مهم روابط نزدیک بین فردی را در بر می‌گیرد. این هیجان نکرش‌های انتقادی، خصمانه یا نگرش‌های مربوط به درگیری مفرط هیجانی بک عضو خانواده را نسبت به یکی از بستگان بیمار خود منعکس می‌کند. مفهوم هیجان ابراز شده به منظور ارزیابی وضعیت هیجانی خانواده های دارای بیمار اسکیزوفرن ارائه شده و هم اکنون همانند سایر مؤلفه‌‌های روانپزشکی عامل پیش‌بینی کننده معتبری برای پیامد بالینی نامطلوب این اختلال و هم چنین سایر اختلالات روانی است. پژوهش‌ها نشان می‌دهند که در خانواده های دارای سطح بالای هیجان ابراز شده میزان عود بیماری بیشتر بوده و پیامدهای بیماری در اختلال اسکیزوفرن منفی خواهد بود. هیجان ابراز شده در حقیقت میزان ابراز هیجان نیست بلکه میزان انتقادی و خصمانه بودن اعضای خانواده ‌در مورد یک عضو دیگر را نشان می‌دهد و یا بیانگر درگیری هیجانی افراطی در بین اعضای خانواده است. اهمیت مفهوم هیجان ابراز شده در اسکیزوفرنی اعتبار پیش بین اندازه دوگانه آن است. در مطالعه ای آمده است که زندگی کردن در خانواده دارای هیجان ابراز شده بالا میزان عود اسکیزوفرنی در یک سال پس از ترخیص را دو برابر می‌کند. در مجموع هیجان ابراز شده مطابق الگوی آسیب پذیری – استرس مربوط به اسکیزوفرنی عمل می‌کند. در حقیقت این الگوهای روانپریشی را به عنوان نتیجه استرس محیطی در واکنش به آمادگی زیربنایی یا آسیب پذیری زیستی برای ایجاد بیماری تلقی می‌کنند. هنگامی که با شروع بیماری آسیب پذیری ایجاد می‌شود، هیجان ابراز شده به عنوان منبع احتمالی استرس می‌تواند باعث بروز یا تشدید نشانه ها شود. مفهوم هیجان ابراز شده ‌در مورد مراقبان حرفه ای نیز استفاده می‌شود. پاسخ‌های هیجان ابراز شده بالا در میان مراقبان حرفه ای با نتایج منفی رابطه دارد و همچنین رابطه مثبت مراقب و بیمار با بهبود بیشتر کیفیت زندگی بیمار و رابطه منفی آن ها با بهبود کمتر کیفیت زندگی بیمار ارتباط چشمگیری دارد (تاتن و ترییربه[۹۳] نقل از قربانی۱۳۸۶).

پژوهش‌های زیادی ‌در مورد هیجان ابراز شده ‌در مورد مراقبان حرفه ای نشان می‌دهد افراد مبتلا به اسکیزوفرنی نسبت به اثرات روابط بین فردی حساس هستند. با این حال ممکن است شبکه های اجتماعی محدود و عملکرد اجتماعی اندک این بیماران اثر تعاملات استرس زا با مراقبان رسمی و غیر رسمی را افزایش دهد.هیجان ابراز شده بالا نشانگر یک عامل استرس زا در بیماران اسکیزوفرن بوده و احتمالا با تسریع عود رابطه دارد. هیجان ابراز شده بالای بستگان با حفظ برانگیختگی یا افزایش آن و هیجان ابراز شده پایین بستگان با کاهش برانگیختگی رابطه دارد. بستگان دارای هیجان ابراز شده بالا کمتر قادر به تغییر این وضع بوده و پاسخ‌های آن ها به احتمال بیشتری در شدت بخشیدن به تعاملات منفی سهیم هستند.‌در مورد بررسی رابطه هیجان ابراز شده و عود بیماری به نظر می‌رسد عقاید مراقبان به شکل‌های مختلف در فرایند عود نقش دارد. برای نمونه از طریق میانجیگری کنترل رفتاری که استرس بیمار را افزایش می‌دهد یا به وسیله کاهش حس خودارزشمندی بیمار که ممکن است هذیان‌ها و توهمات منفی متمرکز بر خود را تقویت نماید (کریستین باروکلوه[۹۴] نقل از دریابندری۱۳۸۹).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




حسابرس داخلی: هدف اصلی حسابرسان داخلی، بازرسی و ارزیابی مؤثر بودن نحوه انجام شدن وظایف محول به واحدهای مختلف شرکت است. بخش زیادی از کار حسابرسان داخلی را حسابرسی‌های عملیاتی تشکیل می‌دهد اما علاوه بر آن حسابرسی‌های رعایت متعددی را نیز ممکن است به عمل آورند. برعکس حسابرسان مستقل که هرساله تأیید اقلام صورت‌های مالی به آن ها محول می‌شود، حسابرسان داخلی مجبور نیستند که رسیدگی‌های خود را هر ساله تکرار کنند.

همچنین حسابرسی را به انواع : ۱- حسابرسی محدود ۲- حسابرسی نهایی ۳- حسابرسی مستمر یا تدریجی ۴- حسابرسی میانه (ضمنی) تقسیم بندی می‌کنند .

۲-۲-۴- استانداردهای پذیرفته شده حسابرسی

استاندارها، مقررات لازم الاجرایی برای سنجش کیفیت اجرای کار است. وجود استاندارهای پذیرفته شده حسابرسی، نشانه توجه حسابرسان به داشتن کیفیت کار بالا و هماهنگ در بین تمام حسابرسان مستقل است. اگر هر حسابرس مستقل آموزش تخصصی کافی دیده باشد و حسابرسی را با مهارت، دقت و قضاوت حرفه‌ای اجرا کنند، بر موقعیت اجتماعی حرفه افزوده می‌شود و جامعه اهمیت روزافزونی را به اظهار نظر حسابرسان که پیوست صورت‌های مالی است،‌ خواهد داد.

چه استانداردهایی را حرفه حسابرسی مستقل وضع ‌کرده‌است؟ انجمن حسابداران رسمی امریکا چارچوب اولیه زیر را مقرر داشته است:

۲-۲-۴-۱ استاندارهای عمومی

    1. رسیدگی باید توسط فرد یا افرادی اجرا شود که دارای صلاحیت و آموزش فنی کافی به عنوان حسابرس باشند.

    1. حسابرس یا حسابرسان باید استقلال رأی‌ خود را در تمام موارد مربوط به حسابرسی حفظ کنند.

  1. در اجرای رسیدگی و تهیه گزارش باید مراقبت حرفه‌ای لازم به عمل آید.

۲-۲-۴-۲ استاندارهای اجرای عملیات

    1. عملیات حسابرسی باید به میزان کافی برنامه‌ریزی شود و در صورت وجود کارکنان، بر کار آنان به گونه‌ای مناسب نظارت شود.

    1. برای برنامه‌ریزی حسابرسی و تعیین نوع، زمان‌بندی و میزان آزمون‌هایی که باید اجرا شود، شناختی کافی از ساختار کنترل داخلی باید کسب گردد.

  1. شواهد کافی و قابل اطمینان باید از راه بازرسی، مشاهده، پرس و جو و دریافت تاییدیه کسب شود تا مبنایی معقول برای اظهار نظر نسبت به صورت‌های مالی مورد رسیدگی به دست آید.

۲-۲-۴-۳ استانداردهای گزارشگری

    1. گزارش باید تصریح کند که صورت‌های مالی، طبق اصول پذیرفته شده حسابداری تهیه شده است یا خیر.

    1. گزارش باید شرایطی را مشخص سازد که در آن چنین اصولی در دوره جاری نسبت به دوره قبل، ‌به طور یکنواخت رعایت نشده است.

  1. اطلاعات افشا شده در صورت‌های مالی منطقاً کافی تلقی می‌شود مگر آنکه خلاف آن در گزارش بیان شود.

گزارش باید یا حاوی یک اظهارنظر درباره صورت‌های مالی به طور کلی، یا بیانگر این موضوع باشد که نظری نمی‌تواند اظهار شود. هنگامی که نظر کلی نتواند اظهار شود، دلایل آن باید بیان گردد. در تمام مواردی که نام حسابرس به نحوی با صورت‌های مالی ارتباط پیدا می‌کند، گزارش باید به طور صریح بیانگر ویژگی هر گونه رسیدگی حسابرس، و میزان مسئولیتی باشد که او به عهده می‌گیرد.

۲-۲-۴-۴ کاربرد استانداردهای حسابرسی

ده استاندارد مقرر شده توسط انجمن حسابداران رسمی امریکا حاوی معیارهای سنجشی ناملموس و ذهنی مانند “برنامه ریزی کافی”، “شناختی کافی از ساختار کنترل داخلی”، “شواهد کافی و قابل اطمینان” و “افشای کافی” است. تصمیم‌گیری در خصوص این‌که در شرایط مربوط به هر کار رسیدگی، کافی، مناسب و قابل اطمینان چیست، مستلزم کاربرد قضاوت حرفه‌ای است. حسابرسی نمی‌تواند به سطح یک کار بدون تفکر تنزل کند، و تصمیم‌گیری حسابرس در موارد متعدد هر رسیدگی ضروری است. به هر حال، تدوین و انتشار استانداردهای حسابرسی با این عبارات دقیق کمک بسزایی در بهبود کیفیت کار حسابرسی می‌کند، هرچند که کاربرد این استاندارد‌ها مستلزم قضاوت حرفه‌ای باشد.

۲-۲-۴-۵ آموزش و تخصص

چگونه حسابرس مستقل به “صلاحیت و آموزش فنی کافی” موضوع اولین استاندارد عمومی دست می‌یابد؟ این ضرورت معمولاً به معنای داشتن تحصیلات دانشگاهی در حسابداری و حسابرسی، تجربه‌ زیادی در حسابرسی، توانایی استفاده از روش‌های مناسب برای سیستم‌های کامپیوتری و شرکت در برنامه آموزش مستمر است. آگاهی فنی از صنعتی که صاحبکار در آن فعالیت می‌کند نیز قسمتی از صلاحیت فردی حسابرس است. نتیجه‌ این که یک مؤسسه حسابرسی نباید یک کار حسابرسی را بپذیرد مگر آنکه قبلاً مشخص سازد که کارکنان حرفه‌ای مؤسسه، صلاحیت و آموزش فنی لازم را برای اجرای مؤثر کار در آن صنعت بخصوص دارند.

۲-۲-۴-۶ استقلال – مهمترین استاندارد حسابرسی

اظهار نظر یک حسابرس مستقل نسبت به مطلوبیت ارائه صورت‌های مالی هنگامی دارای ارزش است که حسابرس واقعاً مستقل باشد. در نتیجه، استانداردی که مقرر می‌دارد “حسابرس یا حسابرسان باید استقلال رأی خود را در تمام موارد مربوط به حسابرسی حفظ کنند.”، شاید مهمترین عامل بقای حرفه حسابرسی مستقل است.

اگر حسابرسان در شرکت مورد رسیدگی خود سهامی داشته باشند، یا عضو هیئت مدیره آن باشند، ممکن است ناخودآگاه در اجرای وظایف حسابرسی بی‌طرفی خود را از دست بدهند. ‌بنابرین‏ یک حسابرس مستقل باید از هر گونه رابطه‌ای با یک صاحبکار که بتواند در اشخاص خارج از واحد مورد رسیدگی و آگاه از تمام حقایق، نسبت به استقلال حسابرس تردید ایجاد کند، احتراز ورزد. کافی نیست که حسابرسان،‌ مستقل باشند، بلکه باید چنان جلوه کنند که افراد جامعه، ‌دلیلی برای تردید نسبت به استقلال آنان نیابند.

۲-۲-۴-۷ مراقبت‌های حرفه‌ای

رعایت سومین استاندارد عمومی مستلزم اعمال مراقبت‌های حرفه‌ای در اجرای حسابرسی و تهیه گزارش است. این استاندارد، حسابرسان را به اجرای داهیانه و مجدانه هر مرحله از کار حسابرسی ملزم می‌سازد. رعایت کامل این استاندارد احتمال ورود هر گونه کوتاه یا از قلم افتادگی با اهمیت را منتفی می‌سازد. البته حسابرسان نیز مانند اعضای حرفه های دیگر، گه گاه در قضاوت خود اشتباهات اجتناب ناپذیری می‌کنند، اما این ویژگی رفتار انسانی، بی‌تفاوتی یا بی‌توجهی به مسئولیت‌های حرفه‌ای را توجیه نمی‌کند.

۲-۲-۴-۸ استانداردهای اجرای عملیات- گردآوری شواهد

سه استاندارد اجرای عملیات به گردآوری و ارزیابی شواهدی کافی برای اظهارنظر حسابرسان نسبت به صورت‌های مالی مربوط می‌شود. یکی از انواع اصلی شواهد، کنترل‌های داخلی صاحبکار است. حسابرسان با کسب شناخت از ساختار کنترل داخلی، می‌توانند ارزیابی کنند که آیا ساختار مذبور می‌تواند از بری بودن صورت‌های مالی از اشتباهات و تخلفات با اهمیت اطمینان دهد یا خیر؟ نوع دیگری از شواهد اصلی، اطلاعاتی است که مبالغ مندرج در صورت‌های مالی مورد رسیدگی را اثبات می‌کند. نمونه هایی از چنین شواهدی عبارت است از تاییدیه‌های کتبی که از اشخاص خارج از شرکت دریافت می‌شود و اطلاعات دست اولی که با مشاهده دارایی‌ها توسط حسابرسان به دست می‌آید.

۲-۲-۴-۹ برنامه‌ریزی و سرپرستی کافی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




نتایج به دست آمده از روش های ناپارامتری و پارامتری با یکدیگر یکسان نمی باشد. در این زمینه مطالعاتی با بهره گرفتن از هر دو روش فوق و در نظر گرفتن تصریح یکسانی برای نهاده ها، قیمت نهاده ها و ستانده ها به مقایسه تطبیقی کارایی دو روش پرداخته‌اند. از آن جمله می توان به مطالعه فریر و لاول (۱۹۹۰)،در آمریکا سال ۱۹۸۴ بادر اختیار داشتن ۵۷۵ نمونه مورد بررسی (تعداد بانک) با بهره گرفتن از دو روش پارامتری (هزینه / ترانسلوگ)و ناپارامتری(DEA) ونتایج آن کارایی ۸۰% و۷۴% را نشان داد و بیان کرد تفاوت معناداری میان نتایج وجود نداردوهچنین می توان از شلدن (۱۹۹۴)، با میزان کارایی۵۶% و ۳۹% و نیز رستی(۱۹۹۷)،با کارایی ۸۱% و ۹۰% باورتال (۱۹۹۸)، با میزان کارایی۸۳%و ۳۰% و بکالی (۲۰۰۴)، با میزان کارایی۸۳ %و ۸۵% اشاره کرد. نکته جالب توجه این است که نتایج به دست آمده از این روش‌ها با یکدیگر بسیار متفاوت است؛ به طوری که برخی کارایی محاسبه شده در هر دو روش را یکسان دانسته و برخی معتقدند تفاوت معناداری میان نتایج وجود دارد. در این زمینه از جمله پژوهش‌های انجام شده در ایران می‎توان به مطالعه سوری، گرشاسبی و عریانی در سال(۱۳۸۶)، تحت عنوان «مقایسه­ تطبیقی کارایی بانک‌های تجاری ایران با بهره گرفتن از دو روش DEA و SFA » اشاره کرد. نتایج این مطالعه نشان داد که تفاوت معناداری میان نتایج وجود دارد.

۲-۶-۲- پژوهش­های انجام شده داخلی

نصیریان (۱۳۹۱)، کارایی و تعیین عوامل مؤثر بر آن در شعب پست بانک(تهران) در سال ۱۳۸۸مورد ارزیابی قرار گرفت. بدین منظور یکی از روش های ناپارامتری تحت پوشش داده ها و یکی از روش های ابتکاری تحت عنوان شبکه عصبی استفاده شده است. در این تحقیق از دو شبکه عصبی احتمالی و شبکه پرسپترون چند لایه استفاده شده و نتایج با نتایج حاصل از DEA مقایسه شده است. نتایج حاصل از این بررسی نشان می‌دهد که هر دو شبکه کارایی شعبه ها را با تقریب خوبی تخمین می زند و شبکه عصبی احتمال به علت سرعت و دقت بیشتر نسبت به شبکه عصبی پرسپترون ارجح می‌باشد.

همچنین فقیه نصیری و همکاران (۱۳۸۹)، مقایسه کارایی دو روش ناپارامتری (DEA) وپارامتری (SFA) با بهره گرفتن از اطلاعات پست بانک ایران را ارزیابی نمودند. در این تحقیق برای ۲۸ استان مستقل کارایی پست بانک ایران در دوره زمانی ۱۳۷۸-۱۳۸۴ مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج نشان داد که تفاوت معنی داری بین این دو روش در اندازه گیری کارایی پست بانک ایران وجود دارد. نتایج حاصل از مدل کارایی نشان می­دهد که متوسط کارایی پست بانک در دوره مورد بررسی ۵۵% است. علاوه براین نتایج مدل شناسایی عوامل مؤثر بر کارایی نشان داد که کارایی سرپرستی­ها با اندازه پست بانک، تعداد پرسنل و تعداد شعب رابطه منفی و با درآمد کل پست بانک و زمان رابطه مثبت دارد.

حسینی و همکاران (۱۳۸۸)، نیز با بررسی کارایی و عوامل مؤثر بر آن برای ۲۸ استان (سرپرستی) مستقل پست بانک ایران در دوره زمانی ۱۳۷۸-۱۳۸۴ با بهره گرفتن از روش پارامتری آماری SFA و فرم خطی لگاریتمی تابع هزینه مرزی تصادفی برآورد شده است. نتایج این مطالعه ‌بر اساس مدل برآورد کارایی نشان می‌دهد که کارایی پست بانک ایران ۶۰ % است، همچنین استان تهران کمترین کارایی و استان چهارمحال بختیاری بیشترین کارایی را داشتند، در حالی که در نتایج مدل برآورد عوامل مؤثر بر کارایی سرپرستی ها، با اندازه پست بانک (دارایی کل)، تعداد پرسنل، تعداد شعب و زمان رابطه منفی و با درآمد کل پست بانک رابطه مثبت داشت.

از طرفی دادگر و نیکی نعمت (۱۳۸۶)، در کاربرد مدل DEA در ارزیابی کارایی واحدهای اقتصادی، به بررسی کارایی ۳۸ سرپرستی بانک تجارت در کل کشور طی دوره زمانی (۱۳۸۰-۱۳۸۲) پرداخته­اند. فرضیه اصلی این پژوهش این است که وضعیت نهاده­ها و ستانده­های سرپرستی­های بانک تجارت بهینه نیست و با اصلاح عوامل، کارایی آن ها قابل افزایش است. در این تحقیق کارایی ۳۸ سرپرستی بانک تجارت در کل کشور با بهره گرفتن از دو مدل CCR و BCCمحاسبه و رتبه بندی واحدهای کارا شده است. نتایج نشان می­دهد که سرپرستی­های قم، زنجان، آذربایجان غربی و شرقی ناکارا می­باشند. میانگین کارایی سه سال به ترتیب ۷/۷۹، ۷۹، ۲/۴۷ درصد است.

همچنین سوری در سال ۱۳۸۴ برای دوره زمانی ۱۳۷۴-۱۳۸۱ و بر اساس اطلاعات مربوط به ۱۰ بانک کشور (۶ بانک تجاری و ۴ بانک تخصصی) و روش پارامتری آماری و با بهره گرفتن از تابع هزینه ترانسلوگ مطالعه خود را انجام داده است. در تابع هزینه مورد تخمین هزینه کل متغیر وابسته، میزان تسهیلات اعطایی به عنوان ستانده، حجم سپرده بانکی و تعداد شعب نهاده ها، سرانه هزینه پرسنلی و نسبت هزینه اداری به سطح سپرده گذاری به عنوان قیمت نهاده ها و زمان بیانگر تغییرات تکنیکی است. نتایج این مطالعه نشان داد که کارایی صنعت بانکداری ایران ۷۶/۸۷% و کارایی بانک های تجاری و تخصصی به ترتیب ۵۸/۸۷% و ۹۵/۸۷% است و بانک ملت در بین بانک های تجاری و بانک توسعه صادرات در بین بانک های تخصصی از بیشترین کارایی برخوردار هستند و با کاهش اندازه بانک و افزایش تعداد شعب کارایی افزایش می‌یابد.

حقیقت و همکار (۱۳۸۳)، نیز در مطالعه­ ای با عنوان بررسی کارایی سیستم بانکی با کاربرد DEA (مطالعه موردی بانک کشاورزی) بیان می­دارند که میانگین کارایی فنی شعب بانک کشاورزی در منطقه ۴ تحت شرایط بازده ثابت و متغییر نسبت به مقیاس به ترتیب برابر۸۱/۰ و ۹۴/۰ درصد و میانگین کارایی نیز ۸۶/۰ بوده است.

کریمی در سال ۱۳۸۱ برای سال های ۱۳۷۷- ۱۳۷۹ اطلاعات مربوط به ۱۷ شعبه از شعب، بانک های کشاورزی استان همدان را با نگرش واسطه ای و روش پارامتری آماری و با بهره گرفتن از تابع هزینه ترانسلوگ مورد بررسی قرار داده است. در این پژوهش نهاده ها شامل، سرانه هزینه پرسنلی شعب، نرخ سود پر داخلی به انواع سپرده ها، متوسط هزینه های استهلاک دارایی های ثابت شعب و نسبت هزینه های اداری به حجم تسهیلات اعطایی است و ستانده بانک، حجم تسهیلات اعطایی غیر تکلیفی می‌باشد. نتایج این پژوهش، متوسط ناکارایی شعب را ۲۵/۰ نشان داد و ناکارایی، رابطه مثبتی با اندازه شعب و رابطه منفی با تحصیلات کارکنان شعب و درجه مکانیزاسیون شعب ( تعداد رایانه موجود در شعب) دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




در شهرداری اصفهان مطالعه، مصاحبه و بررسی های زیادی در خصوص نحوه برخورد با این دو رویکرد انجام شده است که منجر به استفاده ترکیبی از این دو روش گردیده، ‌به این صورت که فرایند برنامه ریزی استراتژیک در شهرداری اصفهان بر اساس رویکرد تجویزی بوده ولی در سطوح کلان، برنامه ریزی با رویکرد توصیفی بر مقاصد و روش های جدید تمرکز کرده و با پیش فرض آینده سازی، نه آینده پذیری و بر مبنای آینده پژوهی، استراتژی ها شکل گرفته است.

با توجه به ویژگی های فوق یک بررسی کلی بر روی انواع مدل های برنامه ریزی استراتژیک انجام گردیده و مدلی برای شهرداری اصفهان انتخاب گردیده است. تطابق مدل انتخابی با وضعیت فعلی برنامه ریزی در شهرداری اصفهان، چارت سازمانی، تعدد و تنوع وظایف و بلوغ سازمانی نیز بررسی گردیده است و در نتیجه این بررسی مدل دیوید انتخاب شده است. در این مدل، مدیریت استراتژیک دارای مراحل اصلی تدوین استراتژی، اجرای استراتژی و ارزیابی استراتژی می‌باشد(برنامه اصفهان ۹۵ شهرداری اصفهان، ۱۳۸۹).

محاسبه و ارزیابی عملکرد

تخصیص منابع

تعیین ‌هدف‌های‌ سالانه و سیاست‌ها

تدوین، ارزیابی و انتخاب استراتژیها

تعیین ‌هدف‌های‌ بلند مدت

تعیین مأموریت

بررسی عوامل خارجی

بررسی عوامل داخلی

ارزیابی استراتژی ها

اجرای استراتژی ها

تدوین استراتژی ها

شکل(۲-۲): الگوی جامع مدیریت ‌استراتژیک بر اساس مدل دیوید (دیوید، ۱۹۸۸)

    1. مبحث چهارم: پیشینه ای از ادبیات پژوهش

در این پژوهش به ارائه مدلی تلفیقی جهت ارزیابی عملکرد برنامه با بهره گرفتن از کارت امتیازی متوازن و گسترش کارکرد کیفیت پرداخته می شود. جهت بررسی پیشینه پژوهش ، پژوهشی در حوزه مدیریت شهری که از تلفیق BSC و QFD استفاده کرده باشد یافت نشد اما پژوهش­های داخلی و خارجی چشمگیری در ارتباط با بهره گرفتن از مدل کارت امتیازی متوازن در برنامه ریزی و ارزیابی و همچنین اولویت بندی پروژه ها با بهره گرفتن از ابزار گسترش کارکرد کیفیت صورت گرفته است. در این قسمت به تفکیک پژوهش­های داخلی و خارجی به پیشینه کارت امتیازی متوازن، ابعاد تشکیل­دهنده آن و همچنین به پژوهش­هایی در ارتباط با تکنیک گسترش کارکرد کیفیت اشاره می­ شود.

      1. پژوهش­های داخلی

اسلام و همکاران(۱۳۸۹) طی یک پروژه تحقیقاتی در شهرداری تهران به طراحی شاخص ها و نظام ارزیابی عملکرد در این کلان شهر پرداخت. در این پژوهش شاخص ها و نظام ارزیابی عملکرد با بهره گرفتن از مدل کارت امتیازی متوازن تهیه گردید، به طوری که در ابتدا با بررسی برنامه راهبردی شهرداری تهران، و همچنین بررسی چشم انداز و اهداف مناطق ۲۲ گانه و همچنین معاونت های ۸گانه شهرداری، نقشه استراتژی سازمان به صورت کلی ترسیم و سپس شاخص‌های هر منظر ترسیم گردیده است. در مرحله بعد با تهیه شناسنامه شاخص ها، متولی هر شاخص بر اساس حوزه های معاونتی مشخص گردیده است.

شکل(۲-۳): نقشه استراتژی شهرداری تهران تهیه شده در سال۸۹

شهرداری کلان شهر مشهد مقدس (۱۳۹۲) طی تدوین برنامه میان مدت شهرداری مشهد طی سال های ۹۳ تا ۹۶ ، از مدل کارت امتیازی متوازن استفاده نمودند. در این پژوهش کاربردی، نقشه استراتژی شهرداری مشهد در ۴ منظر رشد و یادگیری، فرایند های داخلی، فرایند های مالی و منظر شهروندان، زائران و ذینفعان نقشه استراـژی سازمان را تهیه نمودند.در تهیه نقشه استراتژی شهرداری مشهد از سه کلید واژه چشم اندازی به عنوان مقاصد راهبردی استفاده نمودند که عبارتند از مشارکت همگانی، پیشرفت پایدار، پایتخت معنوی که اهداف راهبردی در راستای این سه مقصد راهبردی به کار بسته شده اند. در ذیل نمونه نقشه استراتژی شهرداری مشهد قابل ملاحظه می‌باشد.

شکل(۲-۴): نقشه استراتژی شهرداری مشهد در سال های ۹۳تا ۹۶ تهیه شده در سال۹۲

فقیهی (۱۳۸۱) طی پژوهشی در شهرداری تهران ، با بررسی مدل های نوین ارزیابی عملکرد نظیر مدل بالدریج، تعالی سازمانی، کارت امتیازی متوازن و مدل های سنجش ارزیابی فردی و با رویکرد آینده نگری و بهبود مستمر، و ‌پاسخ‌گویی‌ مدیران شهرداری و هدف ارتقای سطح دانش مدیریتی شهرداران مناطق مدلی را در سه بعد سنجش مشخصات عملکرد مدیران مناطق، مشخصات مهارتی مدیران و مشخصات درونی مدیران طراحی نمود. در این پژوهش در هر بعد شاخص های مورد نظر تدوین و به روش پرسشنامه از مجموعه مدیران شهرداری مورد سنجش قرار گرفت. طی این پژوهش نتایج به دست آمده، اولویت های بهبودی در هر منطقه با توجه به سیاست های شهرداری را مشخص نموده است.

برک پور و همکاران(۱۳۸۹) در پژوهشی به ارزیابی عملکرد شهرداری تهران بر پایه سنجش میزان رضایت شهروندان از خدمات شهری پرداخت. طی این پژوهش پس از بیان شاخص های ارزیابی عملکرد سعی شده است کیفیت ۱۷ نوع از خدمات شهرداری شامل خدمات عمرانی، فرهنگی و خدماتی که تاثیر مستقیم بر زندی شهروندان می‌گذارد از لحاظ ذهنی در سطح محله مورد بررسی قرار گیرد.نتیجه به دست آمده در این پژوهش بیانگر رضایت عمومی شهروندان از خدمات شهرداری می‌باشد ولیکن دارای طیف متفاوتی در بین مناطق مورد ارزیابی می‌باشد.

ابطحی و همکاران(۱۳۹۱) در پژوهشی به سنجش و رتبه بندی شاخص های ارزیابی عملکرد امور اجتماعی و فرهنگی شهرداری تهران با بهره گرفتن از روشAHP و ANTROPY پرداختند. روش پژوهش در این تحقیق اکتشافی،می‌دانی و تطبیقی می‌باشد.نتایج به دست آمده تحقیق بیانگر این موضوع ‌می‌باشد که در معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری تهران عوامل تاثیر گذار بر عملکرد عبارتند از عوامل و شاخص های مدیریتی، تخصصی، پشتیبانی و شهروندمداری می‌باشد.

وردی نژاد و همکاران (۱۳۸۷) در پژوهشی به ارزیابی عملکرد شهرداری تهران با بهره گرفتن از الگوی کارت امتیازی متوازن پرداخت. طی این پژوهش پس از بررسی شاخص های عملکردی شهرداری، تعداد ۲۵ شاخص در قالب چهار منظر الگوی کارت امتیازی متوازن قرار گرفت که طی آن نتایج به دست آمده فاصله میان وضع موجود و مطلوب عملکرد شهرداری تهران را بیان نموده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




در قانون تجارت هم در ماده ۴۲۳ که معاملات باطل ورشکسته را می‌شمارد، شامل وکالت نمی‌شود. اما ماده ۵۵۷ قانون تجارت مقرر می‌دارد کلیه قراردادهایی که پس از تاریخ توقف تاجر منعقدشده باشد، نسبت به هر کس حتی خود تاجر ورشکسته، ‌محکوم به بطلان است. که عموم این ماده شامل قرارداد وکالت هم می‌شود.

باوجوداین باید دانست که حکم ماده ۵۵۷ از جهات گوناگون خلاف اصول و مبانی ورشکستگی است چون باعث می‌شود ورشکسته ازنظر روحی و شخصیت محدودیت‌های ناهنجار و بیهوده پیدا کند و نتواند به میل خود به کار وزندگی ادامه دهد. ورشکسته را دچار مرگ مدنی می‌کند، مانع از انعقاد قراردادهای مفید به حال طلبکاران مانند قبول هبه و صلح بدون عوض می‌شود و حجر کامل را بر او تحمیل می‌کند. ‌بنابرین‏ رویه قضایی باید مفاد آن را ناظر به معاملات مقرر در ماده ۴۲۳ بداند و ویژه قراردادهایی سازد که به‌موجب آن اموال ورشکسته در اختیار دیگران قرار می‌گیرد. چنان که بخش اخیر ماده ۵۵۷ نیز قرینه بر همین معنی است و لحن ماده تفسیر محدودی را که پیشنهاد شد توجیه می‌کند.

‌بنابرین‏ با توجه به اینکه موضوع اصلی بحث مطروحه ‌در مورد ورشکستگی ‌در مورد موکل ورشکسته است در گفتار بعدی بحث را موردبررسی قرار می‌دهیم.

۳-۳-۲: ورشکستگی موکل

۳-۳-۲-۱: وضعیت قرارداد وکالت ورشکسته

با مراجعه به قانون تجارت می‌بینیم که قسمت نخست ماده ۴۱۸ این قانون مقرر می‌کند؛ تاجر ورشکسته از تاریخ صدور حکم از مداخله در تمام اموال خود حتی آنچه ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او گردد، ممنوع است. یا طبق مفاد بند ۳ ماده ۴۲۳ این قانون؛ هر معامله‌ای که مالی از اموال منقول یا غیرمنقول تاجر را مقید نماید و به ضرر طلبکاران تمام شود، بعد از توقف تاجر، باطل و بلااثر خواهد بود.

و بالأخره در ماده ۵۵۷ قانون یاد‌شده می‌خوانیم: کلیه قراردادهایی که پس از تاریخ توقف تاجر منعقدشده باشد نسبت به هر کس حتی خود تاجر ورشکسته ‌محکوم به بطلان است.

در نتیجه باوجوداین مواد تاجر ورشکسته پس از صدور حکم ورشکستگی، از مداخله در اموال خود ممنوع بوده و حق تصرفات مالی را ندارد. ‌بنابرین‏ قرارداد وکالتی که با وکیل منعقد کرده‌اند باطل خواهد شد.

۳-۳-۲-۱-۱: حدود منع مداخله

منع مداخله چنانچه از ماده ۴۱۸ قانون تجارت برمی‌آید شامل تمام اموال ورشکسته می‌شود البته اگر وی متصدی اداره اموال دیگری از طریق قیمومیت یا ولایت باشد و یا اماناتی که نزد وی است شامل دارایی او نمی‌باشد، مع‌ذلک پاره‌ای از اموال و حقوق او مشمول قاعده مذکور نمی‌شوند که عبارت‌اند از:

۳-۳-۲-۱-۱-۱: مستثنیات دین

با توجه به آزاد بودن ورشکسته بر هر گونه اختیاری نسبت به اموال مستثنیاتش، انعقاد وکالت در این خصوص بلااشکال می‌باشد.

بند اول ماده ۴۴۴ قانون تجارت مستثنیات دین را مشخص ‌کرده‌است البته موارد مستثنیات دین در ماده ۲۴ قانون اجرای احکام مدنی کمی گسترده تر است.

همچنین قانون آیین دادرسی مدنی مصوب ۱۳۷۹ بر این گستره افزوده و در ماده۵۲۴ محل مسکونی، تلفن، اتومبیل و وسایل دیگر متناسب با وضعیت تاجر را ذکر ‌کرده‌است.

که با توجه به اینکه قانون تجارت قانون آیین دادرسی مدنی و اجرای احکام را تخصیص می زند. موارد قانون تجارت مورد ملاک می‌باشد[۱۴۰].

۳-۳-۲-۱-۱-۲: سایر موارد

غیر از مستثنیات دین، اصل منع مداخله تاجر در اموال و حقوق مالی خود پس از صدور حکم ورشکستگی، استثناهای دیگری نیز دارد که ذیلاً اشاره می‌شود:

الف) اموال و اشیایی که به‌موجب قانون مخصوص توقیف تمام یا قسمتی از آن‌ ها ممنوع است مثل حقوق کارمندان دولت و کارگران و غیره[۱۴۱]

ب) حقوقی که جنبه شخصی دارند تا حدی که اعمال آن‌ ها به‌قصد اضرار طلبکاران نباشد از آن جمله است، طرح دعوی حقوقی به تبعیت از دعوی جزایی توسط تاجر که ممکن است منجر به صدور حکم به جبران ضرر و زیان معنوی به نفع او شود.[۱۴۲]

۳-۳-۲-۱-۲: ضمانت اجرای منع مداخله

در قانون تجارت ایران جز منع مداخله حکم صریحی وجود ندارد. اما با توجه به مطالب گذشته، در این‌باره می‌توان گفت که اعمال حقوقی که تاجر ورشکسته بعد از صدور حکم انجام داده است از نوع معاملات مذکور در ماده ۴۲۳ قانون تجارت باشد، باطل خواهد بود، چون وقتی معاملات مذکور درزمانی که تاجر قانونا از مداخله در اموال خود ممنوع نبوده است، باطل باشد ‌به طریق اولی بعد از صدور حکم ورشکستگی، که تاجر از دخالت در اموال خود ممنوع است، باطل و بلااثر خواهد بود.

‌در مورد ضمانت اجرای منع مداخله ‌در مورد معاملات غیر از آنچه که در ماده ۴۲۳ قانون تجارت، احصاء شده، اختلاف‌نظر وجود دارد.

اداره حقوقی دادگستری در تاریخ ۱۶/۱۰/۱۳۵۲ طبق نظریه[۱۴۳](شماره ۲۸ هفته ۱۲۶ دادگستری صفحه ۱۲۱۱) کلیه معاملات بعد از صدور حکم ورشکستگی را باطل دانسته و مقرر داشته است): آنچه در ماده ۴۲۳ قانون تجارت ‌در مورد بطلان بعضی از معاملات تاجر ورشکسته ذکرشده، مربوط به بعد از توقف وقفه در تأدیه قروض و سایر تعهدات مذکور در ماده ۴۱۳ قانون تجارت و قبل از صدور حکم ورشکستگی است و الا پس از صدور حکم تاجر ورشکسته از مداخله در تمام اموال خود حتی آنچه که ممکن است در مدت ورشکستگی عاید او گردد ممنوع است. در کلیه اختیارات و حقوق مالی ورشکسته که استفاده از آن مؤثر در تأدیه دیون او باشد، مدیر تصفیه قائم‌مقام قانونی ورشکسته بوده و حق دارد به‌جای او از اختیارات و حقوق مذبور استفاده کند ‌بنابرین‏ هر گونه معامله‌ای که تاجر ورشکسته پس از صدور حکم ورشکستگی بنماید باطل است.

استدلال بر اینکه معاملات باطل است نه غیر نافذ به‌این‌علت است که ضمانت اجرایی بعضی از معاملات تاجر قبل از صدور حکم ورشکستگی بر طبق ماده ۴۲۳ قانون تجارت بطلان است در حالی که تاجر از مداخله در اموال خود ممنوع نبوده است، ‌بنابرین‏ ‌به طریق اولی وقتی از حق دخالت در کلیه اموال و حقوق مالی خویش محروم شد، ضمانت اجرای معاملات بعدی بطلان خواهد بود.

به صورتی که ملاحظه می‌شود به‌موجب نظر مذکور، بطلان بعضی از معاملات در زمان توقف کلیه معاملات بعد از صدور حکم ورشکستگی، سرایت داده‌شده است.

به نظر می‌رسد استدلال بر بطلان کینه معاملات، بر مبنای قیاس اولویت، محل تردید و اشکال باشد چراکه قیاس اولویت را می‌توانیم تنها به وقوع همان معاملات، در زمان پس از صدور حکم ورشکستگی به کار ببریم نه اینکه آن را به کلیه معاملات بعد از حکم تسری دهیم. به نظر می‌رسد اگر بطلان را فقط شامل معاملات مضر به هیئت طلبکاران بدانیم صحیح باشد. این مطلب به وحدت ملاک از ماده ۵۰۰ قانون تجارت حاصل است برابر ماده مذکور معاملاتی که تاجر ورشکسته پس از صدور حکم راجع به تصدیق قرارداد ارفاقی تا صدور حکم بطلان و فسخ قرارداد مذبور نموده باطل نمی‌شود. مگر ‌در صورتیکه معلوم شود به‌قصد اضرار بوده و به ضرر طلبکاران هم باشد.

علاوه بر آن اصولاً صحت معاملات غیرضروری از روح قانون مستنبط است و باعقل سلیم و انصاف نیز موافق می‌باشد[۱۴۴].

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:58:00 ق.ظ ]




مقایسه بین اینترنت و اکسترانت

علاوه بر اینترانت، اکسترانت نیز از فناوری اینترنت و پروتکل‏های آن (TCP/IP) برای ارتباطات درون شبکه استفاده می ‏کند. هیئت مؤلفان شرکت رایانه‏ای میکروسافت، اکسترانت را به شرح زیر تعریف ‌کرده‌است :

“اکسترانت ایجاد شکل گسترده ‏تری از اینترانت یک شرکت مجتمع با بهره گرفتن از فناوری وب جهانی به منظور آسان شدن برقراری ارتباط بین ‌تامین کننده و مشتریان است. اکسترانت به مشتریان و تأمین ‏کنندگان امـکان می‌دهد تا با دسـترسی محـدود به اینترنت یک شرکـت به رابطه کـاری خود سرعت بخـشیده و کـارآیی را

افزایش دهند.”[۷۲]

درهر حال و به طور کلی می توان جرایم فضای مجازی را در برخی ویژگی ها مشترک دانست، که با شناخت آن، ماهیّت این گونه جرایم روشن خواهد شد:

الف) تخصصی و علمی بودن

این دسته از جرایم عمدتاًً از سوی افراد آگاه به علوم رایانه ای رخ می‌دهد، که در اغلب موارد عمدی و از روی تجرّی یا عداوت صورت می‌گیرد. لذا کمتر می توان کسانی را که دارای اطلاعات رایانه ای نیستند در زمره بزهکاران رایانه ای دید. (به ویژه جرایمی، از قبیل سابورتاژ، دسترسی غیر مجاز، جاسوسی و…). از سوی دیگر نیاز به ابزار و نرم افزارهـای خاصـی اسـت که کار با آن ها تنـها از عهـده برخی از متخصـّصین

برمی آید.از این رو در مرحله کشف این دست از جرایم نیاز به متخصصین رایانه ای است.

ب) دارای حیثیت عمومی و خصوصی بودن

جرایم مجازی را نمی توان منحصر در یک حیث نمود، چرا که از یک طرف در رابطه با دولت و فضای عمومی جامعه است و از طـرف دیگر به اشخـاص حقیقی یا حقوقی خـصوصی خسـارت مادی و معنوی می زند و احیاناً حریم خصوصی افراد را هدف می‌گیرد.

یکی از حقوقدان در خصوص ضرورت حمایت قانونی از شهروندان در برابر جرایم مجازی می‌گوید:«با توجه به پیشرفت علم و گستردگی کاربرد اینترنت در جهان امروز، در بسیاری از کشورهای جهان مقررات و شرایط ویژه ای برای حمایت از حقوق کاربران اینترنتی وضع شده است و این مقررات بیش از آنکه جنبه کنترل و نظارت توسط دولت ها داشته باشد به طور خاص در زمینه حمایت از کاربران اینترنت و شـهروندان

آن کشورها است.

به اعتقاد این حقوقدان برای اینترنت باید تعریف مشخص حقوقی و قانونی وجود داشته باشد و برای تخلفات و جرایم احتمالی و به طور کلّی برای هر نوع رابطه حقوقی در این زمینه قوانین و ضوابط خاص و مشخص تهیه، تدوین و تصویب شود. بدون قانون در زمینه اینترنت نمی توان با جرایم مربوط به آن برخورد کرد. چون طبیعت مطبوعات با سایت های اینترنتی متفاوت است. ‌بنابرین‏ تسرّی دادن قانون مطبوعات به مسائل مربوط به اینترنت از لحاظ حقوقی جای اشکال فراوان دارد.»[۷۳]

در این زمینه یکی از جامعه شناسان نیز با بیان این که استفاده از اینترنت حقّ فردی اشخاص در جامعه است، به حیثیت عمومی جرایم مجازی اشاره کرده و بیان می‌کند: «اینترنت به عنوان یک فناوری جدید ارتباطی، علاوه بر برنامه های منفی، واجد کارکردهای مثبت در زندگی اجتماعی است و ترویج فساد یا ناهنجاری اجتماعی از هر کانال امکان پذیراست ودولت به عنوان حافظ و مسئول بهداشت محیط و روانی افراد، وظیفه دارد با این نوع جرایم مقابله کند. پاره ای از برنامه های اینترنتی از آن جهت که با منافع ملی، مصـالح اجتماعی ، اخلاقیـات جامعه و شـئونات مـذهبی مغـایرت دارد ، در ردیف جرایم اینتـرنتی قرار

اجتماعی، اخلاقیات جامعه و شئونات مذهبی مغایرت دارد، در ردیف جرایم اینترنتی قرار می‌گیرد.»[۷۴]

در این راستا مـی توان جـرایم امنیتی ؛ چون جاسوسی در فضای مجازی، حملات تروریستی و تخـریب داده ها و اخـتلال درسـیستم های رایانه ای و داده ها و… جرایم فرهنگی؛ چون هرزه نگاری و دیگر جرایـم

محتوایی را واجد حیثیت عمومی دانست.

ج) پیچیدگی خاص

فضای مجازی، دنیای بیکرانی از امکانات و قابلیت های بی شمار است، که بدون محدودیت، در دسترس همگان قرار دارد و هرکس با هر انگیزه ای می‌تواند از این موهبت استفاده کند. این حجم گسترده از امکانات؛ قدرت پیچیده کردن نحوه ارتکاب جرم و گمنام کردن هویت مجرم را افزایش می‌دهد، که این خود دستگیری و تعقیب مجرمان را دشوار ساخته است. هکرها و کرکرها با بهره گرفتن از شیوه های مختلف و به صورت گمنام اطلاعات را مورد حمله قرارمی دهند، بدون اینکه ردی از خود باقی گذارند. از سوی دیگر مجرم بدون حضور فیزیکی می‌تواند از فرسنگ ها فاصله، اطلاعات شخصی یا عمومی را در کشوری دیگر مورد هجمه قرار دهد و حتی در صورت شناسایی نیز از دستگیری و مجازات (البته در کشور مورد هدف) در امان بماند. (چون تحت حاکمیت کشور مورد هدف نیست).

د) دشوار بودن تعیین صلاحیت کیفری

با توجه به نوظهور بودن جرایم رایانه ای، هنوز در سطح بین‌المللی قانون یا عرف جدی ‌در مورد صلاحیت کیفری در این جرایم شکل نگرفته و در سطح ملی نیز دسته ای از کشورها؛ چون آلمان همان قوانین رایج در دیگر جرایم را در این جرایم حاکم کرده‌اند. برخی کشورها اقدام به تصویب قوانین جدیدی کرده‌اند که در این میان دو رویه کلی حاکم است: ۱٫ محل استقرار سیستم های رایانه ای به عنوان محلّ ارتکاب جرم مجازی (کشورهایی، چون سنگاپور و مالزی)؛ ۲٫ محلّ حضور بارگذار و پیاده ساز شبکه ای به عنوان محل ارتکاب جرم، (همچون ایالت آرکانزاس و کارولینای شمالی) .با وجود چنین رویکردهایی مشکل اصلی تعیین هویت مجرم است؛ زیرا بر فرضی که نظریه محل استقرار سیستم را شناسایی کنیم، باز هویت کاربر مجرمی که از آن استفاده کرده و یا حتی یافتن محل استقرار رایانه دشوار است و در نظر دوم نیز مشکل هویت مجرم همچنان لاینحل است. در نتیجه تعیین صلاحیت کیفری همچنان دشوار می کند. همچنین در زمینه صلاحیت تابعیتی و صلاحیت حمایتی و صلاحیت جهانی، رویّه مشخّص یا غالبی اتخاذ نشده است.

ه) جهانی بودن

فناوری اطلاعات و ارتباطات الکترونیکی، به دلیل گستردگی در سراسر جهان، از چند جهت جرایم مجازی را از سایر جرایم ممتاز می‌کند. در جرایم امنیتی و تروریستی که مجرمان درصدد انعکاس هرچه بیشتر اقداماتشان هستند، فضای مجازی، محیط مطلوبی برای اینگونه اقدامات است؛ زیرا که هر اختلالی در آن به خوبی انعکاس جهانی داشته و به راحتی اعتبار یک کشور یا مجموعه خاصی را لکّه دار می‌کند. در جرایمی، چون کلاهبرداری، فرد می‌تواند از کشوری دور دست به اشکال مختلف فرد دیگری را در کشوری دیگر فریب دهد. در جرایمی، چون اختلال در داده ها، اختلال در سیستم، جعل دسترسی و شنود و دریافت غیرمجاز و… مجرم به راحتی می‌تواند ابزار و نرم افزارهای مورد نیاز را جهت ارتکاب جرم چه از طریق اینترنت و غیره تهیه و دانلود کند و یا با افراد متخصّص در این جرایم همکاری کند.

و) دشوار بودن کشف بزهکار
موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




جریمه نقدى، استرقاق، اعدام و قصاص. جریمه نقدى، براى هر یک از جرایم دقیقاً تعیین شده و براى شخص آزاد دو برابر عبد جریمه نقدى مقرّر شده بود جرایمى مانند: قذف، رشوه، شکستن قسم، سرقت محصولات زراعى، اتلاف غلات همسایه در شب، اشتغال به سحر، ریختن سم در غذاى دیگرى، کشتن ناگهانى و اجتماع شبانه براى ایجاد فتنه داراى مجازات اعدام بودند و فرزندى که پدر خود را مى‏کشت به آب انداخته مى‏شد. در عین حال، حق استیناف براى محکومین به اعدام وجود داشت و محکوم علیه مى‏توانست به جاى اعدام از روم خارج شود و به همین دلیل على‏رغم وجود حکم اعدام در الواح دوازده‏گانه، این حکم به ندرت به مرحله اجرا درمى‏آمد[۴۳].

قاعده اصلى نزد عرب جاهلى این بود که مى‏گفتند: «القتل انفى للقتل؛ کشتن جانى بیش‏تر جلوى ارتکاب قتل را مى‏گیرد» و شاید مراد از آن، تقدم قصاص، بر گرفتن مال در مقابل قتل نفس بوده است و بر این اساس نظام خون‏خواهى و انتقام در میان آن‏ها پدید آمد که حد محدود و معینى نداشت و ممکن بود هر فردى از جماعت قاتل را بکشند و هر قدر بتوانند افراد قبیله جانى را از پا در آورند[۴۴].

عرب جاهلیّت، قصاص را که اکتفا نمودن به عین جنایت بود، فقط در یک صورت مى‏شناخت و آن، جایى بود که قبیله جانى، او را از میان خود بیرون کند و حمایت خود را از او بردارد، در این صورت میان جرم و جنایت برابرى برقرار مى‏شد، زیرا براى قبیله مجنى علیه راهى جز وارد نمودن عین جنایت به خود جانى باقى نمى‏ماند، اعم از این که آن جنایت قتل باشد یا قطع یا ضرب. البته در همین مورد نیز گاهى قبیله مجنى علیه به قتل جانى اکتفا نمى‏کردند، زیرا قبیله او را کفو و برابر با قبیله مجنى علیه نمى‏دانستند. ‌بنابرین‏، حتى در این مورد نیز آن چه در میان اعراب جاهلى مرسوم بوده است غیر از آن چیزى است که در اسلام به عنوان قصاص مطرح است که در آینده این مطلب مورد بحث قرار خواهد گرفت.

بنابر آنچه در تورات آمده دین یهود قصاص را به عنوان یک اصل پذیرفته است در دین یهود عکس العمل در قبال قتل یعنی قصاص به دو گونه اعمال می گشت یکی به صورت اعدام بود که به شکل گوناگون چون سنگسار ، سوزاندن ،بدار کشیدن ، تیرباران کردن ،شمشیر زدن ،خفه کردن یا قطعه قطعه کردن اعمال می شد که در بین این اشکال سنگ سار بیشتر رایج بود دوم دادن دیه که ‌در مورد قتل غیر عمدی مصداق پیدا می کردو تعیین آن به نظر حاکم بود و درصورت عدم توانایی بر پرداخت دیه توسط جانی تازیانه ها جایگزین دیه می شد[۴۵].

بر اساس آن چه از تورات موجود استفاده مى‏شود، قصاص و مقابله به مثل، یک اصل پذیرفته شده و مورد تأکید است و جانى هم در قتل و هم در جنایات کم‏تر از نفس محکوم به همان جنایتى است که بر مجنى‏علیه وارد نموده و حتى در بعضى موارد، حیوانات نیز در صورت ارتکاب قتل محکوم به مرگ (سنگ سار) هستند[۴۶].
در تورات دو نصّ شبیه آن چه قرآن کریم از تشریعات موسوى نقل مى‏کند[۴۷]. آمده است و هر دو به روشنى بر اصل قصاص دلالت دارند:

و اگر اذیّتى دیگر حاصل شود آن‏گاه جان به عوض جان بده و چشم به عوض چشم و دندان به عوض دندان و دست به عوض دست و پا به عوض پا و داغ به عوض داغ و زخم به عوض زخم و لطمه به عوض لطمه[۴۸].
البته اجراى مجازات قصاص در شریعت موسى‏ فقط در صورتى جایز است که قتل به صورت عمد و با سبق تصمیم باشد اما اگر قتل غیر عمد باشد، مجازات دیگرى دارد که به آن اشاره خواهد شد. مسئله قابل طرح در این‏جا این است که آیا مجازات قصاص در برابر قتل عمد، یک مجازات الزامى و یک حکم آمره بوده یا توافق به دیه نیز امکان‏پذیر بوده است؟

در تورات نه تنها در موارد قتل عمد، اشاره‏اى به جواز توافق بر دیه نشده و همه جا تأکید بر قصاص شده است.[۴۹] و در سفر اعداد، باب ۳۵ آیات ۱۶ – ۱۸ و آیات ۳۱ و ۳۳ بر لزوم قصاص تأکید دارند، تنها ‌در مورد سقط جنین در سفر خروج، باب ۲۱، آیه ۲۲ پرداخت غرامت به جاى قصاص بیان شده است. بلکه در یک مورد صراحتاً گرفتن دیه به جاى قصاص از قاتلى که مستحق قتل است ممنوع دانسته شده و آمده است: وهیچ فدیه به‏عوض جان قاتلى که مستوجب قتل‏است مگیر، بلکه‏او البته باید کشته شود.[۵۰] ‌بنابرین‏، دلیلى بر جواز پرداخت دیه به جاى «قصاص نفس» در شریعت موسى‏ وجود ندارد و شاید بتوان از آیه ۱۷۷ سوره بقره که پرداخت دیه را تخفیفى بر امّت اسلام دانسته است[۵۱]‏ ، استفاده کرد که از دیدگاه قرآن نیز قصاص در شریعت موسى‏ یک حکم الزامى و آمره بوده و توافق بر دیه مشروع نبوده است، امّا ‌در مورد عفو شاید به استناد ذیل آیه ۴۵ سوره مائده[۵۲]‏ ، بتوان گفت که عفو در شریعت موسى‏ جایز بوده است و مؤید این برداشت، تفسیرى است که از ابن عباس ‌در مورد این آیه نقل شده است که مى‏گوید:
خداوند بر جانى (در شریعت موسى) دیه‏اى قرار نداده است، نه در نفس و نه در جرح، بلکه فقط عفو یا قصاص قرار داده است[۵۳]‏.
البته خود تورات در این زمینه که آیا عفو جایز است یا نه، ساکت است. اما ‌در مورد قتل غیر عمد در تورات مجازات تبعید پیش‏بینى شده است و جانى باید براى مدّتى در محلى معین باقى بماند و حق خروج از آن‏جا را ندارد؛ به گونه‏اى که اگر خارج شود و توسط ولى دم کشته شود خون او هدر خواهد بود[۵۴] و در سفر تثنیه آمده است:
او [قاتل غیر عمد] مستوجب قتل نباشد چون که او را پیش‏تر بغض نداشته است.
یکى‏از نویسندگان ازاین نص، چنین استفاده کرده که در قتل غیر عمد نیز قصاص جایز است، مگر این که جانى به شهرهاى امن پناه ببرد. وى در این زمینه مى‏گوید:
تنها کیفر قتل در شریعت موسوى کشتن جانى است خواه فعل او عمد باشد یا خطا. ولى با توجه به مطالب قبل و هم چنین نص مورد استناد ایشان مى‏توان گفت که قصاص در قتل غیر عمد جایز نبوده است. البته قبلاً اشاره شد که اگر قاتل غیر عمد قبل از موعد مقرّر از شهر امن خارج شود و توسط ولى دم کشته شود خون او هدر است، ولى این به معناى جواز قصاص در قتل غیر عمد نیست.
مجازات ضرب و جرح و قطع نیز در دین یهود قصاص است (قصاص کم‏تر از نفس) و در تورات آمده است: و کسى که همسایه خود را عیب رسانیده باشد، چنان که او کرده باشد به او کرده خواهد شد. شکستگى عوض شکستگى، چشم عوض چشم، دندان عوض دندان، چنان که به آن شخص عیب رسانیده هم‏چنان به او رسانیده شود.
نصوص دیگرى هم در این زمینه وجود دارد که قبلاً به آن‏ها اشاره شد. ‌بنابرین‏، مى‏توان گفت که اساس نظام کیفرى در ‌یهودیت مبتنى بر اصل قصاص و مقابله به مثل است و این اصل حتى در مواردى حیوانات را نیز شامل مى‏شود، لیکن على رغم این نصوص و تأکیدها، بعضى از علماى یهود و نویسندگان «کتاب تلمود» ‌در مورد این اصل تردید ایجاد کرده و آن را به گونه دیگرى توجیه و تفسیر نموده ‏اند که بررسى‏آن مجال دیگرى را مى‏طلبد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




در سی سال گذشته، اسپانسرشیپ از یک فعالیت در مقیاس کوچک که تنها در تعداد معدودی از کشورهای توسعه یافته انجام می‏­شده است به یک صنعت جهانی عظیم رشد و گسترش پیدا ‌کرده‌است (میناگان[۶۸] ۱۹۹۸). اسپانسرشیپ امروزه به خوبی جایگاه خویش به عنوان ابزاری ارتباطی و ‌بنابرین‏ به عنوان شکلی از یک سرمایه‏گذاری تجاری پیدا ‌کرده‌است به شکلی که،‌ در سال ۲۰۰۱ سرمایه‏گذاری جهانی در بخش اسپانسرشیپ چیزی در حدود ۲۴ میلیارد دلار آمریکا تخمین زده شده است.[۶۹]

در بخش تحقیقات، رشد اسپانسرشیپ با شمار زیادی مطالعه در این ارتباط همراه شده است که به بررسی جنبه­ های مختلف اجرایی و تئوریک آن پرداخته­اند. از حیث بررسی و دسته­بندی این نوع تحقیقات نیز تاکنون چندین مطالعه و بررسی صورت گرفته است.

نخستین محققی که اقدام به خلاصه کردن و طبقه‏ بندی این مقالات نموده است آقای فرنچ[۷۰] بوده که در رساله دکتری خویش به بررسی این مهم پرداخته است هرچند در این ارتباط فعالیت‏های دیگری نیز توسط سایر محققین صورت گرفته است به گفته والیزر[۷۱] شاید جامع­ترین بررسی در ارتباط با پیشینه تحقیقاتی اسپانسرشیپ توسط کورنون و میناگان[۷۲] صورت گرفته باشد.

در نتیجه یکی از مهم­ترین وظایف بازاریابان ورزشی شناخت مشتریان مختلف لیگ­‏های ورزشی به عنوان خریداران محصول می‏­باشد. این مطالعه چهار گروه از مشتریان را به شرح ذیل معرفی می‏­نماید:

    1. تماشاگران

    1. تلویزیون و رسانه­‏های دیگر

    1. انجمن­‏های مرتبط با ارائه تسهیلات و پشتیبانی کننده از باشگاه­‏های محلی

  1. سازمان­‏ها و شرکت‏‏هایی که با تیم­‏ها و لیگ­‏های مختلف تعامل و همکاری دارند

بر این اساس و بر طبق نظر این محقق لیگ­‏های ورزشی حرفه­ای محیط منحصربه­فردی را برای تصمیم‏ گیری و فرایندهای مختلف بازاریابی در بازارها و سطوح مختلف ایجاد می‏­نمایند

*”تأثیرات فرهنگ و موارد اخلاقی بر جهت­گیری مشتریان” عنوان مطالعه‌ای است که، پونز[۷۳] ، لورش [۷۴] ، نایک [۷۵] و پرالت[۷۶] در سال ۲۰۰۱ انجام داده‌اند.. در این مطالعه، فرهنگ و هویت­‏های اخلاقی به عنوان ساختارهای چند بعدی تشریح ‌شده‌اند که، تأثیرات آن ها بر جهت­گیری­‏های مشتریان و گرایشات آن ها به رویدادهای ورزشی مورد اندازه ‏گیری قرار گرفته و قدرت آن ها در جهت تأثیرگذاری در شکل­دهی گرایشات مشتریان به رویدادهای ورزشی از طریق تجزیه و تحلیل رگرسیون محاسبه شده است. به علاوه این مطالعه صحت ماهیت فرهنگی رخدادهای ورزشی و توسعه بخش­‏های بازار خاص در میان ‌گروه‌های فرهنگی را مورد بررسی قرار داده است.

” نقش جنسیت در انتقال مفاهیم تبلیغاتی توسط ورزشکاران حرفه­ای در ارتباط با محصولات مختلف” عنوان مطالعه‌ای است که، پیتز[۷۷] ، پارکز[۷۸] و اسپنسر[۷۹] در سال ۲۰۰۴ به انجام رسانیده‌اند. در این مطالعه، نمونه آماری که ۹۶ درصد از بین ۱۸ تا ۲۲ ساله برخوردار بوده ­اند، اکثراً از سفیدپوستان اروپایی، آمریکایی (۳/۹۱%) تشکیل شده بودند، متغیرها و عوامل تأثیرگذار مورد بررسی قرار گرفته است، بدین شکل که از مشارکت کنندگان درخواست گردیده که چهره چند تن از ورزشکاران مطرح را ملاحظه نمایند و بر این اساس سؤالات مختلف از آن ها پرسیده شده است. سؤالاتی در ارتباط هر ورزشکار و اینکه نظر آن ها در ارتباط با محصولات ورزشی مرتبط با رشته آن ها چیست؟ و آیا این ورزشکاران می‏­توانند بر نیات خرید آنان تأثیرگذار باشند؟ نتایج نشان داد که

ورزشکاران مرد با احتمال بیشتری به درستی شناسایی می‏­شوند و آن ها توانسته بودند تأثیرات بیشتری بر نیات خرید مشتریان خویش ایجاد نمایند.

“تعیین قیمت بلیط در لیگ ملی فوتبال آمریکا (NFL ): رویکردی کمی” عنوان تحقیقی است که، ریشه[۸۰] و ماندلو[۸۱] با هدف بررسی چگونگی تصمیم ­گیری در ارتباط با تعیین قیمت بلیط مسابقات NFL در کشور آمریکا در سال ۲۰۰۳ ارائه داده‌اند. بر اساس داده­‏های جمع‏ آوری شده در خلال سال­‏های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۱ توسط این محققین، عوامل مختلفی می‏­توانند در تعیین قیمت بلیط مربوط به تیم­‏های مختلف حاضر در این لیگ مؤثر و تأثیرگذار باشند که از آن جمله می‏­توان به تجهیزات و سن استادیوم­‏ها و تسهیلات موجود در آن، وضعیت موفقیت و شکست‏های تیم در سال­‏های قبل، سطح درآمدی تماشاگران و تعداد تماشاگران تیم­‏ها به عنوان مهمترین عوامل تأثیرگذار و تعیین کننده قیمت بلیط اشاره نمود. بر اساس این یافته­‏ها از جمله عواملی که نتوانسته بعد تأثیرات چندانی بر قیمت بلیط مسابقات مربوط به تیم­‏های معینی بگذارد، دستمزدهای پرداختی در این تیم­‏ها بوده است که تأثیرات قابل توجهی بر قیمت بلیط از خود بر جای نگذاشته بود.

“انگیزش­‏ها و اهداف اسپانسرهای المپیک ۲۰۰۴ “عنوان پژوهشی است که آپوستولوپولو [۸۲] و پاپادیمیتریو [۸۳] در سال ۲۰۰۴ به بهانه برگزاری المپیک در این سال در کشور یونان به انجام رسانیده‌اند.. هدف از این مطالعه به گفته این محققان، بررسی افزایش وابستگی­های سازمان­‏ها و رویدادهای ورزشی به حامیان مالی و اندازه ‏گیری انگیزش­‏ها و اهدافی که این حامیان به دنبال آن می‏­باشند در المپیک ۲۰۰۴ میلادی در کشور یونان می‏­باشد. بر این اساس یک سری از مصاحبه­‏های نیمه ساختار یافته با هفت حامی از ده حامی اصلی المپیک صورت گرفته است. در ارتباط با انگیزش آنان نتایج بررسی­‏ها نشان داد که انگیزه­‏های ورود آنان به حمایت از این رویداد تنها بر اساس مربوط به کسب و کار نمی‏­باشد بلکه احساس حمایت از رویدادهای ملی و بین ‏المللی و احساس تعهد در این ارتباط عوامل مهمی می‏­باشند. در ارتباط با اهداف این مؤسسات نیز می‏­توان به افزایش فروش و سهم بازار و تصویرسازی برای شرکت و آگاهی و اطلاع بیشتر افراد از برند شرکت اشاره نمود.

) شاید جامع­ترین بررسی در ارتباط با پیشینه تحقیقاتی اسپانسرشیپ توسط کورنون و میناگان[۸۴] صورت گرفته باشد. در این بررسی ۸۰ مقاله منتشر شده در زمینه اسپانسرشیپ جمع‏ آوری و تحت ۵ طبقه اصلی به شرح ذیل دسته­بندی ‌شده‌اند:

ماهیت اسپانسرشیپ

جنبه­‏های مدیریتی اسپانسرشیپ

اندازه ‏گیری تأثیرات اسپانسرشیپ

استفاده استراتژیک از اسپانسرشیپ

ملاحظات اخلاقی و قانونی در اسپانسرشیپ

بعدها در سال ۲۰۰۳ این تحقیقات توسط والیزر کامل­تر شد. به نحوی که بر اساس همین دسته­بندی­ها مقالات مختلف دیگری اضافه گردید و تحلیل­‏ها و بررسی­‏های جدیدتری بر مبنای مطالعات صورت گرفته گذشته در این زمینه انجام شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




در خصوص حق شرط باید گفت: اگراستفاده از حق شرط را آزاد گذاشت، کشورهای بیشتری در عهدنامه ی مذبور حضور خواهند یافت. در نتیجه ‌ممکن‌است، سبب سوء استفاده کشورها از مفاد عهدنامه و شروط نهاده شده بر عهدنامه ی مذبور و تفسیر مفاد به نفع کشور خودشان شود. اگر عهدنامه یا توافق پیش روی دولت‌ها، اندکی از جانب موازین و قواعد محدود تر شده باشد و به اصطلاح عامیانه تر، آزادی بیش از اندازه را نداشته باشد، قطعاً کشورهای کمتری به سمت معاهده کشیده خواهند شد. چرا که اکثر کشورها، از پیوستن به یک معاهده هدفی جز کسب سود و منافع بیشتر برای کشورشان در نظر نمی گیرند. در چنین مواردی به نظر می‌رسد که، در یک معاهده ی چند جانبه که قوانین و مقررات خاصی نسبت به آن اعمال شده، کشورهای کمتری به سمت تصویب و قبولی و الحاق به آن سوق می‌یابند چرا که همان گونه که گفته شد، هر کشوری خواهان سود و منفعت بیشتر در یک معاهده در عرصه ی بین‌المللی، برای ملت و دولت خویش می‌باشد. ولی از سوی دیگر، باید ‌به این نکته بسیار مهم توجه نمود که، اختلاف کشورها بر سر مسائل فرعی و جزئی نیز قابل اغماض و چشم پوشی است و می توان برخی از موارد را که به اصل و ماهیت معاهده(توافق) خللی وارد نساخته، نادیده گرفت و بر سر مسائل اصلی و اساسی، توافق و مباحثه نمود .

بخش دوم: تحلیل محتوای شرط

‌در مورد حق شرط و مسائل پیرامون آن، نظرات مختلف و بعضاً متضادی در این خصوص از جانب کشورها، وجود دارد. برخی کشورها، وجود حق شرط را در معاهده لازم و ضروری می دانند. ولی برخی دیگراز کشورها، وجود حق شرط در معاهده را آفت پنداشته و معتقدند که هر معاهده باید خالی از هر گونه حق شرطی باشد.

برخی پویایی معاهدات بین‌المللی را نادیده گرفته و معاهده را چون متنی جامد وایستا به شمار آورده اند. حال آنکه معاهدات اصولاً خمیر مایه ی هر توافق بین‌المللی و رزرو، عامل اصلی و اساسی حیات معاهده و در نتیجه، عامل پویایی آن است. ‌بنابرین‏، اگر کسانی معتقد بوده اند که، شرط عامل تضعیف روابط قراردادی دولت هاست و معاهده ی شرط پذیر معاهده ای ناقص است. شاید از این نکته غافل بودند که، فرض وجود معاهده ی کامل در جامعه ی بین‌المللی در حال تکامل اصولاً فرض بی محتوا است. زیرا وجود شرط مبین تضادها و ناهمگونی هایی است که در جامعه ی بین الملل پویا وجود دارد. به عبارتی دیگر، شرط را نباید هرگز با معیارهای اخلاقی سنجید.[۲]

آن مسئله ای که در حق شرط معاهد ات مطرح است آن است که، حق شرط نباید نسبت به متن و مفاد اصلی معاهده خللی وارد سازد. در واقع شرط و مفهوم آن، نباید مغایر با متن و ماهیت اصلی معاهده ی مذبور باشد. مسئله ی دیگری در هنگام ایجاد شرط باید رعایت گردد آن است که، منافع اقلیت به همان اندازه ای دارای اهمیت باشد که منافع اکثریت است. یعنی نوعی توازن و تساوی میان حقوق کشورها برقرار است و هرگز هیچ کشوری، به هر دلیل موجه یا غیر موجهی، نمی تواند به متن اصلی آن معاهده، خللی وارد نموده یا آن را به رسمیت نشناسد.

ناخرسندی دولت‌ها از اعمال حق شرط بر معاهده به هنگام گفتگو درباره ی پذیرش مقررات مربوط به حل و فصل مسالمت آمیز اختلافات ناشی از معاهدات قاعده ساز کاملاً مشهود است. در چنین اوقاتی، اکثر آن ها مایل بودند، به جای درج مواد مربوط به اقامه ی دعوی در مراجع قضایی و داوری در معاهده و مخیر گذاردن دولت‌ها در پذیرش آن مواد (حق شرط) پروتکلی با همین مضمون به معاهده منضم کنند. گواینکه، درج ماده یا موادی درباره ی نظارت قضایی بر معاهده و ایجاد امکاناتی برای مشروط کردن آن ماده یا مواد اساساً با انضمام پروتکل به معاهده وایجاد امکاناتی برای مشروط کردن آن ماده یا مواد اساساً با انضمام پروتکل به معاهده تفاوت ندارد. با این حال، طرفداران انضمام پروتکل جداً اعتقاد داشتند که، وارد کردن شرط بر معاهدات که موضوع آن ها تدوین حقوق بین الملل است از اهمیت آن معاهدات می کاهد و اعتبار آن ها را متزلزل می‌کند. اما هر شرطی اعتبار این گونه معاهدات را به مخاطره نمی اندازد، مگرآنکه با مقررات ماهوی معاهده سر و کار داشته باشد .[۳]

شرط بر معاهدات، نه برای معاف کردن دولت‌ها از انجام تعهدات اساسی ناشی از معاهدات، بلکه، برای مشارکت هر چه بیشتر آن ها در اجرای آن تعهدات تجویز می شود. حق شرطهای مجاز که مغایرتی با موضوع و هدف معاهده ندارند، نه تنها معاهده را تضعیف نمی کنند، بلکه، در بیشتر موارد وسیله ای برای رشد و جهانشمولی معاهده و عاملی مؤثر برای برقراری تعادل در روابط اجتماعی دولت‌ها با یکدیگر به شمارمی آیند. شرط نهادی ضروری است که در اوضاع و احوال کنونی جهان، جزء لاینفک و تجزیه ناپذیر حقوق معاهدات است و به همین سبب قواعد و مقررات بین‌المللی را با مقتضیات حیات اجتماعی دولت‌ها، سازگار می‌کند .[۴]

آنچه که ازاین تعاریف فوق بر می‌آید آن است که، حق شرط برای معاهدات لازم و ضروری است. ‌کما اینکه، این ضرورت با مقتضای حقوقی و سیاسی دنیای امروز تطابق دارد. ولی نکته ی حائز اهمیتی که در اینجا محل بحث است، آن است که، منافع اکثریت با منافع اقلیت یکسان و برابر بوده و حق شرط، نباید مغایرتی با متن اصلی و ماهوی معاهده داشته باشد و نباید اعتبار وجودی معاهده را زیر سوال برد. در این صورت وجود حق شرط در یک معاهده، به پویایی و موثرتر بودن معاهدات، کمک بزرگی می کند .

گفتار دوم: روند تحولات حق شرط(از نظام سنتی تا نوین).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




در ایران قانون‌گذار از جرم سیاسی تعریفی ارائه نکرده است و ما با اصطلاحاتی نظیر تقصیرات سیاسیه و یا جرم سیاسی و مانند آن مواجهیم. در قانون اصلاحی ۱۳۵۲ نیز در مواردی مثل عفو تکرار جرم و حضور هیئت منصفه به مجرمان سیاسی اشاره شده بود ولی بعد از انقلاب هیچ ماده­ای به طور صریح به تعریف جرم سیاسی و میزان مجازات آن نپرداخته است تنها در اصل ۱۹۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران صرفاً بر این مسئله اشاره ‌کرده‌است که (رسیدگی به جرایم سیاسی و مطبوعاتی علنی است و با حضور هیئت منصفه در محاکم دادگستری صورت ‌می‌گیرد. نحوه­ انتخاب، شرایط، اختیارات هیئت منصفه و تعریف جرم سیاسی را قانون بر اساس موازین اسلامی معین می­ کند) در حالی که گفتنی است که تا این تاریخ هنوز تعریفی از جرم سیاسی منطبق با اصل ۱۶۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ارائه نشده است و این عدم وجود قوانین خاص در این مورد موجب بی­بند و باری حکام و سردمداران حکومتی می­ شود بخصوص که اگر حکومت مذهبی باشد با توسل به موازین اسلامی مخالفان خود را به نام جهاد با دین ستیزان سرکوب ‌می‌کنند چرا که عدم وجود قانون دست استبدادطلبان و اصول­گرایان را در رسیدن به اهداف گروهی و شخصی باز می­ گذارد به خصوص در این برهه از زمان که نیز به تعریف صحیح و منطقی از جرم سیاسی و مجرم سیاسی لازم و ضروری به نظر می­رسد.[۲۲]

گفتار دوم: رکن معنوی جرم

علاوه بر رکن قانونی رکن معنوی نیز برای تحقق جرم سیاسی لازم است در بررسی رکن معنوی آن را به دو نوع تقسیم می­کنیم سوءنیت خاص و سوء نیت عام. در سوءنیت عام قصد مجرمانه فرد مدنظر قرار ‌می‌گیرد و به صورت کلی قصد مجرمانه فرد یعنی خواسته درونی وی در مقابله با نظام و حکومت مورد توجه قرار گیرد که احراز این مسأله هر چند با کمی تسامح قابل پذیرش است امّا ‌در مورد سوءنیت خاص که قصد براندازی یا قصد تخریب رهبران حکومت و رجال سیاسی مورد امعان نظر است که در این نوع سوءنیت احراز آن بسیار دشوار است چرا که فرد در جرم سیاسی به صورت یک مصلح معرفی می­ شود نه به صورت یک اخلالگر و آشوب طلب، آن دسته که به اصل ذهنی بودن جرایم معتقدند این نظریه را بیان ‌می‌کنند که جرم سیاسی یک جرم مطلق است و همین که تفکرات فرد ‌در مورد جامعه ابراز شد و اندیشه فرد تبلور یافت جرم صورت گرفته است که این اصل ذهنی یا قانون عدم تفتیش عقاید و اصل آزادی بیان ‌می‌کنند که جرم سیاسی یک جرم مطلق است و همین که تفکرات فرد ‌در مورد جامعه ابراز شد و اندیشه­ فرد تبلور یافت جرم صورت گرفته است که این اصل ذهنی با قانون عدم تفتیش عقاید و اصل آزادی بیان تضاد و پارادوکس دارد چرا که هر کس با هر مرام و هر تفکری می ­تواند زندگی کند و هیچ چیزی را نمی­ توان به علّت داشتن عقیده­ای خاص مورد مجازات قرار داد.

در نظریه عینی جرم سیاسی یک جرم مقیّد معرفی می­ شود یعنی فرد تا شروع به اقدام علیه حکومت یا نظام حاکم نکرده و اقدام وی مؤثر واقع نشده قابل مجازات نیست که البته در قوانین ما مؤثر بودن کمتر مورد توجه است و اشخاص به محض بیان عقیده خود برخلاف نظام با عناوین مختلف مورد بازخواست قرار ‌می‌گیرد البته تمام این مباحث ‌در مورد جرم سیاسی به صورت تئوریک و نظری ‌می‌باشد چرا که اگر با دیدی باز به جرم سیاسی بنگریم و تعریف درستی از آن در جامعه ارائه دهیم متوجه این موضوع خواهیم شد که مجرمین سیاسی به طور اکثریت همه برای سلاح وضع موجود جامعه و هدایت مسئولان به صراط مستقیم در موقع بروز خطاء و اشتباه از سوی آن ها و جلب توجه ایشان به حس مسئولیت در مقابل مرد دست به اعمالی می­زنند ولی افسوس در برخی موارد مسئولیت ­ها دست نااهلانی می ­افتد که حق را فدای مصلحت خویش می­نمایند.

با دلایلی که ‌در مورد جرایم سیاسی ارائه شد متوجه می­شویم که قصد و نیت مجرمین اصلاح جامعه و ساختار نظام و گوشزد کردن اشتباهات­شان به طرق مختلف ‌می‌باشد که البته این طرق تنها در بیشتر موارد باعث تزلزل نظام می­ شود که باز این خود به ساختار حکومتی بر می­گردد چرا که وقتی خود به حساب خود نرسند دیگران به حسابشان رسیدگی خواهند کرد.

گفتار سوم: رکن مادی جرم

یک جرم برای این که مورد مجازات قرار گیرد و شرایط اجرای مجازات را داشته باشد باید رکن مادی و یک عمل عینی نیز در عالم خارج به وقوع بپیوندند تا فرد را به ارتکاب آن عمل ممنوعه مورد مجازات قرار دهند جرم سیاسی منفی از نوع آن که مورد پذیرش نویسنده نیست مانند جرایم عمومی با فعلیت یافتن اعمالی مانند انفجار، تخریب، آشوب، اخلال در نظم و امنیت عمومی جامعه و … صورت ‌می‌گیرد که البته ما این عوامل و مصادیق را نمی­توانیم در زمره جرایم سیاسی قرار دهیم ولی با مطالعه صحیح در تاریخچه­ جرایم سیاسی ‌می‌توان ‌به این نتیجه رسید که قشر کثیری از مجرمین سیاسی تنها با نشر و تبلیغ افکار ‌آزادی‌خواهانه به مبارزه با نظام حکومتی می­پرداختند و همیشه از طریق تفکر و اندیشه و انتشار آن از طریق مطبوعات و جراید و سخنرانی­ها در مجالس مختلف در بین اقشار عمومی جامعه حکومت را به باد انتقاد و استیضاح قرار داده ­اند تا حدی که همیشه جرایم سیاسی را به همراه جرایم مطبوعاتی قلمداد ‌می‌کنند و مجازات و نوع جرم وارده در هر دو صورت مشابه تعریف و تدوین ‌می‌کنند و این بیانگر آن است که جرم سیاسی در واقع هیچ گاه با خشونت دولت حاکم ‌در مورد مردم به پا می­خیزند و این در صورتی است که نمی­ شود آتش را با آتش خاموش کرد. در تمام برهه­های اجتماعی همیشه تنها اسلحه مجرمین سیاسی قلم و بیان آن و جلب حمایت افکار عمومی بوده است و این در حالی است که دولتمردان و رجال حکومتی همیشه در پی آنند که این افراد را آشوبگر و اغتشاشگر معرفی کنند تا به راحتی و با تمام قوه­ی قهریه­ای که در اختیار دارند به سرکوب آنان بپردازند و به هیچ مرجعی پاسخگو نباشند و غافل از این که هیچ حکومتی نمی­تواند پایه­ های قدرت خود را بر روی خون و خونریزی و جبر استوار کند هر چند ممکن است در کوتاه مدت این امر افاقه کند ولی در طولانی مدت همان عوامل به بمب­های ارتجاعی ساعتی تبدیل می­شوند که هر لحظه از عمر آن حکومت می­کاهد.

فصل دوم: ارتباط جرایم سیاسی با سایر جرایم

جرایم سیاسی به خاطر این که دارای تعریف و چهارچوب قانونی مشخصی نیست چه در داخل جوامع و چه در جامعه بین ­الملل به همین خاطر گاهی اوقات در قالب جرایم عمومی قرار می­ دهند و گاهی در قالب جرایم مطبوعاتی و حتّی به نسبت ماهیت جرم سیاسی در قالب جرایم روحانیون در دادگاه روحانیت رسیدگی می­ شود و یا در حالی است که قانونگذاران می ­توانند با کار کارشناسی و اظهارنظر دکترین حقوق ‌به این تعاریف و مجازات عاریه­ای که از جرایم دیگر برای مجرمین سیاسی در نظر گرفته می­ شود از این مشکل رهایی یابند ولی متأسفانه از آنجایی که مجرمین سیاسی با دولت حاکم در تقابل هستند هیچ گاه این اراده­های مردمی و نمایندگان­شان به نتیجه نرسید.

در این فصل به صورت جداگانه به بررسی تفاوت­ها و نکات مشترک و بیان دیدگاه برخی دکترین حقوق می­پردازیم تا مرزهای فیمابین این جرایم مشخص شود تا در صورت امکان به بیان تصویر مناسب از جرم سیاسی بپردازیم.

گفتار نخست: تفاوت­های اصولی جرایم سیاسی با جرایم عمومی

الف ـ از نظر انگیزه­ جرم :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




برای توضیح بیشتر باید گفت که اصلی که بر طبق آن، قبول باید تصویر منعکسی از ایجاب باشد، به طور ضمنی ‌به این معنا است که حتی تفاوت های بی اهمیت بین ایجاب و قبول، به هریک از طرفین امکان می‌دهد که در مراحل بعدی قرارداد، وجود آن را زیر سوال ببرند. برای جلوگیری از چنین پیامدی، که یک طرف ممکن استفقط به دلیل تغییر نامطلوب شرایط بازار، بسیار خواهان آن باشد، در بند دوم از ماده فوق استثنایی بر قاعده کلی مقرر شده در بند یک مطرح می شود، بدین مضمون که اگر شروط اضافی یا اصلاحی گنجانده شده در قبول، به طور اساسی شروط ایجاب را تغییر ندهند، قرارداد همراه با آن اصلاحات منعقد می شود مگر اینکه ایجاب دهنده بدون تأخیر غیر موجه به آن اعتراض کند.

مفهوم اصلاح (اساسی) را نمی توان به طور انتزاعی تعیین کرد؛ بلکه تعیین مفهوم مذبور در هر مورد، به اوضاع و احوال (قرارداد) بستگی دارد. شروط اضافی یا متفاوت مربوط به مبلغ قرارداد یا روش پرداخت، محل و زمان جرای یک تعهد غیر پولی، میزان مسئولیت یک طرف در مقابل طرف دیگر یا حل و فصل اختلافات، به طور معمول، اما نه ضرورتا، موجد یک اصلاح اساسی در ایجاب خواهند بود. عامل مهمی که در این زمینه باید روی آن حساب شود، این است که آیا شروط اضافی یا متفاوت، به طور معمول در بخش تجاری مربوط به کار گرفته می‌شوند یا نه؛ و در نتیجه، برای ایجاب دهنده غیر منتظره هستند یا نه.

در اینجا لازم بذکر است کنوانسیون وین و اصول مؤسسه‌ از نظریه وصول پیروی نموده اند و آن را بر اصل ارسال ترجیح داده‌اند و علت آن در این است که اولا این نظریه در بازرگانی بین‌المللی طرفداران بیشتری دارد،[۲۱۷] و در ثانی بهتر است احتمال خطر انتقال دادن قبول بر عهده مخاطب ایجاب باشد، نه بر عهده ایجاب دهنده؛ چرا که طریق و وسیله مخابره قبول را مخاطب ایجاب انتخاب می‌کند و او می‌داند که آیا طریق و وسیله انتخاب شده برای ابلاغ، موضوع خطر یا تأخیر ویژه ای هست یا نه، و در نتیجه به بهترین وجهی می‌تواند تدابیری برای وصول قبول به مقصدش اتخاذ کند.[۲۱۸]

گفتار سوم: زمان قبول

درباره مدتی که در طی آن، ایجاب باید قبول شود، ماده ۷-۱-۲ اصول مؤسسه‌[۲۱۹] با بند دوم ماده ۱۸ کنوانسیون وین[۲۲۰] مرتبط است، بین ایجاب های شفاهی و کتبی تمایز قائل می شود.

در ایجاب های کتبی، همه چیز ‌به این امر بستگی دارد که آیا در ایجاب، مدت معینی برای قبول مشخص شده است یا نه؛اگر چنین مدتی مشخص شده باشد، قبول ایجاب باید در آن مدت انجام شود؛ اما در تمامی موارد دیگر، بیان رضایت باید در زمانی متعارف و با توجه به اوضع و احوال، از جمله سرعت وسیل ارتباطی که از سوی ایجاب دهنده به کار گرفته شده است، به ایجاب دهنده واصل شود.

ایجاب های شفاهی باید بلافاصله قبول شوند مگر اینکه اوضواع و احوال بر خلاف آن دلالت داشته باشد. ایجاب را نه فقط در مواردی که در حضور مخاطب ایجاب انجام شده، بلکه در مواردی هم که مخاطب ایجاب می‌تواند بلافاصله به آن پاسخ گوید باید ایجابی شفاهی دانست. بنابرین ایجاب انجام شده در طی یک مکالمه تلفنی یا ارتباط الکترونیکی در زمان واقعی ایجابی شفاهی است.[۲۲۱]

بند اول: قبول در مهلت مشخص

هرگاه ایجاب دهنده ای مدتی را برای قبولی معین کند این سوال مطرح می شود که مدت مذبور چه موقعی آغاز می شود. طبق ماده ۸-۱-۲ اصول مؤسسه‌[۲۲۲]، مدت مذبور از لحظه ای که ایجاب ارسال می شود یعنی از محدوده کنترل ایجاب دهنده خارج می شود آغاز می‌گردد. درباره اینکه چه موقعی ایجاب ارسال می شود این اماره موجود است که زمان ارسال ایجاب همان زمانی است که در ایجاب ذکر شده است.

برای نمونه ‌در مورد نامه ها، زمان ارسال تاریخی خواهد بود که بر روی نامه دیده می شود، ‌در مورد پیام های الکترونیکی، زمان ارسال زمانی خواهد بودکه توسط سرور ایجاب دهنده به عنوان زمان ارسال اعلام می شودو در سایر موارد نیز به همین ترتیب است. با این وجود، اگر در یک مشخص، اوضاع و احوال برخلاف اماره فوق دلالت داشته باش آن اماره به کناری نهاده می شود. بدین ترتیب، اگر تاریخی که در یک نامه ارسال شده توسط دورنگار آمده استمقدم بر تاریخ ارسالی باشد که دستگاه دورنگار به صورت کتبی اعلام کرده استتاریخ اعلام شده از سوی دستگاه دورنگار پذیرفته خواهد شد. به طور مشابه اگر تاریخ مذکور در نامه دیرتر از تاریخ تحویل نامه باشد آشکار است که تاریخ اخیر به اشتباه نوشته شده و نباید آن را در نظر گرفت.[۲۲۳]

بند دوم: قبول پس از موعد (تأخیر در قبول و قبول دیررسی)

با توجه به بند ۲ ماده ۱۸ کنوانسیون؛ قبول باید در مدت معین اعلام گردد. این مدت در برخی موارد توسط ایجاب کننده معین می‌گردد، در این صورت مخاطب باید در مدت مقرر قبول خود را ابراز کند و در غیر این صورت باید در یک مدت متعارف قبول را اعلام کند و الا اعتبار ایجاب از میان می رود. (مدت متعارف بر حسب اوضاع و احوال معین می شود.)

با توجه به توضیحات فوق دو حالت تأخیر در قبول و قبول دیررس متصور می‌باشد که به توضیح هر یک می پردازیم:

الف: تأخیر در قبول

علی الاصول چنین قبولی اعتبار ندارد. چون با انقضا مهلت اعتبار ایجاب از بین می رود و قبول نمیتواند به ایجاب پیوسته؛ قرارداد را تشکیل دهد. کنوانسیون استثنائا این حق را به ایجاب کننده داده است که به طور شفاهی یا با ارسال نوشته ای برای طرف مقابل قبول او را نافذ دانسته و قرارداد را منعقد شده تلقی نماید. ‌بنابرین‏ قبولی که خارج از مهلت ارسال شده باشد بی تاثیر است مگر اینکه ایجاب کننده خلاف آن را تصریح کند.[۲۲۴]

زمان انعقاد قرارداد در این فرض: مطابق ماده ۲۳ کنوانسیون از زمان نفوذ قبول؛ قرارداد منعقد می شود. با توجه به اینکه ذکر شده زمان نفوذ قبول لحظه وصول آن به ایجاب کننده است. در این صورت زمان وصول قبول؛ قرارداد منعقد می شود.

در فرض بالا ( قبول تاخیری ) ؛ اگر قبول تاخیری مخاطب را به منزله ایجاب متقابل در نظر بگیریم و اعلام رضایت ایجاب کننده اصلی مبنی بر پذیرش قبول متاخر را به منزله قبول آن ایجاب متقابل تلقی کنیم ؛ در این صورت قرارداد از لحظه نفوذ قبول منعقد می شود .

ب: قبول دیررس

گاهی قبول به علت دلایلی که منتسب به مخاطب نیست در خارج از مهلت مقرر به ایجاب کننده می‌رسد. در این مورد علی الاصول قبول ؛ نافذ و باعث انعقاد قرارداد می‌گردد. اما ایجاب کننده می‌تواند به طور شفاهی یا با ارسال یادداشتی به مخاطب اطلاع دهد که ایجاب را خاتمه یافته تلقی می‌کند. در این صورت چون مخاطب مرتکب تقصیر نشده؛ شایسته حمایت است و سکوت ایجاب کننده علامت رضای او تلقی شده و قرارداد منعقد می شود.

‌بنابرین‏ طبق بند ۱ ماده ۲۱ کنوانسیون؛ قبول خارج از مهلت علی الاصول غیر نافذ است؛ مگر اینکه ایجاب کننده خلاف آن را اعلام کند و به آن نفوذ بخشد. در بیان کلی میتوان گفت: سرنوشت قرارداد به دست ایجاب کننده است و اراده او حاکم است و او می‌تواند به نفع خود قرارداد را منعقد شده تلقی کند. به هر حال این مواد با توجه به بند ۱ ماده ۷ کنوانسیون (رعایت حسن نیت ) باید تفسیر گردد .[۲۲۵]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




در ادبیات آموزش و پرورش و مطالعات برنامه درسی، هنر و زیبایی شناسی اغلب در کنار هم مورد بحث قرار گرفته و می گیرند به طوری که می توان گفت هر جا یکی از این دو مطرح می‌گردد از دیگری نیز سخن به میان می‌آید. اگر تربیت را «فراهم کردن زمینه ها برای شکوفا کردن و به فعلیت رساندن استعدادهای بالقوه انسان به منظور حرکت تکاملی او به سوی هدف مطلوب منطبق بر اصولی معین و برنامه منظم و سنجیده »(ابراهیم زاده،۱۳۸۳،ص۵۳)تعریف نماییم هنر و زیبایی شناسی چگونه در آن مطرح می شود به عبارت دیگر تربیت در برابر زیبایی شناسی و هنر چه موضع گیری هایی اتخاذ می‌کند؟

اسمیت[۱۳](۲۰۰۸) بیان می‌کند ارتباط بین زیبایی شناسی و تربیت در دو حیطه قابل طرح است زیبایی شناسی تربیتی[۱۴] به عنوان آموزش هنر و زیبایی شناسی تربیتی به عنوان دامنه ای از فعالیت‌های غیر هنری که از نگاه زیباشناختی و هنر قابل فهم هستند. به عبارت دیگر دو برداشت بین زیبایی شناسی و تربیت به شرح زیر مستتر است:

الف) در برداشت اول می توان زیبایی شناسی تربیتی را فراهم نمودن زمینه شکوفایی استعدادهای بالقوه فرد در زمینه هنر دانست که معطوف به پرورش هنرمند می‌باشد طوری که فرد در زمینه‌های هنری قادر به ایفای نقش و انجام کارهای هنری می‌باشد. این برداشت را می توان در کنار بحث های تربیت سیاسی، تربیت اجتماعی و… دید که فرد برخوردار از تربیت سیاسی و اجتماعی در بسترهای سیاسی و اجتماعی نقش آفرینی می‌کند و فرد برخوردار از تربیت هنری نیز در عرصه های مختلف هنری فعالیت می‌کند. یا آنچه که در آموزش رشته‌های علمی مانند ریاضی، فیزیک، جامعه شناسی و… اتفاق می افتد در آموزش هنر نیز صدق نموده و همانند سایر دیسیپلین ها، موضوعاتی در آن مورد بحث و تدریس قرار می‌گیرد. تعریف های زیر ‌به این مفهوم تربیت هنری اشاره دارند:

«تربیت هنری شامل آموزش اساسی حواس و رشد آگاهی متعالی تجارب بصری،آفرینش و فهم اشکال نمادین بصری و نیز رشد رویکرد آگاهانه نسبت به تصورات بصری در نقاشی،مجسمه سازی، هنرهای تزئینی و آموزش کاربرد اعمال قضاوت نقادانه تجارب بصری می‌باشد »(هاوس من،۱۹۷۱، به نقل از مهرمحمدی و امینی،۱۳۸۰).

آیزنر تربیت هنری را آموزش تاریخ هنر،زیباشناسی،تولید هنری و نقد هنری ذکر می‌کند(مهرمحمدی،۱۳۸۳).

اسمیت(۲۰۰۸) آموزش هنرها را شامل هنرهای نمایشی، هنرهای بصری و همچنین زیرحوزهای مختلف آن ها می‌داند.

ب) برداشت دوم از تربیت هنری پرداختن به تربیت با بهره گرفتن از هنر و زیبایی شناسی می‌باشد که در اینصورت تربیت هنری عبارت است از فراهم کردن زمینه شکوفایی استعداد های بالقوه فرد با بهره گرفتن از هنر و زیبایی شناسی و قابلیت های آن ها . این بهره گیری از هنر و زیبایی شناسی نسبت به برداشت دیسیپلینی گسترده تر می‌باشد زیرا در آن برداشت، مقصود از تربیت هنری صرفاً پرورش افراد هنرمند که به خلق آثار هنری بپردازد نیست بلکه به لحاظ قابلیتهائی که هنر برای تربیت همه جانبه فرد دارد به آن پرداخته می شود یا به لحاظ تأثیر آموزش هنر در آموزش حوزه های یادگیری دیگر و پیامدهای تربیتی و روان شناختی که آموزش هنر و زیبایی شناسی به دنبال دارد از تربیت مبتنی بر هنر و زیبایی شناسی سخن بمیان می‌آید. تمنائی فر،امینی و یزدانی در تحقیقی(۱۳۹۰)پیامدهای تربیتی آموزش هنر را شامل رشد فکری، خلاقیت و اخلاقی، پیشرفت تحصیلی، شکل گیری هویت فرهنگی و تربیت کودکان استثنایی دانسته و برای پیامدهای روانشناختی نیز مواردی مانند افزایش عزت نفس، احساس شایستگی، رشد هیجانی و اجتماعی، تخلیه هیجانی، تعدیل عواطف واحساسات و آشکارسازی انگیزه های درونی را برشمرده اند

ازنظر چاپمن(۱۹۷۱،به نقل از مهرمحمدی و امینی،۱۳۸۰) امروزه با توجه به مقتضیات تمدن جدید، تربیت هنری و زیباشناسی یکی از کاربردهای مهم نظام آموزشی است چرا که دانش آموزان از این طریق چگونه دیدن، شنیدن، حرکت کردن، برقراری ارتباط و احساس کردن را یاد می گیرند.

هربرت رید(به نقل از آیزنر،۲۰۰۵) بیان می‌کند هدف تربیت بایستی تربیت و آماده ساختن فرد به عنوان یک هنرمند در نظر گرفته شود منظور از هنرمند لزوماًً نقاشان، شاعران و نمایشنامه نویسان نیست بلکه منظور افرادی است که ایده ها، احساسات، مهارت‌ها و تخیل خود را جهت تولید و خلق آثار چنان پرورش می‌دهند که آن آثار بدون توجه به قلمرو و حیطه آن متناسب، ماهرانه و خلاقانه می‌باشد. مهرمحمدی(۱۳۹۰) نیز این برداشت را با عبارت تربیت از مجرای هنر معرفی می‌کند.

برنامه درسی و زیبایی شناسی و هنر

همان‌ طور که در تعریف تربیت به برنامه منسجم و منظم اشاره گردید فرایند تربیتی تنها با برنامه به جریان می افتد که ‌به این برنامه به اصطلاح برنامه درسی گفته می شود وقتی به محتوای رسمی و غیررسمی، فرایند محتوا، آموزش های آشکار و پنهان که به وسیله آن ها فراگیر تحت هدایت مدرسه دانش لازم را به دست می آورد مهارت‌ها را کسب می‌کند و گرایش‌ها، قدرشناسی ها و ارزش‌ها را در خود تغییر می‌دهد برنامه درسی اطلاق می‌گردد (ملکی،۱۳۸۳،ص۲۸) می توان برنامه درسی را قلب جریان تربیتی دانست که این برنامه درسی می‌تواند رسمی یا غیر رسمی باشد و فرایند تربیتی بدون برنامه درسی قابل تصور نیست براین اساس دو نوع ارتباطی که بین تربیت و هنر و زیبایی شناسی ذکر کردیم میان برنامه درسی و آن ها نیز قابل طرح است:

برنامه درسیِ هنر و زیبایی شناسی

هنر و زیبایی شناسی همانند سایر حوزه های یادگیری مانند ریاضی، علوم و…دارای برنامه درسی جداگانه ای می‌باشد و به عنوان یک رشته علمی مطرح می شود. در این رشته علمی همان‌ طور که قبلاً نیز اشاره شد تاریخ هنر، زیباشناسی، تولید هنر و نقد هنری در این نوع برنامه درسی مطمح نظر است یا در معرفت زیباشناسانه که یکی از موضوعات مذکور می‌باشد چهار نوع دانستن و معرفت زیر مطرح می‌گردد.

دانستن درون:ترکیب خاصی از درگیر شدن فرد با کیفیت های منحصر به فرد یک اثر هنری

دانستن چگونگی: چگونگی استفاده از قوه تحلیل شکل گیری معنا و چگونگی هنرمند شدن

دانستن دربارۀ: درک مفاهیمی که به دو نوع دانستن قبلی کمک می‌کند. در واقع یک نوع سطح آگاهی است.

دانستن چرا:چرا یک پدیده به وجود آمده است در واقع یک ساختار ارزشی در اختیار فرد قرار می‌دهد که در چارچوب آن انواع دیگر دانستن به دست می‌آید(مهرمحمدی،۱۳۸۳).

به طور کلی دو نوع دانستن اولی به عنوان غایات زیباشناختی و دو نوع بعدی حکم ابزار را دارند(همان منبع).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




۱-مالیت داشتن ۲- عقلایی بودن منفعت آن ۳- مشروع بودن منفعت ۴- مقدور التسلیم بودن ۵- معلوم بودن ۶- معین بودن ۷- قابل انتقال بودن ۸- مملوک بودن ۹- موجود بودن ۱۰- مشروع بودن عمل مورد معامله است .

در این جا شرایط مورد معامله بیان شد . حال هرکدام یک از این شرایط که بتواند در ایقاعات جاری باشد ، ما آن را مورد بررسی قرار می‌دهیم .

گفتار اول : موجود بودن موضوع ایقاع

یکی از شرایط مورد معامله ، موجود بودن موضوع است . در زمانی که ماهیت حقوقی می‌خواهد شکل بگیرد . تصور کنید بیع عین معینی را که عین معین در لحظه انعقاد بیع موجود نیست . در این مورد ماده۳۶۱ ق . م بیان می‌دارد که اگر در بیع عین معین معلوم شود که مبیع وجود نداشته ، بیع باطل است .در واقع علت و مبنای این حکم این است : زمانی که ماهیت حقوقی انشاء می شود باید این اراده بر موضوع خود مترتب شود حال اگر موضوع نباشد ، اراده بدون موضوع باقی می ماندولذا این اراده نمی تواند منشاء اثر باشد .

حال با توجه ‌به این حکم می توان نتیجه گرفت که در جایی که موضوع ماهیت حقوقی وجود نداشته باشد آن ماهیت حقوقی نمی تواند منشأ اثر باشد . البته این قاعده استثناءدارد و آن ماده ۸۴۲ ق . م است ( ممکن است مالی را که هنوز موجود نشده است ، وصیت نمود ) . حال با در نظر گرفتن این امر می توان گفت که ، همین حکم در ایقاعات نیز جاری است[۹۳]۱که می توان برای آن ها مثال هایی ذکر کرد .

تصور کنید فسخ عقدی را که هنوز شکل نگرفته است یا انحلال نکاحی که هنوز شکل نگرفته است یا این که شخص دیگری را مدیون خود تلقی می ‌کرده‌است و بعد می‌آید و او را ابراء می‌کند . در تمام این مثال ها مشخص می شود ، در جایی که موضوع ماهیت حقوقی هنوز وجود ندارد و موجود نیست ، ماهیت حقوقی نمی تواند شکل بگیرد چرا که اراده بدون جایگاه می ماند . پس نتیجه این که ، درایقاعات نیز موجود بودن موضوع ایقاع شرط است .

گفتار دوم : معلوم و معین بودن موضوع ایقاع

برای روشن شدن این مفهوم ، ابتدا آن را کمی در عقود توضیح می‌دهیم و بعد قابل اجرا بودن آن را در ایقاعات ، مورد بررسی قرار می‌دهیم .

برای صحت هر معامله اصولاً لازم است ، مورد آن در زمان انشای معامله نزد طرفین به طور تفصیلی معلوم باشد و در صورت مجهول بودن ، حتی نزد یکی از طرفین معامله باطل خواهد بود . مگر در مواردی که به طور استثنایی علم اجمالی کافی باشد .

برای معلوم بودن مورد معامله ، لازم است که مورد معامله از سه جهت معلوم باشد : « ماهیت (جنس) مقدار – اوصاف » حال ‌در مورد معین بودن نیز که در مقابل مردد به کار می رود منظور این است که عین مورد معامله مشخص باشد که موضوع ایقاع کدام است و بین دو یا چند چیز مردد نباشد . حال آیا این ضابطه در ایقاع نیز نیاز است رعایت شود ؟ که ابتدا جواب کلی داده می شود و بعد با تمثیل بحث را روشن تر می‌کنیم .

باید گفت که این ضابطه در ایقاع باید رعایت شود چرا که با در نظر گرفتن چند ایقاع میتوان ‌به این نتیجه رسید . تصور کنید که شخص الف چند زوجه دائمیدارد حال در این بین قصد می‌کند که یکی از آن ها را طلاق دهد اما مشخص نمی کند که کدام یک را می‌خواهد طلاق دهد . ‌به این صورت که می‌گوید یکی از شما را طلاق دادم که در این جا طلاق باطل است چرا که جایگاه اراده مشخص نشده است یا شخصی را تصور کنید که از دیگری طلبکار است که این طلب او به وسیله چند دین متفاوت بوده و بعد می‌گوید که یکی از این طلب ها را ابراء کردم ، که در این جا ابراء صورت گرفته باطل است . اما در رابطه با معلوم بودن موضوع ایقاع نیز ، باید بیان کرد که این شرط نیز لازم و ضروری است .

برای مثال تصور کنید که شخص الف یک اتومبیل دارد و حال دیگری می‌آید و آن را می فروشد ، مالک می‌خواهد آن را رد کند یا این که قصد دارد آن معامله را تنفیذ کند در این جا مالک برای تصمیم و اعلام اراده خود نیازمند یک علم تفصیلی است نسبت ‌به این که چه مالی از او فروخته شده است ، چه مقدار از آن مال فروخته شده است ، آن مال با چه قیمتی فروخته شده است که در این جا باید موضوع ایقاع او معلوم باشد . برای مثال اگر قصد داشته باشید که معامله را رد کند باید بیان کند که فلان معامله را با فلان مشخصات رد می کنم . و اگر بیان کند که رد می کنم در صورتی که نمی داند چه معامله ای صورت گرفته یا اصلاً نسبت به کدام مال او صورت گرفته در این صورت رد او نسبت به معامله صورت گرفته بی اثر است و اگر فرض محال بیان کند هر معامله ای را رد می کنم .

فرض بر این است که مالک با اطلاع کامل آن را رد ‌کرده‌است . یا این که شخص حق فسخ نسبت به فلان معامله دارد ولی از شرایط آن ( مدت ، میزان تصرف در معامله مثلاً نسبت به ۵۰٫/. معامله و … ) اطلاع ندارد حال به صورت عام بین می‌کند که فسخ کردم لذا در این جا این فسخ بی اثر است . در واقع باید بداند که حق فسخ به استناد چه خیاری دارد .

این فسخ آیا نسبت به کل معامله است یا قسمتیاز آن و یا اصلاً از معامله اطلاع دارد یا در یک أخذ به شفعه ، شفیع وقتی که می‌خواهد ، أخذ به شفعه کند باید بداند که چه مقدار از سهم شریک فروخته شده است اصلاً آیا فروخته شده است یا عقد دیگری تشکیل شده است یا این که اصلاً ثمن این معامله چه مقدار بوده است یا اصلاً او با شریکش در چند مال منقول و غیرمنقول شراکت دارد و اصلاً نمی داند سهم فروخته شده از مال منقول است یا غیرمنقول یا برای مثال آخر در طلاق ، زوج باید علم داشته باشد که این خانم ، زن اوست و بعد این که این خانم ، زوجه دائمی او است و … که با در نظر گرفتن این موارد می توان گفت که معلوم بودن نیز ، یکی از شرایط لازم برای صحت ایقاع است .

پس اگر موضوع ایقاع معلوم و معین نباشد ، ایقاع صورت گرفته ، نمی تواند منشا اثر باشد . حال یک سری موارد هست که علم اجمالی کفایت می‌کند که به بررسی این موضوع می پردازیم و یکسری موارد که علم تفصیلی نیاز است که به آن ها می پردازیم .

الف: مواردی که علم تفصیلی نیاز است

در ایقاعات همان طور که بیان شد یک سری از موارد هست که در آن علم تفصیلی نیاز است و اگر علم تفصیلی وجود نداشته باشد ، ایقاع صورت گرفته نمی تواند منشاء اثر باشد . از جمله این موارد می توان فسخ معامله ، اجازه معامله فضولی ، طلاق ، أخذ به شفعه ، بذل مدت در نکاح منقطع ، رجوع شوهر در نکاح ، فسخ نکاح و … که برای هر یک ازاین موارد می توان مثال هایی را ذکر کرد .

برای مثال در فسخ نکاح ، زوج یا زوجه باید مشخص کند که نکاح را به چه علت فسخ می‌کند یا در فسخ معامله ، فاسخ باید بداند که معامله را به کدام خیار فسخ می‌کند که برای تمام این موارد علم تفصیلی نیاز است .

یا در احیای یک زمین موات شخص باید بداند که این زمین موات است و بعد جزء اراضی است که اجازه تصرف دارد و بعد باید بداند که توانایی احیای این زمین را دارد یا در شکارباید بداند که این حیوان مال شخصی یا حفاظت شده نیست .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




۳-۹- روش­های کاربردی سنجش کارایی

برای سنجش کارایی بنگاه ها روش های مختلفی به کار گرفته می شود لیکن چون برای محاسبه کارایی از تابع تولید مرزی یا هزینه مرزی استفاده می شود، ابتدا لازم است مفهوم مرزی بودن بیشتر توضیح داده شود.

کارایی را می توان به دو روش تعریف کرد. اول کارایی به مفهوم رسیدن به امکانات بالقوه فنی که هر بنگاه می‌تواند به آن رسیده یا نرسیده باشد. چنین تعریف نظری شاید به صورت فنی ممکن باشد اما اندازه گیری آن در عمل غیر ممکن است و روش دوم به عنوان بهترین رفتار عملی مشاهده شده از بنگاه در صنعت می‎باشد. ‌بنابرین‏ بنگاه ها، بر حسب عملکردشان (نه با چارچوبی که در عمل قابل دسترس نیست) با یکدیگر مقایسه می‌شوند. این برداشت از کارایی راه گشای روش های عملی اندازه گیری شده است و مفهوم توابع مرزی را پدید آورده است.

اما تخمین هایی که از تابع تولید صورت می‌گیرد، میانگین محصول تولیدی را محاسبه می‌کند ولیکن تابع تولید مرزی تلاشی برای پر کردن فاصله کارهای نظری و عملی با در نظر گرفتن مشاهدات مرزی و حدی برای تخمین تابع تولید می‌باشد به لحاظ تجربی استخراج توابع مرزی به صورت پارامتری و ناپارامتری صورت می پذیرد در روش های ناپارامتری تأثیرات تصادفی رادر سنجش کارایی لحاظ نمی کند، اما در روش پارامتری محاسبات بر اساس تخمین هایی از تابع تولید یا هزینه بوده و تأثیرات تصادفی را در تخمینی تابع و تعیین پارامترها در نظر می‌گیرد. و با توجه به اینکه تابع هزینه دوگان تابع تولید است از تابع هزینه برای مدل دهی مؤسساتی که در فضای بسیار مقرراتی عمل می‌کنند (مانند صنعت بانکداری) استفاده می‌کنند (Kumbbakar,1988,335).

در این پژوهش برای سنجش کارایی به توضیح روش های ناپارامتریک می پردازیم.

۳-۹- ۱- روش های ناپارامتریک[۴۵]

روش های ناپارامتریک را می توان ساده ترین روش های مشاهده و تخمین ناکاراییتلقی نمود. بنگاه‎های مختلف در یک صنعت مشخص به ازاء هر سطح نهاده، سطح محصول متفاوتی را تولید می‌کنند. روش های ناپارامتریک عموماً عملکرد یک بنگاه را با بهترین بنگاه های بالفعل داخل آن صنعت بررسی می‎کنند. همچنین باید بنگاه ها به لحاظ ماهیت و تولید نوع محصول شبیه هم باشند و اگر اینگونه نباشد مشاهدات تنها به یک سری نقاط پراکنده محدود خواهد شد. در سطح الگوهای ناپارامتریک، روش های گوناگونی برای مشاهده ناکارایی وجود دارد که به کمک نمودار (۳-۹) به بیان آن ها می پردازد. در این نمودار نقاط ۱ الی ۵ الگوی مشاهدات بنگاه های موجود در یک صنعت می‌باشد.

۳- ۹-۱-۱- روش مشاهدات [۴۶]

بر اساس الگوی مشاهدات اگر بنگاه های ۱و۲و۳ با بهره گرفتن از نهاده هایی که دارند بهترین عملکرد را داشته باشند بنگاه های ۴و۵ ناکارا خواهند بود. این روش در برابر این پرسش که با ترکیب نهاده های دو بنگاه ۴و۵ چه محصولی به دست می‌آید نارسا می‌باشد. زیرا شکل تابع تولید بنگاه ها در این روش در دسترس نیست و تنها مشاهدات به صورت نقاطی بر روی نمودار ترسیم شده اند. همچنین این روش نوع کارایی بنگاه ها را نیز مشخص نمی سازد. با این حال برای مقایسه ناکارایی در روش مشاهدات، مبنایی نامطمئن قابل تحقق است و آن در صورتی است که مشاهدات بیشتری مانند نقطه ۶ که در سطح کاربرد نهاده ها برابر بنگاه ۵ است وجود داشته باشد که در آن شرایط می توان نا کارایی را با مقایسه محصول به دست آمده نشان داد.

۳-۹-۱-۲- روش مرز پله ای[۴۷]

در روش مرز پله ای نقاط حدی با خط پله ای شکسته ای همچون خطی که از نقاط ۱،۲،۳ گذشته است به هم وصل می‌شوند تا مرز پله ای حاصل شود اما این مرز به دلیل محدودیت های اندازه گیری نمی‎تواند تخمین مناسبی برای مشاهداتی که چندان به نقاط حدی نزدیک نیستند ارائه دهد. اگر تعداد مشاهدات بسیار زیاد باشد مجموعه ای از نقاط بهترین عملکردها پدید می‌آید که در آن صورت، پله های مرز تولید کوچک شده و مشکل مشاهدات دور مرتفع خواهد شد. اما در عمل تعداد مشاهدات محدود است و مشاهدات در سطح هزاران کمتر یافت می شود و لذا پله ها بزرگ خواهند بود (شکل ۳-۸).

نمودار (۳-۸) مرز روش های ناپارامتریک

۳-۹-۱-۳- روش میانگین خطی

در الگوی میانگین خطی فرض بر این است که نهاده ها و ستاده ها تقسیم پذیر هستند و لذا می‎توان نقاط میانی نیز برای مشاهدات فراهم نمود بدین ترتیب می توان مرز تولید را با وصل نقاط با خطوط مستقیم به دست آورید. برای این کار دو حالت پیش روست: نخست اینکه نقاط مجاور یکدیگر به وسیله خط مستقیم به یکدیگر وصل شوند که در آن صورت نقاطی چون نقطه ۲ نیز جزء مرز به حساب خواهند آمد. دوم اینکه نقاط ۱ و ۳ به هم وصل شوند، با این فرض که نقاط روی مرز به لحاظ تکنیکی قابل دسترسی بوده اند، هرچند که در عمل به دست نیامده باشند. با فرض اخیر نقطه ای مانند ۲ نه روی مرز بلکه درون مرز قرار می‌گیرد. لذا می توان استدلال کرد که نقطه ای روی خط مشاهدات ۱ و ۳، در سطح نهاده های به کار رفته در نقطه ۲، قابل دسترسی است و بنگاه ۲ ناکارا عمل می‌کند.

۳-۹-۱-۴- روش وصل نقاط حدی [۴۸]

امکان بالفعل صنعت می‌تواند روی منحنی همچون o o قرار داشته باشد که از اتصال نقاط حدی حاصل شده است . نقاط حدی از عملکرد بهتر بنگاه های موجود در صنعت نیز قابل استخراج است. بدین ترتیب ممکن است حتی نقاط ۱و۳ نیز خود درون مرز امکانات تولیدی مانند ó ó قرار گیرند. فضای نهاده و ستاده در واقع تولید را نشان می‌دهد و تابع تولید محدب با تئوری های اقتصادی موجه است. از جمله اشکالاتی که به روش های فوق الذکر وارد است فرض تک نهاده و تک ستاده بودن مدل هاست که در دنیای واقعی چنین امری به ندرت دست یافتنی است.

۳-۹-۱-۵- روش برنامه ریزی خطی (تحلیل پوششی داده ها)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




انعکاس انحرافات اجتماعی علاوه بر سست کردن اعتماد اجتماعی، موجب عدم احساس تعلق جمعی می­ شود و روابط اجتماعی به هنجار افراد را دچار مشکل می ‏کند.

رسانه ای کردن جرائم بر نهاد خانواده نیز اثرات مخربی دارد، به طور نمونه پدران و مادران را نسبت به رفتار فرزندانشان بدبین می‌کند، چرا که والدین احتمال می ‏دهند که انجام این انحراف اجتماعی که از طریق رسانه منعکس شده است، ‌در مورد فرزندان جوان خانواده وجود دارد، این نگرش منجر به تضاد و ناسازگاریهای خانوادگی خواهدشد.

رسانه ها گاه با انعکاس آمار و ارقام اغراق آمیز جرائم، می ‏توانند اعتماد اجتماعی را نسبت به نظام سیاسی تضعیف نمایند.

هـر چنـد نمی‏توان ضـرورت برخـورد قوی با متخلفان را در هرسطح و نهادی انکار نمود، اما رسانه ای کردن این گونه حوادث به بی اعتمادی مردم از حکومت منجر شده و اقتدار و مشروعیت مدیران صالح نظام را نیز ازبین برده و در نتیجه نظام اجتماعی کشور، کارکرد کنترلی و پویایی خود را از دست خواهد داد.

از این رو چنین سیاستی در زمینه حجاب و عفاف باعث ‌آسیب‌های زیر شده است[۱۳۹]:

۱ـ اهمیت دادن به ضرورت کاربرد روسری و پوشش، پیش از توجه به تحریک آمیز نبودن رفتار و پوشش سبب می‌شود افرادی که ضرورت موضوع برای آنان تبیین نشده است برای مقابله با طرح نظام. به رفتارهای منفی مانند آرایش‌های غلیظ و اغراق‌آمیز چهره روی آورند.

۲ـ حکم حجاب در قرآن کریم در چارچوب عفاف، زیبا و ثمربخش خواهد بود. نه به صورت مجرد از آن. در حقیقت فرهنگ‌سازی عفاف زمینه‌ساز و بستری برای حجاب است. و حال آنکه ابعاد عفاف در جامعه تشریح و تبیین نگردیده است.

۳ـ ناهماهنگی در تصمیم‌گیری‌ها و اختلاف سلیقه میان اعضای حاکمیت نظام اسلامی، سبب آسیب‌پذیری اجرای قاطع حجاب در جامعه شده است. زیرا گاه بر ضرورت چادر و رنگ خاصی تأکید می‌شود و گاهی دیگر گونه برخورد می‌شود.

۴ـ فقدان­مدل مناسب با فرهنگ ایرانی و اسلامی وتناسب آن با روحیه های طیف‌های مختلف جامعه.

۵٫زن به عنوان موجودی خلاق، برخوردار از ظرافت‏های شخصیتی و دارنده بسیاری از کمالات و استعدادها در رسانه باید خصوصیات مثبت او به عنوان یک مادر، همسر و کسی که نقش‏های برجسته را عهده‏دار است، معرفی شود و از شخصیت‏پردازی‏های ناصحیح که زن را ظلم‏پذیر و ضعیف و یا در نقشی تصنعی و دور از واقعیت نمایش می‏ دهد، پرهیز کند.

۶٫زن به لحاظ ساختار تکوینی از ویژگی‏هایی برخوردار است؛ از شاخص‏ترین این خصوصیت‏ها، کمال جویی معنوی زن است. از آن جا که زن از احساس و تخیل بهره‏مند است؛ می‏تواند در مسیر کمالات معنوی بهتر و سریع‏تر گام بردارد؛ احساس و تخیلی که محور هنر و تربیت هنرمند است؛ اگر ‌به این ساحت که جزو جوهره و ماهیت زنان است توجه کافی شود دیگر زن در عرصه هنر با نقش‏های منفیِ پرخاش‏گری، ساده لوحی و… ظاهر نمی‏ شود.

۷٫نمایش روش و منش زنان پاکدلی که در عرفان عملی طی طریق کرده و به مراتبی از قرب دست یافته‏اند و پرداختن به زمینه ها و بسترهایی که آنان را ‌به این جهت سوق داده می‏تواند برای دیگران نیز سازنده و مؤثر باشد.

۸٫این حقیقت را باید از طریق برنامه های رسانه به ویژه به جامعه زنان تفهیم کرد که هر چه آدمی به لذایذ بیرونی و عرصه برونی وجود خویشتن بپردازد، از عرصه درون و خویشتن‏نگری باز خواهد ماند.

۹٫لازمه تکامل و حرکت سازنده، تعمق و اندیشه درونی و انصراف از تکثر بیرونی است و این همه زمانی میسر می‏ شود که زن، در کنار زندگی متعارف و روزمره خود بخشی از برنامه زندگی‏اش را به مطالعه، اختصاص دهد.

رسانه در این جهت می‏تواند ارائه طریق نماید، ترتیب و تنظیم برنامه های آموزشی (با تأکید بر آموزه‏های دینی) آن هم در اوقاتی که نوعاً خانم‏ها امکان بهره برداری از آن را دارند و ساعاتی که از اشتغالات بیرون و احیاناً داخل منزل فارغ شده، از بهترین زمان ارائه برنامه است.

فرجام سخن

بررسی‏های گذشته نشان داد که رسانه های جمعی کارکردهای مثبت و منفی در ارتباط با تبیین انحرافات اجتماعی ای همچون انحرافات پوششی وظاهر اشخاص دارند. اینک این پرسش مطرح می‏ شود که آیا رسانه ها مجازند تحت عنوان طرح حوادث ،انحرافات اجتماعی را به ذهنیت جامعه منتقل نمایند؟ یا آنکه رسانه ها فقط میبایست نمایشگر کنشهای مثبت مردم باشند و از انحرافات آنان سخن نگویند؟
به نظر می‌رسد منابع شناخت مردم از حوادث و مسائل اجتماعی منحصر به رسانه ها نیست و آنان از راه های مختلفی از جمله مشاهده عینی و ارتباطات کلامی با دیگران از حوادث تلخ و انحرافات اجتماعی آگاهی می‏یابند، از این رو تصور اینکه چشم وگوش مردم تنها از دریچه وسایل ارتباط جمعی به دنیای حوادث و انحرافات باز می شود، خیالی بیش نیست. لذا گزارش این گونه انحرافات اجتماعی توسط رسانه ها چنانچه با تحلیل و تبیین ‌آسیب‌های آن ها و به منظور حفظ جامعه از گسترش انحرافات صورت گیرد ، امری مفید، بلکه ضروری است که ضمن افزایش آگاهی مخاطبین رسانه ها، موجب می‏ شود که رفتار اجتماعی خود را براین اساس تنظیم نمایند و از پیامدهای کجروی‏های اجتماعی در امان باشند. قرآن کریم بارها با بیان سرگذشت اقوام گذشته از انواع آلودگی‏ها و انحرافات اجتماعی سخن به میان آورده است و مقصود از بیان آن ها را عبرت آموزی و پیشگیری از وقوع و تکرار آن ها در بین امت اسلامی برشمرده است. قرآن کریم در سوره یوسف، داستان عشق و شیفتگی زلیخا به یوسف را با تمام جزئیات و تفاصیل آن بیان کرده و انحراف اخلاقی زلیخا را با انواع مکرها و ترفندهای آن تشریح نموده است، ولی بی تردید مقصود از ارائه این گزارش‏ها تقویت جنبه معنوی بشر می‌باشد. خداوند میفرماید: «و آن زن که یوسف در خانه او بود، از او تمنای ‌کام‌ جویی کرد، درها را بست و گفت: بیا به سوی آنچه برای تو مهیاست. گفت: به خدا پناه می برم، اوصاحب نعمت من است، مقام من را گرامی داشته، مسلماًً ظالمان رستگار نمیشوند. آن زن قصد او کرد و او نیز ـ اگر برهان پروردگار را ‌نمی‌دید ـ قصد وی می‌نمود، این چنین کردیم تا بدی و فحشاء را از او دور سازیم، چرا که او از بندگان مخلص ما بود.»

در این آیات هر چند خداوند از انحرافات اخلاقی زن عزیز مصر ، سخن به میان آورده و آن را برای همه مردم بیان ‌کرده‌است، اما این اطلاع رسانی را با تحلیل، تذکر و شیوه معنوی رهایی از انحرافات اجتماعی توأم ساخته است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:57:00 ق.ظ ]




در بافتار روانشناسی و روان درمانی ، طرح واره به عنوان هر اصل سازمان بخش کلی در نظر گرفته می شودکه برای درک تجارب زندگی فرد ضروری است. یکی از مفاهیم جدی و بنیادی حوزه ی روان درمانی ، این است که بسیاری از طرح واره ها در اوایل زندگی شکل می گیرند، به حرکت خود ادامه می‌دهند و خودشان را به تجارب بعدی زندگی تحمیل می‌کنند، حتی اگر هیچ گونه کاربرد دیگری نداشته باشند. این مسئله ، همان چیزی است که گاهی اوقات به عنوان نیاز به “هماهنگی شناختی[۲۷]” از آن یاد می شود، یعنی”حفظ دیدگاهی با ثبات درباره ی خود یا دیگران ” ؛ حتی اگر این دیدگاه نادرست یا تحریف شده باشد. با این تعریف کلی ، طرح واره می‌تواند مثبت یا منفی ، سازگار یا ناسازگار باشد و همچنین می‌تواند در اوایل زندگی یا در سیر بعدی زندگی شکل بگیرد(بک ،۱۹۶۷).

تعریف یانگ از طرح واره

برخی از طرح واره ها- به ویژه آنهایی که عمدتاًً در نتیجه تجارب ناگوار[۲۸]دوران کودکی شکل می گیرند – ممکن است هسته اصلی اختلالات شخصیت ، مشکلات منش شناختی خفیف تر و بسیاری از اختلالات مزمن قرار بگیرند. یانگ برای بررسی دقیق تر این ایده، مجموعه ای از طرح واره ها را مشخص ‌کرده‌است که به آن ها” طرح واره های ناسازگار اولیه” می‌گوید.

پس از بازنگری در تعریف اولیه ای که از طرح واره ارائه کرده بودیم ‌به این نتیجه رسیدیم که طرح واره های ناسازگار اوّلیه خصوصیات زیر را دارند:

    • الگو ها یا درون مایه های عمیق و فراگیری هستند،

    • از خاطرات ، هیجان ها، شناخت واره ها و احساسات بدنی تشکیل شده اند،

    • در دوران کودکی یا نوجوانی شکل گرفته اند،

    • در سیر زندگی تداوم دارند،

    • درباره ی خود و رابطه با دیگران هستند،

  • به شدّت ناکار آمدند[۲۹].

خلاصه این که ، طرح واره های ناسازگار اولیّه ، الگوهای هیجانی و شناختی خود-آسیب رسانی هستند که در ابتدای رشد و تحول در ذهن شکل گرفته اند و در سیر زندگی تکرار می‌شوند. توجه کنید که ، رفتار یک فرد، بخشی از طرح واره محسوب نمی شود،چون یانگ معتقد است که رفتار های ناسازگار در پاسخ به طرح واره به وجود می‌آیند.‌بنابرین‏ ، رفتارها از طرح واره ها نشأت می گیرند ، ولی بخشی از طرح واره ها محسوب نمی‌شوند(یانگ ، ۱۹۹۰).

ویژگی های طرح واره های ناسازگار اولیه

اجازه دهید بعضی از ویژگی های طرح واره ها را بررسی کنیم. (از این به بعد واژه ی «طرح واره» و« طرح واره های نا سازگار اولیه» را به جای یکدیگر به کار می بریم .

بیمارانی را در نظر بگیرید که از بین آسیب رساترین و قدرتمند ترین چهار طرح واره ی زیر، یکی را داشته باشند .

این طرح واره ها از فهرست هجده طرح واره ی استخراج شده اند: رها شدگی/ بی ثباتی[۳۰]، بی اعتمادی / بد رفتاری[۳۱]،محرومیت هیجانی[۳۲]و نقص/ شرم[۳۳]. این بیماران در دوران کودکی رها شده ، مورد سوء استفاده قرار گرفته ، فراموش یا طرد شده اند. در سنین بزرگسالی ، اگر (به صورت ناخودآگاه) وقایع زندگی فعلی خود را مشابه تجارب آسیب رسان[۳۴] دوران کودکی شان درک کنند، طرح واره هایشان برانگیخته می‌شوند. وقتی که این طرح واره ها برانگیخته شوند ، هیجان های منفی شدیدی مثل سوگ ،شرم ، ترس یا خشم را تجربه می‌کنند.

البته تمام طرح واره ها بر پایه ی وقایع آسیب رسان یا بدرفتاری دوران کودکی شکل نگرفته اند. ممکن است در ذهن یک فرد ، بدون تجربه ی وقایع آسیب زای دوران کودکی ، طرح واره ی وابستگی پدید بیاید؛ ‌به این دلیل که در دوران کودکی ، کاملاً تحت سلطه و حمایت والدین بوده است. با این وجود ، اگر چه تمام طرح واره ها ، ریشه تحولی وقایع آسیب زا ندارند ، ولی همه ی آن ها مخل زندگی سالم هستند . اغلب طرح واره ها نتیجه تجارب زیان بخش[۳۵] محسوب می‌شوند که فرد در سیر دوران کودکی و نوجوانی دائماً با این تجارب روبه رو بوده است . اثر این تجارب ناگوار در سیر تحول با یکدیگر جمع می‌شوند و منجر به شکل گیری یک طرح واره‌ی کاملاً ناسازگار تمام عیار می‌گردد. طرح واره های ناسازگار اولیه برای بقاء خودشان می جنگند. همان طور که قبلاً ذکر شد، این امر نتیجه ی تمایل بشر به«هماهنگی شناختی» است. اگرچه فرد می‌داند طرح واره منجر به ناراحتی وی می شود، ولی با طرح واره احساس راحتی می‌کند و همین احساس راحتی ، فرد را ‌به این نتیجه می رساند که طرح واره اش درست است. افراد به سمت وقایعی کشیده می‌شوند که با طرح واره هایشان همخوانی دارند و همین دلیل تغییر طرحواره ها سخت است. بیماران به طرح واره ها به عنوان حقایقی می نگرند که بدون به بوته ی آزمایش گذاشتن صحت وسقم آن ها ، معتقدند که این حقایق درستند. نتیجه ی چنین دیدگاهی ، این است که طرح واره بر پردازش تجارب بعدی تاثیر می‌گذارند. طرح واره ها نقش عمده ای در تفکر ، احساس، رفتار و نحوه برقراری ارتباط بیماران با دیگران بازی می‌کنند و به گونه ای متناقض و اجتناب ناپذیر ، زندگی بزرگسالی را به شرایط ناگوار دوران کودکی می کشانند که غالباً برای بیماران زیانبخش بوده است.طرح واره ها در اوایل دوران کودکی یا نوجوانی بازنمایی­هایی دقیق از محیط پیرامون ایجاد می‌کنند(یانگ، ۱۹۹۹).

تجربه نشان داده است که طرح واره های افراد تا حدودی بازتابی دقیق از محیط زندگی اولیه شان است. به عنوان مثال ، اگر بیماری بگوید وقتی که بچه بوده است خانواده اش با او سرد و بی عاطفه برخورد می کرده‌اند، معمولاً حرفش درست است، حتی اگر علت رفتار والدین خود و مشکل آن ها را در بیان احساسات و عواطف نفهمد . ممکن است اسناد های او برای رفتار والدینش اشتباه باشد، ولی حس اولیه اش از جوّ عاطفی و چگونگی رفتار والدین با او تقریباً همیشه درست است.معمولاً ماهیت ناکارآمد طرح واره ها وقتی ظاهر می شود که بیماران در روند زندگی روزمره ی خود و در تعاملاتشان با دیگران به گونه ای عمل کنند که طرح واره های آن ها تأیید شود، حتّی اگر برداشتاولّیه آن ها درست نباشد. طرح واره های ناسازگار اولیه و راه های کار آمدی که بیماران از طریق آن ها یاد می گیرند با دیگران کنار بیایند، اغلب زیر بنای نشانه های مزمن اختلالات محور I مثل اضطراب،افسردگی ، سوء مصرف مواد و اختلالات روان – تنی به شمار می‌روند.طرح واره ها حالت ابعادی[۳۶]دارند، بدین معنا که از نظر “شدت”و “گستره فعالیت در ذهن “ با یکدیگر فرق دارند . هر چه طرح واره شدیدتر باشد، شمار بیشتری از موقعیت ها می‌توانند آن را فعال کنند . به عنوان مثال ، اگر فردی در دوران کودکی به شدت و دائم از سوی پدر و مادر خود مورد انتقاد قرار گرفته باشد ، تقریباً در برخورد با هر کسی ، احتمال دارد طرح واره نقص در او برانگیخته شود .اگر فردی در دوران کودکی ، تنها از سوی یکی از والدین خود و آن هم گاهی اوقات و به شکل خفیفتری مورد انتقاد قرار گرفته باشد ، ممکن است طرح واره نقص او تنها در برخورد با مراجع قدرتی که از جنسیت همان والدِ انتقاد گر هستند، برانگیخته شود. به طور کلی هر چه طرح واره شدید تر باشد، فرد به هنگام برانگیخته شدن طرح‌واره ، عواطف منفی بیشتری را تجربه می‌کند و فعال بودن آن در ذهن ، مدت زمان بیشتری به طول می‌ انجامد (صلواتی ، ۱۳۴۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




۲-۳-۲- آسیب های جنسی

این نوع آسیب در کودکان توسط افراد بزرگسال انجام می‌گیرد و به دلایل مختلفی پنهان می‌ماند از قبیل نادانی افراد، احساس ندامت و پشیمانی خانواده بزه دیده، این نوع آسیب ها ‌در کودکان باعث می شود که کودکان اعتماد به نفس خود را از دست بدهند و در واقع نسبت به بزه و انواع صدمات دیگر تحریک پذیرتر شوند. آسیب های جنسی در کودکان شامل : زنای با محارم، بچه بازی ( پدوفیلی )، عورت نمایی، آمیزش جنسی، تجاوز به عنف و پرنوگرافی ( انتشار صور قبیحه )، هزره نگاری و فحشای کودکان است. این نوع آسیب در زنان، آزار جنسی یا به ستوه آوری جنسی نامیده می شود. به ستوه آوری جنسی یا آزار جنسی زنان، شکلی از تبعیض است که حمایت برابر زن و مرد را نقض می‌کند، اعلامیه حقوق بشر، تصویبی در چهارمین کنفرانس جهانی زنان در سال ۹۹۵، به ستوه آوری جنسی را یکی از اشکال بارز خشونت علیه زن توصیف می‌کند که از یک سو مغایر با کرامت و ارزش انسانی اوست و از دیگر سو، از مشارکت مؤثر وی در جامعه ممانعت می‌کند.

این آزارها در محل کار و ‌در خیابان بیشتر به چشم می‌خورد. به عنوان نمونه، مزاحمت پسران و مردانی که ‌در خیابان به منظور لذت جویی جنسی یا آزار عاطفی، به زنان در حال عبور ناسزاگویی، توهین، تمسخر یا تعریف از اندام های جنسی ایشان می‌کنند ، نمایانگر آزارهای جنسی خیابانی است.

از مجموع اسناد بین‌المللی بر می‌آید که به ستوه آوری جنسی، « نوعی سوء استفاده از قدرت است که با رفتاری ناخوشایند یا گفتاری یا دیداری مبتنی بر جنس صورت می‌گیرد و استخدام یا رد وی را تحت تاثیر قرار می‌دهد » از نمونه های دیگر آزار و آسیب جنیسی به زنان، تقاضاها یا پیشنهادهای جنسی، سوالات یا توضیحات آزاردهنده درباره رابطه جنسی خصوصی زن یا سوالاتی راجع به مختصات زنان ، بیان لطیفه های جنسی، مخاطب قرار دادن زن و بیان عبارات متضمن تعریف و توضیح رابطه جنسی با تمامی جزئیات و نگاه‌های آلوده به اندام های جنسی زنان از سوی مردان می‌باشد، که در غالب موارد هدف مرتکب، ارضای غریزه جنسی و لذت جویی است. این نوع خشونت های جنسی به زنان باعث بروز آسیب های فراوان برای زنان و دختران می‌گردد که بعضاً ورود آسیب های مذکور باعث به وجود آمدن دختران فراری، زنان و دختران آسیب دیده می‌گردد که این قشر آسیب دیده جامعه به دلیل حفظ آبروی خانوادگی و فرار از بی آبرویی مجبور به سکوت اند و یا مجبور به فرار از خانه و پناه آوردن به جنس مخالف که به گمان آن ها مکان امن و آسایش آن ها‌ است غافل از این که همان مکان آرامش و آسایش کذب و دروغین در واقع اولین گام برای روی آوردن به بیچارگی و بی آبرویی و از دست دادن تمام آن ارزشهایی است که سابقاً آن ها داشته و هم اکنون از دست داده‌اند.

۳-۳-۲ آسیب روانی

آسیب های روانی که به شخص بزه دیده در اثر یک بزه وارد می‌گردد عبارت است از :

اختلالات روانی پس از وقوع بزه که شخص بزه دیده بعد از وقوع جرم در اثر ضربات ناشی از بزه از لحاظ روانی دچار آسیب هایی می‌گردد که ممکن است فقط به صورت دلهره یا استرس برای بزه دیده نمایان گردد یا این که موجب گردد که شخص بزه دیده برای چندمین ساعت یا چندمین روز یا حتی چندمین ماه حالت فراموشی داشته باشد که تحقیقات پلیس و پزشک را دچار وقفه می کند. شخص بزه دیده در اثر تکرار خاطرات حاصله از بزه، کابوس های آن، بیداری های ناشی از وقوع بزه دوباره دچار تروماتیسم ( اختلالات پس از ضربه) می شود که با اندک سر و صدای ناگهانی یا دیدن فیلم وحشتناک بزه دیده را دچار ترس و وحشت گردیده و احساس می‌کند که ارتکاب بزه دوباره به وقوع پیوسته است.

۴-۲- تاریخچه حقوق کیفری

تشبیه اختلاف میان حقوق کیفری و جرم شناسی با تمایز میان عکاسی و رادیوگرافی، بیانگر این باور محققین جرم شناسی است که برخلاف روش واقع بینانه جرم شناسی، در حقوق کیفری تلاش ها بر تمرکز بر روی پدیده جنایی و ماده اصلی تشکیل دهنده یک پرونده کیفری و ارتکاب آن از سوی مجرم است و مطالعه علل و عوامل جرم زا، انگیزه مجرم و اوضاع و احوال حاکم بر ارتکاب جرم و شخصیت جرم به فراموشی سپرده می‌شود. بدین ترتیب حقوق کیفری از سوی برخی از جرم شناسان به برخورد انتزاعی با پدیده جنایی متهم شده است. اما این طرز تفکر ‌در مورد برهه ای از تاریخ حقوق کیفری که جرم مرکز ثقل حقوق کیفری بود و میزان خطرناکی فعل (جرم) معیار قضاوت بود، شاید درست به نظر برسد. زیرا در این طرز تفکر، بزه کار و بزه دیده هر دو وانهاده می‌شوند. اما با تولد جرم شناسی علمی و ظهور مکتب تحققی دوربین مطالعاتی این علم حول محور بزه کار و شخصیت وی قرار گرفت و مباشر جرم یعنی شخص بزه کار به گرانیگاه حقوق کیفری تبدیل شد. بدین سان حقوق کیفری تا حدود زیادی از حالت انتزاعی و ذهن گرایانه خارج شد و تحت تأثیر یافته های جرم شناختی به سمت عینیت و واقعیت در برخورد با پدیده جنایی تمایل پیدا کرد[۱۰].

۵-۲- رویکردهای قانون کیفری با زنان بزه دیده

در رویارویی قانونگذاران کیفری با زنان بزه دیده سه رویکرد وجود دارد:

۱- عدم تاثیر جنسیت بزه دیده ‌بر حمایت ها و تضمین های حقوقی و بهره مندی زنان و مردان از شرایط یکسان در قوانین کیفری.

۲- اعمال تبعیض از سوی قانون‌گذار کیفری در حمایت از بزه دیدگان زن با رویکردهای جرم شناسانه و حقوق بشری.

۳- محروم سازی بزه دیدگان زن از حمایت کیفری و قانونی یکسان با مردان[۱۱].

قانون‌گذار ایرانی چه در قوانین کیفری و چه در قوانین غیرکیفری گویی از رویکرد اول و دوم کمتر، واز رویکرد سوم بیشتر متأثر بوده است… در راستای پیشگیری از وقوع خشونت علیه زنان و کاستن موقعیت‌های بالقوه، تصویب مقرراتی به منظور پویایی لازم و پُر کردن خلاء های حمایتی، ضروری به نظر می‌رسد، اهدافی از قبیل: ترویج زندگی بدون خشونت؛ جرم انگاری خشونت های خانگی با هدف حمایت از تمام اقشار آسیب پذیر از جمله زنان، کودکان و سالمندان؛ جرم انگاری همسرآزاری؛ برخورد کیفری با موارد تبعیض جنسی در محل کار…نیز باید به توسعه امکان قانونی استفاده از ضمانت اجراهای مفید علیه مردان مرتکب خشونت های مبتنی بر جنسیت اشاره کرد. چنین به نظر می‌رسد که از مهمترین اقدامات در راستای پیشگیری از تکرار خشونت علیه زنان، برخورد صحیح و مفید با مرتکبین این نوع خشونت هاست، به نحوی که قانونگذاران باید در اتخاذ واکنش هایی مناسب برای بازداری مردان از تکرار خشونت تلاش کنند[۱۲].

۶-۲- نظریه های جرم شناختی حمایت کیفری از زنان بزه دیده

پذیرش یک سیاست کیفری افتراقی (ویژه) در قبال بزه کارانی که قربانی خود را از بین زنان انتخاب می‌کنند بر پایه یک سری تئوری های جرم شناختی و به ویژه شاخه نسبتاً جدید آن یعنی «بزه دیده شناسی» استوار است. امروزه اگر قانون گذاران به عنصر «زنان بزه دیده» توجه ویژه ای در تدوین سیاست جنایی تقنینی دارند به خاطر نتایج تحقیقات، مطالعات و یافته های جرم شناختی می‌باشد. مطالعاتی که از چند دهه پیش در کنار توجه به «جرم» و «مجرم» به بازیگر دیگر معادله جرم یعنی «بزه دیده» نیز پرداخته‌اند.

۱-۶-۲ نقش بزه دیده در فرایند جنایی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




۲-۱۲- جمع‌بندی

در این فصل ادبیات تحقیق به صورت مشروح مورد بررسی قرار گرفت. هدف از بیان این­گونه پژوهش­ها، شناسایی متغیرها، روش­های پژوهش و درک خلأهای پژوهشی موجود در این حوزه است. توجه و بررسی در به‌کارگیری ماحصل پژوهش­های انجام شده، خود به عنوان یک مسأله پژوهشی در بسیاری از تحقیقات مورد توجه قرار گرفته، که برخی از آن­ها در ایران و برخی در خارج از آن صورت گرفته است. در این بخش به پژوهش­های انجام شده در داخل و خارج، در دو قسمت جداگانه پرداخته شد. با توجه به مطالب ذکر شده، می‌توان خلأهای پژوهشی را در بین تحقیقات صورت گرفته مشاهده کرد. لذا با توجه به اهمیت این موضوع، این حوزه نیازمند کار بیشتری ‌می‌باشد که تحقیق حاضر در راستای این هدف و مسأله شکل گرفته­است. آن­چه از بررسی این پیشینه ­ها حاصل می­ شود و همچنین با نگاهی کلی به تحقیقات صورت گرفته مشخص شد که اکثر پژوهش‌های صورت گرفته در این حوزه سبک‌های تصمیم گیری و فناوری اطلاعات را مورد بررسی قرار داده‌اند. از طرفی با تأمل در تحقیقات انجام شده، این مطلب استنباط می­ شود که پژوهش­های انجام شده در حوزه تأثیر فناوری اطلاعات بر مشارکت کتابداران پژوهشی تاکنون انجام نشده است. در فصل سوم به بررسی روش تحقیق پرداخته خواهد شد.

فصل سوم

روش شناسی پژوهش

مقدمه

انجام هر پژوهشی نیازمند بهره­جویی از روش شناسی مشخص و پویایی است که بتواند با توجه به متغیرهای مورد مطالعه، به بهترین گونه آن­ها را تجزیه و تحلیل نماید و پژوهش خود را بر مبنای استواری مستقر سازد. به نحو معمول هر پژوهشگر سعی می­ کند به یک مسئله و یک پرسش واقعی که وجود دارد، طی یک فرایند تحقیق پاسخ دهد. پس از بررسی مباحث نظری و تحقیقات انجام شده مرتبط با موضوع پژوهش در فصل دوم، در فصل حاضر به بررسی روش­های اجرایی و معرفی روش مورد استفاده در انجام تحقیق حاضر پرداخته می­ شود، سپس جامعه آماری، روش نمونه گیری و حجم نمونه توضیح داده خواهد شد. در ادامه به معرفی ابزار اندازه ­گیری و تعیین روایی و پایایی آن پرداخته می­ شود و در نهایت شیوه جمع ­آوری و روش­های آماری تجزیه و تحلیل اطلاعات معرفی خواهد شد.

۳-۱- روش پژوهش

روش تحقیق مراحل و اصولی است که برای پاسخ­گویی به سؤال یا آزمون مورد نظر به­کار می­رود. هدف از انتخاب روش تحقیق آن است که محقق مشخص نماید چه شیوه و روشی اتخاذ کند تا او را هر چه دقیق­تر، آسان­تر و سریع­تر در دستیابی به پاسخ یا پاسخ­هایی برای پرسش یا پرسش­های تحقیقی مورد نظر کمک کند (نادری و سیف نراقی، ۱۳۸۸، ص۳۱). محقق با انتخاب روش تحقیق مناسب، اعتبار و اعتماد پذیری یافته ­های خود را افزایش می­دهد. هدف کلی این پژوهش تعیین دیدگاه کتابداران کتابخانه‌های عمومی ‌در مورد تاثیر فناوری اطلاعات بر میزان مشارکت آن ها در فرایند تصمیم گیری در کتابخانه‌های عمومی استان یزد ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ با توجه به اهداف، ماهیت موضوع، جامعه آماری و شرایط زمانی و مکانی، تحقیق حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی ‌می‌باشد. توصیفی است چرا که به بررسی و وصف عینی، واقعی و منظم خصوصیات یک موضوع، بدون هیچ گونه دخالت یا استنتاج ذهنی می ­پردازد و پیمایشی است زیرا که سعی دارد با به­ کارگیری دقیق از روش­های علمی، از طریق مطالعه نمونه (نسبتاً محدود) پاسخگویان گزینش شده از گروهی بزرگ­تر، به استنتاج­هایی ‌در مورد آن گروه بزرگ نائل آید (کومار، ۱۳۸۱، ص۴۸). ‌بنابرین‏ با توجه به موارد بیان شده پژوهش حاضر از نوع توصیفی- پیمایشی است.

۳-۲- جامعه آماری

هدف اساسی هر تحقیق، کشف قوانین و اصول کلی حاکم بر یک جامعه آماری است. جامعه عبارت است از تعدادی عناصر مطلوب مورد نظر که حداقل دارای یک صفت مشخصه باشند. صفت مشخصه، صفتی است که میان همه عناصر جامعه آماری مشترک و متمایز کننده جامعه آماری از سایر جوامع ­باشد (شعبانی و سعادت، ۱۳۸۸). جامعه آماری در این پژوهش کلیه کتابداران شاغل در کتابخانه‌های عمومی استان یزد می‌باشند که بالغ بر ۱۳۲ نفر هستند، و ویژگی‌های جمعیت‌شناختی ۹۶ کتابدار از حجم نمونه که مبادرت به پر نمودن پاسخنامه نموده‌اند در جدول ۳-۱ درج شده است.

جدول ۳-۱٫ ویژگی‌های جمعیت‌شناختی جامعه آماری کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان یزد

ویژگی‌های جمعیت شناختی
فراوانی
درصد

جنسیت

زن

۶۲

۵۸/۶۴

مرد

۳۴

۳۵/۴۲

رشته تحصیلی

کتابداری

۶۱

۵۴/۶۳

غیر کتابداری

۳۵

۴۶/۳۶

میزان تحصیلات

دیپلم

۳

۱۳/۳

کاردانی

۱۵

۶۲/۱۵

کارشناسی

۷۰

۹۲/۷۲

کارشناسی ارشد و بالاتر

۸

۳۳/۸

سابقه خدمت

۱-۶ سال

۴۵

۸۸/۴۶

۷-۱۲سال

۲۷

۱۲/۲۸

۱۳-۱۸سال

۱۷

۷۰/۱۷

۱۹-۲۴ سال

۴

۱۷/۴

۲۵ سال به بالا

۳

۱۳/۳

سمت

مدیر کتابخانه

۴۶

۹۲/۴۷

مسئول بخش

۱۳

۵۴/۱۳

کتابدار

۳۷

۵۴/۳۸

۳-۳- روش و طرح نمونه گیری

در این پژوهش، از روش نمونه گیری تصادفی ساده و متناسب با حجم نمونه استفاده شده است. در این نوع نمونه گیری به هر یک از افراد جامعه احتمال مساوی داده می‌شود تا در نمونه انتخاب شوند (شعبانی و سعادت، ۱۳۸۸، ص ۶۷).

۳-۴- حجم نمونه و روش محاسبه

در این پژوهش به دلیل مشخص نبودن واریانس جامعه آماری، پیش برآورد واریانس نمونه از طریق یک مطالعه مقدماتی، ضرورت داشت. لذا یک نمونه ۳۰ نفری از کتابداران کتابخانه‌های عمومی استان یزد به صورت تصادفی انتخاب و پرسشنامه بین آنان توزیع گردید. پس از استخراج داده های مربوط به پاسخ‌های گروه مذبور و پیش برآورد واریانس، با در نظر گرفتن دقت احتمالی مطلوب و ضریب اطمینان ۹۵/۰، حجم نمونه با بهره گرفتن از فرمول نمونه گیری عمومی کوکران[۸۱] برآورد شد (نادری و سیف نراقی، ۱۳۸۸، ص۱۱۵).

= حجم نمونه؛

= حجم جامعه؛

= ۹۶/۱ در سطح اطمینان ۹۵ درصد؛

= برآورد واریانس؛

= دقت احتمالی مطلوب.

با جایگذاری اعداد مربوطه در فرمول مذبور حجم نمونه به صورت زیر محاسبه شد.

۳-۵- ابزار گردآوری داده ­ها

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




شکل ۲-۵: بر گرفته از مدل جامع وفاداری(سایون‌هان و دیگران، ۲۰۰۸) ۴۰

شکل۲-۶ : ابعاد کیفیت خدمات(گرونروس، ۲۰۰۰) ۴۸

شکل ۳-۱: مدل سایون‌هان و دیگران(۲۰۰۸) ۶۸

شکل ۳-۲: مدل مفهومی‌پژوهش بر گرفته از مدل جامع سایون‌هان و دیگران(محقق ساخته) ۶۹

شکل ۴-۱: مقایسه میانگین متغیر‌های پژوهش ۷۸

شکل ۴-۲: ضریب رگرسیونی استاندارد وفاداری نیت بر وفاداری رفتاری ۸۲

شکل ۴-۳: ضریب رگرسیونی استاندارد رضایتمندی و کیفیت خدمات بر وفاداری نیت ۸۳

شکل ۴-۴: ضریب رگرسیونی استاندارد رضایتمندی، کیفیت خدمات و دوستی تجاری بر وفاداری شناختی ۸۴

شکل ۴-۵: ضریب رگرسیونی استاندارد رضایتمندی، کیفیت خدمات بر قیمت‌های رقابتی ۸۵

شکل ۴-۶: ضریب رگرسیونی استاندارد اعتماد و کیفیت خدمات بر رضایتمندی ۸۶

شکل ۴-۸: ضریب رگرسیونی استاندارد عدالت در خدمات برکیفیت خدمات ۸۸

شکل ۴-۹: ضریب رگرسیونی استاندارد عدالت در خدمات بر دوستی تجاری ۸۸

شکل ۴-۱۰: مدل پژوهش بر اساس شش فرضیه فرعی و فرضیه اصلی اول ۹۲

شکل ۴-۱۱: مدل پژوهش بعد از بررسی فرضیه اصلی اول و دوم ۹۳

شکل ۴-۱۲: مدل نهایی پژوهش ۹۴

فهرست جدول‌ها

عنوان
صفحه

جدول ۳-۱: شماره گویه‌های پرسشنامه ۷۱

جدول ۳-۲٫ ضرایب آلفای کرونباخ برای هر یک از متغیرهای پژوهش ۷۳

جدول ۳-۳: روش‌ها و ابزارهای تجزیه و تحلیل داده ها ۷۴

جدول ۴-۱: توزیع فراوانی نمونه آماری بر حسب ویژگی‌های جمعیت شناختی (۲۰۲n =) 77

جدول ۴-۲: میانگین، انحراف معیار و واریانس نمرات مربوط به متغیر‌های پژوهش ۷۸

جدول ۴-۳: نتایج آزمون کولموگروف-اسمیرنوف ۷۹

جدول ۴-۴: ضرایب همبستگی میان ابعاد متغیر عوامل سازمانی ۸۰

جدول ۴-۵: ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته وفاداری رفتاری ۸۱

جدول ۴-۶: ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته وفاداری نیت ۸۲

جدول ۴-۷: ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته وفاداری شناختی ۸۳

جدول ۴-۸: ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته قیمت‌های رقابتی ۸۴

جدول ۴-۹: ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته رضایتمندی ۸۵

جدول ۴-۱۰: ضرایب رگرسیونی متغیرهای مستقل با متغیر وابسته اعتماد ۸۶

شکل ۴-۷: ضریب رگرسیونی استاندارد عدالت در خدمات، دوستی تجاری و کیفیت خدمات براعتماد ۸۷

جدول ۴-۱۱: ضرایب رگرسیونی متغیرعدالت خدمات بر کیفیت خدمات ۸۷

جدول ۴-۱۲: ضرایب رگرسیونی متغیرعدالت خدمات بر دوستی تجاری ۸۸

جدول ۴- ۱۳: آزمون t تک نمونه ای برای متغیرهای مؤثر بر وفاداری مشتریان بیمه ………………………۹۶

جدول ۴- ۱۴: نتایج آزمون t دو نمونه‌ای مستقل مربوط به رابطه بین متغیرهای پژوهش با جنسیت مشتریان ۹۷

جدول ۴- ۱۵: نتایج تحلیل آنوا مربوط به رابطه بین متغیرهای پژوهش با سن مشتریان ۹۹

جدول ۴- ۱۶: نتایج تحلیل آنوا مربوط به رابطه بین متغیرهای پژوهش با سطح تحصیلات ۱۰۰

چکیده

تحقیق حاضر برای رسیدن به هدف نهایی خود یعنی بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری و رضایتمندی مشتریان نمایندگی‌های بیمه پاسارگاد در شهرستان اصفهان را مورد بررسی قرار داده است. جامعه آماری این تحقیق را کلیه مشتریان این بیمه در بازه زمانی ابتدای بهار۱۳۹۱ تا پایان پائیز ۱۳۹۱ تشکیل‌می‌دهند. شیوه نمونه گیری استفاده شده در این تحقیق،روش نمونه گیری تصادفی ساده بوده که حجم نمونه هم پس از به دست آوردن انحراف نمونه و با بهره گرفتن از فرمول کوکران ۲۰۲ نفر به دست آمده است.برای جمع‌ آوری داده های مورد نظر(وفاداری،رضایتمندی، عدالت در خدمات،دوستی تجاری، کیفیت خدمات، قیمت‌های رقابتی،وفاداری شناختی،وفاداری نیت و رفتار) از پرسشنامه محقق ساخته ای که بر اساس مؤلفه‌‌های پرسشنامه استاندارد سایون‌هان، روبرت ورتنگ و چانچیائو وانگ طراحی شده بود، استفاده شده است. روایی این پرسشنامه به صورت صوری و محتوایی توسط اساتید محترم گروه مدیریت دانشگاه اصفهان و دانشگاه آزاد اسلامی‌واحد نراق تأیید شده است .همچنین برای سنجش پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. که برابر با ۹۴۲/۰ بود. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و استنباطی در نرم افزار SPSS استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد: عدالت خدمات، کیفیت خدمات و دوستی تجاری به صورت غیرمستقیم بر رضایتمندی مشتریان و وفاداری رفتاری تأثیر مثبت داشته است، همچنین اعتماد مشتریان بر رضایتمندی آن ها به صورت مستقیم تأثیر مثبت داشته است و رضایتمندی مشتریان بر وفاداری نیت به طور مستقیم و وفاداری رفتاری به صورت غیرمستقیم تأثیر مثبت گذاشته است.

کلید واژه ها: وفاداری،رضایتمندی، عدالت در خدمات،کیفیت خدمات،اعتماد

مقدمه

برای سازمان‌های ارائه دهنده خدمات وفاداری مشتری از اهمیت ویژه ای برخوردار است .یکی از بنگاه ها و سازمان‌هایی که در زمینه ارائه خدمات فعالیت نموده ونقش و اهمیت آن در اقتصاد و توسعه کشور و امنیت افراد بر هیچ کس پوشیده نیست صنعت بیمه می‌باشد . با توجه به افزایش قدرت انتخاب مشتریان به دلیل وجود تعداد زیاد شرکت‌های فعال در صنعت بیمه اعم از دولتی و خصوصی، شناسائی عوامل مؤثر بر وفادار ی مشتریان توسط این شرکت‌ها امری ضروری، مهم و اجتناب ناپذیر است.

در این پژوهش به بررسی عوامل مؤثر بر وفاداری و رضایت مندی مشتریان نمایندگی‌های شرکت بیمه پاسارگاد در شهرستان اصفهان پرداخته تا با توجه به نتایج تحقیق، این عوامل شناسایی و مورد استفاده قرار گیرند. برای تحقق این امر، در فصل اول کلیات پژوهش شامل: شرح و بیان مسئله پژوهش، اهمیت و ضرورت پژوهش، در فصل دوم به بیان ادبیات موضوع و تحقیقات پژوهش پرداخته می‌شود .در ادامه و در فصل سوم به روش پژوهش پرداخته می‌شود . در فصل چهارم اطلاعات جمع‌ آوری شده از طریق پرسشنامه تجزیه و تحلیل می‌شود . در فصل پنجم که فصل پایانی این رساله است، نتایج، پیشنهادات و محدودیت‌های پژوهش حاضر تشریح می‌شود.

فصل اول

کلیات پژوهش

مقدمه

در سبز فایل ﻫﺪف از ﺑﺎزارﻳﺎﺑﻲ، ﻣـﺪﻳﺮﻳﺖ ﺗﻘﺎﺿـﺎ از ﻃﺮﻳـﻖ رﺷـﺪ و سوق دادن ﻣـﺸﺘﺮی ﺗـﺎ ﺣـﺪ ﺑﻠـﻮغ در ﻧﺮدﺑـﺎن وﻓـﺎداری ﺑـﻪ ﺳﺎزﻣﺎﻧﻬﺎﺳـﺖ. در عصر رقابتی دﻳﮕـﺮ رﺿﺎﻳﺘﻤﻨﺪی ﻣﺸﺘﺮﻳﺎن ﻛﺎﻓﻲ ﻧﺒﻮده و ﺷﺮﻛﺘﻬﺎ ﻧﺒﺎﻳﺪ ﺑﻪ رﺿـﺎﻳﺘﻤﻨﺪی ﻣﺸﺘﺮﻳﺎﻧـﺸﺎن اکتفا کنند، آﻧﻬﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻄﻤـﺌﻦ ﺷـﻮﻧﺪ ﻛـﻪ ﻣـﺸﺘﺮﻳﺎن راضی، وﻓـﺎدار ﻫـﻢ ﻫـﺴﺘﻨﺪ.

کیفیت خدمات برای بقا و سودآوری سازمان، امری حیاتی به شمار می‌رود. تمایل به کیفیت خدمات، نقش مهمی‌در صنایع خدماتی نظیر خدمات بیمه ای، بانکی و … ایفا می‌کند. در حقیقت رضایت مشتری و کیفیت خدمات، به عنوان مسائل حیاتی در اغلب صنایع خدماتی به شمار می‌رود. به عبارت دیگر در سازمان­ های خدماتی، کیفیت خدمات از جمله مهمترین عوامل مؤثر در افزایش سطح رضایتمندی مشتریان و در نتیجه وفاداری مشتریان می‌باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




(کلیات پژوهش)

۱-۱٫ مقدمه

پیشرفت همه جانبه هر کشوری، در گرو پیشرفت علمی آن کشور است و مسؤلیت اساسی در فرایند پیشرفت، برعهده پژوهشگران و سیاست­گذاران علمی کشور است. سالیان متمادی است که نشریات به عنوان یکی از اصلی­ترین ارکان انتقال دانش در جامعه علمی شناخته شده‌اند. پیشرفت دانش، بیشتر از طریق انتشار ایده­ ها و تجارب نو در نشریات داوری شده معتبر صورت می­پذیرد. امروزه در حوزه فعالیت­های علمی، بهترین راه و معمول‌ترین ابزار برای انتقال یافته ­های جدید، مجلات و نشریات علمی هستند. در واقع، تولید علم، نخستین بار در مقاله علمی تجلی می­یابد و ترویج آن نیز از همین بستر انجام می­پذیرد. مجلات علمی نخستین منابعی هستند که پیشرفت­های علمی را منعکس می­سازند. ‌بنابرین‏ مسئلۀ تعیین اعتبار و ارزیابی نشریات و مقالات علمی نیز همواره به عنوان مبحثی داغ و چالش برانگیز مطرح بوده ­است. هر چند که بهترین روش ارزیابی­، مطالعه تمام انتشارات و ارائه نظر کارشناسان است، محدویت­های زمانی و بودجه­ای سد راه این نوع مطالعات است. وجود مجلات با کیفیت علمی و با اعتبار علمی(با نفوذ) یکی از دغدغه­ های اصلی سیاست‌گزاران و پژوهشگران حوزه علم­سنجی است بر همین اساس همواره در تلاش به منظور ارائه­ شاخص­ های جدید برای ارزیابی مقالات علمی یا به عبارت دیگر ارزیابی مجلات هستند.

شاخص­ های اولیه به شمارش تعداد استنادات می­پرداختند، که در حقیقت شمارش تعداد استنادها را نمی­ توان بهترین روش برای ارزیابی مقالات یا مجلات دانست. در سال ۱۹۹۵، یوجین گارفلید[۱] بنیان‌گذار مؤسسه اطلاعات علمی[۲] که هم اکنون با عنوان مؤسسه تامسیون رویترز[۳] شناخته می­ شود شاخص ضریب تأثیر[۴]را به جامعه علمی عرضه کرد(بینش ‌و دیده گاه، ۱۳۹۰). ضریب تأثیر تا چندین دهه به عنوان بهترین شاخص برای ارزیابی کیفیت مقالات علمی مورد توجه بود اما با افزایش استفاده از این شاخص نقدهایی برآن افزود شد. به هر حال تاکنون ضریب تأثیر به عنوان شناخته شده­ترین و مهم­ترین شاخص برای ارزیابی کیفیت مقالات علمی است. اما آنچه توجه بیش از پیش پژوهشگران را به خود جالب کرده­است این سوال است که آیا شاخص کیفیت به تنهایی می ­تواند سنجه­ی مناسبی برای ارزیابی مجلات علمی و به طور خاص مقالات علمی باشد؟ بر همین اساس تلاش بسیاری برای ایجاد شاخص­ های جدید برای ارزیابی مجلات علمی صورت گرفت. شاخص­ های ارائه شده ‌بر اساس وزن­دهی به استنادات مجلات و مقالات صورت گرفت که حاصل آن ایجاد شاخص‌های جدید مانند ضریب نفوذ مقاله[۵]،ایجین فاکتور[۶] و… شده است. این شاخص به اعتبار یا به عبارت دیگر به نفوذ مجلات علمی توجه دارد. درک تفاوت بین دو شاخص در علم­سنجی نیازمند مطالعه در حوزه ­های مختلف علوم است. در پژوهش حاضر پس از مطالعه و بررسی متون حوزه کیفیت و نفوذ در معنای عام و خاص به ارائه شاخص­ هایی برای ارزیابی مقالات مجلات علمی پرداخته شده است. با توجه ‌به این­که در ایران بیشتر پژوهش­های انجام شده به بررسی مجلات حوزه ­های موضوعی خاص ‌بر اساس ضریب تأثیرو یا به بیان دیگر به بررسی مجلات ‌بر اساس کیفیت پرداخته شده است و کمتر مقاله­ای را ‌می‌توان یافت که در آن به ارزیابی مجلات ‌بر اساس شاخص نفوذ پرداخته شده­ باشد.

۱-۲٫ بیان مسئله

امروزه ارزیابی و شیوه های مربوط به آن یکی از دغدغه­ های اصلی سیاست­گذاران علمی در جوامع علمی داخلی و خارجی به شمار می­رود. از آنجایی که مقالات علمی مهم­ترین قالب برای بروندادهای علمی محسوب می­شوند، وجود معیارها و شاخص­ هایی که بر مبنای آن بتوان مقالات را از نظر میزان کیفیت و نفوذ ارزیابی کرد، بسیار ضروری است. با توجه ‌به این‌که اکثر معیارهای موجود به کمیت توجه دارند، در این پژوهش سعی بر آن است تا با بهره گرفتن از معیارها و شاخص­ های ارائه شده در پژوهش­های پیشین، به ارزیابی مقالات علمی از نظر کیفیت و نفوذ پرداخته شود. علوم و فنون مربوط به حوزه دانش هسته­ای نیز با توجه به اهمیت آن در بالا بردن سطح کیفیت و رفاه یک جامعه و همچنین با توجه ‌به این‌که در اولویت­های نقشه جامع علمی کشور نیز به آن تأکید شده است، در این تحقیق مورد توجه قرار گرفته است.در طی این پژوهش با بهره گرفتن از شاخص و معیارهای مربوطه، به بررسی کیفیت و نفوذ مقالات حوزه دانش هسته­ای ایران در پایگاه وب آو ساینس[۷]در طی سال­ها ۲۰۱۱-۲۰۰۷ پرداخته می­ شود.

استناد همواره به عنوان ابزاری برای ارزیابی مقالات علمی مورد توجه پژوهشگران حوزه علم­سنجی بوده ­است. نارین[۸] استناد را مساوی با قبول صحت و درستی یک مدرک توسط مدرک دیگری تعریف کرده­است. برای مثال هرگاه مدرک الف درسیاهه ارجاع­های مدرک ب ظاهر شود، بیانگر این است که مدرک الف توسط مدرک ب به عنوان یک منبع اطلاعاتی در حمایت از یک اندیشه یا یک واقعیت و… مورد استناد واقع شده­است(نارین، ۱۹۷۶). نویسنده هر اثر مکتوبی ممکن است بنا به علل متفاوت به تجربه­ای، قولی یا نوشته­ای اشاره کند، که به آن استناد می­گویند(حری، ۱۳۸۵: ۶۱۶-۶۲۰). دربخش ارزیابی با تحلیل استنادی، ضریب تأثیر شناخته­شده­ترین و در عین حال پراستفاده­ترین شاخص برای ارزیابی کیفیت مقالات محسوب می­ شود که خود دارای کم و کاستی­های بسیاری است. ضریب تأثیر یکی از مفاهیمی است که یوجین گارفیلد ابداع کرده ­است که در حال حاضر توسط تامسون رویترز در جی. سی. آر[۹] منتشر می­ شود و بیشتر به منظور ارزیابی وضعیت نشریات علمی و برون­دادهای علمی دانشمندان مورد استفاده قرار ‌می‌گیرد. گارفیلد معتقداست که ضریب تأثیر نمی‌تواند یک شاخص کامل و کارآمد برای ارزیابی کیفیت پژوهش باشد. اما از آنجایی که روش­ جایگزین دیگری برای آن وجود ندارد و همچنین این روش فواید بسیار زیادی نسبت به برخی از معیارهای ارزیابی نشریات دارد، می ­تواند به عنوان روش مناسبی برای ارزیابی کیفیت پژوهش­های علمی به حساب آید (گارفیلد[۱۰]،۱۹۹۹). برای محاسبه نفوذ مقالات در حوزه مورد مطالعه، از پایگاه ایجین فاکتور[۱۱] استفاده خواهد شد. در این پژوهش سعی بر این است تا علاوه بر ارائه‌ معیارهای مورد نیاز برای ارزیابی مقالات بر اساس دو شاخص کیفیت و نفوذ مقالات، معیارهای ظاهری برای ارزیابی کیفیت مقالات نیز ارائه شود. مسئله اصلی این پژوهش شناسایی و ارزش­گذاری معیارها و شاخص­ های ارزیابی کیفیت و نفوذ مقاله­ های علمی منتشر شده در حوزه دانش هسته­ای در ایران است. همچنین شناسایی شاخص ­ها و معیارهای کیفیت و نفوذ مقالات، ارزش­گذاری شاخص ­ها و معیارهای کیفیت و نفوذ مقالات از مسائلی است که در این تحقیق به آن پرداخته خواهد شد. این پژوهش به دنبال پاسخ‌گویی ‌به این سؤال است که چه معیارها و شاخص‌هایی را ‌می‌توان برای ارزیابی کیفیت و نفوذ مقالات در نظر گرفت و کیفیت و نفوذ مقالات بین‌المللی در حوزه دانش هسته­ای در ایران چگونه است.

۱-۳٫ اهداف پژوهش

۱-۳-۱٫هدف کلی

هدف کلی این تحقیق، شناسایی و اعتبارسنجی معیارهای و شاخص­ های ارزیابی کیفیت و نفوذ تولیدات علمی در حوزه دانش هسته­ای ایران است. با این حال، این تحقیق دارای هدف‌های تفصیلی به شرح زیر است:

۱-۳-۲٫ اهدف فرعی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




فرضیه اول:

H0: تاثیر اقلام ‌تعهدی اختیاری بر بازده سهام در شرکت‌های با رشد بالا در مقایسه با شرکت‌های با رشد پایین بالاتر نیست.

H1: تاثیر اقلام ‌تعهدی اختیاری بر بازده سهام در شرکت‌های با رشد بالا در مقایسه با شرکت‌های با رشد پایین بالاتر است.

فرضیه دوم:

H0: تاثیر اقلام ‌تعهدی اختیاری مثبت بر بازده سهام در شرکت‌های با رشد بالا در مقایسه با شرکت‌های با رشد پایین بالاتر نیست.

H1: تاثیر اقلام ‌تعهدی اختیاری مثبت بر بازده سهام در شرکت‌های با رشد بالا در مقایسه با شرکت‌های با رشد پایین بالاتر است.

مدل مورد استفاده برای آزمون فرضیه­ اول و دوم به شرح زیر است:

R = α۰ + α۱GROW + α۲OCF + α۳NDAC + α۴DAC + α۵DAC*GROW + ε

برای آزمون فرضیات اول و دوم و به منظور به به دست آوردن اطلاعات اضافی مدل فوق را در چهار مرحله برازش می­کنیم. در حالت اول متغیر رشد را در نظر نمی­گیریم تا اثر اقلام تعهدی اختیاری را بدون حضور متغیر رشد مورد بررسی قرار دهیم. در حالت دوم مدل فوق را به طور کامل برای تمام مشاهدات برازش می­کنیم. و نهایتاًً به منظور آزمون فرضیه دوم، مدل مذبور را در حالت سوم فقط برای مشاهدات مربوط به اقلام تعهدی اختیاری مثبت و در حالت چهارم برای مشاهدات مربوط به اقلام تعهدی اختیاری منفی مورد آزمون قرار می­دهیم. در مدل فوق اگر شرکت با رشد بالا باشد ضریب DAC برابر ۴ + α۵α خواهد بود و اگر شرکت با رشد پایین باشد ضریب DAC برابر ۴αخواهد بود، ‌بنابرین‏ در صورتی که۴α<4 + α۵α باشد بدین معنی است که ضریب DAC برای شرکت­های با رشد بالا از ضریب DAC برای شرکت­های با رشد پایین بیشتر است و این یعنی تاثیر اقلام تعهدی اختیاری بر روی بازده در شرکت­های با رشد بالا نسبت به شرکت­های با رشد پایین بیشتر است.نتایج حاصل از آزمون مدل فوق در چهار حالت مختلف در جدول­های ۴-۴ تا ۴-۷آورده شده است.

جدول شماره ۴-۴: نتایج آزمون فرضیه اول بدون در نظرگرفتن متغیررشد برای کل مشاهدات

مدل مورد استفاده:R = α۰ + α۱GROW + α۲OCF + α۳NDAC + α۴DAC + α۵DAC*GROW + ε

حالت اول: بدون در نظرگرفتن متغیررشد برای کل مشاهدات

t(p-value)

t

ضریب

علامت اختصاری

عنوان متغیر

۰۰۰/۰

۶۷۸۳۴۷/۸

۳۳۹۵۴/۱۷

C

مقدار ثابت

۲۴۵۴/۰

۱۶۲۲۳۲/۱

۵۸۷۳۲/۰

OCF

جریان وجوه نقد عملیاتی

۰۰۱۳/۰

۲۱۴۸۴۷/۳

۶۳۹۸/۱۴۴

NDAC

اقلام تعهدی غیراختیاری

۰۰۰۳/۰

۶۴۳۲۵۹/۳

۱۲۵۰۵/۲۷

DAC

اقلام تعهدی اختیاری

F= 737/8F(p-value)=000/0AdjR2= 3/2% D.W=01/2 تعداد مشاهدات:۹۹۱

با توجه به اطلاعات جدول شماره ۴-۴ آمارهF برابر ۷۳۸/۸ بوده و در سطح ۹۹ درصد معنی­دار ‌می‌باشد که نشان دهنده معنی­دار بودن رگرسیون ‌می‌باشد. همچنین آماره دوربین واتسون برابر ۰۱/۲ و بیانگر عدم وجود خودهمبستگی بین متغیرهای مدل ‌می‌باشد.

جدول شماره ۴-۵: نتایج آزمون فرضیه اول با در نظرگرفتن متغیررشد برای کل مشاهدات

مدل مورد استفاده:

R = α۰ + α۱GROW + α۲OCF + α۳NDAC + α۴DAC + α۵DAC*GROW + ε

حالت دوم: با در نظرگرفتن متغیررشد برای کل مشاهدات

t(p-value)

t

ضریب

علامت اختصاری

عنوان متغیر

۰۰۲۸/۰

۹۹۹۶۳۴/۲

۲۵۰۹۱۸/۷

C

مقدار ثابت

۰۰۰/۰

۵۳۴۶۸۲/۶

۵۴۹۹/۲۱

GROW

رشد

۰۸۹۸/۰

۶۹۸۳۴۳/۱

۸۳۹۳۱۳/۰

OCF

جریان وجوه نقد عملیاتی

۰۰۳۵/۰

۹۲۳۳۷۲/۲

۸۰۰۶/۱۲۸

NDAC

اقلام تعهدی غیراختیاری

۴۳۸۸/۰

۷۷۴۵۹۳/۰

۱۴۰۹۱/۷

DAC

اقلام تعهدی اختیاری

۰۱۹/۰

۳۴۹۶۳۹/۲

۷۷۱۹۳/۳۵

DAC×GROW

رشد در اقلام تعهدی اختیاری

F=045/16F(p-value)=000/0AdjR2= 7% D.W= 004/2 تعداد مشاهدات:۹۹۱

همان‌ طور که در جدول شماره ۴-۵ نشان داده شده است، آماره F برابر ۰۴۵/۱۶ ‌می‌باشد و در سطح ۹۹ درصد معنی­دار ‌می‌باشد که بیانگر معنی­دار بودن رگرسیون ‌می‌باشد. همچنین آماره دوربین واتسون برابر ۰۰۴/۲ بوده و نشان دهنده عدم وجود خودهمبستگی ‌می‌باشد.

به منظور آزمون فرضیه اول از اطلاعات جدول­های ۴-۴ و ۴-۵ استفاده می­گردد. همان‌ طور که مشاهده می­گردد R2تعدیل شده از ۳/۲% به ۷% افزایش یافته است که نشان می­دهد با اضافه شدن متغیر توضیحی رشد(GROW)، سطح معنی­داری مدل افزایش می­یابد. همان گونه کهدر جدول ۴-۴ مشاهده می­گردد ضریب متغیر DAC برابر ۱۲۵/۲۷ و سطح معنی­داری آزمون برابر ۰۰۰۳/۰ ‌می‌باشد که نشان می­دهد بین اقلام تعهدی اختیاری و بازده شرکت در سطح ۹۹ درصد رابطه معنی­داری وجود دارد. این نتیجه نشان می­دهد اقلام تعهدی اختیاری بر روی بازده تاثیر مثبت و معنی­داری دارد. در ادامه، اطلاعات جدول ۴-۵ نشان می­دهد ضریب متغیر DAC برابر ۱۴/۷ و سطح معنی­داری آن برابر ۴۳۸۸/۰ ‌می‌باشد اما ضریب متغیر DAC×GROW برابر ۷۷۲/۳۵ و سطح معنی­داری آزمون برابر ۰۱۹/۰ ‌می‌باشد که بیانگر سطح معنی­داری ۹۵ درصد ‌می‌باشد. همان‌ طور که مشاهده می­گردد ضریب متغیر DACبرای شرکت­های با رشد بالا برابر ۹۱/۴۲ (۱۴/۷ + ۷۷/۳۵) و برای شرکت­های با رشد پایین برابر ۱۴/۷ ‌می‌باشد. این نتیجه بیانگر بالاتر بودن تاثیر اقلام تعهدی اختیاری بر بازده در شرکت­های با رشد بالا نسبت به شرکت­های با رشد پایین ‌می‌باشد. به عبارتی تاثیر اقلام تعهدی بر روی بازده در شرکت­های با رشد بالا نسبت به شرکت­های با رشد پایین بالاتر است. ‌بنابرین‏ با توجه به نتایج به دست آمده فرضیه اول تحقیق در سطح اطمینان ۹۵ درصد تأیید می­ شود. این نتیجه بیانگر این موضوع است که بازار نسبت به اقلام تعهدی واکنش نشان می­دهد. همان‌ طور که مشاهده می­گردد اقلام تعهدی غیراختیاری نیز در جدول ۴-۴ دارای ضریب۶۳۹/۱۴۴ و سطح معنی­داری ۰۰۱۳/۰ و در جدول ۴-۵ دارای ضریب ۸۰۰۶/۱۲۸ و سطح معنی­داری ۰۰۳۵/۰ ‌می‌باشد که به معنی وجود رابطه معنی­دار بین اقلام تعهدی غیراختیاری و بازده سهام به ترتیب در سطح ۹۹ و ۹۵ درصد ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ ‌می‌توان نتیجه گرفت که فعالان بازار سرمایه به اقلام تعهدی در شرکت­های دارای رشد توجه بیشتری دارند. این نتیجه با تحقیق هرشلایفر(۲۰۰۲) و مشایخی و شریعتی (۱۳۸۸) مشابه اما با تحقیق روبین و وو(۲۰۱۴) مغایر ‌می‌باشد.

جدول شماره ۴-۶:نتایج آزمون فرضیه دوم برای مشاهدات اقلام تعهدی اختیاری مثبت

مدل مورد استفاده:

R = α۰ + α۱GROW + α۲OCF + α۳NDAC + α۴DAC + α۵DAC*GROW + ε

حالت سوم:اقلام تعهدی اختیاری مثبت (DAC>0)

t(p-value)

t

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




‌بنابرین‏ در همان لحظه‌ای که تسلیم محقق می‌شود، ضمان مبیع هم به مشتری منتقل می‌گردد . بند یک ماده ۶۷ کنوانسیون در این زمینه می‌گوید :

«۱- هرگاه قرارداد بیع متضمن حمل کالا باشد و بایع ملزم به تسلیم آن در محل معینی نباشد، از زمانی که کالا مطابق قرارداد بیع، جهت ارسال به مشتری تسلیم اولین متصدی حمل و نقل می‌شود، ضمان به مشتری منتقل می‌شود …» .

منظور از اولین متصدی حمل، شخصی غیر از فروشنده یا نماینده اوست . ‌بنابرین‏ بارگیری کالا در کامیون فروشنده، موجب انتقال ضمان نیست و مطابق ماده ۳۰ کنوانسیون اگر بایع طبق قرارداد مبیع را تسلیم متصدی حمل نمود، به تعهد خود عمل نموده و ضمان به خریدار منتقل می‌شود . (صفایی و همکاران، ۱۳۹۰ : ۸۶) (خزایی، ۱۳۸۶ : ۱۱۷) (جمعی از نویسندگان، ۱۳۷۴ : ۲۳) (سماواتی، ۱۳۸۹ : ۵۸)

شارحین کنوانسیون بند یک ماده ۶۷ را محدود به حصول سه شرط می‌کنند :

    1. قرارداد متضمن حمل باشد .

    1. فروشنده ملزم به تسلیم کالا در محل معینی نباشد .

  1. شرط نشده که کالا به خریدار تحویل داده شود .

قسمت اول بند یک می‌تواند شامل تسلیم مبیع به متصدی حمل در محل تجارت بایع و یا غیر از آن باشد و چون نسبت به محل معینی توافق نشده، لذا بایع با تسلیم مبیع در هر کدام از محل‌های مورد نظر خودش تعهد خود را اجرا می‌کند .

نهایتاًً در بحث از محدوده اعمال ماده ۶۷ با توجه به اطلاق ماده مذبور باید گفت حمل مبیع از طریق دریا، خشکی یا هوا و یا به صورت ترکیبی از این روش‌ها همگی مشمول این ماده‌اند و انحصار به نوع خاصی ندارد. (جمعی از نویسندگان، ۱۳۷۴ : ۲۶)

بند اول – انتقال ضمان در قرارداد متضمن حمل که بایع ملزم به تسلیم مبیع در محل معینی باشد:

قسمت دوم بند یک ماده ۶۷ مقرر می‌دارد : «هرگاه بایع ملزم به تسلیم کالا به متصدی حمل و نقل در محل معینی باشد، تا زمانی که کالا تسلیم متصدی حمل و نقل در محل مذبور نشده است ضمان به مشتری منتقل نخواهد شد …» .

در این مورد بایع متعهد است کالا را در محل معین و به متصدی حمل معینی تحویل دهد . در این صورت با تحویل کالا در آن محل و به همان متصدی، ضمان مبیع به مشتری منتقل می‌شود . اما اگر قبل از تحویل در آن محل، فروشنده مجبور شود کالا را به متصدی یا متصدیان حمل دیگری تحویل دهد، چون تسلیم صورت نگرفته است، انتقال ضمان هم تحقق نمی‌یابد مثلاً اگر بایع متعهد باشد که کالا را در بندر معینی به کشتی تحویل دهد، هرگاه قبل از تحویل به کشتی لازم باشد، کالا از طریق کامیون یا قطار تا بندر مذبور حمل شود، تحویل به کامیون یا قطار موجب انتقال ضمان نیست . قسمت دوم بند یک ماده ۶۷ همه‌ مواردی را که فروشنده ملزم به تسلیم کالا به یک متصدی حمل در یک محل معین است را شامل می‌شود، اعم از اینکه کالا توسط یک متصدی حمل و نقل کننده‌ دیگر به آن محل آورده شده باشد یا توسط وسیله شخصی فروشنده. (صفایی و همکاران، ۱۳۹۰ : ۸۶) (جمعی از نویسندگان، ۱۳۷۴ : ۲۶)

گفتار پنجم- تأثیر نگهداری اسناد کالاها در انتقال ضمان

ماده ۶۷ کنوانسیون در قسمت آخر بند ۱ مقرر می‌دارد، «این امر که بایع مجاز باشد اسناد کالاها را نزد خود نگه دارد، اثری در انتقال ضمان نخواهد داشت»، زیرا انتقال ضمان وابسته به انتقال فیزیکی کالا به مشتری است و ممکن است این اسناد توسط فروشنده یا نماینده او نگهداری شود، تا تضمینی در قبال پرداخت ثمن باشد.

پس انتقال ضمان که نتیجه‌ جابجایی فیزیکی کالا است، ارتباطی به نگهداری اسناد ندارد . کنوانسیون ضمان و مالکیت را از هم مجزا می‌کند و ملاک انتقال ضمان را تحویل مبیع قرار می‌دهد تا قواعد مربوط به انتقال ضمان تغییر نکند . (کریم کاشی، ۱۳۷۹ : ۴۱) (دکتر انصاری معین، ۱۳۸۷ : ۱۹۹)

گفتار ششم- لزوم تخصیص مبیع برای انتقال ضمان

صرف تسلیم کالا به متصدی حمل موجب انتقال ضمان به مشتری نیست، بلکه لازم است کالا مشخص شده باشد (ماده (۲) ۶۷ کنوانسیون).

بند ۲ ماده ۶۷ مقرر می‌دارد:

«با این وصف تا زمانی که کالاهای موضوع قرارداد، خواه از طریق علامت گذاری روی آن‌ ها، خواه به وسیله بارنامه‌ها و خواه با اخطار به مشتری یا به نحو دیگر، کاملاً مشخص نشده باشند، ضمان به مشتری منتقل نخواهد شد» .

فلسفه لزوم تخصیص کالا این است که فروشنده در مواردی که قسمتی از کالای خودش را که ارسال کرده تلف شده یا خسارت دیده است نتواند متقلبانه مدعی شود که کالای تلف شده یا خسارت دیده آن‌هایی هستند که خریدار آن‌ ها را خریده است. (صفایی و همکاران، ۱۳۹۰ : ۸۷) (جمعی از نویسندگان، ۱۳۷۴: ۲۷) (سماواتی، ۱۳۸۹ : ۶۱)

گفتار هفتم- انتقال ضمان در کالای فروخته شده طی حمل در کنوانسیون

به موجب ماده ۶۸ کنوانسیون «‌در مورد مبیعی که در حال حمل فروخته می‌شود، ضمان از تاریخ انعقاد قرارداد به مشتری منتقل می‌شود . معهذا اگر از اوضاع و احوال چنین برآید، از تاریخ تسلیم کالا به مؤسسه‌ی حمل و نقلی که اسناد مربوط به قرارداد حمل را صادر می‌کند، ضمان بر ذمه‌ی مشتری مستقر خواهد شد.با این وصف، چنانچه بایع در زمان انعقاد قرارداد نسبت به تلف کالا یا زیان دیدن آن اطلاع داشته یا می‌باید اطلاع می‌داشت و این امر را به آگاهی مشتری نرسانده باشد، ضامن تلف یا زیان خواهد بود».در این ماده به سه مورد اشاره شده است که به بررسی آن‌ ها در ذیل می‌پردازیم:

بند اول- انتقال ضمان از لحظه‌ی انعقاد عقد

در موردی که کالا در حال حمل به مشتری است و پیش از رسیدن به وی، به دیگری فروخته می‌شود در این موارد قاعده اصلی انتقال ضمان در زمان تسلیم، قابل اعمال نیست . زیرا وقتی کالا به متصدی حمل تحویل شده، به منظور ارسال به مشتری دوم نبوده است، چون در آن زمان هنوز قرارداد دوم منعقد نشده تا انتقال ضمان صورت گیرد در این مورد ضمان از لحظه‌ی انعقاد قرارداد به مشتری منتقل
می شود . (جمعی از نویسندگان، ۱۳۷۴ : ۳۲) (صفایی و همکاران، ۱۳۹۰ : ۸۹) (سماواتی، ۱۳۸۹ : ۵۸)

در هر صورت انتخاب زمان انعقاد عقد برای انتقال ضمان به عنوان قاعده اصلی پذیرفته نشده و با تسلیم مبیع، ضمان منتقل می‌شود.

زیرا، در بیع بین‌المللی اغلب مبیع کلی است و در زمان انعقاد قرارداد یا هنوز مشخص نشده و یا حتی تولید نشده است و در دست بایع یا نماینده وی می‌باشد . واضح است که انتخاب زمان انعقاد عقد برای انتقال ضمان در ماده ۶۸ ‌به این دلیل است که در زمان انعقاد قرارداد مبیع از کنترل بایع خارج شده و از این پس کالا در مالکیت و تصرف حکمی و فرضی خریدار قرار دارد و در نتیجه خریدار در شرایط بهتری نسبت به بایع از جهت اخذ خسارت از طریق بیمه قرار دارد.

تفاوت عمده ماده ۶۸ با (۱) ۶۷ در این است که در ماده ۶۷ ابتدا عقد منعقد و سپس مبیع تسلیم متصدی حمل می‌شود اما در قسمت اول ماده ۶۸ لحظه‌ی انتقال ضمان و انعقاد عقد، یکسان و منطبق می‌باشد و با انعقاد قرارداد فرض می‌شود که از این پس مبیع برای انتقال به خریدار (مالک) تسلیم متصدی حمل (نماینده مالک) شده است . (مهاجر، ۱۳۸۴ : ۷۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




فرض صفر و فرض مقابل در این آزمون به صورت زیر نوشته می‌شود.

داده ها برای متغیر وابسته از توزیع نرمال پیروی می‌کند

داده ها برای متغیر وابسته از توزیع نرمال پیروی نمی‌کند

فرض نرمال بودن متغیرهای وابسته تحقیق با بهره گرفتن از آزمون کولموگورف- اسمیرنف به شرح زیر آزمون شده است.نتایج حاصل از آزمون KS در خصوص بررسی نرمال بودن توزیع متغیر بازده اضافی سهام (CAR) به عنوان متغیر وابسته تحقیق به شرح جدول زیر است:

جدول ۴-۲- بررسی نرمال بودن توزیع متغیر بازده اضافی سهام

سطح معنی داری

آماره Z

منفی

مثبت

قدر مطلق

پارامتر های نرمال

حجم جامعه

سال

انحراف معیار

میانگین

۸۳۱/۰

۵۰۴/۰

۹۲۵/۰

۸۵۸/۰

۹۶۷/۰

۸۲۱/۰

۶۲۴/۰

۸۲۵/۰

۵۴۷/۰

۶۰۴/۰

۴۹۵/۰

۶۳۱/۰

۱۱۳/۰-

۲۳۶/۰-

۲۰۵/۰-

۱۹۳/۰-

۱۲۵/۰-

۱۵۵/۰-

۱۷۵/۰

۱۷۴/۰

۳۱۳/۰

۲۹۴/۰

۱۹۰/۰

۲۳۴/۰

۱۷۵/۰

۲۳۶/۰

۳۱۳/۰

۲۹۴/۰

۱۹۰/۰

۲۳۴/۰

۱۵۰۹۳/۱۵

۴۸۸۲۴/۱۹

۱۶۸۵۳/۳۲

۳۳۸۶۱/۴۰

۸۵۰۲۲/۱۸

۴۴۳۹۲/۱۲

۱۲۵۲۴/۲

۳۸۹۵۰/۲-

۰۷۹۱۳/۳-

۹۵۶۱۹/۰

۱۰۰۱۲/۰

۴۱۸۸۷/۱

۶۳

۱۶۱

۴۶

۱۱۳

۸۰

۶۲

۱۳۸۴

۱۳۸۵ CAR

۱۳۸۶

۱۳۸۷

۱۳۸۸

۱۳۸۹

همان­طور که درجدول فوق ‌می‌توان مشاهده کرد سطح معناداری آماره KS در آزمون کولموگورف-اسمیرنف درتمام سال­های تحقیق بیشتر از ۵% است.‌بنابرین‏ در تمام سال­هایی که مقدار سطح معناداری آماره KS بیشتر از ۵% ‌می‌باشد، فرض صفر فوق مبنی بر داشتن توزیع نرمال در سطح اطمینان ۹۵% تأیید می­ شود و توزیع متغیر نرمال ‌می‌باشد. مطابق نتایج به دست آمده از آزمون کولموگورف-اسمیرنف متغیر بازده اضافی سهام (CAR)، مقدار سطح معناداری آماره KS در تمام سال­های تحقیق بیشتر از ۵% ‌می‌باشد و این بدان معنا است که فرض صفر این آزمون (مبتنی بر نرمال بودن توزیع متغیر وابسته) در سطح اطمینان ۹۵% تأیید می­ شود از این رو ‌می‌توان نتیجه گرفت که مقادیر باقیمانده در خط رگرسیون نیز دارای توزیع نرمالی هستند و احتمالاً ناهمسانی واریانس ندارند(ترکیب داده ­های نرمال نیز نرمال است). ‌بنابرین‏ توزیع متغیربازده اضافی سهام به عنوان متغیر وابسته تحقیق در تمام سال­ها نرمال ‌می‌باشد.

۴-۳-۲- آزمون نرمال بودن خطاها

یکی از مفروضات در نظر گرفته شده در رگرسیون، داشتن توزیع نرمال خطاها، با میانگین صفر ‌می‌باشد. بدیهی است در صورت عدم برقراری این پیش فرض، نمی­ توان از رگرسیون استفاده کرد. بدین منظور باید مقادیر استاندارد خطاها محاسبه شود و نمودار توزیع داده ­ها و نمودار توزیع نرمال آن ها رسم شود و سپس مقایسه­ ای بین دو نمودار صورت گیرد. در صورتی که خطاها دارای توزیع نرمال نباشند، ‌می‌توان از لگاریتم متغیرها به جای خود متغیرها استفاده کرد.

نمودار توزیع خطاها و مقایسه آن با توزیع خطاهای متغیر وابسته تحقیق در مدل­های مختلف تحقیق در نمودارهای زیر به تصویر کشیده شده است. همان‌ طور که در نمودار زیر ‌می‌توان مشاهده کرد توزیع خطاها بسیار نزدیک به توزیع نرمال بوده است. همچنین میانگین و انحراف معیار این متغیرها به میانگین و انحراف معیار توزیع نرمال (به ترتیب ۰ و ۱) بسیار نزدیک هستند. ‌بنابرین‏ این پیش فرض رگرسیون نیز تأیید می­ شود و در ادامه تحقیق ‌می‌توان برای انجام تحلیل­های خود از رگرسیون خطی استفاده نماییم.

الف) نمودار توزیع خطا مدل اول تحقیق

ب) نمودار توزیع خطاها در مدل دوم تحقیق

پ) نمودار توزیع خطاها در مدل سوم تحقیق

۴-۳-۳- آزمون هم خطی

هم خطی وضعیتی است که نشان می­دهد یک متغیر مستقل تابعی خطی از سایر متغیرهای مستقل است. اگر هم خطی در یک معادله رگرسیون بالا باشد ، بدین معنی است که بین متغیرهای مستقل همبستگی بالایی وجود دارد و با وجود بالا بودن R2 ، مدل دارای اعتبار بالایی نیست. به عبارت دیگر با وجود آن­که مدل خوب به نظر می­رسد ولی دارای متغیرهای مستقل معنی داری نمی ­باشد.

برای انجام آزمون هم­خطی متغیرها از آماره­ای به نام عامل تورم واریانس (VIF) و تولرانس (Tolerance) استفاده می­گردد. هرچه مقدار تولرانس کم باشد اطلاعات مربوط به متغیرها کم بوده و مشکلاتی در استفاده از رگرسیون ایجاد می شود. عامل تورم واریانس نیز معکوس تولرانس بوده و هر چقدر افزایش یابد باعث می­ شود واریانس ضریب رگرسیون افزایش یافته و رگرسیون را برای پیش‌بینی نامناسب سازد، به عبارتی هر چه مقدارآماره عامل تورم واریانس (VIF) نزدیک به یک باشد، احتمال وجود هم­خطی بین متغیرهای مستقل تحقیق، کاهش می­یابد و چنانچه مقدار آن بزرگتر از ۱۰ باشد نشان دهنده وجود هم­خطی است و در استفاده از رگرسیون مشکل جدی وجود دارد (مومنی، ۱۳۹۱). نتایج حاصل از آزمون هم­خطی در ادامه ذکر خواهد شد.

۴-۳-۴- نمودارهای پراکنش

در نمودارهای پراکنش (scatter)، متغیر وابسته در مقابل متغیرهای مستقل ترسیم می­ شود. به دو دلیل از این نمودارها قبل از برآورد مدل استفاده می­ شود:

الف- تشخیص نقاط پرت در داده ­ها.

ب) بررسی اینکه آیا رابطه خطی برای داده ها مناسب­تر است یا اینکه مدل غیر خطی (از جمله درجه دوم و سوم و …) باید برای بیان ارتباط استفاده گردد.

همان­گونه که در نمودارهای زیر دیده می­ شود در اکثر نمودارها رابطه بین دو متغیر مستقل و وابسته به صورت منحنی نیست و رابطه خطی برای بیان رابطه بین این دو متغیر مناسب­تر است. همچنین در برخی موارد رابطه معناداری بین دو متغیر وجود ندارد. علاوه بر این نقطه پرت زیادی در داده ­ها دیده نمی­ شود.

همان­طور که در نمودار­های فوق ‌می‌توان مشاهده کرد رابطه بین کیفیت سود بر اساس الگوی اسلوان (EQ) و الگوی دی­چو (DDEQ) و بازده اضافی سهام شرکت (CAR) به صورت منفی به نظر می­رسد.

در نمودارهای بالا رابطه بین تفاوت سود قبل از تعدیل و سود تعدیل شده (MAT) با بازده اضافی سهام (CAR) به صورت مثبت و معنادار مشاهده شده است اما رابطه بین اندازه شرکت و بازده اضافی سهام (CAR)، به صورت معنادار مشاهده نشده است.

مطابق نمودار فوق، رابطه بین متغیرهای نسبت بدهی (Lev) و بازده خرید و فروش سهام در ۱۲۰ روز گذشته (Prior_Ret) با بازده اضافی سهام (CAR) به صورت مثبت و معنادار مشاهده شده است.

    1. Sloan ↑

    1. Dechow, P. M., and I. D. Dichev. ↑

    1. Palmrose, Z.-V., V. J. Richardson, and S. Scholz ↑

    1. Xiong Y. ↑

    1. Financial Accounting Standards Board (FASB) ↑

    1. Schipper, K, and L. Vincent ↑

    1. ۳۳٫ Rotenstein, A ↑

    1. Richardson, S. et. al ↑

    1. Penman & Zhang ↑

    1. Mikhail, B et al ↑

    1. White ↑

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




حالت ج) هیجان ها را به گونه ای مناسب و بدون حمله کردن به طرف مقابل بیان کنید. در این حالت مخاطب شما مورد حمله قرار نمی گیرد. اما در عین حال شما هیجان خود را به گونه ای مناسب بیان می کنید این رفتار را رفتار جرئت آمیز یا قاطعانه می‌نامند.

آگاهی از هیجان های دیگران

مؤلفه‌ سوم هوش هیجانی به آگاهی از هیجان های دیگران مربوط می شود، چگونه هیجان های دیگران را درک می‌کنیم؟ افرادی که دارای هوش هیجانی هستند نسبت به هیجان های دیگران فوق العاده حساس، دقیق، و هوشیارند در حالی که افراد فاقد هوش هیجانی کاملاً به هیجان ها و احساسات دیگران بی توجه هستند.

مدیریت هیجان ها

مدیریت هیجان ها، چهارمین مؤلفه‌ هوش هیجانی است، هنگام هجوم بی وقفه سیلاب هیجان ها چه واکنشی نشان می‌دهیم؟ آیا ما هیجان ها را مدیریت می‌کنیم یا این هیجان ها هستند که ما را مدیریت می‌کنند؟ در برخورد با هیجان ها می توان به ۳ صورت عمل کرد:

۱- کاملاً منفعل باشیم هیجان ها به طور کامل بر ما مستولی شوند.

۲- هیجان ها را سرکوب و به شدت از بروز آن ها جلوگیری کنیم.

۳- هیجان ها را مدیریت کنیم.

مدیریت هیجان ها به معنی مدیریت آگاهانه، حاذقانه و خلاقانه آن ها است. مدیریت هیجان ها مستلزم آگاهی از وجود، ظهور، حضور نقش آفرینی آن ها است. به عبارت دیگر، بدون آگاهی از هیجان ها نمی توان به مدیریت آن ها پرداخت. مدیریت هیجان ها صرفاً شامل هیجان های منفی مانند خشم، غم و ناامیدی نیست بلکه هیجان های مثبت از قبیل شادی را نیز در بر می‌گیرد (فاطمی، ۱۳۸۵).

نظریات مطرح شده در حوزه هوش هیجانی

این تعبیر که هیجان‌ها نوعی اطلاعات هستند، کمک کرد تا در سال ۱۹۹۰ ، مفهومی کاملاً پروبال گرفته از هوش هیجانی ظاهر شود. دو روانشناس آمریکایی، پیتر سالووی[۴] و جان مایر[۵] اولین کسانی بودند که این اصطلاح را به کار بردند.

نظریه سالووی و مایر براین باور استوار بود که تعداد کمی از مهارت‌های ویژه وجود دارد که در همه آن ها یا دقت مهم است یا کارایی، دقت در شناخت و درک حالات هیجانی خود و دیگران و کارایی در تنظیم، کنترل و استفاده از هیجان ها در رسیدن به اهداف، به نظر سالووی و مایر در هوش هیجانی ۴ جنبه اساسی وجود دارد:

۱- ادراک هیجان‌ها: به توانایی شناخت دقیق درست هیجانات در خود و دیگران و تمیز قائل شدن بین ابراز هیجانات واقعی از هیجانات نادرست و غیرواقعی اشاره دارد.

۲- تنظیم هیجان‌ها: به توانایی تنظیم مؤثر و تعدیل شدت هیجانات و مدیریت آن در خود و دیگران اشاره دارد که این امکان را به فرد می‌دهد که هیجانات منفی را تعادل و ملایم نموده و هیجانات مضر و آسیب زا را به صورتی سازگار و انطباقی تبدیل کند.

۳- شناخت هیجان‌ها: توانایی فهم هیجانات و استفاده سریع و صادقانه، انعطاف پذیری و ابتکاری از هیجانات در موقعیتهای اجتماعی است که در جهت حفظ انگیزه های مثبت برای رسیدن به اهداف به کار می رود.

۴- استفاده از هیجانهاست

نظریه دیگر، نظریه گلمن بود که خیلی سریع تر و فراگیرتر از نظریه سالووی و مایر بود.

توصیف گلمن از هوش هیجانی، که در طول سالها تحول یافته است. چهار زمینه را در بر می‌گیرد. خودآگاهی، خود – مدیریتی، آگاهی و اجتماعی و مدیریت رابطه، او بیست قابلیت مشخص ارائه می‌دهد که در قالب این ۴ زمینه جای می گیرند. برای مثال، زمینه خود – مدیریتی شامل ۶ قابلیت می شود: خود – داری، قابل اعتماد بودن. وظیفه شناسی، سازگاری انگیزه پیشرفت و قابلیت ابتکار و رهبری. (براوبری – گریوز / ترجمه: گنجی. ۱۳۸۴)

تئوری هوش هیجانی گلمن

۱- خودآگاهی به معنای تشخیص احساسات و یافتن واژگانی برای بیان آن ها، و دریافتن پیوند موجود میان افکار، احساسات و واکنش ها، آگاهی بر اینکه در تصمیم گیری فکر یا احساسات غلبه دارد. خودآگاهی همچنین به شکل تشخیص نقاط قوت وسعت خود و دیدن خویش به گونه ای مثبت اما واقع بینانه نیز جلوه گر می شود.

۲- کنترل هیجان‌ها: افزایش تحمل کافی و کنترل خشم / کاهش اهانت / توانایی ابراز خشم به شیوه ای مناسب / و بهتر کنار آمدن با فشار روانی را شامل می شود.

۳- موفقیت در مهار هیجان ها: افزایش احساس مسئولیت / افزایش توانایی تمرکز بر تکلیف در دست انجام و عطف توجه / کاهش تکانشگری و افزایش خویشتن داری.

۴- همدلی: یافتن هیجان ها/ افزایش توانایی درک دیدگاه طرف مقابل و افزایش همدلی و حساسیت نسبت به احساسات دیگران / افزایش توانایی گوش کردن به صحبت های دیگران را در بر می‌گیرد.

۵- حفظ ارتباط ها: افزایش توانایی تجزیه و تحلیل و درک ارتباط ها / بهبود و عملکرد در حل تعارضات و مذاکره بر سر. موضوع های مورد اختلاف / افزایش توانایی در حل مشکلات موجود در ارتباط ها/ افزایش جرئت و مهارت در مراوده با دیگران / افزایش محبوبیت و اجتماعی بودن/ افزایش علاقه و ملاحظه، پیروی از جمع، و هماهنگی با گروه ها. (گلمن، ۱۹۹۵ ، ترجمه: پارسا، ۱۳۸۰)

تئوری هوش هیجانی از دیدگاه بار – اون:

ویون بار – اون، هوش هیجانی را نوعی از هوش غیرشناختی می‌داند که شامل یک دسته از توانایی ها و مهارت‌های اجتماعی و هیجانی است و این توانمندیها فرد را در جهت سازگاری مؤثر با فشارها و موقعیت های دشوار اجتماعی، یاری می رساند. (بار – اون ۱۹۹۰)

از دیدگاه او، هوش هیجانی در طول زمان قابل تغییر و رشد است و می‌تواند با برنامه های ویژه ای این مهارت‌های هیجانی را آموزش داد. ابعاد هوش هیجانی از دیدگاه بار – اون

خودآگاهی هیجانی، قاطعیت، حرمت نفس، خودشکوفایی، استقلال، همدلی، روابط بین فردی، مسئولیت پذیری اجتماعی، حل مسئله، واقعیت سنجی، انعطاف پذیری، تحمل فشار – کنترل تکانه، شادکامی، خوش بینی.

۱- خودآگاهی هیجانی[۶]

خودآگاهی هیجانی توانایی تشخیص و درک احساسات است. این مؤلفه‌ ها تنها آگاهی از احساسات یک فرد و هیجانات وی نیست بلکه همچنین شامل توانایی تمایز بین آن ها به منظور پی بردن ‌به این امر است که شخصی چه احساسی دارد و چرا این احساس در امر شکل گرفته است و همچنین به منظور پی بردن به آنچه سبب این احساسات است.

۲- قاطعیت[۷]

قاطعیت توانایی بیان احساسات، عقاید و افکار خود و دفاع از حقوق خود به شیوه ای غیرمخرب است. قاطعیت دارای ۳ بعد است. الف) توانایی بیان احساسات، ب) توانایی بیان آشکار عقاید و افکار خود، ج) توانایی ایستادگی برای احقاق حقوق خود. (بار – اون، ۱۹۹۷)

۳- حرمت ذات[۸]

حرمت ذات توانایی احترام به خود و پذیرش خود به عنوان شخصی اساساً خوب است. احترام به خود اصولاً قبول و درست داشتن خود و آن گونه که هستیم می‌باشد. پذیرش خود، توانایی پذیرش جنبه‌های مثبت و منفی محدودیت ها و قابلیت های خود است.

۴- خودشکوفایی[۹]

خودشکوفایی به توانایی شناخت توانمندی‌های بالقوه خود اشاره دارد. این بعد از هوش هیجانی تبیین جستجو برای معنی بخشیدن به زندگی است. خودشکوفایی فرایندی مستمر و پویا برای کسب حداکثر رشد توانایی‌ها و قابلیت‌ها و استعداد ‌ها‌ است.

۵- استقلال[۱۰]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:56:00 ق.ظ ]




بعد دوم وفاداری ممکن است محرک ها ی شناختی باشد که در آن رفتار مصرف کننده منطقی تر و از ارزیابی مشتری نسبت به رابطه اش با ارائه دهنده، نشأت می‌گیرد . این ارزیابی ممکن است شامل طرز تفکرهایی باشد که مشتری از کیفیت محصول، قیمت، نحوه حل مشکلات مشتری توسط شرکت یا ساختار توزیع شرکت باشد . این امر منطقی به نظر می‌رسد که بگوییم که بر خلاف رضایت مشتری، وفاداری نگرشی، پویایی عدم اطمینان کمتری دارد .سطح رضایت مشتری با تجربیات وی از کیفیت محصول و خدمات، بالا و پایین می شود؛ اما وفاداری کمتر و آهسته تر دستخوش تغییر قرار می‌گیرد((Derek R Allen; 2004,16.

۲-۳۴ ارزش از نگاه مشتری

در این بخش تلاش داریم تا بیان وتوضیح دیدگاه ها و مدل‌های متنوع ارزش درک شده به تفصیل متغییرهای مستقل تحقیق بپردازیم.

در مفهوم بازاریابی اعتقاد بر این است که نیل به اهداف سازمانی بستگی تام به تعریف و تعیین نیازها و خواسته‌های بازارهای هدف و تأمین رضایت مشتری به نحوی مطلوب‌تر و مؤثرتر از رقبا دارد. در دنیای رقابتهای فزاینده امروز، شرکتهایی موفق خواهند بود که رضایت مشتریان خود را بیشتر تأمین کنند. شرکتهایی که صرفا به دنبال فروش کوتاه مدت نبوده و کسب رضایت بلند مدت مشتری را از طریق ارائه کالاها و خدمات همراه با ارزش برتر و متمایز وجه همت خود قرار دهند(Christoppher,1996,55).

در این بازار فوق‌العاده پویا مشتری از سازمان انتظار دارد که بیشترین ارزش‌ها را با مناسب‌ترین قیمت عرضه کند و سازمان‌ها نیز مدام به دنبال روش های جدید و ایجاد نوآوری در خلق و ارائه ارزش هستند و حتی از ارزش مشتری تحت عنوان «منبع آتی مزیت رقابتی» خویش نام می‌برند

).,۳۹۸ (Kandampully&Khanh , 2004

تریسی و ویرسما بر مبنای نتایج تحقیقاتشان در زمینه رقابت مدرن و آنچه رهبران بازار را در این میدان موفق نگه داشته به سه حقیقت مهم که درک عمیقی می‌طلبند، اشاره می‌کنند:

    1. ایجاد ارزش

    1. مدل عملیاتی ارزش

  1. راهبردهای ارزشمند

اولین مورد به وعده تلویحی و ضمنی مدیریت سازمان جهت ارائه ترکیبی از عوامل ایجاد کننده ارزش مثل قیمت، کیفیت، عملکرد، امکان انتخاب و سایر تسهیلات به مشتری اشاره می‌کند. مفهوم دوم به ترکیب از فرآیندهای عملیاتی، سیستم‌های مدیریت، ساختارها و فرهنگ تجاری مربوط می‌شود که سازمان را در ایجاد ارزش به مشتری مورد حمایت و پشتیبانی قرار می‌دهد و مورد سوم سه راه متمایزی که سازمان‌ها بدان وسیله قادر به ایجاد ارزش و اجرای مدل عملیاتی ارزش در بازار و ارائه آن به مشتریان خواهند بود را در بر می‌گیرد. این راه ها به شرح زیر هستند.

      1. برتری عملیاتی: چنین سازمان‌هایی مثل وال مارت به دنبال ارائه محصولات با قیمت مناسب و خدمات مفید و کمترین سردرگمی برای مشتریان هستند.

    1. رهبری محصول: سازمان‌هایی مثل اینتل و نایک به دنبال ارائه بی‌نظیرترین محصول در نوع خود به مشتریان می‌باشند و به همین خاطر در این سازمان‌ها نوآوری و تغییرات سریع برای حفظ موقعیت برتر در بازار محصول غیر قابل اجتناب است.

  1. صمیمیت با مشتری: این سازمان‌ها درک عمیقی از مشتریان خود دارند و خواهنان ارائه بهترین راه حل به مشتری و برقراری رابطه نزدیک با او هستند که از این دست می‌توان به برخی از بانک‌های خصوصی اشاره کرد.

انتخاب هر یک از این راهبردهای ارزشمند یک انتخاب استراتژیک رقابتی است که مشتری را محور بسیاری از تصمیمات استراتژیک تلاش‌های سازمان را به سمت ارائه ارزش برتر به مشتریان سوق می‌دهد. (Bick etal,2004,301)

۲-۳۵ سنجش ارزش

دو رهیافت مکمل در زمینه سنجش و ارزیابی ارزش وجود دارد. رهیافت اول در جستجوی ارزش دریافت شده[۲۰] به وسیله مشتریان کالاها و خدمات سازمان است. وقتی این ارزش بهتر و بالاتر از ارزش پیشنهادی رقبای سازمان باشد، فرصت موفقیت و حفظ موقعتی رقابتی سازمان در بازار فراهم می‌شود.

رهیافت دوم به سنجش ارزشی می‌پردازد که یک مشتری یا یک گروهی از مشتریان به سازمان می‌رسانند. در اینجا سازمان به صورت مداوم و جدی به ارتقا و حفظ مشتریان با ارزش خود می‌پردازد تا انگیزه خرید مجد و وفاداری آنان را افزایش دهد و تلاش می‌کند مشتریان با ارزش کمتر یعنی مشتریانی با منافع کمتر برای سازمان، یا به عبارتی مشتریانی که میزان هزینه صرف شده برای آنان بیش از منافع حاصل از مبادله با ایشان است را نیز به گروه‌های بالاتری از ارزش سوق دهد.(George,2002,136).

۲-۳۶ ‌گروه‌های ارزش

بررسی ادبیات مدیریت، سه گروه عمده ارزش را ‌به این شرح نمایان می‌سازد: ارزش از دید سهامدار که اقتصاددانان و کارشناسان مالی طرفدار آن هستند، ارزش از دید مشتری که بازاریابان به آن می‌پردازند و ارزش از دید ذینفعان سازمان.

مفهوم ارزش از دید سهامدار در متون مالی و حسابداری تحت عنوان افزایش قدرت و تأثیر بازارهای مالی مطرح شده است. راهکار ارزش از دید سهامدار در انتخاب استراتژیهایی که خالق برترین ارزش از دید سهام‌داران شرکت باشند بیشترین مزیت رقابتی پایدار را برای آن سازمان رقم خواهند زد. اما در تجزیه و تحلیل نهایی، افزایش ارزش از دیدگاه سهامدار از روابط سودمند با مشتری حاصل می‌شود و نه مبادله سهام. منافع و عواید حاصل از رابطه با مشتری حتی پس از پایان دوره زمانی ارتباط با او بر عملکرد مالی سازمان تأثیر قابل ملاحظه‌ای می‌گذارد که خواه نا خواه بر ارزش سهام سازمان می‌افزاید(Khalifa,2004,646)

طرفداران ارزش از دید ذینفعان، سازمان‌ها را مسئول خلق ارزش برای همه ذینفعان آن شامل پرسنل سازمان، مشتریان سازمان و جامعه دانسته و مشارکت در تعیین جهت یابی‌های آتی سازمان که در آن منافعی دارند را حق مسلم آنان می‌دانند. در تحقیقات انجام شده در زمینه خلق ارزش برای ذینفعان رابطه مستقیم و قوی بین سود‌اوری و رشد سازمان، وفاداری مشتری، رضایتمندی مشتری، ارزش کالاها و خدمات ارائه شده به مشتری، کیفیت و بهره‌وری خدمات و نیز قابلیت‌ها، توانمندیها،‌رضایتمندی و وفاداری پرسنل سازمان وجود دارد. (Ibid,646)

۲-۳۷ تفاوت بین ارزش ادراکی و رضایت مشتری

در بازاریابی مقوله رضایت مشتری نقش مهمی را ایفا می‌کند و محققان آن را به عنوان یک تعیین کننده قوی برای متغیرهای رفتاری از قبیل مقاصد مربوط به تکرار خرید، تبلیغات دهان به دهان و وفاداری مورد قبول قرار دادند. با وجود این،‌نکته مبهم در بین محققان وجود دارد. از یک طرف رضایت از یک فرایند شناختی[۲۱] نشأت می‌گیرد که به وسیله آن عملکرد درک شده، با بعضی استانداردها مقایسه می‌شود و از سوی دیگر، احساس رضایت ضرورتا نشان دهنده بیان عقیده‌ای احساسی است. ‌بنابرین‏، بعضی شاخص‌های رضایت، بعد شناختی و بعضی دیگر طبیعت احساسی و تاثیرپذیر آن را نشان می‌دهند. ولی در اکثر تحقیقات به عمل آمده، دیدگاه عاطفی پذیرفته شده است (Ulaga,Eggert,2002,110).

تحقیقات نشان می‌دهد که ارتباط محکمی بین درک مشتری از ارزش، سطح رضایت مشتری و وفاداری او وجود دارد. (Anderson,et al,1994,53-66) شواهد عمده‌ای وجوده دارد که ارتباط زنجیره رضایت- سود بسیار قوی است هر چند این ارتباط می‌تواند نامتقارن و غیر خطی باشد (Buttle,2004,25) .

۲-۳۸ درک ارزش

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ق.ظ ]




۲-۴-۲) مفهوم ریسک

فرهنگ وبستر، ریسک را “در معرض خطر قرار گرفتن” تعریف ‌کرده‌است. فرهنگ لغات سرمایه گذاری هیلدرس[۲۷](۱۹۹۸،) نیز ریسک را زیان بالقوه سرمایه گذاری که قابل محاسبه است، می‌داند. گالینتز، ریسک را هر گونه نوسانات در هر گونه عایدی می‌داند (گالتز [۲۸] ،۱۹۹۶،۵). تعریف مذکور این مطلب را روشن می‌کند که تغییرات احتمالی آینده برای یک شاخص خاص چه مثبت و چه منفی، ما را با ریسک مواجه می‌سازد. ‌بنابرین‏ امکان دارد که تغییرات ما را منتفع یا متضرر سازد.

اولین بار هری مارکویتز[۲۹](۱۹۵۲،) بر اساس تعریف کمی ارائه شده، شاخص عددی برای ریسک معرفی کرد. وی ریسک را انحراف معیار چند دوره ای یک متغیر تعریف کرد. به عنوان مثال، ریسک نرخ ارز در خلال سال های ۱۳۸۵-۱۳۷۵ عبارت است از انحراف معیار نرخ ارز در این سال ها.سایر شاخص ها نیز به همین ترتیب محاسبه می‌شوند، از جمله ریسک نرخ بازدهی سهام، ریسک تغیرات قیمت و ریسک نرخ سود.

دیدگاه دیگری در خصوص تعریف ریسک وجود دارد که تنها به جنبه منفی نوسانات توجه دارد. هیوب، ریسک را احتمال کاهش درآمد یا از دست دادن سرمایه تعریف می‌کند(هیوب [۳۰] ،۱۹۹۸). ‌بنابرین‏ برای تعریف ریسک می توان دو دیدگاه ارائه کرد:

دیدگاه اول : ریسک به عنوان هر گونه نوسانات احتمالی بازدهی اقتصادی در آینده.

دیدگاه دوم: ریسک به عنوان نوسانات احتمالی منفی بازدهی اقتصادی در آینده(ریسک نامطلوب).

بر اساس این دو دیدگاه ، دو نظریه مدرن و فرامدرن پرتفوی شکل گرفته است که نظریه مدرن پرتفوی به سنجش ریسک از دیدگاه اول و نظریه فرامدرن پرتفوی به سنجش و ارزیابی ریسک از دیدگاه دوم(ریسک نامطلوب) می پردازد.

۳-۴-۲) انواع ریسک

تجزیه تحلیل گران مدرن سرمایه گذاری، منابع ریسک را که باعث تغییر و پراکندگی در بازده می شود، به دو دسته تقسیم می‌کنند:

آن دسته از ریسک هایی که ماهیتاً وجود دارند از قبیل ریسک بازار یا ریسک نوسان نرخ بهره و آن دسته از ریسک هایی که برای اوراق خاصی وجود دارد از قبیل ریسک مالی و ریسک تجاری.یک راه منطقی برای تقسیم ریسک کلی به اجزاء آن، تمایز میان اجزاء کلی(بازار) و اجزاء خاص (اوراق خاص) است. تجزیه و تحلیل گران مدرن این دو نوع ریسک را ریسک سیستماتیک و ریسک غیر سیستماتیک می‌گویند.

مطابق تعریف ریسک، ریسک غیر سیستماتیک آن قسمت از تغییرات در بازده اوراق بهادار است که ارتباطی با تغییر پذیری کل بازار ندارد. این نوع ریسک منحصر به اوراق بهادار خاصی است و به عواملی همچون ریسک تجاری، ریسک مالی، ریسک نقدینگی بستگی دارد. اگرچه تمام اوراق بهادار می‌توانند دارای ریسک غیر سیستماتیک باشند ولی این ریسک معمولاً به سهام عادی مربوط می شود و می توان با تنوع بخشیدن به سرمایه گذاری در اوراق بهادار، آن را کاهش داد. ریسک سیستماتیک تحت عناوینی همچون ریسک بازار یا ریسک کاهش ناپذیر هم آمده، آن قسمت از کل ریسک می‌باشد که تابع عوامل بازار است و نمی توان آن را حذف کرد. این ریسک شامل ریسک نرخ بهره، بازار و تورم بوده و زائیده تغییرات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیطی بازار سرمایه است و برای سهام مختلف روندی تقریباً یکسان دارد. اگر بازار سهام افت داشته باشد بیشتر سهام ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و بالعکس. ‌بنابرین‏ تمامی اوراق بهادار تا حدودی از ریسک سیستماتیک برخوردارند(اعم از اوراق قرضه و سهام).

۴-۴-۲) نظریه سبد اوراق بهادار

مقاله ای که هری مارکوویتز[۳۱]در سال ۱۹۵۲ نوشت، منشأ پیدایش تئوری مجموعه اوراق بهادار (پرتفولیو) شد. او فرض خود را بر این پایه گذاشت که سرمایه گذاری ها الزاماًً در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار نیستند. اگر آنان تنها در پی به حداکثر رسانیدن بازده مورد انتظار بودند، تنها در یک قلم دارایی دارای بیشترین بازده مورد انتظار است سرمایه گذاری می‌کردند. ولی با یک نگاه می توان مشاهده کرد سرمایه گذاری ها صاحب مجموعه ای اوزارق بهادار(پرتفولیو) هستند. در توجیه این رفتار می توان گفت که سرمایه گذاری ها به صورت همزمان به دو پدیده ریسک و بازده توجه می‌کنند.بازده سال های گذشته یک مجموعه اوراق بهادار عبارت است از میانگین موزون بازده مورد انتظار اقلام تشکیل دهده آن پرتفولیو.

= (۱-۲)

که در این رابطه Wt عبارت است از ارزش بازار دارایی مورد نظر(در آغاز دوره) تقسیم بر ارزش بازار کل اوراق بهادار تشکیل دهنده پرتفولیو.

واریانسیک پرتفولیو را با بهره گرفتن از معادله زیر حساب می‌کنند:

= (۲-۲)

در این رابطه نمایانگر کواریانس بین بازده دارایی های i و j می‌باشد. علامت به معنی این است که تمامی کواریانس ها را باید با هم جمع کرد. برای محاسبه کواریانس از فرمول زیر نیز می توان استفاده نمود:

= + ۲ (۳-۲)

که در این رابطه :

یعنی مجموع واریانس اوراق بهادار(ضرب در مجذور ضرایب آن ها)

۲یعنی دو برابر مجموع کواریانس های اجزاء پرتفولیو

از طریق معادله زیر محاسبه می شود:

= (۴-۲)

برای محاسبه ضریب همبستگی () اوراق بهادار مذبور از فرمول زیر استفاده می شود:

(۵-۲)

این ضریب هبستگی همیشه مقداری بین ۱- و ۱+ دارد این نشان می‌دهد که کواریانس مثبت یا منفی است. اگر کواریانس دو متغیر مثبت باشد، نشان دهنده این است که آن دو متغیر از نظر کاهش و افزایش هماهنگ هستند؛ یعنی اگر یکی افزایش یابد دیگری نیز افزایش خواهد یافت ولی اگر کواریانس دو متغیر منفی باشد، به مفهوم این است که آن دو متغیر در جهت عکس یکدیگر حرکت می‌کنند.

ریسک و بازده سال های آتی یک مجموعه سرمایه گذاری از طریق فرمول های زیر به دست می‌آید:

بازده چند سال آینده (۶-۲) W=

واریانس (۷-۲) =

یا

= + ۲ (۸-۲)

کواریانس (۹-۲) =

ضریب همبستگی (۱۰-۲)

۵-۴-۲) ریسک در بافت پرتفولیو

اغلب سرمایه گذاران پرتفولیویی از اوراق بهادار شرکت های مختلف را نگهداری می‌کنند. از این رو، اگر انواع متعددی از اوراق بهادار به یک پرتفولیو افزوده گردد، چه اتفاقی رخ خواهد داد؟ به طور کلی، ریسک پرتفولیو کاهش یافته و به سمت حدی میل می‌کند. مطالعات تجربی نشان داده که منافع بهینه حاصل از تنوع بخشی، به شکل کاهش ریسک، از طریق تشکیل پرتفولیوی مرکل از ۱۰ تا ۱۵ نوع اوراق بهادار مختلف می‌تواند حاصل شود. عواید حاصل از متنوع سازی از طریق تشکیل پرتفولیوی با تعداد مختلف اوراق بهادار بیش از ۱۵ نوع قابل چشم پوشی و حتی معادل صفر خواهد شد.

۶-۴-۲) تئوری قیمت گذاری دارایی های سرمایه ای(CAPM)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ق.ظ ]




جلسات ششم، هفتم و هشتم:

در ۳ جلسه آخر، کمک به بیمار جهت توسعه خرانه رفتاری در پاسخ به فکر وسواسی و اضطراب و ایجاد الگوهای منعطف تر پاسخ دهی به وسواس؛ پذیرش افکار و هیجانات نامطبوع در زمان حال و توصیف عینی آن ها از طریق آموزش ذهن آگاهی به بیمار و مشارکت بیمار در فعالیت‌های ارزش محور؛ تمرین تکنیک‌های اکت از طریق فعالیت‌های انتخاب شده

فصل چهارم:

یافته های پژوهش

مقدمه

در این قسمت ‌بر اساس داده های به دست آمده و با توجه به روش های آماری مناسب به تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه‌های پژوهش پرداخته می شود. برای افزایش دقت محاسبات نرم افزارهای آماری مانند SPSS به کار گرفته می شود. در این قسمت داده­‌های گردآوری شده به صورت جدول یا نمودار عرضه و تحلیل می­ شود. ارائه نتایج یک تحقیق بر حسب نحوه تنظیم یافته ­های آن، می ­تواند صورت­‌های مختلفی داشته باشد. ترتیب ارائه یافته ­های پژوهشی به ­طور سازمان یافته، امری است که از قبل بایستی برنامه­ ریزی شده باشد. بهترین شیوه برای تنظیم ساختاری این قسمت ارائه یافته­ ها با توجه به سوالات یا فرضیه ­های تحقیق است. در این بخش ابتدا به توصیف آماری داده های حاصل از اجرای پرسشنامه پرداخته شده و سپس فرضیه‌ مطرح شده مورد آزمون قرار گرفته است.

روش تجزیه و تحلیل داده ها

به منظور تجزیه و تحلیل داده های خام به دست آمده از آمار توصیفی و استنباطی استفاده می‌گردد. آمار توصیفى را عمدتاًً مفاهیمى از قبیل جدول توزیع فراوانى و نسبت‌هاى توزیع، نمایش هندسى و تصویرى توزیع، اندازه‌هاى گرایش به مرکز، اندازه‌هاى پراکندگى و نظایر آن تشکیل مى‌دهد. آمار توصیفى براى تبیین وضعیت پدیده یا مسئله یا موضوع مورد مطالعه مورد استفاده قرار مى‌گیرد یا در واقع ویژگى‌هاى موضوع مورد مطالعه به زبان آمار تصویرسازى و توصیف مى‌گردد. در تحلیل‌هاى آمار استنباطى همواره نظر بر این است که نتایج حاصل از مطالعه گروه کوچکى به نام نمونه چگونه به گروه بزرگترى به نام جامعه تعمیم داده شود. در تحقیق حاضر در آمار توصیفی از میانگین و انحراف استاندارد و نمودار استفاده گردید و در آمار استنباطی از آزمون تحلیل کواریانس یک راهه (آنکوا) و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره (مانکوا) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده های جمع‌ آوری شده از نرم افزار آماری «SPSS»[۱۱۴] نسخه نوزدهم استفاده شده است. ضمناً برای کلیه فرضیه‌ها سطح معنی داری ۰۵/۰= در نظر گرفته شده است.

بررسی جمعیت شناختی

در ادامه به بررسی جمعیت شناختی متغیرهای مورد بررسی پرداخته می‌شود.

جدول۱-۴٫ بررسی وضعیت جمعیت شناختی در گروه‌های مورد مطالعه

گروه آزمایش

گروه کنترل

فراوانی (درصد)

فراوانی (درصد)

سن

۲۵-۲۰

۶ (۵/۳۷)

۸ (۵۰)

۳۰-۲۶

۴ (۲۵)

۶ (۵/۳۷)

۳۵-۳۰

۶ (۵/۳۷)

۲ (۵/۱۲)

تحصیلات

دیپلم

۴ (۲۵)

۴ (۲۵)

فوق دیپلم

۲ (۵/۱۲)

۲ (۵/۱۲)

کارشناسی

۶ (۵/۳۷)

۸ (۵۰)

کارشناسی ارشد

۴ (۲۵)

۲ (۵/۱۲)

همان گونه که در جدول ۱-۴ملاحظه می‌گردد، در گروه آزمایش، ۳۷ درصد بین ۲۵ تا۲۰ سال؛ ۲۵ درصد بین ۲۶ تا ۳۰ سال و ۳۷ درصد بین ۳۱ تا ۳۵ سال سن دارند. در گروه کنترل، ۵۰ بین ۲۵ تا۲۰ سال؛ ۳۷ درصد بین ۲۶ تا ۳۰ سال و ۱۲ درصد بین ۳۱ تا ۳۵ سال سن دارند.

در گروه آزمایش، ۲۵ درصد داری تحصیلات دیپلم و ۱۲ درصد داری تحصیلات فوق دیپلم، ۳۷ درصد دارای تحصیلات کارشناسی و ۲۵ درصد دارای تحصیلات کارشناسی ارشد می‌باشند. در گروه کنترل، ۲۵ درصد داری تحصیلات دیپلم و ۱۲ درصد داری تحصیلات فوق دیپلم، ۵۰ درصد دارای تحصیلات کارشناسی و ۱۲ درصد دارای تحصیلات کارشناسی ارشد می‌باشند.

بررسی فرضیه‌ها

در این بخش ابتدا به توصیف آماری داده های حاصل از اجرای پرسشنامه پرداخته شده و سپس فرضیه‌ مطرح شده مورد آزمون قرار گرفته است. به منظور توصیف داده های مذکور با بهره گرفتن از نرم افزار Spss شاخص‌های میانگین و انحراف استاندارد استفاده شده‌اند و در سطح استنباطی برای بررسی روابط از آزمون تحلیل کواریانس یا آنکوا (Ancova) و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره یا مآنکوا (Mancova) استفاده شده است. این آزمون برای مقایسه میانگین یک متغیر در دو یا بیش از دو گروه مستقل استفاده می­ شود. آزمون آنکوا، می‌تواند با کاهش پراکندگی خطای درون گروهی[۱۱۵]، توان آماری[۱۱۶] را افزایش دهد. در مطالعه حاضر، در هر فرضیه چهار گروه وجود دارد. دو گروه پیش آزمون آزمایش و کنترل و دو گروه پس آزمون آزمایش و کنترل. ‌بنابرین‏ می‌بایست با توجه به فرضیه و تعداد متغیرهای وابسته، از آزمون تحلیل کواریانس یا آنکوا (Ancova) و آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره یا مآنکوا (Mancova) استفاده کرد.

    • پیش فرض‌های آزمون‌های مذکور عبارتند از[۱۱۷]:

    • فاصله‌ای و نسبی بودن داده ها[۱۱۸]

    • بررسی نرمال بودن داده ها[۱۱۹] از طریق آزمون کولموگورف-اسمیرنف[۱۲۰]

    • بررسی همگنی واریانس‌ها یا پراکندگی[۱۲۱] یا یکسانی پراکندگی[۱۲۲] از طریق آزمون لوین[۱۲۳]

    • مفروضه همگنی شیب رگرسیون‌ها[۱۲۴]

    • خطی بودن رگرسیون[۱۲۵]

    • مستقل بودن خطاها[۱۲۶] توسط آزمون دوربین واتسن[۱۲۷]

    • استقلال مشاهدات یا گروه‌ها

  • همگنی ماتریس واریانس-کوواریانس

فرضیه‌های اصلی

فرضیه اول: بین گروه درمانی مبتنی بر تعهد و پذیرش و گروه کنترل در میزان وسواس فکری و وسواس عملی و وسواس کلی تفاوت معناداری وجود دارد.

جهت تحلیل این فرضیه از تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده شد. برای استفاده از روش تحلیل کوواریانس چند متغیره ابتدا پیش فرض‌های آن، یعنی فاصله‌ای و نسبی بودن داده ها، مستقل بودن، نرمال بودن، همگنی واریانس‌ها، همگنی شیب رگرسیون و خطی بودن بررسی شد. برای بررسی نرمال بودن داده ها از آزمون کولموگورف- اسمیرنف و برای بررسی مفروضه همگنی واریانس‌ها از آزمون لوین استفاده شد. نتایج نشان دهنده رعایت و برقراری این پیش فرض‌ها برای انجام تحلیل کوواریانس بود (۰۵/۰<P). مفروضه همگنی شیب رگرسیون‌ها نیز نشان داد که بین گروه ها و پیش آزمون تعامل وجود ندارد (۰۵/۰<P). پس از بررسی و تأیید مفروضه یکسانی واریانس‌ها و مفروضه یکسانی شیب رگرسیونی، مستقل بودن گروه ها مورد توجه است که چون آزمودنی‌ها در گروه‌های آزمایش و کنترل به صورت تصادفی جایگزین شده‌اند، این مفروضه هم مورد تأیید است. همچنین آزمون باکس معنادار نبود و این ‌به این معنا است که مفروضه همگنی ماتریس واریانس-کوواریانس رعایت شده است (۰۵/۰<P). بعلاوه اثر متغیرهای جمعیت شناختی و پیش آزمون، کووریت (کنترل) شده و اثرشان حذف گردیده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ق.ظ ]




نفقه مملوک

منظور از مملوک[۸۷] چیزهایی است که در مالکیت انسان قرار دارند مانند حیوان برده نفقه مملوک حتی زنبور عسل و کرم ابریشم برمالکش واجب است نفقه حیوان اندازه معینی ندارد واجب است آنچه حیوان نیاز دارد برایش تهیه شود مانند :

خوردن ، آشامیدن ، و محل استراحت مالک آن نیز احتیاج دارد که به او علف بدهد یا آن را برای چریدند در چراگاه رهایش کند براین پایه اگر حیوان به چریدن درچراگاه بسنده کند و سیر شود که چه بهتر و گرنه باید به مقدار کفایت به آن حیوان علف دهد ‌اگر ما لک از دادن نفقه به حیوان اگر چه به صورت رها کردن و چریدن در چراگاه به قدر کفایت خودداری ورزد اجبار می شود آن را بفروشد یا مخارج آن را تامین کند یا اگر گوشتش قابل استفاده است آن را ذبح کند .

ضمانت اجرای نفقه نزدیکان

نفقه اقارب مانند زوجه هم ضمانت اجرای مدنی و هم ضمانت اجرای کیفری دارد .

ضمانت اجرای مدنی نفقه اقارب :

مستحق نفقه می‌تواند برای نفقه آینده به دادگاه رجوع و از این طریق شخصی را که قانونا باید به او نفقه دهد با سیر مراحل قانونی دنبال کند .

ضمانت اجرای کیفری نفقه نزدیکان

ماده ۶۴۲ قانون مجازات اسلامی مسترکا نفقه زوجه واقارب را مد نظر گرفته که در قسمت ضمانت اجرای کیفری نفقه زوجه بدان پرداخت می شود .

در پایان باید انصاف داد که اگرقوانین تامین اجتماعی به درستی و با حسن نیست تدوین و اجرا شود ضرورت معاضرت های مستقل از افراد و خانواده های آسیب دیده کاسته می شود و در پایان این عنوان تأیید می شود که امروزه باید سنت های اخلاقی را در خانواده ها گرامی بداریم زیرا در دور نمای آینده نیز هیچ گاه دولت نمی تواند نقش سرپرستی اجتماعی را بدون کمک خواستن از بنیادهای خانوادگی به خوبی ایفا کند .

امتیازات نفقه زوجه برنزدیکان

۱-نفقه زن مقدم برنفقه اقارب است . پس آنچه از مدت خویش زیاد باشد آن را به مصرف زن می رساند و آنچه اضافه نباشد از نفقه واجب زن به خویشاوندان می‌دهد همین نکته در ماده ۱۲۰۳ ق . م آمده است .

۲-نفقه زن برذمه مرد ثابت است پس اگر نپردازد مرد بدهکاراست

۳-زن نفقه ی همان روز را می‌تواند طلب کند (چرا که ممکن است از اطاعت خارج شود .

۴-اگر زن متمکن باشد و دارای پول هنگفتی باشد نفقه از گردن مرد ساقط نمی شود و برذمه مرد است ( همین نکته در ماده ۱۱۱۱ ق . م آمده است ) در صورت خودداری یا استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان الزام او به انفاق قانون به زن این اجازه را می‌دهد که از دادگاه تقاضای طلاق نماید[۸۸] ( پس نفقه زن مشروط به فقر یا متمکن بودن مرد نیست و مرد نیز اگر فقیر یا متکمن باشد باز هم حق نفقه زن براو ثابت است .

۵-همیشه این زن است که مطالبه نفقه می‌کند پس نفقه امری یک طرفه است یعنی طلب زن بابت نفقه یک تکلیف یک جانبه است در حقوق ایران زن هیچ گاه مکلف به دادن نفقه به شوهر نیست در حالی که نفقه اقارب یک تکلیف متقابل است .

۶- طلب زن بابت یک طلب ممتاز است و در صورت ورشکستگی یا فوت شوهر و عدم کفایت اموال او برای پرداخت دیون برسایر بدهیها مقدم می شود .

فصل سوم

تبین نفقه

ضمانت اجرای نفقه زوجه

برای الزام شوهر به پرداخت نفقه دو ضمانت اجرای مدنی و کیفری وجود دارد .

ضمانت اجرای مدنی : در ماده ۱۱۱۱ قانون مدنی به زن این حق داده شده تا در صورت خودداری شوهر از نفقه به دادگاه – دادگاه صالح ، دادگاه خانواده محل اقامت شوهر است – مراجعه کند که در این صورت دادگاه میزان نفقه را معین و شوهر را به پرداخت آن محکوم می‌کند در صورت عدم اجرای حکم از جانب شوهر در مرحله بعد دادگاه از اموال شوهر نفقه را پرداخت می‌کند و اگر امکان دسترسی وجود نداشته باشد یا شوهر اموالی نداشته باشد که نفقه تامین شود زن حق طلاق دارد[۸۹] .

ضمانت اجرای کیفری

ضمانت اجرایی کیفری پرداخت نکردن نفقه در قانون مجازات عمومی (مصوب ۱۳۰۴ با اصلاحات بعدی هم) پیش‌بینی شده بود، ماده ۲۱۴ این قانون مقرر می‌کرد: هرکس حاضر برای دادن مخارج ضروری زن خود در صورت تمکین زن نشود و طلاق هم ندهد به حبس تأدیبی از سه ماه تا یک سال محکوم خواهد شد … . با تصویب قانون حمایت خانواده مصوب ۱۳۵۳، قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۴۶ و ماده ۲۱۴ قانون مجازات عمومی، از تاریخ اجرای این قانون ملغی گردید (طبق ماده ۲۸). ‌بنابرین‏، ماده ۲۱۴ قانون مذبور نسخ و ماده ۲۲ قانون حمایت خانواده مصوب سال ۱۳۵۳ جایگزین آن شد. این ماده مقرر می‌کرد: هر کس با داشتن استطاعت نفقه زن خود را در صورت تمکین او ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع نماید به حبس جنحه‌ای از سه ماه تا یکسال محکوم خواهد شد. تعقیب کیفری منوط به شکایت شاکی خصوصی است و در صورت استرداد شکایت یا وقوع طلاق ‌در مورد زوجه تعقیب جزائی یا اجرای مجازات موقوف خواهدشد.

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، در سال ۱۳۶۲ قانون مجازات اسلامی (تعزیزات) به تصویب رسید که ماده ۱۰۵ آن مقرر می‌نمود:‌ هرکس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد و یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع نماید، دادگاه می‌تواند او را به شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم نماید.
در این قانون می‌بینیم که اولاً حبس، به شلاق تبدیل گردیده. ثانیاًً، اختیار اعمال مجازات یعنی تا ۷۴ ضربه شلاق به اختیار قاضی قرار داده شده است که اگر مجازات را سودمند نداند، به تشخیص خود، مجرم را معاف کند و یا وی را به تحمل شلاق از ۱ تا ۷۴ ضربه محکوم نماید.

در سال ۱۳۷۵ قانون مجازات اسلامی (تعزیزات و مجازات‌های بازدارند) به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید (یعنی مواد ۴۹۸ لغایت ۷۲۹). ماده ۶۴۲ این قانون مقرر می‌کند: هر کس با داشتن استطاعت مالی نفقه زن خود را در صورت تمکین ندهد یا از تأدیه نفقه سایر اشخاص واجب‌النفقه امتناع نماید دادگاه او را از سه ماه و یک روز تا پنج ماه حبس محکوم می‌کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ق.ظ ]




ب) طرح شغل: به خاطر جذاب نبودن کار. ‌بنابرین‏ شغل ها باید طوری طراحی شوند که تنوع مهارت ها،اهمیت وظایف،خود مختاری و بازخور و فرصت برای آموزش و رشد کرکنان را حداکثر کند.

ج) عملکرد: در صورت عدم آگاهی از استاندارد های عملکرد، عدم توجه مدیران به کار خوب زیر دستان و عدم ارزیابی صحیح و تقدیر از عملکرد ها. اقدامات اصلاحی مربوطه عبارت ­اند از:

    1. بیان الزامات عملکردی در قالب اهداف قابل وصول

    1. تر غیب کارکنان بر توافق بر سر آن اهداف و اقدامات لازم

  1. ترغیب مدیران به دادن بازخور و تقدیر از کارکنان

د) آموزش: ناشی از عدم صحیح آموزش جهت انجام کار مورد انتظار و آشنایی با محیط جدید. ویژگی طرح های آموزشی عبارتند از:

    1. اعطای شایستگی و اعتماد به نفس لازم به کارکنان در تامین استاندارد های عملکرد

    1. تقویت مهارت ها و شایستگی های موجود

    1. کمک به کارکنان جهت کسب شایستگی و مهارت های جدید

    1. فراگیری سریع دانش و مهارت اساسی لازم

  1. افزایش بهره وری کارکنان در داخل و خارج سازمان.

  • استراتژی انعطاف پذیری: برنامه ریزی برای افزایش انعطاف پذیری در امر بهره گیری از منابع انسانی تا سازمان بتواند به بهترین شکل از کارکنانش استفاده کند و به سرعت خود را با شرایط در حال تغییر وفق بدهد و سازگار کند(آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ص ۲۳۸). هدف از این استراتژی باید ایجاد یک شرکت منعطف از طریق ایجاد انعطاف پذیری بیشتر عملیاتی و نقشی باشد.

اقدامات لازم جهت طراحی این استراتژی عبارتند از:

    • بررسی دقیق الگو های سنتی به منظور یافتن گزینه هایی برای تمام وقت و دائمی.این کار می‌تواند به شکل تقسیم بندی کارکنان به دو گروه اصلی و فرعی صورت پذیرد.

    • واگذاری برخی امور به پیمانکاران خارجی.

  • چند مهارتی شدن کارکنان برای افزایش توان کارکنان در قبول مشغل مختلف و انجام هر وظیفه ای که گروه کاری به آن ها محول می‌کند.

۲-۲-۴-۲) استراتژی توسعه منابع انسانی

یکی از مناسب ترین راهکار های یک سازمان برای دستیابی به مزیت رقابتی ونیز حفظ دستاوردهای آن،بدون شک اندیشیدن و فراگیری سریعتر از رقبا می‌باشد.در این میان سازمان‌هایی که عزم خویش را جزم کرده‌اند و راهبرد های خود را مبتنی بر اندیشیدن و یادگیری دانسته اند،اساسا قادر خواهند بود مزیت رقابتی سازمان‌هایی را که به طور سنتی راهبردهای عملکرد مدارانه را پیشه خود ساخته اند،در هم بشکنند.(رهنمای رودپشتی و محمودزاده،۱۳۸۷،ض۱۴۶). توسعه استراتژیک منابع انسانی به مسائلی چون ایجاد یک سازمان پویا(یادگیر)و فراهم آوردن فرصت های آموزش و پرورش و یادگیری کارکنان به منظور بهبود عملکرد فردی،گروهی و سازمانی می‌پردازد. توسعه استراتژیک منابع انسانی تحولی است که از بینشی قدرتمند درباره توانایی‌های بالفعل و بالقوه کارکنان در چارچوب استراتژیک کلان شرکت ریشه می‌گیرد.به منظور ایفای نقش مؤثر استراتژی های منابع انسانی در تحقق اهداف شرکت،باید پایه مهارت و سرمایه معنی مورد نیاز سازمان تقویت شود و توسعه یابد(اعرابی،۱۳۸۵،ص۹۴).

۲-۲-۴-۲-۱) اهداف و مسائل عمده استراتژی توسعه منابع انسانی

هدف از توسعه استراتژیک منابع انسانی، تولید چارچوبی است فراگیر و یکپارچه برای پرورش کارکنان. بخش اعظم فرایند توسعه منابع انسانی متوجه فراهم کردن محیطی خواهد شد که در آن محیط کارکنان به یادگیری و توسعه دانش و مهارت های خود ترغیب گردند. ممکن است فعالیت های مرتبط با توسعه منابع انسانی، شامل برنامه های سنتی آموزش نیز باشند، اما تأکید این فعالیت ها بر توسعه سرمایه معنوی سازمان و ترویج و ارتقای پویایی سازمانی، گروهی و فردی است. کانون تمرکز این فعالیت ها، ایجاد سازمانی پویا است که در آن دانش و معرفت، به شکلی سیستماتیک مدیریت می‌گردد. توسعه استراتژیک منابع انسانی به طراح ریزی روش هایی بای ترغیب توسعه خود (پویایی خود مدیر) با کمک پشتیبانی و راهنمایی مناسب از طرف سازمان نیز مربوط است. اگر چه توسعه استراتژیک منابع انسانی توسط فعالیت های شرکت هدایت می شود، اما باید به نیازها و ادراکات فردی نیز توجه کند. اهمیت افزایش شایستگی ها و قابلیت های کارکنان درون سازمان و کارکنانی که از بیرون گزینش و جذب می‌شوند باید به عنوان یک سیاست اصلی توسعه منابع انسانی مورد توجه قرار بگیرد(آرمسترانگ، ۱۳۸۱، ص ۲۶۰).

مسایل اصلی استراتژی توسعه منابع انسانی به صورت زیر می‌باشند:

  • طراحی استراتژی های پویایی فردی:

این استراتژی به دنبال نیاز سازمان به منابع انسانی در قالب واژگانی چون نوع مهارت‌ها ، و رفتارهای مورد نیاز برای تحقق اهداف سازمان بیان می شود.این استراتژی بایدمواردی مانند تعیین روش شناسایی نیازهای یادگیری،نقش برنامه ریزی توسعه فردی و پشتیبانی لازم از یادگیری یا فراگیری را در نظر بگیرد.

  • طراحی و توسعه پویایی سازمانی و ایجاد سازمانی پویا:

فرایند پویایی یا یادگیری سازمانی ،مبنایی است برای درک مفهوم یک سازمان پویا.سازمان پویا،سازمانی است که می‌تواند بامحیط خود سازگار شود و کارکنان خود را برای سازگار شدن با محیط آموزش و پرورش دهد.از نظر گاروین[۲۹] سازمان‌های پویا در پنج چیز مهارت دارند:

    1. حل مشکل سیستماتیک

    1. آزمایش

    1. درس گرفتن از تجارب گذشته

    1. یاد گرفتن از دیگران

  1. انتقال سریع و مؤثر دانش و آگاهی به تمام سازمان.

  • مدیریت دانش و آگاهی های کارکنان:

از نظر بکمن[۳۰] دانش،استدلال در باب اطلاعات و داده ها برای دستیابی به کارایی ،حل مسائل،تصمیم گیری،یادگیری و آموزش است.از نظر پترش،مدیریت دانش،کسب دانش درست برای افراد مناسب در زمان صحیح و مکان مناسب است،بهگونه ای که آن ها بتوانندبرای دستیابی به اهداف سازمان،بهترین استفاده را از دانش ببرند(عالم تبریز و رحیمی،۱۳۸۷،ص۴۹).دانش محصول یادگیری است اما یادگیری سازمانی زمانی تقویت می شود که یک استراتژی مدیریت دانش منظم طراحی و اجرا شود.مدیریت دانش به دانش به مثابه یک منبع مهم و کلیدی مینگرد.مدیریت دانش شامل دو چیز است، اول تغییر شکل منابع دانش از طریق شناسایی اطلاعات مربوط و دوم نشر و تسهیم آن بنحوی که یادگیری میسر و ممکن گردد.

از جمله مزایای مدیریت دانش در مقوله منابع انسانی میتوان به:

۱ . در اختیار گرفتن دانش ضمنی[۳۱]

۲ . همکاری گروه افزار

۳ . تسهیل بخشی به یادگیری و بهبود جریان کار اشاره کرد(آلن رادینگ،۱۳۸۹،ص۷۱).

دو جهت گیری در ظهور زمینه مدیریت دانش وجود دارد.در یک پارادایم،فناوری اطلاعات به طور قاطعی بر ایده ها و افکار در خصوص مدیریت دانش مؤثر است و در دیگری،یادگیری سازمانی نقش اصلی را در مدیریت دانش ایفا می‌کند.به منظور اینکه مدیریت دانش به طور مؤثر در استراتژی سازمانی نقش داشته باشد،سازمان‌ها باید رابطه بین مدیریت دانش و مدیریت منابع انسانی را تقویت کنند(Gloet & et al،۲۰۰۳). از آنجا که یادگیری سازمانی بیشتر بر روی افراد و فرایند ها متمرکز است و تفکر انسان گرا دارد،لذا نقش مدیریت منابع انسانی در پارادایم انسان گرا جلوه گر می شود.در این سازمان ها مدیریت دانش تحت پوشش مدیریت منابع انسانی توسعه می‌یابد و تقویت می شود.(رهنمای رودپشتی و غفاری،۱۳۸۷،ص ۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:55:00 ق.ظ ]